پرسش:
آیا امام حسین علیه السلام کاروان تجاری یزید را مصادره کرد؟
پاسخ :
در برخی از منابع تاریخی اهلسنت گزارشی به این ترتیب برای امام حسین علیه السلام در منزل «تنعیم» نقل شده است: «انَّ الحُسَینَ علیه السّلام اقبَلَ حَتّی مَرَّ بِالتَّنعیمِ فَلَقِیَ بِها عِیرا قَد اقبِلَ بِها مِنَ الیَمَنِ، بَعَثَ بِها بَحیرُ بنُ رَیسانَ الحِمیَرِیُّ الی یَزیدَ بنِ مُعاوِیَهَ و کانَ عامِلَهُ عَلَی الیَمَنِ و عَلَی العیرِ الوَرسُ وَالحُلَلُ یُنطَلَقُ بِها الی یَزیدَ، فَاَخَذَهَا الحُسَینُ علیه السّلام فَانطَلَقَ بِها. ثُمَّ قالَ لِاَصحابِ الاِبِلِ: لا اکرِهُکُم، مَن احَبَّ ان یَمضِیَ مَعَنا الَی العِراقِ اوفَینا کِراءَهُ، واحسَنّا صُحبَتَهُ، و مَن احَبَّ ان یُفارِقَنا مِن مَکانِنا هذا، اعطَیناهُ مِنَ الکِراءِ عَلی قَدرِ ما قَطَعَ مِنَ الاَرضِ. قالَ: فَمَن فارَقَهُ مِنهُم حوسِبَ فَاَوفی حَقَّهُ، و مَن مَضی مِنهُم مَعَهُ اعطاهُ کِراءَهُ و کَساهُ (1): آنگاه حسین برفت تا به تنعیم رسید و کاروانى را آنجا دید که از یمن مىآید و بحیر بن ریسان حمیرى که از جانب یزید عامل یمن بود، براى وى فرستاده بود. بار کاروان روناس و حله بود که پیش یزید مىبردند. حسین کاروان را بگرفت و همراه ببرد؛ پس از آن به شتربانان گفت: شما را مجبور نمىکنم، هرکه خواهد با ما به عراق آید، کرایه او را مىدهیم و مصاحبتش را نکو مىداریم و هرکه نخواهد و همین جا از ما جدا شود، کرایه او را به مقدار مسافتى که پیموده مىدهیم. گوید: هر کسی از آنها که از وى جدا مىشد، حساب کردند و حق او را بدادند و هر کسی از آنها که همراه وى برفت، کرایه وى را بداد و جامه پوشیانید» (2).
پاسخ و نقد این گزارش
اول: این مطلب تنها در تاریخ طبری دارای سند است. وی از ابیمخنف این گزارش را نقل میکند، درحالیکه ابیمخنف از نظر اهلسنت ضعیف است (3)؛ بنابراین آنچه در منابع اهلسنت بیان شده است، از نظر خود آنان ضعیف است.
دوم: در منابع شیعه از جمله آثار شیخ مفید دربارۀ منزل «تنعیم» آمده است: «وسار حتى أتى التنعیم فلقی عیرا قد أقبلت من الیمن فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه وقال لأصحابها من أحب أن ینطلق معنا إلى العراق وفیناه کراءه وأحسنا صحبته ومن أحب أن یفارقنا فی بعض الطریق أعطیناه کراء على قدر ما قطع من الطریق فمضى معه قوم وامتنع آخرون (3): سیدالشهدا علیه السّلام و همراهان همچنان راه را به سوى عراق پیمودند تا به تنعیم رسیدند؛ در آنجا قافلهاى دیدند که از یمن مىآمد. پس شترانى از آنان براى بارهاى خود و همراهانش کرایه کرد و به صاحبان شتر فرمود: هرکه از شما میخواهد با ما به عراق بیاید، ما کرایه او را میدهیم و در زمان همراهبودنش به او نیکى کنیم و هرکه میخواهد در راه از ما جدا شود، به هر اندازه که همراه ما باشد، کرایه آن اندازه راه او را مىپردازیم؛ پس گروهى از آنان با آن حضرت به راه افتادند و گروهى دیگر از رفتن خوددارى کردند» (4)؛ بر اساس این نقل یعنی تنها به اجارهکردن شتر برای حمل اموال خودشان اشاره شده است. البته در منابع متأخر شیعی نقل شده است که در منابع اولیه وجود ندارد.
سوم: اگر چنین اتفاقی حادث شده بود، بهیقین یزید و سپس بنیامیه از آن سوءاستفاده میکردند و ضد قیام امام حسین علیه السلام به کار میبستند؛ اما هیچگاه نه یزید و نه ابنزیاد که به دنبال تحریک مردم به جنگ با امام بودند و نه امویان پس از آن به این مسئله استناد نکردهاند.
چهارم: اگر فرض را بر قبول این گزارش بگیریم، باز مشکلی ایجاد نمیشود؛ چراکه امام حسین علیه السلام جانشین واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله بودند و بیتالمال در اختیار ایشان بود. از نقل طبری و بلاذری نیز چنین به دست میآید که اموال حکومتی بوده است و نه اموال شخصی یزید. اگر این نکته از اعتقادات شیعیان را هم در نظر نگیریم، معاویه در صلح با امام حسن علیه السلام تعهد کرده بود که کسی را جانشین خود نکند؛ همانگونه که در گزارش ابناعثم از قول امام حسین علیه السلام آمده است: «من با یزید بیعت نکنم؛ به جهت آنکه معاویه با برادر من شرط کرده و عهد نموده و سوگند خورده که بعد از او خلافت مرا باشد و به هیچوجه به فرزندان خویش ندهد. اگر معاویه از دنیا رفته و بدانچه قبول کرده و پذیرفته وفا نکرده، کار عظیم است» (5). بنابراین متولی همۀ اموال بیتالمال، امام حسین علیه السلام بود و بر فرض پیروزی همۀ آنها را از کف یزید بیرون میکشید و به جای خرج در عیشونوش در دستگاه نامشروع خلافت، در جای خودش که پیشبرد اسلام و کمک به فقرزدایی و ... بود، هزینه میکرد؛ همانگونه که امیرالمؤمنین علی علیه السلام این کار را انجام داد. وقتی متولی همۀ بیتالمال حضرت باشد، حال که دسترسی به اندکی از آن پیدا کرده است، اگر تصرف کرده باشد، چه اشکالی دارد.
نتیجه
گزارش مربوط به غارت کاروان یزید از سوی امام حسین علیه السلام با اینکه در برخی از منابع آمده است، صحت آن قطعی نیست. بر فرض صحت هم اشکالی بر امام علیه السلام وارد نیست؛ زیرا امام متولی اموال حکومتی است نه یزیدی که خلافت را غصب کرده بود. یزید با زور و برخلاف تعهد پدرش، کرسی خلافت را غصب و اموال مسلمانان را خرج عیشونوش خود و بنیامیه میکرد؛ ازاینرو اگر امام علیه السلام پیروز میشد، تمام این اموال را از چنگال وی خارج میکرد تا چه برسد به قسمتی اندکی از آن اموال.
اگرچه شبههکنندگان قصد تخریب چهرۀ مقدس امام حسین علیه السلام را دارند، با اندک تفحص و در پاسخ به همین شبهه میتوان افزون بر اثبات حقانیت امام حسین علیه السلام، یزید را غاصب خلافت معرفی کرد که حتی یک درهم حق تصرف اموال بیتالمال را ندارد؛ نهتنها بر اساس آموزههای حقه شیعی، بلکه طبق همان صلحنامهای که پدرش با امام حسن مجتبی علیه السلام نوشت و تعهد داد که جانشینی برای خود تعیین نکند.
کلمات کلیدی: ، اموال یزید، کاروان یمن، منزل تنعیم.
پینوشتها
1. احمد بن یحیی بلاذری؛ انساب الأشراف؛ تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلى؛ بیروت: دارالفکر، 1417 ق، ج 3، ص 164. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم و الملوک؛ تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم؛ چ 2، بیروت: دارالتراث، 1387 ق، ج 5، ص 385 – 386.
2. محمد بن جریر طبری؛ ترجمۀ تاریخ طبرى؛ ترجمۀ ابوالقاسم پاینده؛ چ 5، تهران: اساطیر، 1375 ش، ج 7، ص 2969.
3. ابوالفرج ابنجوزی؛ الضعفاء والمتروکین؛ تحقیق: عبدالله القاضی؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، 1406 ق، ج 3، ص 28.
4. محمد بن محمد شیخ مفید؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد؛ چ 2، بیروت: دارالمفید، 1414 ق، ج 2، ص 68.
5. ابناعثم کوفی؛ الفتوح؛ ترجمۀ محمد بن احمد مستوفى هروى (ق 6)؛ تحقیق: غلامرضا طباطبائى مجد؛ تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1372 ش، ج 5، ص 12.







