۱۴۰۴/۱۱/۳۰ ۰۰:۲۶ شناسه مطلب: 101188
پرسش:
با توجه به تأکید امامان معصوم علیهم السلام بر عفت جنسی، برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندانمان، چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم؟
پاسخ:
در جامعۀ امروز که ارزشهای اخلاقی با چالشهای گوناگونی مواجه است، تربیت فرزندانی عفیف و پاک آرزوی هر پدر و مادر متدین و آگاهی است. در این نوشتار میکوشیم با بیانی ساده و کاربردی، اقدامات اساسی و راهکارهایی عملیاتی برای تقویت عفت جنسی در فرزندان ارائه دهیم تا والدین بتوانند با بهکاربردن این رهنمودها، ضمن محافظت از فرزندان خود در برابر آسیبها، نسلی پاک و بافضیلت تربیت کنند.
بخش اول: اصول رشد و تقویت عفت جنسی
برای ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان میتوان چند اصل کلی اارئه داد که بر تمام فعالیتها و اقدامات تربیتی والدین حاکم است؛ به طوری که در همۀ مراحل و شرایط و نیز اقدامات تربیتی مرتبط با عفت جنسی به کار گرفته میشوند. کاربست این اصول از طریق راهکارها و تکنیکهای تربیتی، نقشی بنیادین در ایجاد و تقویت عفت جنسی دارد.
نکتۀ اول: اصل پیشگیری از تهییج و تحریک
یکی از اساسیترین راههای برونرفت از بیعفتی مرتبط با غریزۀ جنسی و نیز تقویت و رشد عفت در اخلاق اسلامی، کنترل تحریکپذیری و تهییج این غریزه است. اخلاق دینی با شناختی که از غریزه جنسی ارائه میدهد و بر آن پافشاری میکند، منطقی ویژه درباره این غریزه اعمال میکند؛ منطقی که با این تصور که رهاکردن مسیر ارضای غریزه جنسی موجب سیرشدن و بیمیلی و آسودگی در آن میشود، متفاوت است. تأکید در اخلاق دینی بر این است که غریزۀ جنسی غریزهای عمیق، نیرومند و دریاصفت است و هرچه بیشتر اطاعت شود، سرکشتر میشود (1). بر اساس این نگرش، تحریک و تهییج و آزادی بیقید این قوه نهتنها سبب اشباع و ارضای درست و بهنجار آن نمیشود، بلکه موجب بهوجودآمدن انحرافها و آسیبهای بیشماری میشود؛ ازاینرو والدین باید بکوشند تا از هر عامل بهوجودآورندۀ تحریک و تهییج این غریزه پرهیز کنند.
نکتۀ دوم: اصل شکلدهی نقش و هویت جنسی مطابق فطرت
شرایط و اقدامات تربیتی باید به گونهای فراهم شود تا فرزند در مسیر رشد غریزه جنسی، رشدی بهنجار و مطابق با خلقت خود داشته باشد. بر اساس این اصل، تلاش بر این است تا هویت جنسی و نقشهای جنسیتی فرد بر هم منطبق شود تا فرزند نظر مثبتی به هویت جنسی و نیز نقشهای جنسیتی خود داشته باشد و رفتارها و کنشهای مطابق با آنها را بهخوبی ایفا کند؛ به گونهای که دختر به دختربودن خویش و پسر به پسربودن خود افتخار کنند و نقشهای مرتبط با آن را بهخوبی ایفا نمایند و والدین نیز فعالیتها و اقدامات خود را با نقش و هویت جنسی فرزندان انطباق دهند.
نکتۀ سوم: اصل تحکیم دینداری برای تقویت عفت جنسی
غریزه جنسی یکی از امیال طبیعی وجود انسان است که به طور طبیعی به مرحله شکوفایی میرسد؛ بر همین اساس یکی از مهمترین اصول برای درامانماندن از آثار و پیامدهای منفی آن، تقویت خودمهارگری فرزند است که از طریق تحکیم دینداری ایجاد میشود. درواقع مهمترین عامل در تقویت عفت بهویژه عفت جنسی، تقویت اعتقادات دینی و پایبندی به اعتقادات مذهبی است که به شکل نیرویی باطنی و خودمهارگر فرد را از انجام کارهایی برخلاف عقل و شرع بازمیدارد. مذهب و اعتقادات مذهبی مهمترین عامل در تصحیح رفتارهای اخلاقی و ایجاد ضمانت اجرایی برای تحقق آنها هستند.
نکتۀ چهارم: اصل تحکیم و تقویت حیا
حیا در اخلاق اسلامی جایگاه رفیعی دارد؛ به طوری که در رأس مکارم اخلاق قرار میگیرد. در تعریف حیا گفتهاند نیرویی است مهارکننده و نظمدهنده که رفتار و افکار انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم میکند (2). بر همین اساس تقویت و نهادینهکردن عنصر حیا در فرزندان، سبب جلوگیری از بسیاری از آفتهای غریزه جنسی میشود. درواقع حیا موجب پدیدآمدن عفت میشود؛ همچنانکه حضرت علی علیه السلام فرموده است: «نتیجۀ حیاداشتن، عفت است» (3). نهادینهکردن و تقویت تدریجی این عنصر فرد را از رفتارها، کنشها، تخیلات و اندیشه دربارۀ مسائل جنسی پرهیز میدهد و شرایط مناسبی برای تقویت عفت جنسی فراهم میکند. انسان باحیا نهتنها خود به رفتار، گفتار و اندیشه جنسی دست نمیزند، بلکه از دیدن هرزگی و بیحیاییهای دیگران نیز پرهیز میکند.
نکتۀ پنجم: اصل پیشگیری از نابهنجاریها و کژکاری غریزه جنسی
مراد از نابهنجاری جنسی در تلقی دینی، هر نوع رفتاری است که برخلاف فطرت و طبیعت این غریزه باشد (4). بنابراین پیشگیری از نابهنجاری جنسی یعنی پیشگیری از هرآنچه برخلاف فطرت این غریزه و برخلاف کمال نهایی آن است. عوامل مختلفی در ایجاد نابهنجاری جنسی دخالت دارند. کودکی که دچار سوءاستفاده جنسی شده است، در بزرگسالی بروز برخی نابهنجاری های جنسی مانند بچهبازی و برخی کژکارکردهایی مانند اختلال واژینیسم در او محتمل است. تحقیقات برخی متخصصان بالینی نشان داده است اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیدهای به آسیب سوءاستفادهشدن جنسی در دوران کودکی است (5). تحقیقات در کشور ما نیز نشان میدهد حدوددهدرصد افراد جامعه به اختلالات جنسی مبتلا هستند (6)؛ بنابراین والدین باید مراقبت کنند فرزند آنها دچار اختلالات و کژکاریهای مرتبط با غریزه جنسی نشود.
بخش دوم: فراهمآوردن زمینهها و عوامل تحقق اصول اساسی (راهکارهای عملیاتی)
بعد از شناخت اصول اساسی رشد و تقویت عفت جنسی، باید به راهکارهای عملی تحقق آنها اشاره کرد. این راهکارها در دو دسته جای میگیرند که هر کدام دو سطح دارند؛ دستۀ اول راهکارهای ایجابی هستند که از یکسو زمینههای مناسب رشد عفت جنسی را فراهم میکنند و با عنوان «علل اعدادی» مطرح هستند؛ از سوی دیگر عواملی که نقش مستقیمی در تقویت عفت ایفا میکنند. دستۀ دوم راهکارهای سلبی هستند که به فعالیتهای سلبی و ممنوع اشاره دارند؛ این دسته نیز از یکسو مربوط به زدودن زمینههایی است که موجب بیعفتی میشود؛ از سوی دیگر به موانعی اشاره دارد که راه تقویت عفت جنسی را سد میکند.
نکتۀ ششم: شناخت انحرافهای جنسی و راههای مقابله با آنها
هر رفتاری که برخلاف فطرت و هدف خلقت غریزه جنسی باشد، انحراف محسوب میشود و باید کوشید فرزند از گرفتارشدن به انحرافهای جنسی مصون بماند. روشن است که برای تحقق این مهم، در گام نخست انواع رفتارها و انحرافهای جنسی شناخته شود تا اولاً بتوان از ابتلای به آنها جلوگیری کرد؛ ثانیاً در صورت بروز بتوان با آنها مقابله نمود. در این قسمت به چند مورد شایع از این نوع انحرافها و اختلالها اشاره میکنیم و راهکارهایی برای برونرفت از آنها ارائه میشود.
* همجنسبازی: به این معناست که فرد میکوشد با همجنس خود به روابط جنسی بپردازد وخود را ارضا کند (7). برای پیشگیری از این اختلال توجه به دو نکته لازم است:
الف) منع از تجربۀ روابط لذتبخش جنسی در دوران کودکی از همجنس؛
ب) منع از ایجاد تجربههای ناخوشایند از جنس مخالف در دوران خردسالی.
* خودارضایی: خودارضایی یا استمنا آثار منفی بر روان و جسم فرد دارد و مانع تأثیر روشهای تربیتی میشود. از عواملی که در پیشگیری از این بیماری مؤثر است، میتوان به کنترل نگاه، ایجاد مشغله علمی و فکری، انجام فعالیتهای پرتحرک، کنترل نوع غذاهای مورد استفاده، نپوشیدن لباسهای تنگ چسبان و پلاستیکی، کنترل حس لامسه و کنترل ارتباط با محارم اشاره کرد.
* نظربازی: مراد از نظربازی، چشمچرانی و نگاه از روی لذت به نامحرم و مظاهر شهوانی است. این عمل نوعی عادت و ارضای جنسی به دنبال دارد (8) و مقدمهای است برای رفتارهای پرخطر. برای پیشگیری از این اختلال منع تماشای محرکهای جنسی لازم است.
* بچهبازی: یعنی نوجوان یا بزرگسال به کودکان تمایل جنسی کنترلناپذیر دارد (9). والدین باید در نوع پوشش کودک دقت داشته باشند و لباسهای سبب تحریک جنسی اینگونه افراد را نپوشانند؛ همچنین کودک را در خلوت با افراد اجنبی قرار ندهند.
* تمایل به مفعول واقعشدن: از دیگر انحرافهای جنسی، تمایل به فاعلخواهی مردان است. مبدلپوشی و آرایشهای زنانه از جمله نشانههای این بیماری است. نوع فعالیتهایی که به کودک واگذارمیشود، در پیشگیری یا ایجاد این انحراف جنسی تأثیرگذار است.
* تبرج و خودنمایی زنان: از دیگر نابهنجاریهای جنسی است که در آن برخی زنان با خودنمایی و جلوهنمایی میکوشند توجه مردان را به خود جلب کنند و با این عمل به ارضای جنسی خود میپردازند (10)، پوشیدن لباسهای تنگ و رنگارنگ، برهنهکردن قسمتهایی از بدن مانند پا، دستها، گوشها و گردن، به شکل عروسکدرآوردن کودکان دختر و ...، از نشانههای این بیماری است. نهادینهکردن ارزشها و اعتقادات دینی بهویژه عنصر حیا و عفت در دختران برای دورکردن از این اختلال مؤثر است.
* عورتنمایی: عورتنمایی از انحرافهای جنسی میان مردان است. از جمله ویژگیهای تشخیصی این انحراف، خیالپردازیهای برانگیزندۀ جنسی شدید، رفتارهای جنسی مانند کشف عورت در انظار عمومی، بازیکردن با آلت در اماکن عمومی و پوشیدن شلوارهای دارای فاق کوتاه است (11). والدین باید بکوشند از هرگونه کشف عورت کودک، نگاه به آن و بازی با آن خودداری کنند.
نکتۀ هفتم: مراقبت ذهنی
حالتهای روحی و روانی والدین در هنگام انعقاد نطفه به لحاظ زمینهسازی برای تربیت و تقویت عفت جنسی اثر دارد. در برخی روایات از آمیزش با همسر درحالیکه میل و شهوت زن دیگری در ذهن مرد است، منع شده و آمیزش در این حالت را موجب اختلال در جنسیت و حافظۀ نوزاد دانستهاند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند: «با شهوت زن دیگری با همسرت جماع مکن؛ چون ممکن است دارای فرزندی شوی که زنصفت، مادهصفت و تباهمغز باشد» (12).
نکتۀ هشتم: جدایی مکان
درحالیکه کودکی در اتاق باشد، مرد نباید با همسرش آمیزش داشته باشد. به نظر میرسد نهتنها نباید کودکان آمیزش والدین را ببینند، بلکه در مکان آمیزش نیز نباید حضور داشته باشند. امام صادق علیه السلام میفرمایند: «پیامبر الهی صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند، اگر مردی با همسرش آمیزش کند و در اتاق طفل بیداری باشد که آن دو را در حال جماع مشاهده نماید و سخنانشان و حتی صدای نفسکشیدنشان را بشنود، آن کودک هرگز موفق نخواهد بود؛ و اگر پسر باشد یا دختر، سرانجام آلوده به زنا خواهد شد» (13).
نکتۀ نهم: سازگاری و سازش
اختلاف و ناسازگاری والدین موجب اضطراب روحی در فرزندان میشود. تحقیقات بر رفتارهای چندهزار نفر از نوجوانان بزهکار، نشان میدهد در خانوادههایی که سازش پدر و مادر کمتر است، درصد انحراف و بزهکاری فرزندان بیشتراست (14)؛ در برخی موارد عادت به خودارضایی در پسران و دوستی دختران با پسران به دلیل تسکین اضطرابها و ناراحتیهای روحی و روانی است که بر اثر ناسازگاری والدین در منزل ایجاد شده است (15). پرهیز از اختلاف و ناسازگاری و ایجاد فضایی امن و پیوند عاطفی محکم والدین با یکدیگر یکی از عوامل دوری فرزندان از انحرافات و اختلالات جنسی است.
نکتۀ دهم: کنترل دیدنیها، شنیدنیها و خواندنیها
گفته شد یکی از اصول اساسی در عفت جنسی، جلوگیری از تحریک و تهییج این غریزه است. از سوی دیگر، از جمله مهمترین عوامل تحریک غریزۀ جنسی، کنترلنکردن چشم و گوش است. همچنین خواندن رمانها، داستانها و طنزهای جنسی و محرک موجب تحریک میشود؛ بنابراین لازم است والدین مداوم و مستمر از آنچه فرزندشان میبیند یا میشنود یا میخواند، کنترل لازم را داشته باشند. امرزوه به دلیل فروانشدن استفاده از گوشیهای هوشمند، انواع و اقسام تصاویر، فیلمها، موسیقیها و داستانهای جنسی در دسترس کودکان و نوجوانان است که باید والدین کنترل همۀ آنها را در برنامۀ خود داشته باشند. ایجاد انضباط در استفاده از فضای مجازی و به طور کلی آنچه مربوط به دیدن، شنیدن و خواندن است باید از سوی والدین کنترل و محدودیتهایی برای آن وضع شود.
نکتۀ یازدهم: کنترل خوردنیها و پوشیدنیها
بر اساس اصل پیشگیری از تحریک و تهییج، توجه به دو عامل تغذیه و پوشش در کنترل قوای جنسی و تقویت عفت ضروری است.
تغذیه: نوع مواد غذایی مصرفی میتواند بر میزان تحریکپذیری غریزۀ جنسی تأثیرگذار باشد؛ بنابراین پرهیز از زیادهروی در مصرف غذاها و خوراکیهای محرک بهویژه در دوران نوجوانی و جوانی که این غریزه در حال شکوفایی است، توصیه میشود.
پوشش: لباس و نوع پوشش نیز هم برای خود فرد و هم برای دیگران میتواند عاملی محرک باشد. انتخاب لباسهای مناسب، غیرتنگ و متناسب با شئون اخلاقی به کاهش تحریک کمک میکند. عادت به پوششهای نامناسب و تحریککننده، بهتدریج میتواند حیا را در وجود فرد تضعیف کند و او را به سمت رفتارهای ناهنجار سوق دهد. این مراقبت در مورد پوشش فرزندان، برای دختران حائز اهمیت بیشتری است.
نکتۀ دوازدهم: کنترل حریم محرم و نامحرم
والدین باید دربارۀ رعایت حریم محرم و نامحرم اهتمام داشته باشند، آموزشهای لازم را به تناسب سن فرزندان به آنها بدهند و از حریمشکنی مراقبت کنند. والدین باید بکوشند فرزندشان تجربۀ لذتبخش جنسی با جنس مخالف خود را نداشته باشد؛ همچنین افزون بر کنترل معاشرت او با جنس مخالف، محدودیتهایی برای او وضع شود؛ از سوی دیگر باید به تناسب سن و رشد قوای جنسی این محدودیتها باید بیشتر و دقیقتر شود؛ برای نمونه پوشش دختری که به سن تکلیف رسیده است، در مقابل نامحرم باید با رعایت حدود شرعی باشد یا شوخی دختر و پسری که به سن تمیز رسیدهاند، کنترل و حریمهای آن تذکر داده شود. همچنین خلوت با ناهمجنس کنترل شود و تجربۀ روابط لذتبخش حذف شوند.
نکتۀ سیزدهم: تدبیر در پاسخ
پرسیدن پرسشهایی مانند اینکه من از کجا آمدم؟ بچهها چطور به دنیا میآیند؟ چرا مردها بچه به دنیا نمیآورند؟ و ... در سن زیر هفت سال از سوی کودکان شایع است. نوع پاسخ والدین در اینگونه پرسشها بسیار مهم است. نباید اینگونه پرسشها بی پاسخ بماند، بلکه با بیان چند جملۀ کوتاه، پاسخی درخور فهم کودک داده شود. همچنین نباید با تندی و خشونت برخورد شود. پاسخ نیز به گونهای باشد که سبب تحریک کودک و موجب کنجکاویهای جنسی او نشود (16). رویکرد دینی در پاسخ اینگونه پرسشها میتواند مفید باشد؛ مثلاً تمثیل و تشبیه پیرامون خلقت به کار گرفته شود.
نکتۀ چهاردهم: حساسیت و آموزش مسائل شرعی به تناسب رشد قوای جنسی
کودک از سنی خاص، تفاوت بین بدن زن و مرد را درک میکند؛ همچنین هرچه به دوران بلوغ و بزرگسالی نزدیک میشود، قوای جنسی او بیشتر اوج میگیرد و فعال میشوند؛ ازاینرو کمکم کششهای جنسی و میل به جنس مخالف در او اوج میگیرد. بنابراین لازم است والدین دربارۀ این مسائل حساسیت لازم را داشته باشند و اقدامات و مراقبتهایی انجام دهند. البته مراد این نیست که آشکارا به آموزشهای جنسی بپردازند، بلکه بایسته است همواره به مسئله آموزش مسائل شرعی و احکام روابط زن و مرد، حجاب و حیا اهتمام داشته باشند و کودک را متوجه وظایف دینیاش کنند. همچنین لازم است به تناسب رشد فرزند، به آموزشهایی پیرامون خطرها و عواقب اعمال و رفتارهای جنسی در زندگی دنیا و آخرت پرداخته شود. آموزشها نباید به گونهای باشد که موجب کنجکاوی جنسی، تحریک غریزه جنسی و ایجاد دغدغۀ ذهنی جنسی شود.
نکتۀ پانزدهم: کنترل معاشرت با همجنس
روابط و معاشرت فرزند با همجنس خود باید بهدرستی مدیریت شود. عدم کنترل و مدیریت روابط کودک با همجنس خود ممکن است زمینهساز انحرافهای جنسی شود. کودکان یا نوجوانانی که با همسالان از جنس خود تجربههای لذتبخشی دارند، ممکن است در بزرگسالی نیز بخواهند همان تجربهها را تکرار کنند. این افراد حتی پس از ازدواج نیز تمایل دارند با همسر خود به شیوهای جمع شوند که به کودک همجنس خود در دوران کودکی نزدیک میشدهاند (17).
نکتۀ شانزدهم: جداسازی بسترها
وقتی فرزندان به هفت تا دهسالگی رسیدند، باید بستر آنها از یکدیگر شود. مراد از جداسازی، جداکردن بستر پسر از دختر نیست، بلکه به مطلق جداسازی بستر کودکان اشاره شده است؛ بنابراین جداسازی بستر پسر از پسر و دختر از دختر را هم دربر میگیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند: «بسترهای پسر و پسر، دختر و دختر و پسر و دختر را از دهسالگی از هم جدا کنید» (18). اختلافی دراین روایات دربارۀ زمان جدایی بستر کودکان وجود دارد؛ با این وجود در برخی روایات ششسالگی، در برخی هفتسالگی و در برخی دهسالگی زمان جدایی بستر فرزندان از یکدیگر قرار داده شده است. شاید سرچشمۀ این اختلافها، درنظرگرفتن شرایط کودکان به لحاظ تحریکپذیری جنسی باشد.
نکتۀ هفدهم: تمایز در فعالیتها
تفکیک فعالیتها و امور مرتبط با کودکان بر اساس جنسیت آنها میتواند زمینه مناسبی برای تربیت جنسی مطلوب فراهم آورد. ایجاد تمایز در فعالیتها و شئون مرتبط با جنسیت فرد از جمله دستورات دینی در تربیت جنسی است. امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از آراستن با طلا پرسیدند، میفرمایند: «آراستن با طلا برای زنان و دختران آری؛ اما برای پسران خیر» (19). برخی از این تمایزات که لازم است والدین و مربیان دربارۀ آنها دقتنظر لازم را داشته باشند، عبارتاند از:
الف) تمایز در کارها و فعالیتها: نوع کار و فعالیتی که به کودکان واگذار میشود، متناسب با جنسیتشان باشد.
ب) تمایز در هدیه و اسباببازی: نوع اسباببازیها و هدیههایی که برای کودک خریداری میشود، باید به تناسب جنسیتاش باشد؛ برای مثال توپ و تفنگ و ماشین اسباببازی پسرانه و عروسک و قابلمه و کاسه اسباببازی دخترانه است.
ج) تمایز در مجالس و محافل: بهتر است برای بردن کودک به مجالسی مانند نماز جماعت و عروسی و مشاهد مشرفه، تناسب جنسیتی رعایت شود؛ ازاینرو کودک پسر همراه با مادر و کودک دختر همراه با پدر به اینگونه مجالس برده نشود.
نکتۀ هجدهم: مادر و دختر، پسر و پدر
بایسته است کارهای مرتبط با دختر بر عهده مادر قرار گیرد و امور و شئونات مرتبط با پسر بر عهدۀ پدر باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «امور دختران را به مادران آنها واگذارید» (20). پدر باید روابط خود را با دختر و مادر با پسر به گونهای منطقی کم کند تا هر کدام از فرزندان با الگوگیری از والد همجنس خود به نقشهای جنسیتی مرتبط با خلقت خود بپردازند و از جهت عاطفی، شناختی و رفتاری هویت و نقش جنسیتی متناسب با خلقت خود بیابند.
نکتۀ نوزدهم: حیای جنسی والدین
برخی والدین به تصور خردسالبودن فرزندان، مسائل مربوط به امور زناشویی را در برابر فرزندانشان رعایت نمیکنند؛ درحالیکه این نوع رفتارها به منزله الگوهای ناهشیار عمل میکند و بر عفت جنسی فرزند تأثیرگذار است. کودک هر آنچه را میبیند، به خاطر میسپارد و در ذهن او نقش میبندد. معصومان علیهم السلام به این مسئله بسیار دقتنظر داشتهاند؛ به طوری که امام صادق علیه السلام در روایتی به اهمیت حیای جنسی از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره میکنند و درنهایت میفرمایند: «علی بن الحسین علیهم السلام هرگاه میخواست با همسرش همبستر شود، درها را میبست، پردهها را میانداخت و خدمتکاران را بیرون میکرد» (21). بوسیدن و درآغوشگرفتن یا دیگر موارد معاشقه و ملاعبۀ والدین در حضور کودک یا پوشیدن لباسهای نیمهبرهنه و زننده، تصویرهای ذهنی برای کودک ایجاد میکند؛ تصویرهایی که ممکن است تا مدتهای مدیدی پایدار بماند و زمینۀ بیعفتی فراهم آید.
نکتۀ بیستم: ستر عورت
پوشاندن عورت در مقابل کودک از دیگر دستورات مورد تأکید برای تقویت عفت جنسی است. باید از هر کاری که موجب کشف عورت والدین و به طریق اولی دیگران برای کودک میشود، پرهیز کرد؛ همچنین از بردن کودک به حمام درحالیکه والدین برهنه هستند، پرهیز شود. آموزشهای جنسی که مستلزم این نوع شناختها باشند، روا نیستند. همچنین لازم است اعضای جنسی خود کودک نیز پوشانده شوند. بنابراین باید در حضور دیگران و حتی خواهر و برادرهای او عورت کودک پوشیده باشد.
نکتۀ بیستویکم: منع کنجکاوی و بازی جنسی
ممکن است کودکان دور از چشمان والدین به کنجکاویهای جنسی بپردازند و بازیهای جنسی انجام دهند؛ برای مثال دور از چشمان والدین لباس یکدیگر را درآورند و با اعضای جنسی یکدیگر بازی کنند. برای پرهیزدادن از چنین رفتارهایی از تنهاگذاشتن کودکان جلوگیری شود. همچنین رفتارها و بازیهای کودکان غیرمستقیم کنترل شود و از بازیهایی که جنبه جنسی دارند، منع شوند. در موارد وقوع اینگونه بازیها نیز با ملایمت، زشتبودن این رفتارها توضیح داده شود.
نکتۀ بیستودوم: پیشگیری از سوءاستفادۀ جنسی
تحقیقات نشان میدهد بسیاری از نابهنجاریهای جنسی ریشه در آسیبهای روحی دارند (22). برخی متخصصان بالینی طبق تحقیقاتی که انجام دادهاند، معتقدند بسیاری از اختلالهای جنسی ناشی از چنین آسیبهایی است. اختلال شخصیت مرزی واکنش پیچیدهای به آسیب سوءاستفادۀ جنسی در دوران کودکی است (23). همچنین برخی کژکاریهای جنسی مانند واژینیسم (مقاربت دردناک) گاه ریشه در همین مسئله دارد (24). بنابراین لازم است روابط کودک با غربیهها و حتی آشنایان کنترل گردد و اطلاعاتی کلی دربارۀ چگونگی تعامل با دیگران به فرزند داده شود؛ باید اینگونه مسائل تحت عناوینی مانند حیا و عفاف توضیح داده شوند. والدین باید به کودکان خود بیاموزند که هیچگاه نباید به کسی اجازه دهند لباسشان را درآورد یا با اعضای جنسیشان بازی کند.
نکتۀ بیستوچهارم: منع بوسیدن، درآغوشگرفتن و بازی با اعضای جنسی
از بوسیدن و درآغوشگرفتن کودکان در سنین شش و هفتسالگی به بعد باید خودداری شود. امام کاظم علیه السلام میفرمایند: «وقتی دختر به ششسالگی رسید، جایز نیست مردی که محرم او نیست، او را ببوسد و در آغوش بگیرد» (25)؛ همچنین از بوسیدن لبها و دهان فرزندی که دوران صغارت را پشت سر میگذارد، باید پرهیز شود.
نکتۀ بیستوپنجم: مبدلپوشی ممنوع
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «خدا لعنت کند مردانی را که خود را شبیه زنان میکنند و زنانی که خود را شبیه مردان میسازند» (26). مبادرت به چنین رفتارهایی، آسیبهای جنسی را در پی خواهد داشت. به گفته محققان یکی از اختلالهای جنسی، یادگارپرستی همراه با مبدلپوشی است (27). این اختلال در مردان یافت میشود؛ به این ترتیب که مرد علاقۀ کنترلناپذیری برای پوشیدن لباسهای زنانه دارد و از این طریق ارضای جنسی میشود. این اختلال اغلب با استمنا و خیالپردازیهای جنسی همراه است (28). روانشناسان بالینی معتقدند اغلب افرادی که با این نوع اختلال مواجه میشوند، معمولاً مبدلپوشی را در دوران کودکی تجربه کردهاند (29)؛ بنابراین لازم است والدین از هرگونه مبدلپوشی چه از روی تفریح و چه از روی شوخی و برای شادکردن فرزند پرهیز کنند.
نتیجه:
ایجاد و تقویت عفت جنسی در فرزندان، فرایندی تدریجی، هوشمندانه و مستلزم آگاهی، برنامهریزی و عمل هماهنگ والدین است. این مهم با پایبندی به اصول بنیادین پنجگانه شامل پیشگیری از تحریک، شکلدهی هویت جنسی فطری، تحکیم دینداری، تقویت حیا و پیشگیری از نابهنجاریهای جنسی آغاز میشود. سپس باید بهکارگیری راهکارهای عملی ایجابی و سلبی در همه ابعاد زندگی محقق شوند؛ از جمله از طریق مراقبتهای ذهنی والدین در هنگام انعقاد نطفه، سازگاری والدین، مدیریت و کنترل دقیق محتوای شنیدنیها، دیدنیها، خواندنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای محرک، الزام به رعایت حریم محرم و نامحرم، آموزش مسائل شرعی متناسب سن، تدبیر در پاسخ به پرسشهای جنسی، تفکیک جنسیتی در بستر، در فعالیتها و نقشها و در پوشش، پوشیدگی اعضای جنسی و روابط جنسی و پیشگیری جدی از هرگونه سوءاستفاده، کنجکاوی و بازی جنسی، امکان تحقق اصول پیشگفته باید فراهم شود.
برای مطالعۀ بیشتر:
1. روحالله شهریاری؛ «الگوی تربیت جنسی با رویکرد اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 5 ـ 38.
2. علینقی فقیهی؛ «خانواده و شیوههای تربیت جنسی کودکان، مبتنی بر آموزههای اسلامی»؛ فصلنامه تربیت تبلیغی، ش 13 و 14، 1395 ش، ص 39 ـ 62.
پینوشتها:
1. مرتضی مطهری؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ چ 17، تهران: صدرا، 1391 ش، ص 107.
2. عباس پسندیده؛ غنچههای شرم: نگاهی نو به مفهوم حیا؛ قم: دارالحدیث، 1386 ش، ص 10.
3. «ثمرة الحیاء العفّه» (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ غررالحکم و درر الکلم؛ مصحح: سیدمهدی رجایی؛ چ 2، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1410 ق، ص ۳۶۱.
4. محمدتقی مصباح یزدی؛ اخلاق در قرآن؛ چ 5، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391 ش، ج 2، ص 210.
5. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیبشناسی روانی؛ مترجم: یحیی سیدمحمدی؛ چ 11، تهران: نشر روان، 1392 ش، ج 2، ص 202.
6. غلامرضا متقیفر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ چ 2، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1389 ش، ص 26.
7. غلامرضا متقیفر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 205.
8. غلامرضا متقیفر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 211.
9. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیبشناسی روانی؛ ج 2، ص 7.
10. غلامرضا متقیفر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 216.
11. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیبشناسی روانی؛ ج 2، ص 13.
12. «لاتُجَامِعِ امْرَأَتَکَ بِشَهْوَهِ امْرَأَهِ غَیْرِکَ فَإِنِّی أَخْشَى إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ أَنْ یَکُونَ مُخَنَّثاً أَوْ مُؤَنَّثاً مُخَبَّلا» (محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ قم: جامعه المدرسین، 1404 ق، ج 3، ص 551)
13. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ من لایحضره الفقیه؛ ج 3، ص 551.
14. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ [بیجا]: رشد و توسعه، 1384 ش، ص 47.
15. ابوالقاسم اکبری؛ عوامل ناسازگاری کودک و نوجوان؛ ص 47.
16. علینقی فقیهی؛ تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث؛ چ 5، قم: دارالحدیث، 1391 ش، ص 129.
17. غلامرضا متقیفر؛ درآمدی بر نظام اخلاق جنسی در اسلام؛ ص 206.
18. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: مؤسسة الوفا، 1404 ق، ج 104، ص 96.
19. «نَعَم النِّساءَ وَالجوارِیَ، وَاما الغُلامانُ فَلا» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ ج 66، ص 540).
20. «آمرُوا النساءَ فی بَناتِهنَّ» (علی بن حسامالدین متقی هندی؛ کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال؛ بیروت: مکتبه التراث الاسلامی، 1397 ق، ج 16، ص 309).
21. «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ یَغْشى أَهْلَهُ، أَغْلَقَ الْبَابَ، وَ أَرْخَى السُّتُورَ، وَ أَخْرَجَ الْخَدَمة» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 11، ص 142).
22. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیبشناسی روانی؛ ج 2، ص 202.
23. ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن؛ آسیبشناسی روانی؛ ج 2، ص 202.






