پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
حد و مرز ارتباط با خویشاوندان مخالف
صله رحم با خویشاوندانِ مخالف یا آزاررسان نباید قطع شود و در برابر بدیِ آنان با نیکی،صبر وارتباط حفظ گردد و با کرامت و گفتگوی محترمانه برای اصلاحشان کوشیده شود.

پرسش:

ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزار‌رسان چگونه و دارای چه حدومرز اخلاقی است؟

پاسخ:

رتباط با خویشاوندان، یکی از عرصه‌های مهم و مورد توصیه زیست اخلاقی از منظر اخلاق دینی است. بااین‌حال این ارتباط گاه چالش‌ها و دشواری‌هایی دارد که یکی از آن‌ها مربوط به ارتباط با خویشان مخالف و یا آزار رسان است، در چنین شرایطی، مؤمن با پرسشی اساسی مواجه است: چگونه می‌توان میان حفظ پیوند خویشاوندی از یک‌سو و حریم‌های اخلاقی، تعادل برقرار کرد؟ در ادامه، به نحو مختصر به پاسخ پرسش مورداشاره پرداخته می‌شود.

نکته اول: حفظ رابطه خویشاوندی به‌مثابه اصل اولیه

حفظ پیوند و ارتباط با خویشان، از دستورات اخلاق دینی است و پایداری در آن اختصاص به بستگان هم‌عقیده و باتقوا ندارد، بلکه یک وظیفه اخلاقی نسبت به عموم خویشان است که نسبت‏ به اهل ‏گناه هم جریان دارد. نقل شده است که یکی از شیعیان از امام صادق علیه‌السلام می‌پرسد:

«برخی خویشاوندانم ‏خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان برمن حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‏کند. اگر با تو همفکر و هم‌عقیده باشند که دو حق بر تو دارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.» (1)

 همین‌طور حتی اگر بستگان، مایه آزار انسان را هم فراهم کنند، بازهم نباید ارتباط با آن‌ها قطع شود. در حدیث آمده است که مردی خدمت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و عرض کرد:

 «یا رسول‌الله! من‏ خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‏کنم و رابطه دارم، اما آنان‏ آزارم می‏دهند، تصمیم گرفته‌ام آنان را ترک کنم. حضرت رسول فرمود: آنگاه، خدا هم تو را ترک می‏کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هرگاه چنین‏ کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.» (2)

 بنابراین به‌عنوان یک اصل اولیه، ارتباط با خویشاوندِ مخالف یا آزار‌رسان نباید قطع شود و پیوند داشتن با آن‌ها در زمره وظایف اخلاقی است. از جهت فقهی نیز قطع‌رحم با کسانی که از ارحام نَسَبی می‌باشند، جایز نیست. (3)

نکته دوم: بدی را با خوبی پاسخ دادن

به‌عنوان یک اصل دیگر می‌توان گفت به‌طورکلی در ارتباط با خویشاوند علاوه بر عدم قطع رابطه با آن‌ها، توصیه آن است که در برابر بدی‌های آن‌ها نیز باید خوبی کرد؛ بنابراین اگر آزار می‌رسانند وظیفه اولیه صبوری و تحمل است، اگر قطع رابطه می‌کنند، برقراری رابطه وظیفه اخلاقی است، اگر مخالفت می‌کنند محبت و برخورد مهربانانه وظیفه اولیه است، اگر معاند هستند، قطع رابطه در حالت اولیه صحیح نیست. چنانکه در روایتی بر پیوند با کسی که او با انسان قطع رابطه کرده توصیه شده است. (4)

نکته سوم: حفظ ارتباط به‌صورت غیرمستقیم

مقصود از پیوندهای خویشاوندی و صله‌رحم آن است که انسان از حال خویشان مطلع باشد و اگر مشکلى دارند در حد توان حل کند؛ بنابراین لازمه این کار این نیست که حتماً به خانه آن‌ها بروند، بلکه اگر به‌وسیله تلفن و نامه و امثال آن‌هم از حال آن‌ها باخبر شوند کافى است، چنان‌که در حدیثى نقل شده است:

 «صلوا ارحامکم ولو بالسلام؛

 صله‌رحم کنید و لو با یک سلام.» (5)

 بنابراین در مواردی که به دلایلی مانند عدم رعایت حلال و حرام الهی یا آزاررسانی و توهین به مقدسات، نمی‌توان به‌صورت مستقیم به خانه خویشان رفت، برای حفظ پیوند خویشاوندی اصل ارتباط از راه‌های غیرمستقیم حفظ شود؛ مثلاً بدون رفتن به منزل آن‌ها تلفنی از حال آن‌ها جویا شد، از دیگران احوال آنان پرسیده شود، در صورت نیاز مالی، به آن‌ها کمک مالی کرد.

نکته چهارم: رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه

بسیاری از دشمنی‌ها با دین و مذهب و انقلاب از سر جهل و ندانستن واقعیات است. بسیاری از این افراد از اطلاعات پایینی برخوردارند و یا تحت تأثیر تبلیغات و رسانه‌های معاند هستند که در بسیاری از این موارد اگر کسی عالمانه و با دلیل و مدرک و نیز با برخوردی کریمانه و محترمانه با آن‌ها مواجه شود، می‌تواند قدم‌های مهمی در جهت اصلاح آن‌ها بردارد. از سوی دیگر انسان نسبت به خویشاوندان خود و هدایت و دست‌گیری از آن‌ها وظیفه اخلاقی بیشتری دارد؛ بنابراین لازم است با علم و آگاهی و از طریق گفت‌وگوهای محترمانه و رفتاری کریمانه، در مراودات خویشاوندی سعی شود اشتباهات و لجاجت‌های آن‌ها با دادن اطلاعات صحیح و دقیق برطرف شده و زمینه هدایت و رشد معرفتی و معنوی آن‌ها فراهم شود.

نکته پنجم: ترک مجالس گناه و مرزبندی عملی

گفته شد حفظ ارتباط با خویشان وظیفه اخلاقی است. از سوی دیگر روشن است که مؤمن نباید در برابر گناه بی‌تفاوت باشد و در مجال و محافلی که گناه و معصیت علنی انجام می‌شود شرکت کند. به‌عنوان نمونه از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده که فرموده است:

 «کسی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد، نباید بر سر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب خورده می‌شود.» (6)

 بنابراین حفظ ارتباط با خویشان و حضور در مجالس و مهمانی‌های آن‌ها نباید به‌گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و تأیید توهین و هتک مقدسات و ارزش‌های دینی و انقلابی گردد. پس اگر حضور در آن مجلس موجب آسیب‌هایی ازاین‌دست شود و یا نهی‌از‌منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید آن مجلس را ترک کرده و یا شرکت ننمایند و ایفای وظیفه صله‌رحم را به موقعیت‌ها و شرایط و روش‌های دیگر موکول کرد.

نکته ششم: به دوستی نگرفتن خویشان مخالف

ممکن است در میان خویشاوندان افرادی باشند که معاند محسوب می‌شوند؛ یعنی افرادی که دشمنی با خدا و رسول خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام دارند. در مورد این خویشاوندان قرآن کریم به‌صراحت عدم پیوند دوستی با این گروه را دستور داده و آن را لازمه اعتقاد به خدا و روز معاد دانسته و می‌فرماید :

«هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دل‌هایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آن‌ها را تقویت فرموده و آن‌ها را در باغ‌هایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آن‌ها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آن‌ها "حزب‌الله" اند؛ بدانید "حزب‌الله" پیروز و رستگاران‌اند.» (7)

 علامه طباطبایی دراین‌باره می‌گوید: «در این آیه شریفه یافتن قومى با چنین صفتى را نفى نموده، مى‏فرماید: چنین مؤمنینى نخواهى یافت و این کنایه است از اینکه ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتى نمى‏سازد، آن‌کس که واقعاً به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند، هرچند که همه قِسم سبب و انگیزه دوستى در آنان وجود داشته باشد، مثل اینکه پدرش یا پسرش یا برادرش باشد و یا قرابتى دیگر داشته باشد، براى اینکه این‌چنین دوستى با ایمان به خدا منافات دارد.» (8)

 بنابراین در معاشرت با خویشاوند معاند علاوه بر نکاتی که پیش‌تر گفته شد باید توجه شود که نباید معاشرت به نحو دوستی و علقه‌های محبتی باشد.

نتیجه:

1. ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزاررسان، اولاً نباید قطع شود و اصل صله‌رحم به‌عنوان یک وظیفه اخلاقی و فقهی پابرجاست؛

 2. در برابر بدی آنان تا جایی که ممکن است باید نیکی کرد و از صبر و گذشت بهره جست؛

 3. در صورت دشواری یا محدویت‌های اخلاقی، ارتباط را می‌توان به‌صورت غیرمستقیم و از راه تلفن، نامه یا پرسش از دیگران و کمک مالی حفظ نمود؛

 4. باید با رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه، برای اصلاح و هدایت آنان کوشید؛ 5. ازآنجاکه شرکت در مجالس گناه و معصیت جایز نیست، در چنین مواردی باید صله‌رحم را به روش دیگری انجام داد؛

 6. با خویشاوندان معاندی که دشمنی با خدا و رسول دارند، نباید رابطه‌ای‌ به‌صورت دوستی و علقه محبتی داشت.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. حسینی نیا، اقبال، چشم‌اندازی به صله‌رحم در آیات و روایات، قم، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی،1385.

2. دلیری، کاظم، مراتب صله‌رحم و آسیب‌شناسی آن در عصر حاضر، ره‌توشه، بهار 1399.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ج ‏۴، ص‏۸۳.

2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج‏۷۱، ص‏۱۰۰.

3. مقام معظم رهبری، در:https://www.leader.ir/fa/faq?s=960&faq_search=&page=3

4. «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 68، ص 423.

5. «صِلُوا أرحامَکُم ولو بِالسَّلامِ.» ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص 57.

6. «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ فَلایَجْلِسْ عَلَی مَائِدَهٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج ۷۶، ص ۱۲۹.

7. «لاتَجِدُ قَوْمًا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» سوره مجادله، آیه 22.

8. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد‌باقرموسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1389، ج 19، ص 340.