۱۴۰۵/۰۴/۲۶ ۱۹:۳۵ شناسه مطلب: 101775
پرسش:
شبهات اعتقادی ابن ابنابیالعوجا -از زندیقهای معروف- چه بود و امام صادق علیهالسلام چگونه به آنها پاسخ داد؟
ابن ابیالعوجا، از چهرههای شاخص جریان زندقه در سده دوم هجری، با گرایشهای دهریگرایانه و انکار ماوراءالطبیعه، در مراکز دینی مسلمانان حاضر میشد و با طرح شبهات اعتقادی، درصدد تضعیف پایههای دین اسلام برمیآمد. گفتوگوهای او با امام صادق علیهالسلام، نمونه برجستهای از مواجهه عالمانه و حکیمانه آن حضرت با مخالفان فکری است که در منابع کهن شیعه بازتاب یافته است.
در این نوشتار تلاش خواهد شد تا مهمترین شبهات ابنابیالعوجا و روش استدلالی امام صادق علیهالسلام در پاسخ به آنها بهصورت نظاممند بررسی شود:
نکته اول: شبهات اعتقادی ابن ابیالعوجا
ابن ابیالعوجا در زمره زنادقه و ملحدانی قرار میگیرد که به مادیگرایی محض گرایش داشتند و به خداوند، معاد، نبوت و احکام شرعی باور نداشتند. (1) شبهات اصلی او بنا بر آنچه در روایات آمده است، عبارت بودند از:
الف. انکار وجود خداوند و بسندگی به طبیعت:
او پرسیده بود که اگر خدایی هست، چرا بیواسطه خود را نشان نمیدهد تا اختلافی در پرستش پیش نیاید. (2)
ب. شبهه در حدوث و قدم اجسام:
او با طرح بحث معروف «حدوث و قدمِ» ماده، درپی انکار آفریدگار بود. (3)
ج. طعن در احکام شرعی:
مانند نقد او بر حکمت حج و گردش به دور کعبه (4) و نیز اعتراض به سهم کمتر زن در ارث. (5)
د. جستجوی تناقض در قرآن:
مانند تعارض ظاهری آیات تعدّد زوجات و عدالت میان همسران (6) و پرسش درباره آیه تبدّل مداوم پوست در عذاب دوزخ. (7)
ه. انکار نبوت و تمسخر نماز:
وی گاه نماز را به عادت بدن و گاهی رضایت خانواده میخواند، نه عملی از روی باور. (8)
نکته دوم: روش پاسخگویی امام صادق علیهالسلام
امام صادق علیهالسلام در برابر این شبهات، رویکردی چندوجهی و مبتنی بر عقل و تجربه اتخاذ کردند که از ویژگیهای برجسته آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف. استدلال تجربی و تمثیلی:
آن حضرت برای اثبات وجود خداوند، از نظم و دگرگونیهای طبیعت (پیری، بیماری، مرگ) استفاده کرده و آنها را نشانههایی از مدبر عالم دانستند. (9) همچنین ایشان تمثیل کیسه سکههای طلا استفاده کردند تا نشان دهند انکار چیزی که صفت آن را نمیدانیم، غیرعقلانی است: حالآنکه جهان از کیسه بزرگتر است؛ تو که صفت مصنوع و غیرمصنوع را نمیدانی، چگونه وجود خالق را انکار میکنی؟ (10)
ب. تأکید بر شناخت محدود انسان: امام صادق علیهالسلام با رد پیشداوری ابنابیالعوجا درباره آینده، او را به تواضع معرفتی فراخواندند. (11)
ج. تبیین فلسفی حدوث اجسام:
در پاسخ به پرسش از حدوث، آن حضرت تغییر شکل، بزرگی و کوچکی و انتقال مواد را نشانه حدوث دانستند و بر واقعیت عینی تأکید کردند، نه فرضهای ذهنی. (12)
د. پاسخ به شبهات فقهی با ذکر حکمتهای اجتماعی:
در مسئله ارث، امام صادق علیهالسلام با اشاره به جهاد، نفقه، مهریه و دیه، دلیل تفاوت سهم ارث زن و مرد را تبیین فرمودند (13) و در مورد آیات بهظاهر متعارض نیز توضیحات مناسب را ارائه کردند تا سوءتفاهم برطرف شود. (14)
ه. رد جدال و تأکید بر حقیقتجویی:
آن حضرت در مواجهه با اصرار ابنابیالعوجا بر مجادله، او را به چالش کشیدند که اگر حق با او نباشد، سرانجامش هلاکت است و در سال بعد که ابنابیالعوجا قصد ادامه جدل داشت، فرمودند: «در حج جدال نیست.» (15)
نکته سوم: اعتراف ابن ابیالعوجا به برجستگی علمی امام صادق علیهالسلام
آنچه این ماجرا را از یک مناظره معمولی فراتر میبرد، نهفقط قدرت استدلالی امام صادق علیهالسلام، بلکه روش اخلاقی و تربیتی ایشان در مواجهه با مخالف سرسخت است. ابنابیالعوجا که خود را در اوج انکار و الحاد میدانست، در موضعی غیرمنتظره، به برتری علمی و اخلاقی امام اعتراف میکند؛ اعترافی که از زبان یک دشمنِ باسواد و لجوج، ارزشی مضاعف دارد. باوجود اصرار بر کفر، ابنابیالعوجا در گفتوگویی با مفضل بن عمرو اعتراف کرد که امام صادق علیهالسلام با «حلم و متانت و عقل» به سخنان آنان گوش میدهد، هرگز خشمگین نمیشود و دشنام نمیدهد تا آنجا که مخالفان گمان میکنند حجت خود را تمام کردهاند، اما امام با «استدلالی مختصر و محکم» پاسخ میگوید. (16) این اعتراف، نشاندهنده پیروزی اخلاق علمی امام در مناظره است، بهگونهای که حتی دشمنِ سرسخت نیز ناچار به تمجید از عقل، متانت و سخنانِ قاطع آن حضرت میشود. امام علیهالسلام پساز این اتفاق، شیوه صحیح استدلال را به مفضل آموزش دادند.
نتیجه:
شبهات ابنابیالعوجا عمدتاً ریشه در نگرش مادیگرایانه و دهری داشت و باهدف تخریب پایههای اعتقادی اسلام (توحید، نبوت، معاد و شریعت) طرح میشد. امام صادق علیهالسلام با روشی عقلانی، تجربی و تمثیلی، بدون طردِ طرف مقابل، به پرسشهای او پاسخ دادند و در عین آزادیِ بیان، خطای روشی او (پیشداوری، تعصب و جدالگری بهجای حقیقتطلبی) را گوشزد کردند. این رویارویی، افزون بر اثبات برتری استدلالی آن حضرت، نشان میدهد که مواجهه با اندیشههای مخالف در سیره اهلبیت علیهمالسلام، مبتنی بر گفتوگوی محترمانه است، نه سانسور و تکفیر شتابزده؛ روشی که میتواند برای مناظرات کلامی امروز نیز الهامبخش باشد.
پینوشتها:
1. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1366 ش، ص 584-589.
2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 96.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 76.
4. صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق هاشم الحسینی الطهرانی، قم، جماعه المدرسین، 1378 ش، ص 254.
5. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 9، ص 274.
6. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 7 ص 420.
7. طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثقافه، 1414 ق، ص 581.
8. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف، تحقیق محمد الفردوس العظم، دمشق، دارالیقظه العربیه، 1998 م، ج 3، ص 106.
9. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 96.
10. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 76.
11. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 77.
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 1، ص 77.
13. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 9، ص 274.
14. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق حسن الخرسان، تهران، دارالاکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 7، ص 420.
15. کلینی، الکافی، ج 1، ص 75 و 78.
16. مفضل بن عمرو، توحید مفضل، با مقدمه محمدتقی شوشتری و ترجمه محمدباقر مجلسی، تهران، صدر، بیتا، ص 9-10.









