آداب اخلاقي

فواید نماز برای دیگران
در آغاز لازم است تعریف و توصیف درستی از نماز داشته باشیم تا بدانیم نمازی كه از آن سخن خواهیم گفت . . .

نماز ما چه سودی برای دیگران دارد؟

در آغاز لازم است تعریف و توصیف درستی از نماز داشته باشیم تا بدانیم نمازی كه از آن سخن خواهیم گفت ، صرف خم و راست شدن و چند جمله بدون توجه و حضور قلب بر زبان جاری ساختن نیست.

نماز عالیترین تجلّی پرستش و زیباترین و شیرینترین لحظههای دیدار و رازگویی عاشق با معشوق است.

نماز نیاز روح هر انسان و بلكه هر موجودی است، نماز آرام كننده روان متلاطم، عامل رستگاری، برترین تكیهگاه و پشتوانه انسان در سختیها و مصیبتها است، نماز بهترین راه به سوی عرفان الهی، ارزشمندترین سفره رحمت خداوند در زمین، معیار ارزیابی اعمال و سنجش شخصیت و انسانیت انسان است،

اساسیترین ستون نگهدارنده دین، بازدارنده از جرایم عملی و رذایل خُلقی، شوینده گناهان، عصیان علیه همه طاغوتها و شیطانهای درون و بیرون، انسی و جنّی نماز است، و بالاخره تسلیم و خضوع جان در برابر جانان است.

وقتی آسمان دل، میگیرد و ابری میشود، تنها حضور در معبد و محراب و سجود در پیشگاه خدا، و سرازیر شدن باران اشك، و وزیدن نسیم نیایش و نماز است كه انسان را سبك میكند و كویر دل را به بوستانی مبدل می سازد، آری تنها گلهای معطر «یاد و ذكر خدا» آرامش را در بوستان دل میرویاند.

پیمودن راه دراز «خاك» تا «خدا» با بال نماز و پرواز عشق میسّر است.

هرگز به یك «صفر» یعنی هیچ و به «بی نهایت صفر» یعنی «هیچها» اندیشیدهای؟ همه انسانها، و تمامی موجودات و ذرات هستی، همان «صفرها»ی بیمفهوم، بیخاصیت و هیچند. تنها هنگامی كه صفر یا صفرها بعد از «واحد»(1) ـ یا «یك»كه اساس اعداد و سرچشمه همه «تكثّرها» است، ـ قرار گیرند هستی و مفهوم پیدا میكنند.

آن چه این «هیچ» را با آن «همه» پیوند میدهد، نماز و نیایش است. از این رو امام صادق(ع) در پاسخ فردی كه پرسیده برترین و ارزشمندترین وسیلة «تقرّب بندگان به خدا چیست؟ فرمود: «ما أعلمُ شیئاً بعد المعرفه أفضل من هذه الصلوه؛ (2) بعد از معرفت به خدا، چیزی برتر و با فضیلتتر از نماز نمیدانم».

جهت آگاهی بیشتر از تفسیر نماز به كتابهای زیر رجوع شود:

1ـ نماز و نمازگزاران، اثر علامه محمدتقی جعفری و آیت الله جوادی آملی؛

2ـ نماز نشانه حكومت صالحان، ستاد اقامه نماز؛

3ـ نماز یعنی رهبری، سید ابوالفتح دعوتی؛

4ـ هزار كتاب و رساله پیرامون نماز، ناصرالدین انصاری، رسول جعفریان و رضا استادی؛

5ـ مجموعه مقالات برگزیده ششمین اجلاس سراسری نماز، ستاد اقامه نماز.

پرسشگر گرامی !

منظورتان از « سود برای دیگران » چیست؟ اگر منظورتان برای غیر، خدا است، تصور و شناخت تان از خداوندی كه بی نیاز مطلق است، نادرست است. زیرا خداوند غنی و بی نیاز از همه چیز است، چون غیر از خدا هر چه هست، همه مخلوق خدا و نیازمند به او  است .

ما انسانها كه یكی از مخلوقات خداییم. سراسر وجودمان را نیاز و احتیاج فرا گرفته است،

یكی از نیازهای ما نیازهای روحی است ، مثل احتیاج به محبت. از این رو بچههایی كه در خانواده خود احساس كمبود محبت می كنند، دچار اختلالات روحی و روانی میگردند. یكی از نیازهای واقعی و اساسی روح بشر عبادت و پرستش است، چون خداوند انسان را برای رسیدن به كمال و نزدیك شدن به« كمال مطلق » آفریده است. او می داند كه تكامل انسان جز از راه «عبادت و بندگی» به دست نمیآید، در واقع با فرمان نماز راه رسیدن به كمال را به او نشان داده است. و آثار منفی یا كیفر و عذاب هایی كه برای ترك نماز  یا سبك شمردن آن گفته می شود در واقع آثار طبیعی و وضعی آن است.

چنان كه قرآن می فرماید: « هر كسی كفر ورزد و حج را ترك كند، به خود زیان رسانده است. خداوند از همه جهانیان بی نیاز است». (3) و  «كسی كه جهاد و تلاش كند ، برای خود جهاد میكند؛ چرا كه خداوند از همه جهانیان بی نیاز است». (4)

در جای دیگر میفرماید: « كسی كه عمل صالحی به جا آورد، به سود خود به جا آورده، و كسی كه كار بدی انجام دهد، به زیان خود او است. سپس همه شما به سوی پروردگارتان باز میگردید». (5) و  «كسی كه پاكی و راه پاكان را بر گزیند، به نفع خود او است». (6)

پس خداوند نیازی به پرستش ما ندارد. عبادات ما فایده ای به حال او نخواهد داشت ،چنان كه ترك عبادت ما هیچ زیانی به او وارد نمی سازد ؛ بلكه فوائد ظاهری و باطنی عبادات مستقیم و غیر مستقیم به خود ما می رسد؛ فوائد مستقیم آن مانند آرامش روحی وارضای نیاز به پرستش و... فوائد غیر مستقیم در رسیدن به كمال روحی و باطنی است كه هدف خلقت انسان ( هدف فعل) محسوب می شود. در نتیجه مستلزم سعادت و نجات ما در دنیا و آخرت خواهد بود .

و اگر منظورتان از «دیگران » این است كه اقامه نماز چه آثاری در اجتماع دارد، و چه سودی برای دیگر انسان ها دارد؟ پاسخش این است كه نماز و به طور كلی هر عبادتی هم آثار و فواید فردی دارد و هم اجتماعی،هم آثار دنیایی دارد و هم آخرتی ، هم آثار مادی دارد و هم معنوی، هم آثار ظاهری و جزئی دارد و هم آثار باطنی و كلی و كامل. بیان همه آثار نماز نیازمند مقاله ای مفصل و بلكه كتابی مستقل است . ونمی توان در مقام پاسخ به سؤالات به همه آن ها پرداخت. از این رو به برخی از آثار نماز اشاره می كنیم ، برای دریافت پاسخ كامل تر به منابع معرفی شده رجوع كنید. 

پرسشگر گرامی! می دانیم كه اشيا و واقعيات جهان را با «اسم» ميشناسند. اسم جز اشاره به واقعیت و  معرّفي  «مسمّا» هيچ اثر و نقشي ندارد مثلاً لفظ آتش نميسوزاند و گرما توليد نميكند.

لفظ «نان» نه طعمي دارد و نه شكم را سير ميكند. بلكه تنها انسان را به «واقعيات» يا " مسمّا "راهنمايي ميكند. لفظ نان ما را به آن واقعيتي كه غذا است و گرسنگي را فرو مينشاند و لفظ آب به واقعيتي كه رفع تشنگي ميكند و لفظ آتش به آن چيزي كه سبب گرمايش است، دلالت ميكند . پس آن چه كه اصالت و حقيقت دارد،«مسمّا» است ، نه اسم.

نماز، روزه و ساير عبادات ظاهري دارند كه مشاهده ميشوند و به منزله «جسم» يا «اسم» اند و باطني دارند كه  «مسمّا» يا حقيقت و روح عمل و عبادت است. اگر نماز گزاری به فلسفه نماز معرفت داشته باشد و به همه اسرار و راز و رمزهای اذكار و افعال نماز شناخت و آگاهی كامل داشته باشد و نماز را با  مقدمات و  آداب و شرایط و لوازمش  بخواند ، قطعا به همه آثار آن دست می یابد و از بصیرت درونی و بینایی ملكوتی خاصی برخوردار می گردد و لذتی را از زندگی و عبادت احساس می كند كه مرحوم آیت الله بهجت می فرمود : « اگر سلاطین عالم می دانستند كه انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد ، هیچ گاه دنبال این مسایل مادی نمی رفتند » (7)

كسي كه نماز می خواند و «إيّاك نعبد وإيّاك نستعين»او از عمق جانش بر مي خيزد، در انجام و ترك هر كاري،در هر گفتار و رفتاری، در هر سكوت و فريادي، در هر چشم بستن و چشم گشودني، در هر شنيدن و نشنيدني، در معاملات و خرید و فروش، در كارخانه و مزرعه، در اداره و كیفیت پاسخگویی به ارباب رجوع، در هر مدح و ذمي و... توجه می كند كه فرمان خدا چيست؟ او را به چه مأمور ساخته است ؟ رضايت و خشنودي خدا در كدام سو قرار دارد ؟ او وقتی می گوید :« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » از خدا می خواهد كه به راه كسانی كه نعمت های واقعی خدا شامل حال آنان شده، برود. و آنان چهار گروهی هستند كه در سوره نساء آیه 69 معرفی شده اند. یعنی نماز گزار از خدا می خواهد او را به راه پیامبران و ائمه (ع) ، صدیقین ، صالحان و شهداء  هدایت كند، و اخلاق و شیوه زندگی و روابطی كه آنان با اجتماع و مردم داشتند، داشته باشد ، و صبر و حوصله و عفو و ایثار و بخشش و روح تعاون و دلسوزی و مهربانی كه آنان با دین داران جبهه توحید و همه مظلومان و مستضعفان دنیا داشتند ، داشته باشد . هنگامی كه می گوید : غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  وَ لَا الضَّالِّينَ  از خدا می خواهد دست او را بگیرد و به او توفیقی عنایت كند تا همانند خیانت پیشه ها ، دروغ گویان ، ستم گران به مال و جان و آبرو و حیثیت انسان ها نشود و راه بی عفت های مفسد و مستكبران خود خواه و زورگو و سایر گمراهان و منحرفان از خط توحید و خدا پرستی كه به انواع خود پرستی و بت پرستی مدرن و غیر مدرن گرفتارند، نرود و مشمول غضب خدا قرار نگیرد. بلكه در « محراب» كه جایگاه حرب و جنگ با نفس اماره و شیاطین درونی است، توفیق مبارزه با هر گونه انحرافی را در جامعه داشته باشد . 

 اي عزيز تشنه حقيقت! مخاطب ابيات زير من و شما هستيم كه ميگويد:

پاك كن دو چشم را از موي عيب          تا ببيني باغ و سروستان غيب

دفع كن از مغز و از بيني زكام                     وآنگهان ديدار قصرش چشمدار

بنابر اين اگر می بینی نمازهای ما نه سود محسوسی برای ما دارد و نه برای اجتماع، برای این است كه آن چه ما انجام ميدهيم، ظاهر عبادت است

اين نشان ظاهر است،اين هيچ نيست    باطني جوي و به ظاهر بر مأيست

تا كه آن بو جاذب جانت شود                   تا كه آن بو نور چشمانت شود

چشم نابينات را بينا كند                          سينهات را سينه سينا كند.

 البته باید توجه داشته باشیم كه همين عبادات ناقص و ظاهري ما با همه نقايص و نارسايي كه دارد، آثار خاص خود را اگر چه ناقص باشد ،به همراه دارد كه بسياري از ما از آن ها غافليم ؛ چه آثار مشهود و ملموس ظاهري و چه آثار بسيار نامحسوس و پنهاني كه برخي از آنها در روايات بيان شده است.

 زیرا اقامه نماز يك اثر وضعي دارد و آن بازداشتن نمازگزار از نزديك شدن به گناه است.

به پيامبراسلام صلي الله عليه و آله  گفتند: فلان جوان انصاري كه پيوسته در مسجد پشت سر شما نماز جماعت ميخواند، آلوده به گناهان زشتي است و از آن دست نميكشد. موقع نماز اهل نماز است، اما در بيرون از مسجد اهل گناه است فرمود: انّ صلاته تنهاه يوماً؛ (8) يك روزي بالاخره همين نمازش او را از گناه باز ميدارد و پاكش ميكند مدت زمان زيادي نگذشت كه آن جوان از گناهانش توبه كرد».

 

 

پی نوشت ها :

1. مضمون: «الهكم اله واحد» ، بیست و دو مورد در قرآن آمده است.

2. ثقه الاسلام كليني، الكافي، الناشر: دار الكتب الاسلاميه، تهران، سنه النشر/1365 ه.ش ، ج 3، ص 264.

3. آل عمران (3) آیه97 .

4. عنكبوت (28) آیه 6.

5. فجر (89) آیه 27-30.

6. ذاریات (51) آیه 56.

7. بهجة القلوب ، ویژه نامه اربعین رحلت آیت الله بهجت ، ناشر:  مؤسسة البهجة- قم ،  ص16 .

8. العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق ، ج 79 ، ص 198 .

اصلی ترین شاخصه های یك زندگی ایده ال
زندگي دینی و اسلامی شما مي‌تواند به زيبايي روياهايتان باشد. فقط بايد باور داشته باشيد كه . . .

اصلی ترین شاخصه های یك زندگی ایده ال چیست؟

برخی از نكات و مبانی كه در اسلام، موجب ساخته شدن یك زندگی ایده آل می شود را بیان می كنیم:

زندگي دینی و اسلامی شما ميتواند به زيبايي روياهايتان باشد. فقط بايد باور داشته باشيد كه ميتوانيد كارهاي سادۀ نیك انجام دهيد. اين كارها موجب ميشود شما احساس بسته بودن و گرفتگي نكنيد و به عبارت ديگر با احساسي باز و شاد از زندگي كه اسلام واقعی از آن دم می زند، لذت ببريد. هر كار خوب يا تفكري كه به شما احساس سبكباري بدهد در جهت مثبت و خير شما جريان دارد. اول از هر چيز بايد به سلامت خود اهميت بدهيد، زيرا همواره آدم سالم نسبت به فرد بيمار بيشتر لذت ميبرد.

انرژي، شور، اشتياق، دلسوزي و همدلي روح شما را سالم نگه ميدارد. پس مراقب برخورد خود با ديگران باشيد.

زندگي خود را با كسي مقايسه نكنيد، زيرا شما نميدانيد كه بين آنها چه ميگذرد.

افكار منفي و تفأل به شرّ (1) نداشته باشيد، در عوض انرژي خود را صرف امور مثبت كنيد.

بيش از حد توان خود كاري انجام ندهيد و انرژي خود را صرف تجسس و فضولي در امور ديگران نكنيد.

حسادت يعني اتلاف وقت، شما هر چه را كه بايد داشته باشيد، داريد.

زندگي كوتاه‌‌تر از آن است كه از ديگران متنفر باشيد. نسبت به ديگران تنفر نداشته باشيد.

هر روز يك چيز خوب به ديگران ببخشيد. اينكه ديگران راجع به شما چه فكري ميكنند، به شما مربوط نيست.

برای زندگی ایده آل از هر چيز غير مفيد، زشت يا ناخوشي دوري بجوييد.

عشق به خدای متعال، درمانگر هر چيزي است.

هر موقعيتي چه خوب يا بد، گذراست پس بسياري چيزها را به دست زمان بسپاريد. البته كارهای گناه و بد را با توبه به باد فراموشی بسپارید.

همين كه صبح از خواب بيدار ميشويد، بايد از هستيتان به خاطر نعمت های فراوان شاكر باشيد.

از آنجا كه خلقت انسان هدفدار بوده،(2) بكوشيد وجودتان مايه خير و بركت براي ديگران باشد نه اينكه ديگران از غيبت و عدم حضور شما احساس راحتي و آرامش كنند.

برای ایجاد یك زندگی ایده آل؛ معیارهای عقلی، اخلاقی و حقوقی شاخصه اصلی سبك زندگی اسلامی است و مسلمانان باید زندگی خود را بر اساس این معیارها تنظیم كنند.

توجه به ارزش های اسلامی و مذهبی و عمل به قوانین دینی انسان را در مسیر زندگی راهنمایی می كند و هر جا كه انسان نتوانست مشكل خودش را حل كند بداند كه مشكل در شعور و سلوك دینی دارد و باید از لحاظ معنویت خودش را بسازد. تدبر و توكل به خداوند متعال عامل تكامل انسان در زندگی فردی و اجتماعی است.

هدف خلقت انسان رشد و تعالی معنوی همه انسان ها است و در مسیر رسیدن به این مقام جنسیت مطرح نیست، در فرهنگ اسلامی رعایت حقوق و كرامت اعضای خانواده یك اصل محسوب می شود.

فضیلت انسان در دین اسلام بر مبنای ارزش و كمال معنویت است.

و در آخر: سبك زندگی ایده آل خود را با مبانی اسلام تجسم كنید. تغییرات لازم را تعیین كنید و یك برنامه واقع بینانه برای رسیدن به آن تجسم فكری طراحی كنید. بعد فوراً حداقل یك تغییر كوچك در فكر یا رفتارتان ایجاد كنید. این توصیه ها به شما كمك می كند از همین امروز به سمت سبك زندگی ایدآل كه اسلام هم آن را تأیید می كند، حركت كنید.

 

پی نوشت ها:

1. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی(ره) ج19، تفسیر سوره قمر، آیات 1-8 ، ص 8-13.

2. إنّ اللَّه يقول: عبدي خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلي؛  تمام أشیا به خاطر تو خلق شده است و تو را برای خودش خلق كرد. منبع: محدث عاملي- زين العابدين كاظمي خلخالي، الجواهر السنية- كليات حديث قدسي، ص710، تهران:‏ انتشارات دهقان، چاپ: سوم‏، 1380 ش

شخص مؤمن طبق معارف قرآن و اهل بيت (ع) همواره بايد بين خوف و رجا (ترس و اميد) باشد...

شخص مؤمن طبق معارف قرآن و اهل بيت (ع) همواره بايد بين خوف و رجا (ترس و اميد) باشد و چنين بينديشد كه ممكن است با اينكه عبادتهاى بسيارى انجام داده، در اثر يك لغزش به بزرگترين مكرهاى الهى دچار گردد و با عاقبت بد از دنيا برود و يا با اينكه بسيار گنهكار و پست است، خدا او را از اين حالت نجات دهد و از حسن عاقبت برخوردار گردد.

احساس امنيت نسبت به مكرالهى، خود از گناهان كبيره است. انسان اگر تمام عمر خود را به عبادت پرداخته باشد نبايد بدان خرسند باشد و به خود مغرور شود و از عاقبت كار خود مطمئن گردد. مغرورشدن و به خود باليدن در پيشگاه خداى متعال، گناه بسيار بزرگى است، بلكه بايد همواره خائف باشد كه اگر خدا يك لحظه او را به حال خود واگذارد به پايين ترين درجات سقوط مى‌كند.

از اين رو كسانى كه نزد خدا مقرّب ترند، مانند انبيا و اوليا، ترسشان از خدا بيشتر است؛ آنان عظمت خدا را بيش از ديگران درك مى‌كنند و با وجود مقامى كه خداوند به آنها عنايت كرده است از اينكه حتى يك لحظه در برابر او مغرور شوند در هراسند.

از سوى ديگر، خداوند يأس از رحمت خود را از گناهان بزرگ به حساب آورده است. انسان هر قدر گنهكار باشد نبايد از رحمت خدا مأيوس گردد. رحمت الهى آن قدر وسيع است كه اگر انسان واقعاً توبه نمايد و به سوى او باز گردد مورد بخشش خدا قرار مى‌گيرد. آنگاه كه بنده نهايتِ ذلت خود را در برابر خداوند ابراز دارد و حالت خوف و رجاى او به كمال رسد، در مسير تكامل قدم گذاشته است.

در روايتي مي خوانيم که:

« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا »(1)

«هيچ بنده مومنى نيست مگر آنكه در قلبش دو نور وجود دارد: نور خوف و نور رجاء؛ اگر سنجيده شوند هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد.»

بنابراين طبيعي است که هر شخص مؤمني هر دو حالت خوف و رجاء را داشته باشد و نبايد در اينگونه امور ما به قرآن تفأل بزنيم تا موقعيت خودمان نزد خداوند متعال را بدانيم. بلکه براي شناخت موقعيت و جايگاه خود نزد خداوند متعال بايد أعمال و رفتارمان را بسنجيم و ببينيم که چقدر با معارف قرآن هماهنگي دارد. هر اندازه که أعمال ما در راستاي اجراي فرامين الهي باشد ما به قرب الهي نائل شده ايم.

در روايتي مي خوانيم که شخصي به ابوذر غفاري عرضه داشت که حال ما را نزد خدا چگونه مى‏بينى؟

فرمود: « اعْرِضُوا أَعْمَالَكُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ بِقَوْلِ اللَّهِ إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ  وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ»(2)

« اعمال و رفتارتان را بر قرآن عرضه كنيد، زيرا خداوند، مسأله را روشن كرده و فرموده:« نيکوکاران در ناز و نعمت خواهند بود و بدکاران در آتش دوزخ خواهند سوخت؟!»

ما به شما توصيه مي کنيم براي اطلاعات بيشتر و برطرف شدن ناراحتي تان با مرکز تلفني ما به شماره (09640) با بخش اخلاق صحبت کنيد.

پي نوشت ها:

1. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه‍ ق‌، ج‏2، ص: 67.

2. همان، ص: 458.

احکام دینی زیادی دچار شبهه شده اند، به طور کلی در مقابل این شبهات چه کنیم؟

۱-برای حل این ابهام ها، ابتدا باید ریشه ها و ستون ها را درست کرد. و الا این دستورات ممکن است هرگز قابل هضم نباشد:
«وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتی كُنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَیْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ؛[بقره/۱۴۳]
ما، آن قبله اى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى این قرار دادیم كه افرادى كه از پیامبر پیروى مى كنند، از آنها كه به جاهلیت بازمى گردند، مشخص شوند. و مسلماً این حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدایت كرده، دشوار بود.»
رجوع انسان به دین و چنگ زدن به وحی، در جایی است که متوجه نقصان دانش خود شده، و با توجه به عوالم بسیار گسترده ای که با آن ارتباط دارد و آن ها را نمی شناسد، نیازمند راهنمایی های خدای متعال شده است. پس کسی که عقل خود را کافی می داند و در محاسباتش فقط چند روز محدود همین دنیای مادی را حساب می کند، طبیعتا بسیاری از دستورات دین را نمی تواند بپذیرد. چون او ستونی بنا ننهاده که بخواهد بر روی آن، دیواری بسازد.

۲- اگر دین داری فقط تسلیم در مواردی بود که خوب بودن و ضرورتشان  را به وضوح می فهمیم، بندگی معنایی نمی یافت. خدای متعال به فرشتگان امر می کند، در مقابل موجودی سجده کنند که او را از گل آفریده در حالی که می توانست او را از بهترین در و مروارید بیافریند تا پذیرش این امر برای فرشتگان بسیار ساده باشد! خدای متعال می توانست کعبه را در سرزمینی بسیار خوش  آب و هوا بنا کند، تا سفر به سوی آن محبوب همه انسان ها گردد و ... اما خدای متعال امر را به این وضوح و روشنی قرار نداده چون لازمه امتحان پوشیده بودن و مبهم ماندن است.

۳- علیرغم بیانات فوق، خدای متعال بر بندگان ترحم نموده و به آنها نشان داده است که دستورات دینی، بر وفق مصلحت بندگان است. تا پذیرش دستورات برایش آسان تر گردد. این راهنمایی با درک کلی عقل قابل دسترسی است، که برهان به ما نشان می دهد خدای حکیم و قادر بهترین نظام ها را بیان کرده است. از سوی دیگر رهبران دینی، نمونه های فراوانی از حکمت ها را نشان داده اند، تا با فهم آن ها، بر نادانی های خود غلبه کنیم، و اعتراضات جاهلانه را رها نماییم. (مجموعه ای از این نوع بیان ها در کتاب علل الشرایع جمع آوری شده است.) اما مطلبی که باید مد نظر داشته باشیم، این است که این بیانات غالبا، بیان حکمت حکم است که با علت فرق می کند. علت حکم، همان امری است که سبب صدور حکم از جانب خدای متعال شده و شاید بعضی از آن ها هرگز برای ما قابل فهم نباشد. اما حکمت نشان دادن بعضی از مزایای حکم می باشد، که فهم آن ها سهل تر است. و غالبا در موارد ابهام تعدادی از آنها یافت می شود.

۴- بسیاری از این شبهات ناشی از کج فهمی ها، بخشی نگری ها و ... است که این گونه ابهامات را باید موردی بررسی کرد و حاکم بودن روحیه حق جویی، کلید حل مشکل است.

برای مثال اجمالا شبهه ای بیان وپاسخ آن رامیدهیم:
چرا طلاق با مرد؟

شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام میگوید:
زن نیز حق طلاق خواهد داشت.
در قانون مدنی جمهوری اسلامی آمده است: طرفین عقد ازدواج میتوانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، که خود را مطلّقه نماید ٝ. (ماده ۱۱۱۹)
بنابراین از نظر فقهی و از نظر قانون مدنی ایران، گرچه حق طلاق به صورت یک حق طبیعی برای مرد است، ولی به صورت یک حقّ قراردادی و تفویضی میتواند به زن واگذار شود.
در مواردی نیز حاکم شرع میتواند زنی را مطلّقه کند و آن در مواردی است که مرد نه به وظائف زوجیت عمل میکند و نه زن را طلاق میدهد. حاکم شرع زوج را احضار میکند و به او تکلیف میکند که زنش را طلاق دهد. اگر طلاق نداد، حاکم طلاق میدهد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
هر کس زنی دارد و او را نمیپوشاند و نفقه وی را نمیپردازد، بر پیشوای مسلمانان لازم است آن ها را به وسیله طلاق از یکدیگر جدا کند .
بنابراین اسلام در مورد حق طلاق این نظریه را میپذیرد که راه طلاق برای زن باز است. وی میتواند ضمن عقد نکاح شرط وکالت بر طلاق بکند. نیز میتواند به حاکم شرع برای طلاق گرفتن در صورت خودداری شوهر مراجعه کند.

منبع:

شهر سوال

انسان بايد به كمك عقل و فكر خدادادي خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص در هر كاري اقدام نمايد.
دعا

چه كنیم كه دعاهایمان مستجاب شود؟

پاسخ: به طور كلي در مورد كيفيت دعا و استجابت آن چند نكته را ياد آوري كنيم :

1- براي برآورده شدن حاجت، دعا و توسل به تنهايي كافي نيست. زيرا خداوند حكيم نظام هستي را بر پايه اسباب و مسببات قرار داده؛ يعني براي پيدايش هر پديده اي، علتي خاص و براي حل هر مشكلي راهكارهاي ويژه اي تعيين نموده است.

 از يك سو به انسان « عقل و انديشه » عنايت كرد تا با كمك آن و مشورت با ديگران راه حل مشكلات را بيابد و افق آينده زندگي خويش را ببيند. بر آن اساس تدبير و برنامه ريزي كند. به هدف برسد، از سويي ديگر دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است: مادي و معنوي.

انسان بايد به كمك عقل و فكر خدادادي خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص در هر كاري اقدام نمايد. همزمان از آغاز هر كار تا پايان آن با دعا و توسل به لطف و عنايت هاي خداوند اميدوار باشد. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتيجه مطلوب برساند.

نتيجه آن كه:

دعا و توسل به تنهايي راه­ حل صد در صدي براي حل مشكلات نيست. نمى‏تواند جاى كار ، تلاش ، برنامه ريزى و به كار گيري تخصص در هر كاري را بگيرد، بلكه مكمل آن مى‏تواند باشد.

 بنا بر اين لازم است، هم به عوامل ظاهري توجه شود و هم به عوامل معنوي.

2- اجابت دعا هميشه آن نيست كه خواسته انسان به همان گونه و در همان زماني كه توقع دارد، برآورده شود. گاهي انسان ‌خواسته‌هايي دارد كه برآورده شدني نيست، يا اگر مستجاب شود، به ضرر او يا ديگران است، و او نمي‌داند، يا اجابت دعا به مقدمات و شرايطي نياز دارد كه فراهم نيست، يا زمان آن هنوز فرا نرسيده و. .. .

3- خدايي كه فوق العاده مهربان است و ما را خيلي بيش تر از مادر دوست دارد و ما را براي سعادت و خوش بختي آفريده، چطور ممكن است خواسته و دعاي به حق بنده اش را بشنود و ببيند و در عين حال كاري نكند؟ آيا مي خواهد ما را زجر بدهد؟ آيا مي خواهد قدرت نمايي كند؟ آيا ما را فراموش كرده؟ آيا از اداره آفرينش خود ناتوان گشته؟ آيا. .. . آيا. .. .

بدون شك چنين نيست. بلكه اشكال كار از ناحيه ماست. خداوند دوست دارد كه ما قدرتمند و دانا و باهوش و. .. باشيم. در تقدير خود آگاهانه نقش داشته باشيم. خود و ديگران را خوش بخت كنيم. بزرگ ترين خاصيت مشكلات و بلاها ، درس آموزي به ما و ايجاد حركت آگاهانه است. هر كس كه زودتر درس خود را بگيرد و حركت كند، زودتر از مشكلات رهايي مي يابد. هر كس ديرتر بفهمد يا نفهمد، بايد سر كلاس بلا بنشيند تا بالاخره آن را ياد بگيرد.

4- گاهي ميزان ايمان و باور ،صداقت، «اعتماد » و «حُسن ظن» انسان به خدا از طريق تأخير استجابت و يا عدم استجابت دعاها مورد آزمايش قرار مي گيرد، يعني تأخير در استجابت دعا براي اين هدف است كه فرد«حقيقت ايمان » و جوهر وجودي خود و ميزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشكار نمايد، ميزان دلبستگي و علاقه و ايمانش به حقانيت خدا را نشان دهد. آيا تا آن جا با خداست و او را قبول دارد كه خدا تابع او باشد و دعاها و خواسته هايش را اجابت كند يا خود را عبد و بنده تابع خدا مي داند؟

چه بسا يكي از مهم ترين آزمايش هاي خداوند براي بندگان خوبي چون شما تاخير در اجابت ها و سنجش ميزان صبر و حسن ظن شما به خدا باشد. امام صادق (ع) مي فرمايد.

« اصل و اساس حُسن ظن به خدا، ريشه در «حُسن ايمان» و «سلامت دل» دارد. علامت و نشانه اش اين است كه هر چيزي را كه مي بيند (و هر راحتي و گرفتاري به او مي رسد) با چشم بصيرت و پاك، و نگاهي ارزشمند به آن نگرد». (1)

5-  استجابت دعا شرايطي دارد و موانعي كه براي اجابت دعا بايد شرايط را فراهم و موانع را برطرف نمود. از جمله مهم ترين موانع استجابت دعا، انجام گناه است. در دعاي كميل مي خوانيم: " اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعا". معلوم مي شود برخي گناهاني كه دعا را بازمي‏گرداند و مانع استجابت مي‏شوند.

-در صورت تمايل مي توانيد درباره حاجت خود براي ما بنويسيد تا در باره راهكار تحقق آن پاسخ دهيم و يا با شماره (096400)تماس بگيريد تا توضيحاتي عرض كنيم.

پي نوشت:

1. محدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه. ق ، ج2، ص110. 

وظيفه اصلي و اساسي نهي از منكر است، ولي اين مسئوليت بايد به طور شايسته و صحيح انجام گيرد تا نتيجه مطلوب حاصل شود.
حجاب

وظيفه اصلي و اساسي نهي از منكر است، ولي اين مسئوليت بايد به طور شايسته و صحيح انجام گيرد تا نتيجه مطلوب حاصل شود. در انجام اين وظيفه، احكام و شرايطي را كه در اين زمينه بيان شده، بدانيم و فرا گيريم، زيرا چه بسا انسان بي اطلاع كارهايي انجام مي‌دهد كه ضرر آن بيشتر از نفع است. اين احكام و شرايط در رساله مراجع معظم تقلید و بعضي از كتاب‌ها و جزوه ها بيان شده است.

به دختر جواني كه حجاب اسلامي را رعايت نمي كند، نمي توان به زور مقنعه و چادر پوشاند، بلكه بايد او با رغبت و ميل باطني حجاب را بپذيرد و به آن باور دروني پيدا نمايد. وقتي براي خانمي، زيبايي، فضيلت، فوايد و آثار حجاب جا نيفتاده باشد، طبيعي است كه آن را نمي پذيرد و فشار و تحميل خارجي اثر دراز مدت ندارد. در اين راستا لازم است كتاب هايي را كه درباره حجاب است، در اختيار او قرار داد.

در برخورد با دوستان کم حجاب لازم است این نكات را حتماً مورد نظر داشته باشيم:

1ـ اعطاي شخصيت: هرگز به خاطر بدحجابي نسبت به کسی بي احترامي نکرده و آمرانه و قلدرمآبانه برخورد نکنیم، بلكه خواهرانه و دوستانه برخورد كنيم و با گفتن جملاتي مانند: اين عمل در شأن شما نيست يا شأن شما بالاتر از اين ها است، او را راهنمايي نماییم. به طور كلي به صورت پيشنهادي باشد، نه دستوري.

2ـ جلب اعتماد:‌ نهي از منكر وقتي تأثير دارد كه اعتماد طرف مقابل جلب گردد. بنابراين قبل از آموزش بايد جذب صورت گيرد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "قلوب الرجال وحشية فمن تألّفها أقبلت عليه؛ دل هاي مردم وحشي است. پس هر كسي آن قلوب را جذب كند، به او روي خواهند آورد".(1)

سعي كنيم با رفاقت با او دلش را به دست آوريم.

3ـ در نظر گرفتن وضع روحي و رواني: در نهي از منكر بايد به اين نكته روان شناختي توجه داشت كه حرف در زماني كه احتمال تأثير آن مي رود، زده شود. بديهي است انسان هميشه حال و حوصله سخن گوش دادن را ندارد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "دل ها براي قبول نصيحت اقبال (روي آوردن) و ادبار (نپذيرفتن) دارند؛ پس در مواقع پذيرش، آن‌ها را دريابيد، زيرا اگر دل نسبت به چيزي اكراه داشته باشند، در آن مورد كور بوده، چيزي را نمي‌بيند".(2)

4ـ رعايت نزاكت و ادب: قرآن مجيد درباره نحوه برخورد مي‌فرمايد:‌ "ادفع بالّتي هي أحسن السيئة؛ اي رسول ما،‌تو آزار و بدي هاي امت را به آن چه نيكوتر است، دفع كن".(3)

انسان در مقابل خشونت و يا ملايمت، واكنش مناسب با اوضاع را بروز خواهد داد. اگر به يك نفر با عصبانيت بگوييد: حجابت را رعايت كن، ممكن است در جواب بگويد: چرا، چنين كنم؟! اگر با احترام از او چنين تقاضايي داشته باشيد، قبول مي‌كند.

5ـ محترم شمردن عقايد افراد: خانمي كه با بدحجابي وارد جامعه مي‌شود و آن را نشانه عظمت و تمدن مي داند، ‌اين ها را ارزش تلقي مي‌كند و نشانه شخصيت مي پندارد. واضح است كه هيچ گونه اهانت و تحقيري را نسبت به فكر خود نمي پذيرد. در برخورد با اين افراد بايد به آن‌ها فهماند كه به عقيده و نظرشان احترام مي گذاريد، ولي اين انتخاب را صحيح نمي دانيد.

6ـ پافشاري بر نكات مثبت: از ابتدا نبايد كار خلاف ديگران را مطرح كرد، زيرا زمينه پذيرش وجود ندارد و چه بسا واكنش نشان داده مي‌شود. در آغاز بايد طرف مقابل را به خاطر صفات مثبت ستود تا از اين طريق احساس كرامت كند و در مقام تلافي و ستيزه جويي بر نيايد.

7ـ برخورد با علل: براي رفع ناهنجاري ها بايد علل را بازشناسي كرد. بي حجابي يا بد حجابي دختران قطعاً علل مختلفي دارد،‌ مانند عدم تربيت صحيح، بي محبتي پدر و مادر، معاشرت با نااهلان و اوضاع نابسامان سياسي و اجتماعي و اقتصادي. با ريشه‌يابي و عكس العمل مناسب با آن مي توان با اين پديده ناپسند مبارزه كرد.

پي نوشت ها:

1.نهج البلاغه، قصار 47.

2.همان، قصار 184.

3.مؤمنون (23) آيه 96.

 

هر گونه عدم اطاعت والدین که موجب آزرده‌خاطر شدن آن‌ها شود را عاق والدین می‌گویند.
عاق والدین

با ورود تکنولوژی و مدرنیته در جوامع اسلامی، گسستگی و سردی روابط عاطفی بیش از پیش نمایان گشته و نتیجه آن دوری افراد از اطرافیان خصوصاً والدین شده است، در اینکه منظور از عاق والدین چیست، می‌توان گفت هر گونه عدم اطاعت و آزار و اذیت پدر و مادر به انحاء مختلفی با رفتار و کردار را که موجب آزرده خاطر شدن ایشان شود، عاق والدین می‌گویند که از گناهان کبیره است، در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم حکایت می‌کند که «وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا»؛ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جابر و عصیانگر قرار نداده است.

در همان سوره در اوصاف یحیی(ع) چنین آمده است: «وَبَرًّا بِوَالِدَیْهِ وَلَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا»؛ و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و جبار و عصیانگر نبود، در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرمود: جبار(گردن‌کش و ستمگر)، شقی(تیره‌بخت) و عصی(نافرمانی‌کننده و گنهکار) و به هر یک از آن‌ها وعده عذاب داده شده است.

سعید وطن‌دوست در کتاب مسلمان شناسنامه‌ای درباره عواقب عاق والدین در دنیا و آخرت می‌نویسد: با توه به این آیات و روایات بسیاری که در این باب آمده است، می‌توان عواقب عقوق والدین در دنیا و آخرت را این گونه بر شمرد:

1-موجب خشم خدا و پیغمبر(ص) است.

2-مانع قبولی نماز است.

3-سلب توفیق می کند و گره در کار می‌ اندازد.

3-دعا اجابت نمی‌شود.

4-فقر و تنگدستی می‌آورد.

5-موجب جوان‌مرگی است.

6- سبب گرفتگی زبان هنگام مرگ برای ادای شهادتین است.

7-مایه حزن و اندوه و عذاب دنیاست.

8-خداوند با عاق والدین سخن نمی گوید.

9-خداوند نگاه رحمت به او ندارد.

10-عاق والدین از جمله فراموش‌شدگان است.

11-بهشت بر عاق والدین حرام است.

متأسفانه وضع تمدن ماشینی چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلی زود قطع می‌کند، آن چنان که کمتر روابط عاطفی بعد از بزرگ شدن در میان آن‌ها دیده می‌شود.

در حدیثی از امام صادق می‌خوانیم: مردی نزد پیامبر(ص) آمده، عرض کرد: ای پیامبر(ص) به چه کسی نیکویی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، بار سوم عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد، فرمود: به پدرت.

در حدیث دیگری می‌خوانی: جوانی نزد پیامبر(ص) برای شرکت در جهاد آمد (آنجا که جهاد واجب عینی نبود)، پیامبر(ص) فرمود: آیا مادری داری؟ عرض کرد: آری! فرمود: در خدمتمادر باش که بهشت زیر پای مادر است، شاید این سفارشات به دلیل زحماتی است که مادر در طی دوران رشد کودک متحمل شده است: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی وضع حمل می کند و دوران حمل و از شیرگرفتنش ۳۰ ماه است.

چون به خاطر این ظلم، والدین شما آزرده خاطر شده‌اند، بهتر است بیشتر از سابق احترام و ادب و اطاعت را نسبت به ایشان رعایت کنی. که سبب نرم شدن قلب والدین شما می‌شود
عاق والدین

«برای جبران عاق والدین، اگر آنها در قید حیات‌اند:

1) بایست به والدین ثابت کنی که دیگر قصد تکرار چنین عملی را نداری.

2) چون به خاطر این ظلم، والدین شما آزرده خاطر شده‌اند، بهتر است بیشتر از سابق احترام و ادب و اطاعت را نسبت به ایشان رعایت کنی. که سبب نرم شدن قلب والدین شما می‌شود. نهایتا با کمال خضوع و با توسل و خواهش از درگاه خداوند متعال و ائمه معصومین (ع) از والدینت بخواهی که تو را مورد بخشش قرار دهند. مطمئن باش که خدای مهربان قلب پدر و مادر را از جنس مهربانی خویش آفریده است. امکان ندارد فرزندی از آنان عذرخواهی کند و آنها او را نبخشند.

اما اگر در قید حیات نیستند،

1) واجباتی که از آنها در حال حیات فوت شده مثل نماز و روزه و حج و بدهی‌های آنها ادا گردد.

2) به آنچه وصیت کرده‌اند، عمل شود.

3) آنها را تا آخر عمر نباید فراموش کرد. باید برای‌شان طلب آمرزش و رحمت کرد. به نیابت از آنها صدقه داد. اعمال مستحب به قصد و نیت آنها به جا آورد. هدایای معنوی برای آنها فرستاد.

حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: بنده‌ای که در حیات و زنده بودن پدر و مادرش به حال آنها نیکوکار است. اگر پس از مرگ، آنها را فراموش کند و حقوق و بدهی آنها را ادا نکند و برای آنها طلب رحمت نکند، خداوند او را عاق والدین به شمار می‌آورد. بنده‌ای که در زمان زنده بودن پدر و مادرش به آنها نیکی و احترام و احسان نکرده، عاق والدین می‌باشد، اگر پس از مرگ جبران کند و قرض و بدهی آنها را ادا کند و با دعا و طلب رحمت آنها را یاد کند، خداوند متعال او را نیکوکار، نسبت به پدر و مادرش به شمار می‌آورد و ثبت می‌کند. (1)

روایات زیادی داریم که کسانی که از دنیا می‌روند، از وضع خانواده خود و اعمال خوب و بد آنها آگاهند. از اعمال خوب آنها خوشحال و شاد و از اعمال بد آنها دلگیر می‌شوند، به ویژه درمورد والدین روایت داریم که ارتباط آنها با اعمال فرزندانشان برقرار است. اعمال خوب و بد فرزندان باعث خوشی یا عذاب و ناراحتی آنها در عالم برزخ می‌گردد.

بی توجهی فرزندان و فراموش کردن پدر و مادر پس از مرگ آنها و سهل انگاری در پرداخت حقوقی که در دنیا بر گردن آنها بوده و عمدا یا سهوا پرداخت نکرده‌اند، باعث آزردگی و اذیت شدن و ناراحتی آنها می‌گردد. همین به معنای عاق والدین است. برعکس جبران کوتاهی‌ها، بی‌احترامی‌ها و بی‌توجهی‌هایی که نسبت به پدر و مادر در زمان زنده بودنشان روا داشته شده، اما بعدا جبران شده، باعث شادی و خرسندی آنها در عالم برزخ می‌گردد و موجب می‌شود فرزندانی که در زمان زنده بودنشان عاق آنها بوده‌اند، در اثر نیکی پس از مرگشان، پدر و مادر از آنها راضی شوند و مورد دعای خیر و لطف آنها قرار بگیرند.»

پی‌نوشت:

1- اصول کافی، ج 3، ‌ص 238

مؤمن و کسی که قلبش به نور تقوا روشن شده، هرگز برای شادی و لذت چند دقیقه ای، نافرمانی خدا را نمی کند.
عروسی

برای آنکه عروسی شاد، اما دینی و مذهبی برگزار کنیم، چگونه عمل کنیم؟

پاسخ: خداوند در قرآن درباره مؤمنانی که از رشد ایمانی بالایی برخوردارند، می فرماید: علامت رشد ایمان آن ها این است که از کفران و فسق و گناه بدشان می آید و ایمان محبوب قلب آنان است. (۱)

آری، مؤمن و کسی که قلبش به نور تقوا روشن شده، هرگز برای شادی و لذت چند دقیقه ای، نافرمانی خدا را نمی کند.

برای اینکه مجالس خوبی در عروسی ها داشته باشیم که هم مملو از شادی و سرور باشد و هم گناه و معصیت نداشته باشد و هم خانواده و فامیل راضی باشند، نکات زیر را پیشنهاد می کنیم:

۱. باید سعی شود اهمیت این موضوع به اعضای خانواده، خصوصا والدین و خواهران و برادران عروس و داماد تفهیم شود. البته این مطلب باید با لطافت و در عین حال، قاطعانه بیان شود و تا جایی که ممکن است کسی رنجیده خاطر نگردد. برای این، ممکن است لازم باشد که ماه ها زمینه سازی شود و با آن ها صحبت شود.

۲. برای این که بتوانیم یک فرهنگ و عادت بد را تغییر دهیم، لازم است جانشین مناسبی برای آن در نظر بگیریم. شما نیز اگر نمی خواهید با گناه و معصیت مجلس عروسی را شاد کنید، باید به جای آن از برنامه های مجاز استفاده کنید. یکی از روش هایی که تجربه شده و بسیار هم موفق بود، استفاده از مداحان مذهبی و هنرمندانی است که به وسیله خواندن اشعار شادی بخش و گفتن لطیفه های مناسب مجلس را شاد می کنند. همچنین استفاده از افرادی که کارهای تردستی و دیدنی انجام می دهند و می توانند مجلس عروسی را با صفا و شاد کرد. بعضی از این افراد هنرمند وقتی در مجلسی شرکت می کنند، بدون این که گناهی در برنامه های آن ها باشد، یا کسی را مسخره کنند و امثال آن، چنان مجلس را گرم می کنند که افراد شرکت کننده یکسره می خندند. البته بهتر است با ذکر اشعاری در مدح ائمه اطهار و خصوصا امام زمان - علیهم السلام - معنویتی هم در ملجس عروسی ایجاد کنیم.

۳. بهتر است مجالس عروسی را در مناسبت های مذهبی و جشن های مذهبی مثل میلاد ائمه یا اعیاد مذهبی برگزار کنیم و در ضمن، به تناسب این شب ها اشعار خاص آن هم خوانده شود.

۴. در صورتی که توان مالی دارید، پذیرایی خوبی از میهمان ها داشته باشید؛ زیرا پذیرایی، یکی از وسایل شادی بخش است و می تواند جانشین خوبی برای ابزارهای حرام شادی باشد.

پی نوشت:

حجرات، آیه ۷

غیرت و مردانگی از صفات بارز و پسندیده افراد با ایمان است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «إنّ الغیرة من الایمان؛(۱) غیرت از آثار و علائم ایمان است».
غیرت

غیور كیست و غیرت چیست؟

پاسخ: غیرت و مردانگی از صفات بارز و پسندیده افراد با ایمان است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «إنّ الغیرة من الایمان؛(۱) غیرت از آثار و علائم ایمان است». نیز فرمود: «پدرم حضرت ابراهیم باغیرت بود و من از او غیرتمندترم و هر مؤمنی كه باغیرت نباشد،‌ خداوند بینی او را به خاك می مالد.( یعنی او را خوار و ذلیل می كند)».(۲)

باز فرمود: «خداوند بندگان غیورش را دوست دارد».(۳)

مرحوم نراقی، معلم بزرگ اخلاق می گوید: بی غیرتی عبارت است از كوتاهی در محافظت از دین و آبرو و اولاد و اموال، و این مرض از مهلكات عظیم و صفات خبیثه است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) به مردم عراق فرمود: «شنیده ام كه زنان شما در راه ها و بازارها با مردان نامحرم به گفتگو می پردازند و شانه به شانه یكدیگر راه می روند! آیا حیا نمی كنید!».(۴)

غیرت بر دو قسم است:

۱_ غیرت در مورد دین و دین داری؛

۲_ غیرت نسبت به ناموس.

غیرت درباره دین داری این است كه انسان در برابر اهانت به دین و یا عمل نشدن به دستورهای دین دلسوزی كند و نسبت به آن بی اعتنا نباشد و برای حفظ ارزش های اسلامی و رشد و گسترش آن در جامعة بشری كوشش نماید و امر به معروف و نهی از منكر را كه از وظایف مهم اسلامی است،‌ ترك نكند.

غیرت در مورد ناموس به این است كه بر محافظت زن و دختر و خواهران خود بكوشد؛ از مناظر شهوت آلود منع كند؛ از پوشیدن لباس نازك و تن نما آنان را بر حذر دارد؛ آنان را از گفتگوی بی جهت با نامحرمان منع كند و همواره سفارش به تقوا و حفظ حجاب نماید، تا آبروی خانوادگی و اجتماعی‌ آنان محفوظ بماند.

پی نوشت ها:

۱. محمدی ری شهری،محمد، میزان الحكمه، انتشارات دار الحدیث،قم،۱۳۸۱ه ش ،عنوان ۳۱۴۲.

۲. همان.

۳. همان.

۴. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، انتشارات دهقان، تهران، ۱۳۷۹ ه ش، ص ۱۶۳.

صفحه‌ها