صلوات

صلوات برای پیامبر و اهل‌بیت علیهم السلام و اثرش برای آنان
صلوات فرای از ارتقای مقام پیامبر و اهل‌بیت، ابزاری برای رشد معنوی، استجابت دعا و گشایش امور مؤمنان است.

پرسش:

آیا پیامبر صلی الله علیه و‌آله و اهل‌بیت علیهم السلام نیاز به صلوات و درود دارند؟ صلوات چه اثری برای آنان دارد؟

پاسخ:

صلوات بر پیامبر و خاندان ایشان در واقع دعایی است که به صورت ذکر و مکرر نیز انجام می‌شود. مشروعیت صلوات و درود‌فرستادن بر نبی خدا صلی الله علیه و‌آله را می‌توان از قرآن به دست آورد که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا: همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان، بر او درود فرستید و آن‌گونه که شایسته است، تسلیم او باشید» (1). البته فقیهان از این آیه وجوب شرعی را برداشت نکرده‌اند؛ چرا‌که روایاتی بر اختیاری‌بودن آن وجود دارد (2). اما میزان ارشاد و سفارش به این عمل خیر بسیار روشن و بالاست؛ چون در ابتدای آیه، صلوات‌فرستادن مؤمنان مستند به رفتار خدا و فرشتگان می‌شود و سپس به مؤمنان توصیه شده است. از روایات نیز چنین بر‌می‌آید که لازم است در کنار رسول‌الله، اهل‌بیت ایشان نیز به این دعا محلق شوند (3). در نوشتار حاضر به این مسئله پرداخته می‌شود که این دعا افزون بر فوایدی که برای دعا‌کننده دارد، برای پیامبر و اهل‌بیت ایشان نیز فایده‌ای دارد.

الف) فایده برای دعا‌کننده

صلوات یک دعاست و از خدواند درخواست می‌شود؛ ازاین‌رو در نگاه نخست باید برای دعا‌کننده سودمند باشد. در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است که دعای صلوات برای دعا‌کننده فایده‌مند است؛ مانند: «... وَ إِنَّمَا ‌صَلَوَاتُنَا عَلَیْهِ رَحْمَةٌ لَنَا وَ قُرْبَة» (4).

در این روایت، جناب صفوان بن یحیی از قول امام رضا علیه السلام گزارش می‌کند که حضرت درباره صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و‌آله فرمودند: «درود ما بر او رحمت و تقرّبی در حقّ خود ماست».

بنابراین در گام نخست، دعای صلوات وسیله‌ای برای تقرب مؤمنان به خداوند است. فایده‌های دیگری نیز در روایات برای صلوات بیان شده است؛ مانند: «کُلُّ دُعَاءٍ یُدْعَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: هر دعایی که به ‌وسیله‌ آن خداوند عزّوجلّ خوانده می‌شود، به آسمان نمی‌رسد و میان زمین و آسمان باقی می‌ماند تا آنکه بر محمّد و آل محمّد درود فرستاده شود» (5).

بنابراین سودمندی صلوات برای فرستندۀ آن در جایگا هیک دعا می‌تواند ثمره‌های مادی و معنوی درخور توجهی داشته باشد که کلمات و توصیه‌های معصومان علیهم السلام در‌این‌باره فراوان است.

ب) سودمندی برای اهل‌بیت علیهم السلام

در برخی روایات برای اهل‌بیت علیهم السلام نشانه‌هایی از رشد و تکامل مستمر در علم برزخ گزارش شده است (6) که می‌تواند در حوزه معنویات و ارتقای مراتب و درجات نورانی و نامتناهی نیز جریان داشته باشد. بر این اساس، درود‌فرستادن و دعا‌کردن برای ایشان می‌تواند در عالم برزخ برای ایشان سودمند باشد و موجب ارتقای درجات ایشان شود؛ برای نمونه در مسائلی مانند گستره میزان شفاعت و ... اثرگذار باشد. اما در روایاتی این صلوات و اثرات آن معنا شده است؛ مانند: «... عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً فَقَالَ ص تَزْکِیَتُهُ لَهُ فِی السَّمَاءِ قُلْتُ مَا مَعْنَى تَزْکِیَهِ اللَّهِ إِیَّاهُ قَالَ زَکَّاهُ بِأَنْ بَرَّأَهُ مِنْ کُلِّ نَقْصٍ وَ آفَهٍ یَلْزَمُ مَخْلُوقاً قُلْتُ فَصَلَاهُ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ یُبَرِّءُونَهُ وَ یُعَرِّفُونَهُ‏ بِأَنَّ اللَّهَ قَدْ بَرَّأَهُ مِنْ کُلِّ نَقْصٍ هُوَ فِی الْمَخْلُوقِینَ مِنَ الْآفَاتِ الَّتِی تُصِیبُهُمْ فِی بُنْیَهِ خَلْقِهِمْ فَمَنْ عَرَفَهُ وَ وَصَفَهُ بِغَیْرِ ذَلِکَ فَمَا صَلَّى عَلَیْهِ ...: عبدالرّحمن ‌بن‌ کثیر گوید از حضرت صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ شریفۀ "إِنَّ اللهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا" پرسیدم. فرمودند: مراد تزکیه آن حضرت در آسمان است. پرسیدم: مراد از تزکیه چیست؟ فرمودند: پیامبر را پاک نموده و از هرگونه نقص و آفتی که دیگر مخلوقات مبتلا به آن هستند، در امان نگه داشته است. پرسیدم مقصود از صلوات مؤمنان چیست؟ فرمودند: مؤمنان نیز پیامبر را مبرّا دانسته و به وی معرفت دارند که خداوند تعالی وی را از هرگونه نقص و آفتی که در مخلوقات دیگر است، پاک نموده است؛ پس هرکس به این امر معرفت داشته باشد، ولی حضرت را به غیر آن توصیف کند، درحقیقت بر آن حضرت صلوات نفرستاده است ...».

بر اساس این روایت، صلوات نوعی اعلان یا سبب تزکیه و دور‌شدن بدی‌ها از اهل‌بیت علیهم ‌السلام است و طبق بیان حضرت، در حوزه معنوی برای این دعا آثاری قرار داده شده است. همچنین در برخی از روایات صلوات به‌مثابۀ نشانه‌ای از میثاق مؤمنان با ولایت است که در عالم ذر اتفاق افتاده و ابزار این اعلام وفاداری، درود‌فرستادن به اهل‌بیت علیهم السلام است؛ همانند: «مَنْ صَلَّی عَلَی النَّبِیِّ وَ آلِهِ فَمَعْنَاهُ: أَنِّی أَنَا عَلَی الْمِیثَاقِ وَ الْوَفَاءِ الَّذِی قَبِلْتُ حِینَ قَوْلِهِ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی: امام صادق علیه السلام فرمودند هر کسی که به رسول خدا و خاندان او درود فرستد، به این معناست که من به آن پیمان و عهدی که با خداوند بستم به هنگامی‌ که فرمود: "آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری" هنوز پایبندم» (7).

صلوات نشانه و ابزار ولایت‌پذیری مؤمنان است و شاخص‌بودن در موضوعات دیگر نیز وجود دارد؛ مانند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: إِذَا ذُکِرَ النَّبِیُّ ص فَأَکْثِرُوا الصَّلَاةَ عَلَیْهِ فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ ص صَلَاةً وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ أَلْفَ صَلَاةٍ فِی أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلَائِکَةِ وَ لَمْ یَبْقَ شَیْ‏ءٌ مِمَّا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلَّا صَلَّى عَلَى الْعَبْدِ لِصَلَاةِ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ صَلَاةِ مَلَائِکَتِهِ فَمَنْ لَمْ یَرْغَبْ فِی هَذَا فَهُوَ جَاهِلٌ مَغْرُورٌ قَدْ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ: امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسی یک ‌بار بر رسول خدا صلی الله علیه و‌آله درود فرستد، خداوند هزار مرتبه در هزار صف از فرشتگان بر او درود می‌فرستد و تمام موجودات خداوند به دلیل درود‌فرستادن خداوند و فرشتگانش بر آن بنده، بر او درود می‌فرستند. پس هر کسی رغبتی به درودفرستادن بر رسول خدا صلی الله علیه و‌آله نداشته باشد، نادان و مغرور است و خداوند و رسول خدا و نیز اهل‌بیت رسول خدا از او برائت می‌جویند» (8).

بی‌رغبتی در صلوات‌فرستادن صف محبان و غیر‌محبان را جدا می‌کند و رذایل اخلاقی همچون جهل و غرور را برای چنین افرادی به رخ می‌کشد. بنابراین فرستادن صلوات افزون بر سودمندی که برای خود فرد دارد، صف مؤمنان واقعی را از مدعیان در نظر اهل‌بیت علیهم السلام روشن می‌کند.

نتیجه:

دعای صلوات که در قالب ذکر نیز تکرار می‌شود، فواید مادی و معنوی درخور توجهی دارد. بخشی از فواید به دعا‌کننده اختصاص دارد؛ مانند اینکه سبب تقرب یا استجابت دعای او می‌شود؛ بخشی نیز به پیامبر و اهل‌بیت علیهم السلام اختصاص دارد که موجب ارتقای درجات معنوی ایشان یا ابزاری برای تفکیک و تشخیص موالیان آنها خواهد بود. با این حال، صلوات بیش از آنچه برای حضرات آورده داشته باشد، برای مؤمنان مفید است؛ درواقع ابزار رشد و ارتقای و گشایش برای مؤمنان است.

پی‌نوشت‌ها:

1. احزاب: 56.

2. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: اسلامیه، 1407 ق، ج ۲، ص ۴۹۲.

3. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 495.

4. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 654.

5. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 493.

6. ر.ک: «بَابٌ فِی أَنَّ الْأَئِمَّةَ ع یَزْدَادُونَ فِی لَیْلَةِ الْجُمُعَة» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 1، ص 253).

7. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ معانی الأخبار؛ محقق/ مصحح: على‌اکبر غفاری؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1403 ق، ص 116.

8. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 492.

عظمت ماه شعبان و انتساب آن به پیامبر صلی الله علیه و آله به سبب مقدمه سازی برای ورود به ماه مبارک رمضان و بهره‌مندی از شب قدر است.
شعبان ماه پیامبر

پرسش:
چرا پیامبر ماه شعبان را ماه خودش دانسته است در حالیکه در این ماه، نه تولد یافته و نه مبعوث شده و نه اتفاق مهم مخصوص ایشان رخ داده است؟ علت این نامگذاری چیست؟!

پاسخ:
ماه‌های رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان، از مهم‌ترین ماه‌های سال برای عبادت و پرستش خداوند هستند. هریک از این سه ماه دارای موقعیت ممتازی در عرصه بندگی و عبودیت خداوند می‌باشند. ماه شعبان، ماهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را منتسب به خودش دانسته و از امت خویش خواسته که با انجام اعمال و عباداتِ این ماه، ایشان را یاری نمایند و بر شکوه بندگی خداوند بیفزایند. اما سبب و علت اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، این ماه را به خود منتسب دانسته، دارای احتمالاتی بر پایه روایات است که در ادامه به آنها می پردازیم.
نکته اول
در توضیح علتِ انتساب ماه شعبان به پیامبر صلی الله علیه و آله، لازم نیست به وقایع خاصی همچون ولادت، وفات، بعثت و ... ارجاع دهیم؛ بلکه برای مثال، همانگونه که انتساب ماه رجب به خداوند، از باب شرافت و اضافه تشریفیه بوده،(1) ماه شعبان نیز بلحاظ فضیلت و خصوصیات عبادی و از همه مهم‌تر توجه دادن به اهمیت و ارزش آن، از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله به ایشان نسبت داده شده است. در این راستا، صاحب کتاب دعائم الاسلام متوفی 363ق، در ذیل حدیث «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: شَعْبَانُ شَهْرِی وَ رَمَضَانُ شَهْرُ اللَّه» می‌نویسد: 
«این [مطلب به] جهت تعظیم است، و همه ماه‌ها مال خداست و به خاطر این که رسول خدا همواره در این ماه روزه بودند.»(2)
نکته دوم
با جستجو در منابع اسلامی و روایات، می‌توان احتمالات و فرائنی را برای این انتساب در نظر گرفت که تا حدودی می‌تواند انگیزه از این نامگذاری را آشکار کند. 
اولین موردی که می‌توان بدان اشاره کرد این است که عبادت، بندگی و ارتباط با حق تعالی از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ویژگی ممتاز آن حضرت است که قطعاً در کل ایام سال، بدین نحو بوده؛ اما توجه بیش از حد نبی مکرم صلی الله علیه و آله به عبادت کردن در این ماه، و اشتیاق ایشان از ورود به شعبان المعظم و در آخر، منتسب کردن این ماه به خود، می‌تواند بیانگر تاکید ایشان بر ارتباط و بندگی خداوند و ارتباط خالصاله با حق تعالی در این ماه باشد.
امام صادق علیه السّلام به صفوان جمال فرمود: 
«اطرافیان خود را به روزه ماه شعبان ترغیب و تشویق کن.»، عرض کردم: «فدایت گردم! آیا برای روزه آن فضیلت خاصی را در نظر دارید؟»، فرمود: «بله، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله وقتی هلال ماه شعبان را می‌دید، دستور می‌داد که منادی در شهر مدینه ندا در دهد: ای اهل یثرب، من فرستاده‌ی خدا به سوی شما هستم. آگاه باشید که شعبان ماه من است، پس رحمت خدا بر کسی که در این ماه مرا یاری دهد.» امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود: «امیر مؤمنان علیه السلام می‌فرمود: از آن زمان که صدای منادی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را درباره ماه شعبان شنیدم، در طول عمرم-اگر خدا بخواهد-روزه ماه شعبان از من فوت نخواهد شد.»(3)
 همانطور که از این حدیث پیداست، عبادت خداوند بویژه روزه، به یاری دادن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تعبیر شده و نیز روزه داری امیرالمومنین علیه السلام و اهتمام به آن تا پایان عمر، از اهمیت شعبان المعظم حکایت دارد و ضمیمه شدن این مطالب به انتساب این ماه به پیامبر اکرم، حکایت از تأکید وجود نازنین ایشان بر عبادت و بندگی خداوند در این ماه است.
نکته سوم
مورد دیگری که می‌توان بدان اشاره کرد این است که از اعمال عبادی و مورد سفارش در این ماه، درود و صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. این ذکر ارزشمند از چنان اهمیت و ارزشی برخوردار است که خدای متعال، خود و ملائکه را از جمله کسانی معرفی می‌فرماید که بر پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله درود می‌فرستند: 
«خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستد ای کسانی که ایمان آورده‏اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملًا تسلیم (فرمان او) باشید.» (4)
در روایات اسلامی ماه شعبان، ماه درود و صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی شده است، برای نمونه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: 
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله ... وَ شَعْبَانُ شَهْرِی؛پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: ... که شعبان ماه من است.» سپس ادامه می‌دهد تا به اینجا می‌رسد: «وَ أَکْثِرُوا فِی شَعْبَانَ الصَّلَاهَ عَلَى نَبِیِّکُمْ وَ أَهْلِهِ ...؛ در شعبان بر پیامبر و اهل بیتش زیاد صلوات بفرستید...؛ «وَ سُمِّیَ شَهْرُ شَعْبَانَ شَهْرَ الشَّفَاعَهِ لِأَنَّ رَسُولَکُمْ یَشْفَعُ لِکُلِّ مَنْ یُصَلِّی عَلَیْهِ فِیهِ ...؛ ماه شعبان ماه شفاعت است؛ چون رسول اکرم برای هر کسی که صلوات بفرستد در این ماه شفاعت می‌کند.»(5)
همانگونه که پیداست صلوات و درود بر پیامبر اکرم و اهل بیت ایشان علیهم السلام، در شعبان المعظم، از فضیلت ویژه ای برخوردار بوده و زمینه شفاعت را برآورده می‌کند و این تأکید برکثرت صلوات در ماه شعبان، می‌تواند حاکی از علت انتساب این ماه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باشد.
نکته چهارم
روشن است که هر ماهی ماه خدا است و در هر ماهی می شود خدا را عبادت کرد یا بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات فرستاد؛ اما تاکید بر عبادت و صلوات در این ماه، شاید به سبب آماده سازی روحی برای ورود به ماه مبارک رمضان نیز باشد؛ چنانکه برخی عارفان گفته اند: «رجب ماه شخم زدن، شعبان ماه آبیاری محصولات و ماه رمضان ماه برداشت محصول است.»(6)
در همین راستا، امام خمینی (ره) نیز عبادات ماه رجب و شعبان را مقدمه ورود به ماه رمضان می دانند و همه عبادات در این سه ماه را به منظور کسب آمادگی معنوی مناسب، برای بیشتری بهره مندی از برکات شب قدر می دانند: 
«این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشى است که انسان به حسب قلب خودش مى‏ کند براى اینکه مهیا بشود برود مهمانى؛ مهمانى خدا، مهمانى ‏اى که در آنجا سفره ‏اى که پهن کرده است قرآن مجید است و محلى که در آنجا ضیافت مى ‏کند مهمش «لیلة القدر» است و ضیافتى که مى ‏کند ضیافت تنزیهى و ضیافت اثباتى و تعلیمى [است‏]. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا مى‏ کند تا برسند به آن سفره ‏اى که از آن باید استفاده کنند و آن «لیلة القدر» است که قرآن در آن نازل شده است.»(7)
نتیجه
عظمت ماه شعبان و انتساب آن به پیامبر صلی الله علیه و آله، به دلیل رخداد تاریخی خاص نیست بلکه به این سبب است که پیامبر به سبب مقدمه سازی برای ورود به ماه مبارک رمضان و بهره‌مندی از شب قدر، خودشان به عبادت در ماه شعبان عنایت ویژه ای داشته و به روزه داری و دعا می پرداختند و مردم را نیز به همراهی و یاری در عبادت خدا تشویق می کردند. 
عبادت و عنایت ایشان به این ماه سبب شد که این ماه را ماه پیامبر بنامند و هر کس در این ماه به یاد پیامبر باشد و بر ایشان صلوات بفرستد و ایشان را در عبادت خدا یاری کند، مورد توجه ایشان قرار گرفته و مشمول شفاعت ایشان خواهد بود. 

کلمات کلیدی:
ماه شعبان، روزه، صلوات، شفاعت.

پی نوشت:
1.    بن بابویه، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دارالشریف الرضی للنشر،1406ق، ص 54.
2.    ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام،  محقق / مصحح: فیضی، آصف، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام،  1385 ق، ج 1، ص 283-284.
3.    ابن طاووس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1409ق، ج2، ص 683.
4.    سوره احزاب، آیه 56.
5.    اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، قم، مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1408 ق، ص 17-18.
6.    درینی، عبدالعزیز، طهارة القلوب و الخضوع لعلام الغيوب‏، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424 ق، ص 125.
7.    امام خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ( س)، 1389 ش، ج 13، ص 33.
 

سلام در رساله آیت الله سیستانی آمده که ذکر رکوع و سجده باید پشت سر هم گفته شود.می خواستم بدانم اگر کسی بخواهد هم ذکر 3 بار سبحان الله و هم سبحان ربی .......... را بگویید می تواند بعد از گفتن اولین ذکر مثلا 3تا سبحان الله وقف کند و بعد ذکر بعد ی را بگوید یا حتما باید بدون وقف و با حرکت بگوید؟در مورد صلوات که سفارش شده در رکوع و سجده گفته شد چطور؟ می شود وقف کرد و بعد صلوات داد؟ چه ذکرهایی را میتوان در سجده گفته تا سجده طولانی تر شود؟ در ماه مبارک رمضان وقتی روزه هستم اگر اطراف لب و دهان عرق گرفته باشد و برای بر طرف کردن خشکی دهان زبان را به لبو اطراف لب بزنیم با توجه به اینکه عرقی است و زبان با آن برخورد می کند و آن را جذب میکند آیا روزه باطل می شود؟ مرجع تقلید آیت الله سیستانی

پرسش 1:
احکام شرح :
در رساله آيت الله سيستاني آمده که ذکر رکوع و سجده بايد پشت سر هم گفته شود. اگر کسي بخواهد هم ذکر 3 بار سبحان الله و هم سبحان ربي .......... را بگويد مي تواند بعد از گفتن اولين ذکر مثلا 3تا سبحان الله وقف کند و بعد ذکر بعد ي را بگويد يا بايد بدون وقف و با حرکت بگويد؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
ذکر رکوع و سجود به مقدار واجب بايد پشت سرهم گفته شود(1) اما بيش از مقدار واجب هر مقدار ذکري که انسان بگويد ، اگر بين ذکر ها کمي فاصله بيافتد و به مقداري که از حالت ذکر گفتن خارج نشود ،وقف کند، اشکال ندارد.
پي نوشت:
1.آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسأله1016.
پرسش 2:
در مورد صلوات که سفارش شده در رکوع و سجده گفته شد چطور؟ مي شود وقف کرد و بعد صلوات داد؟
پاسخ:
بعد از ذکر رکوع يا سجود صلوات مي فرستيد . و يک لحظه که بعد از ذکر درنگ کنيد کافي است. (1)
پي نوشت:
1 آيت الله سيستاني، توضيح المسا ئل ، م 991.
پرسش 3:
چه ذکرهايي را مي توان در سجده گفته تا سجده طولاني تر شود؟
پاسخ:
مي تواند ذکر سبحان ربي الا علي وبحمده را 3 يا 5 يا7 مرتبه يا بيش تر بگويد (1)همچنين مستحب است در سجده اين دعا را بخواند (يا خير المسئولين ويا خير المعطين ، ارزقني و ارزق عيالي من فضلک فانک ذو الفضل العظيم ).(2)
پي نوشت ها:
1 .آيت الله سيستاني .توضيح المسا ئل ،م 36 10.
2 . همان ، م 1078.
پرسش 4:
در ماه مبارک رمضان وقتي روزه هستم. اگر اطراف لب و دهان عرق گرفته باشد و براي بر طرف کردن خشکي دهان ،زبان را به لب و اطراف لب بزنيم ،با توجه به اينکه عرقي است و زبان با آن برخورد مي کند و آن را جذب مي کند ،آيا روزه باطل مي شود؟ مرجع تقليد آيت الله سيستاني.

پاسخ:
اگر عرق بيرون دهان خورده نشود، اشکال ندارد و روزه باطل نمي شود.(1)
پي نوشت:
1 .آيت الله سيستاني توضيح المسائل،م ، 1554.

پرسش 1: صلوات شرح سلام.آيا صلوات فرستادن با شنيدن نام اميرالمومنين(ع) اشکال دارد؟

پرسش 2: آيا قاتل حضرت زهرا(س) همان خليفه ي دوم است؟

پرسش 3: چرا خلفاي اول و دوم را لعنت مي کنيم؟

پرسش 1:
صلوات شرح سلام.آيا صلوات فرستادن با شنيدن نام اميرالمومنين(ع) اشکال دارد؟

پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
صلوات فرستادن با شنيدن نام اميرالمومنين(ع) اشکال ندارد ،بلکه ثواب زياد دارد.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم.
------------------------------

پرسش 2:
آيا قاتل حضرت زهرا(س) همان خليفه ي دوم است؟

پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛نمي‌توان گفت که به طور مستقيم خليفه اول يا دوم قاتل حضرت زهرا(س) بوده‌اند، ولي متأسفانه در مجموع اين دو خليفه به گونه‌اي با حضرت برخورد کردند و حوادثي را به وجود آوردند که در بيمار شدن و سرانجام به شهادت رسيدن آن حضرت تأثيرگزار بود . از اين رو حضرت زهرا(ص) در جواني بدون اينکه بيماري خاصي داشته باشد ،از دنيا رفت. از جمله اين حوادث مي‌توان هجوم به خانة آن حضرت را نام برد.که جريان از کتاب هاي اهل سنت ذکر مي کنيم : خلاصه اين واقعه به نقل از بعضي کتب تاريخي اين گونه است:
گروهي از طرف خليفه اول به خانه حضرت زهرا آمدند تا علي(ع)، کساني را که در منزل او بودند ،خارج کنند. در اين موقع حضرت زهرا به احتجاج و ناله و توجه به قبر پدر باعث شد که آنان نتوانند علي(ع) را با خود ببرند. پس از بازگشت آن گروه و اطلاع خليفه اول از اين اتفاق ابوبکر شروع به گريه نمود و آنان علي و همراهان او را براي بيعت آوردند. ابوبکر عمر را به سوي کساني که در خانه زهرا بودند فرستاد و به عمر و همراهانش گفت: اگر تحصن کنندگان خانه علي از آمدن و بيعت کردن سرباز زدند، با آنها بجنگيد . عمر آتش برداشت و با خود به طرف خانه زهرا برد تا خانه را با ساکنان آن آتش بزند. حضرت زهرا خطاب به عمر فرمود: آيا آمده‏اي تا خانه را بر ما آتش بزني؟ عمر جواب داد: آري و يا اين که بيعت کنيد. اين عبارت در کتاب هاي فراوان از منابع اهل سنت نقل شده است.(1)
کتاب هاي ديگري چون تاريخ طبري، امامت و سياست دينوري و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد آن را اين گونه نقل کرده‏اند: « عمر بن خطاب گفت: هيزم بياوريد - خطاب به اهل خانه - به خدا قسم خانه را بر شما آتش مي‏زنم يا آن که خارج شويد و بيعت کنيد. مردي به عمر گفت که در آن خانه فاطمه حضور دارد و او در جواب گفت: او را هم -آتش مي‏زنم »(2)
علاوه بر واقعه حمله به خانه حضرت و آتش زدن آن ،برخي ديگر از تاريخ نويسان عامه واقعه سقط جنين حضرت را نقل کرده‏اند، به عنوان مثال کتاب الوافي بالوفيات، ج 6، ص 17 . کتاب لسان الميزان نوشته ابن حجر عسقلاني مي‏نويسد: " عمر فاطمه را زد آن گونه که او جنينش را به نام محسن سقط کرد. ( 3)
غصب ولايت که حق امام علي(ع) بود، توسط خليفه اول و دوم نيز در ناراحت‌هاي آن حضرت بسيار تأثيرگزار بود .اين امر شديداً حضرت زهرا(س) را رنج مي‌داد؛ از اين رو حضرت بارها ضمن ابراز ناراحتي به دفاع از ولايت علي(ع) پرداخت و بابي اعتنايي دو خليفه روبرو شد.
هم‌چنين در جريان فدک خليفه اول و دوم با دخت گرامي رسول خدا خوب برخورد نکرد. فدک را که حق مسلّم او بود ، گرفتند. از اين رو دختر رسول خدا شديداً از دو خليفه ناراحت شد و در مسجد النبي در حضور مردم گريه کرد و فرمود: «در پيشگاه خدا و رسولش شکايت خواهد کرد».
ناراحتي حضرت زهرا(س) از دو خليفه به گونه‌اي بود که حضرت وصيت کرد اين دو نفر در مراسم تشييع جنازة او شرکت نکنند حتى قبر حضرت مخفي باشد.

پي نوشت ها :
1. تاريخ ابن الغدا، ج 1، بحث ابي‏بکر صديق و خلافت؛ تراجم اعلام النساء في عالمي العرب و الاسلام عمر رضا کاله، ج 4، باب فاطمه بنت محمد و عقد الفريد، ج 2، ص 25.
2. تاريخ طبري، ج 3، ص 198؛ امامت و سياست، ابن قتيبه دينوري ، ج 1، ص 13 و شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 1، ص 134.
3. لسان الميزان، ابن حجر عسقلاني، ج 1، ص 406.
-------------------------------

پرسش 3:
چرا خلفاي اول و دوم را لعنت مي کنيم؟

پاسخ:
ما خلفا را لعن نمي کنيم . در فرهنگ اسلامي لعن و نفرين منع شده است. حضرت باقر(ع) فرمود: «چون لعنت از زبان کسي درباره ديگري بيرون آيد، لعن ميان لعنت کننده و لعنت شده، تردد و نَوَسان کند، اگر مجوزي در لعنت شده ديد، بر او وارد مي‌شود و گر نه بر خود لعنت کننده باز مي‌گردد(1)». رسول خدا(ص) فرمود: «لعن مؤمن مانند کشتن او است».(2) البته گاهي انسان کاري مي‌کند که حرمت خود را مي‌شکند و مستحق لعن و نفرين مي‌گردد، تا جايي که خداي مهربان بر او لعنت مي‌فرستد.
گروه‌هايي در قرآن و حديث با صراحت مورد لعن قرار گرفته‌اند. با توجه به اين که لعن بر کساني که مستحق آن هستند، در قرآن و سيره رسول خدا(ص) انجام گرفته است،‌مسلمان (اعم از شيعه و سني) لعنت بر مستحقان لعن را پذيرفته و مجاز شمرده‌اند.
قرآن مي‌فرمايد: «ألا لعنة الله علي الظالمين؛ لعن خدا بر ستمگران باد»(3). «إنّ الله لعن الکافرين؛ خدا کافران را لعنت کرده است»(4)؛ «إنّ الذين يؤذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخره؛ بي گمان، کساني که خدا و پيامبر او را آزار مي‌رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت کرده است»(5).
در قرآن بر شيطان، منافقان، مفسدان و قاطعان رحم لعن شده است. در قرآن از شجره (درخت) ملعونه ياد شده است.(6)
عده‌اي از مفسران شيعه و سني، مانند قرطبي(7) و فخر رازي از رسول الله خدا(ص) نقل کرده‌اند که مراد از شجره ملعونه، بني اميه هستند .
.براين اساس شيعيان بر اساس قرآن و رويات معصومان ، ظالمان و آناني را که مستحق لعن هستند ، لعن مي نمايند و اما اينکه مصداق آنها چه کساني هستد نمي دانند و بايد خود معصومان تعيين نمايند. اتفاقا در برخي منابع ما از لعن ظالمان ومستحقان لعن سخن به ميان آمده است اما مصداق آنها تعيين نشده اند (8) . معصومان (ع) مي دانند که آنان چه کساني هستند.

پي‌نوشت‌ ها:
1. مصطفي حسين دشتي، معارف و معاريف، واژه لعن.
2. محمد محمدي ري‌شهري، ميزان الحکمه، واژه لعن، شماره 18233.
3. هود (11) آيه 18.
4. احزاب (33) آيه 64.
5. همان، آيه 57.
6. اسراء (17) آيه 60.
7. قرطبي، تفسير الجامع لاحکام القرآن، ج 10، ص 286.
8. مانند زيارت عاشورا.