پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
مهم‌ترین دلایل حمله اسرائیل عبارت‌اند از: احیای مشروعیت داخلی دولت نتانیاهو، انحراف توجه‌ها جهانی از نسل‌کشی غزه و ممانعت از توافق دیپلماتیک بین ایران با آمریکا

پرسش:  چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟

پاسخ:

یک روز پس از آنکه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه‌ای، ایران را به عدم رعایت تعهدات پادمانی هسته‌ای خود متهم ‌کرد و دو روز قبل از دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط و ساعاتی بعد از پایان اتمام حجت شصت‌روزۀ ترامپ به ایران برای رسیدن به توافق هسته‌ای، رژیم صهیونیستی در بامداد 23 خرداد، حملات خود را به اهداف مختلفی از جمله تأسیسات هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی، فرماندهان عالی‌رتبۀ ارتش و سپاه و دانشمندان هسته‌ای در ایران آغاز کرد. اگرچه تل‌آویو هدف حملۀ خود را «پیشگیرانه و نابودی برنامه هسته‌ای ایران» یا «کاهش تهدید ایران علیه بقای اسرائیل» عنوان می‌کند؛ اما شواهد و دکترین اسرائیل در قبال ایران نشان می‌دهد مسئله فراتر از اینهاست. پرسش اساسی همچنان باقی است که چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟ دربارۀ تحلیل چرایی حمله اسرائیل به ایران، اهداف مختلفی وجود دارد که در این نوشتار به مهم‌ترین آنها پرداخته می‌شود.

 

1. فرصت طلایی تاریخی برای سلطه بر غرب آسیا با تسلیم ایران (هژمونی منطقه‌ای)

مسئله اصلی مربوط به «آیندۀ ایران و منطقه» است. ایران و اسرائیل تنها قدرت‌هایی هستند که می‌توانند در این منطقه، رهبری نظامی و ایدئولوژیک را به دست گیرند. تضعیف یا نابودی هر کدام از طرفین، هژمونی و رهبری طرف دیگر را در منطقه تثبیت می‌کند. درواقع اسرائیل با تسلیم ایران در جایگاه کانون مقاومت و قدرت، هم محور مقاومت را متوقف می‌سازد و هم کشورهای اسلامی منطقه را وادار به عادی‌کردن روابط با رژیم صهیونیستی می‌کند و رهبری خویش را بر منطقه تحمیل خواهد کرد و ایدۀ «اسرائیل بزرگ ـ حاکمیت از نیل تا فرات» تحقق خواهد یافت (1). اسرائیل برای اتمام این پروژه، هم‌زمان با سلطه سیاسی و سرکوب نظامی، درصدد سلطۀ اقتصادی نیز برآمد و می‌خواست با «کریدور اقتصادی آیمک» که از هند شروع می‌شود، به امارات می‌رسد و از عربستان و اردن به سرزمین‌های اشغالی و اروپا وصل می‌شود، شریان حیاتی کشورهای منطقه را دست گیرد (2). طبیعتاً در این وضعیت، دولت‌های عرب مسلمان که ماهیت ناسیونالیستی و سکولار دارند و توسعه و رفاه (نه استقلال) را اولویت خویش می‌دانند، خواهند کوشید سهم خویش را در تحقق پروژه اسرائیل بیشتر کنند تا در ادامه سهم بیشتری به دست آورند. شاهد و دلیل بر این مسئله، شروع عادی‌سازی روابط با اسرائیل از سوی کشورهای اسلامی است.

 

2. خطای محاسباتی اسرائیل از قدرت و سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی (طراحی فروپاشی از درون)

اسرائیل دهه‌ها برای این مسئله برنامه‌ریزی کرده بود و تحلیل وضعیت منطقه‌ای و داخلی ایران، آنها را به این جمع‌بندی رساند که اکنون بهترین زمان اجرای آن است؛ چراکه ایران بازوهای قدرت منطقه‌ای خود را از دست داده بود؛ یعنی سوریه سقوط کرده است، لبنان با از‌دست‌دادن سید‌حسن نصرالله و تعدادی از فرماندهان اصلی تضعیف شده است، یمن درگیر جنگ طولانی فرسایشی شده است و نیز زمزمۀ خلع سلاح حزب‌الله لبنان و مقاومت عراق طرح شده است.

به لحاظ داخلی نیز ایران از ابعاد مختلف ضعیف شده است: الف) بی‌ثباتی اقتصادی و گرانی سبب نارضایتی عمومی شده است. ب) به لحاظ سیاسی و اجتماعی گسل‌های متعددی بین مردم و حاکمیت ایجاد شده است و سن بحران اجتماعی در ایران پایین آمده است (ده سال)؛ همچنین صندوق‌های رأی نشان‌دهندۀ فاصله جدی مردم از حاکمیت است. ج) از لحاظ فرهنگی و نرم‌افزاری از برخی خطوط قرمزش عبور کرده است. د) به لحاظ نظامی، پلیس و نیروهای نظامی توسط بخشی از بدنه جامعه تضعیف شده است.

بنابراین با توجه به این شرایط، بهترین زمان برای اجرای طرح «خاورمیانۀ جدید و اسرائیل بزرگ» است؛ ازاین‌رو اگر عاملی شتاب‌دهنده و تکانی برق‌آسا و ترکیبی به این گسل‌ها تزریق شود، ایران از درون فروخواهد پاشید و تغییر نظام اتفاق خواهد افتاد؛ همچنین در این شرایط، به‌یقین کشورهای دیگر به کمک اسرائیل خواهند آمد. اما اتحاد یکپارچۀ ملت ایران در حمایت از نظام اسلامی و قدرت تکنولوژیک فوق تصور ایران، نقشۀ آنها را نقش بر آب کرد. به طور طبیعی کنشگری اجتماعی و سیاسی ملت‌ها، در محاسبه و طراحی دشمنان دربارۀ آنها کاملاً مؤثر است؛ به همین دلیل مقام معظم رهبری درباره مشارکت سیاسی در انتخابات می فرمایند: «حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند» (3).

 

3. احیای مشروعیت داخلی دولت نتانیاهو و دستاوردسازی برای انتخابات پیش‌رو

حزب نتانیاهو و دولتش بعد از عملیات بزرگ «طوفان‌الاقصی» در اکتبر 2023 و شروع نسل‌کشی در غزه، به‌شدت تحت فشار قرار گرفت؛ به گونه‌ای که افکار عمومی دنیا هر روز علیه اسرائیل به خیابان می‌آید، بخشی از جامعه جهانی و متحدان منطقه‌ای، شروع به انتقاد صریح کردند و نیز پروژه عادی‌سازی روابط با کشورهای اسلامی و کریدور آیمک شکست خورد. از سوی دیگر، حزب مخالف نتانیاهو پافشاری بر حذف وی دارد؛ همچنین دست‌نیافتن به اهداف معین‌شده (نابودی حماس، آزادی اسیران و ...)، موجب اعتراض‌های گسترده داخلی شده است. حکم بازداشت دادگاه کیفری بین‌المللی برای نتانیاهو در پیش است و تصمیم دادگاه بین‌المللی دیوان دادگستری درباره قانونی‌بودن اشغال اسرائیل در انتظار اجراست؛ بنابراین نتانیاهو معتقد بود جنگ تنها ضمانت برای ادامۀ حکومت او و متحد‌کردن احزاب مختلف سیاسی اسرائیل در پشت او و ارتش است و می‌تواند خودش را از مخالفت‌های داخلی و اتهام‌های مختلف فساد رها کند. همچنین این حمله، فرصتی عملیاتی ـ تاریخی برای تحت‌الشعاع قرار‌دادن و فراموشی شکست عملیات ۷ اکتبر۲۰۲۳و جنگ ناموفق بیست‌ماهه در غزه برای مقامات ارشد سیاسی و ارتش رژیم صهیونیستی بود (4).

 

4. انحراف توجهات جهانی از نسل‌کشی غزه و تسریع پاک‌سازی

اسرائیل از آغاز تأسیس، چند جنگ را با اعراب پشت سر گذاشته است؛ جنگ استقلال در 1947، بحران کانال سوئز در 1956 و جنگ شش‌روزه (5 ژوئن 1967م) که نقطۀ عطفی در توسعۀ ژئوپلتیک و افزایش قدرت اسرائیل گردید. با شکست اعراب، نوار غزه، صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، بیت‌المقدس شرقی و بلندی‌های جولان به اشغال نیروهای اسرائیلی درآمد و به عنوان قدرت منطقه‌ای خود را تثبیت کردند. اسرائیلی‌ها از سال 1970، طرح‌هایی همچون «طرح ینون» برای تسلط بر خاورمیانه نوشتند. اسرائیل تا سال 2023 روند سیاسی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیک رو به جلو داشت؛ چراکه به لحاظ سیاسی، از سوی بسیاری از کشورهای جهان پذیرفته شد و تعاملاتش را گسترش داد؛ همچنین به لحاظ اقتصادی رشد بسیاری کرد، به لحاظ نظامی به یکی از ارتش‌های مجهز و قوی دنیا بدل شد و به لحاظ ژئوپلیتیک از 5% درصد زمین‌های اشغالی به بیش از 90% زمین‌ها رسید. در این وضعیت اسرائیل در حال برداشتن گام نهایی برای حل دائمی مسئله فلسطین و حذف طبیعی فلسطین بود. اما حماس با عملیات پیش‌دستانۀ «طوفان‌الاقصی» در 7 اکتبر 2023، اسرائیل را به نقطۀ تأسیس بازگرداند؛ به گونه‌ای که وال‌استریت ژورنال می‌نویسد: «حملۀ حماس همه چیز را تغییر داد. برای اسرائیل مسئله بقا بازگشته است» (5). اسرائیل در این وضعیت، می‌کوشد برای همیشه از شر حماس و مردم غزه خلاص شود؛ ازاین‌رو دیوانه‌وار درصدد تخریب و کشتار برآمد تا غزه را به‌کلی پاک‌سازی کند. اما افکار عمومی دنیا در مقابل جنون نسل‌کشی رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد و در سراسر دنیا موج تنفر و اقدام علیه رژیم کودک‌کش شروع شد. اسرائیل برای ادامه نقشۀ خود باید تمرکز افکار جهانی را از مسئله غزه برمی‌داشت؛ به همین دلیل به ایران حمله کرد؛ چراکه کارشناسان معتقدند یکی از دلایل حمله به ایران، انحراف افکار عمومی دنیا از نسل‌کشی غزه و تسریع در پاکسازی است.

5. ممانعت از توافق دیپلماتیک بین ایران با آمریکا و دیگر کشورهای غربی

وارد‌کردن آمریکا به جنگ با ایران، آرزوی دیرینۀ نتانیاهو بوده است. اسرائیل با انجام حمله‌ای به اصطلاح «پیشگیرانه» علیه ایران، از هرگونه راه‌حل مسالمت‌آمیز برای اینکه ایرانیان اجازۀ دنبال‌کردن غنی‌سازی هسته‌ای غیرنظامی داشته باشند، جلوگیری کرد. از زمان آغاز مذاکرات هسته ای با ایران از چند دهه قبل، رژیم صهیونیستی به دنبال شکست مذاکرات و کشاندن آمریکا به جنگ با ایران بوده است. درواقع اسرائیل با این مانور قدرت، اعلام کرد «ما می‌توانیم هر کاری که می‌خواهیم، هر زمان که بخواهیم و در هر جا که بخواهیم، انجام دهیم». حملۀ گسترده به ایران با هدف آزمودن این مسئله بود که آیا اسرائیل هنوز مصونیت کامل بین‌المللی برای اقدامات جنایتکارانۀ خود دارد؟ نتیجه‌ای هم که گرفت این بود که همچنان کشورهای استعمارگر، حاضر هستند برای اسرائیل هزینه دهند و حمایت کنند.

نتیجه:

اسرائیل با قرار‌گرفتن در وضعیت وجودی و ارزیابی قدرت داخلی و منطقه‌ای ایران، به این جمع‌بندی رسید که ایران بازوهای منطقه‌ای خود را از دست داده و به لحاظ داخلی نیز از ابعاد مختلف با بحران مواجه است؛ بنابراین در این شرایط می‌توان به ایران حمله کرد و وضعیت وجودی را به وضعیت هژمونیک تبدیل کرد. درواقع با تسلیم و تجزیۀ ایران، دیگر کشورهای منطقه نیز تسلیم خواهند شد و ایدۀ «نیل تا فرات» و «اسرائیل بزرگ» تحقق خواهد یافت. همچنین فشار افکار عمومی دنیا از مسئله غزه برداشته می‌شود و نتانیاهو دوباره مشروعیت داخلی و بین‌المللی خود را به دست خواهد آورد؛ از سوی دیگر، مانع توافق ایران با غرب خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. یوری ایوانف؛ صهیونیسم؛ ترجمۀ ابراهیم یونسی؛ چ 3، تهران: نشر امیرکبیر، 1356 ش، ص 14.

2. سید‌محمدحسین راجی؛ قیام ققنوس: خیرش ملت بزرگ ایران برای تغییر در نظم منطقه و جهان؛ تهران: اندیشکده راهبردی سعدا، 1404 ش، ص 7 ـ 21.

3. سیدعلی خامنه‌ای؛ «بیانات در دیدار با مردم قم، سالروز قیام نوزدهم دی‌ماه 1356»؛ 19/10/1394؛ در:

https://khl.ink/f/46976.

4. جمیله کدیور؛ «چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟»؛ سایت دیپلماسی ایرانی، 25/03/1404، ش ۲۰۳۳۴۸۱؛ در:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news.

5. سید‌محمدحسین راجی؛ قیام ققنوس: خیرش ملت بزرگ ایران برای تغییر در نظم منطقه و جهان؛ ص 19.