پرسش:
چرا نظام اسلامی، تعدادی از مردمی که اعتراض دارند را کشت؟ آیا این رفتار اصل جمهوریت و اسلامیت نظام را نقض نمیکند؟
اعتراض کمترین حق مدنی مردم یک جامعه نسبت به وضعیت کشورشان و رفتار حاکمان است. جمهوری اسلامی ایران نیز حق اعتراض و انتقاد را در اصل 27 قانون اساسیاش به رسمیت شناخته است، اما سؤال اساسی این است که چرا نظام اسلامی، تعدادی از مردمی که اعتراض دارند را کشت؟ آیا این رفتار اصل جمهوریت و اسلامیت نظام را نقض نمیکند؟
برای پاسخ باید چند نکته را مدنظر قرار داد و سپس رفتار نظام را ارزیابی کرد:
1. حق مدنی و شهروندی اعتراض
اعتراض و مطالبهگری یک حق مدنی و شهروندی، قانونی و عقلانی است؛ این مسئله در آموزههای دینی و سخنان رهبران انقلاب و قانون اساسی مورد پذیرش و تأکید قرار گرفته است. اساساً مطالبهگری و عدالتخواهی یکی از ویژگیها تاریخی شیعه است که در ادبیات مقام معظم رهبری بسیار پرتکرار است. به لحاظ عینی نیز، در موارد بسیاری اعتراضات و تجمعات مسالمتآمیز، صورت گرفته و پاسخ مناسب یافته است.
2. بررسی مفهوم اعتراض و تفاوت آن با خشونت و تخریب
اعتراض یک تعریف ساده دارد و هر رفتاری به هر شکلی، اعتراض تلقی نمیشود. اساساً اعتراض یک حرکت مدنی مسالمتآمیز برای اصلاح ناهنجاریهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است؛ اما وقتی تبدیل به خشونت، کشتار و حرکتهای مسلحانه و تروریستی و تخریب اموال دولتی و خصوصی شود، دیگر اعتراض نیست، بلکه اخلال در نظم عمومی و امنیت ملی تلقی میشود که خط قرمز تمام نظامهای سیاسی است؛ بنابراین، حکومت وظیفه دارد از امنیت و جان و مال شهروندان، صیانت کند. اینجا تمام نظامهای سیاسی حتی نظامهای دموکراتیک مثل فرانسه که مهد آزادی تلقی میشود، با شدت تمام برخورد میکنند و در این برخورد افرادی کشته میشوند چنانکه نیروهای امنیتی و انتظامی نیز تلفات میدهند.
3. الگوی مواجهه جمهوری اسلامی ایران با اعتراضات مدنی
اما الگوی رفتاری جمهوری اسلامی چطور است؟ مرور بحرانهای اجتماعی ایران ازجمله 1401 نشان میدهد که یک رفتار چندمرحلهای وجود دارد:
1 ـ 3. مرحله اول. اطلاعرسانی و افشاگری:
بخشی از کسانی که کف خیابان بودند مسلح بوده و اقدام به کشتهسازی میکردند. اسناد و اعترافات زیادی منتشر شده که آشوبگر، برای تحریک مردم و به خیابان کشاندن آنها، دستور داشته، نهتنها نیروهای انتظامی، بلکه مردم عادی و حتی اعضای اکیپهای خودشان را بکشند، اما نظام برای اینکه کشتار صورت نگیرد تا چند ماه، اجازه استفاده از سلاح نداد و دست به اطلاعرسانی گسترده و افشای چهره این افراد کرد و با هشدارهای متعدد به خانوادهها و اعضای جامعه، درصدد دور کردن آنها از خطر برآمد تا هدف سوءاستفاده و کشتهسازی مزدوران قرار نگیرند. (1)
2 ـ 3. مرحله دوم. پیشگیری با حضور بسیج و نیروهای مردمی:
نیروهایی که ابتدا وارد عمل میشوند، نیروهای ضد امنیت و تخریب نیستند، بلکه عمدتاً بسیج محلات، نیروهای مردمی و نهایتاً نیروی انتظامی است؛ یعنی سیاست قطعی، جلوگیری از کشتار است؛ چون بسیج عمدتاً سلاح گرم ندارد و نیروی انتظامی نیز تا شرایط بحرانی نشود، از سلاحهای پیشگیرانه مثل گاز اشکآور، صوتهای رعبآفرین یا گلوله بادی استفاده میکنند. درحالیکه برخی کشورهای مدعی دموکراسی و حقوق بشر مثل آمریکا، برای مقابله با شورشهای احتمالی، تانک به خیابان میآورد یا پلیس بهراحتی معترضی مثل (رِنی نیکول گود) زن 37 ساله مادر 3 فرزند که نه اقدام مجرمانهای را انجام داده بود و نه حتی پیشینه کیفری داشته است را میکشد. اینجا نهتنها پلیس مجازات نمیشود، بلکه حتی ترامپ آن زن را اغتشاشگر خواند و از پلیس حمایت کرد. (2) جالب است که همین دولتِ تروریست آمریکا، جمهوری اسلامی را متهم میکند.
3 ـ 3. مرحله سوم. پیشگیری با استفاده از سلاح ساچمهای:
نظام اسلامی بعد از چند ماه صبوری، دید که نهتنها مأموران امنیت، بلکه تلفات مردمی و خسارتهای مالی، گسترش مییابد و به جان مردم و کسبه افتادهاند. در این شرایط باز اجازه استفاده از تیر جنگی داده نشد و تنها اجازه استفاده از سلاح ساچمهای صادر گردید.
4 ـ 3. مرحله چهارم. مقابله با جنگ شهری:
وقتی مزدورهای دشمن، مسئله را تبدیل به جنگ شهری کردند و در بعضی شهرهای کشور، حتی دوشکا آوردند. اینجا وظیفه نظام اسلامی است که در مقابل این اعلانجنگ، برای حفظ جان و مال مردم و تأمین امنیت عمومی، با جدیت تمام بایستد؛ اما نمیشود در مقابل آتش و گلوله با دستخالی به میدان رفت. طبیعتاً در وضعیت جنگی باید از سلاح جنگی استفاده کرد. (3)
5 ـ 3. مرحله پنجم. حضور گسترده مردمی:
در ایران برخلاف دیگر کشورها، این بحرانها با سرکوب و کشتار جمع نمیشود، بلکه با حضور گسترده مردمی همچون 9 دی 88 جمع میشود؛ یعنی بااینکه نظام اسلامی توان برخورد خشونتآمیز را دارد، دنبال حداقلیسازی خسارتهای انسانی است، بهویژه که دشمن از نوجوانها و افراد هیجانی بهعنوان سپر انسانی استفاده میکند.
6 ـ 3. مرحله ششم. رأفت اسلامی و عفو عمومی:
درنهایت نیز با فرمان عفو عمومی توسط مقام معظم رهبری همچون 1401، نظام اسلامی نشان داده است که صف معترضین و فریبخوردهها را از مزدوران دشمن جدا میکند و جلوگیری از کشتار، سیاست قطعی نظام است؛ اما در درگیری مسلحانه، همچنان تعدادی از نیروهای امنیت به شهادت رسیدند، در طرف مقابل نیز بخشی تلفات میدهند که عدهای، توسط همان مزدورها در پروژه کشته سازی هدف قرار میگیرند.
4. نسبت خطاهای فردی با راهبرد نظام در برابر اعتراضات مدنی
در میدان جنگ شهری، درگیری مسلحانه و پیچیده شدن اوضاع، ممکن است درصدی از خطای انسانی و اشتباه در تصمیمگیری نیز رخ دهد که اولاً؛ بههیچوجه، ناشی از رویکرد و روش نظامی اسلامی نیست و با افراد خطاکار بهشدت برخورد میشود؛ و ثانیاً؛ این درصد در ایران نسبت به کشورهای مدعی آزادی و دموکراسی همچون آمریکا، انگلیس و فرانسه، بسیار ناچیز است. حال سؤال اساسی این است که با این الگوی رفتاری، چطور میتوان نظام سیاسی را متهم به کشتار کرد؟! این خویشتنداری و هزینه دادن نظام اسلامی برای جلوگیری از کشتار، سبب شده است تا بخشی از حامیان اصلیاش، نظام را متهم به مماشات کنند و به کشته شدن نیروهای بسیج و انتظامی با دستخالی، اعتراض جدی داشته باشند. این رفتار صبورانه و هزینه دادن نظام اسلامی در کدام نظام سیاسی دنیا وجود دارد؟! آیا علیرغم فشارهای گسترده خارجی، فشار داخلی به نظام، انصاف است؟ آیا این نوع برخوردها، نیروهای حافظ امنیت که با جان خودشان معامله میکنند را فرسوده و سرخورده و ناامید نمیکند؟! آیا این تضعیف و اعتبارزدایی از نیروهای امنیتی و نظامی، زمینه تهدید امنیت ملی و طمع دشمن را فراهم نمیسازد؟!
نتیجه:
کشتار معترضین یک اتهامی به نظام اسلامی است که با الگوی رفتاری آن، ناسازگار است.
پینوشتها:
1. خبرگزاری مشرق، اعترافات یک اغتشاشگر: مواد مصرف میکردم تا نترس شوم، mashreghnews.ir، کد خبر 1777913، 21 دیماه 1404، mshrgh.ir/1777913.
2. خبرگزاری مشرق، ترامپ پشت پلیس قاتل، mashreghnews.ir، کد خبر 1777744، 20 دیماه 1404، mshrgh.ir/1777744.
3. خبرگزاری مشرق، آدم کشی به اسم اعتراض، mashreghnews.ir، کد خبر 1777869، 21 دیماه 1404، mshrgh.ir/1777869.







