امام صادق علیه‌السلام

پاسخ امام صادق(ع) به شبهات ابن‌ابی‌العوجا
مناظرات امام صادق (ع) با ابن‌ابی‌العوجا، الگویی از پاسخگویی عقلانی و حکیمانه به شبهاتِ مادی‌گرایانه در جهت تبیین حقانیت باورهای دینی است.

پرسش:

شبهات اعتقادی ابن ابن‌ابی‌العوجا -از زندیق‌های معروف- چه بود و امام صادق علیه‌السلام چگونه به آن‌ها پاسخ داد؟

پاسخ:

ابن ابی‌العوجا، از چهره‌های شاخص جریان زندقه در سده دوم هجری، با گرایش‌های دهری‌گرایانه و انکار ماوراءالطبیعه، در مراکز دینی مسلمانان حاضر می‌شد و با طرح شبهات اعتقادی، درصدد تضعیف پایه‌های دین اسلام برمی‌آمد. گفت‌وگوهای او با امام صادق علیه‌السلام، نمونه برجسته‌ای از مواجهه عالمانه و حکیمانه آن حضرت با مخالفان فکری است که در منابع کهن شیعه بازتاب یافته است.

 در این نوشتار تلاش خواهد شد تا مهم‌ترین شبهات ابن‌ابی‌العوجا و روش استدلالی امام صادق علیه‌السلام در پاسخ به آن‌ها به‌صورت نظام‌مند بررسی شود:

نکته اول: شبهات اعتقادی ابن ابی‌العوجا

ابن ابی‌العوجا در زمره زنادقه و ملحدانی قرار می‌گیرد که به مادی‌گرایی محض گرایش داشتند و به خداوند، معاد، نبوت و احکام شرعی باور نداشتند. (1) شبهات اصلی او بنا بر آنچه در روایات آمده است، عبارت بودند از:

الف. انکار وجود خداوند و بسندگی به طبیعت:

 او پرسیده بود که اگر خدایی هست، چرا بی‌واسطه خود را نشان نمی‌دهد تا اختلافی در پرستش پیش نیاید. (2)

ب. شبهه در حدوث و قدم اجسام:

 او با طرح بحث معروف «حدوث و قدمِ» ماده، درپی انکار آفریدگار بود. (3)

ج. طعن در احکام شرعی:

 مانند نقد او بر حکمت حج و گردش به دور کعبه (4) و نیز اعتراض به سهم کمتر زن در ارث. (5)

د. جستجوی تناقض در قرآن:

 مانند تعارض ظاهری آیات تعدّد زوجات و عدالت میان همسران (6) و پرسش درباره آیه تبدّل مداوم پوست در عذاب دوزخ. (7)

ه. انکار نبوت و تمسخر نماز:

 وی گاه نماز را به عادت بدن و گاهی رضایت خانواده می‌خواند، نه عملی از روی باور. (8)

نکته دوم: روش پاسخ‌گویی امام صادق علیه‌السلام

امام صادق علیه‌السلام در برابر این شبهات، رویکردی چندوجهی و مبتنی بر عقل و تجربه اتخاذ کردند که از ویژگی‌های برجسته آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف. استدلال تجربی و تمثیلی:

 آن حضرت برای اثبات وجود خداوند، از نظم و دگرگونی‌های طبیعت (پیری، بیماری، مرگ) استفاده کرده و آن‌ها را نشانه‌هایی از مدبر عالم دانستند. (9) همچنین ایشان تمثیل کیسه سکه‌های طلا استفاده کردند تا نشان دهند انکار چیزی که صفت آن را نمی‌دانیم، غیرعقلانی است: حال‌آنکه جهان از کیسه بزرگ‌تر است؛ تو که صفت مصنوع و غیرمصنوع را نمی‌دانی، چگونه وجود خالق را انکار می‌کنی؟ (10)

ب. تأکید بر شناخت محدود انسان: امام صادق علیه‌السلام با رد پیش‌داوری ابن‌ابی‌العوجا درباره آینده، او را به تواضع معرفتی فراخواندند. (11)

ج. تبیین فلسفی حدوث اجسام:

 در پاسخ به پرسش از حدوث، آن حضرت تغییر شکل، بزرگی و کوچکی و انتقال مواد را نشانه حدوث دانستند و بر واقعیت عینی تأکید کردند، نه فرض‌های ذهنی. (12)

د. پاسخ به شبهات فقهی با ذکر حکمت‌های اجتماعی:

 در مسئله ارث، امام صادق علیه‌السلام با اشاره به جهاد، نفقه، مهریه و دیه، دلیل تفاوت سهم ارث زن و مرد را تبیین فرمودند (13) و در مورد آیات به‌ظاهر متعارض نیز توضیحات مناسب را ارائه کردند تا سوءتفاهم برطرف شود. (14)

ه. رد جدال و تأکید بر حقیقت‌جویی:

 آن حضرت در مواجهه با اصرار ابن‌ابی‌العوجا بر مجادله، او را به چالش کشیدند که اگر حق با او نباشد، سرانجامش هلاکت است و در سال بعد که ابن‌ابی‌العوجا قصد ادامه جدل داشت، فرمودند: «در حج جدال نیست.» (15)

نکته سوم: اعتراف ابن ابی‌العوجا به برجستگی علمی امام صادق علیه‌السلام

آنچه این ماجرا را از یک مناظره معمولی فراتر می‌برد، نه‌فقط قدرت استدلالی امام صادق علیه‌السلام، بلکه روش اخلاقی و تربیتی ایشان در مواجهه با مخالف سرسخت است. ابن‌ابی‌العوجا که خود را در اوج انکار و الحاد می‌دانست، در موضعی غیرمنتظره، به برتری علمی و اخلاقی امام اعتراف می‌کند؛ اعترافی که از زبان یک دشمنِ باسواد و لجوج، ارزشی مضاعف دارد. باوجود اصرار بر کفر، ابن‌ابی‌العوجا در گفت‌وگویی با مفضل بن عمرو اعتراف کرد که امام صادق علیه‌السلام با «حلم و متانت و عقل» به سخنان آنان گوش می‌دهد، هرگز خشمگین نمی‌شود و دشنام‌ نمی‌دهد تا آنجا که مخالفان گمان می‌کنند حجت خود را تمام کرده‌اند، اما امام با «استدلالی مختصر و محکم» پاسخ می‌گوید. (16) این اعتراف، نشان‌دهنده پیروزی اخلاق علمی امام در مناظره است، به‌گونه‌ای که حتی دشمنِ سرسخت نیز ناچار به تمجید از عقل، متانت و سخنانِ قاطع آن حضرت می‌شود. امام علیه‌السلام پس‌از این اتفاق، شیوه صحیح استدلال را به مفضل آموزش دادند.

نتیجه:

شبهات ابن‌ابی‌العوجا عمدتاً ریشه در نگرش مادی‌گرایانه و دهری داشت و باهدف تخریب پایه‌های اعتقادی اسلام (توحید، نبوت، معاد و شریعت) طرح می‌شد. امام صادق علیه‌السلام با روشی عقلانی، تجربی و تمثیلی، بدون طردِ طرف مقابل، به پرسش‌های او پاسخ دادند و در عین آزادیِ بیان، خطای روشی او (پیش‌داوری، تعصب و جدال‌گری به‌جای حقیقت‌طلبی) را گوشزد کردند. این رویارویی، افزون بر اثبات برتری استدلالی آن حضرت، نشان می‌دهد که مواجهه با اندیشه‌های مخالف در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، مبتنی بر گفت‌وگوی محترمانه است، نه سانسور و تکفیر شتاب‌زده؛ روشی که می‌تواند برای مناظرات کلامی امروز نیز الهام‌بخش باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1366 ش، ص 584-589.

2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 96.

3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 76.

4. صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق هاشم الحسینی الطهرانی، قم، جماعه المدرسین، 1378 ش، ص 254.

5. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 9، ص 274.

6. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 7 ص 420.

7. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافه، 1414 ق، ص 581.

8. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف، تحقیق محمد الفردوس العظم، دمشق، دارالیقظه العربیه، 1998 م، ج 3، ص 106.

9. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 96.

10. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 76.

11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 77.

12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 77.

13. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 9، ص 274.

14. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 7، ص 420.

15. کلینی، الکافی، ج 1، ص 75 و 78.

16. مفضل بن عمرو، توحید مفضل، با مقدمه محمدتقی شوشتری و ترجمه محمدباقر مجلسی، تهران، صدر، بی‌تا، ص 9-10.

نقش آموزه های اخلاقی امام صادق(ع) در شکل گیری و جهت دهی به نظام اقتصاد
آموزه‌های اخلاقی امام صادق(ع) با تأکید بر کار، عدالت و صداقت می‌تواند زیرساخت اخلاقی اقتصاد در تمدن نوین اسلامی را شکل دهد.

پرسش:

با توجه به نظریه ماکس‌وبر درباره نقش «اخلاق پروتستانی» در شکل‌گیری سرمایه‌داری غرب، آموزه‌های اخلاقی امام صادق علیه‌السلام چه نقشی می‌تواند در شکل‌گیری و جهت‌دهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی ایفا کنند؟

پاسخ:

ماکس وِبِر در نظریه مشهور خود با طرح پرسش از چرایى شکل‌گیرى سرمایه‌دارى در اروپاى غربى، به این نتیجه رسید که «اخلاق پروتستانی» -به‌ویژه آموزه‌هاى کالونیسم- با تقدیس کار دنیوى، تشویق به انباشت ثروت به‌عنوان نشانه فیض الهى و ترویج زهدى که به سرمایه‌گذارى مجدد منجر مى‌شد، نیروى محرکه‌اى بود که نظام سرمایه‌دارى جدید را رقم زد. وِبِر بر آن بود که باورهاى دینى نه صرفاً امورى فردى و آخرت‌گرا، بلکه عاملى تأثیرگذار در شکل‌دهى به نظام‌هاى اقتصادى و تمدنى به شمار مى‌روند. حال ممکن است این سؤال پیش آید که آموزه‌هاى اخلاقى امام صادق علیه‌السلام -که از جایگاه والایى در معارف اسلامى برخوردار است- چه نقشى مى‌تواند در شکل‌گیرى و جهت‌دهى به نظام اقتصادى تمدن نوین اسلامى ایفا کند؟

 در ادامه در قالب نکاتی به این پرسش خواهیم پرداخت.

 

نکاتی در باب نقش آموزه‌هاى اخلاقى امام صادق علیه‌السلام در شکل‌گیرى و جهت‌دهى به نظام اقتصادى تمدن نوین اسلامى

 

نکته اول: کار و تلاش اقتصادی به‌مثابه ارزشی بنیادین

در آموزه‌های امام صادق علیه‌السلام، کار و تلاش اقتصادی نه‌فقط تأمین‌کننده نیازهای مادی، بلکه دارای ارزشی الهی و متناظر با جهاد در راه خدا معرفی شده است. (1) در این دسته از روایات، کار به‌عنوان یاور دین و موجب عزت، استقلال و شکوفایی شخصیت انسان شمرده شده و بیکاری به‌شدت سرزنش شده است؛ چنان‌که امام علیه‌السلام درباره کسی که دست از کار کشیده و تنها به دعا مشغول شده تأکید فرمود که دعای او مستجاب نخواهد شد. (2) همچنین ایشان بیکاری را موجب خواری و زبونی در چشم افراد جامعه و زمینه‌ساز تنبلی و یأس فردی و اجتماعی دانسته‌اند. (3) در نگرش امام صادق علیه‌السلام، کار نه‌تنها عبادتی الهی، بلکه مسئولیتی اجتماعی است که در کنار تأمین معاش، به تقویت روحیه خدمت‌رسانی و تعالی فرد و جامعه می‌انجامد. (4) تذکر این نکته نیز لازم است که در روایات بر حُسن خلق در فعالیت‌های اقتصادی و تعامل با مردم تأکید شده و آن را موجب افزایش روزی و آورده اقتصادی دانسته‌اند. (5)

 

نکته دوم: کیفیت کار و جایگاه احسان در جامعه اسلامی

امام صادق علیه‌السلام بر کیفیت انجام کار نیز تأکید کرده و می‌فرماید هرگاه مؤمن کار خود را به نیکویی انجام دهد، خداوند پاداش عمل او را تا هفت‌صد برابر افزایش می‌دهد. (6) در توضیح این نکته باید گفت که در برداشت رایج، احسان غالباً به معنای کمک مالی فهمیده می‌شود، اما در نگاه اسلامی، احسان مفهومی گسترده‌تر دارد و به معنای انجام دادن هر‌کار به بهترین شکل ممکن است. امام علیه‌السلام در پاسخ به پرسشی درباره معنای احسان، آن را به درست به‌جا آوردن رکوع و سجود نماز، پرهیز ازآنچه روزه را باطل می‌کند و دوری از کارهای ناروا در حج تفسیر می‌کند؛ (7) بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که قلمرو احسان تنها به انفاق مالی محدود نیست، بلکه عرصه‌هایی مانند تولید، هنر، نویسندگی، تعلیم و تربیت و حتی توجه به محیط‌زیست را نیز دربر می‌گیرد. ازاین‌رو، انسان وظیفه دارد بکوشد هر کاری را به بهترین وجه انجام دهد و از نیکوکاری ناآگاهانه‌ای که به تنبلی یا وابستگی دیگران می‌انجامد نیز بپرهیزد. بر این اساس، احسان یکی از عناصر اساسی در شکل‌گیری جامعه و تمدن اسلامی به شمار می‌آید.

 

نکته سوم: انصاف و پرهیز از سودجویی افراطی در فعالیت‌های اقتصادی

امام صادق علیه‌السلام در رفتار اقتصادی خود، بر رعایت انصاف تأکید فراوان داشت؛ چنان‌که وقتی خادمش با سوءاستفاده از کمبود کالا، سود صددرصدی کسب کرد، امام از این عمل غیراخلاقی ابراز نارضایتی کرده و تذکر می‌دهند که جنگ با شمشیر از کسب روزی حلال آسان‌تر است. (8) آموزه‌های اخلاقی، ضمن تربیت انسان از درون، افراد را ترغیب می‌کند تا منافع شخصی خود را در مسیر منافع عمومی و جامعه سامان دهد. بر این اساس مسلمانان موظف‌اند با در نظر داشتن حرمت انسان مؤمن و روحیه تعاون و نفع‌رسانی، از ترویج طمع‌ورزی و منفعت‌خواهی بی‌حدومرز در اقتصاد اسلامی اجتناب کنند. ازاین‌رو مسلمان موظف است از اعمالی همچون تبانی برای ایجاد انحصار فروش، تبلیغات کاذب، کم‌فروشی (تطفیف)، دروغ، ربا و پنهان کردن عیب کالا پرهیز نماید. (9)

 

نکته چهارم: عدالت و نقش آن در نظام اقتصادی

عدالت از اصولی است که در اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد. (10) رعایت عدالت اجتماعی از اصول اساسی سیره عملی پیشوایان دین بوده و در اجرای آن هیچ تفاوتی میان مسلمان و غیرمسلمان قائل نمی‌شدند. امام صادق علیه‌السلام در مورد عدالت و به‌خصوص عدالت توزیعی می‌فرماید:

 «اگر میان مردم عدالت برقرار شود، همه بی‌نیاز می‌شوند.» (11)

 عدالت توزیعی به معنای نفی تبعیض در تقسیم اموال است و اهداف آن شامل از میان بردن فقر مطلق، ایجاد توازن میان اقشار جامعه و احیای جامعه اسلامی است که از طریق اموری مثل خمس و زکات تحقق می‌یابد. (12)

 

نکته پنجم: انفاق و سخاوت به‌مثابه رفتار اقتصادی سالم

در آموزه‌های امام صادق علیه‌السلام، انفاق و سخاوت نه‌تنها به‌عنوان فضیلتی اخلاقی، بلکه به‌مثابه رفتار اقتصادی و تمدنی مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان می‌فرماید:

 «سخاوت از خُلق‌وخوی پیامبران است و ستون ایمان به‌شمار می‌آید. هیچ‌کس مؤمن نیست مگر آنکه سخاوتمند باشد ... سخاوت آن است که انسان از هر چیز دوست‌داشتنی ببخشد ... .» (13)

سخاوت و انفاق، نه‌تنها به سعادت و کمال فرد می‌انجامد، بلکه سبب رشد اقتصادی و مساعدت اجتماعی می‌گردد. نکته مهم، رسیدن انفاق و کمک به نیازمندان واقعی و رفع مشکلات آنان است؛ موضوعی که در سیره امام علیه‌السلام به‌وضوح مشاهده می‌شود. (14) با توجه به گستره معنایی و تنوع مصداقی انفاق و نیز نقش آن در توسعه و رشد جامعه انسانی و آثار تمدنی آن، انفاق نمونه‌ای از رفتار اقتصادی سالم در تمدن اسلامی به‌شمار می‌رود. (15)

 

نکته ششم: میانه‌روی در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر

در روایات، اسراف و تبذیر به‌عنوان آفاتی برای فرد و جامعه تعریف شده و میانه‌روی در مصرف به‌عنوان فضیلت اخلاقی توصیه گردیده است:

 «میانه‌روی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن می‌دارد.» (16)

 امام صادق علیه‌السلام در روایتی خطاب به یکی از یاران می‌فرماید:

 «از خدا پروا کن! و نه اسراف کن و نه تنگ بگیر؛ بلکه راه میانه را در پیش گیر.» (17)

 در نگرش اسلامی، نه انباشت و احتکار و نه مصرف بی‌رویه و ریخت‌وپاش موردپسند است، بلکه نوع مصرف باید در جهت کمال‌یابی و متعادل باشد. با توجه به آثار گسترده این آموزه، بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی، سیاسی و عقیدتی برطرف شده و جامعه به حالت تعادل و سلامت بازمی‌گردد. (18)

 

نکته هفتم: صداقت و امانت‌داری در فعالیت‌های اقتصادی

در اسلام، رعایت امانت و صداقت در هر حالتی لازم است و حتی عبادت نیز در کمیت و طول رکوع و سجود، بلکه در راست‌گویی و امانت‌داری معنا می‌یابد. (19) امام صادق علیه‌السلام نیز در اهمیت امانت‌داری فرمود:

 «اگر قاتل علی علیه‌السلام امانتی به من می‌سپرد، حتماً آن‌را به او برمی‌گرداندم.» (20)

 امانت‌داری و صداقت، پایه‌های اعتماد عمومی و زمینه‌ساز شکل‌گیری اقتصادی سالم، عادلانه و اخلاق‌مدار در جامعه اسلامی است.

نتیجه:

درمجموع، اگر وِبر نشان داد که یک منظومه اخلاقی می‌تواند در پیدایش یک نظام اقتصادی نقش‌آفرین باشد، آموزه‌های اخلاقی امام صادق علیه‌السلام نیز ظرفیت آن را دارد که شالوده اقتصادی تمدن نوین اسلامی را پدیدآورند و به آن جهت بدهد. این آموزه‌ها با تقدیس کار، تأکید بر احسان و کیفیت، دعوت به انصاف، عدالت، انفاق، اعتدال در مصرف و پای‌بندی به صداقت و امانت‌داری، اقتصادی را ترسیم می‌کند که هم مولِّد و پویا است و هم اخلاقی و متعالی. چنین اقتصادی نه بر حرص، تبعیض و مصرف‌زدگی، بلکه بر مسئولیت، تعاون، اعتماد و کرامت استوار است. از این منظر، تعالیم امام صادق علیه‌السلام فقط توصیه‌هایی فردی نیست، بلکه اصولی تمدن‌ساز است که می‌تواند مبنای شکل‌گیری الگوی پیشرفت اسلامی و نظام اقتصادی متوازن، عادلانه و پایدار در روزگار معاصر قرار گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.

2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 77.

3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.

4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 72.

5. قمی، عباس، سفینه البحار، قم، اسوه، ۱۳۹۶ ش، ج ۲، ص ۶۷۸.

6. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافه، 1414 ق، ص 224.

7. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1383 ش، ج 1، ص 187.

8. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 167.

9. حلی، یوسف بن سلیمان، الدر المنثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، 1414 ق، ج 1، ص 516.

10. سوره نحل، آیه ۹۰: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ.»

11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 568.

12. شریفی، محمدعلی و سید رضا مهدی‌نژاد، نقش اخلاق در پی‌ریزی نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکید بر روایات امام صادق علیه‌السلام، دوفصلنامه علمی‌پژوهشی اخلاق و تاریخ پزشکی، بهار و تابستان 1404 ش، شماره 8، ص 43.

13. منسوب به امام صادق علیه‌السلام، مصباح الشریعه، بیروت، مؤسسه الأعلمی، 1400 ق، ص 82.

14. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1363 ش، ج 5، ص 66.

دوران امام صادق(ع) دوره‌ای طلایی در تکوین و تثبیت علم کلام شیعه بود. ایشان با بهره‌گیری از فضای باز آن زمان، توانستند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند.

پرسش:

تأثیر آموزه‌های امام صادق (علیه‌السلام) بر مباحث کلامی شیعه را برشمارید؟

پاسخ:

مباحث کلامی از همان آغاز اسلام، یعنی زمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، آغاز شده و در دوره ائمه بعدی، به‌ویژه تا زمان امام صادق علیه‌السلام ادامه یافته است. هر یک از امامان علیهم‌السلام، با توجه به جایگاه علمی و دینی خود، مسئولیت تبیین معارف قرآن و سنت نبوی را بر عهده داشته‌اند. موضوعاتی مانند توحید، قضا و قدر، معاد و نبوت، در سخنان ایشان به‌روشنی مطرح شده‌اند(1) و این خود، نشان از جایگاه ویژه این مباحث در میان معصومان دارد.

در دوره امام صادق علیه‌السلام، با تغییر قدرت از بنی‌امیه به عباسیان، فضا برای تبیین بیشترِ باورهای شیعه فراهم شد. امام با بهره‌گیری از این فضا، بنیان‌های کلام شیعی را عمق بخشید. روایات ایشان به‌گونه‌ای در متون کلامی شیعه نفوذ یافت که ردّ آن‌ها در بسیاری از آثار متکلمان دیده می‌شود. متکلمان شیعه نه‌تنها از این روایات به‌عنوان پشتوانه نظری استفاده کرده‌اند، بلکه آن‌ها را به‌عنوان الگویی برای روش استدلال دینی به‌کار گرفته‌اند.

در این نوشتار، به بررسی تأثیر روایات امام صادق علیه‌السلام بر علم کلام در دو محور اصلی می‌پردازیم.

نکته اول: مقابله با اندیشه‌های انحرافی و جریان‌های افراطی

در زمان امام صادق علیه‌السلام، جریان‌های فکری متعددی مانند زنادقه، مرجئه، غُلات، جبریه و دیگر فرق، عقاید متفاوتی را ترویج می‌کردند که برخی از آن‌ها انحرافات خطرناکی نسبت به اصول دین داشتند. امام صادق علیه‌السلام با تکیه‌بر تعالیم اصیل اسلامی، هم به تقویت بنیان‌های نظری تشیع پرداخت و هم باورهای غلطی را که به شیعه نسبت داده می‌شد، اصلاح کرد.

برای نمونه، در پاسخ به ادعاهای غُلات(2) مبنی بر الوهیت امامان، امام صادق علیه‌السلام با صراحت فرمودند:

«به خدا سوگند، جز خدای یگانه، خدایی در آسمان‌ها و زمین نیست و بنّان (از غالیان) دروغ گفته است؛ لعنت خدا بر او باد؛ آنان عظمت خداوند را کوچک شمردند.»(3)

در روایت دیگری فرمودند:

«هر که بگوید ما پیامبریم، لعنت خدا بر او باد و نیز لعنت خدا بر کسی که در این ادعا (که ما پیامبر نیستیم) تردید کند.»(4)

این روایات نشان می‌دهند که امام نه‌تنها به‌طور صریح با افکار غالیان مقابله کرده‌اند، بلکه هیچ‌گونه پیوندی میان آموزه‌های شیعه و این عقاید افراطی قائل نبوده‌اند. این موضع‌گیری شفاف، ضمن تقویت اصالت کلام شیعه، مرزهای آن را از انحرافات فکری جدا می‌سازد.

 

نکته دوم: تأکید بر استقلال و اصالت کلام شیعه در برابر معتزله

مکتب معتزله از جریان‌های فکری فعال عصر امام صادق علیه‌السلام بود. برخی تصور می‌کنند که باورهای کلامی شیعه در موضوعاتی چون توحید، عدل الهی و نفی تشبیه، تحت‌تأثیر معتزله شکل گرفته است؛(5) اما بررسی روایات امام صادق علیه‌السلام نشان می‌دهد که شیعه از همان ابتدا دارای نظامی مستقل در اندیشه و استدلال بوده است که هم ازنظر روش‌شناسی و هم ازنظر محتوای عقاید، با معتزله تفاوت‌های بنیادینی دارد:

۱. تفاوت در روش استدلال:

شیعه در استدلال‌های کلامی خود، همواره بر عقل، قرآن، سنت نبوی و احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام تکیه کرده است. امام صادق علیه‌السلام در حدیثی می‌فرمایند:

«هر آنچه از من می‌شنوی، از پدرم روایت کن و آنچه از من می‌شنوی، از پیامبر خدا روایت کن.»(6)

این حدیث نشان می‌دهد که گفتار امام، ریشه در منابع اصیل اسلامی دارد. در مقابل، معتزله به‌سبب محروم بودن از این منابع اصیل، عمدتاً عقل‌بسند بوده و بهره چندانی از معارف عمیق امامان معصوم نداشت.(7)

۲. تفاوت در محتوای اعتقادی:

اختلاف شیعه و معتزله تنها به روش محدود نمی‌شود، بلکه در اصول اعتقادی نیز تفاوت‌های اساسی وجود دارد. مفاهیمی مانند امامت، نص الهی، خلق قرآن، قضا و قدر، جبر و اختیار، در احادیث امام صادق علیه‌السلام به‌دقت تبیین شده‌اند. این آموزه‌ها نه‌تنها برگرفته از مکتب معتزله نیستند، بلکه بر اصالت و استقلال اندیشه‌های شیعه دلالت دارند.

برای نمونه، امام در حدیثی می‌فرمایند:

«زمین هیچ‌گاه خالی از امام نمی‌ماند تا اگر مؤمنان چیزی [به دین] افزودند، آنها را [از این کژراهه] برگرداند و اگر چیزی را کاستند برایشان کامل کند.»(8)

در حالی‌که معتزله، چنین باوری به وجود امام در هر زمان ندارند.(9) این تفاوت مهم، استقلال فکری شیعه را از دیگر مکاتب، به‌ویژه معتزله، به‌خوبی نشان می‌دهد.

 

نتیجه‌گیری

گفتمان کلامی در اسلام، از عصر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آغاز شد و امامان معصوم علیهم‌السلام با شرح و بسط معارف قرآن و سنت، پایه‌های اعتقادی شیعه را استوار ساختند. دوران امام صادق علیه‌السلام، دوره‌ای طلایی در تکوین و تثبیت علم کلام شیعه بود. ایشان با بهره‌گیری از فضای باز در دوران گذار از حکومت اموی به عباسی، توانستند دو نقش مهم ایفا کنند:

۱. دفاع قاطع از مرزهای اعتقادی در برابر جریان‌های افراطی همچون غالیان، با ترسیم مرز شفاف میان آموزه‌های توحیدی اسلام و افکار انحرافی.

۲. تثبیت استقلال کلام شیعه در برابر مکاتبی مانند معتزله، از رهگذر تکیه بر منابع اصیل اسلامی و تفاوت‌های بنیادین در روش و محتوا.

بدین ترتیب، می‌توان گفت که علم کلام شیعه بر پایه آموزه‌های امام صادق علیه‌السلام، با تکیه بر ریشه‌های قرآنی و روایی، به‌عنوان مکتبی مستقل شکل گرفت و توانست در مواجهه با جریان‌های فکری مختلف، از هویت عقیدتی خود محافظت کند و از این طریق، به علم کلام اسلامی و شیعی، عمق و غناء ببخشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: قاسم‌پور، محسن، تأثیر آموزه‌های امام صادق علیه‌السلام بر مباحث کلامی شیعه، دوفصلنامه حدیث‌پژوهی، سال دوم، شماره سوم، بهار و تابستان 1389 ش، ص 119-123.

2. غلات افرادی هستند که به امام علی علیه‌السلام و فرزندان وی (امامان شیعه)، نسبت خدایی یا نبوت می‌دهند و در توصیف آنان، از جهت برتری در دین و دنیا، از حد و اندازه گذشته و طریق افراط پیموده‌اند: شیخ مفید، محمد بن محمد، تصحیح الاعتقادات، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ ق، ص 131.

3- «وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهٌ فِی السَّمَاوَاتِ وَ إِلَهٌ فِی الْأَرَضِینَ کَذَبَ بُنَانٌ عَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ صَغَّرَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ صَغَّرَ عَظَمَتَه»؛ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 25، ص 296.

4- «مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِیَاءُ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ، وَ مَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ»؛ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 25، ص 296.

5- ر.ک: خیاط، ابوالحسین، الانتصار، قاهره، مکتبه الثقافه النیمیه، 1988 م، ص 214؛ اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تصحیح هلموت ریترف بی‌جا، بی‌نا، 1400 ق، ج 1، ص 105؛ امین مصری، احمد، ضحی الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، بی تا، ج 3، ص 267-268.

6- «...مَا سَمِعْتَهُ مِنِّی فَارْوِهِ عَنْ أَبِی وَ مَا سَمِعْتَهُ مِنِّی فَارْوِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ»؛ شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام، 1409 ق، ج 27، ص 104.

7- قاسم‌پور، تأثیر آموزه‌های امام صادق علیه‌السلام بر مباحث کلامی شیعه، ص 130.

8- «إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ کَیْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 178.

9- قاضی عبدالجبار، بن احمد، شرح اصول خمسه، تحقیق عبدالکریم عثمان، مکتبه الوهبه، 1408 ق، ص 762-763؛ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، تهران، دانشگاه تهران و دانشگاه مک گیل، 1413 ق، ص 4.

حضرت دارای کتاب بودند و گزارش‌های متعددی این مطلب را تأیید می‌کند؛ همچنین بسیاری از آثار علمی شاگردان حضرت، از ایشان است.

پرسش:

پرسیدند، امام جعفر صادق که بود؟

گفتند: بنیان‌گذار فقه شیعه و از "عالم"‌ترین امامان شیعه.

پرسیدند، اگر ایشان خیلی "علم" داشته، آیا کتابی که نگارش ایشان باشد و میزان "علم" وی را آشکار سازد موجود هست؟

گفتند: نه خودشان کتابی ننوشته‌اند، ولی بیش از شش هزار (؟) دانشجو داشته‌اند.

پرسیدند، پس چرا کتابی ننوشته‌اند؟

از ارسطو که بیش از دو هزار سال پیش می‌زیسته کتاب ارغنون و از افلاطون کتاب ١٢جلدی جمهوریت به‌جامانده که میزان علم آن‌ها را آشکار می‌سازد. چطور در مورد ایشان این‌گونه نیست؟

گفتند: خلفای ظالم وقت اجازۀ نگارش به ایشان نمی‌داده‌اند.

پرسیدند، پس با این جو اختناق چگونه شش هزار دانشجو داشته‌اند؟

گفتند: نمی‌‌دانیم!

ولی از امام صادق احادیث بسیاری به‌جامانده است!

گفتند در کجا آمده؟

 جواب دادند، در کتاب بحارالانوار شیخ‌الاسلام علامه محمدباقر مجلسی و چند کتاب دیگر.

پرسیدند، مجلسی در چه قرنی می‌زیسته؟

گفتند: حدوداً ٤ قرن پیش. پرسیدند او از کجا به "علم" امام رسیده، درحالی‌که حدود ٩ قرن بینشان فاصله بوده و کتابی از امام هم در دسترس ایشان و دیگران نبوده؟

یا مثل نهج‌البلاغه که گفته می‌شود گفتار حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است و نگارنده آن محمد بن حسین بن موسی معروف به سید رضی است درحالی‌که چهارصد سال بعد از حضرت علی علیه‌السلام می‌زیسته؟

از کجا فرمایشات ایشان را جمع‌آوری کرده‌اند؟ الآن که فلش مموری موجود است هیچ تضمینی نیست که بتوان اطلاعات داخلش را چهل سال حفظ کرد! چهار صدسال که جای خود دارد!

گفتند: زیادی کنجکاوی مکن و همان‌طور که پژوهشگر بزرگ احمد کسروی سؤالات ساده‌تری را پرسش کرد ولی فداییان اسلام دعوت صریح آقای کسروی را برای بحث و گفتگو رد کردند و سپس ایشان را، با دفتردارشان در محل (کاخ دادگستری تهران) تکه‌پاره و نابود کردند متوجه باش که ریختن خون تو نیز حلال می‌شود...

و همین شد که سکوت کردم...

پاسخ:

مقدمه:

شناخت جایگاه و منزلت علمی یک فرد در بستر تاریخ از طرق گوناگون امکان‌پذیر است. مراجعه به آثار عملی برجای‌مانده یا گزارش‌شده از آن شخص، بررسی شاگردان وی و آثار آن‌ها، بررسی نظر اندیشمندان و عالمان هم‌عصر وی و بعدازآن و بررسی تأثیر اندیشه‌های وی در پیشرفت علم در عصر حضور فرد و در دوره‌های بعد، برخی از راه‌هایی است که می‌توان با بررسی آن‌ها به اندیشمند و عالم بودن یک فرد در دوران گذشته زندگی می‌کرده، یقین آورد.

متن:

نگاهی به آثار علمی امام صادق علیه‌السلام و یاران ایشان و دیدگاه دیگر عالمان و اندیشمندان هم‌عصر با آن حضرت و بعد از ایشان درباره شخصیت علمی و آثار برجای‌مانده از ایشان می‌تواند بخشی از حقیقت علمی ایشان را ثابت کند.

سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه 24 اثر علمی را که به امام صادق علیه‌السلام نسبت داده‌شده است ذکر کرده است. (1) برخی از این آثار عبارت‌اند از:

1-کتابی در توحید که به خاطر نام روایتگر آن توحید مفضل نام دارد.

2-رساله آن حضرت خطاب به یارانش. کلینی این رساله را در آغاز روضه کافی به سند خود از اسماعیل بن جابر از ابوعبدالله علیه‌السلام نقل کرده است: امام صادق علیه‌السلام این رساله را برای اصحاب خود مرقوم داشت و به آن‌ها دستور داد که آن را به یکدیگر درس دهند و در آن نظر کنند و آن را فراموش نکنند و بدان عمل کنند. اصحاب نیز این رساله را در جایگاه عبادت خود در خانه‌هایشان گذارده بودند و چون از کار فراغ می‏یافتند آن را می‏خواندند.

3-نامه امام صادق علیه‌السلام به نجاشی والی اهواز که به نام رساله عبدالله بن نجاشی شهرت دارد.

4-رساله‏ ای از آن حضرت که صدوق در کتاب خصال آن را ذکر کرده و سندش را به امام صادق علیه‌السلام رسانیده است. این نامه حاوی احکام اسلامی است.

علاوه بر این آثار امام صادق علیه‌السلام به‌عنوان یک عالم، شاگردان فراوانی را تربیت کرد. شیخ طوسی در کتاب رجال خود نام حدود ۳۲۰۰ نفر را که از علم امام صادق علیه‌السلام استفاده کرده‌اند نام‌برده است. (2) شیخ مفید در کتاب الارشاد تعداد این افراد را چهار هزار نفر بیان می‌کند. (3) ابن عقده که خود یک زیدی مذهب بود در کتاب خود نام این 4000 نفر را ذکر کرده بود که متأسفانه کتاب وی به دست ما نرسیده است. (4)

بسیاری از نویسندگان اصول اربعمائه (اصول چهارصدگانه شیعه)، به‌عنوان مهم‌ترین منابع کتاب‌های حدیثی هم چون کافی کلینی و من لایحضره الفقیه شیخ صدوق از شاگردان امام صادق علیه‌السلام بودند. (5) علاوه بر این امام صادق علیه‌السلام سعی می‌کردند تا شاگردان مستعدشان در یک علم صاحب تخصص شوند؛ به‌عنوان نمونه در کتاب رجال کَشّی گزارشی درباره مناظره شاگردان امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده است که گواهی بر این مطلب است. (6) طبق این روایت حُمران بن اَعیَن در علوم قرآنی، اَبان بن تَغلِب در ادبیات عرب، زُراره در فقه و مؤمن الطّاق و هِشام بن سالم در کلام تخصص داشته‌اند. (7) برخی دیگر از شاگردان امام صادق علیه‌السلام که درزمینه­ی کلام تخصص داشتند، عبارت‌اند از حُمران بن اَعیَن، قیس ماصِر و هشام بن حَکَم. (8)

علاوه بر این امام صادق علیه‌السلام شاگردان فراوانی از¬ اهل سنت داشت ازجمله نام کسانی هم چون ابوحنیفه، مالک بن انس به‌عنوان دو تن از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت – یعنی حنفی و مالکی – در زمره این شاگردان ذکرشده‌اند. (9) برخی از نویسندگان اهل سنت حضور مالک بن انس در مدینه و استفاده از درس کسانی چون امام صادق علیه‌السلام را از عوامل رشد علمی او بیان کرده‌اند. (10)

علاوه بر این امام صادق علیه‌السلام به اعتراف بزرگان اهل سنت نزد آنان از جایگاه بالایی برخوردار بوده است. به‌عنوان نمونه: ابوحنیفه (متوفای 150 ق) از پیشوایان اهل سنت، امام صادق علیه‌السلام را فقیه‌ترین و داناترین فرد در میان مسلمانان می‌دانست. (11) از مالک بن انس (۱۷۹ ق) نقل‌شده است: از جهت فضل، علم و عبادت و ورع، هیچ چشم و گوشی برتر از جعفر بن محمد ندیده و نشنیده است. (12) ابن ابی الحدید (زنده تا ۶۵۶ ق) به‌عنوان یکی از عالمان اهل سنت بیان کرده است: علماء اهل سنت ازجمله پیشوایان فقهی آنان چون ابوحنیفه، احمد بن حنبل و شافعی باواسطه یا بی‌واسطه شاگرد امام صادق علیه‌السلام بوده‌اند و ازاین‌رو فقه اهل سنت در فقه شیعه ریشه دارد. (13) ابن حجر عسقلانی از قول ابن حبان (متوفای ۳۵۴ ق) درباره امام صادق علیه‌السلام می‎گوید: «مارأیت أفقه من جعفربن محمّد» فقیه‌تر از جعفربن محمد کسی را ندیدم وی از سادات اهل‌بیت است که فقیه و علیم و فاضل بود و به سخنش نیازمند بودیم و در روایت دیگری آمده است که وی تنها کسی بود که همه فقها و علما و فضلا محتاج و نیازمند سخنش بودند. (14) شهرستانی (متوفای ۵۴۸ ق) یکی دیگر از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب الملل و النحل درباره شخصیت امام صادق علیه‌السلام می‎نویسد: «جعفر بن محمدصادق، دارای علم و حکمت فراوان و دارای زهد و تقوای کامل بود مدت‌ها در مدینه بود و شاگردان شیعه خود را آموزش می‌داد. دانش و آگاهی او در فرهنگ و مذهب فوق‌العاده بود و اطلاعات کاملی از مسائل فلسفه داشت». (15)

در کنار آنچه به نقل از عالمان مسلمان در عظمت علمی امام صادق علیه‌السلام ذکر شد؛ سخنان و مطالب متعددی از سوی مستشرقانی که زندگانی و دوره امام صادق علیه‌السلام را موردمطالعه و ارزیابی قرار داده‌اند نقل‌شده است که در این بخش دو نمونه از این موارد ذکر می‌گردد:

دونالد سن در خصوص علم و تدریس امام صادق علیه‌السلام می‌گوید: «از توصیفاتی که در مورد اکرام مهمانان از سوی امام جعفر صادق علیه‌السلام در باغ زیبایش در مدینه و استقبال وی از مردم با همه اختلاف مذاهب و آرای‌شان می‌خوانیم، برای ما آشکار می‌شود که آن حضرت یک مدرسه شبه سقراطی داشته است». (16) هاجسن یکی از تاریخ نویسان غربی درباره امام صادق علیه‌السلام نوشته است: «او در مقام مرجع و عالم در حدیث و احتمالاً در فقه، آرام و خاموش در مدینه می‌زیست. در اسناد سنی با احترام از او یاد می‌شود. او با اکثریت غیر شیعی قطع رابطه آن‌چنانی نداشت؛ به‌گونه‌ای که حتی می‌توان بعضی از پیروان شیعی او را در اسناد اهل تسنن مشاهده کرد». (17)

در کنار آنچه پیرامون سخنان اندیشمندان پیرامون عظمت علمی امام صادق علیه‌السلام توجه به این نکته‌ای که در ادامه ذکر خواهد شد گواهی است که سیره علمی امام صادق علیه‌السلام سبب تحولات شگرفی در مباحث علمی گردید. مطالعات صورت گرفته در مورد سیره علمی امام جعفر صادق علیه‌السلام بازگوکننده این مطلب است که ایشان بر شناسایی دانش، اکتساب و خلق دانش، توسعه دانش، توزیع دانش، بهره‌گیری از دانش مفید، حفظ و نگهداری دانش، ارزیابی و بازخورد گیری دانش تأکید داشتند؛ و از مطالعه سیره قولی و عملی ایشان به دست می‌آید که آن حضرت دارای الگویی خاص از مدیریت دانش بودند که از همین طریق توانسته‌اند به آموزش شاگردان بسیار کارآمد در علوم مختلف، تولید علم و نوآوری و تولید سرمایه انسانی توفیق یابند (18) و همین امر سبب گردید که تأثیرات علمی ایشان در میان تمام مسلمانان مشهود باشد.

نتیجه‌:

با توجه به آنچه در مورد شخصیت و جایگاه عملی امام صادق علیه‌السلام در ابعاد مختلف بیان شد بطلان سخن کسانی که می‌گویند امام صادق علیه‌السلام چون کتاب نداشته است، پس نمی‌توان به او عالم گفت ثابت گردید؛ چراکه اولاً برخلاف گفته این افراد حضرت دارای کتاب بودند و گزارش‌های متعددی این مطلب را تأیید می‌کند؛ ثانیاً آن حضرت شاگردان فراوانی داشتند که بسیاری از آن‌ها دارای آثار علمی بودند که این آثار برگرفته از اندیشه‌های امام صادق علیه‌السلام بود؛ ثالثاً دیگر عالمان هم‌عصر با آن حضرت و بعدازآن بر عظمت شخصیت علمی امام صادق علیه‌السلام اقرار کرده‌اند و درنهایت سیره علمی حضرت در مدیریت دانش سبب گردید که ما شاهد تحولات شگرف در پیشرفت علمی جهان اسلام و به‌صورت خاص در بین شیعیان آن حضرت باشیم که ثمرات این پیشرفت علمی اکنون در کتاب‌های عالمان و اندیشمندان شیعی و غیر شیعی بازتاب یافته است.

 کلیدواژه:

امام صادق علیه‌السلام، پیشرفت علم، تمدن اسلامی.

 معرفی کتاب جهت مطالعه بیشتر:

امام صادق علیه‌السلام از دیدگاه اهل سنت، نویسنده: مهدی لطفی، ناشر و تهیه‌کننده: مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما. قابل‌مطالعه در لینک ذیل:

http://pajuhesh.irc.ir/product/book/show/id/1057

الامام الصادق علیه‌السلام و المذاهب الاربعه، نوشته اسد حیدر. این کتاب با عنوان امام صادق علیه‌السلام و مذاهب چهارگانه، به زبان فارسی ترجمه‌شده است، ناشر: دارالتعارف.

زندگانی امام صادق جعفر بن محمد، نویسنده: سید جعفر شهیدی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

پیشوای صادق، نویسنده: سید علی حسینی خامنه‌ای، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

مقاله:

امام صادق علیه‌السلام از دیدگاه خاورشناسان، نویسنده: محمد احسانی،

منبع:

سیمای تاریخ - زمستان 1389 - شماره 3 (24 صفحه - از 75 تا 98) قابل دانلود از لینک ذیل:

https://ebookshia.com/books/view/8046

پی نوشت ها:

1. امین، سید محسن‏، اعیان الشیعه، بیروت‏، دارالتعارف، 1403 ق، ج 1، ص 669-668.

2. طوسی، محمد بن الحسن، رجال الطوسی، ت صحیح جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر نشر اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ ش، ص ۱۵۵-۳۲۸.

3. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید، ۱۳۷۲ ش، ج ۲، ص ۲۵۴.

4. قمی، عباس، الکنی و الالقاب، طهران، مکتبه الصدر، چاپ پنجم، ۱۴۰۹ ق، ج ۱، ص ۳۵۸.

5. پاکتچی، احمد، «جعفر صادق علیه‌السلام، امام»، تهران، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۸، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ ش، ص ۱۸۷.

6. همان، ص ۱۹۹.

7. کشی، رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال، ت صحیح شیخ طوسی و حسن مصطفوی، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ص ۲۷۵-۲۷۷.

8. پاکتچی، همان، ص ۱۹۹.

9. ابن حجر الهیتمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقه علی اهل الرفض و الضلال و الزندقه، تحقیق عبدالرحمن بن عبدالله الترکی، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۱۷ ق، ج ۲، ص ۵۸۶.

10. شکعه، مصطفی، ال ائمه الاربعه، قاهره، دارالکتاب، چاپ چهارم، ۱۴۱۸ ق، ج ۲، ص ۸.

11. ذهبی، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق، ج ۱، ص ۱۲۶.

12. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش، ج ۴، ص ۲۴۸.

13. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج‌البلاغه، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، ۱۳۸۵ ق، ج ۱، ص ۱۸.

14. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، دار صادر، بیروت، ج ۲، ص 104.

15. شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، تخریج محمد بـن فـتح ﷲ بدران، قاهره، مکتبه الانجلو المصریه، بی تا ص 147.

16. دونالدسن، دوایت. م، عقیده الشیعه، ترجمه به عربی، مصر، مـکتبه لخـانجی و مطبعتها، ص 142.

17. جمعی از نویسندگان، تصویر امامان شیعه در دایره المعارف اسلام «ترجمه و نقد»، قم، مؤسسه شیعه شناسی،1385 ش، ص 287.

18. علوی، محمد، «مدیریت دانش در سیره امام صادق علیه‌السلام»، معارف اسلامی و مدیریت، دوره 4، شماره 7، بهار و تابستان 1397، صفحه 35-58.