پرسش وپاسخ

من 17 سالمه چند وقتيه نياز شديدي به سكس بايه دختر هم سن دارم چيكار كنم حتي يه زماني هم خود ارضايي ميكردم راهنماييم كنيد

با سلام و عرض تبریک سال نو و آرزوي سال پرخیر و برکت برای شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي طبق آموزه هاي ديني اگر براي فرد امكان دارد بايد با كم كردن توقعات ازدواج دائم نمايد و اگر ازدواج دائم براي او امكان ندارد مي تواند با يكي از خانمهاي غير باكره اي كه مي شناسد و مثلا به عللي از شوهر خود جدا شده و يا او را از دست داده اند ازدواج موقت نمايد. البته اگر قصد ازدواج موقت را داشتيد با ما مكاتبه نماييد تا احتياطات لازم در اين خصوص تقديم گردد و اگر ازدواج موقت نيز امكان پذير نشد طبق فرموده ي قرآن كريم بايد تقوا پيشه نمايد تا خداوند از فضل خويش شما را بي نياز گرداند. در اين دوران مي توانيد با استفاده از راهكارهاي زير از تحريك غريزه ي جنسي خود پيشگيري نماييد.
زماني كه ذهن شما بسوي موضوعات جنسي مي رود سعي نماييد حواس خود را به چيزهاي ديگر پرت كنيد. از آن مكان دور شويد و به فعاليت هاي ديگر بپردازيد و سعي كنيد به دستشويي برويد و با آب سرد الت خود را بشوييد. شستن آلت در دستشويي با آب سرد بهتر از استحمام با آب سرد است. و سعي كنيد به هيچ عنوان به فيلم هاي مبتذل نگاه نكنيد و اگر فيلمي داريد حتما آن را بيرون بيندازيد طوري كه امكان دسترسي براي شما وجود نداشته باشد. اگر بعد از هر بار كه فكر شما به سوي موضوعات جنسي مي رود بلافاصله اين كارهاي ساده را انجام دهيد به مرور متوجه مي شويد كه شما ذليل افكار جنسي نيستيد و اين خودش گامي بزرگ به سوي اعتماد به نفس تقويت اراده و موفقيت است.
براي تقويت اراده راهكارهاي زير را به شما پيشنهاد مي كنم:
1- تلقين جملاتي كه به شما انرژي مثبت بدهد. سعي كنيد اين جملات را در ذهنتان مرور كنيد. جملاتي مثل بايد موفق شوم، هيچ چيز نميتواند اراده من را متزلزل كند، من اراده لازم را براي كارهايم دارم و...
2- از پراكنده كاري و آشفتگي در كارهايتان پرهيز كنيد. پس بايد به كارهايتان انسجام دهيد و سعي كنيد كارهايي كه بر عهده مي گيريد ناتمام رها نكنيد
3- هرگز در كارها نااميد نشويد و تا جايي كه مي توانيد تلاش كنيد.
4- ترك گناه و مخالفت با وسوسه هاي شيطان است . سعي كنيد به عادت هاي بد، نه بگوييد.
5- هر روز سعي كنيد چند آيه قرآن همراه با ترجمه بخوانيد و هميشه به خدا توكل كنيد.
6- از شكست خوردن نترسيد و بدانيد كه هر شكست پلي به سوي موفقيت و پيروزي است.
- افزايش آگاهي: شما بايد آگاهي تان در اين زمينه كه اين عمل از لحاظ شرعي حرام است، چه عواقب و پيامدهايي دارد را بالا ببريد.چون كسب آگاهي باعث بيداري انسان مي شود.
- تشويق و تنبيه خود: تشويق بايد چيزي باشد كه به شما انگيزه بدهد. شما بايد به خود بگوييد اگر يك ماه اين كار را انجام ندادم خودم را تشويق ميكنم.دفعه بعد زمان پاك بودنتان را بيشتر كنيد و بگوييد اگر 2ماه پاك بودم خودم را تشويق مي كنم و همينطور دفعات پاك بودن را زيادتر كنيد.
تنبيهي كه براي خود انتخاب مي كنيد بايد قدرت بازدارندگي بالايي داشته باشد، به طوري كه اگر خواستيد خودارضايي كنيد تلخي تنبيه به ذهنتان بيايد و همين امر مانعي در برابر خودارضايي شود.
البته تنبيه و تشويق نبايد به گونه اي باشد كه شما از انجام آن ناتوان باشيد و كم كم از كارايي بيفتيد. و نوع تنبيه و تشويق در افراد متفاوت است.
- ياد مرگ و قيامت: همه ما مسلمانيم و معتقديم كه پس از مرگ جهاني ديگر پيش روي ماست و همه كارهايي كه در اين دنيا انجام داده ايم، بازتابي در آن دنيا دارد. و هر كسي پاسخگوي اعمالش است. كسي كه اين افكار در ذهنش خطور كند كمتر به سمت خودارضايي مي رود. شما بايد بدانيد اين كار شهوتي زودگدز است و اگر اين كار را انجام بدهيد، عذاب خدا سخت است.
- توجه به ارزش و اهميت انسان: اگر شما به ارزش و منزلت خود پي ببريد و بدانيد كه خدا براي چه هدفي شما را آفريده و شما داراي چه مقامي هستيد ، كمتر دست به اين كار مي زنيد.
- شناسايي زمان خودارضايي: وقتي كه شما بفهميد چه موقع به سراغ اين كار مي رويد ،مي توانيد با برنامه ريزي جلوي آن را بگيريد.
- . تنظيم برنامه خواب: خواب و استراحت كافى و نظام مند علاوه بر جهات درمانى اش، داراى ابعاد پيش گيرانه اى نيز هست و در سلامت انسان نقش مهمى ايفا مى كند. نظام مند بودن خواب تأثير خوبى در پيش گيرى از انحرافات دارد. اگر بتوانيد ترتيبى انخاذ نماييد كه اوايل شب به رخت خواب برويد و صبح زود از جاى خود بلند شويد، بسيار مفيد است; بخصوص اگر پس از خستگى و تلاش روزانه به رخت خواب برويد. طبيعى است كه اگر شما با خستگى به رخت خواب نرويد، به ناچار مدت زمانى را در بستر بيدار خواهيد ماند تا به تدريج، به خواب رويد و چون افكار و انديشه هاى شهوانى و تحريك آميز معمولا در اين مواقع به سراغشما مى آيند، نوعى تنظيم خواب و استراحت منظّم براى شما، ضرورت دارد. بدين روى، بهتر است شما در ميانه روز و يا بعد از ظهرها، حتى المقدور نخوابيد تا در اثر تلاش ها و فعاليت هاى روزانه، شب را زودتر و بهتر به استراحت بپردازيد. دماى اتاق خوابتان نبايد زياد گرم باشد و بهتر است با باز كردن پنجره اى، ضمن استفاده از هواى آزاد و مناسب، تهويه اتاق صورت گيرد.
- . كيفيت خواب: كيفيت خواب و بستر خواب مى تواند در تحريكات بدنى و جنسى تأثير داشته باشد.سعى كنيد به پشت بخوابيد و از دمرو (به صورت) خوابيدن اجتناب نماييد. شما بايد عادت كنيد به پشت بخوابيد، در رخت خواب بسيار گرم و نرم نخوابيد (در جاى معمولى بخوابيد); زيرا رخت خواب گرم و نرم و به رو خوابيدن از جمله عوامل تحريك و انحراف جنسى است. وحتي سعي كنيد با وضو بخوابيد، به سمت قبله بخوابيد، به محاسبه اعمالتان بپردازيد و...
- اصلاح برنامه غذايى: كيفيت تغذيه در دوران بلوغ، مى تواند در شكل گيرى مسائل انحرافى، مؤثر باشد. سعي كنيد از خوردن بيش از اندازه غذاهايي مثل خرما، دارچين، تخم مرغ ،پياز و غذاهاي پرچرب بپرهيزيد. ديگر آنكه بايد براى صرف غذا، زمان مناسبى را انتخاب كنيد زيرا يكى از علل بى خوابى شب ها و عدم آرامش روحى، تغذيه نامناسب و زمان نامناسب آن است. برخى خوراكى ها اگر در شب استفاده شود، معده را ناراحت و ناآرام مى كند، و موجد خواب هاى آشفته مى شود.
- اجتناب از مشاهده فيلم هاى مبتذل: يكى از ابزارهاى محرّك شهوات و انحراف نوجوانان و جوانان، ديدن فيلم هاى مبتذل و جنسى است. اين فيلم ها فكر و انديشه فرد را تخريب ميكند. اگر شما به فيلم غيراخلاقى و جنسى نگاه كنيد، آن صحنه ها هميشه در مقابل چشمانش مجسم مى شوند و در ذهنتان تداعى شدهو باعث تحريك جنسى و اعمال ناپسند مى شوند. اين فيلم ها اعتياد آورند. بنابراين به هيچ عنوان آن ها را نگاه نكنيد. همه فيلم ها را بيرون بريزيد طوري كه از هيچ طريقي به انها دسترسي نداشته باشيد.
- حاضر نشدن در محيط هاى آلوده: محيط هاى آلوده و غير اخلاقى مى توانند از جمله زمينه هاى انحراف باشند. يكى از مصاديق انحراف همين مجالس لهو و خوش گذرانى ممنوع و حرام است. بنابراين به هيچ وجه در اينگونه مراسم شركت نكنيد مثلا عروسي هايي كه موسيقي نواخته ميشود و افراد بدحجاب در آن حضور دارند يا مراسم هايي كه مردان و زنان بصورت مختلط و با وضع نامناسب هستند و...
- برنامه ريزى براى اوقات فراغت: تعطيلات زياد و بى برنامه در عين حال كه موجب احساس سرگردانى و بلاتكليفى مي شود به تدريج موجب سرخوردگى و يأس فردمى گردد و موجب مى شودفرد به كنج خلوت و انزوا پناه ببرد و راهى براى مشغوليت خود بجويد. اين مشغوليت در بسيارى از موارد، به انحرافات جنسى و از جمله خودارضايى منجر مى شود.بنابراين شما بايد براي اوقات فراغت تان برنامه ريزي كنيد.مثلا به كوه برويد، به شنا، پياده روي و...
- قطع رابطه با دوستان مشكل آفرين: معاشرت و همنشينى با دوستان سالم و با ايمان موجب رشد شخصيت انسان و تقويت ارزش هاى اخلاقى و معنوى در مى گردد. انتخاب دوستانى كه از لحاظ درسى، اخلاقى، خانوادگى و ادب، شايسته اند، خود مى تواند بهترين بازوى موفقيت انسان و قرار گرفتن در مسير پاك و بدون انحراف باشد. از سوى ديگر، دوستى با افراد پست و فرومايه يكى از زمينه هاى انحراف است. دوستان منحرف و بى بند و بار سعى دارند احساس ها و تجربه هاى راست يا دروغ خود يا ديگران را درباره مسائل جنسى و انحراف اخلاقى با حرص و ولع و با حالتى غرورآميز، براى افراد پاك و نورانى تعريف كنند و آنان را به سمت اين ناهنجارى ها سوق دهند.بنابراين تا حد ممكن از معاشرت با اين دوستان بپرهيزيد.
- پرورش معنويات در خود: ايمان به خدا و تقويت معنويت نقش مهمى در جهت دادن به افكار و انديشه و گفتار و و كردار انسان دارد. باورهاى اعتقادى و اعمال عبادى و معنوى، تفكر و انديشه انسان را به سمت كمالات اخلاقى سوق داده و از خيال پردازى در افكار شيطانى باز مى دارد.
- اجتناب از تنهايى: شما بايد سعى كنيد تا مدتى طولانى، در مكان هاى خلوت و تنها سپرى نكنيد زيرا تنهايى، خود عامل مهمى براى تحريك خودارضايى و زمينه ساز ارتكاب اين عمل است. بنابراين بيشتر سعي كنيد در محيط صميمي خانواده قرار بگيريد.
- تعديل انرژى بدن با روزه: يكى از شيوه هاى درمان خودارضايى تغيير جهت دادن انرژى روانى و جسمانى و تخفيف اين انرژى است. در اين شيوه، يكى از مهم ترين و مؤثرترين راه كارها «روزه دارى» است كه اين روش و راه كار موجب تخفيف انرژى روانى و جنسى درشما مى گردد و شما را از انحراف جنسى و بخصوص خودارضايى مصون مى دارد.
- استحمام با آب سرد: استفاده از آب سرد، بخصوص دوش گرفتن با آب سرد و شستشوى اعضاى جنسى با آن، در جلوگيرى از تحريكات جنسى و كاهش آن، نقش قابل توجهى دارد. البته بايد توجه داشت كه اين روش براى همه افراد توصيه نمى شود زيرا آب سرد براى برخى افراد ضرر جسمانى دارد و نمى توانند با آب سرد دوش بگيرند. از اين رو در استفاده از اين روش، بايد دقت كافى نمود.
- كوتاه كردن مدت حمام: قرار گرفتن در هواى گرم و مرطوب يكى از عوامل تحريكات جنسى است، بخصوص اگر بدن انسان لخت و برهنه باشد. در هنگام استحمام به نكاتى كه در پى مى آيد، توجه لازم مبذول داريد:
1. سعى كنند مدت حمام كردن تان كوتاه باشد، زمان زيادى در حمام نمانيد.
2. به آلت تناسلى خود در آينه و يا به طور مستقيم توجه نكنيد.
3. از بازى با آلت خود و ماليدن آن اجتناب نماييد.
4. براى نظافت موهاى بدن خود، از داروهاى نظافت بهداشتى مثل «موبر» استفاده كنيد.
5. در حمام، هيچ گاه كاملا عريان نشويد، بلكه از شورت يا لنگ استفاده نماييد.
6. حتى الامكان موهاى زايد بدن خود را با فاصله بيشترى ازاله كنيد يعنى سعى نماييد موى بدن خود را بيشتر نگه داريد. (ولي نبايدفاصله كوتاه كردن زياد طولاني شود، چون باعث كثيفي ميشود و به تبع خارش ايجاد ميكند واين خارش خودش باعث خودارضايي فرد مي شود.)
من در پايان تحليلي روانشناختي از خود ارضايي تقديم مي دارم تا بينش شما نسبت به اين عمل آسيب زا تقويت گردد. به اين نكته توجه داشته باشيد كه انزال در مردان و ارگاسم(رسيدن به اوج لذت جنسي) در زنان فرآيندي رواني- ارگانيكي و يا به عبارتي عاطفي- ارگانيكي است. توضيح اينكه ارضاء كامل و آرامش آورغريزهي جنسي هنگامي به وقوع مي پيوندد كه شخص در دو جنبه جسمي و عاطفي نسبت به پاسخ دهي به آن اقدام نمايد، به ديگر سخن وقتي نياز جنسي به عنوان يك انرژي غريزي بخاطر عوامل بيروني و يا دروني(بيروني مثل ديدن صحنه هاي محرك و دروني مثل تخيلات تحريك كننده) در شخص براه مي افتد و در درون شخص ايجاد ناآرامي مي كند و خواستار پاسخ شخص به آنست است، شخص بايد در دو طيف به موازات هم نسبت به ارضاء آن اقدام نمايد. 1 - جنبه جسمي كه با آمدن مني در مرد و ارگاسم در زن به وقوع مي پيوندد. 2- جنبه رواني و عاطفي كه لازمه آن شركت همسر در فرآيند ارضاء است. فقط در اين صورت است كه ارضاء غريزه ي جنسي به صورت كامل انجام مي شود و آرامشي وصف ناپذير در شخص حكم فرما مي گردد و انرژي طوفان ساز اطفاء مي شود. متاسفانه بسياري ازجنبه دوم غفلت مي كنند و به غلط تصور مي كنند كه با تحريك آلت تناسلي و ارضاء جسماني تمام پروسهي ارضاء تكميل مي شود و غريزه جنسي پاسخ كامل خود را مي گيرد و حال آنكه اگر اين تصور درست بود شخص بايد بعد از خود ارضايي احساس آرامش كامل مي نمود در حالي كه بنا به شهادت بسياري از كساني كه دست به خود ارضايي مي زنند و از جمله خود شما، بعد از ارضاء مصنوعي دچار افسردگي و اضطراب مي شوند و اين بخاطر اينست كه غريزه ي جنسي هنوز جواب كامل نگرفته و انرژي رواني حاصل از نياز جنسي به طور كامل خاموش نشده است، و لذا هنوز اين انرژي در سيستم رواني به عنوان يك انرژي طغيان گر و طوفان ساز مي چرخد و روح و روان ما را به هم مي ريزد و به همين جهت است كه روانشناسان مطرح ومن جمله فريد از خود ارضايي به عنوان يك عامل مشكل ساز و مختل كننده سيستم رواني ياد مي كنند و اسلام نيز از آن به عنوان يك گناه بزرگ ياد مي كند، بياد داشته باشيد كه حرامها و حلال هاي اسلام همه بر اساس يك مصلحت و مفسده براي روح و روان و جسم انسان شكل گرفته اند، مصالح و مفاسدي كه دانشمندان و روانشناسان بعد از هزارو چهارصد سال به برخي از آنها پي برده اند.

موفق باشید.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

اگر از عقب نزدیکی انجام شود غسل بر زن واجب میشود؟

در صورتی که به مقدار ختنه گاه یا بیشتر دخول از جلو یا از عقب صورت گرفته باشد، هم بر مرد و هم بر زن غسل جنابت واجب می شود،هر چند منی خارج نشده باشد.(1)
پی نوشت:
1. توضیح المسائل مراجع، ج1، مسئله 349.
لطفا سوالات فقه و احکام شرعی خود را با ذکر مرجع تقلید به سامانه پیامکی مرکز با شماره 30009640 و نشانی اینترنتی http://30009640. ir/sms/ بدون نیاز به ثبت نام ارسال نمایید و یا با شماره تلفن 09640(بدون کد) تماس بگیرید.
اما سوالات غیر شرعی در زمینه های مشاوره، خانواده، اخلاق، قرآن، حديث، تاريخ، اديان، اعتقادي را به همین آدرس ارسال نمایید تا پاسخگوی شما باشیم.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

چرا بدن انسان بعد از جماع ، مردن ، استمنا و... نجس محسوب مي شود؟ اگر پاسخ اين باشد كه چون مني انسان نجس است بعد از خارج شدن بدن نجس مي شود ؛ بايد گفت : پس چرا بعد از مردن يا جماع (بدون خروج مني) ، چرا بدن انسان نجس محسوب مي شود؟؟

پاسخ:
ابتداء توجه داشته باشيد كه بدن انسان صرفاً بعد مردن نجس محسوب مي شود. اما بعد جماع يا خروج مني، نجس نيست گرچه غسل واجب است و وجوب غسل، دليل بر نجاست بدن نيست.
اما فلسفه نجس بودن ميت در حقيقت، همان فلسفه نجاست مردار است كه ميت جزيي از آن است و براي آن دلائل احتمالي متعددي مي توان مطرح كرد از جمله آنكه پس از مرگ و خروج روح از بدن، ميكربها و باكتريهايى به خون وارد شده، شروع به رشد و نمو مى نمايند و يا خود بدن در اثر عدم فعاليت، يك رشته فعل و انفعالات شيميايي از جمله تجزيه‌ خود به خود سلول‌ها و...در جسد شروع مي‌شود كه حاصل تغييرات فيزيكي، شيميايي و ميكروبي است و در نتيجه بدن داراي ميكروب و باكتريهاي متعددي مي شود.
بنابراين همه اين آلودگيها،ممكن است با لمس افراد ديگر، به آنها منتقل شده و باعث انتشار ميكروب در سطح جامعه شود كه اسلام براي جلوگيري از چنين امري، آن را نجس دانسته كه حداقل بخش اعظمي از اين ميكروبهاي ظاهري، با غسل ميت مرتفع مي شود.
اما در مورد فلسفه غسل جنابت بايد گفت : غسل جنابت داراى دو فايده و فلسفه مهم است:
1.طبق تحقيقات دانشمندان، در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتى وجود دارد كه تمام فعاليت‏هاى بدن را كنترل مى‏كنند (اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك). اين دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان گسترده‏اند. وظيفه اعصاب سمپاتيك «تند كردن» و وظيفه اعصاب پاراسمپاتيك «كند كردن» فعاليت دستگاه‏هاى مختلف بدن است. گاهى جريان‏هايى در بدن رخ مى‏دهد كه اين تعادل را به هم مى‏زند، از جمله آنها مسئله «ارگاسم و اوج لذت جنسى» است.
از جمله امورى كه مى‏تواند اعصاب سمپاتيك را به كار وا دارد و تعادل از دست رفته را تأمين كند، تماس آب با بدن است و از آنجا كه تأثير «ارگاسم» روى تمام اعضاى بدن به طور محسوس ديده مى‏شود، دستور داده شده كه بعد از آميزش جنسى يا خروج منى، تمام بدن با آب شسته شود.(1)
البته دلائل ديگري نيز مطرح است كه براي رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي كنيم اما نكته مهم در اين زمينه آن است كه به صورت كلي احكام الهي داراي ملاكات بوده و وجوب، حرمت، استحباب و كراهت آن ها بر اساس مصالح و مفاسدي است كه اگر مصلحتي در امري باشد، حكم آن واجب و يا مستحب؛ اگر داراي مفسده اي باشد، حكم آن حرام و يا مكروه خواهد بود.
حال از آن جا كه احكام بر خلاف اعتقادات توقيفي‌ و تعبدي است، هيچ گاه نبايد انتظار داشت به تمامي حكمت ها و مصالح يك حكم پي ببريم؛ چرا كه ممكن‌ است‌ در مجموع، از مصالح‌ يا مفاسد يك‌ حكم‌، برخي‌ را درك و برخي ديگر را درك‌ نكنيم،‌ يا در برخي مواقع، به هيچ عنوان نتوان به حكمت هاي آن پي برد.
بنابراين اگر چه براي نجاست بدن ميت ، و فلسفه غسل دلائل و حكمت هايي به صورت حدس و گمان بيان كرده ايم اما به هيچ وجه ادعا نمي كنيم فلسفه نجاست و غسل ، به همان مورد بيان شده ختم مي شود، چرا كه شايد اين دلائل به هيچ عنوان فلسفه نجاست آن نبوده و خداوند در نجاست آن ده ها دليل ديگر قرار داده كه ما بي خبريم.
لذا منطقي ترين دليل ما بر پذيرش حكم آن است كه اين دستور به عنوان تكليفي ديني از مجاري منطقي و قابل اعتماد شريعت به ما رسيده است. در نتيجه، عمل به اين دستور همانند هر دستور ديگر تعبدي شرعي، لازم و منطقي و معقول است.
پي نوشت:
1. ر.ك مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الكتب الاسلاميه، تهران،1374 ه ش، ج 4، ص 293.
موفق باشید.

باسلام عزيزان وسرورانم :آيادوست داريد تعريفتان كنم.يا ازشما گله كنم.كم صبري من بخاطر اينست كه از ناراحتي و شرم اينكه يك زنم و خدايم مسلما دوستم نميدارد.وچون از اوبخاطر تبعيض بين زن و مرد شديدا ناراحتم مدتي ست اصلا نماز نمي خوانم واز اين بابت ناراحتم و ./ آرزو مي كنم مطلقآپاسخ شمابه سوالم طوري نباشد كه مرا از اينكه زن متولد شده ام از زندگي بيزار كند / ميدانيد؟ فكر ميكنم جون من خيلي زياد با خدايم خلوت ميكنم تا اين حد مرا ميآزلرد....بهمين دليل دارم از او دور و دورتر ميشوم .درشعري گفته ام هر چه شكرم بيش شد "او جور افزونتر نمود // برد آنكه آفريدم آبروي خويش را /// ..اين شعرم 10 بيت است كه همه ي مصرعش با خويش را پايان داده ام . . و در ظم خدا گفته ام ..نه مد حش ..بي اختيار نصفه شب اشعار بسراغم هنگام خواب ميآيند ..فكرميكنم از حرص اينكه هر چه خوبي كردم مرابيشر گزيده و باين روز كه مي بينيد در آمده ام ...هرگز در پاسختان بمن نگوييد ...ذكر بگو جون هميشه با منست ازاو دور نيستم فقط نماز نمي خوانم ..چون آنقد ر عاشقانه و با خضوع بدرگاه بيكرانش مي ايستم ..كه خود وحشت ميكنم .. نمي خواهم بخوانم براي كه و چه بخوانم .نماز مال دل منست بچه درد او ميخورد محتاج نماز منست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه او را چه باحتياج .دوست دارم برايتان چيزي بگويم كه فقط به دو عزيز بزرگوار گفته ام و آن دو گريسته اند بمن فرموده اند فقط بايد براي اهلش بگوييد ...خوب فكر ميكنم شما همان اهلش باشيد البته " شايد باشيد " البته در شروع بايد بگويد بي ذكر او نه ميخوابم نه نفس ميكشم چون جزيي از منست نميدانم چرا وقتي ميخواهم به خدايم نيند يشم .در عذابم ..چراكه مانند عاشقي كه از معشوق دور مي افتد دلتنگش ميشوم اشك ميريزم و بيمار ميشوم ..همينكه با ترس اسمش را ميآورم آرام ميشوم ..حتما ميگوييد چرا ترس من هرگز از مرگ نمي هراسم ولي از او وخشمش ...بسيار هراسان مي شوم ...من حجاب چنداني ندارم بدون ريا ميگويم ..حال دوست دارم بي هيچ پرده اي بگويم..3سال پيش شبي ساعت 5 صبح درخواب د يدم روساي دانشگاه قراراست طبق هميشه بد يد ن همسرم بيايند . و من آمدم در پذ يرايي كه ببينم كارگرانم كارهاي مربوطه را خوب انجام داده اند يا نه ديدم هيچ چيز در منزلم نيست " نه مبلي نه فرشي و ......" بجاي آنها كندمهاي بسيار در كف منزلم روي مر مر ها ريخته شده ..فرياد زدم مگر اينجا حرم امارضا ست (ص ) كه گندم ريخته ايد آلان مهمانهايم ميآيند و آبرويم ميرود ..ولي در عالم خواب هيچكس نبود كه پاسخم دهد ...عصباني شدم و فرياد زدم ..اينبار در پاسخم كسي را كه نمي ديدم فرياد زد{ منم جبراييل و اين آخرين حكم پروردگار توست } اول متوجه نشدم صدا از كجاست فرياد زدم چرا آخرين حكم جرا هر وقت بمن ميرسد آخرينست ..هر كه ميخواهي باش و فرياد ميزدم 2 باره همان صدا آمد " منم جبراييل " و جمله ي قبلي را تكرار كرد صدا از بالا آمد .سرم را بالا كردم و ديدم سقف خانه ام نيست و آسمان را مي بينم ..داد ميزدم خدايا سقف خانه ام كو" آخر ما سقف را نشانه شوهر ميدانيم و ستون را زن خانه "..3باره صدا آمد { منم جبراييل و ........} حرفهاي قبلي ..تكرار شد..نمي دانم" اين عدد 3 چيست كه شوهرم هم وقتي 8 ماه در كماي مطلق بود .از حضرت عزراييل بدلايلي اين عدد 3 را 3 بار شنيده بود " /.آخر كي به حضرت جبراييل فكر ميكند ..تا ايشان رابخواب بيند./ ايشان براي آخرين بار به "محمد رسول خدا "(ص )نازل شده اند اصلا در خواب نمي فهميدم كه او كيست ؟؟مدام سرش فرياد ميزدم و هراسان بودم ..وقتي با گريه هراسان بيدار شدم صداي اذان صبح از مسجد بگوش ميرسيد..البته آن دو بزگوار عزيز.همانها كه از اين راز باخبرند . تعبيرش را بمن گفته اند استادان مي بينيد خدا هم مثل روزگار مرا به بازي گرفته ...مانند سرنوشت كه مرا به بازي گرفته ...بهر شكل شما عزيزان را خسته كردم و پوزش ميخواهم ..البته هر از گاهي از اينگونه خوابها ميد يد م ولي چند ماهي ست خوابي نديده ام .. در آخر 2 بيت از شعر ديگري كه براي گله از پرورگارم گفته ام جهت حسن خطام برايتان مينويسم شايد خسته گيتان برطرف شود و پاسخ مرا زودتر بدهيد آنشا...// تو چرا مهر از من دلدا ده ي خود بر گرفتي /// من به زحمت مي كشم جور زمانه گاه گاهي // آنهمه رنجي كه دادي برد م و چيزي نگفتم // سرزنش خواهي شنيد از من "اگر چه پاد شاهي // به كجا بگريزم من چون ز دستت در امان نيست /// اين وجود خاكي من بي خطا بي دادگاهي // مي روم از دست آخر با ستم همچون اسيري // مي برم رنج فراوان با اميد سال و ماهي // .. اين شعر شروع و پايانش زياد و غمگين است نمي خواهم ازمن خسته شويد ...شرمم باد ولي نياز به همراهيتان و پاسختان دارم ..خير پيش Tags: پرسش و پاسخ ها برای ارسال نظرات وارد شوید یا ثبت نام نمایید پرسش جدید ارسال پرسش تمامی حقوق برای مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی محفوظ است. حقوق کاربران | نقشه سایت | ارتباط با ما | درباره ما ...

آنچه در اين نامه براي ما بازگو كرديد هم بيانگر زواياي تازه اي از روحيات و دل مشغولي هايتان بود كه هم مايه تحسين شد و هم تاسف؛ تحسين به دليل ارتباط عميق قلبي و نزديكي كه به خداوند عالم در خلوت هاي خود داريد و تاسف به دليل مسير انحرافي كه شما را به سمت خود جذب كرده و فقدان هدايتگري كه مانع ورود در اين عرصه خطا و خطر گردد؛ هرچند به طور جد معتقديم كه حل وضعيت بغرنج شما نيازمند مشاوره هاي حضوري مستمر است، اما در عين حال نكات مختصري در مورد برخي مطالب مطرح شده در نامه تان ارائه مي دهيم:
1- تصور تبعيض و بي عدالتي خداوند در حق زنان و اصولا تصور نگاه جنسيتي داشتن خداوند به بشر توهمي است كه نه عقل فلسفي بشر كه خداوند را اثبات و ادراك مي كند با آن همراهي مي كند و نه مستندات روشن ديني به صحت آن صحه مي گذارد؛ در واقع شواهد گوناگون ديني حاكي از اين حقيقت است كه خداوند در نگاه انساني و ريل گذاري مسير هدايت و سعادت بشر نگاهي برابر به زن و مرد داشته و اين امر در جاي جاي قرآن مجيد قابل درك است؛ پيشنهاد مي كنيم در اين باره پاسخ آدرس ذيل را مطالعه بفرماييد. (1)
2- به نظر مي رسد منشا اصلي مشكلات شما را بايد در نوع نگاهي كه به حقيقت دنيا و آخرت و فلسفه حضور انسان در دنيا داريد جستجو كنيم؛ در واقع از سر انصاف بايد گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه نگاه درستي به حقيقت حضور در دنيا و رابطه اين عالم با عالم آخرت داشته باشد و البته اين مشكل در موارد خاص مانند عارض شدن مشكلات گوناگون در زندگي خود را شديد تر نشان مي دهد.
اگر ما بپذيريم كه دنيا با همه خوشي ها و ناخوشي ها و رنج و لذت ها در برابر آخرت چيزي بسيار بسيار اندك و كم اهميت است، چنان كه خداوند در قرآن تاكيد فرموده:
« فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليل (2) متاع زندگى دنيا، در برابر آخرت، جز اندكى نيست! »؛ چه بسا نگاهمان در برابر اقبال و ادبار و كم و زياد نعمت هاي دنيا تا حد زيادي متفاوت گردد.
البته اين كم ارزشي نعمت هاي دنيا در برابر آخرت به معناي بي ارزش دانستن خود دنيا و زندگي دنيا نيست. زيرا دنيا محل ساختن آخرتِ جاويدان و زندگي باشكوه آن عالم ابدي و بي بديل است، ولي بايد توجه داشت كه با فرض موقت و محدود دانستن دنيا، تحمل سختي ها و مشكلات اين عالم همانند تحمل سختبي ها و مشقات در زمان حضور در جلسه آزمون است كه با توجه به نتايجي كه به دنبال دارد قابل تحمل، بلكه دوست داشتني خواهد بود.
به يقين خداوند هدف مشخصي در مورد خلقت اين عالم و موجودات آن از جمله انسان ها داشته كه هدف خلقت ما انسان ها رسيدن به كمالي است كه لايق آن هستيم تا بعد از اين دنيا كه به منزله آزمون و جلسه امتحان ماست به راحتي حقيقي و زندگي سعادتمندانه آخرت برسيم، چون همه ما در اين دنيا در حال انجام يك مسابقه مهم هستيم و به همين خاطر خداوند به ما تاكيد مي كند كه در اين مسابقه و براي رسيدن به پيروزي و نتيجه ارزشمند آن كه نعمات بهشتي باشد بايد تلاش كنيم:
« وَ في‏ ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُون (3) در اين نعمتهاى بهشتى راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند!»
اگر از اعماق وجودمان درك كنيم كه دنيا محل تجارت، (4) زراعت آخرت (5) و محل آزمايش است(6) در برابر كم و كيف آزمون و نوع چيدمان سوالات و سختي هاي اين جلسه امتحان نگاه متفاوتي خواهيم داشت و همه همّ و غم خود را مصروف موفقيت در اين آزمون خواهيم نمود، بخصوص با توجه به اين حقيقت كه اولا طراح سوال و ممتحن اين جلسه متناسب با توان و ظرفيت ما طرح سوال خواهد نمود و ثانيا تفاوت سختي ها و مشكلات در امتحان هر فرد نسبت به ديگري با ظرافت و حساسيت بي نظيري مورد بررسي قرار خواهد گرفت و ذره ذره تفاوت ها و اختلافات ظاهري و باطني در اين آزمون، در كم و كيف نتيجه و جايزه اي كه براي برندگان در نظر گرفته شده لحاظ خواهد شد.
3- سوال مهمي كه در اين جا مطرح مي شود اين است كه حقيقتا براي موفقيت در اين آزمون مهم دنيايي كه به تصريح قرآن همراه با ابتلائات و دشواري ها و از دست دادن عزيزان و... انجام مي شود چيست؟ پاسخ، همان چيزي است كه قرآن بيان فرموده است " صبر "؛ همان حقيقتي كه شما سالهاست به آن تمسك كرده ايد و با حفظ همين سرمايه مي توانيد بالاترين درجات كمال انساني را براي خود رقم بزنيد.
خداوند به صراحت فرموده:
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين (7) قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان!»
در واقع تاثيرگذاري عميق و فوق العاده صبر كه در سه حوزه صبر در برابر طاعت و بندگي و صبر در برابر گناه و در نهايت صبر در برابر بلا و مصيبت تعريف مي شود، قابل مقايسه با هيچ عامل ديگري در ساختن حقيقت وجودي انسان و كمال بخشيدن به وجود او نيست؛ به همين دليل وقتي مي بينيم بعد از اين همه سال تا حدودي طاقتتان طاق شده و از گنج صبر و استقامت خود چندان محافظت نمي كنيد نگران و متاسف مي شويم.
البته به يقين هيچ كس تا در موقعيت شما نباشد نمي تواند سختي و دشواري اين آزمون مهم را دريابد، اما يقينا خداي مهربان توان و قدرت تحمل و اوج صبر و استقامت شما را ديده كه چنين مسئوليتي را بر عهده شما نهاده است و با توكل به او و نزديكي بيشتر به اولياء او و درعين حال به كار بستن برخي راهكارهايي كه در نامه قبل پيشنهاد شد مي توانيد اين آزمون مهم را به سلامت به پايان برسانيد.
البته ماهيت صبر در اين عرصه تنها تحمل بي ضابطه و خارج از چارچوب نيست بلكه كم و كيف طي اين مسير دشوار نيز داراي ضوابط و قواعدي است كه خداوند براي ما معين فرموده است و آن حركت در مسير تقوا و تسليم بودن در برابر خواست خداوند است؛ در واقع خداوند براي رسيدن انسان به كمال واقعي خود و به درجه بالايي كه مي تواند در حقيقت وجودي خود بيابد، دو راهنما و دليل باطني و ظاهري براي او قرار داده است كه دليل و حجت باطني همان عقل و قوه ادراك بشري و دليل ظاهري همان پيامبران الهي و آموزه هاي وحياني است كه در قالب اديان و شرايع به بشر منتقل شده است و با عمل به اين آموزه هاي عقلي و ديني انسان مي تواند خود را به هدف نهايي خلقت خود برساند.
در نتيجه پاسخگويي به اين دعوت كه همان حقيقت ايمان است و در نتيجه عمل به آنچه به حكم عقل و هدايت پيامبران بايد بدان عمل شود حيات پاك و باشكوه بشري براي او رقم خواهد خورد كه همان هدف مهم از زندگي در دنيا و آخرت است: « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون (8) هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.»
با اين بيان خطاي شما در تفسيرها و تحليل هاي شخصي پيرامون مورد نماز نخواندن و نياز نداشتن خداوند به آن تا حد زيادي روشن مي شود زيرا هيچ عملي از اعمال ما براي نياز خداوند به آن نيست، بلكه به دليل تاثير مستقيمي است كه در تكامل وجودي ما مي نهد و نيازي است كه از ما بر مي آورد؛ به همين دليل پيامبر و ائمه كه در اوج قرب و نزديكي خداوند بودند، بلكه بالاترين درجات حضور به ملكوت را داشتند، ذره اي از انجام اين تكاليف و وظايف كوتاهي نكردند.
حتي در اوج بلاها و مصيبت ها، باز ذره اي از مقام عبوديت و بندگي خداوند تنزل ننمودند و حضرت زهرا سلام الله عليها در اين زمينه مصداق خوب و روشني براي شما است كه در اوج بلاها و فشارهاي روحي و جسمي و اجتماعي و ايماني كه تحمل مي نمود، ذره اي از تكاليف و وظايف ديني خود اعم از نماز و حجاب و ... كوتاهي نورزيد و اتفاقا تفاوت آن حضرت با ديگر زنان رنج ديده در طول تاريخ در همين زمينه است.
4- در مورد مساله خوابي كه نقل كرده ايد هم بايد عرض كنيم اصولا مساله خواب و رويا و صادقه بودن يا نبودن همچنين تعبيرآن، امري كاملا تخصصي است و ما در اين زمينه صلاحيت اظهار نظر را نداريم، اما نتيجه گيري هاي شخصي و فردي و غير كارشناسانه در اين حوزه كاملا نادرست است و معيار اعمال و رفتار ما همواره و در طول زندگي بايد امور مشخص عقلي و مستندات روشن و معتبر ديني باشد.
اميدواريم كه از پاسخ طولاني ما ملول نشده باشيد و كماكان با صبر و تصميمات صحيح و درست به زندگي توام با عبوديت و بندگي خود ادامه بدهيد و كوتاهي ها و قصورهاي احتمالي اين مسير را نيز برطرف كنيد تا همين بندگي و بخصوص تقيد به نماز، زمينه ساز حل مشكلات تان باشد و به علاوه از رابطه عاطفي و دوستانه خود با خداوند متعال و لطف و عنايتي كه به شما در قالب مشكلات زندگي وارد كرده است تفسير ظلم و بي عدالتي نكرده از بيانات و اشعار نادرست و با مضامين غير مومنانه پرهيز نماييد.
تنها توصيه ما به شما در اين آزمون سخت واگذاري كامل امورتان به خداوند متعال است؛ چنان كه خواجه شيراز فرمود:
كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ اي بسا عيش كه با بخت خداداده كني
پي نوشت:
1. رك : http://www.pasokhgoo.ir/node/88193
2. توبه (9) آيه 38
3. مطففين (83) آيه 26.
4. سيد رضي، نهج‏البلاغه، نشر مشهور ، قم 1379 ش، كلمات قصار، 131.
5. علامه مجلسي، بحار الانوار، نشر اسلاميه، تهران، بي تا، ج 73، ص 148.
6. نهج‏البلاغه، همان، نامه 55: «فانّ الله سبحانه قد جعل الدنيا لما بعدها و ابتلى فيها اهلها ليعلم اليهم احسن عملاً».
7. بقره (2) آيه 155.
8. نحل (16) آيه 97.
موفق باشید.

سلام با تشکر از زحمات بی دریغ شما میخواستم بپرسم با توجه به کامل بودن دین اسلام و پاسخ گویی به نیازها در هر زمان درمورد شرایط کنونی جامعه و افزایش سن ازدواج,نبود شرایط صیغه و بسیاری از مسائل دیگر که همگی سبب بوجود آمدن یک سری مسائل و مشکلات جنسی برای جوانان شده است از جمله استمنا,زنا,... آیا اسلام جز صبر راه دیگری نیز پیشنهاد کرده است?در ضمن گاهی اوقات صبروتحمل دراینگونه مسائل اثر سؤ نیز داردو شما بهتر میدانید که اکثر علما و پیشوایان دین ما خود در سنین پایین متاهل بوده اند پس چگونه میتوانستد جوان امروزی را درک کرده و سخن هایی در مورد مسائلي چون استمنا بگویند با تشکر

پاسخ:
غريزه جنسي مثل خيلي از غرائز ديگر احتياج به ارضاء شدن دارد، و اتفاقا دين اسلام هم در اين زمينه بسيار تاكيد دارد. دقت داشته باشيد كه دستور به صبر و تحمل يك دستور ثانوي است، به عبارت ديگر دستور اولي اسلام اين است كه از راه صحيح، اين غريزه ارضاء شود، اما اگر ممكن نشد بايد زمينه هاي تحريك جنسي از بين برده شود تا زمان ازدواج فرا برسد. اينكه الان شرايط ازدواج و تشكيل خانواده مشكل شده است رفع بخشي از اين مشكلات به عهده حكومت و دولت است كه بايد شرايط ازدواج را تسهيل كند، اما شايد قسمت عمده اين مشكلات، حاصل سخت گيري بيخودي خانواده ها، و كم همتي و عدم تلاش خود جوان هاست. بعضي خانواده ها در هنگام ازدواج دخترانشان، شروط سختي را قرار مي دهند و گاهي اوقات وضعيت خوب مالي را طلب مي كنند. در مجموع اگر خانواده دختر و خانواده پسر به مسئله ازدواج و ضرورت آن در سنين پايين ايمان و اعتقاد داشته باشند و از ضررها و مفاسد تاخير ازدواج آگاهي داشته باشند حتي با وجود مشكلات مالي، با همديگر توافقاتي مي كنند و كار را راه مي اندازند، اما اگر خانواده اي از عمق مشكلات جنسي و رواني جوان خود آگاه نباشد يا آنها را كم اهميت تلقي كند براي ازدواج فرزندش فكر جدي نمي كند. به هر حال اين يك واقعيت است كه اكثر خانواده ها مي توانند ضروريات ازدواج جوانانشان را فراهم كنند و آنها را از مشكلات عدم ازدواج رها كنند. خلاصه كلام اينكه اسلام هميشه مسئله ازدواج در سنين پايين را داراي اهميت مي داند و توصيه مي كند، اما نكته مهم اين است كه براي ازدواج در سنين پايين بايد توصيه هاي ديگر اسلام را هم عمل كرد. دين اسلام براي اينكه ازدواج در سنين پايين، قابل انجام باشد توصيه هاي زيادي مي كند كه به مسائل مالي غير ضروري توجهي نكنيد و به ضروريات اوليه اكتفا كنيد. اگر خانواده ها و خود جوانان اين توصيه ها را گوش كنند امكان ازدواج در سنين پايين فراهم مي شود. اينكه ازدواج در سنين پايين علما و بزرگان را مثال زده ايد خوب است كه به وضع مالي آنها در هنگام ازدواج هم توجه كنيد، كه اكثرا زندگي بسيار ساده و به دور تجملي داشته اند، كه شايد براي ما قابل تصور نباشد. از طرف ديگر دقت داشته باشيد كه خيلي از نوجوانان و جوانان ما اكثر اوقات روزشان را به بطالت و علافي مي گذرانند، چه بسيارند افرادي كه مثلا در دوره دبيرستان يا دانشگاه، نه درس درستي مي خوانند و نه كار مي كنند. به هر حال جوانها هم اگر تلاش كنند وضعيت مالي مناسب تري خواهند داشت و شرايط بهتري براي ازدواج پيدا مي كنند.
نكته ديگر اينكه شما از ضررهاي صبر و تحمل در مورد غريزه جنسي گفته ايد، اما ضررهاي استمنا را ذكر نكرده ايد، استمنا هم آسيب هاي جسمي و رواني اي را در پي دارد، لذا نمي توان آن را توصيه كرد.
در مجموع، ازدواج تنها راه حل است، كه بايد يك فرهنگ عمومي براي تسهيل شرايط ازدواج ايجاد شود تا اين مشكل حل شود.

صفحه‌ها