پرسش:
برای اینکه دیگران را با ارزش عفت آشنا کنیم، چه پیامدهای مثبت یا خطرات بیعفتی را باید برایشان توضیح دهیم؟ (آثار و پیامدهای عفت و بیعفتی)
برای آشنایی و ترغیب دیگران به عفت، بیان روشن پیامدهای ارزشمند آن ضروری است. کارکردهای عفت تنها به بُعد اجتماعی محدود نمیشود، بلکه این فضیلت در سه ساحتِ اخلاق، یعنی اخلاق الهی، فردی و اجتماعی، برکات گستردهای به همراه دارد. در مقابل، بیعفتی نیز به همان اندازه در این حوزهها پیامدهای زیانباری ایجاد میکند. در ادامه، ابتدا آثار مثبت عفت و سپس پیامدهای منفی بیعفتی، با استناد به منابع دینی، بهاختصار بررسی میشود تا اهمیت پایبندی به این خصلت والا در شکلدهی به زندگی سالم و متعالی آشکار گردد.
نکته اول: آثار و پیامدهای عفت در اخلاق الهی
اگرچه نمود اجتماعی عفت آشکارتر است، اما بر پایه منابع دینی، این فضیلت در ساحت اخلاق الهی که تجلیگاه آن در عبادت، دعا و مناجات است نیز از کارکردهایی بنیادین برخوردار است. عفت بهعنوان عاملی تأثیرگذار، هم در تقرب به پروردگار و هم در کیفیت و قبولی عبادات و مناجات نقش ایفا میکند. در متون دینی، عفت گاه برترین عبادت و کلید استجابت دعا شمرده شده است. در ادامه، مهمترین این آثار در رابطه انسان با خداوند بررسی میشود.
1. پاداش عظیم اخروی
یکی از برجستهترین پاداشهای عفتپیشگی، اجر و مغفرت الهی است. خداوند در سوره احزاب، ده گروه از مردان و زنان را مستحق آمرزش و پاداشی بیکران معرفی میکند که ازجمله آنان پاکدامنان و عفیفانی هستند که دامن خود را از آلودگیها حفظ کردهاند:
«مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد میکنند، خداوند برای همه آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.» (1)
نکته قابلتأمل در این آیه، یاد بسیار خدا در کنار حفظ عفت است که پیوندی ناگسستنی میان این دو فضیلت را نشان میدهد؛ گویی عفت، جلوهای عملی از ذکر الهی است که نتیجه آن، رسیدن به مغفرت و اجری است که عظمتش را تنها خدا میداند. (2)
2. یاری ویژه الهی و استجابت دعا
از دیگر موهبتهای عفت در بُعد رابطه با خدا، بهرهمندی از «نصرت» و حمایت ویژه پروردگار است. این یاری خاص که در قرآن کریم بهعنوان لطفی مخصوص بندگان مخلص شمرده شده، بهروشنی در داستان حضرت یوسف علیهالسلام تجلی یافته است. آنجا که خداوند بهپاس عفت و پاکدامنی آن پیامبر، او را از بدی و فحشا مصون داشت:
«آن زن قصد او کرد و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمیدید- قصد وی مینمود! اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چراکه او از بندگان مخلص ما بود!» (3)
این آیه نشان میدهد که عفت، کلید گشودن درِ نصرت الهی و دوری از هر سوء و پلیدی است.
3. همردیف شهیدان در بهشت
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در بیانی فرموده است:
«سه گروه پیش از همه وارد بهشت میشوند: شهید درراه خدا، بردهای که بردگیاش او را از طاعت خداوندگارش بازنداشته است و تهیدستِ عیالوارِ خویشتندار.» (4)
4. عفت برترین عبادت و برترین جهاد فی سبیل الله
امام امیرالمؤمنین علیهالسلام، عفت را برترین عبادت شمرده است. (5) تعبیر به عفت در اینجا، ممکن است به معنی وسیع آن استعمال شده و یا ممکن است در مقابل شکمپرستی و شهوت جنسی بهکار رفته باشد. امام باقر علیهالسلام فرموده است:
«خداوند به چیزی برتر از عفّت شکم و شهوت (پرهیز از حرام در خوردن و رابطه جنسی) عبادت نشده است.» (6)
عفت پیشگی نهتنها از برترین عبادات، بلکه بهمنزله برترین جهادها و مجاهدتهای درراه خداوند متعال است. در روایتی آمده است کدام تلاش درراه اطاعت خدا، برتر از عفت در مقابل شکم ومسایل جنسی است.» (7)
نکته دوم: آثار و کارکردهای عفت در اخلاق فردی
عفتپیشگی، علاوه بر ثمرات معنوی در ارتباط با خدا، تأثیرات عمیقی در ساحت اخلاق فردی و رابطه انسان با خویشتن برجای میگذارد. این فضیلت، نقشی اساسی در تکوین شخصیت، سلامت روان، تعادل جسمانی و مدیریت امیال درونی ایفا میکند. در حقیقت، عفت بهعنوان نیرویی درونی، فرد را در مسیر تعالی، سلامت و آرامش درونی رهنمون میسازد.
1. عامل نیکو شدن صفات شخصیتی
حضرت علی علیهالسلام فرمود:
«کسی که نگاههایش عفیف باشد اوصاف و اخلاقش نیکو میگردد.» (8)
2. حفظ کرامت و عزتنفس
علاوه بر کارکردهای معنوی، عفت در بعد فردی دارای کارکردهای روانشناختی و روحی و حتی جسمی نیز هست. قرآن کریم، تعفف (خویشتنداری) را چنان ارزشمند میداند که افراد عفیفِ نیازمند، در نظر دیگران چونان بینیازان جلوه میکنند:
«نادان [از روی ناآگاهی] آنان را به خاطر خویشتنداریشان بینیاز میپندارد.» (9) امیرالمؤمنین علیهالسلام عفت را نشانه غیرت و بزرگواری دانسته و بیان فرمودهاند که عفت از غیرت نشاءت میگیرد. (10)
3. عفت موجب سلامت جسم
یکی از مظاهر عفت، عفت در شکم است. بر اساس روایات، عفت در شکم موجب سلامت جسمی است. در روایتی آمده است:
«از پرخوری بپرهیز که انواع بیماریها را تحریک کرده و سرچشمه مرضهاست.» (11)
4. سلامت روانی و آرامش درونی
عفت موجب سلامت و آرامش درونی است و فرد را از اندوه دور میکند و بعلاوه موجب سلامت و پاکی درون است. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است: «کسى که چشم خود را پایین اندازد، دلش را آسوده گرداند؛» (12)
یعنی عفت در نگاه، آرامش قلب را درپی دارد. در قرآن کریم نیز آمده است:
«این (کار) برای دلهای شما پاکیزهتر است.» (13)
5. از بین برنده غم و اندوه
در روایتی آمده است:
«ریشه عفّت قناعت است و میوهاش کم شدن اندوهها.» (14)
میوه عفت کم شدن اندوه دانسته شده است. قناعت باعث میشود آدم برای به دست آوردن بیشتر، دنبال راههای نادرست نرود و کسی که عفیف و قانع باشد، نه حسرت داشتههای دیگران را میخورد و نه از رسوایی و عذاب وجدان میترسد درنتیجه غم و اندوه او کم میشود یا ازبین میرود.
6. کنترل امیال نفس
یکی دیگر از آثار و پیامدهای مثبت عفت کنترل و تعدیل خواستهها و تمایلات نفس انسان بهویژه غریزهی جنسی اوست. این پیامد طبیعیترین اثری است که برعفت مترتب میگردد، چراکه ازنظر لغوی و اصطلاحی نیز عفت به همین معنا آمده است. در قاموس گفته شده: «عفّت در لغت به معنای مناعت طبع و حالت نفسانی است که از غلبهی شهوت و خواستههای نفس باز می دارد.» (15) در معنای اصطلاحی آن نیز به همین امر اشاره شده که عفت عبارت است از حالتی نفسانی که بهوسیلهی آن، خواهشها و تمایلات انسان به کنترل او درمیآید و تعدیل میشود. حالت اعتدالی که مفهوم عفّت است و در عقل و شرع هر دو پسندیده است. (16)
با توجّه به همین معانی میتوان گفت کنترل و مهار خواستهها و تمایلات نفس طبیعیترین پیامد مثبت عفّت است. راز این مطلب در این نکته نهفته است که در صورت برخورداری مردان و زنان از عفّت، عواملی که تحریککنندهی غریزهی جنسی است از محیط زندگیشان برچیده میشود و یک حالت طبیعی در زندگی آنها حاکم میگردد. به این طریق از هیجان و تحریک غریزهی جنسی افراد بهطور غیرطبیعی جلوگیری میشود. در روایات اسلامی نیز به این اثرِ عفّت اشاره شده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
«عفّت نیز شهوت را کاهش میدهد.» (17)
7. راهی برای حفظ حرمت خود
شهید مطهری به نقل از ویل دورانت نکتهای از ویلیام جیمز درباره اهمیت حیاء جنسی نقل کرده و میگوید ازنظر او، حیا امر غریزی نیست، اکتسابی است، زنان دریافتند که دستودل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند...زنان بیشرم جز در موارد زودگذر برای ما مردان جذاب نیستند. خودداری از انبساط و امساک در بذلوبخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است، اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح میکردند توجه ما به آن جلب میشد، ولی رغبت و قصد بهندرت تحریک میگردید. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بدون آنکه بداند حس میکند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر میدهد، حیا و درنتیجه عزیز بودن زن و معشوق واقعشدن او برای مرد پاداشهای خود را پسانداز میکند و درنتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا میبرد و او را به اقدامات مهم وامیدارد و قوایی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون میریزد. (18) به اعتقاد شهید مطهری حریم نگهداشتن زن میان خود و مرد یکی از وسایل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. (19) اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هراندازه متینتر و باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده میشود.
نکته سوم: آثار و کارکردهای عفت در اخلاق الهی
کارکردهای عفت تنها به حوزه فردی و ارتباط با خدا محدود نمیشود، بلکه تأثیرات آن به شکلی گسترده در عرصه اخلاق اجتماعی و روابط میان انسانها نیز تجلی مییابد. این آثار را میتوان در دو سطح «خانواده و پیوند زناشویی» و «جامعه» مورد بررسی قرار داد. عفت، بهعنوان عاملی کلیدی، در تحکیم نهاد خانواده، ایجاد امنیت اخلاقی و تضمین سلامت و تعالی اجتماع نقشآفرینی میکند.
1. پاکدامنی و وفاداری همسران
اگر همسر عفیف باشد، علاوه بر آنکه خود را حفظ نموده است و آلوده به گناه و خیانت نکرده است، پاکدامنی او در اخلاق و رفتار همسرش نیز تأثیر داشته، او را بهسوی خوبیها سوق میدهد. امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«از زنان مردم چشم بپوشید تا همسرانتان عفیف بمانند.» (20)
این روایت بهروشنی بر اثر دوسویه عفت در پاکدامنی و وفاداری همسران اشاره دارد.
2. امنیت و سلامت از تجاوز و تعدی
عفت موجب پدید آمدن امنیت و حفظ آبرو و حیثیت افراد، مخصوصاً زنان میشود. از همین جهت امیرالمؤمنین علیهالسلام در وصیت به امام حسن علیهالسلام درباره جایگاه عفت در پوشش و حجاب فرموده است:
«بیگمان، سختگیری در [رعایت] حجاب، سبب پایدار ماندن و حفظ (آبرو و حیثیت) آنان میشود.» (21)
در بیان دیگری آمده است:
«محفوظ داشتن زن، به حال او مفیدتر و براى زیباییاش پایدارتر است.» (22) همچنین در روایتی یکی از آثار عفتپیشگی، مصون ماندن دانسته شده است: «نتیجه پاکدامنی، مصون ماندن است.» (23)
3. کاهش هزینههای زندگی
انسان عفیف، خواستهها و تمایلات خود را مهار و تعدیل میکند، ازاینرو تسلیم زیادهخواهیهای نفس خویش نمیشود. فردی که از عفّت برخوردار است به آنچه از راه حلال به دست آورده بسنده میکند و به سراغ حرام نمیرود. کنترل خواستهها و تمایلات نفس و اکتفا نمودن به آنچه از حلال در اختیار دارد، از مصادیق بزرگ عفّت است. چنانکه امام علی علیهالسلام فرمود:
«آگاه باش بهدرستی که قناعت داشتن و غلبه بر خواستههای نفس از مصادیق بزرگ عفّت است.» (24)
4. تأمین امنیت روانی
بر اساس بیان قرآن کریم عفت در پوشش موجب امنیت است و بهعنوان یک عامل بازدارنده اجتماعی عمل میکند و با ایجاد حریم امن برای زنان، زمینه را برای کاهش جرائم جنسی و اخلاقی فراهم میسازد. درنتیجه، عفت عمومی که با حجاب تقویت میشود، نهتنها به امنیت فردی زنان کمک میکند، بلکه امنیت اخلاقی کل جامعه را نیز تضمین مینماید. دراینباره فرموده است:
«این (حجاب) برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است.» (25)
5. حفظ زنان از طمع بیماردلان
در قرآن کریم یکی از علل توصیه به عفت، حفظ زنان از طمعورزی بیماردلان دانسته شده است. دراینباره فرموده است:
«ای زنان پیامبر، شما همانند دیگر زنان نیستید، اگر از خدا بترسید. پس به نرمی سخن مگویید تا آن مردی که در قلب او مرضی هست به طمع افتد و سخن پسندیده بگویید.» (26)
6. کاهش بزه و آسیبهای اجتماعی
عفت در عرصه اجتماع از جهت کاهش آسیبهای اجتماعی کارکردهای فراوانی دارد، بهعنوان نمونه موجب کاهش طلاق میشود، چون همسران را از خیانت و بیتوجهی نسبت به یکدیگر، از دوستی و رفاقتهای خارج از چارچوب شرع و اخلاق حفظ میکند، عواملی که هرکدام موجب حفظ خانواده از جدایی و ازهمپاشیدگی است. همچنین موجب جلوگیری از شیوع بیماریها و انحرافات مرتبط با غریزه جنسی مثل لواط و زنا و... میشود. علاوه بر اینها موجب حفظ و سلامت نسل و مانع تولد فرزندان نامشروع میشود. فرزندانی که به دلیل عدم وجود یکی از والدین، زمینه گرفتار شدن به بزههای اجتماعی در آنها زیادتر میشود.
7. امنیت و حفظ نیروی کار و فعالیت اجتماع
کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف میکند. برعکس آنچه مخالفین حجاب خردهگیری کردهاند و گفتهاند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است»، بیحجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب بهصورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه میگوید که زن از خانه بیرون نرود و نه میگوید حق تحصیل علم و دانش ندارد - بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است- و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم میکند. اسلام هرگز نمیخواهد زن بیکار و بیعار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن بهاستثناء وجه و کفین مانع هیچگونه فعالیت فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذتجوئیهای شهوانی است. آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانهای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس میخوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچگونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس میخوانند و فکر میکنند و به سخن استاد گوش میکنند یا وقتیکه کنار هر پسری یک دختر آرایشکرده با دامن کوتاه نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافههای محرک و مهیج زنان آرایشکرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت میشود یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط کار میکنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا ادارهای که سخت مایل است کارها بهخوبی جریان یابد، از این نوع آمیزشها جلوگیری میکند. (27)
نکته چهارم: پیامدها و عواقب بیعفتی
در ادامه اشاره به آثار مثبت عفت، نمیتوان از پیامدهای مخالف آن، یعنی بیعفتی، غافل ماند. بیعفتی در بُعد فردی، موجب تضعیف شخصیت و کرامت نفس، آشفتگی روانی و از دست دادن آرامش درونی، تسلط امیال سرکش، آسیب به سلامت جسم و عامل از بین رفتن حرمت و احترام شخصی میشود. در ساحت الهی، انسان را از لطف و قرب خداوند محروم میسازد؛ و در عرصه اجتماعی، موجب ناامنی اجتماعی و افزایش جرائم، شیوع بیماریها و آسیبهای اجتماعی، تضعیف نیروی کار و بازدهی جامعه، عامل تخریب بنیان خانواده و سبب از بین رفتن حریم امن برای زنان میشود. این پیامدها، ضرورت پایبندی به فضیلت عفت را بیشازپیش آشکار میسازد.
نتیجه
معرفی ارزش والای عفت و ترغیب به آن، نیازمند ارائهی تصویری جامع از کارکردهای عفت و بیعفتی است. بر همین اساس بررسی منابع دینی نشان میدهد عفت در سه ساحت اخلاق، ایفای نقش میکند. در ساحت اخلاق الهی، عفت بهمثابهی برترین عبادت و جهاد، وسیلهی اتصال به مغفرت، نصرت و پاداش بیکران پروردگار میگردد و بیعفتی، این رشتهی اتصال را میگسلد و انسان را از فیض قرب الهی محروم میسازد؛ در قلمرو اخلاق فردی، عفت با نقشآفرینی بهعنوان مهارکنندهی امیال، تعدیلگر خواستهها و پاسدار حریم درون، موجب سلامت جسم و روان، آرامش باطن، عزتنفس، شخصیتیابی نیکو و مصونیت از حسرت و اندوه است و نقطهی مقابل آن، اسارت در تمایلات، بیماری روان، ذلت نفس و ازدسترفتن کرامت ذاتی انسان است؛ و در گسترهی اخلاق اجتماعی، عفت کارکردی زیربنایی داشته، با ایجاد حریمهای امن در خانواده و جامعه، موجب استحکام پیوند زناشویی، مصونیت از تجاوز، کاهش چشمگیر بزهکاری و آسیبهایی چون طلاق، فرزندان نامشروع و بیماریها، افزایش تمرکز و بهرهوری نیروی کار و درنهایت تأمین سلامت و تعالی نسل و اجتماع میشود، حالآنکه بیعفتی همانگونه که بنیان خانواده را با خیانت و بیوفایی متلاشی میکند، جامعه را نیز در گرداب ناامنی، هرز رفتن انرژیها، شیوع فساد و انحطاط اخلاقی فرومیبرد.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران، صدرا، 1392.
2. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386.
پینوشتها:
1. «وَ الحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظاتِ وَ الذَّاکرِینَ اللَّهَ کثِیرًا وَ الذَّاکرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَ أَجْرًا عَظِیمًا.» سوره احزاب، آیه 35.
2. مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391، ج 2، ص 324.
3. «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بهَا لَوْلا أَن رَّءَا بُرْهَنَ رَبِّهِ کذَالِک لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِین.» سوره یوسف، آیه 24.
4. «ثلاثهٌ أوَّلُ مَن یَدخُلُ الجَنّهَ: الشَّهیدُ فی سبیلِ اللّه و المَمْلوکُ لَم یَشغَلْهُ رِقُّهُ عَن طاعهِ رَبّهِ و فَقیرٌ ذو عِیالٍ مُتَعفِّفٌ.» ورام بن ابی فراس، تنبیه الخواطر (مجموعه ورام)، قم، مکتبه الفقیه، 1410 ق، ج 2، ص 121.
5. «افضل العباده العفاف.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.
6. «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.
7. «ای الاجتهادافضل من عفه بطن و فرج.» کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۷۹.
8. «مَنْ عَفَّتْ أطرافُهُ حَسُنَتْ أوصافُهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 9050.
9. «یُحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ.» سوره بقره، آیه 273.
10. «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ.» سید رضی، نهجالبلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت، 1414 ق، حکمت ۴۷.
11. «ایاک و ادمان الشبع فانه یهیج الاسقام و یثیر العلل.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 2681.
12. «مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ أَرَاحَ قَلْبَهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 9122.
13. «ذَلِکَ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ.» سوره احزاب، آیه ۵۳.
14. «أَصْلُ الْعَفَافِ الْقَنَاعَهُ وَثَمَرَتُهَا قِلَّهُ الأَحْزَانِ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح ۴۱۱۴.
15. قریشی، علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1412 ق، ج 7، ص 18.
16. نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی (ع)، 1396، ج 2، ص 15.
17. «العفّه تضعّف الشهوه.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ص 256.
18. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386، ص 90-91.
19. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، صدرا، 1386، ص 90-91.
20. «عَفُّوا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعُفَّ نِساؤُکُمْ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 71، ص 270.
21. فَإِنَّ شِدَّهَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ.» سید رضی، نهجالبلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت، 1414 ق، نامه ۳۱.
22. «صِیَانَهُ الْمَرْأَهِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَأَدْوَمُ لِجَمَالِهَا.» نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، 1408 ق، ج 14، ص 255.
23. «ثَمَرَهُ الْعِفَّهِ الصِّیانَهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 5493.
24. «ألا و انّ القناعه وغلبه الشهوه من اکبر العفاف.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ص 735.
25. «ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ.» سوره احزاب، آیه ۵۹.
26. «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً.» سوره احزاب، آیه 32.
27. مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران، صدرا، 1392، ص 84-85.







