قرض گرفتن

قرض الحسنه و محاسبه تورم
از نظر شرعی فقط بازپرداخت اصل قرض جایز است، اما از نظر اخلاقی مستحب است قرض‌گیرنده به‌قدردانی از نیکوکاری قرض‌دهنده مبلغی یا هدیه‌ای اضافه دهد.

پرسش:

آیا درست است که شخص پولی را قرض می‌گیرد و بعد از مدت‌ها فقط همان مبلغ را برمی‌گرداند و اصلاً حواسش به تورم و افت پول نیست؟ (فقط جهت اخلاقی)

پاسخ:

قرض دادن دارای مراحل و مسائل مختلفی هست. در فرهنگ اسلام، برای هرکدام از این مراحل، احکام و آدابی حکیمانه و دقیق بیان شده است که توجه به آن‌ها باعث گسترش هرچه بیشتر این سنت حسنه و مفید خواهد شد و باعث بالاتر رفتن اجر و پاداش‌ها می‌گردد.

 در ادامه برخی از احکام و آداب مربوط به مرحله برگرداندن مال قرض داده شده بیان شده و با توجه به این نکات پاسخ سؤال فوق مشخص می‌گردد.

نکته اول: امکان شرعی دریافت افت قیمت پول قرضی

ازنظر شرعی براساس نظر برخی از مراجع معظم تقلید، شخص قرض دهنده می‌تواند، در موقع گرفتن مال خود با رعایت برخی از شرایط، میزان تورم و افت پول خود در مدتی که قرض داده را محاسبه و از قرض گیرنده دریافت کند؛ چنانچه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (1) دام‌ظله دراین‌باره می‌فرمایند: محاسبه تورم در بازپرداخت قرض با رضایت طرفین جایز است و ربا نیست. (2) البته این مسئله جزئیات و شرایط خاص به خود را دارد و نظر همه مراجع در این زمینه یکسان نیست و لازم است هر کس به نظر مرجع خویش مراجعه نمایند.

نکته دوم: لزوم قدرشناسی و جبران احسان دیگران

اخلاق و انصاف و بزرگ‌منشی اقتضا می‌کند، هر کس به انسان محبتی نمود انسان محبت بیشتر و بالاتری به او بنماید و حداقل محبت او را جبران نماید. چنانچه قرآن کریم می‌فرماید:

 «هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا (لااقل) به همان‌گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه‌چیز را دارد.» (3)

 حتی اگر تورم و افت پول هم اتفاق نیفتاده باشد باز ازنظر اخلاقی شایسته است انسان فقط همان مقداری که قرض گرفته را برنگرداند، بلکه مقداری بیشتر یا هدیه‌ای در کنار آن تقدیم نماید.

نکته سوم: استحباب اضافه دادن موقع ادای قرض

در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم آمده است که:

 «همانا بهترین مردم کسی است که قرض خود را نیکوتر ادا نماید.» (4)

 علما و بزرگان یکی از مصادیق "نیکوتر ادا نمودن قرض را"، "بیشتر ادا کردن" معنی نموده‌اند. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد: زیاده، فقط در صورت شرط کردن حرام است و اما بدون شرط اشکالی ندارد، بلکه دادن چیز زیاده‌ای به قرض‌دهنده، برای قرض‌گیرنده مستحب است؛ چون‌که از خوب ادا کردن دین است و بهترین مردم کسی است که ادا نمودنش از همه بهتر باشد.(5) طبیعتاً اگر در مدتی که مالی قرض داده شده، تورم قابل‌توجهی و افت محسوسی در مال قرض دهنده اتفاق افتاده باشد، ازنظر اخلاقی ضرورت رعایت این سنت زیبا بیشتر می‌گردد تا از ضرر و زیان قرض دهنده جلوگیری شود. رعایت این آداب به گسترش سنت زیبا و بسیار مؤثر قرض‌الحسنه در جامعه کمک می‌نماید و باعث می‌شود قرض گیرنده ازنظر اخلاقی مدیون قرض دهنده نباشد و زیر دَین او نماند.

نکته چهارم: سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام هنگام رد قرض

اهل‌بیت علیهم‌السلام که بزرگ‌ترین معلمان و الگوهای اخلاق و فضیلت در جامعه بوده‌اند به این ادب اسلامی به‌شدت پایبند بوده‌اند. چنانچه در روایات متعددی آمده که وقتی این بزرگواران مالی را از کسی قرض می‌گرفتند موقع برگرداندن آن سعی می‌کردند بهتر و بیشتر ازآنچه گرفته بوده‌اند را برگردانند. چنانچه در روایت آمده که: «فردی نزد پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله برای دریافت کمک مراجعه کرد. پیامبر اکرم چیزی نداشتند که به او کمک کند؛ ازاین‌رو از اصحاب خود درخواست قرض نمودند و یکی از مسلمانان با دادن چهار بار خرما به آن فرد، پاسخ مثبت داد. هنگامی‌که این طلبکار برای دریافت طلب خود به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مراجعه کرد، ایشان دستور دادند هشت بار خرما به طلبکار بپردازند. وقتی قرض دهنده عرض کرد که من چهار بار خرما به شما قرض دادم حضرت فرمودند: بله ولی من هشت بار به تو می‌دهم و این هشت بار برای تو است.» (6)

همچنین امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند که:

 «پدرم - که خدایش رحمت فرستد - درهم‌هاى نامرغوب قرض مى‌گرفت، ولى هنگام برگرداندن، درهم‌هاى مرغوب را با آن‌ها مخلوط مى‌کرد. به من فرمود: پسر جان! این‌ها را به همان کسى که از او قرض گرفته‌ام، برگردان. من هم گفتم: پدر جان! درهم‌هاى او نامرغوب بود و این‌ها از آن‌ها مرغوب‌تر هستند. پدرم مى‌فرمود: پسر جان! این همان فزونى است، پس این‌ها را به او بپرداز.» (7)

نکته پنجم: استحباب نگرفتن زیاده

جالب اینجاست که اگرچه برای گیرنده قرض مستحب است که موقع رد قرض بیشتر و بهتر پرداخت کند؛ اما برای قرض دهنده گرفتن مقدار بیشتر کراهت دارد و بهتر است که مقدار اضافی را نگیرد. چنانچه مرحوم امام خمینی قدس سره می‌نویسد: البته گرفتن زیاده برای قرض‌دهنده خصوصاً اگر قرض دادنش به این خاطر باشد، مکروه است، بلکه اگر قرض‌گیرنده چیزی را به‌عنوان هدیه و مانند آن به او داد، مستحب است آن را عوض طلبش حساب کند؛ به این معنی که به مقدار آن از طلبش کم نماید. (8)

نکته ششم: کم شدن اجر با گرفتن زیاده

حتی در برخی روایات نقل شده که اگر قرض دهنده مقدار اضافی را بگیرد از اجر و پاداش قرض دادنش کم می‌گردد. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «اگر قرض گیرنده بدون قرار قبلى، سودى به قرض دهنده بدهد مُباح است، ولى آن قرض دهنده پاداشى از خدا نخواهد گرفت.» ‏(9)

 طبیعی است که چنین شخصی با کسی که هیچ اضافه و پاداشی از قرض گیرنده نگیرد در دستگاه الهی یکسان نیستند. البته به نظر می‌رسد در صورتی قرض دهنده دیگر پاداشی از خداوند متعال دریافت نمی‌کند که اضافه‌ای که از قرض گیرنده گرفته زیاد و معادل ارزش قرض دادن او باشد و الا اگر مبلغ اضافی که دریافت نموده، جزئی و کم باشد، طبیعتاً هنوز در درگاه الهی مستحق پاداش باشد.

نتیجه:

چه تورم و افت قیمتی اتفاق افتاده باشد چه نه، برای کسی که قرض می‌گیرد مستحب است موقع ادای قرض مقداری بیشتر و بهتر به قرض دهنده پرداخت نماید؛ چراکه ازنظر اخلاقی بسیار پسندیده است که انسان خوبی دیگران را با خوبی بیشتر و بهتر جبران نماید؛ بخصوص اگر تورم و افت قیمت اتفاق افتاده باشد ضرورت این کار بیشتر است. در سیره و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام هم این روش مورد تأکید قرار گرفته و این بزرگواران همین روش را داشته‌اند. البته گرفتن هدیه و اضافه برای قرض دهنده مکروه است و چنانچه بگیرد از مزد و پاداش الهی که برای او قرار داده می‌شود کم خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. حضرت آیت اله سیستانی و حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی دام ظلهماالعالی هم دراین‌باره شقوق مختلفی را طرح نموده‌اند و در برخی از آن‌ها گرفتن میزان تورم و افت ارزش مال قرض داده شده را جایز می‌دانند. به رساله ایشان مراجعه شود.2. https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27844

3. «وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا.» سوره نساء آیه 86

4. «ان خیر النّاس أحسنهم قضاء.» تویسرکانی محمدنبی بن احمد. لئالی الأخبار. ج 3، العلامه،1413، ص 90. شبیه به این تعبیر در منابع روایی مکرر نقل شده است مانند این روایت که فرمود: «خیارکم أحسنکم قضاء.» عیناثی، محمد بن محمد. المواعظ العددیه. طلیعه النور، 1384، ص 36.

5. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵.

6. «إن رجلا جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله یسأله فقال رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله من عنده سلف فقال بعض المسلمین عندی [فقال أعطه] أربعه أوساق من تمر فأعطاه ثم جاء إلى رسول اللّه صلّى‌‌اللّه‌علیه‌و‌آله فتقاضاه فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک ثم عاد فقال یکون فأعطیک فقال أکثرت یا رسول اللّه فضحک و قال عند من سلف فقام رجل فقال عندی فقال کم عندک قال ما شئت فقال أعطه ثمانیه أوساق فقال الرجل إنما لی أربعه فقال و أربعه أیضا.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۹۴.

7. «سألت أبا عبد اللّه علیه‌السلام عن الرجل یستقرض من الرجل الدراهم فیرد علیه المثقال أو یستقرض المثقال فیرد علیه الدراهم فقال إذا لم یکن شرط فلا بأس و ذلک هو الفضل کان أبی علیه‌السلام یستقرض الدراهم الفسوله فیدخل علیه الدراهم الجلال فیقول یا بنی ردها على الذی استقرضتها منه فأقول یا أبه إن دراهمه کانت فسوله و هذه خیر منها  فیقول یا بنی إن هذا هو الفضل فأعطه إیاها.» کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407 ق، جلد ۵، صفحه ۲۵۴.

8. تحریر الوسیله، کتاب الدین و القرض، القول فی القرض، مسئله ۱۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ ه. ق، ج‌۱، ص ۶۹۵،

9. «فَاِنْ اَعْطاهُ اَکْثَرَ مِمّا اَخَذَهُ بلا شَرْطٍ بَیْنَهُما فَهُوَ مُباحٌ لَهُ، وَ لَیْسَ لَهُ عِنْدَ اللّه ثَوابٌ فیما اَقْرَضَهُ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، جلد: ۱۸، صفحه: ۱۶۱.

در اسلام توصیه‌های بسیاری به قرض دادن ومهلت دادن به انسان مقروض و مدارانمودن با او موقع طلب نمودن بدهی می‌نماید،امابه عموم مسلمانان توصیه به قرض گرفتن نمی‌نماید

پرسش:
آیا قرض گرفتن آداب و شرایطی دارد یا می‌توان در همه شرایط قرض گرفت؟
 

پاسخ:
قرض‌الحسنه یکی از توصیه‌های زیبای اسلام است که درصدد است بین مردم رواج پیدا کند و برای آن آثار و جایگاه بلندی ترسیم نموده است؛ اما سؤالی که در اینجا مطرح است آیا توصیه‌های اسلام برای رواج دادن سنت قرض‌الحسنه در جامعه به این معنی است که اسلام هم به قرض دادن توصیه می‌کند و هم به قرض گرفتن سفارش می‌نماید؟ در ادامه برای دریافت جواب این سؤال نکاتی بیان خواهد شد.
نکته اول: کراهت قرض گرفتن
اگرچه در اسلام توصیه‌های بسیاری به قرض دادن و مهلت دادن به انسان مقروض و مدارا نمودن با او موقع طلب نمودن بدهی می‌نماید، اما به عموم مسلمانان توصیه به قرض گرفتن نمی‌نماید و قرض گرفتن را از مکروهات می‌شمارد و برای قرض گرفتن آثار و نتایج مضر و منفی زیادی می‌شمارد. درمجموع در فرهنگ قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام سفارش به قرض دادن به نیازمندان فراوان می‌شود، اما از قرض گرفتن پرهیز داده می‌شود.

نکته دوم: آثار قرض گرفتن
در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای قرض گرفتن آثارمنفی متعددی شمرده شده است که در ادامه بیان خواهد شد.
1. ذلت و خواری
یکی از آثار قرض گرفتن خفت و خواری است که برای انسان به دنبال دارد چون‌که برای گرفتن وام باید به دیگران برای پرداخت آن یا ضمانت وام یا ... رو بزند و چه‌بسا از تعدادی «نه» بشنود تا اینکه یک نفر راضی شود. بعد هم تا وقتی‌که قرض خود را نپرداخته هر وقت با آن‌ها روبرو می‌شود معمولاً باید خجالت بکشد و مدیون باشد. ازاین‌رو پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «از وام گرفتن بپرهیزید که آن غصّه شب و خوارىِ روز است.» (1)
 در روایت دیگری فرمودند:
 «بدهکارى، قلاّده‌اى است که خداوند درروی زمین دارد و هرگاه بخواهد بنده‌اى را ذلیل کند آن را بر گردنش مى‌اندازد.» (2)
2. بردگی
ذلت و خواری قرض گرفتن آن‌قدر برای انسان‌های شریف و با عزت‌نفس زیاد است که تا سر حد بنده و عبد شدن پیش خواهد رفت یعنی انسان شریف با گرفتن وام مانند یک عبد و غلام در برابر قرض گیرنده و هرکسی که مطلع می‌شود احساس کوچک شدن می‌نماید. چنانچه حضرت على علیه‌السلام فرمودند:
 «وام، یکى از بردگى‏‌هاست.» (3)
3. افزایش‌دهنده غم و اندوه
یکی دیگر از آثار قرض، اندوهی است که شبانه‌روز به دنبال دارد. نگرانی از فراهم شدن اسباب پرداخت وام و اقساطش، ناراحتی از روبرو نشدن با قرض دهنده و خجالت کشیدن از او، نگرانی از مطالبه ننمودن طلبکار و ... همیشه با انسان همراه است و فشارهای روحی و روان به همراه دارد تا اینکه بتواند وام خود را تسویه نماید. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
 «وام، اندوه شب است و خوارى روز.» (4)
 و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «تا مادامی‌که مؤمن قرض دارد نفسش گرفتار و ناراحت است.» (5)
4. قرض؛ همسایه کفر
آن‌قدر فشارها و ناراحتی و آثار قرض شوم و بد است که اهل‌بیت علیهم‌السلام هشدار داده‌اند که سختی و فشارهای قرض و بدهکاری ممکن است انسان را به سر حد کفر برساند و ایمان انسان را از بین ببرد. چنانچه ابوسعید خدرى نقل می‌کند که: شنیدم که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مى‏فرماید:
 «از کفر و وام، به خدا پناه مى‏برم. عرض شد: اى رسول خدا! آیا وام با کفر برابرى مى‏کند؟ فرمود: آرى.» (6)
5. دروغ‌گو نمودن انسان
یکی دیگر از آثار قرض گرفتن این است که گاهی انسان را به دروغ‌گویی می‌کشاند؛ چراکه معمولاً در پرداخت وام یا اقساطش مشکلاتی عمداً یا سهواً پیش می‌آید و انسان‌ها برای راضی نمودن طلبکار گاهی دروغ هم می‌گویند و چه‌بسا زیاد شدن وام‌ها باعث می‌شود انسان خوش‌حساب کم‌کم بدحساب گردد. همان‌طور که حضرت على علیه‌السلام فرمودند: بدهکارى زیاد، راست‌گو را دروغ‌گو مى‏کند و خوش‌قول را بدقول.(7)
6. کوتاه کننده عمر
طبیعتاً اندوه قرض و فشارهای آن و ذلت و خواری که در پی دارد و ... باعث می‌شود سلامتی انسان را به خطر می‌اندازد و عمر انسان کوتاه گردد. ازاین‌رو امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
 «کمتر وام بگیرید که کم قرض داشتن، عمر را زیاد مى‏کند.» (8)

نکته سوم: جواز گرفتن قرض‌های ضروری
باوجودی که در فرهنگ دینی از گرفتن وام و قرض بسیار نهی شده و آن را مکروه شمرده‌اند و برای آن آثار مخرب زیادی شمرده‌اند؛ اما بااین‌حال وام گرفتن را حرام اعلان نکرده‌اند، بلکه در مواقعی که ضرورت پیش می‌آید و برای اموری که واقعاً لازم و ضروری می‌باشند گرفتن وام را جایز شمرده‌اند و حتی در برخی روایات توصیه هم نموده‌اند. چنانچه امام کاظم علیه‌السلام فرمودند:
 «هرکه براى تأمین خود و خانواده‌‏اش در پى کسب این روزى از راه حلال بر آید مانند مجاهد در راه خداست؛ اما اگر نتوانست به دست آورد، به امید و ضمانت خدا و رسول او به‌اندازه غذای خانواده‏‌اش وام بگیرد.» (9)
 البته در معنا و مصداق امور ضروری باید دقت نمود، چون‌که بسیاری از امور زائد هستند که جزء تشریفات و تجملات می‌باشند که اگر نباشند هم زندگی انسان با مشکل جدی و اساسی مواجه نمی‌شود، اما براثر تبلیغات رسانه‌ها و القائات جامعه جزء ضروریات تلقی شده‌اند که قرض گرفتن برای این‌گونه امور صحیح نیست مانند قرض گرفتن برای به‌روز کردن و تعویض لوازم منزل یا خرید لوازم لوکس یاغیره.

نکته چهارم: کمک‌های خدا به ادای قرض‌های ضروری
قرض گرفتن در اموری که واقعاً ضروری هستند مانند تأمین نیازهای اولیه و اساسی زندگی نه‌تنها نهی نشده، بلکه سفارش هم شده است. چنانچه اهل‌بیت علیهم‌السلام که الگوی ما در همه زمینه‌ها هستند گاهی در زندگی خود از دیگران در مواقع ضروری قرض می‌گرفتند. (10) علاوه بر آن ایشان، بشارت داده‌اند که در ادای این‌گونه قرض‌ها خداوند متعال به وام‌گیرنده امداد خواهد کرد. چنانچه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:
 «همانا خداوند همراه بدهکار است تا بدهى‌اش را بپردازد تا وقتى در کارى نباشد که خداوند نمى‌پسندد.» (11)

نتیجه
در فرهنگ اسلام اگرچه قرض دادن ثواب و آثار فراوانی در دنیا و آخرت دارد و به آن سفارش شده است، اما از قرض گرفتن نهی شده است و قرض گرفتن در امور غیرضروری مکروه و ناپسند شمرده شده است و برای آن آثار زیادی شمرده‌اند ازجمله اینکه: خفت و خواری، زیاد شدن هم‌وغم ، کوتاه کننده عمر و دروغ‌گو نمودن انسان و نیز نزدیک نمودنش به کفر.
 بااین‌وجود قرض گرفتن در مواقعی که ضرورت واقعی پیش می‌آید را جایز شمرده‌اند و بشارت داده‌اند که خداوند متعال در ادای این‌گونه قرض‌ها به انسان کمک می‌کند.

پی‌نوشت‌ها
1. «إیّاکم والدَّینَ، فإنّه هَمٌّ بِاللیلِ وذُلٌّ بالنهارِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۱۸، ص ۳۱۶.
2. «اَلدَّیْنُ رَایَهُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی اَلْأَرْضِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یُذِلَّ عَبْداً وَضَعَهُ فِی عُنُقِهِ‌.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج 18، ص ۳۱۸.
3. «الدَّینُ أحَدُ الرِّقَّینِ.» محمد خوانساری، شرح غرر‌الحکم و درر الکلم، دانشگاه تهران،1384 ه ش، ج ۲، ص ۲۷.
4. «الدَّینُ غَمٌّ باللیلِ وذُلٌّ بالنهارِ.» حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1404 ق، 359.
5. «لاَ تَزَالُ نَفْسُ اَلْمُؤْمِنِ مُعَلَّقَهً مَا کَانَ عَلَیْهِ اَلدَّیْنُ‌.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۱۸، ص ۳۱۷.
6. ‏ عن أبی سعیدٍ الخُدریِّ: سمعتُ رسولَ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یقولُ: «أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الکُفرِ والدَّینِ، قیلَ: یا رسولَ اللَّهِ، أیُعدَلُ الدَّینُ بالکُفرِ؟! فقالَ صلی‌الله‌علیه‌وآله: نَعَم.» صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، اول، 1362 ش، ج ۱، ص ۴۴.
7. «کثرَهُ الدَّینِ تُصَیِّرُ الصادِقَ کاذِباً والمُنجِزَ مُخْلِفاً.» تصنیف غرر‌الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (550 ق)، تحقیق: مصطفی درایتی، قم، دفتر تبلیغات، اول، 1366 ش، ص ۳۶۲.
8. «خَفِّفوا الدَّینَ، فإنّ فی خِفَّهِ الدَّینِ زیادَهَ العُمُرِ.» حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، قم، اول، 1409 ق، ج ۵، ص ۶۱.
9. «مَن طَلَبَ هذا الرِّزقَ مِن حِلِّهِ لِیَعودَ بهِ عَلى‏ نفسِهِ وعِیالِهِ کانَ کالمُجاهِدِ فی سبیلِ اللَّهِ عزّ وجلّ، فإن غَلَبَ علَیهِ فَلْیَستَدِنْ عَلَى اللَّهِ وعَلى‏ رسولِهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ما یَقوتُ بهِ عِیالَهُ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، چهارم، 1407 ق، ج ۵، ص ۹۳.
10. «قَالَ قَدْ مَاتَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی‌الله‌عَلَیْهِ‌وَ‌آلِهِ‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَ مَاتَ اَلْحَسَنُ علیه‌السلام‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَ قُتِلَ اَلْحُسَیْنُ علیه‌السلام‌ وَ عَلَیْهِ دَیْنٌ‌؛ رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و سلم از دنیا رفتند و در عهده‌اش قرض بوده و همچنین على علیه‌السلام درحالی‌که قرض‌دار بودند شهید شدند چنانچه امام حسن مجتبى علیه‌السلام با داشتن دین از دنیا رحلت نمودند و بالاخره حضرت سیّد الشّهداء وقتى شهید شدند در عهده‌شان قرض بود.» صدوق، محمد بن على بن بابویه، علل الشرایع، قم، کتاب‌فروشی داوری، اول، 1385 ش، ج ۲، ص ۵۹۰.
11. «إِنَّ اَللَّهَ مَعَ اَلدَّائِنِ حَتَّى یَقْضِیَ دَیْنَهُ مَا لَمْ یَکُنْ دَیْنُهُ فِی أَمْرٍ یَکْرَهُهُ اَللَّهُ.» طوسی، محمد بن حسن، الامالی، تحقیق: مؤسسه بعثت، قم، دارالثقافه للطباعه و النشر و التوزیع، اول، 1414 ق، ص ۳۷۲.