اخلاق

اگر یک زن مسلمان در یک کشوری جز ایران باشد که بی حجابی رواج دارد و بسیاری از زنان در آنجا با لباس های بسیار بد حجاب و نیمه عریان در جامعه حاظر می شوند ، اجازه دارد که موهای خود را نپوشاند یا خیر؟ چرا؟ با توجه به این که نپوشاندن موهای او در آن محیط هیچ جلب توجهی نمی کند.

در ابتداي پاسخ به دو نكته توجه كنيد:
1. به عنوان يك مسلمان معتقديم آنچه خداوند از ما بندگان خواسته و بر ما تكليف نموده است، جز به سود ما و در جهت سعادت و كمال ما نيست. مصالح و منافع واقعي اجراي احكام و مقررات ديني متوجه خود ما مي شود؛ زيرا نه اعمال نيك ما به خداوند سودي مي رساند و نه اعمال بد، ضرري را متوجه او مي سازد. سود و ضرر همه متوجه خود ما است. خداوند نيز به جهت محبت و عشق به بندگانش و اينكه خواهان سعادت و خوشبختي و كمال آن ها است؛ احكامي را مقرر نموده است و از جمله اين احكام، وجوب رعايت حجاب است.
علاوه بر آن كه حجاب امري فطري نيز هست كه در همه اديان و جوامع بشري نيز به آن پايبند بوده اند.
2. دينداري در زماني و جامعه اي كه همه اسباب هدايت و دينداري آماده است و همه مردم به سوي آن گرايش دارند، اگر چه ارزشمند است، ولي ارزشمندتر از آن دينداري در روزگاري و اجتماعي يا در ميان خانواده و گروهي است كه اكثريت آن ها در گرايش به فساد و گناه و بي ديني با هم مسابقه مي دهند.
چه بسيار كساني كه در محيط هاي فاسد و آلوده بودند، اما ايمان خود را حفظ كرده اند. قرآن، افرادي را در اين زمينه معرفي مي كنند تا سرمشق براي ديگران باشند.
از جمله اين افراد، آسيه همسر فرعون است. با اين كه در محيط آلوده به فساد و گناه و كفر بود و حتي همسرش، خود، طاغوت زمان بود، با اين همه، ايمان خويش را حفظ كرد و خود را از آلودگي ها محفوظ داشت. لذا خداوند از او تجليل نموده و او را الگوي بشر معرفي نموده است. (1)
يوسف پيامبر و جوانان اصحاب كهف كه قسمتي از وحي و قرآن را به داستان آنان اختصاص يافته از جمله همين افراد هستند.
با توجه به اين دو نكته:
بر اساس آيات قرآن و روايات معصومين آنچه بر زن واجب و لازم است، پوشش بدن از نامحرم است. در لزوم رعايت حجاب و پوشش بدن از نامحرم فرقي نمي كند در كشور اسلامي باشد و يا غير اسلامي و يا در محيطي باشد كه افراد حاضر در جامعه، حجاب خود را رعايت كنند يا خير.
كيفيت حجاب نيز فرقي نمي كند خواه با چادر باشد يا با مانتو و مانند آن. اما به طور طبيعي چادر بهتر مي تواند پوشش بدن را حفظ كند و از اين جهت چادر حجاب برتر است. قرآن مجيد خطاب به پيامبرش فرمود: «به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو كه: خويشتن را با «جلباب» بپوشند كه اين كار براى اين كه به عفت شناخته ‏شوند و از تعرض محفوظ بمانند، براى آنان بهتر است».(2)
خواهر گرامي؛
در اين تامل كنيد كه در چه شرايطي دين خود را حفظ كرده ايد؟! ترديد نكنيد دينداري در محيطي كه اكثريت آن ها در گرايش به فساد و گناه با هم مسابقه ميدهند، از ديد خداوند دور نمي ماند. اوست كه حاضر بر اعمالتان است و هدايت گر شماست. قرآن مي فرمايد "و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا، آنان كه در راه ما مجاهدت و تلاش مي‏كنند، راه‏هاي خود را به آنان نشان مي‏دهيم."(3)
خوب است در پايان به روايتي كه ارزش و ثواب دينداري در بين بي دينان را بيان مي كند،‌ دقت كنيد:
پيامبر اكرم(ص) خطاب به ابوذر فرمود: يَا أَبَاذَرٍّ الذَّاكِرُ فِي الْغَافِلِينَ كَالْمُقَاتِلِ فِي الْفَارِّينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ (4) اي اباذر كسي در ميان جمعيت اهل غفلت به ياد خدا باشد همانند آن مجاهد در راه خدا (و رزمندگان جنگ احد در ركاب رسول الله (ص) ) است كه وقتي مي بيند ديگران جنگ را رها كرده و فرار مي كنند (و پيامبر و اسلام را در غربت و تنهايي گذاشته اند) او پايداري و استقامت مي ورزد، يا همانند شهيدي است كه در راه اسلام در خون خود غلطيده است.
پي نوشت ها:
1. تحريم (66) آيه 11.
2. احزاب (33) آيه 59.3
3. عنكبوت (29) آيه 69.
4. شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، چاپ مؤسسه آل البيت، قم، سال انتشار 1409ق، ج 7، ص 165.
موفق باشید.

سلام چگونه حجاب رو تبلیغ کنیم؟

پرسش گر گرامي! ابتدائا بايد در باره اصل حجاب نكاتي را عرض كنيم تا در پرتو دانايي بتوانيم در امر تبليغ آن نيز موفق تر باشيم.
فلسفه اصلي پوشش، حيا و عفت است كه خصلت بشري است و تمامي انسان ها آن را پذيرفته اند. البته نتايج ديگري نيز بر پوشش مترتّب است:
1-زن محجوب، با حجاب خود به ديگران مى فهماند كه اهل بى بند و بـارى و روابـط آزاد نيست. اين خود باعث مى شود مردان هرزه به او طمع نورزند و مزاحم نشوند همان طور كه خداوند مي فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما»(1) اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [چادر ها] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.
با تكيه بر اين آيه مي توان گفت مقايسه اي كه بين حجاب و آنتي ويروس مي كنند از اين جهت كه زن با حجاب به عفت شناخته مي شود و مورد اذيت قرار نمي گيرد درست است، و اين حجاب زن ضد بسياري از ويروس هاي اخلاقي و گناهان است.
2- فايده دوم حجاب به كل جامعه برمى گردد. زنان بى حجاب و بي قيد حتى براى مردان پاكدامن نيز زيان بارند. زنانى كه بدون پوشش و با انواع آرايش بيرون مى آيند ،محيط را آماده آشوب مى نمايند، زيرا جاذبه تكوينى زنان براى مردان قابل انكار نيست. در چنين محيط هائى كه جوانان پاكدامن نيز در امان نيستند. حـضـرت يـوسـف(ع) نـيز به خدا عرض مى كند: «إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِن‏»(2) و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد. بنابراين حجاب هم حافظ خود زن است؛ هم حافظ جامعه. دستور حجاب در مورد زنان بى بند و بار به خاطر مصلحت جامعه است.
3- حجاب موجب رشد شخصيت‏ زن مسلمان است. شخصيت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادت‏ها و اخلاقيات يك انسان است كه به تشخيص وي از ديگران مي‏انجامد.
4- حجاب موجب پاسداري از حرمت خود و احساس عزت نفس و ارزشمندي است:
5- حجاب موجب استحكام خانواده‏ مي شود:
6- حجاب موجب مسؤوليت پذيري است:
هر كس در برابر خود و ديگران مسؤول است افرادي كه بي‏حجابي پيشه مي‏كنند ناگزير بايد به خويش پردازند و چنان كه امروزه مشاهده مي‏كنيم چاره‏اي ندارند جز آن كه انجام آن مسؤوليت‏ها را به ديگران و حتّي مردان بسپارند. زناني كه در پي دلربايي و جلب نظر ديگرانند و جز عرضه پيكر خود به چيزي نمي‏انديشند، هرگز نمي‏توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤوليت كنند و به معنويت خود و اعضاي خانواده و جامعه بينديشند. اين افراد، افزون بر آن كه به دليل ناتواني يا شانه خالي كردن از انجام دادن مسؤوليت‏هاي فردي باز مي‏مانند، با روحيه و وضع بدني خاص خويش محيط را آلوده و موقعيت را براي فعاليت مسؤوليت پذيرانه نامساعد مي‏سازند.
با دقت در ان فوائد آثار بد و مخرب بد حجابي و بي حجابي نيز مشخص مي شود و بزرگ ترين ضربه ها را به خود فرد و جامعه او مي زند، چرا كه براي آرامش غريزه دو چيز لازم است: ارضاي غريزه در حد نياز طبيعي و ديگري جلوگيري از تهييج و تحريك آن اولي با ازدواج حاصل مي شود و دومي با حجاب و پوشش و نگه داشتن حدود. و آزادي در پوشش و حجاب، موجب انحراف بزرگ در جامعه است
براي تحقيق و مطالعه بيشتر نيست، كتاب هاي زير را معرفي مي كنيم:
1- مسئلة حجاب، از استاد مطهري؛
2- نظام حقوق زن در اسلام ، از استاد مطهري؛
3- زن، از مهدي مهريزي؛
4- حجاب شناسي، از حسين مهدي زاده؛
5- شخصيت و حقوق زن در اسلام، مجموعه مقالات ششمين جشنواره پژوهشي شيخ طوسي، در سه جلد ،نگارش جمعي از پژوهشگران، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي؛
6- مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادي؛
7- حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، خانم فتحيه فتاحي زاده؛
8- زن در آيينة جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي؛
9- مجله پيام زن، ويژه هم انديشي حجاب، شماره 184و 185، 1386؛
10- فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل.
اما در مورد تبليغ اين امر نيز بايد بگوييم، بيشتر افرادي كه احكام الهي را رعايت نمي كنند نه به خاطر دشمني با خدا و بلكه به خاطر عللي در ابتداي پاسخ به آن اشاره شد، دچار انحراف و كج روي شده اند. براي رهايي اين افراد از جهالت و ناداني، لازم‌ است‌ با استفاده‌ از متون قوي ديني، اعتقادات ايشان تقويت و كم كم با مسائل ديني آشنا شوند. البته اين مهم بايد با ظرافت خاص انجام گيرد. بايد مواظب بود تا لطمه اى به شخصيت افراد وارد نشود.بر اين اساس بهتر است ابتدا به صورت كنايه و غير مستقيم به او متذكر شد. تذكر نبايد در ميان جمع نباشد. بايد با زبان نرم و لطيف با او برخورد كرد.(3) با زبان خوش و شيرين به او متذكر شويد.(4) بايد سعي كرد از توصيه اي كه نوعي نگاه از بالا به پايين مي‌باشد در مورد ترك كه باعث موضع‌گيري منفي وي شود، بايد پرهيز كرد، زيرا اثر معكوس خواهد داشت. فراموش نكنيم هر شخصي يك نقطه پذيرش و به قول معروف «رگ خوابي» دارد. براي اينكه بفهميم از چه راهي بايد افراد را به واجبات مثل نماز و حجاب دعوت كرد، بايد سعي نمود اين رگ خواب و نقطه پذيرش را در ايشان به دست آورد. متناسب با آن، راهي موثر را انتخاب كرد.
آن چه در موفقيت در امر تبليغ مهم است، تبليغ عملي است. تبليغ عملي موثرتر از تبليغ زباني است. لذا خودتان تا مي توانيد به واجبات و از جمله نماز خود اهميت دهيد و مقيد باشيد كامل مراعات كنيد. در اين صورت الگوي خوبي براي سايرين خواهيد بود.
پي نوشت:
1. احزاب (33)آيه 59.
2. يوسف (12) آيه 33.
3. اسراء (17) آيه ‌53.
4. طه (16) آيه 43.
موفق باشید.

اگر فردی یکبار برای اولین بار استمنا کند و از ته دل توبه کند و به زبان آورد و دیگر این کار زشت را انام ندهد آیا گناه او صغیره است؟ آیا توبه پذیرفته است

پاسخ:
حال كه دفعه اول است كه اين اشتباه را انجام داده ايد، به راحتي مي توانيد آن را درمان كنيد و با عزم بالايي كه در خود ايجاد كرده ايد، اين مشكل را بكلي از بين ببريد. سعي كنيد با توسل به معصومين(ع) و توبيخ خود و يادآوري مضرات اين مسأله خود را از اين فضا دور سازيد.
اعتراف و اقرار به گناه، نشانه رقت قلب و توجه قلبي شما به خداي مهربان است. همين كه از خود نااميد شده و به خداي متعال روي آورده ايد، اجابت دعا برايتان ميسر است.
امام صادق(ع)مي فرمايد:«إِذَا رَقَ‏ أَحَدُكُمْ‏ فَلْيَدْعُ‏ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُصَ»(1) هر گاه رقت قلب براي كسي پديد آمد، وقتي است كه دعا كند، زيرا قلب وقتي رقيق مي شود كه به اخلاص نزديك شود.(2)
همين كه وقتي پي به اشتباه تان مي بريد، از خدا طلب مغفرت مي كنيد، نشان از صفاي باطن شما دارد، زيرا تا كسي «پشيمان» نشود، تصميم بر «ترك گناه» نمي گيرد. تا حالت «ندامت» براي گناهكار حاصل نشود، تصميم جدي براي اصلاح خويش و جبران گذشته نخواهد داشت. پس ندامت شما، يك عنصر اساسي در تحقق توبه است، پوزش خواهي و استغفار، مرحله اي از آن است و جبران گذشته، مرحله اي ديگر.(3)
توبه كننده، محبوب خداست. قرآن كريم فرموده: «"ان الله يحب التّوابين»(4) يقيناً خداوند توبه كنندگان را دوست دارد».
خداوند نسبت به هر عمل زشت و گناهي، وعدة پذيرش توبه داده است. اما بايد شرايط توبه واقعي تحقق يابد. توبه تنها به زبان نباشد. پشيماني دروني و قلبي و قصد جدي و قاطع در ترك آن گناه براي هميشه، از جمله شرايط آن است.
- حاصل سخن اينكه:
خود ارضايي، باعث دوري از خداي متعال بوده و جداي از ضررهاي روحي، معنوي اش، مشكلات جسمي زيادي به دنبال دارد كه نمي توان از آنها چشم پوشي كرد؛ ولي از اين نكته غافل نباشيد كه جلوي ضرر را از هر كجا كه بگيريد، سود و منفعت است.
در مورد گناه نيز پيشگيري بهتر و راحت تر از مداواست، يعني از اول گناه نكردن. حضرت علي(ع)مي فرمايد: «ترك الذنوب اهون من طلب التوبه»(5) ترك گناه، آسان تر از درخواست توبه است.
براي آن كه در عمل به لوازم توبه تا آخر ثابت قدم و موفق باشيد، هر روز صبح بعد از نماز و هر شب هنگام خوابيدن، پس از خواندن دو ركعت نماز از خدا بخواهيد كه شما را در پيمان توبه موفق بدارد. از توسل به چهارده معصوم(ع) به خصوص توسل به امام زمان(ع) غافل نشويد و از خواندن دعاهاي رسيده از ائمه معصوم(ع) به خصوص دعاي توبه در صحيفه سجاديه و دعاي «مناجات التائبين» در مفاتيح الجنان كه از دعاهاي خمس عشر امام سجاد(ع) است، غفلت نورزيد.
- نكته پاياني:
خيالتان راحت باشد كه اگر توبۀ واقعي كنيد، گناهان -حتي خودارضايي كه گناهي كبيره است- از بين خواهد رفت و توبه حتماً پذيرفته است. فكرتان را مشغول كبيره يا صغيره بودن گناه نكنيد، زيرا هر گناهي گرچه ناچيز باشد، در مقابل عظمت خداي متعال بزرگ است.
پي نوشت ها:
1. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج7، ص72، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
2. غلامرضا حاتمي، دعا، ص19، انتشارات كتاب شفا، چاپ اول، مشهد، 1388.
3. جواد محدثي، توبه، بازگشت به فطرت؛ درس هايي از نهج البلاغه، ص16، بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي، مشهد، چاپ نهم، 1387.
4. بقره (2) آيه222.
5. نهج البلاغه، حكمت17. (بر اساس نهج البلاغه محمد عبده).
موفق باشید.

سلام. پدر من در روز عاشورا فوت کرد! پدرم آدمی بود که کار سختی انجام می داد تا رزق و روزیِ زن و فرزندانش را در بیاورد و خصوصیتی داشت که به کسی کاری نداشت و دوست نداشت کسی به کارش کاری داشته باشد! اکنون می خواهم بدانم که پدرم چه درجه ای دارد در عالم برزخ؟

پاسخ:
پيش از هر چيز عرض تسليت ما را به خاطر از دست دادن چنين پدر بزرگواري پذيرا باشيد؛ از خداوند متعال براي ايشان رحمت و مغفرت و سعادت زندگي در جوار پاكان درگاه ربوبي را خواستاريم.
به طور كل به دليل عدم دسترسي ما به عالم برزخ و جزئيات آن، ما نمي توانيم در مورد وضعيت خاص افراد در آنجا به آگاهي دقيق و قطعي برسيم، هرچند اعمال و رفتار اين افراد در طول زندگي بهترين شاهد بر حال آنان در آن عالم خواهد بود و يا سختي ها و رنج هايي كه كشيده اند نيز مي تواند زمينه تطهير آنان را فراهم نمايد كه اميدواريم در مورد پدرتان اين گونه باشد و انشاء الله ايشان وضعيت خوبي در برزخ دارند.
چنان كه در روايات ما بيان شده كساني كه در زندگي خود به جهت كار و كسب روزي حلال تلاش دارند از اجر. قرب بالايي برخوردارند؛ اصولا كار و تلاش در اين مسير از بالاترين عبادات شمرده شده است؛ در روايتي از نبي اكرم (ص) آمده: «العبادة سبعون جزءا أفضلها طلب الحلال‏ (1)عبادت هفتاد جزء دارد، برترينش در طلب روزى حلال بودن است.»
به علاوه نفس وفات ايشان در روز عاشورا و در روز شهادت امام حسين(ع) و پاك ترين اصحاب و ياران ان حضرت نيز مي تواند مويد ديگري بر وضعيت مطلوب ايشان در عالم برزخ باشد. زيرا ما معتقديم كه زمان و مكان مرگ نيز در راحتي و آساني جان دادن و در محاسبه اعمال برزخ از اموات بي تاثير نيست(2) و اين ها همه نشانه هاي مثبتي از وضعيت مطلوب ايشان در عالم برزخ است ان شاء الله.
هرچند بر اساس معيارهاي ديني مهم ترين عامل تعيين وضعيت افراد در عالم آخرت اعمال خود آنان است چنان كه خداوند به صراحت مي فرمايد:« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة (3) هر كس در گرو اعمال خويش است».
بد نيست در مورد كارهايي كه مي توان براي اموات انجام داد هم اشاره اي داشته باشيم:
آنچه مسلم است به طور كلي صدقات و خيرات خالصانه به نيت اموات به حال آن ها سودمند بوده و مي تواند مشكلات احتمالي آنان را بر طرف نمايد، كه مهمترين كارها در اين مسير پرداخت بدهي هاي (حق الله يا حق الناس) آنها است.
در اين زمينه اگر احتمال مي دهيد ايشان بدهي از حيث عبادات واجب دارند و كمبودهايي از اين جهت داشتند، براي اداي آن خود اقدام نماييد يا با گرفتن اجير اين كار را انجام دهيد؛ به علاوه اگر احتمال مي دهيد دين و قرض مالي بر عهده دارند براي اداي آن تلاش نماييد و بخصوص اگر حق كسي هرچند حق غير مالي بر عهده ايشان بوده، مثلا كدورتي با كسي داشتند يا حق كسي را به نوعي خواسته يا ناخواسته ضايع كردند ، تلاش كنيد براي حل اين امر اقدام نماييد.
در اين زمينه اگر از موردي اطلاع نداريد بهترين كار پرداخت حق مظالم به حاكم شرع ( مراجع ) است كه در امور خاصي از صدقات مصرف مي شود و ثواب آن در مسير رضايت طلبكاران ناشناس آن مرحوم به كار مي رود كه آن شاء الله رضايت آن ها درپيشگاه الهي جلب خواهد شد. در ضمن به فرموده برخي از بزرگان، اموات از چيزي به اندازه هديه ثواب صلوات به ايشان خوشحال نمي شوند.

پي نوشت ها:
1. خرمشاهي، بهاء الدين، پيام پيامبر، چاپ منفرد، تهران، 1376 ه ش ، ص 790.
2. رك: شيخ صدوق، من لايحضر الفقيه، چ جامعه مدرسين، قم 1404 ه ق، ج 1، ص 138.
3. مدثر (74) آيه 38.
موفق باشید.

سلام علیکم، انسان چه کند که خدا توفیق شهادت را به او دهد؟ بنده در ضمن آنکه خواستار رسیدن به این توفیق هستم، اولا اکنون جنگی وجود ندارد و دوم آنکه اگر هم باشد بنده جرأت جنگیدن ندارم. آیا دعا یا زیارت خاصی برای این کار هست؟ با تشکر.

پاسخ:
پرسشگر گرامي! هر كه صادقانه از خداوند شهادت را مسئلت كند، خداوند او را به منزل هاي شهيدان برساند، هر چند در بستر خود بميرد. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه براستي خواهان شهادت باشد، (ثواب آن) به او داده مي شود، هر چند به شهادت نرسد.»(1)
- براي رسيدن به جواب به مطالب زير دقت كنيد:
1- قرار گرفتن در مسير شهادت:
وظيفه مهم ما گام برداشتن در راه نوراني شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگي است. دفاع از دين و ارزش هاي الهي و اسلامي و انجام وظايفي كه از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق كردن برنامه زندگي با دستورات دين و قرآن و سنت معصومين (علیهم السلام) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است. اگر در اين راه گام برداريم در مسير شهادت قرار گرفته ايم و از ثواب و پاداش شهيدان بهره مند مي شويم هر چند به شهادت هم نرسيم. بايد روحيه شهيد و شهادت را همواره در وجود خويش حفظ كنيم و اين وظيفه مهم كنوني ما است. اگر در راه شهدا و در مسير تحقق بخشيدن به هدف عالي آنها كه همان حاكميت دين الهي و دستورات قرآن و ايجاد جامعه اي توحيدي و اسلامي گام برداشتيم، به مسؤليت مهم خود عمل شويم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسيم.
2- حقيقت شهادت:
شهيد در اصطلاح فقه به كسي گفته مي شود كه در خط مقدم جبهه به شهادت برسد كه غسل و كفن بر او واجب نيست. اما در روايات موراد ديگري را هم شهيد ناميده اند كه به معني آن است كه اجر شهيد دارد. بلي، همه گناهان شهيد را خداوند مي آمرزد، مگر حق الناس را؛ به نكات ذيل در مورد شهيد و شهادت عنايت فرماييد.
«شهيد» كسي است كه يك روح بزرگ دارد؛ روحي كه هدف مقدس دارد. كسي است كه در راه عقيده كشته شده است. كسي است كه براي خودش كار نكرده است. كسي است كه در راه حق و حقيقت و فضيلت قدم برداشته است.
مثل شهيد، مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فاني شدن و پرتو افكندن است. تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده، بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند. آري، شهدا شمع محفل بشريتند. سوختند و محفل بشريت را روشن كردند.
شهادت، قداست خود را از اين جا كسب مي كند كه فدا كردن آگاهانه تمام هستي خود است در راه هدف مقدس.
اگر شور يك عارف عاشق پروردگار را با منطق يك نفر مصلح با همديگر تركيب كنيد، از آنها منطق شهيد در مي آيد. منطق شهيد، منطق سوختن و روشن كردن است. منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه براي احياي جامعه است. منطق دميدن روح به اندام مرده ارزشهاي انساني است. منطق حماسه آفريني است، منطق دورنگري، بلكه بسيار دورنگري است.
اين كه هاله اي از قدس دور كلمه «شهيد» را گرفته است و اين كلمه در ميان همه كلمات عظيم، فخيم و مقدس، وضع ديگري دارد براي همين جهت است. اگر بگوييم قهرمان، مافوق قهرمان است؛ بگوييم مصلح، مافوق مصلح است؛ هر چه بخواهيم بگوييم، مافوق اينهاست.
3- اركان شهادت:
شهادت دو ركن دارد: يكى اين كه در راه خدا و فى ‏سبيل ‏الله و هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداى هدف نمايد. ديگر اين كه آگاهانه صورت گرفته باشد. شهادت به حكم اين كه عملى آگاهانه و اختيارى است و در راه هدفى مقدّس است و از هر گونه انگيزه‏ى خودگرايانه منزّه و مبراست، تحسين‏انگيز و افتخارآميز است و عملى قهرمانانه تلقّى مى‏ شود.
در ميان انواع مرگ و ميرها اين نوع از مرگ است كه ارزش آن از حيات و زندگى برتر و مقدّس ‏تر است.(2)
انسانى كه با چنين شرايطى به استقبال مرگ مى‏ شتابد شهيد است و اجر شهيد را نيز مى ‏برد. در احكام شهيد مى‏ خوانيم كسى كه به امر معصوم (ع) يا نايب او به جبهه برود و در ميدان نبرد كشته شود شهيد است و غسل و حنوط و كفن از او ساقط است، بلكه با لباس خودش دفن شود.»(3)
با اين حال روايت‏ها و اخبارى هست مبنى بر اين كه اگر كسى بميرد، در حالى كه داراى محبّت اهل بيت باشد، شهيد از دنيا رفته است، و نيز آمرزيده مى‏ شود و نيز با ايمان كامل از دنيا می ‏رود.(4)
در روايتي آمده است: «المؤمن علي اي حال مات و في اي ساعه قبض، فهو شهيد»؛ «مؤمن در هر حال و زماني كه بميرد، شهيد است.(5)
يا در روايتى ديگر از رسول خدا(ص) نقل شده است كه حضرت فرمود: مَن عاشَ مدارياً مات شهيداً هر كس طورى زندگى كند كه مردم از او آزارى نبينند و در حال مداراى با مردم از دنيا برود، شهيد از دنيا رفته است.(6)
- اين گونه روايت‏ها به اين موضوع اشاره مى ‏كند:
كسى كه با چنين شرايطى از دنيا برود، اجر شهيد را مى ‏برد. ولى حكم شهيد را ندارد. يعنى غسل، حنوط، و كفن از او ساقط نمى‏ شود، بلكه بايد او را غسل داد يعنى احكام اموات را بايد درباره او اجرا كرد. شايد مراد اين روايات اين باشد كه چنين افرادي در مسير شهداء هستند و در راه همان هدف عالي و ارزشمندي كه شهدا جان پاك خود را فداي آن كرده اند گام بر مي دارند. هدف شهدا اعتلاي دين و دفاع از دين و عمل به احكام و دستورات دين مي باشد و انسان مؤمن و دوستدار اهل بيت(ع) و محصل علوم ديني و الهي نيز در همين مسير نوراني و سعادت بخش قدم بر مي دارد.
- توصيه پاياني:
در انتهاى سخن سفارش مى‏ كنيم زيارت امين‏ الله را هر روز يا هفته‏ اى يك بار با توجه و تأمل بخوانيد. يكى از قسمت‏ هاى مهمّ اين زيارت شريف اين عبارت است: ... اللهمّ فاجعل نفسى مطمئنّةً بقَدرِكَ، راضيةً بِقضائك...(7) بارخدايا! پس جان مرا مطمئن و آرام نسبت به سرنوشت قرار بده، و مرا خشنود نسبت به داوريت بگردان. كه اشاره دارد خدايا مرا به مقام «رضا» و «خشنودى» برسان تا آن چه به من مى‏رسد مرا از توجه به تو باز ندارد.
- حاصل سخن اينكه:
1- شهادت درجه اي است كه خداوند نصيب افرادي مي كند كه قابليت آن را داشته باشند؛ يعني، واقعا اهل تقوا بوده و عاشقانه آن را طلب كنند. البته در بعضي از روايات آمده است كه: زن و مرد با ايمان اگر نيت كار خيري را داشته باشند، هر چند موفق به آن عمل نشوند ثواب آن را در نامه عمل آنها مي نويسند.
2- آرزوي شهادت به معناي برگزيدن بهترين نوع مرگ است. به عبارت ديگر همه از دنيا رفتني هستند؛ اما هنر انسان با ايمان آن است كه با بهترين انتخاب از دنيا مي رود. شهادت به معناي پذيرش مسؤوليتي بزرگ تر در برابر مسؤوليت هاي كوچك تر است. شهادت خودكشي و مسؤوليت گريزي نيست؛ بلكه انجام رسالت هاي بزرگ تر اجتماعي و فداكاري در راه مصالح عالي اسلام و جامعه اسلامي است. شهادت طلبي به معناي آن است كه در عرصه نياز جامعه به فداكاري، مصالح شخصي و خانوادگي مانند غل و زنجير انسان را پاي بسته نمي كند؛ بلكه انسان شهادت جو، مرز و حصار خوديت و دلبستگي و تعلق خانوادگي را پاره مي كند و در راه آرمان هاي مقدس عاشقانه و بدون اندك درنگ به پيش مي تازد.
- براي آگاهي بيشتر:
1. شهيد، تأليف استاد مرتضي مطهري.
2. تفسير نمونه،‌ مكارم شيرازي، ج3، ص218-224.

پي نوشت ها:
1. ر.ك: ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، نشر دارالحديث، ج 6، ص0 288 تا 2884.
2. براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه نگاه كنيد به: «قيام و انقلاب مهدى، به ضميمه شهيد از استاد مطهرى»
3. امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 1، ص 66.
4. زمخشري، تفسير كشاف، نشردار الكتاب العربي بيروت، 1411 ق، ج 3، ص 403.
5. ميزان الحكمه، رجمه حميدرضا شيخي، نشر دارالحديث، ج 5، ح 9803.
6. علي متقي، كنزالعمال، نشر موسسه رسالت، بيروت، 1413 ق. حديث 7173 و 7171.
7. حاج شيخ عباس قمى، مفاتيح‏الجنان، ص 578.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با تشکر از پاسخگویی شما ، در ادامه تحقیقات دینی ام سوال دیگری برایم پیش آمده است آیا به طور کلی رفتاری که امروزه از طرف مامورین نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی می بینیم کاملا مطابق با سیره امامان و معصومین بزرگوار است ؟ من نمیتوانم قبول کنم که اگر امروز پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و امام علی (ع) و حضرت زینب (س) و حضرت فاطمه زهرا (س) در بین ما بودند سر کوچه ها و خیابان ها می ایستادند و دختران بدحجاب را به زور دستگیر میکردند و در گوشه ماشین ون پرت میکردند و با خود می بردند و به زور از آنان تعهد میگرفتند !!! با توجه به حمایت اکثر علما از این برخورد ها و کلا برخورد با بدحجابی چگونه این قضیه را توجیه میکنید ؟ و چرا اکثر کسانی که توسط نیروی انتظامی دستگیر میشوند نه تنها اصلاح نمیشوند بلکه از حجاب بیشتر متنفر هم میشوند و حتی همان یک ذره اعتقاد خود نسبت به بقیه مسائل مثل نماز و روزه را هم از دست میدهند ؟ و بعد از این همه سال برخورد و بگیر و ببند اعتقادات جوانان بهتر که هیچ بدتر هم نشده است ؟! با تشکر فراوان

از مباني ديني و آيات و روايات استفاده مي شود، در زمان رسول خدا و حاكمان اسلامي رعايت حجاب براي همه حتي اقليت هاي مذهبي هم لازم بوده است، زيرا حجاب از ضروريات اسلام مي باشد. بر حاكم است به اين مسايل اهميت دهد:" علي (ع) مي فرمايد: بر امام نيست جز آن چه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده است... و زنده كردن سنت‌ها "(1)
در جاي ديگر، يكي از وظايف مهم حاكم امر به معروف و نهي از منكر و اقامه حدود الهي بيان شده است: «لابدّ للأمّة من إمام... فيأمرهم وينهاهم ويقيم فيهم الحدود».(2) جامعه نيازبه حاكم دارد ....تا انان را امر به معروف ونهي از منكر كند وحدود الهي را اجرا نمايد. روشن است كه بي حجابي، از منكرات اسلام است كه بايد از آن نهي شود. حضرت رسول (ص) اين وظيفه را بهتر انجام مي داد . افزون بر اينكه در عصر حضرت رعايت پوشش و حجاب مورد توجه توده مَردم(اعم از مسلمان و غير مسلمان) بود . مانند اين عصر بي حجابي و بدحجابي رايج نبود. حتي اقليت هاي ديني نيز موظف بودند كه حجاب را رعايت نمايند. در سوره احزاب دستور كلي در باره حجاب آمده است: «اي پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حريت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند. خداوند، آمرزنده و مهربان است.» (3)
پيامبر گرامي اسلام (ص) و معصومين (ع) علاوه بر تاكيداتي كه بر رعايت حجاب داشته اند، با ارائه دستور هايي، جامعه اسلامي را به سوي تهذيب و پاكي، رهنمون گشته اند مثلا روزي اسما - كه خواهر زن پيامبر بود-، با جامه بدن نما و نازكي به خانه پيامبر آمد. پيامبر، روي خود را از او برگرداند و فرمود: «اي اسما، زن به حد بلوغ رسيد، نبايد جايي از بدن و اندامش ديده شود، مگر صورت و دست ها» (4)چون رعايت حجاب و حفظ عفت عمومي جامعه حكم قطعي اسلامي است و قرآن به صراحت آن را بيان مي‌كند، همچنين مفاسدي در پي بي حجابي به وجود مي آيد، منطق و عقل حكم مي‌كند كه بايد با بي حجابي به صورت مناسب و مدبرانه و عاقلانه برخورد شود.
بايد توجه داشت الزام حجاب در كشور ايران، به خاطر قانون كشور است،‌ نه اين كه فرد بايد مسلمان باشد يا احكام اسلام را عمل كند، بلكه از اين جهت كه حجاب پديده‌اي اجتماعي است. ربطي به دين دار بودن يا نبودن ندارد. اگر حجاب تنها يك مسئله فردي بود، مسيحي يا يهودي ويا اقليت هاي مذهبي ديگر هيچ الزامي براي انجام آن نداشتند، همان گونه كه هيچ كس مسيحي يا يهودي را اجبار به روزه گرفتن يا نماز خواندن نمي‌كند، زيرا فقط يك مسئله فردي است، اما چون حجاب مسأله اجتماعي است، رعايت آن بر غير مسلمان نيز لازم است .
عدم اجباري حجاب موجب نمي گردد كه حجاب بيش تر رعايت شود، زيرا برخي پاينند قانون وارزش هاي جامعه نيستند .اگر آزادي به آن ها داده شد، به حرمت شكني مي پردازند .دستورات دين را در همه عرصه ها از جمله حجاب رعايت نمي كنند. البته ما هم باور داريم كه براي گسرش فرهنگ حجاب بايد كار هاي فرهنگي نيز صورت گيرد.ونهي ازمنكر و جلوگيري از بدحجابي بايد با اخلاق اسلامي و متانت انجام شود.
براي آگاهي بيش تر به كتاب مسأله حجاب از آيت الله شهيد مطهري مراجعه نماييد.
پي‌نوشت‌ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 105.
2. مجلسي، بحار الأنوار، چ هشتم، بيروت، وفا، 1403 ق، ج 93، ص 41.
3. احزاب(33) آيه 59.
4. سنن ابي داود، ج2، ص383، بي تا، بي جا.
موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام من یک بار به کربلا مشرف شدم ولی متاسفانه بعد از آن گناهان زیادی انجام دادم و خراب کردم الان چند ماه بعد باز هم می خواهم مشرف بشوم. آیا ثواب همان دفعه اول را دارد و با توجه به این که نمی توانم گناهانم را ترک کنم آیا بروم؟ آیا تمام گناهانم با سفر کربلا بخشیده می شود؟

پاسخ:
توبه هر گاه واقعي باشد و از اعماق جان برخيزد و انسان از كرده خويش پشيمان شود، مقبول درگاه خدا مي شود و آثار و بركات توبه نمايان مي گردد.
لطف خدا به بنده آن قدر زياد است كه امام صادق‌(ع) فرمود: "خداوند به داود نبي وحي كرد: بنده مؤمن من اگر مرتكب گناهي شد، ولي پشيمان گشت و توبه نمود و در وقت ياد آوري آن گناه از من حيا نمود، علاوه بر اين گناه او كه مي‌آمرزم، آن را به حسنه تبديل مي‌كنم و من خداي ارحم الراحمين هستم‌". (1) پس اينكه شما از كار خود پشيمان شده ايد و از خداوند حيا مي كنيد نيز باعث آمرزش مي شود. اهلبيت عليهم السلام نشانه هاي خداوند در زمينند و صفات خداوند در وجودشان متجلي است. اگر خدا رحمان و رحيم است ، آنان نيز همينگونه اند . پس پناه بردن به دامان اهلبيت را غنيمت بدانيد و از اين فرصت معنوي استفاده كنيد.
براي جبران گناهان ريز و درشت، راه روي همه بندگان باز است. اگر از اين گناه توبه كرده ايد، پس از اين، سعي كنيد كه در مسير خواست الهي زندگي كنيد. به رحمت الهي اميدوار باشيد. مطمئن باشيد‌، نسيم دلنواز عفو و رحمت پروردگاري كريم و رئوف كه توبه گنندگان درگاهش را در شمار محبوب ترين بندگان مي‌شمرد، شامل حالتان خواهد شد. در ادامه راه و در عنفوان سن پرطراوت جواني در انديشة ساختن روح و جان خويش باشيد و با عزم و اراده قوي در راه پاكي و كسب رضايت خداوند قدم نهيد.
فراموش نكنيد توبه از هر گناهي، ركن اساسي ديگري نيز دارد كه همان اراده بر ترك آن است. نيروي اراده و تصميم جدي، توفيق خداوندي است كه گناهكاران بزرگي چون فضيل بن عياض را كه به انواع گناهان و معاصي آلوده بودند نجات داد، فضيل بن عياض راهزن و سارق خطرناكي بود كه با شنيدن آيه اي از قرآن كريم ، از خواب غفلت چندين ساله بيدار گرديد و توبه جدي نمود و در راه بندگي خداوند تا بدان جا پيش رفت كه نامش در زمره زاهدان و عابدان ثبت گرديد.
پس مي توان با همت و اراده و درخواست توفيق از خداوند و توسل به اولياي پاك او، جبران گذشته را نمود. فرصت هاي از دست رفته را جبران نمود و در كاروان بندگان پاك خداوند كه عازم ديدار كوي دوست مي باشند، وارد شد و از مقيمان حضرت دوست گرديد. سعي كنيد از اين قافله عقب نمانيد.
همين كه توبه كرده ايد واز كار غافلانه خود پشيمان هستيد نشان از پذيرش توبه شما و پاك بودن قلبتان دارد. اميد است كه سفر شما پر از معنويت باشد و باعث شود كه از درگاه خدا و اهلبيت ، هيچ وقت فاصله نگيريد.
هيچگاه به خود تلقين نكنيد كه نمي توانم، بلكه خود را باور كنيد و سعي و تلاش را از دست ندهيد، خواهد ديد با ارادۀ فولادي خود بر هواي نفس غلبه كرده ايد.

پي نوشت:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق، ج 6، ص 28.
موفق باشید.

صفحه‌ها