پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
بررسی گزارۀ دستور به ذبح شرعی کدو از سوی معاویه
حکایت مرحوم غفاری درباره «ذبح کدو توسط معاویه»، گرچه در منابع تاریخی نیست، اما به پشتوانه روایاتِ مشابه، نشان‌دهنده طرح این مسئله در آن دوران است.

پرسش:

 آیا درست است که معاویه گفته بود کدو را باید ذبح شرعی کرد؟

پاسخ:

در تاریخ تقابل میان امیرالمؤمنین علی علیه ‌السلام و معاویة بن ابی‌سفیان، همواره جریانی از حکایت‌های مکتوب وجود داشته است که نشان‌دهندۀ تلاش‌های سیاسی برای ایجاد فاصله میان توده مردم و خلافتِ حق است. این تلاش‌ها اغلب در قالب حیله‌های سیاسی و استفاده از ابزارهای فکری و مذهبی انجام می‌گرفت. یکی از روایت‌های بحث‌برانگیز، حکایتی است که درباره دستور معاویه مبنی بر «ذبح شرعی کدو» (قرع) نقل شده است.

بررسی سند و منبع حکایت معاویه

زنده‌یاد علی‌‌اکبر غفاری در حاشیۀ کتاب اصول کافی، حکایتی از ابن‌شهرآشوب بدین‌ترتیب نقل می‌کند: «معاویه هنگامی که عزم مخالفت با امام امیرالمؤمنین علیه ‌السلام کرد، قصد داشت اهل شام را بیازماید. ابن‌عاص به او پیشنهاد داد که دستور دهد کدویی را ذبح کنند؛ اگر اطاعت کردند، یعنی از او پیروی می‌کنند وگرنه نه. پس چنین گفت و آنان اطاعت کردند و این امر به بدعتی اموی تبدیل شد» (1).

بررسی در منابع تاریخی و روایی نشان می‌دهد این حکایت در کتاب المناقب ابن‌شهر‌آشوب یا سایر منابع قابل دسترس آورده نشده است. این حکایت با اینکه از نظر سندی در منابع با مشکل روبروست، به نظر می‌رسد ریشۀ مفهومی آن در کتب حدیثی معتبر آورده شده است. چنان‌که این جریان با روایاتی در باب حکم «قرع» (کدو) پیوند دارد و نشان می‌دهد این موضوع (ذبح یا عدم ذبح کدو) در فضای فکری آن دوران مطرح بوده است.

بررسی روایات معتبر در باب حکم «القرع»

در منابعی همچون الکافی، روایتی به نقل از نوفلی از سکونی از امام صادق علیه السلام (2) و امالی (شیخ طوسی) از امام حسین علیه السّلام آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ به پرسش درباره ذبح قرع فرمودند: «آن چیزی نیست که ذبح شود؛ پس آن را بخورید و ذبحش نکنید و مبادا که شیطان شما را بلغزاند» (3).

برای فهم درست این روایات و پیوند آنها با حکایت معاویه، باید موضوع را از دو منظر «لغت» و «سیاق روایت» بررسی کرد.

تحلیل لغوی: آیا منظور قرع، کدو است یا ملخ؟

واژۀ «قَرْع» در لغت عرب بیشتر به معنای «ریختن مو» است و معنای رایج دیگری برای آن در لغت نیست (4)؛ با این وجود، دو احتمال اصلی برای معنای آن در این متن وجود دارد:

الف) کدو: برخی لغویون از جمله ابن‌درید (متوفی قرن سوم هجری)، «قرع» را نوعی کدو دانسته‌اند؛ با این استدلال که به دلیل صافی و بی‌مویی شبیه سر کچل است (5). بنابراین اگر مراد کدو باشد، با حکایت منسوب به ابن‌شهر‌آشوب سازگاری دارد.

ب) ملخ: سیبویه (ادیب و نحوی قرن دوم هجری) نقل می‌کند «قرع» نامی است که بر ملخ پیش از آنکه بال‌هایش رشد کند و سطح بدنش صاف باشد، اطلاق می‌شود. بنابراین اگر مراد از قرع، ملخ باشد، پرسش از «ذبح» می‌تواند یک پرسش فقهی و رایج دانسته شود (6).

قرینه‌های تحلیلی برای تشخیص معنا

برای تعیین معنای دقیق می‌توان به چند قرینه استناد کرد:

قرینۀ اول (سیاق فقهی): کلینی این روایت را در کتاب الکافی بین «سبزیجات و میوه‌جات» آورده است. اگر مراد از قرع، «ملخ» بود، قرار‌دادن آن در این بخش از کتاب از نظر طبقه‌بندی موضوعی چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. بنابراین احتمال اینکه مراد «کدو» باشد، قوی‌تر است.

قرینۀ دوم (سیاق تربیتی و سیاسی): در انتهای روایت آمده است: «لا یستهوینکم الشیطان: مبادا شیطان شما را بلغزاند». اگر پرسش فقط فقهی و دربارۀ ملخ بود، عبارت «مبادا شیطان شما را فریب دهد»، ضرورت تربیتی چندانی نداشت؛ اما اگر ریشۀ پرسش یا دستور به بدعت یا حرکتی برای امتحانِ عقیده باشد، این هشدار امام کاملاً معنا می‌یابد. این بخش از روایت نشان می‌دهد که موضوع از یک بحث فقهی ساده، به یک موضوع «شیطانی» و فریب‌کارانه تبدیل شده است.

قرینۀ سوم: با توجه به تعبیر« القرع لیس شیئا یذکى» در روایت، به نظر می‌آید که حضرت می‌فرمایند کدو موجود جانداری نیست که ذبح شود؛ چرا‌که ذبح ملخ ممکن به نظر می‌رسد، مگر اینکه به سبب کوچکی آن این استبعاد مطرح شده باشد.

نتیجه:

با بررسی تطبیقی می‌توان دریافت حکایت دقیق دستور معاویه در نسخه‌های فعلی کتاب‌های تاریخی یافت نمی‌شود؛ اما وجود روایات معتبر دربارۀ «ذبح کدو» نشان می‌دهد که این موضوع (ذبح یا عدم ذبح کدو) در فضای عمومی آن زمان مطرح بوده است. بنابراین به نظر می‌رسد زنده‌یاد غفاری به نسخ یا کتب دیگری از ابن‌شهر‌آَشوب دسترسی داشته است و این حکایت را از آنجا نقل می‌کند.

بنابراین ماجرای ذبح کدو، در‌واقع بازتابی از جریانی است که در آن دستورهای مذهبی یا فقهی از سوی جریان اموی به‌مثابۀ ابزاری برای آزمودن هویت و تبعیت مردم استفاده می‌شده است. در‌واقع روایت امام صادق علیه السلام با هشدار از فریب شیطان، دقیقاً به همین ریشۀ «بدعت‌آمیز» و «سیاسی» بودن این نوع پرسش‌ها اشاره دارد؛ پرسش‌هایی که هدفشان جستجوی حکم شرعی نبود، بلکه به دنبال امتحان تسلیم‌بودن مردم در برابر قدرت بودند.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی‌اکبر غفاری؛ الکافی؛ چ 2، تهران: اسلامیه، 1362 ش‏، ج ‏6، ص 370، پاورقی.

2. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 2، تهران: اسلامیه، 1362 ش‏، ج ‏6، ص 370.

3. محمد بن حسن طوسى؛ الامالی؛ محقق: مؤسسه البعثه؛ قم: دار‌الثقافه، 1414 ق‏، ص 362.

4. احمد بن محمد فیومى؛ المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر؛ چ 2، قم: مؤسسه دار‌الهجره، 1414 ق‏، ج ‏2، ص 499.

5. سید‌مرتضى حسینى واسطى زبیدی؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ بیروت: دار‌الفکر، 1414 ق‏، ج ‏11، ص 361.

6. محمود بن عمر زمخشرى؛ الفائق فی غریب الحدیث؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، 1417 ق‏، ج ‏1، ص 353.