۱۴۰۵/۰۵/۱۲ ۲۳:۴۳ شناسه مطلب: 101832
پرسش:
آیا ذوالقرنین، پیامبر و فرستاده خدا بود؟
داستان ذوالقرنین، یکی از داستانهای تکبیانی قرآن است که فقط یکبار در قرآن (سوره کهف) آمدهاست. این داستان با عبارت «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْن؛ (1) و از تو درباره ذو القرنین مىپرسند،» شروع شده است. درباره سبب نزول آیات 83 تا 98 سوره کهف که داستان ذوالقرنین را بیان میکند، آمده است: یهودیان از طریق آموزههای دینی خود درباره ذوالقرنین آشنا بودند، از پیامبر صلیاللهعلیهوآله درباره ذوالقرنین پرسیدند که در پاسخ به آنان این آیات نازل شد. (2) بر اساس این آیات، ذوالقرنین شخصی توانمند و مؤمن به خدا و روز قیامت بود. او با قدرت و امکاناتی که در اختیار داشت؛ توانست بر دشمنان پیروز شود و عدالت را در قلمرو حکومتی خود جاری سازد. این نوشتار کوتاه در پاسخ به این پرسش تنظیم شده که: آیا ذوالقرنین، فرستاده خدا بود؟
معناشناسی «ذوالقرنین»
«ذوالقرنین» سه مرتبه در قرآن آمده است. (3) این واژه مرکب از «ذو» و «قَرْن» است. در نامگذاری ذوالقرنین، تحلیلهای متعددی بیان شده و دیدگاههای متنوعی شکل گرفته است، برخی بر این باورند که ذوالقرنین به شرق و غرب عالم سفر کرد که در زبان عربی از آن، تعبیر به قَرنَی الشمس (دو شاخ آفتاب) میکنند. گروه دیگر معتقدند ذوالقرنین عمر طولانی داشته و او زندگی در دو قرن را تجربه کرده است. از منظر گروهی دیگر، نامگذاری وی به ذوالقرنین، به دلیل وجود برآمدگی مخصوص در دو طرف سرش و یا به خاطر دو علامت شاخگونه در تاج مخصوص او بوده است. (4)
ویژگیهای ذوالقرنین در قرآن
قرآنکریم ویژگیهای بسیار ممتاز و برجستهای برای ذوالقرنین بیان کرده است؛ او مردی مؤمن، قوی، عادل، صالح و شجاع بوده، خداوند به او قدرت و سلطنتی بزرگ بخشیده بود. ویژگیهایِ قرآنیِ ذوالقرنین را میتوان بهصورت زیر دستهبندی کرد:
1. اسباب پیروزى و موفقیت ذوالقرنین از جانب خداوند بود؛ (5)
2. ذوالقرنین سه لشکرکشی مهم به غرب، شرق و سرانجام به منطقهاى کوهستانى داشته است؛ (6)
3. ذوالقرنین هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز؛ (7)
4. ذوالقرنین از طریق عدل و داد، منحرف نمىشد، او یار نیکوکاران، دشمن ظالمان و ستمگران بود و به مال و ثروت دنیا علاقهاى نداشت؛ (8)
5. ذوالقرنین سازنده یکى از مهمترین سدّها است، سدّى که در آن از آهن و مس استفاده شد. هدف او از ساختن این سدّ، کمک به مردمی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یأجوجومأجوج، بوده است. (9)، (10)
آیا ذوالقرنین پیامبر بود؟
در آیات قرآن، در ارتباط با نبوت ذوالقرنین، تعبیر و مفهوم صریحی وجود ندارد، هرچند برخی عبارتهای قرآنی اِشعار به پیامبری وی دارد؛ مثلاً قرآن میفرماید:
«حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فیهِمْ حُسْنا؛ (11) ذوالقرنین در لشکرکشی به مغرب، به مردمی کافر رسید، گفتیم: اى ذوالقرنین تو در کار آنان مختارى، یا عذاب مىکنى و یا در حقّشان راهى نیکو پیش مىگیرى.»
گرچه برخی مفسران با استناد به آیه یادشده، معتقدند که ذوالقرنین پیامبری از جانب خدا بود؛ ولی دیدگاه مشهور قرآنپژوهان با استناد به احادیث، بر این باور است که ذوالقرنین پیامبر نبود، بلکه مرد موحّد و صالحی بود و حکومت گسترده و عدالت محوری داشت. (12)
استدلال معتقدان بر نبوت ذوالقرنین، این است که در عبارت «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ؛ گفتیم: اى ذوالقرنین!» ذوالقرنین مورد خطاب خداوند قرار گرفته است و این گفتگو بیانگر نبوت و پیامبری وی هست، (13) ولى این استدلال و تحلیل، کافی نیست؛ چراکه در آیات قرآن، این نوع تعبیر به پیامبران اختصاص ندارد و چهبسا منظور از آن، الهام قلبى باشد که در مورد غیر پیامبران نیز وجود داشته است. (14)
شباهت امام علی علیهالسلام به ذوالقرنین
اصبغ بن نباته میگوید: ابن الکوا در محضر علی علیهالسلام که بر فراز منبر بود، برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین! ما را از داستان ذوالقرنین خبر بده! آیا پیغمبر بود یا پادشاه؟ مرا از دو قرن او خبر بده! آیا از طلا بود یا از نقره؟ آن حضرت در پاسخ ابن الکوا فرمود:
«نه پیغمبر بود و نه پادشاه. دو قرنش نیز، نه از طلا بود و نه از نقره. او مردی بود که خدا را دوست میداشت و خیرخواه خدا بود، خدا هم او را دوست داشت و برایش خیر میخواست. او را ذوالقرنین نامیدند؛ زیرا در مسیر دعوت به خدا، دو بار سرش شکافته شده بود. اینک در میان شما نیز کسی مانند او هست.»
مقصود آن حضرت خودش بود، چون سرش دو بار شکافته شد؛ یکبار از ضربت عمرو بن عبدود و بار دیگر به ضربت ابنملجم. (15)
جهت مطالعه بیشتر:
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم، پنجم، 1417 ق، ج 13، ص 374 – 376.
نتیجه:
در آیات قرآن، در ارتباط با نبوت ذوالقرنین، تعبیر و مفهوم صریحی وجود ندارد. برخی قرآنپژوهان با استناد به اِشعار برخی تعابیر قرآنی، معتقد به نبوت وی شدهاند؛ ولی دیدگاه مشهور قرآنپژوهان با استناد به احادیث، بر این باور است که ذوالقرنین پیامبر نبود، بلکه موحّد و صالح بود و حکومت گسترده و عدالت محوری داشت.
استدلال به عبارت «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ» بر نبوت وی، از استحکام کافی برخوردار نیست؛ چراکه در قرآن، این نوع تعبیر به پیامبران اختصاص ندارد و چهبسا منظور از آن، الهام قلبى باشد.
پینوشتها:
1. سوره کهف، آیه 83.
2. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، بیروت،: اسباب نزول القرآن، اول، 1411 ق، ص 300؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، سوم، 1372 ش، ج 6، ص 756 و نیز در این زمینه گفته شده است: گروهى از قریش به این فکر افتادند که پیامبر را آزمایش کنند، پس از مشاوره با یهودِ مدینه سه مسئله طرح کردند: یکى مسئله روح بود که پاسخ آن در سوره اسراء آمده است، پاسخ دو مسئله دیگر یعنی اصحاب کهف و ذوالقرنین، در سوره کهف بیان شده است. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1374 ش، اول، ج 12، ص 525.
3. سوره کهف، آیههای 83، 86 و 94.
4. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407 ق، سوم، ج 2، ص 743؛ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق، پنجم، ج 13، ص 371؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1374 ش، اول، ج12، ص 544.
5. سوره کهف، آیه 84.
6. سوره کهف، آیه 86، 90 و 93.
7. سوره کهف، آیه 87، 88، 95 و 98.
8. سوره کهف، آیه 87 و 88.
9. سوره کهف، آیه 93-98.
10. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1374 ش، اول، ج 12، ص 544.
(11). سوره کهف، آیه 86.
(12). «... عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: إنَّ ذَا الْقَرْنَیْنِ لَمْ یَکُنْ نَبِیّاً وَ لَکِنَّهُ کَانَ عَبْداً صَالِحاً أَحَبَّ اللَّهَ فَأَحَبَّهُ اللَّهُ وَ نَاصَحَ لِلَّهِ فَنَاصَحَهُ اللَّهُ أَمَرَ قَوْمَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِهِ فَغَابَ عَنْهُمْ زَمَاناً ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِمْ فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِهِ الْآخَرِ وَ فِیکُمْ مَنْ هُوَ عَلَى سُنَّتِهِ»، ر.ک: ابنبابویه، على بن حسین، الإمامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف، اول، 1404 ق، ص 121؛ ابنبابویه، محمد بن على، کمالالدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، دوم، 1395 ق، ج ۲، ص ۳۹۳-۳۹۴؛ و نیز: قطبالدین راوندى، سعید بن هبه الله، قصص الأنبیاء، مشهد، اول، 1409 ق، ص 121؛ فیض کاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، تفسیر الصافی، تهران، دوم، 1415 ق، ج3، ص 259؛ عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1415 ق، چهارم، ج 3، ص 294؛ قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، اول، 1368 ش، ج8؛ ص 146. همچنین علامه مجلسی گزیدهای از اخبار و احادیث منابع شیعی دراینباره را گرد آورده است. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار (ط- بیروت)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، دوم، 1403 ق، ج ۱۲، ص ۱۷۲-۲۱۵.
(13). فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربى، سوم، 1420 ق، ج 21، ص 497.
(14). مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1374 ش، اول، ج 12، ص 527.
(15). «... عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: قَامَ ابْنُ الْکَوَّاءِ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهالسلام وَ هُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ فَقَالَ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! أَخْبِرْنِی عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ أَ نَبِیٌّ کَانَ أَوْ مَلِکٌ؟ وَ أَخْبِرْنِی عَنْ قَرْنَیْهِ أَ ذَهَبٌ کَانَ أَوْ فِضَّهٌ؟ فَقَالَ لَهُ علیهالسلام: لَمْ یَکُنْ نَبِیّاً وَ لَا مَلِکاً وَ لَا کَانَ قَرْنَاهُ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّهٍ وَ لَکِنَّهُ کَانَ عَبْداً أَحَبَّ اللَّهَ فَأَحَبَّهُ اللَّهُ وَ نَصَحَ لِلَّهِ فَنَصَحَهُ اللَّهُ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ ذَا الْقَرْنَیْنِ لِأَنَّهُ دَعَا قَوْمَهُ فَضَرَبُوهُ عَلَى قَرْنِهِ فَغَابَ عَنْهُمْ حِیناً ثُمَّ عَادَ إِلَیْهِمْ فَضَرَبَ عَلَى قَرْنِهِ الْآخَرِ وَ فِیکُمْ مِثْلُه»، ر.ک: ثقفى، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، الغارات (ط - الحدیثه)، تهران، اول، 1395 ق، ج2، ص 740؛ عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی، تهران، اول، 1380 ق، ج2، ص 339؛ ابن بابویه، کمالالدین، ص 393؛ و نیز: طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق، پنجم، ج 13، ص 510؛ زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407 ق، سوم، ج 2، ص 743.














