۱۴۰۵/۰۷/۰۲ ۰۹:۲۶ شناسه مطلب: 102003
پرسش:
آیا شوخیکردن با شخصیتها و مقدسات مثل شوخی با اهلبیت علیهم السلام و ... اشکال دارد؟
پاسخ:
شوخی و خنده و شادکردن دیگران کاری پسندیده و ارزشمند است؛ با وجود این، مانند همۀ کارهای خوب دیگر دارای حدوحدود و آداب و شرایطی است که در صورت رعایتنکردن آنها، دیگر نهتنها این نوع شوخی و خندهها ارزشمند و مفید نخواهد بود، بلکه ممکن است گناه و معصیت و کاری غیراخلاقی به شمار آید و برای آنها عقاب و عذاب هم در نظر گرفته شود. یکی از انواع شوخیها و طنزهایی که گاه بین مردم دیده میشود، شوخی با مقدسات است؛ درحالیکه مقدسات و اهلبیت علیهم السلام حرمت و احترام بالایی که دارند. بنابراین پرسش پیش میآید که آیا شوخی با مقدسات اصلاً کار اخلاقی و ارزشمندی است یا نه؟ در اینجا مسئله را از منظر اخلاقی بررسی میکنیم و نگاه فقهی و شرعی به آن نیازمند مراجعه به رسالۀ مراجع معظم تقلید است.
نکتۀ اول: بررسی انواع شوخی با مقدسات
شوخی با مقدسات مانند همه شوخیهای دیگر انواع و اقسام مختلفی دارد که همین اختلاف سبب شکلگیری احکام متفاوتی شده است.
نوع اول: طنزهای توهینآمیز
گاهی در ضمن شوخی با مقدسات، اهانت و بیاحترامی و استهزا هم اتفاق میافتد؛ این نوع شوخیها بهیقین از دایره اخلاق خارج هستند و آثار منفی بسیاری دارند و چهبسا سبب سستشدن اعتقاد گوینده و شنونده شوند که وزرووبال آن بر عهده گویندۀ آن است؛ حتی ممکن است از نظر فقهی احکام شدیدی مانند ارتداد هم برای برخی از آنها تعیین شود که آگاهی دقیق از جنبۀ فقهی مسئله نیاز به مشخصبودن ویژگیهای دقیق آن شوخی و مراجعه به رساله مراجع معظم تقلید دارد؛ چراکه وظیفۀ همۀ انسانها رعایت احترام و تقدس مقدسات است. درواقع اگر توهین و تمسخر مقدسات رایج شود، دیگر آن جایگاه ارزشمند و مهمی که باید در اذهان داشته باشند را نخواهند داشت.
یکی از شیوههای شیاطین و دشمنان دین، شوخی و خنده و تمسخر مقدسات است تا کمکم عقیده و حرمت و احترام آنها در اذهان شکسته شود و در نهایت رها شوند. این روش شیطانی از روزگاران کهن مرسوم بوده است؛ همچنانکه قرآن کریم میفرماید: «ولى هیچ پیامبرى به سوى آنها نمىآمد مگر اینکه او را استهزا مىکردند» (1).
نوع دوم: شوخیهای همراه با شبهه و انکار
در برخی مواقع از شوخی با مقدسات، توهین و تمسخری اتفاق نمیافتد و ظاهری سالم دارد؛ اما در دل آن شوخی، شبهه یا اعتراض یا انکاری برای مقدسات وجود دارد. اینگونه شوخیها ظاهری طنزآمیز و جذاب دارند؛ اما باطنی زهرآلود و خطرناک که سبب میشود ایمان گوینده و شنونده به خطر بیفتد. حتی ممکن است خود گوینده به باطن مسموم آن آگاه نباشد؛ اما بههرحال آثار منفی خود را خواهد داشت و عواقب سستشدن ایمان شنوندهها بر عهده گوینده هم میباشد. به طور طبیعی اینگونه شوخیها هم از دایره شرع و اخلاق خارج هستند؛ ازاینرو نهتنها گوینده، بلکه شنونده هم باید از همراهی و خندیدن به اینگونه مزاحها پرهیز کند. پیامبر خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: «هر کسی به روى بدعتگذار لبخند بزند، به نابودی دین خود کمک کرده است» (2).
نوع سوم: شوخیهای بدون آفت
در برخی از شوخیها و طنزها هم هیچگونه توهین و تمسخر یا شبهه و اعتراض و انکار یا هر آفت دیگری وجود ندارد و به نوعی بدون آفت و خنثی هستند. در این موارد هم باید از اینگونه شوخیها پرهیز کرد؛ چراکه شوخی و خنده با مقدسات موجب کمرنگشدن حرمت و تقدس و جایگاه بلند آنان در قلبها میشود؛ برای مثال گاه مشاهده میشود افراد با روضههای اهلبیت علیهم السلام یا جلسات روضه شوخی میکنند که به طور طبیعی حزن و ناراحتی و سوزی که باید شیعیان در مواجهه با روضهها و مصیبتهای اهلبیت علیهم السلام در دل داشته باشند، با گسترش چنین شوخیهایی کمرنگ خواهد شد.
بعید نیست اینگونه شوخیها مصداق روایات متعددی باشند که در آنها هشدار داده شده است از شوخی و خنده بپرهیز که سبب می شود هیبت گوینده و هیبت هر آنچه باید در دلها هیبت و حرمت داشته باشند، از بین برود. چنانچه از حضرت علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: «آفتِ ابّهت، شوخى است» (3).
امام صادق علیه السلام نیز چنین هشدار میدهند که شوخی و خنده زمینهساز جرئت بر مخالفت خواهد بود: «شوخى مکن که بر تو گستاخ مىشوند» (4). بنابراین این مسئله در شوخی با مقدسات حتی اگر به دور از آفتها باشد هم صدق نماید.
نوع چهارم: شوخیهای مفید
گاهی در شوخیها و طنزهای با مقدسات موارد نادری وجود دارد که نهتنها هیچگونه توهین، تمسخر، شبهه، انکار و اعتراضی در آنها نیست و خنثی نیستند، بلکه دربرگیرندۀ نکتهای معرفتی یا فضیلتی از فضایل دین و اولیای دین هستند و سبب انتشار نکتهای معرفتی در قالب شوخی میشوند یا تذکری مفید اتفاق میافتد. اینگونه شوخی و طنزها نهتنها هیچ مشکل شرعی و اخلاقی ندارند، بلکه چهبسا ثواب نشر و تبلیغ معارف دینی را هم داشته باشند.
نکتۀ دوم: بررسی شوخی دانی با عالی
در بیشتر موارد شوخیکردن کسی که در مرتبه پایینتری از نظر سن یا رتبه و جایگاه قرار دارد (دانی) با فرد بالاتر (عالی)، در عرف بیاحترامی تلقی میشود؛ بهویژه اگر این فاصلۀ رتبه و جایگاه بهشدت زیاد باشد؛ مانند فاصلۀ بنده با خدا یا فاصلۀ بنده با حجت خدا یا نوجوان با پیرمرد و بزرگسال. مگر اینکه خود بزرگتر اجازه دهد یا گوینده طوری زمینهچینی کند که بیاحترامی اتفاق نیفتد؛ مثل اینکه از بزرگتر اجازه بگیرد یا ... .
نکتۀ سوم: شریکبودن شنونده با گوینده
در مواردی که شوخی نامناسبی اتفاق میافتد، افزون بر گوینده، شنوندهای که با او همراهی میکند و با خنده و شادی کار او را تأیید عملی کرده است هم مقصر است و در گناه و رفتار زشت با او شریک خواهد بود. چنانچه امام رضا علیه السلام فرمودند: «هرکه ظالمی را یارى کند، ظالم است و هرکه ستمگرى را یارى نرساند و تنها گذارد، دادگر است» (5). همچنین از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است: «بدترینِ مردم، فاسقی است که کتابِ خدا را خوانده و در دین خدا، دینشناس شده؛ سپس خود را در اختیار فردی فاجر میگذارد که چون سرخوش میشود، قرآنخواندن و گفتگو با او را وسیلۀ شوخی و سرگرمی خویش قرار میدهد. پس خداوند بر دلِ گوینده و شنونده، مُهر میزند» (6).
نتیجه:
شوخی با مقدسات با توجه به محتوا و آثار آن، اقسام مختلفی دارد. شوخی همراه با توهین، استهزا، شبهه، اعتراض یا انکار، بهیقین از دایره اخلاق خارج است و چهبسا از نظر شرعی نیز دارای احکام سنگینی باشد. شوخیهای ظاهراً سالم نیز ممکن است با کاستن از هیبت و حرمت مقدسات، زمینه کمرنگشدن قداست آنها را فراهم آورد؛ ازاینرو شایسته است از آنها پرهیز کنیم. البته شوخیهای نادری که بدون هیچ آفتی، دربرگیرندۀ نکتهای معرفتی یا فضیلتی هستند، میتوانند مفید و ارزشمند باشند. در شوخی نامناسب، شنوندۀ همراه و تأییدکننده نیز در مسئولیت و گناه گوینده شریک خواهد بود.
پینوشتها:
1. «وَ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلاّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ» (زخرف: ۷).
2. «مَن تَبَسّمَ فی وجهِ مُبتَدِعٍ فقد أعانَ على هَدمِ دِینِهِ» (محمد بن علی ابنشهرآشوب مازندرانی؛ مناقب آلابیطالب علیهم السلام؛ قم: علامه، 1379 ق، ج ۴، ص ۲۵۱).
3. «آفةُ الهَیبَةِ المِزاحُ» (علی بن محمد لیثی واسطی؛ عیون الحکم و المواعظ؛ تحقیق: حسین حسنی بیرجندی؛ قم: دارالحدیث، 1376 ش، ص ۱۸۲).
4. «لاتُمازِحْ فیُجتَرَأَ علَیکَ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تحقیق: علیاکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 5، تهران: اسلامیه، 1363 ش، ج ۲، ص ۶۶۵).
5. «مَن أعانَ ظالِماً فهُو ظالِمٌ، ومَن خَذَلَ ظالِماً فهُو عادِل (محمد بن حسن حر عاملى؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، 1409 ق، ج ۱۶، ص ۱۸۵).
6. «شَرُّ الناسِ فاسِقٌ قَرَأ کتابَ اللّهِ وتَفَقَّهَ فی دِینِ اللّهِ، ثُمّ بَذَلَ نَفسَهُ لِفاجِرٍ إذا نَشِطَ تَفَکهَ بِقِراءَتِهِ ومُحادَثَتِهِ، فَیطبَعُ اللّهُ علی قلبِ القائلِ والمُستَمِعِ» (محمد محمدی ریشهری؛ میزان الحکمه؛ قم: مؤسسه علمی - فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۶ ش، ج 5، ص 495).








