سنت الهی

نقش ایمان در سختی های بزرگ زمانه
از منظر ایمانی، جنگ عرصه آزمون الهی است که در آن مؤمن با صبر، مقاومت، وحدت و توکل، وظایف خود را انجام داده و در پی کسب رضایت خدا و سعادت ابدی است.

پرسش:

در برابر سختی های بزرگِ زمانه، به ویژه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴، چه ویژگی هایی از نگاه ایمانی می تواند راهگشای زندگی مؤمن باشد؟ انسان باایمان چگونه باید به این جنگ بنگرد و واکنش او چه باید باشد؟

پاسخ:

در برابر مصائب و سختی‌های بزرگ زمانه -مانند جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران- انسان مؤمن به سلاحی مجهز است که دیگران از آن بی‌بهره‌اند: سلاح «ایمان». این ایمان، صرفاً یک باور قلبی نیست؛ بلکه یک نقشه راه کامل است که نگاه انسان به حوادث، واکنش او و سرانجامش را شکل می‌دهد. قرآن کریم که کتاب هدایت برای تمام اعصار است، با بیان سنت‌های الهی و داستان‌های عبرت‌آموز، به ما می‌آموزد که چگونه در این کوران حوادث، مؤمنانه زندگی کنیم و سربلند بیرون آییم. در ادامه، بر اساس هشت اصل کلیدی، این راه‌ورسم را بررسی می‌کنیم.

نکته اول: جنگ به‌مثابه امتحان الهی

اولین و بنیادی‌ترین گام در مواجهه با هر سختی، تغییر زاویه دید است. از منظر ایمانی، هیچ رویدادی در این عالم، بی‌هدف و تصادفی نیست. تمام فراز و نشیب‌ها، به‌ویژه مصائب بزرگ، میدان آزمون الهی برای سنجش عیار واقعی انسان‌هاست. خداوند در قرآن به‌صراحت این سنت را بیان می‌کند که: «شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم.» (1) هدف این آزمون، صرفاً ایجاد رنج نیست؛ بلکه آشکار ساختن بهترین عمل و زیباترین واکنش از سوی بندگان است: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید.» (۲) شاید بزرگ‌ترین آزمون تاریخ، امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح فرزندش اسماعیل علیه السلام بود. این فرمان، در ظاهر، یک «شر» و یک مصیبت غیرقابل تحمل بود، اما در باطن، آزمونی برای سنجش تسلیم محض ابراهیم علیه السلام در برابر پروردگار بود. واکنش حضرت، او را به مقامی رساند که الگوی تمام موحدان تاریخ شد. در مواجهه با جنگ نیز، نگاه اول مؤمن این است که این صحنه، میدان آزمونی برای نمایش بهترین عمل ماست.

نکته دوم: بهترین واکنش، کسب رضایت خدا

وقتی دانستیم که در یک امتحان قرار داریم، سؤال بعدی این است که بهترین واکنش چیست؟ پاسخ در هدف غایی خلقت نهفته است: رسیدن به مقام قرب و رضایت الهی. در سختی‌ها، انسان‌ها واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند: برخی جزع‌وفزع می‌کنند، برخی تسلیم دشمن می‌شوند و برخی به دنبال منافع شخصی می‌روند. اما انسان مؤمن، تنها به یک چیز می‌اندیشد: انجام کاری که خدا از او راضی باشد. هدف نهایی انسان مؤمن، رسیدن به آن آرامش و جایگاهی است که خداوند او را این‌گونه خطاب کند: «تو ای نفس مطمئن! به‌سوی پروردگارت بازگرد درحالی‌که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.» (3) این رضایت دوطرفه، در کوران سختی‌ها به دست می‌آید. در داستان اصحاب اخدود، (4) مؤمنان در برابر حاکمی ستمگر قرار گرفتند که آن‌ها را میان دست کشیدن از ایمان و سوختن در آتش مخیر کرده بود. واکنش آن‌ها می‌توانست ترس و انکار ایمان برای حفظ جان باشد، اما آن‌ها «احسن عملاً» را انتخاب کردند: شهادت برای کسب رضایت خدا. این داستان به ما می‌آموزد که در برابر فشار دشمن، معیار اصلی برای هر تصمیم و واکنشی، کسب رضایت پروردگار است، حتی اگر به قیمت از دست دادن جان و مال باشد.

نکته سوم: صبر، کلید پیروزی و بشارت الهی

هیچ امتحانی بدون صبر به سرانجام نیکو نمی‌رسد. صبر در نگاه دینی، به معنای انفعال و دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه پایداری، استقامت و حفظ روحیه در عین تلاش و اقدام است. خداوند به‌صراحت، پیروزی و بشارت را برای صابران تضمین کرده است: «به‌یقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت‌ده به صابران.» (5) الگوی بی‌بدیل این فضیلت، حضرت ایوب علیه السلام است که تمام دارایی، فرزندان و سلامتی خود را در یک امتحان سخت از دست داد، اما هرگز از رحمت خدا ناامید نشد و زبان به شکایت نگشود. او با پایداری و استقامت، این دوران سخت را گذراند و در نهایت، خداوند همه چیز را به شکلی بهتر به او بازگرداند. (6) در شرایط جنگی که با ترس، کمبود و از دست دادن عزیزان همراه است، صبر ایوب‌وار یعنی حفظ امید، استقامت در مسیر حق و عدم تزلزل در ایمان.

نکته چهارم: پیروی از رهبری الهی، شرط نجات

در طوفان حوادث، کشتی جامعه نیاز به ناخدایی بصیر دارد. یکی از مهم‌ترین سنت‌های الهی، قراردادن رهبران و پیشوایان برای هدایت مردم است. سرپیچی از رهبری در شرایط بحرانی، موجب تفرقه و شکست می‌شود و اعتماد و اطاعت از رهبری در شرایط بحرانی، راه را برای نصرت الهی هموار می‌کند، حتی اگر فرمان او خوشایند یا همسو با تشخیص اولیه ما نباشد. اما ایمان به هدایت الهی او، کلید عبور از بحران است. این همان ایمانی بود که در کلام حضرت موسی علیه‌السلام در کنار رود نیل و در مواجهه با سپاه فرعون موج می‌زد: «بی‌تردید پروردگارم با من است، و به‌زودی مرا هدایت خواهد کرد.» (7) وقتی بنی‌اسرائیل به رهبری حضرت موسی علیه‌السلام از دست فرعونیان گریختند، به رود نیل رسیدند. دشمن پشت سر و رود پیش رو بود. یارانش فریاد زدند که ما در دام افتادیم. (8) در این لحظه، منطق انسانی حکم به تسلیم یا نابودی می‌داد. اما موسی علیه‌السلام با اطمینان به وعده الهی، فرمان «دل به دریا زدن» را صادر کرد. نتیجه این اعتماد مطلق به رهبر الهی، شکافته شدن دریا و نجاتی معجزه‌آسا بود. این داستان به ما می‌آموزد که در بحبوحه جنگ، زمانی که همه راه‌ها بسته به نظر می‌رسد، باید به پیشوای زمانه اعتماد کرد و با وحدت کلمه، فرامین او را اجرا نمود.

نکته پنجم: مقاومت، تلاش مستمر و بهره‌گیری از اسباب

ایمان به خدا و اعتماد به رهبری هرگز به معنای نفی تلاش و استفاده از ابزار و امکانات مادی نیست. مؤمن، ضمن توکل بر خدا، موظف است با تمام توان و با استفاده از علم‌وفناوری، برای دفاع از خود آماده شود. در قرآن، خداوند از مؤمنان می‌خواهد که هر آنچه در توان دارند برای مقابله با دشمن آماده کنند: «و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و سازوبرگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید.» (9) داستان ذوالقرنین در قرآن نمونه بارز این رویکرد است. وقتی مردم از او برای مقابله با قوم یأجوج‌ومأجوج یاری خواستند، او به دعا و انتظار معجزه اکتفا نکرد، بلکه فرمود: «آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.» (10) او از مردم خواست قطعات بزرگ آهن بیاورند و با استفاده از دانش مهندسی و تلاش جمعی، سدی نفوذناپذیر ساخت. این داستان نشان می‌دهد که در برابر جنگ و تهدید، مؤمن باید فعالانه به میدان بیاید و از تمام ظرفیت‌های علمی و صنعتی برای ساختن یک دفاع مستحکم بهره ببرد.

نکته ششم: امید به امداد غیبی

مؤمن درعین‌حال که از تمام اسباب مادی بهره می‌برد، قلبش متصل به منبع لایزال قدرت الهی است. او می‌داند که نتیجه نهایی را اراده خداوند رقم می‌زند و در سخت‌ترین شرایط، نباید امید خود را به نصرت و امداد غیبی از دست بدهد. خداوند بارها در قرآن وعده داده است که اگر مؤمنان وظیفه خود را انجام دهند، او آن‌ها را با نیروهایی که نمی‌بینند یاری خواهد کرد: «و بی‌تردید خدا در [جنگِ] بدر شما را یاری داد، درحالی‌که [از نظر سازوبرگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید...» (11) در جنگ بدر، سپاه اسلام یک‌سوم سپاه کفر بود و از نظر تجهیزات نظامی به‌هیچ‌وجه قابل‌مقایسه نبود. تمام محاسبات مادی، حکم به شکست قطعی مسلمانان می‌داد. اما مؤمنان با توکل بر خدا و اطاعت از پیامبر صلی‌الله علیه و آله به میدان رفتند و خداوند با فرستادن فرشتگان و ایجاد ترس در دل دشمنان، پیروزی بزرگی را برایشان رقم زد. این واقعه تاریخی به ما یادآوری می‌کند که هرگز نباید از عظمت ظاهری دشمن مانند ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پیشرفته ترسید؛ زیرا قدرت حقیقی از آنِ خداست و او قادر است از راه‌هایی که به محاسبه درنمی‌آید، مؤمنان را یاری کند.

نکته هفتم: واگذاری نتیجه به خداوند (توکل)

تاج این بنای ایمانی، توکل است. توکل به معنای نادیده‌گرفتن اسباب نیست؛ بلکه نقطه اوج بهره‌گیری از آنهاست. پس از آنکه مؤمن نیت خود را خالص کرد، صبر ورزید، از رهبری اطاعت نمود، با تمام توان به میدان آمد و قلبش را به امداد غیبی امیدوار نگه داشت، به این مرحله آرامش‌بخش می‌رسد. او می‌داند که وظیفه‌اش تنها تلاش و انجام تکلیف است، نه تضمین نتیجه. اینجاست که سنت الهی معنا می‌یابد: «و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت می‌کند...» (12) همان‌طور که حضرت نوح علیه‌السلام پس از ۹۵۰ سال دعوت خستگی‌ناپذیر و تحمل تمسخرها، بادقت تمام کشتی را ـ که اوج به‌کارگیری اسباب مادی بود ـ ساخت؛ اما در نهایت، نتیجه و سرنوشت خود و اندک مؤمنان را به امواج سپرد و به خدا واگذار کرد. (13) او به امر الهی، اسباب نجات را فراهم آورد و تقدیر نهایی را به مسبب‌الاسباب سپرد. این نگاه، بار سنگین و خردکننده «نگرانی برای نتیجه» را از دوش مؤمن برمی‌دارد. ازاین‌رو، نه از فتح مغرور می‌شود و نه از شکست ظاهری مأیوس می‌گردد؛ زیرا می‌داند پیروزی واقعی، انجام‌وظیفه بوده و پاداش او نزد پروردگار محفوظ است. این همان آرامش عمیقی است که او را در شرایط سخت جنگی، استوار و مصمم نگه می‌دارد.

نکته هشتم: سنت الهی در غلبه اسباب کوچک

اصل راهبردی و تکمیلی در این نگاه ایمانی، درک سنت الهی در غلبه اسباب ظاهراً کوچک بر عوامل بزرگ و قدرتمند است. قرآن این قاعده شگفت‌انگیز را در داستان‌های متعددی به تصویر می‌کشد. در نبرد سپاهیان طالوت، این حضرت داوود علیه‌السلام بود که با ابزاری ساده همچون فلاخن و سنگی کوچک، جالوت، قهرمان شکست‌ناپذیر دشمن را از پای درآورد. قرآن نیز برای تأکید بر منشأ اصلی قدرت، می‌فرماید: «آنگاه به خواست خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند و داوود، جالوت را کشت...» (14) نمونه اعجاب‌انگیزتر آن، داستان اصحاب فیل است. سپاه عظیم ابرهه، با فیل‌های جنگی که نماد قدرت مطلق و تجهیزات برتر زمانه خود بودند، در برابر پرندگان کوچکی به نام ابابیل که سنگ‌ریزه‌هایی حمل می‌کردند، به‌کلی نابود شد. (15)

در مواجهه با قدرت‌های جهانی نیز مؤمن نباید تحت تأثیر گنبد آهنین، جنگنده‌های نسل پنجم یا هیبت تکنولوژیک دشمن قرار گیرد. او با تکیه بر این سنت‌های الهی درمی‌یابد که همین خداوند، ذهن مهندسان و رزمندگان را برای طراحی پهپادهای اقتصادی و شیوه‌های نوین پرتاب رهنمون ساخته تا بر پیچیده‌ترین سامانه‌های دفاعی دشمن فائق آیند و ضربات مهلکی بر آنان وارد کنند. این باور، خلاقیت مؤمن را در عرصه نبرد شکوفا می‌سازد و او را از محدودیت‌های محاسبات مادی و عددی رها می‌بخشد.

نتیجه:

بنابراین، نگاه ایمانی چارچوبی منسجم و قدرتمند برای مواجهه با حوادث مختلف مثل جنگ ارائه می‌دهد. از این منظر، مؤمن جنگ تحمیلی را میدان آزمون الهی برای نمایش «احسن عمل» و کسب رضایت پروردگار می‌بیند. واکنش او ترکیبی است از صبر و مقاومت فعال، وحدت کلمه ذیل رهبری الهی و بهره‌گیری از تمام اسباب مادی و علمی برای دفاع مستحکم در برابر متجاوز. بااین‌حال، قلب او به امداد غیبی امیدوار است و با توکل، نتیجه را به خداوند وامی‌گذارد و از اضطراب رها می‌شود. این نگاه، با اتکا به سنت الهی در غلبه اسباب کوچک بر قدرت‌های بزرگ، مؤمن را از هراس تجهیزات دشمن رهانیده و به او آرامش و بصیرتی می‌بخشد که پیروزی حقیقی را در انجام تکلیف الهی می‌داند، نه صرفاً نتیجه ظاهری نبرد.

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره انبیاء، آیه 35: «وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً...»

2- سوره ملک، آیه 2: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا...»

3- سوره فجر، آیات 27-28: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً.»

4- سوره بروج، آیات 4-8: «قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ*النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ*إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ...»

5- سوره بقره، آیه 155: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ.»

6- سوره انبیاء، آیات 83-85: «وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ...»

7- سوره شعرا، آیه 62: «...إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ.»

8- همان، آیه 61: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ.»

9- سوره انفال، آیه 60: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ...»

10- سوره کهف، آیه 95: «قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا.»

11- سوره آل‌عمران، آیه 123: «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ...»

12- سوره طلاق، آیه 3: «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ...»

13- سوره یونس، آیه 71: «إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ...»

14- سوره بقره، آیه 251: «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ...»

15- سوره فیل، آیات 1-5: «...وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ*تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ*فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ.»

نمونه‌هایی از جاری‌شدن سنت‌های الهی در صدر اسلام
سنت‌های الهی در قرآن قطعی‌اند،اما برخی مانند سنت نصرت الهی مشروط به پایداری مؤمنان‌اند؛چنان‌که در بدر موجب پیروزی و در احد به‌سبب سستی مسلمانان نتیجه وارونه داد

پرسش:

آیا در نبردهای صدر اسلام نمونه‌هایی داریم که سنت‌های الهی جاری شود؟

پاسخ :

«سنت الهی» یا «سُنَن الهی» اصطلاحی در آموزهای قرآنی است و معنای آن روش‌ها و قوانین خداوند در اداره امور هستی است. این سنت‌ها دارای ویژگی‌هایی چون جامعیت، ثبات‌داشتن و ضابطه‌مندی هستند که اداره امور عالم بر پایه آنهاست (1) و به تعبیر قرآن تبدیل‌ناپذیر و تغییرناپذیرند. یکی از سنت‌های الهی که بارها در قرآن از آن یاد می‌شود، سنت نصرت مؤمنان است.

بعضی از سنت‌های الهی، مطلق و برخی مشروط‌اند. سنت‌های مطلق، یعنی سنت‌هایی که خداوند آن‌ها را بدون پیش‌شرط جاری می‌کند و اجرای آن وابسته به رفتار انسان‌ها نیست؛ نظیر سنت هدایت عام انسان‌ها بر اساس با آیاتی مثل ۳۶ سورۀ «نحل» و سنت امتحان مردم بر اساس آیاتی مثل آیۀ ۱۵۵ سورۀ «بقره».

سنت‌های مشروط نیز سنت‌هایی است که در قبال عملکرد انسان جاری می‌شود (3)؛ مثل سنت نصرت مؤمنان که بحث این نوشتار دربارۀ این قسم است.

آیات مربوط به نصرت مؤمنان عبارت‌اند از:

1. «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ: اگر خدا شما را یاری کند، هیچ‌کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد. و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند» (آل‌عمران: 160).

2. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ: ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را محکم و استوار می‌سازد» (محمد: 7).

3. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ: بی‌تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی‌دادن] به پا ایستند، یاری می‌کنیم» (غافر: 51).

4. «وَإِن یُرِ‌یدُوا أَن یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِ‌هِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ: و اگر [دشمنان و کافران] بخواهند تو را بفریبند، [یارى‌] خدا براى تو بس است. همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید» ﴿انفال: ۶۲﴾. در این آیه که به «آیۀ نصر» معروف است، خدای متعال از پیامبر صلی الله علیه و‌آله می‌خواهد نگرانی به خود راه ندهد؛ زیرا کار خدا او را کافی است و با یاری خود و یاری مؤمنان او را حمایت می‌کند.

نمونه‌های قرآنی ـ تاریخی سنت‌های الهی

الف) ماجرای پیروزی سپاه کوچک طالوت بر سپاه بزرگ جالوت

خداوند در سورۀ «بقره» به این مسئله اشاره می‌کند: «وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ: [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست؛ ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدای‌اند، گفتند: چه‌بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند. و خدا با شکیبایان است» (بقره: 249). در ادامه می‌فرماید: «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان» (بقره: 250).

این جنگ بدین ترتیب پایان پذیرفت که جوانی در سپاه طالوت (حضرت داود) توانست با تیری جالوت را از پای درآورد و سپاه او را از هم بپاشاند.

جنگ بدر

مسلمانان در این نبرد با وجود تعداد ۳۱۳ نفر بر قریش که حدود 1000 نفر بودند، پیروز شدند. این پیروزی حاصل رشادت و پایمردی مسلمانان، دعای پیامبر صلی الله علیه وآله (4) و امدادهای غیبی (5) بود. این پیروزی سبب اقتدار و خودباوری مسلمانان شد و قلمرو اسلام را تثبیت کرد. بر اساس روایات، سه هزار فرشته به یاری مسلمانان آمدند (6).

جنگ احد

مسلمانان در این جنگ هفتصد نفر و مشرکان سه هزار نفر بودند. در آغاز پیکار، با رشادت‌های حضرت علی علیه السلام و مسلمانان، جبهۀ حق غالب آمدند و مشرکان فرار کردند. پیامبر صلی الله علیه وآله پیش از جنگ به تیراندازانی به فرماندهی عبدالله بن جبیر تأکید می‌کند بر کوه «عینین» بمانند تا مراقب پشت‌ سر مسلمانان باشند و هیچ‌گاه موضع خود را ترک نکنند (7)؛ اما آنها به طمع غنیمت، جایگاه خود را ترک کردند و اصرار عبدالله بن جبیر که آنان را به فرمانبرداری از دستور پیامبر صلی الله علیه وآله فرا‌می‌خواند، سودی نبخشید (8). مشرکان هم از این فرصت استفاده کردند و از پشت سر به لشکر مسلمانان که در حال تعقیب پیادگان لشکر مشرکان بودند، تاختند و بسیاری از آنها را به شهادت رساندند. پریشانی مسلمانان به جایی رسید که همگی گریختند و جز علی بن ابی‌طالب علیه السلام و تعداد اندکی، کسی با رسول خدا باقی نماند (9)؛ به گونه‌ای که در این جنگ هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند.

نتیجه:

مسلمانان هر‌گاه ثابت‌قدم ماندند، با آنکه تعدادشان کمتر بود، پیروزی به ارمغان آورند؛ زیرا یاری خدا همراه آنها بود و گاه این یاری با اعزام ملائک به میدان جنگ حاصل شد. اما هرگاه عموم ثابت‌قدم نماندند و به هر دلیلی از جنگ شانه خالی کردند، شکست خوردند. این مطلب در جنگ‌های دوره خلافت حضرت علی علیه السلام نیز به‌خوبی نمایان است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سید‌محمدباقر صدر؛ سنت‌های تاریخ در قرآن؛ ترجمه: سید‌جمال‌الدین موسوی؛ قم: دفتر نشر اسلامی، ۱۳۸۱ ش، ص ۱۶۲.

2. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۱ ش، ص 411 ـ 414.

3. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ ص ۴۱۹.

4. احمد بن علی مقریزی؛ إمتاع الأسماع؛ تحقیق: محمد عبد‌الحمید؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ ق، ج ۱، ص ۱۰۸.

5. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ بیروت: مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۹ ق، ج ‌۱، ص ۷۰ و ۸۱.

6. علی‌اکبر قرشی بنابی؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۱۸۰.

7. عبدالملک بن هشام؛ السیرة النبویه؛ به کوشش مصطفی سقا و دیگران؛ قاهره: [بی‌نا]، ۱۳۵۷ ق، ج ۲، ص 65 ـ 66.

8. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ ج ۱، ص ۲۲۹.

9. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم و الملوک؛ چ 2، بیروت: دار‌التراث‏، ۱۳۸۷ ق، ج ۲، ص ۵۱۴.

آیا شروع بیماری کرونا از قم می تواند دلیل بر کثرت سیئات مردم و روحانیون این شهر باشد؟
بیماری، کرونا، سنت الهی، عذاب، امتحان.

با توجه به آیه شریفه «ما أَصابَک مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَک مِنْ سَیئَةٍ فَمِنْ نَفْسِک‏» (نساء آیه 79) آیا شروع بیماری کرونا از قم می تواند دلیل بر کثرت سیئات مردم و روحانیون این شهر باشد؟

پاسخ اجمالی:

انسان‌ها به‌واسطه بدرفتاری و سبک زندگی نادرست، فساد و مشکلاتی (همچون ابتلا به ویروس کرونا) برای خود یا دیگران ایجاد می‌کنند. ویروس کرونا به‌واسطه عدم اجرای تدابیر مراقبتی لازم، از کشورهای خارجی به شهر مقدس قم و سایر شهرهای ایران عزیز وارد شد. این بیماری برای مردم ایران، زمینه امتحان و تعالی روحی و معنوی است تا روشن شود در شرایط سخت، چه کسی با صبر و ایمان، این شرایط سخت را تحمل کرده و برای رضای خدا، در راستای بهبود بهداشت فردی و عمومی جامعه، اقدامات مفید و لازم را انجام می‌دهد و از احتکار و گران‌فروشی و رفتارهای پرخطر و آسیب‌زا (همچون سفرهای غیرضروری و آلوده کردن محیط پیرامونی و ...) خودداری می‌کند.

پاسخ تفصیلی:

مقدمه:

خداوند در تدبیر جهان، سنت‌های مختلفی را به کار می‌بندد؛ که یکی از آن‌ها سنت تنبیه گناهکاران است. به همین جهت، باملاحظه بلایای طبیعی و بیماری، اولین چیزی که شاید به ذهن برسد این است که این بیماری، عذاب الهی به خاطر گناهی است که سابقاً انجام داده‌ایم؛ اما در ادامه، روشن می‌شود خداوند سنت‌های دیگری هم دارد و نمی‌شود به‌صورت قاطعانه گفت که این بیماری، به خاطر گناهکاری مردم شهر مقدس قم است:

نکته اول:

در آیه مذکور در پرسش به این اصل تصریح‌شده است که خداوند خیرخواه است و جز خیر از او صادر نمی‌شود؛ و اگر فسادی در دنیادیده می‌شود، نه ناشی از خدا، بلکه ناشی از فساد و بدرفتاری و سبک زندگی نادرست ما است. این مطلب درآیات دیگر نیز به ثبت رسیده است: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ؛ فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده‏اند آشکارشده است؛ خدا مى‏خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به‌سوی حق) بازگردند». (1)

نکته دوم:

فساد در زندگی و اجتماع، گاهی ناشی از شخص من است و گاهی ناشی از بی‌مبالاتی دیگران که نهایتاً به جهان‌گستر شدن مشکل و گرفتار شدن من می‌انجامد. ابتلا به ویروس کرونا که به مرگ بخشی از جامعه جهانی و ایران منجر شده، نمونه‌ای از این ماجرا است.

این ویروس، خواه ناشی از عدم رعایت بهداشت غذایی در شهری از چین بوده باشد و خواه ناشی از ترور بیولوژیکی آمریکا علیه کشورهای رقیب (ازجمله چین و ایران)، ارتباطی به شهر مقدس قم نداشته اما به‌واسطه عدم اجرای تدابیر لازم از سوی برخی از مسئولان در جلوگیری از ورود این ویروس به ایران، دامن‌گیر مردم عزیز قم و سایر شهرهای ایران نیز شد.

نکته سوم:

بنابراین، نمی‌توان گفت این بیماری ناشی از گناه مردم قم یا سایر شهرهای ایران است؛ اما بااین‌حال، این بیماری، از جهات مختلفی می‌تواند پیامدهای مثبت معنوی برای مردم عزیز ایران داشته باشد.

یکی از پیامدهای مثبت، بخشش گناهان است. دقت شود: نمی‌گوییم این بیماری، ناشی از گناهان و عذاب برای گناهکاران است؛ بلکه می‌گوییم حالا که مؤمن به دلیل بی‌مبالاتی دیگران بیمار شده، این بیماری برایش مایه رحمت و جبران گناهان می‌شود؛ چنانکه امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «اگر بنده‌ای از شیعیان، گناهی که ما او را از آن نهی کرده‌ایم مرتکب شود، قبل از اینکه از دنیا برود به یک گرفتاری مبتلا می‌شود که گناهانش به‌وسیله آن گرفتاری پاک گردد. [این گرفتاری‌ها] یا در مال و یا در فرزند و یا در خودش [ظاهر] می‌گردد؛ تا هنگامی‌که خداوند را ملاقات کند، برایش گناهی نباشد و اگر گناهی از وی باقی‌مانده باشد هنگام مرگ، بر وی سخت گرفته می‌شود تا گناهانش آمرزیده گردد.»(2)

پیامد معنوی دیگر برای بیماری، ارتقای درجه بیمار است؛ چنانکه امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «[ممکن است] برای بنده‌ای در نزد خدا درجه و رتبه‌ای باشد که از طریق عملش به آن درجه نمی‌رسد، پس خداوند او را به بلا و مصیبتی در بدن و یا مال و یا مصیبت فرزند مبتلا می‌سازد تا اگر صبر و تحمل نماید خداوند او را به آن درجه برساند». (3)

پیامد سوم بیماری، این است که زمینه امتحان مردم است تا از این طریق، عیار صبر و بندگی و ایمان آن‌ها سنجیده شود: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یفْتَنُونَ؛ آیا مردم گمان کردند همین‌که بگویند «ایمان آوردیم»، به حال خود رها مى‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!»(4) «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا ... لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ اى مؤمنان ... قطعاً همه شمارا با چیزى از ترس، گرسنگى و کاهش در مال­ها و جان‌ها و میوه‏ها، آزمایش مى‏کنیم؛ و بشارت‌ده به صابران». (5)

در امتحان است که مشخص می‌شود کدام‌یک از ما در این شرایط سخت، دستگیر همدیگر می‌شویم و کدام‌یک مشغول احتکار و گران‌فروشی؛ کدام‌یک در صورت بیماری، در خانه خود قرنطینگی را اعمال می‌کنیم و کدام‌یک بی‌توجه به دیگران، در اماکن عمومی حاضر و ناقل بیماری می‌شویم. همچنین این بیماری می‌تواند نوعی مانور مدیریتی برای کشور باشد و ازاین‌جهت، نقاط ضعف و قوت در عرصه مدیریت بحران را نمایان سازد.

نتیجه:

کوتاه‌سخن این‌که ویروس کرونا یا به‌واسطه عدم بهداشت مناسب در بازار چین بوده باشد و یا ترور بیولوژیکی آمریکا علیه کشورهای رقیب؛ درهرصورت، این ویروس اکنون دامن‌گیر سایر مردم نیز شده تا جایی که ممکن است کسی مقصر نباشد و حتی بهداشت فردی و اجتماعی را مراعات کرده باشد، اما بازهم به بیماری مبتلا شود. حال که چنین شده، قطعاً این بیماری برای مردم مؤمن خالی از فایده نیست و می‌تواند زمینه مناسبی برای پالایش روح و تعالی معنوی و ارتقای درجه و کسب تجربه برای مدیریت بهتر باشد. امید است مردم مؤمن ایران اسلامی، صبر و ایمان پیشه کنند و به توصیه‌های پزشکان عمل نمایند و بهداشت فردی و اجتماعی را مراعات کنند و در حفظ آرامش فردی و خانوادگی بکوشند تا ان‌شاءالله در این امتحان الهی پیروز شوند و در صورت ابتلا به بیماری و رنج، به طهارت روح و کسب پاداش عظیم الهی نائل شوند.

پی‌نوشت‌ها:

  1. روم، آیه 41.
  2. علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، 1403 ق، ج 67، ص 230.
  3. علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، 1403 ق، ج 71، ص 94.
  4. عنکبوت، آیه 2.
  5. بقره، آیات 153-155.

 

کلمات کلیدی

بیماری، کرونا، سنت الهی، عذاب، امتحان.

خداوند چند تا سنت دارد؟ می خواهم بدانم که بیماری کرونا طبق کدام سنت بر جهان حاکم شده است؟ سنت امتحان یا سنت عذاب یا سنت های دیگر؟
سنت الهی، بیماری، امتحان الهی، عذاب.

خداوند چند تا سنت دارد؟ می خواهم بدانم که بیماری کرونا طبق کدام سنت بر جهان حاکم شده است؟ سنت امتحان یا سنت عذاب یا سنت های دیگر؟

پاسخ اجمالی:

سنت‌های الهی، ضوابطی است که در افعال خداوند وجود دارد. خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می‏دهد. با روشن شدن مفهوم سنت‌های الهی، درمی‌یابیم که سلامت انسان نیز معلول اموری، همچون بهداشت فردی و محیطی، سبک زندگی و غیره است. اگر انسان، مسائلی که به‌سلامت وی وابسته است را انجام ندهد، منجر به پدید آمدن بیماری‌هایی ازجمله ابتلا به ویروس کرونا می‌شود. البته چون خداوند خیرخواه است، همین بیماری و شرّ را زمینه تعالی و رشد و تطهیر روح از بدی‌ها و کژی‌ها قرار می‌دهد؛ مشروط به این‌که آدمی، صبر و ایثار و بهترین رفتار را از خود بروز دهد. در غیر این صورت، این بیماری هیچ بهره روحی برای آدمی به دست نمی‌دهد و جز عذاب نیست.

پاسخ تفصیلی:

مقدمه:

خداوند جهان را بر اساس سنت‌هایی تدبیر می‌کند که تغییر و تبدیلی در آن‌ها راه ندارد. ازاین‌رو، این پرسش پیش می‌آید که شیوع بیماری‌های کشنده همچون وبا و کرونا، بنا بر چه سنتی رخ می‌دهد: آیا این بیماری‌ها به‌منظور عذاب است یا به‌منظور امتحان؟ در ادامه، با ارائه نکاتی به این پرسش می‌پردازیم:

نکته اول:

مراد از سنت‌های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است؛ یعنی همان روش‏هایی که خدای متعال امور عالم و آدم را بر پایه‌ی آن‌ها تدبیر و اداره می‏کند. (1)

ازآنجایی‌که خالق متعال، حکیم و عالم و عادل است، نظامی را آفریده است که بهترین و کامل‌ترین است. در این نظام هر چیزی در جای خود قرارگرفته است و طبق قوانین محکم و متقن و تغییرناپذیر حرکت می‌کند و اداره می‌شود که اگر این قوانین (سنت‌ها) نباشند تمام اوضاع جهان به هم می‌ریزد.

سنت‌های خدا در تدبیر جهان، در ضمن ثبات و استحکام، متعددند و هر یک بیانگر قاعده و قانون خاصی هستند. درواقع همه قوانین مادی و معنوی حاکم برجهان، سنت‌های الهی هستند؛ مانند سنت آفرینش به وجه احسن، سنت انجام پدیدها از طریق علل و اسبابشان، سنت هدایت تکوینی تمام موجودات، سنت مهر عام الهی نسبت به تمام موجودات، سنت هدایت فطری، سنت عذاب و قهر خدا نسبت به ظالمان، سنت نجات و حمایت از مؤمنان، سنت امتحان عام و گسترده الهی و غیره.

نکته دوم:

با روشن شدن مفهوم سنت‌های الهی، درمی‌یابیم که سلامت انسان نیز معلول اموری، همچون بهداشت فردی و محیطی، سبک زندگی، نوع خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، استفاده از داروهای لازم و غیره است.

هر یک از امور فوق در سلامت انسان مؤثر است. اگر انسان، مسائلی که به‌سلامت وی وابسته است را انجام ندهد و یا بی‌مبالاتی و ناپرهیزی کند، منجر به پدید آمدن بیماری‌های گوناگونی ازجمله ابتلا به ویروس وبا و کرونا می‌شود. شیوع این بیماری‌های کشنده، در اکثر موارد، ناشی از سبک زندگی نادرست ما انسان‌ها و عدم رعایت بهداشت فردی و اجتماعی است که از کشوری به کشوری و از شهری به شهری منتقل می‌شود.

نکته سوم:

بااین‌حال، چون خداوند خیرخواه است، از همین اتفاقات ناپسند نیز برای رشد و تعالی ما استفاده می‌کند. مثلاً خداوند ابتلای به بیماری را برای مؤمن، کفاره گناهانش قرار داده تا از این طریق، روح او را از ناپاکی‌ها پیراسته و او را بعد از مرگ، غرق در نعمت و خوشی کند.

یا گاهی بیماری را امتحانی برای شخص قرار می‌دهد تا صبر و ایمان و ایثار او را بیازماید: آیا او در شرایط بیماری، احتکار و گران‌فروشی می‌کند یا به همنوعانش در تمیز کردن اماکن عمومی و ساخت و توزیع ماسک رایگان کمک می‌کند؟

جالب است که در این اتفاقات اخیر، هر دو گروه را در عرصه عمومی مشاهده کرده‌ایم. طبیعتاً این بلا و بیماری، آزمونی شد برای بروز امیال و افکار درونی انسان‌ها که چقدر الهی و انسانی فکر می‌کنیم و چقدر شیطانی و حیوانی؟! در این شرایط، خیلی از انسان‌ها خودشان را بهتر می‌شناسند و درنتیجه، در فکر فرورفته و برای تصحیح خود اقدام می‌کنند؛ در چنین شرایطی خیلی از گران‌فروشان و ناجوانمردان شناخته می‌شوند و بسیاری از مؤمنان و انسان‌های وارسته عیار بندگی و انسانیت را بروز می‌دهند.

بنابراین، بلایایی که متحمل می‌شویم چنین فوایدی برای انسان‌ها دارند و لزوماً عذاب نیستند بلکه گاهی نعمت‌اند برای رشد و تعالی و تطهیر روح از گناهان و اخلاق بد؛ مشروط به این‌که قدر این موقعیت را دانسته و با صبر و ایثار و بهداشت عمومی، بهترین رفتار را از خودمان بروز دهیم؛ اما اگر چنین نباشیم و ظالم بمانیم، طبیعتاً بهره‌ای از این فرصت نمی‌یابیم و بیماری جز خسران و عذاب برایمان نیست: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیاءِ کرَامَةٌ؛ بلاها برای ظالم تأدیب و برای مؤمنان امتحان و برای پیامبران درجه و برای اولیا کرامت و مقام است.»(2)

نتیجه:

بنابراین اراده‏ حکیمانه‌ی خداوند که تحقق هر پدیده‌ای را معلول علت خاصی قرار داده، موجب قوام زندگی موجودات و ازجمله انسان است. همان‌گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، عوامل فراوانی بر سلامت انسان تأثیر می‌گذارد، فراهم نشدن آن عوامل و یا عدم تأثیر آن‌ها منجر به بیماری مانند ویروس کرونا شده و گاهی موجب از بین رفتن انسان و مرگ وی و اشاعه به همه جوامع خواهد شد که البته همین امر، برای مؤمن می‌تواند زمینه امتحان و تطهیر روح او از بدی‌ها و کژی‌ها باشد؛ ان‌شاءالله الرحمن.

پی‌نوشت‌ها:

  1. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1368 ش، ص 425.
  2. علامه مجلسى، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403 ق، ج 78، ص 198.

 

کلمات کلیدی

سنت الهی، بیماری، امتحان الهی، عذاب.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.