ارزش و اهمیت جهاد

فضیلت یاری‌رسانی مالی و پشتیبانی غیرنظامی در جهاد از نگاه روایات
اسلام فقط به کمک مالی بسنده نمی‌کند، بلکه حتی کارهای خدماتی و پشتیبانی غیر نقدی را نیز در شمار یاری‌رسانی به جهاد قرار داده است.

پرسش:

در روایات چه فضیلتی برای کسانی که نمی‌توانند در جهاد شرکت کنند، اما با کمک امکانات خود مانند مال و ... از مجاهدان حمایت می‌کنند، ذکر شده است؟

پاسخ:

جهاد در معارف اسلامی فقط به حضور در میدان جنگ محدود نمی‌شود، بلکه هر نوع کمک و یاری در راه خدا ارزشمند شمرده شده است. کسانی که توان شرکت در جهاد را ندارند، می‌توانند با مال، امکانات، سخن، خدمت‌رسانی و حتی با دل خود در پشتیبانی از مجاهدان سهیم باشند. آیات و روایات بسیاری نشان می‌دهد که چنین کمک‌هایی نزد خداوند جایگاهی بسیار بزرگ دارد و گاهی پاداشی هم‌سنگ جهاد می‌یابد. در ادامه به برخی از این فضیلت‌ها اشاره شده است.

1. تأکید قرآن بر جهاد با جان و مال

در آیات متعددی از قرآن، تعبیر «جاهدوا بأموالهم و أنفسهم» تکرار شده است؛ گویی قرآن می‌خواهد اهمیت دو رکن اصلی جهاد با جان و مال را هم‌زمان یادآور شود؛ از جمله در آیۀ 15 سورۀ «حجرات» می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُون: مؤمنان تنها کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، سپس هیچ تردیدی به خود راه ندادند و با اموال و جان‌های خود در راه خدا جهاد کردند؛ آنان همان راست‌گویان‌اند».

خداوند در این آیه، جهاد با مال را در کنار جهاد با جان قرار داده است و هر دو را نشانه ایمان حقیقی می‌داند. این پیوستگی بیان می‌کند همان‌گونه که حضور در میدان نبرد ارزشمند است، پشتیبانی مادی و تجهیز جبهه حق نیز وظیفه‌ای الهی و نشانۀ ایمان راستین به شمار می‌آید. این کمک می‌تواند شکل‌های گوناگونی داشته باشد: کمک مالی مستقیم، در‌اختیار‌گذاشتن ابزار و امکانات یا حتی تجهیز سربازان.

2. آمرزش و شریک‌شدن در ثواب جهاد با تجهیز مجاهدان

پیامبر اکرم صلی ‌الله علیه وآله، وسعت رحمت الهی درباره کسی که به مجاهدان یاری برساند را چنین بیان کرده‌اند: «مَنْ جَهَّزَ غَازِیاً بِسِلْکٍ أَوْ إِبْرَهٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ: هر کسی رزمنده‌ای را با یک نخ یا سوزن مجهز کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشاید» (1).

این حدیث نشان می‌دهد که در نگاه الهی، ارزش کمک به مجاهد راه خدا هرچند اندک و ظاهراً ناچیز، عظیم و بزرگ است. در حدیثی دیگر پیامبر صلی ‌الله علیه وآله رابطه میان مجاهد و تجهیز‌کننده او را چنین روشن می‌کنند: «إن جهزه بماله غیره فله فضل الجهاد، و لمن جهزه فضل النفقه فی سبیل اللّه و لکلیهما فضل: اگر مجاهد در راه خدا با مال شخص دیگری تجهیز شود، فضیلت جهاد از آنِ رزمنده است و فضیلت خرج‌کردن در راه خدا از آنِ تجهیز‌کننده. هر دو در فضیلت شریک‌اند» (2).

این حدیث نشان می‌دهد که جهاد تنها در میدان اتفاق نمی‌افتد؛ ازاین‌رو کسی که مجاهدی را برمی‌انگیزد، حمایت می‌کند و امکانات او را فراهم می‌آورد، درحقیقت بخشی از ثواب جهاد را می‌برد.

3. ارزش خدمت‌رسانی غیرنظامی

اسلام فقط به کمک مالی بسنده نمی‌کند، بلکه حتی کارهای خدماتی و پشتیبانی غیر نقدی را نیز در شمار یاری‌رسانی به جهاد قرار داده است. در حدیثی از پیامبر صلی ‌الله علیه وآله آمده است: «مَنْ بَلَّغَ رِسَالَةَ غَازٍ کَانَ کَمَنْ أَعْتَقَ رَقَبَةً وَ هُوَ شَرِیکُهُ فِی ثَوَابِ غَزْوَتِهِ: هر کسی پیام رزمنده‌ای را برساند، مانند کسی است که برده‌ای را آزاد کرده و در ثواب جنگ با او شریک است» (3).

این حدیث اشاره می‌کند که اسلام حتی ساده‌ترین شکل از خدمت‌رسانی به مجاهدان را در شمار اعمال بزرگ قرار داده است و پاداشی عظیم برای آن تعیین می‌کند. گاهی رساندن یک خبر، پیام یا اطلاع‌رسانی ساده می‌تواند در سرنوشت جبهه اثرگذار باشد؛ به همین دلیل شراکت در ثواب جهاد برای آن در نظر گرفته شده است.

سیره اهل‌بیت علیهم ‌السلام نیز گواه همین مطلب است. روایات گزارش می‌کنند که حضرت فاطمه سلام ‌الله‌ علیها در برخی جنگ‌ها همراه پیامبر صلی ‌الله علیه وآله حاضر می‌شدند و کارهایی چون شستشوی زخم‌ها و پانسمان مجروحان را بر عهده داشتند. در روایتی آمده است: «کَانَ عَلِیٌّ یَجِی‏ءُ بِالْمَاءِ فِی تُرْسِهِ وَ فَاطِمَهُ تَغْسِلُ الدَّمَ عَنْ وَجْهِهِ وَ أَخَذَ حَصِیراً فَأُحْرِقَ وَ حُشِیَ بِهِ جُرْحُه: علی علیه ‌السلام آب را در سپر خود می‌آورد و فاطمه علیها السلام خون را از چهره پیامبر می‌شست. سپس قطعه‌ای حصیر آورده شد و آن را سوزاندند و زخمِ پیامبر را با خاکسترِ آن پر کردند» (4).

4. جهاد با زبان، آبرو و حتی دل

امیرالمؤمنین علیه ‌السلام گسترۀ مفهوم کمک به مجاهدان را وسیع‌تر بیان می‌کنند و می‌فرمایند: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُم: خدا را، خدا را، در جهاد‌کردن با مال‌ها و جان‌ها و زبان‌هایتان درراه خدا» (5).

این کلام گهربار نشان می‌دهد که گاهی حمایت از جبهه حق تنها با پول نیست، بلکه سخن‌گفتن، دفاع زبانی یا حتی دفاع از آبرو نیز نوعی جهاد است. چه‌بسا یک ‌سخن در دفاع از حق، برابر با حرکت یک سپاه ارزش داشته باشد. ایشان در روایتی دیگر می‌فرمایند: «جَاهِدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَیْدِیکُمْ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَجَاهِدُوا بِأَلْسِنَتِکُمْ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَجَاهِدُوا بِقُلُوبِکُمْ: در راه خدا با دست‌های خود بجنگید؛ اگر نتوانستید، با زبان‌های خود بجنگید و اگر باز هم نتوانستید، با دل‌های خود بجنگید» (6).

بنابراین اسلام برای هیچ‌کسی بهانه‌ای باقی نگذاشته است؛ کسی که نه با عمل بدنی و نه با زبان توان یاری‌کردن ندارد، دست‌کم با قلب باید در برابر جبهه باطل بایستد. جهاد قلبی یعنی داشتن تنفر و بیزاری حقیقی از باطل و همراهی قلبی با جبهه حق؛ همین مقدار نیز خالی از ارزش و اثر نیست.

5. پرهیز از آزار مجاهدان

از سوی دیگر، روایات هشدار می‌دهند همان‌قدر که کمک به مجاهد فضیلت دارد، آزار آنان موجب سقوط انسان و از‌بین‌رفتن اعمال نیک است. پیامبر صلی ‌الله علیه وآله فرموده‌اند: «مَنِ اغْتَابَ غَازِیاً وَ آذَاهُ وَ خَلَفَ فِی أَهْلِهِ بِخِلَافَهَ سَوْءٍ نُصِبَ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ علما [عَلَمٌ‏] وَ یُسْتَفْرَغُ حِسَابُهُ وَ یُرْکَمُ فِی النَّارِ: هر کسی از مجاهد در جبهه‏هاى حق غیبت کند یا او را اذیّت نماید، یا در غیاب او در برابر خانواده‏اش بدرفتاری کند، روز قیامت براى او پرچمى برافراشته مى‏شود و اعمال نیک او نابود مى‏شود؛ آن‌گاه با سرافکندگى داخل جهنّم مى‏گردد» (7).

بنابراین حمایت از مجاهدان فقط به کمک مالی یا خدماتی محدود نیست، بلکه باید حرمت و آبروی آنان نیز حفظ شود؛ ازاین‌رو حتی یک غیبت، یک رفتار آزاردهنده یا بی‌مهری به خانواده‌ مجاهد، می‌تواند انسان را از صف یاری‌کنندگان حق خارج کند و در شمار دشمنان قرار دهد.

نتیجه:

مجموع آیات و روایات نشان می‌دهد اسلام برای کسانی که نمی‌توانند در میدان جهاد حاضر شوند، راه‌هایی برای یاری جبهه حق قرار داده است؛ کمک مالی، خدمت‌رسانی، دفاع زبانی، همراهی قلبی و نیز حفظ حرمت مجاهدان، همگی اعمال ارزشمند و پرفضیلت‌اند. در مقابل، آزار‌دادن رزمندگان یا خانواده آنان گناهی بزرگ و سبب از‌بین‌رفتن پاداش‌هاست. بنابراین هر فرد می‌تواند با توجه به توان خود، نقشی مؤثر در حمایت از جبهه حق داشته باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. حسین بن محمد تقى نورى؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1408 ق، ج ‏11، ص 24، ح 12333.

2. نعمان بن محمد مغربى ابن‌حیون؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار علیهم السلام؛ محقق/ مصحح: سیدمحمدحسین حسینى جلالى؛ قم: جامعه مدرسین‏، 1409 ق‏، ج ‏2، ص 219.

3. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج ‏5، ص 8، ح 9.

4. على بن عیسى اربلى؛ کشف الغمه فی معرفة الأئمه؛ محقق/ مصحح: سیدهاشم رسولى محلاتى؛ تبریز: بنى‌هاشمى‏، 1381 ق، ج ‏1، ص 189.

5. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‏7، ص 52، ح 7.

6. نعمان بن محمد مغربى ابن‌حیون؛ دعائم الإسلام؛ محقق/ مصحح: آصف فیضى؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام‏، 1385 ق، ج ‏1، ص 343.

7. محمد بن محمد ابن‌اشعث؛ الجعفریات (الأشعثیات)؛ تهران: مکتبه النینوى الحدیثه، [بى‌تا]. ص 88.

بررسی پیشینۀ عملیات استشهادی در صدر اسلام و دوران ائمه علیهم السلام
وجود یا نبودن نمونه‌ای برای «عملیات استشهادی» در صدر اسلام وابسته به تعریف آن است؛ شهادت‌طلبیِ بدون ابزار انفجاری سابقه دارد، اما نوع انفجاری آن ندارد.

پرسش:

 آیا عملیات استشهادی در صدر اسلام و دوران ائمه وجود داشته است؟

پاسخ:

نمونه‌های بسیاری در تاریخ صدر اسلام داریم که فردی با یقین یا احتمال فراوان شهادت، اقدام به کاری کرده باشد؛ معروف‌تر از همهۀ ماجرای «لیلة المبیت» است که امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه با آمادگی کامل برای شهادت در راه خدا، در بستر پیامبر صلّی اللّه علیه و‌آله خوابیدند تا آن حضرت بتواند مکه را ترک کند (1)، این حادثه به شهادت ایشان نینجامید؛ ولی در اشعاری که از خود ایشان در‌بارۀ این حادثه نقل شده است، آمادگی کامل ایشان برای شهادت به دست می‌آید (2).

نمونه دیگر، ماجرای مسلم مجاشعی است که در ابتدای جنگ جمل، داوطلب شد برای اتمام حجّت، لشکریان جمل را به کتاب خدا دعوت کند و از جنگ بر‌حذر دارد؛ در‌حالی‌که امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه به او گفته بود تو را خواهند کشت و او با آمادگی کامل برای شهادت، این مأموریت را پذیرفت و به شهادت رسید (3).

در این نمونه‌‏ها، فرد داوطلب خود را در معرض شهادت قرار داده است؛ نه اینکه با کشته‌شدن خود، عده دیگری را هم به کشتن داده باشد.

ولی اگر «شهادت‌طلبی» به معنای اقدامی باشد که هم‌زمان با شهادت فرد داوطلب، عده دیگری نیز کشته شوند، همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان «استشهاد» یا «عملیات اِنتحاری» یاد می‌شود. منظور از عملیات انتحاری، نوعی ترور است که عامل آن خود را با مواد منفجره به کشتن می‌دهد تا موجب کشته‌شدن دیگران نیز شود و غالباً با انگیزه دینی و سیاسی انجام می‌شود. در ادبیات شیعی معاصر، چنین کاری اگر برای دفاع از دین و مقابله با دشمنان دین انجام شود، عملیات «استشهادی» یا «شهادت‌طلبانه» نامیده می‌شود.

مهم‌ترین فرق انتحار و استشهاد در این است که انتحار موجب کشته‌شدن افراد بی‌گناه می‌شود و هدفش ایجاد رعب و وحشت است؛ ولی استشهاد، فقط برای کشتن دشمن است و نوعی جهاد است که البته به لحاظ فقهی، شرایط خاصی دارد و همیشه و همه جا نمی‌توان از این روش بهره برد (4).

شایان توجه است که ابزارهای مورد استفاده در این روش، مواد منفجره یا سلاح‌هایی هستند که در صدر اسلام وجود نداشته است؛ از‌این‌رو برخی از محققان بر جدید‌بودن این روش دفاع یا مبارزه تأکید کرده‌‌اند و در تعریف عملیات استشهادی گفته‌اند: «روش جدیدى براى مقاومت و رویارویى با دشمن که با وسایل و ابزار جدید کُشنده که در گذشته معمول و معروف نبوده، انجام مى‌شود و مُجرى آن یقین یا ظنِّ غالب دارد که خودش نیز در جریان عملیات به شهادت مى‌رسد» (5).

نتیجه:

«عملیات استشهادی» به معنای امروزی آن (تن‌دادن به شهادت برای کشتن گروهی از دشمنان)، در صدر اسلام مطرح نبود و چون معمولاً با مواد منفجره انجام می‌شود، تحقق آن در زمان‌های گذشته متصور نیست.

پی‌نوشت‌ها:

1. این مطلب از وقایع بسیار معروف در زندگی امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه است که آیۀ 207 سورۀ «بقره» نیز ناظر به آن دانسته شده است. برای آگاهی از ابعاد این حادثه، مستندات آن و پاسخ به برخی شبهات ناظر به آن، ر.ک: علیرضا خان‌بیگی؛ هزار سطر خون (روایت جانبازی‌ها و آسیب‌های امیر‌مؤمنان)؛ تهران: نشر شاهد، 1385 ش، ص 50 ـ 68.

2. در مصرعی فرموده است: «وَ قَدْ وُطِّنَتْ‏ نَفْسِی‏ عَلَى الْقَتْلِ وَ الْأَسْر» (محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 469، در ضمن مجلس شانزدهم).

3. این ماجرا با اندکی اختلاف در جزئیات در منابع مختلفی آمده است؛ از جمله: محمد بن محمد بن نعمان مفید؛ الجمل؛ قم: کنگره هزاره شیخ مفید، 1413 ق، ص 339. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: مؤسسة الوفاء، 1409 ق، ج 32، ص 174.

4. ر.ک: امیر ملامحمدعلی؛ «مشروعیت عملیات استشهادی از دیدگاه فقهای معاصر شیعه و اهل‌سنت»؛ مجله حصون، ش ۵، پاییز ۱۳۸۴ ش.

5. ر.ک: امیر ملامحمدعلی؛ «مشروعیت عملیات استشهادی از دیدگاه فقهای معاصر شیعه و اهل‌سنت»؛ مجله حصون، ش ۵، پاییز ۱۳۸۴ ش.

در آیات و روایات، در باب اهمیت جهاد، فضایل زیادی بیان شده است به‌عنوان نمونه: فضیلت اختصاص درب ویژه‌ای در ورود به بهشت برای مجاهدان، ثواب شهید و..

پرسش:

ارزش و اهمیت جهاد در راه خدا ازنظر روایات چیست و چه فضیلتی دارد؟

پاسخ:

جهاد به‌عنوان یکی از فروعات دین اسلام، به معنای مبارزه در راه خدا با جان و مال، در نبرد با مشرکان و باغیان و به هدف اعتلای اسلام و برپاداشتن شعائر آن است. در آیات قرآن و احادیث معصومان علیهم‌السلام، در باب اهمیت جهاد، فضایل زیاد بیان شده و این تلاش فی سبیل الله یکی از فروعات دین اسلام به شمار می‌رود؛ نوشته پیش رو به‌جایگاه و ارزش و اهمیت جهاد در روایات می‌پردازد.

اهمیت و ارزش جهاد در روایات

روایاتی بسیار در عظمت و اهمیت جهاد در راه خدا وارد شده ‌است که به‌عنوان نمونه برخی از آن‌ها آورده می‌شود:

1. خیر بودن جهاد

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل فرمودند:

‏ «الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ وَ لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ وَ السُّیُوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّهِ وَ النَّار؛ِ (1) تمام خیر در شمشیر و زیر سایه شمشیر است و مردم جز با شمشیر راست نمی‌شوند و شمشیرها، کلیدهای بهشت و دوزخ‌اند

 فیض کاشانی در شرح این روایت می‌نویسد: همانا تمام خیر و خوبی در شمشیر و زیر سایه شمشیر است، زیرا با آن کافران اسلام می‌آورند، با آن بدکاران اصلاح می‌شوند، با آن امور مردم به دلیل شدت نبرد در آن سامان می‌یابد، با آن به شهدا پاداش داده می‌شود، با آن بر دشمنان پیروزی حاصل می‌شود، با آن مسلمانان غنیمت به دست می‌آورند و سرزمین‌ها به آن‌ها بازگردانده می‌شود، با آن ترسندگان ایمنی می‌یابند و با آن مؤمنان خدا را عبادت می‌کنند. (2)

همچنین حلبى از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند:

 «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ‏ رَسُولَهُ‏ بِالْإِسْلَامِ إِلَى النَّاسِ عَشْرَ سِنِینَ فَأَبَوْا أَنْ یَقْبَلُوا حَتَّى أَمَرَهُ بِالْقِتَالِ فَالْخَیْرُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ السَّیْفِ وَ الْأَمْرُ یَعُودُ کَمَا بَدَأَ؛ (3) خداوند عزّ و جلّ‌، به‌واسطه پیامبرش، اسلام را براى مردم فرستاد و تا ده‌سال از پذیرفتن آن سر باز زدند تا آنگاه‌که خداوند به او دستور مبارزه و جنگ داد؛ بنابراین خیر و صلاح در شمشیر و در زیر (سایه) آن است و این کار (یعنى پذیرش اسلام) همان‌گونه که در ابتدا با شمشیر و جنگ به دست آمد دوباره نیز (در زمان امام قائم علیه‌السلام) تکرار خواهد شد.

2. اختصاص درب ویژه در بهشت به جهاد

امام صادق علیه‌السلام به نقل از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

 «لِلْجَنَّهِ بَابٌ یُقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یَمْضُونَ إِلَیْهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ بِسُیُوفِهِمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ‏ وَ الْمَلَائِکَهُ تُرَحِّبُ بِهِمْ ثُمَّ قَالَ فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَغْنَى أُمَّتِی بِسَنَابِکِ خَیْلِهَا وَ مَرَاکِزِ رِمَاحِهَا؛ (4)

 بهشت درى به نام دَر مجاهدان دارد که جهادگران به‌سوی آن می‌روند و آن در باز می‌شود. آن‌ها درحالی‌که شمشیرها را بر خود بسته‌اند به سمت آن در می‌آیند و مردم براى حسابرسى ایستاده‌اند و فرشتگان به آنان خوش‌آمد می‌گویند. آنگاه حضرتش فرمود: هرکس جهاد و مبارزه را رها کند، خداوند لباسى از خوارى و فقر در زندگانى او و نابودى در دینش بر او می‌پوشاند. همانا خداوند عزّ و جلّ‌ امّت مرا، با سُم اسبان و نوک نیزه‌هایشان بی‌نیاز کرد

 همچنین امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند:

 «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ‏ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ سَوَّغَهُمْ کَرَامَهً مِنْهُ لَهُمْ وَ نِعْمَهٌ ذَخَرَهَا؛ (5) امّا بعد؛ به درستی که جهاد و مبارزه، دَرى از درهاى بهشت است که خداوند براى دوستان خاص خود گشوده است و احترام و نعمتى براى آنان قرار داده و ذخیره کرده است

3. مرکب در بهشت

امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل فرمودند:

 «خُیُولُ الْغُزَاهِ فِی الدُّنْیَا خُیُولُهُمْ فِی الْجَنَّهِ وَ إِنَّ أَرْدِیَهَ الْغُزَاهِ لَسُیُوفُهُمْ وَ قَالَ النَّبِیُّ صلی‌الله‌علیه‌وآله أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ علیه‌السلام بِأَمْرٍ قَرَّتْ بِهِ عَیْنِی وَ فَرِحَ بِهِ قَلْبِی قَالَ یَا مُحَمَّدُ مَنْ غَزَا مِنْ أُمَّتِکَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَأَصَابَهُ قَطْرَهٌ مِنَ السَّمَاءِ أَوْ صُدَاعٌ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ شَهَادَهً؛ (6)

 اسبان جنگجویان در دنیا، در بهشت نیز از آنِ آنان خواهند بود و به راستى عباى جنگجویان، شمشیرهاى آنان خواهد بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: جبرئیل چیزى را برایم گزارش داد که چشمم روشن شد و دلم شاد گشت. او گفت: اى محمّد! هرکدام از امّت تو در راه خدا مبارزه کند و در این راه قطره ‌بارانی از آسمان بر او فروریزد، یا در سرش دردى احساس کند، خداوند عزّ و جلّ‌ برایش [ثواب] شهادت را می‌نویسد

4. غنیمت بردن

امام صادق علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:‏

 «جَاهِدُوا تَغْنَمُوا؛ (7) جهاد و مبارزه کنید، غنیمت به دست می‌آورید؛ بنابراین یکی از برکات جهاد با دشمنان اسلام، به دست آوردن غنائم برای اداره جامعه اسلامی و حتی زندگی مسلمانان است

5. بهترین اعمال

ابن محبوب گوید:

 «أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام خَطَبَ یَوْمَ الْجَمَلِ ... أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْمَوْتَ لَا یَفُوتُهُ الْمُقِیمُ وَ لَا یُعْجِزُهُ الْهَارِبُ لَیْسَ عَنِ الْمَوْتِ مَحِیصٌ وَ مَنْ لَمْ یَمُتْ یُقْتَلْ وَ إِنَّ أَفْضَلَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَهٍ بِالسَّیْفِ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ مِیتَهٍ عَلَى فِرَاشٍ؛ (8)

 همانا امیر مؤمنان على علیه‌السلام در روز جنگ جمل خطبه‌ای ایراد نمود و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: ... اى مردم! واقعیّت آن است که هرکسی که بایستد از مرگ در امان است و نه کسى که از آن بگریزد مرگ را ناتوان می‌کند؛ چاره‌ای از مردن نیست و هرکس نمیرد کشته خواهد شد و بافضیلت‌‌ترین انواع مرگ، کشته شدن است. به آن‌که جانم در دست اوست! به‌طورقطع، هزار ضربه با شمشیر (که بر من وارد شود) برایم از مردن در بستر آسان‌تر است

 ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم:

 «أَیُ‏ الْجِهَادِ أَفْضَلُ‏ قَالَ مَنْ عُقِرَ جَوَادُهُ وَ أُهَرِیقَ دَمُهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ (9)

 چه جنگى بافضیلت‌‌تر از جهادهاى دیگر است‌؟ فرمود: این‌که کسى درراه خدا اسبش کشته شود و خون خودش نیز ریخته شود

همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمود: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «فَوْقَ کُلِّ ذِی بِرٍّ بَرٌّ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ؛ (10)

 بالاتر از هر نیکوکارى نیکى دیگرى نیز وجود دارد تا آنگاه‌که انسان در راه خدا کشته شود که در این صورت، اگر در راه خدا کشته شود، بالاتر از آن دیگر نیکى وجود ندارد

 منصور بن حازم گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم:

 «أَیُّ الْأَعْمَالِ‏ أَفْضَلُ‏ قَالَ الصَّلَاهُ لِوَقْتِهَا وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ (11)

 چه اعمالى بهتر است‌؟ فرمود: نماز در وقت و نیکى با پدر و مادر و جهاد در راه خداى عز و جل

 همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمود:

 «الْجِهَادُ أَفْضَلُ‏ الْأَشْیَاءِ بَعْدَ الْفَرَائِضِ؛‏ (12)

 جهاد و مبارزه پس از فرایض (نمازهای پنج‌گانه) با فضیلت‌ترین کارهاست

6. لباس تقوا و درع حصین بودن

ابو عبدالرحمان سلمى گوید: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند:

 «أَمَّا بَعْدُ ... وَ الْجِهَادُ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ فَارَقَ الرِّضَا وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَهِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْأَسْدَادِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ ...؛ (13)

 امّا بعد؛ ... جهاد؛ همان لباس تقوا، سپر محکم الهى و بهشت تضمین شده اوست. پس هرکه آن را ترک کند، خداوند به او لباس ذلّت و عبایى از بلا و مصیبت می‌پوشاند و پیوسته ناخشنود خواهد بود و کوچک و بی‌ارزش می‌شود و راه‌ها بر قلب او بسته می‌شود و نمی‌داند باید از کدام راه برود و چون جهاد را ضایع کرده است از دشمنش شکست می‌خورد و حکومت از او گرفته می‌شود و به ذلّت و خوارى گرفتار شده و به عدالت با او رفتار نمی‌شود.

7. صلاح و عزت دین و دنیا

از امیر مؤمنان علیه‌السلام نقل شده است:

‏ «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ‏ وَ نَاصِرَهُ‏ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیَا وَ لَا دِینٌ إِلَّا بِهِ؛ (14)

 درواقع، خداوند عزّ و جلّ‌، جهاد و مبارزه را فرض (واجب حتمى) قرار داد و آن را کارى عظیم به‌حساب آورد و یارى و یاور خود قرار داد. به خدا سوگند! هیچ کار دنیایى، جز با مبارزه و جهاد اصلاح نمی‌شود

 همچنین فرمودند:

 «إِنَّ الْجِهَادَ أَشْرَفُ الْأَعْمَالِ بَعْدَ الْإِسْلَامِ وَ هُوَ قِوَامُ‏ الدِّینِ‏ وَ الْأَجْرُ فِیهِ عَظِیمٌ مَعَ الْعِزَّهِ وَ الْمَنَعَهِ وَ هُوَ الْکَرَّهُ فِیهِ الْحَسَنَاتُ وَ الْبُشْرَى بِالْجَنَّهِ بَعْدَ الشَّهَادَهِ وَ بِالرِّزْقِ غَداً عِنْدَ الرَّبِّ وَ الْکَرَامَهِ-یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- "وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏" (15) الْآیَهَ؛ (16)

 جهاد، با شرافت‌ترین کارها پس از اسلام آوردن به شمار می‌آید، قوام و پایدارى دین است و پاداش این کار، بزرگ است. علاوه بر این، عزّت و حفاظت می‌آورد و حسنات و نیکی‌ها در آن صد هزار برابر می‌شود و بشارت به بهشت پس از شهادت و روزى فردا نزد پروردگار و کرامت الهى است. خداوند عزّ و جلّ‌ می‌فرماید:

 به‌هیچ‌وجه کسانى را که در راه خدا کشته شدند، مردگان حساب مکن، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى خورانند

همچنین امام علی علیه‌السلام فرمودند:

 «ـ فی مُقاتلهِ صِفّینَ لمّا غَلَبَ أصحابُ معاویهَ على الفراتِ ـ: قَدِ اسْتَطعَموکُمُ القِتالَ، فأقِرُّوا على مَذَلَّهٍ و تأخِیرِ مَحَلَّهٍ، أو رَوُّوا السُّیوفَ مِن الدِّماءِ تَرْوَوا مِن الماءِ، فالمَوتُ فی حَیاتِکُم مَقْهورِینَ و الحَیاهُ فی مَوتِکُم قاهِرِینَ؛ (17)

 در جنگ صفین آنگاه‌که سپاه معاویه آب فرات را در اختیار گرفت ـ فرمود: [با این کارشان] از شما خواستند تا دست به جنگ بگشایید؛ اینک شما یا به خوارى تن دهید و منزلت شجاعت و شرافت را از دست نهید، یا شمشیرها را از خون‌ها سیراب کنید تا از آب سیراب شوید؛ چه، اگر زنده بمانید، امّا شکست خورده باشید، در حقیقت مرده‌اید و اگر بمیرید، امّا پیروز شوید، در حقیقت زنده‌اید

8. میراث مَجد و شرافت

مسعده بن صدقه گوید: امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل فرمودند:‏

 «اغْزُوا تُورِثُوا أَبْنَاءَکُمْ مَجْداً؛ (18)

 بجنگید تا براى فرزندان خود مجد و افتخار به ارث بگذارید؛»

 بنابراین، فرزندان به خاطر جهاد و مبارزه و زیر بار ظلم نرفتن پدران و گذشتگان خود افتخار و احساس غرور دارند.

9. سیاحت مؤمن

از عثمان بن مظعون روایت است که گفت:

 «قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله إِنَّ نَفْسِی تُحَدِّثُنِی بِالسِّیَاحَهِ وَ أَنْ أَلْحَقَ بِالْجِبَالِ قَالَ یَا عُثْمَانُ لَا تَفْعَلْ فَإِنَّ سِیَاحَهَ أُمَّتِی الْغَزْوُ وَ الْجِهَادُ؛ (19)

 به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتم: نفس من به من می‌گوید که سفر کنم و به کوه‌ها بروم. فرمود: ای عثمان، این کار را نکن، زیرا سفر امت من فتح و جهاد است

10. جهاد با مال و زبان

امام على علیه‌السلام فرمودند:

 «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ‏ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ (20) خدا را، خدا را، در جهاد کردن با مال ها و جان‌ها و زبان‌هایتان در راه خدا

 جهاد با مال و زبان از اهمیت جهاد خبر می‌دهد.

11. مسلط نشدن دشمن

امام على علیه‌السلام فرمودند:

 « - فی استنفارِ النّاسِ الى أهْلِ الشّامِ - لبئسَ لَعَمْرُ اللّه ِ سُعْرُ نارِ الحَرْبِ أنْتُم! تُکادُونَ و لا تَکِیدُونَ و تُنْتَقَصُ أطْرافُکُم فَلا تَمْتَعِضونَ، لا یُنامُ عَنکُم و أنْتُم فی غَفْلَهٍ سَاهونَ ... و اللّه، إنَّ امْرَأً یُمکِّنُ عَدُوَّهُ مِن نفسِهِ یَعْرُقُ لَحْمَهُ و یَهْشِمُ عَظْمَهُ و یَفْری جِلْدَهُ لَعظیمٌ عَجْزُهُ، ضَعیفٌ ما ضُمَّتْ علَیهِ جَوانِحُ صَدْرِهِ. أنتَ فکُنْ ذاکَ إنْ شِئْتَ. فأمّا أنا فَو اللّه دونَ أنْ اُعطیَ ذلکَ ضَربٌ بالمَشْرَفیّهِ تَطیرُ مِنهُ فَراشُ الهامِ و تَطیحُ السَّواعِدُ و الأقْدامُ و یَفْعلُ اللّه ُ بعدَ ذلکَ ما یشاءُ؛ (21)

 - براى تشویق مردم به جنگ با اهل شام - فرمود: سوگند به خدا که شما بد شعله‌ای براى آتش جنگ هستید! [زیرا] به شما نیرنگ می‌زنند و شما نیرنگ نمی‌زنید، شهرهاى شما را می‌گیرند و شما خشمگین نمی‌شوید، دشمن از شما غافل نیست و شما در غفلت و بی‌خبری به سر می‌برید ... به خدا سوگند کسى که دشمنش را بر خود چنان مسلّط کند که گوشتش را تا استخوان بخورد و استخوانش را دَرهم شکند و پوستش را بکَنَد، بس ناتوان و زبون است و در سینه‌اش دلى ضعیف دارد. تو اگر خواهى چنین باشى، باش، اما من، به خدا سوگند، چنین نخواهم بود، بلکه با شمشیرهاى مَشْرَفى چنان بر او خواهم نواخت که ریزه استخوان‌های سر او بپرد و دست‌ها و پاها به هر سو پراکنده شود. ازآن‌پس خدا هر چه خواهد می‌کند

12. شهادت در راه خدا

از فضلیت های جهاد فی سبیل الله رسیدن به مقام شهادت است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:

 «لِلشَّهِیدِ سَبْعُ‏ خِصَالٍ‏ مِنَ اللَّهِ أَوَّلُ قَطْرَهٍ مِنْ دَمِهِ‏ مَغْفُورٌ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ الثَّانِیَهُ یَقَعُ رَأْسُهُ فِی حَجْرِ زَوْجَتَیْهِ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ تَمْسَحَانِ الْغُبَارَ عَنْ وَجْهِهِ تَقُولَانِ مَرْحَباً بِکَ وَ یَقُولُ هُوَ مِثْلَ ذَلِکَ لَهُمَا وَ الثَّالِثَهُ یُکْسَى مِنْ کِسْوَهِ الْجَنَّهِ وَ الرَّابِعَهُ یَبْتَدِرُهُ خَزَنَهُ الْجَنَّهِ بِکُلِّ رِیحٍ طَیِّبَهٍ أَیُّهُمْ یَأْخُذُهُ مَعَهُ وَ الْخَامِسَهُ أَنْ یُرَى مَنْزِلَتَهُ وَ السَّادِسَهُ یُقَالُ لِرُوحِهِ اسْرَحْ فِی الْجَنَّهِ حَیْثُ شِئْتَ وَ السَّابِعَهُ أَنْ یَنْظُرَ فِی وَجْهِ اللَّهِ وَ آن‌ها لَرَاحَهٌ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَ شَهِیدٍ؛ (22)

 براى شهید، از سوى خداوند متعال هفت خصلت است: نخست: با ریخته شدن نخستین قطره خونش، همه گناهانش آمرزیده می‌شود. دوم: از دامن دو همسر خود از حوریان بهشت سر برمی‌دارد و آن دو از چهره‌اش غبار می‌زدایند و می‌گویند خوش‌آمدی، آفرین بر تو، او هم به آن دو، همان‌گونه می‌گوید. سوم: از جامه‌های بهشت بر او پوشیده می‌شود. چهارم: گنجوران بهشت بهترین عطر و بوهاى خوش بهشتى را براى شهید می‌برند و از آن بهره‌مند می‌شود. پنجم: منزلت او را به او نشان مى‌دهند و آن را مى‌بیند. ششم: به روحش گفته می‌شود، بشتاب و هرکجای بهشت که می‌خواهی برو هفتم: به چهره خدا نظر می‌افکند و این نظر افکندن براى هر پیامبر و شهیدى شادمانی و آسایشی است.

از دیگر از مقام‌های شهید نشناساندن گناهانش است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «مَنْ‏ قُتِلَ‏ فِی‏ سَبِیلِ‏ اللَّهِ لَمْ یُعَرِّفْهُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ سَیِّئَاتِهِ؛ (23) هر کس در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ‌یک از بدی‌ها و گناهانش را به رخ او نمی‌کشد (و او را از آن‌ها آگاه نمی‌کند).»

محبوب‌ترین قطره نزد خداوند قطره خون شهید است. ابوحمزه گوید: از امام باقر علیه‌السلام شنیدم:

 «إِنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام کَانَ یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله ‏ مَا مِنْ‏ قَطْرَهٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَهِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ (24) به‌راستی امام سجّاد علیه‌السلام همیشه می‌فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ‌فرمودند: هیچ قطره‌ای نزد خداى عزّ و جلّ‌ دوست داشتنی‌تر از قطره خونى که در راه خدا ریخته شود نیست

شهید در قبر مورد آزمایش و سؤال قرار نمی‌گیرد. امام صادق علیه‌السلام فرمود: به رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله عرض شد:

 «مَا بَالُ‏ الشَّهِیدِ لَا یُفْتَنُ فِی قَبْرِهِ فَقَالَ [النَّبِیُ‏] ص کَفَى بِالْبَارِقَهِ فَوْقَ رَأْسِهِ فِتْنَهً (25) چرا شهید در قبرش آزمایش نمی‌شود؟ فرمود: شمشیرها و برق آن‌ها بالاى سرش (در زمان جنگ) براى آزمایش او کافى است

نتیجه‌گیری:

جهاد یکی از مفاهیم دین اسلام و از فروعات آن است. در آیات قرآن و احادیث، در باب اهمیت آن، فضایل زیاد بیان شده است. می‌توان برای اهمیت و فضیلت جهاد در روایات به موارد زیر اشاره کرد: خیر بودن جهاد، دَر بهشت بودن، مرکب بهشتی، غنیمت بردن، کشته شدن در راه خدا، لباس تقوا و درع حصین بودن، برترین اعمال، صلاح دین و دنیا، مجد و شرافت، سیاحت بودن، قوام و عزت دین، مسلط نشدن دشمن.

پی‌نوشت‌ها:

1. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 2، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

2. فیض کاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافی، ج‏15، ص 43، کتابخانه امام أمیر المؤمنین على علیه‌السلام، اصفهان، چاپ اول، 1406 ق.

3. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 7، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

4. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 2، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

5. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 4 و 5، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

6. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 3، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

7. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 8، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

8. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 53 و 54، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

9. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 54، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

10. طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص 122، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏2، ص 158، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

12. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 4، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

13. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 4 و 5، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

14. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 8، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

15. سوره آل‌عمران، آیه 169.

16. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 37 و 38، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

17. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه 51، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

18. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 8، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

19. طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص 122، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

20. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، نامه 47، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

21. شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه 34، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.

22. طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص 121 و 122، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

23. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 54، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

24. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 53، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

25. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج‏5، ص 54، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.