پرسش وپاسخ

چرا به امام علی (علیه السلام)، حیدر کرار می گویند؟

پاسخ:
از برخي متون ديني و تاريخي استفاده مي‌شود. پس از ولادت امام علي(ع) مادرش فاطمه بنت اسد نام حضرت را «حيدره» (شير) به نام پدرش (اسد) ناميد. آنگاه پدر آن حضرت ابوطالب آن نام او را عوض کرد و علي ناميد. برخي گفته‌اند: «حيدره» نامي است که قريش براي حضرت انتخاب کرده بودند،‌ ولي قول نخست صحيح‌تر است،‌ زيرا خود آن بزرگوار در جنگ خيبر هنگامي که «مرحب» به جنگ حضرت آمد و گفت: أنا الّذي سمّتني اُمّي مرحبا، پاسخ داده و گفت: «أنا الّذي سمّتني اُمّي حيدره؛ منم آن کسي که مادرم مرا حيدره نام نهاد».(1)
کرار:
بسيار حمله برنده، به تکرار هجوم برنده، لقب علي (ع)، وي بدون ترس به صف دشمن حمله مي کرد.
برگردنده، باز گردنده، حمله كننده پياپى، از القاب اميرالمؤمنين على (ع) است، كه حضرت در جنگ، بر صف دشمنان بارها حمله مى نمود و هيچ انديشه نمى كرد.(2)

پي‌نوشت‌:
1. الکامل في التاريخ ،ج 2 ،ص220 ،ابن اثير ،بيروت ،دار صادر ،1385 ؛
2. بحارالانوار ، ج 39، ص 14 ؛
3. زندگاني امير المؤمنين، ، ص 29 ـ 30؛ سيد هاشم رسولي محلاتي تهران ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي. 1374 ،چاپ چهارم .
4. معارف ومعاريف ،ج 8 ، ص ، 480 ،سيد مصطفي دشتي ،قم ، 1376 ،چاپ دوم .

استمناء برای زنان نیز گناه محسوب می شود ؟ من مدتی استمناء می کردم امانمیدانستم استناء روزه را باطل می کند وبرای نماز خواندن باید بعد از استمناء غسل کرد آیا باید قضای روزه هاو نماز هایم را به جا آورم ؟

اگر در اثر استمنا در اوج شهوت و لذت جنسي مي رسيديد و د ر اين حالت مايعي هم خارج مي شده جنب مي شديد و غسل جنابت بر شما واجب بوده است .اگر غسل نکرده ايد نمازهايي را که با اين حالت خوانده ايد بايد قضا کنيد. البته اگر بعد از استمنا غسل حيض کرده باشيد ،به نظر آيت الله فاضل به جاي غسل جنابت کفايت مي کند . نمازهايي که بعد از استمنا تا زمان عادت ماهيانه با حالت جنابت خوانده ايد، بايد قضا کنيد.يعني هر مقدار نمازي را که درحال جنابت خوانده ايد، قضا کنيد.
نسبت به روزه : اگر نمي دانستيد که استمنا سبب جنابت مي شود و هيچ احتمال نميداديد که استمنا هم غسل دارد، روزه هايي که گرفته ايد صحيح است.
اما اگر در اثر استمنا به اوج لذت جنسي نمي رسيديد و يا در اين حالت مايعي از شما خارج نمي شده است و يا شک داشته باشيد که در اثر استمنا و تحريک جنسي دراوج لذت جنسي مي رسيديد و يا شک داشته باشيد که دراين حالت مايعي از شما خارج مي شده ، نماز ها و روزه هايي که خوانده ايد صحيح است و به شک خود اعتنا نکنيد.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله فاضل لنکراني، جامع المسائل، ج1، سؤال 175 و ج2، 394و 395 و سؤال از دفتر آيت الله فاضل لنکراني.

یک دخترترنس بهتراست دوستانش راپسرانتخاب کندیادختر؟

تلاش شما برای آگاهی از وضعیت حکم شرعی با وجود آنکه یک دختر ترنس هستید، حاکی از روح پاک شما است و امیدواریم که خداوند رحمت و برکات خود را بر شما عنایت نموده و از گزند آسیب های متعدد دور دارد و سعادت رهنمون سازد.
ملاک در تمام موارد حکم شرعی است و نه چیزی دیگر. در فرض مندرج در سئوال توجه داشته باشید که جسم دخترانه است و این باید ملاک برای عمل کردن باشد. به هر حال فراموش نکنیم که می‌گوییم دختر!!
در بخشی دیگر از پرسش نوشته‌اید که: «از نظر روح و احساسات ...»؛ این دو اصطلاح یکسان نیستند و در یک موقعیت بکار گرفته نمی شوند و ادبیات و شعر نمی‌تواند ملاک برای روانشناسان و متخصصان صدور حکم شرعی محسوب گردد. بنابراین استفاده هم‌عرض این دو نمی‌تواند صحت داشته باشد.
احساس و روح بسیار متفاوت هستند و دارای احکام جداگانه نیز هستند. در روانشناسی اصطلاح احساسات، عاطفه و هیجان تقریباً مترادف بوده و بیانگر وضعیت روانشناختی بوده که البته بسته به وضعیت زن یا مرد بودن متفاوت است. این وضعیت روان‌شناختی هیچ ارتباطی به احکام روح ندارد و در ثانی این احوال هیچ ارتباطی به صدرو حکم شرعی ندارند.
صدور احکام شرعی مبتنی بر وضعیت بدنی شما به عنوان یک دختر بوده؛ هر چند که مبتنی بر خویشتنداری بوده و باید مراقب نوع روابط خودتان باشید.
متأسفانه گاهی چنان القاء می‌شود که فرد ترنس همواره در یک وضعیت اجبار و ناخواسته قرار داشته و هرگز نمی‌تواند خویشتنداری نماید.
این در حالی است که مفهوم ترنس در غرب دارای تحولاتی چشمگیر بوده و نسخه‌های جدید مجموعه های تشخیصی روانپزشکی برداشت‌های متفاوتی را از این اختلال در اختیار قرار داده‌اند و نگاه‌های ناشی از فرهنگ غرب نیز در آن ملحوظ گشته است. این موج همچنان رو به تغییر است و ما نیز گاهی متأثر از چنین فرهنگی تکلیف خودمان را در برابر این اختلال روشن نمی‌سازیم و همچنان سرگردان هستیم.
این در حالی است که این افراد در طول تاریخ همچنان وجود داشته‌اند و دارای احکام خاص خود بوده‌اند و البته در یک آزمون الهی قرار دارند و به مقام و درجات یک بنده مقرب خداوند نیز دست می‌یابند.
در نتیجه آنها نیز مانند تمام بندگان در یک آزمون قرار دارند و هیچ امتیاز یا کاستی خاصی نسبت به سایرین ندارند و البته در صورت اطاعت و قرار گرفتن در زیر پرچم بندگی راستین خداوند در یک مزیت قرار خواهند داشت.
به هر حال همواره باید در یک هوشیاری کامل به سر برد و خود را از افراد منفعل دور ساخت.
یک ترنس صرف نظر از آنکه چه وضعیتی دارد، که البته قابل درک است، باز هم یک مسلمان است و مانند همه مسلمانان باید به احکام شرعی توجه داشته باشد.
در این موارد توجه نکنید که برخی ممکن است خود را با همتایان خارج از بوم و فرهنگ مقایسه کنند و به هر رفتاری که می‌خواهند دست می‌زنند.
هیچ چیز باعث نمی‌شود تا این افراد از دایره شمول‌پذیری احکام خداوند خارج گردند.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

سلام/من مدت زیادی استمنا میکردم خیلی توبه کردم ولی دوباره شکستمش آیا توبه من قبول است؟کمکم کنید

از آيات و روايات استفاده مي‏شود كه توبه مخصوص گناه ويژه‏اي نيست و شخص خاصي را نيز شامل نمي‏شود. خداوند نسبت به هر عمل زشت و هر ظلم و ستم و اسرافي، وعده پذيرش توبه را داده و در آيه "توبوا الي الله جميعاً" (1) هرگناهكاري دعوت به توبه شده‏ است. در اين جهت فرقي بين گناه كبيره وصغيره نيست.
خداوند در قرآن مي فرمايد: "قل: يا عبادي الّذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله أنّ الله يغفر الذنوب جمعياً، إنّه هوالغفور الرّحيم؛(2) بگو: اي بندگان من كه(با گناه کردن ) بر خود ظلم و ستم روا داشتيد، از رحمت خداوند مأيوس و نا اميد نشويد كه خدا همه گناهان را مي آمرزد.
رسول اكرم(ص) فرمود: " هر مرضي دارويي دارد و داروي گناهان استغفار و طلب عفو وآمرزش از خدا است. (3)
گناه هر چه باشد، قابل توبه است و توبه از آن در درگاه الهي پذيرفته مي شود. به شرط آن كه توبه حقيقي باشد؛ يعني انسان از عمق دل پشيمان شده باشد و با عزمي راسخ بخواهد آن گناه را ترک کند . در اين صورت خداوند نه تنها توبه را مي پذيرد. بلكه توبه كننده واقعي را دوست دارد. توبه كه به معني پشيماني واقعي از معصيت است، هم موجب بخشش گناه شده و هم صفحه قلب را از آلودگي به گناه پاك و تيرگي را مبدّل به روشنايي مي سازد.
غرق گنه نا اميد مشو ز دربار ما که عفو کردن بود در همه دم کار ما
بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من بيا بهشتت دهم ،مرو تو در نار ما
توبه شکستي ،بيا هر آنچه هستي بيا اميدواري بجو ز نام غفار ما
در صورت تحقق توبه شکي نيست که خداوند آن را مي‌پذيرد. از روايات معصومين برمي‌آيد كه توبه، با شكستن آن و ارتكاب دوباره گناه، باطل نمي‌شود. امام باقر(ع) مي‌فرمايد:
«مؤمن هرگاه توبه كند، خداوند او را مي‌آمرزد، پس بايد براي آينده پس از توبه و آمرزش، كار نيك كند».
راوي مي‌گويد: عرض كردم: اگر پس از توبه و استغفار از گناهان، باز گناه كند و دوباره توبه كند. چگونه است، حضرت فرمود:
«آيا باور داري كه بنده مؤمن از گناه خويش پشيمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه كند و خداوند توبه‌اش را نپذيرد؟»
عرض كردم: اگر چند بار اين كار را كرد، گناه كرد و توبه، نموده چگونه است، فرمود:
«هرگاه مؤمن به استغفار و توبه باز گردد، خداوند نيز به آمرزش او بر مي‌گردد، زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است».(4)
بيش تر افرادي كه دچار خودارضايي شده اند، از دو جهت نگراني دارند: از آينده و از عوارض جسمي و رواني. در حالي كه آنان نبايد تصوّر كنند. بعد از چند بار توبه و شكستن آن، ديگر اميدي وجود ندارد. در توبه هميشه به روي بندگان گناهكار باز است و امكان بازگشت فراهم مي باشد.
اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي باز آي
البته همه اين سخنان به معناي تجويز گناه بعد از توبه نمي‌باشد، بلكه مربوط به كسي است كه توبه واقعي از گناه مي‌كند. تمام شرايط توبه در او (از جمله پشيماني از عمل گذشته و تصميم بر ترك در آينده) وجود دارد، اما با همه اين احوال بعد از توبه نمودن و پس از اين كه قصد واقعي داشت كه دوباره گناه نكند، باز به فتنه گناه آلوده شده است. در چنين صورتي اين گناه توبه گذشته را از بين نمي‌برد.
توبه از هر گناهى و از جمله استمنا دو ركن اساسى دارد:
1- پشيمانى بر گناه؛ 2-عزم بر ترك آن.
اولين گام در ترك استمنا اميد به نجات از دام اين بيمارى است. به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند، ‌اگر از طريق صحيحى وارد شويد، نجات از آن مانند ديگر اعتياد ها مسلّم و حتمى است. البته اين عادت كه سال ها به صورت طبيعت ثانوى در آمده، يك شبه از سر به در نمى رود، ولى به تدريج ترك خواهد شد و در مدت نسبتاً كوتاهى آثار شوم آن زائل خواهد گشت.
گام دوم: تصميم، اراده و صبر در برابر خواسته هاى نفسانى است. اگر قبلاً تصميم گرفته ايد ، ولى باز آن را شكسته ايد، مأيوس نشويد. بياييد از نو تصميم بگيريد. با در نظر گرفتن سرانجام اين گناه و بررسى تمام جوانب مسئله و بسيج كردن تمام نيروهاى معنوى خود، به خصوص ايمان به خدا عزم خود را در ترك استمنا راسخ كنيد و با جديت وارد عمل شويد . با زبان جارى كردن استغفار و طلب مغفرت و عزم بر ترك گناه مطمئن باشيد گناه سابق شما بخشيده شده است.
سعي کنيد خاطرات تلخ گذشته را به بوته فراموشي بسپاريد و بر نقاط قوّت خود تأکيد و اصرار ورزيد تا از اين طريق اعتماد به نفس و خود باوري شما تقويت گردد.

پي نوشت‏ها:
1. نور (24) آيه 31.
2 .زمر(39) آيه 53.
3. محمد ري شهري، ميزان الحكمه، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص 997.
4 . بحار الانوار، ج 6، ص 40.

در واقعه عاشورا چرا ایرانیان با امام حسین (علیه السلام) همراه و به ایشان کمک نکردند؟

پاسخ:
اسلام هيچ گاه خواهان جنگ نيست و امام حسين نيز خواستار جنگ نبود. اصلا به قصد جنگ سرزمين مکه را به سوي عراق ترک نکرد. تا آن که به همراه لشکرياني از اطراف و اکناف عربستان و عراق وارد سرزمين کوفه گردد، تاريخ گواه بر اين است که امام حسين نه به قصد جنگ بلکه براي اجابت دعوت کوفيان که نامه‌هاي بسياري نوشته و فرستاده‌هايي نزد امام حسين گسيل داده بودند و دست ياري به سوي امام دراز کرده بودند که با حضرت بيعت کنند، مکه را به سوي عراق ترک کرد.
طبيعي است که در چنين شرايطي به قشون کشي و گرد آوري همرزم نه نيازي هست و نه اصلا شايسته مي‌باشد. پس بناي امام بر اين نبوده که با لشکري که داراي آرايش نظامي و جنگي است به سوي عراق حرکت کند. تا اين سوال پيش آيد چرا ايرانيان به کمک امام حسين نشتافتند.
حضرت از مکه با خانواده خود و چند تن از دوستداران و مواليان خويش به سمت عراق سفر کردند بدون آن که قصد جنگ داشته باشند حتي پيشاپيش پسر عموي خويش مسلم بن عقيل را راهي کوفه نموده تا چنانچه کوفيان بر عهد و پيمان خويش باشند، او را با خبر کند. اين موارد همگي گواه هايي است که امام حسين به قصد جنگيدن سفر را آغاز نکرده بود اما در نزديکي کوفه با بي‌وفايي کوفيان مواجه شد ،درحالي كه مسير را بر آن ها بسته بودند ، و آن ها را درحلقه محاصره محبوس كرده بودند. در چنين شرايطي باز هم آن حضرت مايل به آغاز جنگ نبود، و کوفيان آغازگر جنگ بودند.
نتيجه آنکه اگر ايرانيان به همراه امام حسين نبودند،به اين جهت است كه اولا دعوتي از سوي امام حسين مبني بر همراهي ايرانيان با حضرت به عمل نيامده بود زيرا كه سفر حضرت جنگي نبود.
ثانيا: ايرانيان حاظر در مدينه و مکه عمدتا برده بودند و اختياري از خود نداشتند تا به همراه حضرت حرکت کنند. ايرانيان مقيم در ايران هم در بي خبري به سر مي بردند. امکان حضور و همراهي با امام را نداشتند.
ايرانيان از دير باز در زمره مواليان اهل البيت بوده وخوش درخشيدند . بنا به گفته دينوري اکثر سپاه همراه مختار در نبرد با شاميان، که به خونخواهي امام حسين به پا خواسته بودند، ايراني بودند. که اين نيز مدال افتخاري است براي ايرانيان. (1)

پي‌نوشت‌:
1- اخبار الطوال، دينوري، ص 293، چاپ اول، سال چاپ 1960، ناشر: دار احياء الکتب العربي.

حکم شرعی در مورد انجام برپایی مراسم کاروان نمادین اُسرا در صبح روز عاشورا تا ظهر چیست؟ (طبق نظر آیت الله خامنه ای)

پاسخ:
اگر مراسم کاروان نمادين مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و مستلزم مفسده هم نباشند اشکال ندارد، ولي در عين حال بهتر است که به جاي آن ها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسيني و مرثيه خواني برپا شود.(1)

پي نوشت:
1. آيت الله خامنه اي ، رساله اجوبه الاستفتائات ، س 1440.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها