مشاوره

با سلام اینجانب دوستی دارم 25 ساله به نام مجید ایشان مدتی است که به گفته ی خودش با دختر خانمی رابطه ی دوستانه برقرار نموده البته در حد صحبت کردن حضوری و مکالمه تلفنی و تاکنون هدف ایشان صرفا دوستی بوده و نه ازدواج .البته خود به نادرست بودن این عمل واقف است اما(بنا به گفته های خودش) به واسطه ی هوای نفس و فشار زیادی که به او وارد میشود نمی تواند از این ارتباط دست بکشد. ظاهرا ایشان اخیرا در ماه مبارک رمضان در حین قرائت قرآن با آیه ی پنجم سوره ی مائده مواجه شده که در این آیه شریفه از هرگونه رابطه ی نادرست با نامحرم انسانها برحذر داشته شده اند و با توجه به اینکه در این آیه تاکید شده که این اعمال ضمن آنکه گناه است تمامی اعمال نیک را نیز تباه میکند. به همین دلیل هم اکنون گمان ایشان بر آن است که تمامی کارهای نیک و عباداتی که انجام داده از بین رفته و واجبات و فرائضی که اکنون به جا می آورد(مثل نماز ، روزه و .. )به واسطه ی استمرار این عملش مورد پذیرش قرار نمی گیرد و به همین خاطر دچار یاس و سرخوردگی مضاعفی گردیده است. توصیه من به این دوست ان بود که با تحقیق در مورد آن خانم چنانچه ایشان را گزینه ی مناسبی برای ازدواج یافتند با قصد و نیت ازدواج پا پیش بگذارند و در غیر این صورت از ادامه این عمل خودداری نمایند اما به هر حال ایشان به شدت دچار سردرگمی است. حال سوال اینجاست که تفسیر دقیق آیه ی شریفه ی مذکور چیست؟ آیا نتیجه گیری صورت گرفته توسط این دوست من در خصوص این آیه، صحیح بوده یا خیر؟ توصیه شما در مورد این مشکل چیست؟ با تشکر و سپاس فراوان

برقراري ارتباط بين دختر و پسر به هر منظور كه باشد، نمي‌تواند مورد تأييد قرار گيرد، چون در نهايت به وابستگي عاطفي منجر خواهد شد . فرد را از مسير زندگي طبيعي خويش دور مي‌سازد. اين ارتباط به هر منظور و به هر نحو كه باشد ،خواه تلفني و حضوري و ... نمي‌تواند موجه باشد.
هوای نفس و فشار زیادی كه به انسان وارد می‌شود ، چنان نیست که انسان ها را بی اختیار سازد و آن ها را در برابر انجام یا عدم انجام کارها ناتوان سازد. بنابراین می‌توانیم نتیجه گری کنیم که گاهی نمی‌خواهیم و به فشارها تن در می‌دهیم و در برابر آن ها تسلیم می‌شویم. این در حالی است که جدا شدن از این حالات تنها مستلزم جدا شدن از تصویر پردازی‌ها و جلوگیری از ایجاد احساس خوشایندی است که هنگام تصویر پردازی‌ها بر روی آن ها اعمال می كنیم.
در این جا باید به دو مسأله جداگانه احساس گناه و گناه دینی اشاره نمایم. گناهی که در دین مورد اشاره قرار گرفته است .نهایتاً بر اثر نفس لوامه فرد را به سوی اعمال نیک و توبه رهنمون می‌سازد. این مسأله ای نجات بخش است که به انسان شرم می‌بخشد که چگونه در برابر خدواند به گناه دست می‌زنی؟ بدون آن که احساس توهین به فرد ببخشد و او را ناامید سازد.
یکی از مواردی که به عنوان یک مکانیزم نگهدارنده در ایجاد احساس گناه در فرد مؤثر است، همین احساسی است که دوست شما می گوید. وجود احساس گناه هیچ ارتباطی به مسایل دینی نداشته و تنها یک اختلال روانشناختی است که باید درمان گردد . ایشان تا زمان درمان کامل نباید برای ازدواج اقدام نماید. روشن است که هر گونه انتخاب می‌تواند کاملاً مبتنی بر احساس و عدم شناخت کامل صورت پذیرفته باشد. از سوی دیگر این حال نامناسب می‌تواند زندگس مشترک را نیز با دشواری روبرو سازد . عدم رضایتمندی زناشویی را به همراه داشته باشد یا آنکه زندگی مشترک را متزلزل سازد.
احساس گناه هم نمی تواند سازنده باشد و بیش تر مخرب است . به همین دلیل از دسته احساس گناه هایی که در دین وارد شده است نمی باشد. این نوع احساس در واقع نوعی خود-سرزنشی و تقصیر است و باید از آن دور بماند. احساس گناه افراطي که در آن، فرد خود را مأیوس از رحمت خدا می‌داند، به هيچ وجه مطلوب درگاه خداوند و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وسوسه‌های شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگ‌ترين منابع اضطراب‌زاست . به خوبی مي‌توان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينه‌اي براي خودراضايي بيش تر فراهم مي‌آورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد.
اما گاهی در اثر آن که فرد دارای یک بافت افسردگی درون‌زاد است، پس از انجام یک گناه و تکرار به این نتیجه می‌رسد که من گناهکار هستم . نباید در محضر خدواند حاضر شوم . هیچ یک از اعمال من که پذیرفته نخواهد شد . پس بهتر است که از او فاصله بگیرم. در این موارد شاهد آن هستیم که این افراد برای آن که منصف تر به نظر برسند ، به خودشان توهین می کنند . خود را مستحق هر گونه عقوبتی می‌دانند. این مکانیزم هرگز نمی‌تواند سالم ارزیابی تلقی گردد و باید به درمان آن مبادرت ورزید. به ايشان اطمينان دهيد كه رفتارهاي پيشين ايشان نبايد موجب شود كه عبادات را رها سازد و از خدا دور شود.
متأسفانه ایشان نمی تواند حتی به نیت ازدواج با این فرد به ادامه روابط بپردازد و باید روابط را به طور کلی قطع نماید؛ در نتيجه پيشنهاد هر گونه ادامه روابط براي هر منظور نامناسب است. یکی از توصیه‌های همیشگی ما مشاوران به همه دختر و پسرها این است که پیش از قول جدی در حضور خانواده و متعهد شدن نسبت به همدیگر بر اساس عرف، شرع و قانون به همدیگر دل نبندید. دلیل آن هم روشن است چون بعد از وابستگی عاطفی امکان دست یابی به یک شناخت مناسب نخواهد بود . از دست مشاوران هم کاری بر نمی آید مگردر جلسات مشاوره متعدد و تازه آن هم با قصد خود دختر یا پسر!
آنچه معمولاً به نام فراموشي گفته مي‌شود ، صحت نداشته و افراد بايد صرفاً با واقعيت‌ها كنار آيند . اين مسأله در ماه مبارك رمضان به خوبي متصور بوده است. در خصوص همان ماه مبارك رمضان دقت كنيد كه چه چيزي اتفاق افتاده بود كه توانست او را از اين ماجراها دور سازد. پرهيز از افكار ناسالم و جلوگيري از پردازش و رسيدگي احساسي به مسايل كه رمز اصلي كنار‌آمدن با اين قبيل مسايل است، باز هم مي‌تواند مؤثر باشد و دوست شما را از احساس تنهايي بازدارد. در اين صورت هر چه ايشان به يك فعاليت سازنده اشتغال بيش تري داشته باشد، از اين رفتار فاصله خواهد گرفت و احساس نياز كم تري خواهد نمود.
ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج بايد منطقي باشد. در غير اين صورت سرپوشي براي توجيه رابطه با نامحرم خواهد بود و زمينه گناه را فراهم خواهد نمود. از طرفي رابطه مستقيم با دختر با بهانه شناخت بيش تر واقعيت بيروني ندارد. زيرا در رابطه مستقيم وابستگي ايجاد مي شود . وابستگي باعث توجيه تفاوت هاي فرهنگي ، خانوادگي و شخصيتي مي شود . تنها راه شناخت تحقيقات محلي از روابط والدين ، دوستان، وضعيت اعضاي ازدوج كرده و... است. بعد از مناسب بودن و تحقيقات دقيق و جزيي ، دو طرف براي آشنايي با انتظارات ، خواسته ها ، علاقه ها و موضوعات مهمي كه در زندگي شان است ،به طور رسمي صحبت مي كنند. موفق باشيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام، جوانی 25 ساله و مجرد هستم. چند سالی است هر از گاهی پیش می آید که نیاز جنسی در من بیدار میشود و در آلت تناسلی خود احساس تحریک شدیدی مینمایم. در این حالت سعی میکنم با فشار و مالش دست آن را آرام کنم. در عین حال چون بحمدالله خداترس هستم دوست ندارم مرتکب استمنا شوم. بنابراین دقت میکنم که این عمل من باعث خروج منی نگردد. ولی متاسفانه تا کنون دو بار ناخواسته این اتفاق افتاده است. تصمیم گرفتم دیگر در چنین حالتی به آن اندامم دست نزنم. ولی این تحریک خیلی به من فشار می آورد و معمولا چند روز طول میکشد. فکر میکنم میل جنسی در من قویتر از سایرین و آلتم خیلی حساس است. در ضمن نه امکان ازدواج فوری دارم و نه میدانم چگونه میتوان فردی را جهت ازدواج موقت پیدا کرد. لطفا مرا راهنمایی کنید. از کجا میتوان برای ازدواج موقت خانمی را یافت؟ و در صورت عدم امکان این امر، چگونه میتوان در شرایط تحریک شدید آلت، بدون استمنا از آن رهایی یافت؟ خیلی متشکرم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پارسايي شما را ارج مي نهيم و خاطر نشان مي سازيم که تحريک جنسي و حساسيت آلت شما تا حد زيادي طبيعي است . جاي هيچ گونه نگراني در اين زمينه نيست. دست ورزي به قصد انزال مني صحيح نمي باشد ،ولي بدون قصد انزال و به طور معمولي بي اشکال است
فشار جنسي بعد از مدتي افت پيدا مي کند و با ورزش سنگين و رژيم غذايي مناسب مي توان به تعديل اين فشار پرداخت.
در هر صورت توجه شما را به نکات کلي ذيل جلب مي نمايم:
1ـ به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نکنيد و با يک جمله «نه امکان ازدواج فوري دارم » کار را تمام شده فرض نکنيد. ازدواج زمان بر است و بايد با صبر و آرامش به برطرف کردن موانع آن پرداخت.
براي كسي كه به علت نداشتن همسر موجب افتادن در گناه مي شود،ازدواج واجب است . روشن است كه واجب يعني اقدام، يا فراهم كردن شرايط آن.
2ـ ازدواج موقت هر چند پاسخي جزئي به نياز شماست، ولي در بسياري موارد باعث تشديد غير قابل کنترل نياز جنسي مي‌گردد.
تا قبل از تجربه روابط جنسي، کنترل قواي جنسي به مراتب سهل‌تر از بعد تجربه روابط مي‌باشد. اين نکته مهمي است که در صورت عدم توجه به آن، فرد را خواسته يا ناخواسته وارد گرداب غرايز غير قابل مهار مي‌نمايد. به عنوان مثال يک رابطه کوتاه يک ساعته روزها يا ماه‌هاي متوالي شما را درگير پيدا کردن مورد جديد ازدواج موقت مي‌نمايد.
3ـ از نظر روان‌شناختي ازدواج دائم و خويشتنداري همه جانبه در شرايط حاضر از ازدواج موقت کم حاشيه‌تر است. چه بسا در صورت عدم امکان ازدواج دائم ،خويشتنداري همه جانبه از بسياري جهات از ازدواج موقت براي شما سهل‌تر و کم آسيب‌تر باشد.
4ـ متأسفانه هيچ مرکز رسمي يا غير رسمي متولي ساماندهي بحث ازدواج موقت نيست. از طريق رسمي نمي‌توانيد به مورد مناسب خود دست يابيد. افراد خواهان اين موضوع بايد با پرس‌ و جوي شخصي و ارتباط با افراد دست اندرکار به اين مهم دست يابند.
5ـ تجربه مراجعان نشان مي‌دهد. ورود در اين عرصه هر چند در ابتدا صد در صد شرعي مي‌باشد، ولي در ادامه شما را به وادي‌هاي غير شرعي (مانند نگاه خارج از چارچوب به زنان به بهانه پيدا کردن مورد، ورود تدريجي در باندهاي غير سالم، تمرکز شبانه روزي بر اطفاي غريزه و...) مي‌کشاند.
چه بهتر که در حد امکان از ورود ناشيانه به اين وادي پرهيز نماييد .
اميد است با بازنگري همه جانبه روزنه‌هايي هرچند اندک براي ازدواج دائم (که در پرتو تلاش شبانه‌روزي شما مسير است) بر خود بگشاييد . تا آن زمان با تعديل قواي جنسي خود را از چاله به چاه اميال نيفکنيد.
راهکارهاي کاهش تحريک جنسي:
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد . شب‏ها به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد. بلكه اگر تا چند لقمه ديگر جاي داريد، از غذا دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير ) اجتناب ورزيد.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشويد. مثلا در حالي که هنوز زير شلوار به پا داريد ،قسمت فوقاني بدن خود را بشوييد. از ليف و صابون زدن به اندام جنسي خود که باعث تحريک آن مي شود بپرهيزيد. مطمئن باشيد صرف تماس آب وصابون با اندام جنسي بدون دست ورزي براي بهداشت آن کفايت مي کند.
5- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد . از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
6- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت زا دوري كنيد.
7- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما،پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
8- از نگاه كردن و دست‏ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
9- هرگز به رو نخوابيد.
10- هيچ‏گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
11- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد . هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
13- روزه بگيريد . حتي اگر روزه واجب به عهده نداريد ،روزه مستحبي بگيريد . اگر قادر نيستيد، روزه تربيتي بگيريد، يعني به كم ترين مقدار غذا و كم‏حجم‏ترين نوع غذاها اكتفا كنيد . وعده غذايي خود را كم كنيد.
14- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتي اگر به ارتباط كلامي با آن ها مجبور باشيد.
15- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روي باز و نرمي با آن ها برخورد نكنيد.
16- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن از آن افکار منصرف کنيد. به خود هشدار دهيد.
17- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
18-در مجالس مذهبي، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
19- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد . مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين‏گونه كتب بپردازيد . براي مثال مجموعه كتاب‏هاي شهيد دستغيب توصيه مي‏شود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و….
20- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
21-به معاد و قيامت فكر كنيد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با سلام پسر و دختری که از طریق تلفن باعث ارضاع یکدیگر شوند چه گناهی دارد با توجه به اینکه شرایط ازدواج دائم را نیز نداشته باشند لطفا در مورد گناه این کار و راه حل برای بر طرف کردن مشکل رابطه آنها توضیح بدهید با تشکر

گناه و قبح اين مسأله بر هيچ کس پوشيده نيست، چرا که زناي گوش و زبان و احياناً خودارضايي و ... محسوب مي گردد.
همان طور كه نداشتن شرايط کار مجوزي براي دزدي محسوب نمي گردد، نداشتن شرايط ازدواج دايم ،مجوزي براي دزدي ناموس و غارت عفت و شرف دخترکان پاک طينت و ساده دل محسوب نمي گردد.
راه حل ويژه اي براي اين موضوع وجود ندارد و فقط به طور خلاصه به چند مورد اشاره مي شود:
وسوسه مکالمه جنسي، از وسوسه و وسواس فکري و عملي نشأت مي گيرد . وسواس هم ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. فرد وسواسي از پس هر اضطرابي خود را مجبور به رفتار وسواسي(مثل زنگ زدن براي مکالمه سکسي) براي کاهش اضطراب مي بيند. با اين اوصاف از کار انداختن چرخه معيوب «افزايش اضطراب - رفتار وسواسي- کاهش موقت اضطراب» در اولويت درمان قرار مي گيرد.
بايد دانست:
1ـ ارائه هر راهکاري متوقف بر خواست و اراده قطعي شماست. قوي ترين راهکارها بدون خواست واقعي شما روي کاغذ باقي مي‌ماند.
2ـ به هيچ عنوان خود را در برابر اين مشکل دست و پا بسته فرض نکنيد. اراده شما هر اندازه هم که باشد، براي نيل شما به سر منزل مقصود و زندگي سعادتمندانه در دو جهان کافي است.
3ـ خود را حقير و ناپاک ندانيد. بنده‌اي از بندگان خدا محسوب مي‌شويد که چند صباحي به هر دليلي از او دور افتاده‌ايد. ارتقاي عزت نفس و اعتماد به نفس ، شاه کليد ترک است.
3ـ سطح توقع تان را از خودتان پايين بياوريد. کوچک ترين اقدامات مثبت خود را در زمينه ترک اين اعتياد با ديده احترام بنگريد و آن را تشويق کنيد.
4 ـ خويشتن‌داري بدون پاکسازي جانانه محيط زندگي بي‌معناست . براي نيل به پاکي چاره‌اي جز پاک سازي محيط از وسايل و تجهيزات تحريک‌زا نداريد. حذف فيزيکي برخي امور مانند حذف تجهيزات تماس تلفني در کنار حذف ذهني برخي امور مانند نياز کاذب به استفاده از ماهواره و ويدئو سي دي و ... جزو ضروريات پاک زيستن است.
5 ـ به دور از هر گونه بهانه‌تراشي به راحتي هر چه تمام‌تر مي‌توانيد با حذف فيزيکي موارد فوق بپردازيد. مثلاً با درآوردن موقتي سيم کارت از موبايل يا تعويض يا حتي شکستن آن فاصله رواني و فيزيكي خود را با تلفن بيش تر نماييد. سعي نماييد هيچ گاه در زمان تنهايي نه تلفن بزنيد و نه تلفن جواب دهيد .همواره در حضور جمع از تلفن استفاده نماييد.
اما چند روش درماني:
1. انزجار درماني:
روش ديگري که براي از بين بردن اعتياد جنسي توصيه مي شود، استفاده از تکنيک انزجار درماني است. براي اين کار همواره در پي يافتن نقاط ضعف و برجسته کردن آن در ذهن خود باشيد . به هيچ وجه نکات لذت بخش آن را توجه نکنيد. ذهن خود را طوري عادت دهيد که هر وقت نکات لذت بخش آن به ذهنتان آمد ، چند نقطه منفي را در ذهن تکرار نمايد.
2. روش جايگزيني مثبت:
تفريحات حرام و شهوت آلود خود را با تفريحات سالم جايگزين نماييد.
3. شرطي کردن
اعتياد جنسي عواقب خطرناکي از نظر اجتماعي ,آبرويي, شغلي, ارتباطي, دنيوي و اخروي است. اگر شخص عواقب اعتياد جنسي را مد نظر قرار گيرد، از افتادن در اين مهلکه هم پيشگيري مي کند و هم درمان مي شود. توصيه مي کنيم عواقب اعتياد جنسي را به صورت جزيي و ريز و در جنبه هاي مختلف يادداشت کنيد . هر روز آن را مرور نماييد. هر گاه تصاوير مبتذل را ديديد ، تصوير ذهني از اين عواقب و اثرات دنيوي و کيفرهاي اخروي را در مورد خود تجسم نماييد. اين کار را آن قدر ادامه دهيد تا ذهن تان به همراه کردن تصور مسايل جنسي با عواقب سوء و خطرناک اعتياد جنسي عادت کند. همچنين از آن جا که ساختار ذهن به گونه اي است که از صحنه هاي منزجر کننده و آزار دهنده گريزان است ، به طور خودکار تصاوير ذهني آزار دهنده را به ذهن ، ناخودآگاه فرستاده و يا آن را تداعي نمي کند. از اين رو سعي کنيد چند تصوير منزجر کننده را که براي شما خيلي آزار دهنده است، ببينيد.(مثلا تصوير تاريکي قبر و بي اعتنايي اهل بيت به درخواست شما در قبر..)بعد از آن هر زمان که به فکر تصاوير جنسي افتاديد ، اين تصاوير را براي خود تداعي کنيد، به گونه اي که اين امر براي ذهن شما به عادت تبديل شود. از آن جا که ذهن نمي تواند به طور مداوم وقايع آزار دهنده را در خود نگهداري کند ، آن تصوير منزجر کننده به همراه تصوير ذهني مسايل جنسي (که در حال حاضر به صورت شرطي شده همراه با هم در ذهن حاضر مي شود). از ذهن خارج مي گردد و زمينه ترک ايجاد مي شود.
روش شرطي کردن روش بسيار موثري است که ريشه در آموزه هاي اسلامي و قرآني دارد(ايجاد تصوير ذهني از غيبت به عنوان خوردن گوشت برادر مرده, و يا وعده عذاب به ريختن آهن گداخته براي تشنگان گناهکار در قرآن کريم دو مثال قرآني براي شرطي کردن است).

امتحان دوست كه مي گويند يعني چه ؟و چگونه مي توان دوست را شناخت ؟و اگر دوستمان بد بود بايد تركش كنيم يا بسازيمش ؟(هرچند كه تجربه هايم از شكست هايي در دوستي خورده ام نشان مي دهد كه با حرف من و تو ساخته نمي شوند).و اگر به دليل بد نامي دوست نخواهيم او را ترك كنيم و بدون تحقيق به او اعتماد كنيم و بعد از مدتي از او خسته شويم و به بهانه فشار خانواده (كه واقعا هم فشار ميدهند)او را ترك كنيم آيا مشكلي دارد حتي اگر با بولدوزر از روي قلبش گاز داده باشيم؟

گام اوّل در دوست‌يابي، دوست‌شناسي است. اگر اين امر به طور شايسته‌اي انجام نگيرد، مراحل بعدي فرجام خوبي نخواهد داشت.
در پاسخ به اين كه چگونه دوست خوب را از بد بازشناسيم، بايد گفت: تنها با آزمايش و امتحان اين امر ميسر است. پروين اعتصامي مي‌گويد:
پروين، نخست زيور ياران صداقت است
باري نيازموده، كسي را مدار دوست
تا دوستي را نيازموده‌ايم، نبايد به او اعتماد كنيم. اكتفا كردن به ظاهر و روي خوش كافي نيست.
براي آزمودن دوستان مهم‌ترين راه، هفت چيز است:
1ـ آزمايش روحي:
اگر روان و عواطف خويش را به خوبي بشناسيم، از راه احساس دروني مي‌توان ميزان محبت ديگري را تشخيص داد. در حديث آمده است: "محبت قلبي برادرت را نسبت به خود، از محبت قلبي خويش نسبت به او بشناس"(1).
2ـ آزمودن به گاه نياز:
در موقع نيازمندي، مي‌توان دوست را شناخت. از لقمان نقل است كه گويد: "برادرت را مشناس مگر در وقت نيازت به او"(2).
دوست مشمار آن كه در نعمت زند لاف ياري و برادر خواندگي
دوست آن دانم كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
3ـ آزمودن علاقه دوست به برقراري پيوند نزديك‌تر:
آيا او دوست دارد كه به سخن تو گوش دهد؟ آيا از همنشيني با تو احساس رضايت دارد؟ آيا كارهاي خوب تو را ميان مردم مطرح مي‌كند؟
4ـ آزمودن در سختي‌ها:
دوست خوب كسي است كه در گرفتاري‌ها به ياري‌ات بيايد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "دوست را در هنگام گرفتاري و سختي بيازماي".(3)
5ـ آزمودن به هنگام خشم:
هر انساني چهره واقعي‌اش را در حال خشم آشكار مي‌سازد، از اين رو امام صادق(ع) فرمود: "اگر برادرت سه بار بر تو خشمگين شد و سخن ناخوشايندي درباره‌ات نگفت، او را براي خود حفظ كن"(4).
6ـ آزمودن در سفر:
آدمي در سفر، لباس تكلف و ريا را از تن خود بيرون مي‌آورد و آن طور رفتار مي‌كند كه واقعاً مي‌انديشد، از اين رو مي‌توان دوست را در سفر آزمود. در روايات. يكي از روش‌ها، دوست را آزمودن به هنگام مسافرت دانسته‌اند.(5)
7ـ آزمودن به هنگام زوال قدرت:
دوستي واقعي، ناشي از سِمَت و مقام نيست و با نبود آن ها نيز پابر جاست. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "هنگام زوال قدرت، دوست از دشمن شناخته مي‌شود".(6)
دوستي با افراد ناصالح به قصد امر به معروف و نهي از منکر و به شرط وجود توانايي براي اصلاح اشکالي ندارد اما اگر اميدي به اصلاح نيست ومي دانيد از كوشش و سعي خود نتيجه‏اي به دست نمي آوريد، او را به قهر و قطع ارتباط تهديد كنيد، البته اگر تأثير مثبت داشته باشد. آخرين راه حل، قطع ارتباط است؛ زيرا اگر چه تغييري در خُلق و خوي دوست تان نمي‏بينيد، ولي چون در مسير غير حق قرار گرفته، اگر مردم اين موضوع را بدانند، هرگونه ارتباط شما با او (اگر تأثيري در شما نداشته باشد) موجب اتهام تان خواهد شد. علاوه بر اين از تأثير تدريجي و پنهاني و ناخودآگاه چنين ارتباطي در امان نخواهيد بود. بدون آن كه متوجه باشيد، كم و بيش و به تدريج تحت تأثير قرار خواهيد گرفت. اميرمؤمنان(ع) فرمود: "از دوستي با بدكار حذر كنيد، زيرا او دوست خود را به هر چيز پوچ و ناچيز مي‏فروشد".(7)نيز فرمود: "با شخص شرير (بدكار) مصاحبت و آميزش مكن، زيرا طبع تو، شر و بدي را از طبع او مي‏دزدد و تو نمي‏داني".(8)امام صادق(ع) فرمود: "هر كسي با رفيق بد دوستي كند، سالم نمي‏ماند".(9)
پي‌نوشت‌ها:
1. ميزان الحكمه، ج 5، ص 311.
2.همان، ص 312.
3. همان.
4. همان.
5. بحار الانوار، ج 78، ص 10.
6. ميزان الحكمه، ج 5، ص 312.
7 - صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 10، ص 520.
8 - همان، ص 369.
9 - بحارالانوار، ج 75ص 216.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

با عرض سلام وخسته نباشیدمدت 4 ماه است که دچار بیماری وسواس شده ام در هر چیزی شک می کنم گاهی فکر می کنم نماز و روزه هایم اشتباه است بعد که ان حل شد مشکل در نجس و پاکی پیدا می کنم قبلا وسواس عملی داشتم ولی در حال حاضر وسواسم بیشتر فکری شده یعنی همش فکر می کنم جایی از خانمان نجس هست البته نمی گویم نجس نشده قبلا مثلا جایی از خانمان نجس شده و بعد به جاهای دیگر سرایت داده شده طوری که دیگر نمی شود اب کشید در حال حاضر عین نجاست به جایی نیست ولی تمام خانه نجس شده من باید چه کار کنم در ضمن تا قبل از وسواسم خیلی در نجس و پاکی رعایت نمی کردم تکلیف من چیست خانه را که نمی توان اب کشید ولی ایا چیزهایی که می توانم بشویم اب بکشم یا برای هم جا حکم طهارت جاری کنم شیطان خیلی اذیتم می کند همش فکر نجس و پاکی هستم جوری که اصلا از نجاست می ترسم گاهی تمام روز را به این چیزها و چیز هایی که نجس شده فکر می کنم دیگر حتی درس هم نمی توانم بخوانم حتی در این ماه عزیز که می گویند شیطان در غل وزنجیر است رهایم نکرده از خدا و ائمه خیلی کمک خواستم ولی حل نشد به پزشک هم مراجعه کرده ام از شما می خواهم به من راهنمایی کنید راهی بگذارید که مشکلم حل شود متشکرم من مقلد اقای صادق شیرازی هستم لطفا زودتر پاسخ دهید متشکرم

با سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز.
وسواس(فكري و عملي) يکي از اختلالات نسبتاً رايج در جهان است . متأسفانه درمان فوري و اورژانسي ندارد . نيازمند مشاورة حضوري (حداقل 20 جلسه)مي‌باشد . درمان‌هاي نوشتاري ثمره چنداني براي شما نخواهد داشت. با کوچک ترين شرايط اضطرابي ، باز به جاي اول تان بازگشت مي‌کنيد.
وسواس ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد. ميزان وسواس متناسب با سطح اضطراب فرد در نوسان است . اگر به هر دليلي از جمله عوامل استرس‌زاي محيطي ،اضطراب فرد افزايش يابد، وسواس هم فزوني مي يابد. پس هر چه فرد به کمک تکنيک‌هاي شناختي يا رفتاري، سطح اضطرابش را پايين بياورد، در کاهش وسواس موفق‌تر است.
با پيگيري جدي درمان خود، از پي‌جويي راه‌هاي خلاصه و... پرهيز کنيد ،چرا که شما را در چرخه معيوب قرار مي‌دهد و از آرامش کامل و رشد روحي و... باز مي‌دارد. درمان واقعي وسواس زير نظر متخصص حداقل 20 جلسه طول مي‌کشد و با چهار دستور عمل ساده(مثل مشاوره اينترنتي) قابل حل نخواهد بود.
توصيه مي شود به جاي مشاوره هاي غير حضوري و احياناً نامه نگاري هاي متعدد با تصميم جانانه به درمان دارويي، از طريق مراجعه به روانپزشک و روان درماني از طريق روانشناس متخصص اختلالات اضطرابي و وسواس بپردازيد.

در ادامه توجه شما را به مطلبي در زمينه وسواس جلب مي نمايم:
در حالت وسواس مي‌گويند نجس بپوش و با لباس نجس نماز بخوان . مي‌دانيد که بيمار هستيد، پس بايد به همان شکل عمل کنيد. هيچ انسان سالمي داروي پني‌سيلين و مانند آن مصرف نمي‌کند، اما بيمار مصرف مي‌کند.
در ادامه به بررسي مسئله وسواس از جهات مختلف پرداخته و راهکارهاي عملي آن را بيان کرده‌ايم. اميدوايم با شناختي که به دست مي‌آوريد و با عمل به راهکارها هرچه زودتر خود را درمان کنيد و عوارض آن نيز به خواست خداوند برطرف شود.
اين بيماري در سايه تلقينات شيطاني ايجاد شده و برخي از عوامل ديگر آن را تشديد نموده، حتي ذهن و فكر را در تسخير خود قرار داده و مفهوم غلطي را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن شما قرار داده است.
امام صادق (ع) فرمود: "شيطان با وسوسه نمي‏تواند عليه آدمي اقدام كند، مگر آن كه آدمي از ياد خدا روي برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهي وي را بي اهميت بنگارد". (1)
در روايت ديگر از عبدالله بن سنان آمده است: به امام صادق (ع) قضيه مردي را گفتم كه در وضو وسواس دارد، آن گاه افزودم: او مردي عاقل است، امام فرمود: چگونه عاقل است، در حالي كه از شيطان پيروي مي‏كند؟! (2)
بنابراين انسان وسواسي قبل از آن كه پيرو خدا و عقل باشد، تابع شيطان و هواي نفس خود است . به جاي آن كه از حكم خدا و پيامبر تبعيت كند، از هواي نفس خود پيروي مي‏كند؛ زيرا خداوند در قرآن مي‏فرمايد : "يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر؛ خداوند خواسته است كه بر شما آسان بگيرد و نمي‏خواهد به كسي سخت بگيرد". همان گونه كه در روايات آمده، اسلام دين سهله و سمحه است، معنايش اين است كه احكام الهي، راحت و آسان است . خداوند هيچ گاه بر انسان‏ها سخت نمي‏گيرد، به همين جهت در هيچ حكمي سخت‏گيري نكرده است. اگر روزه گرفتن براي انسان مشقت دارد، نبايد روزه بگيرد و به جاي آن بايد طعام و غذا بدهد.
با نگاهي گذرا به مسائل و احكام در رساله‌هاي علمية مراجع آسان گيري به وضوح مشخص است.
ايمان، دين داري و تسليم بودن در برابر دستور الهي، عوامل وسواس را از بين مي‌برد. اگر انسان در مسائل ديني افراط و تفريط كند، مرتكب حرام شده است.
امام امت (قده) در هواپيماي خارجي به دستشويي رفت، وضو گرفت و با دست تر دستگيرة دستشويي هواپيما را لمس كرد. سپس شروع به نماز خواندن نمود.
امام در نوفل لوشاتو خانه‌اي كرايه كردند كه موكت داشت. امام رفت، وضو گرفت و پاهاي خود را شست و روي موكت راه رفت و در گوشه‌اي نماز خواند. با اين كه حضرت امام اهل كتاب را نجس مي‌دانست، اين گونه رفتار مي‌كند.
اين كه فردي مي‌گويد: «به دلم نمي‌چسبد»، وسوسة شيطان است. نبايد خواستة دل را بر دستور دين مقدم كرد.اعمال وسواسي بازتاب بدي براي ديگران دارد و آنان را نسبت به دين و ايمان بدبين مي‌كند . گناه شخص را مضاعف مي‌كند. چنين شخصي تنها براي خود مشکل ايجاد نمي‌کند، بلکه ديگران را نيز اسير وسواسي خود مي‌سازد. بيماري وسواسي به تدريج حلاوت ايمان را در ساية تكرار اين گناه از بين مي‌برد و فرد را به جايي مي‌رساند كه مرتكب گناهان بزرگ مي‌شود حتي به خدا جسارت مي‌كند.
اصولا عمل وسواس مخالفت با خدا و رسول است.
ورد زبان و حالت درون وسواس اين است كه به من نمي‏چسبد . عملي را كه خدا صحيح دانسته است، او صحيح نمي‏داند! دراحکام ديني آمده است كه بايد به نجاست يقين داشته باشد تا حكم به نجاست شود، اما هنگامي كه در جايي که شك در نجاست چيزي دارد، حكم به نجاست مي‏دهد، در حالي كه دين اسلام، در مورد شك به نجاست ،حكم به طهارت داده است. پس شخص وسواس بر خلاف حكم خدا، خودش حكم صادر مي‌كند، يا بهتر بگوييم شيطان براي او حكم صادر مي‌كند. با كمك شيطان براي خود احكامي درست مي‏كند و به آن ها عمل مي‏نمايد و از حكم خدا و پيامبر دوري مي‏كند، و اين متابعت از شيطان و هواي نفس (دلچسب بودن براي خودش) و روي گرداني از خدا و حكم الهي است.
در زمان رسول خدا، پاك‏ترين و بهترين انسان‏ها زندگي مي‏كردند. آب لوله كشي و امكانات امروز نبود، در حالي كه حضرت فرمود: "بهترين امت من آن است كه با يك مد (750 گرم) آب، وضو گرفته و با يك من(سه ليتر) آب، غسل نمايد". امت پيامبر، فقط كساني نبودند كه آن زمان زندگي مي‏كردند.
علماي اسلامي مي‏گويند: وسوسه يك حالت نفساني و تخيل شيطاني است و عمل به آن حرام است.
امام خميني(ره) مي‏فرمايد: "وسوسه از شيطان است و جايز نيست شخص به آن اعتنا نمايد، بلكه بايد در طهارت و نجاست و غسل و وضو، مثل متعارف مردم عمل كند".(3)
درجايي ديگر مي‏فرمايد: "وسواسي نبايد به شك‏هاي خود اعتنا كند . اگر اعتنا كند، كار حرامي كرده است . هر عملي را بيش از يك بار نبايد انجام دهد .اگر انجام دهد، حرام است".(4)
برخي از علما مي‏گويند: حرام است انسان خود را در معرض وسواس قرار دهد، چون در معرض وسواس قرار داد، اطاعت از شيطان است و اطاعت از شيطان، مبغوض خداوند متعال است.(5)
آيت الله مكارم شيرازي در پاسخ شخصي كه از بيماري وسواسي رنج مي‏برد و به دعا و توسلات روي آورده بود، فرمود: "مشكل شما در واقع از خود شما است . مقصر اصلي خودتان هستيد .به همين دليل دعاي شما مستجاب نمي‏شود .علت اصلي آن ندانستن مسئله است. مسئله اصلي اين است كه بر شما واجب نيست يقين به طهارت و غسل و مانند آن پيدا كنيد.
آنچه بر شما به عنوان يك وظيفه شرعي لازم است، اين است كه به مقدار ساير مردم آب بريزيد . به همان قناعت كنيد، هر چند شك در غسل و طهارت داشته باشيد . ما مسئوليت شرعي اين حكم را مي‏پذيريم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بريزيد و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانيد .هيچ اشكالي هم ندارد و نماز و روزه شما كاملاً صحيح است . ما به اين وسيله بر شما و تمام افراد وسواسي اتمام حجت مي‏كنيم و مخالفت با آن گناه است. از خداوند مي‏خواهيم كه به شما توفيق توجه به اين مسئله را عنايت كند و از دام شيطاني نجات پيدا كنيد". (6)
با وجود چنين فتواي كاملاً صريح و آشكار جاي هيچ گونه ترديد و دو دلي بر شما باقي نمي‏ماند و حجت بر شما تمام است. با وجود چنين مسئله‏اي به چيز زيادتري براي درمان اين بيماري نياز نداريد، فقط احتياج به اراده قوي و تصميم جدي داريد .
در عين حال براي موفقيت بيش تر و اطمينان شما براي غلبه بر اين بيماري، نكاتي چند و توصيه هايي را بيان مي‏كنيم:
1 - به عواقب اين بيماري توجه كنيد و براي هميشه با آن خداحافظي كنيد. به هم خوردن نظم فردي و اجتماعي و درون خانواده، ايجاد سوءظن، بي اعتنايي افراد، بي ارزش شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن، ايجاد تنفر نسبت به احكام اسلام، بدبيني به خدا و...
2 - بر اثر وسواس و تكرار اعمال، عمر ارزشمند خود را هدر داده و در مقابل چيزي را به دست نياورده‏ايد، حتي همان را كه وسواس داريد، از دست داده و از واجبات ديگر عقب مانده‏ايد.
3 - با خود اين جمله را در موقع آرامش تكرار كنيد: " به خواست خداوند، قطعاً بر اين بيماري غلبه پيدا مي‏كنم و توان آن را دارم".
4 - به يكي از دوستان و نزديكان كه از بيماري شما آگاهي دارد و بيش تر اوقات با شما است، بگوييد كه در مواقع وسواسي عمل كردن و تكرار عمل تذكر دهد و شما را از تكرار بازدارد.
5 - فكر خود را به كارهاي شايسته و ارزنده مشغول سازيد، مانند مطالعه كتاب‏هاي مفيد، تفريح و ورزش. سعي نماييد هر روز صبح ده دقيقه ورزش نماييد تا با نشاط باشيد.
6 -با ناديده گرفتن شك و ترديد بر خلاف خواست شيطان عمل كنيد.
شك وترديد زياد از شيطان است، نبايد به آن اعتنا نمود، چون تنهاهدف آن خبيث اين است كه از او اطاعت شود.(7)
آدم وسواس بايد جهت دور نمودن شيطان از خود، با نيت نماز باطل، نمازش را به پايان برساند . اگر در وضو و غسل شك مي‏كند، بگويد مي‏خواهم با وضو و غسل باطل نماز بخوانم.
اگر در طهارت و نجاست بدن يا لباس وسواس دارد، بگويد مي‏خواهم با بدن نجس نماز بخوانم، به اين ترتيب شيطان مأيوس شده و از انسان دور مي‏گردد.
7 - دور شدن از وسواسي‏ها:
چون مصاحبت فرد وسواسي با وسواسي ديگر، سبب مي‏شود عملش را عادي بداند و حتي در مقايسه با عمل او بر آيد، لازم است افراد وسواسي به طور جدي خود را از وسواسي‏ها دور نگه دارند و هيچ گونه تماس و ارتباطي با آنان نداشته باشند و در صورت ناچاري به مقدار ضرورت اكتفا گردد.
8- مسافرت و معاشرت و زندگي در جمع:
افراد وسواس معمولا ديگران را نجس مي‏دانند، با ديگران دست نمي‏دهند، در ليوان يا استكان‏هاي عمومي، آب و چاي نمي‏نوشند، از ظروف و فرش عمومي استفاده نمي‏كنند و لباس خود را جدا نگه مي‏دارند، از اين رو گوشه گيرند و با ديگران كمتر ارتباط دارند. بايد باافراد وسواس دائما در ارتباط بود .او را به ميان جمع و زندگي اردويي كشاند . با ترتيب دادن مسافرت‏هاي دسته جمعي كه همه افراد ناگزيرند شيوه واحدي را پذيرا شوند، مي‌توان با وسواسي گري به صورت غيرمستقيم و به دور از تنش مبارزه نمود.
9- اشتغال و سرگرمي:
قسمتي از دوباره كاري‏ها براي آن است كه فرد وسواس، وقت و فرصتي كافي براي انجام آن احساس مي‏كند. اشتغال و داشتن سرگرمي و تنگ كردن وقت، او را وادار مي‏كند كه به برخي از امور بي اعتنا گردد.
10- از كتاب هاي نوشته شده در اين زمينه استفاده كنيد، مانند "وسواس" نوشته‏ي آقاي مصطفي زماني.
ما رااز وضع خود با خبر سازيد.
پي‌نوشت‏ها:
1. بحارالانوار، ج 72، ص 124، ح 2.
2. اصول كافي، ج 1، ص 12، ح 10.
3. استفتئات، ج 1، ص 110.
4. همان، ص 111.
5. فاضل لنكراني، استفتائات، ج 2، ص 87.
6. استفتائات جديد، آيت الله مكارم شيرازي، ص 38 ،سؤال 37.
7. الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج 5، ص 329.

سلام با تشکر از شما من یک فروشگاه محصولات سامسونگ دارم - مشتری های زیادی هم دارم خدارشکر!!!! اکثر مشتری های من هم خانم هستند - در بین تمام این مشتری ها با یک نفر از این مشتری ها دوست شدم ورابطه تلفنی دارم . البته فقط تلفنی و نه تماس دیگه ای. مثل خواهر و برادر می مونیم من اگه کاری داشته باشه انجام میدم و اون هم همین طور میخواستم ببینم حکم شرعی چه طوریه ممنون از لطفتان و یاحق

همانطور كه درنامه نوشته‌ايد نام واقعي اين رابطه دوستي است و نه رابطة يك مشتري و فروشنده كه ديگر از اين حدَ گذرانده ايد. هر چند گفته اند كه هر گونه ارتباط تلفني ، يا نامه و تصوير چنانچه با قصد شهوت نباشد و موجب تحريک جنسي نگردد ، اشکال ندارد. اما رعايت چنين شرايطي تنها در روابط عادي مانند خريد از مغازه و ارتباط درسي و مانند آن قابل تصور است و نه در رابطه اي كه ايجاد نموده ايد، روابط شما مانند روابط دوستانه اي است كه ميان دختران و پسران شکل مي گيرد ، چون در اين روابط حريم ها غالباً رعايت نمي شود.چه بسا با زياد تر شدن اين نوع ارتباط ها ، به روابط در سطح گسترده تري نيز کشيده مي شود که نتايج آن غير قابل پيش بيني است. روابط كلامي به بدني و بعد جنسي معمولاً سطوحي است كه مترتب به سطوح پيشين هستند. بنابراين محدوديت در اين گونه ارتباط ها به خصوص براي دختران و پسران جوان لازم و ضروري است.
جهت آگاهي بيش تر با زواياي مختلف ارتباط زن و مرد (ارتباط با نامحرم) به مطالب ذيل توجه نماييد.
غريزه جنسي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان است كه بسياري از رفتارهاي انساني را شكل مي دهد و به گونه هاي مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام كه يك مكتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان , روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفيع انساني و رستگارى را فتح نمايند و از طرف ديگر به نيازهاي غريزي و فطري خود نيز دست يابند ، با حساسيت ويژه , اما واقع بينانه و لحاظ كردن طبيعت و اميال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان , قوانين و احكامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و ميانه روى وضع كرده است .
از جمله آن احكام ، چگونگي ارتباط با جنس مخالف است .اين ها همه به سبب اين است كه اسلام از جانب كسى براى هدايت انسان ها فرستاده شده كه خالق فطرت وغريزه با تمامى استعدادهاى بهينه و ذخيره شده در انسان است . بنابراين هر عاملى كه موجب تحريك انگيزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى , صدمه وارد كند, موردتأييد اسلام نيست . اسلام مي خواهد انواع لذت هاي جنسي در محيط و درون خانواده شكل گيرد واز اين طريق آرامش روحي و رواني و پيوند هاي عاطفي نيز برقرار بماند و با طرح آن در محيط جامعه به پيوند خانواده و اجتماع نيز آسيب وارد نشود .
در مورد روابط زن و مرد نامحرم نيز آسيب هاي بسياري وجود دارد كه نمي تواند مورد غفلت واقع شود ، خواه از طرف دختر و پسر و خواه از طرف خانواده يا جامعه .
به جهت ميل شديد جنسي كه بيان شد. گاهي اوقات بي آن كه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرايطي قرار مي گيرند كه حتي اراده خود را از دست مي دهند و ديگر نمي توانند از ارتباط جنسي خود داري كنند و ناخود آگاه و بي آن كه بخواهند ،كم كم در آن شرايط بدون بازگشت قرار مي گيرند . زماني متوجه مي شوند كه كار از كار گذشته است ، يعني با فراهم شدن شرايط ديگر، اراده جلوگيري بسيار سخت و دشوار است . به خصوص آن كه پسران فريبكار و متاسفانه حرفه اي درفريب دختران جوان در اين موارد ، شياد و تردست هستند ، پس چرا نبايد اين جريان را از سرچشمه بست ؟ به همين خاطر در اسلام حتي خلوت كردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مكاني كه رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است .
مگر غير از اين است كه تمام روابط جنسي بين زنان و مردان از ارتباط هاي به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ متأسفانه به همين ارتباط جنسي ختم نشده ، بلكه عاملي براي پديد آمدن بسياري از ناهنجاري هاي اجتماعي و رواني نيز مي شود. بهترين شاهد بر ادعاي فوق مراجعه به واقعيات موجود در اجتماع است، در باره طلاق‌ها ، فسادهاي جنسي، اعتياد و افسردگي‌ها مقداري تحقيق کنيد ، ببينيد نقطه شروع اين نابساماني‌ها از کجا بوده ؟ بسياري از آن ها با يک نگاه ساده يا يک ارتباط کلامي کوچک با نامحرم شروع شده و به تدريج به ايجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجاميده و در انتها به . . .
مسائل فوق هيچ کدام قصه نيست ، بلکه واقعيت‌هايي است که به وفور در جامعه جاري است و ما تنها با گوشه هايي از آن ها آشنا مي شويم . بسياري از گرفتاران اين مسائل به دليل حيا و شرم، مشکلات خود را براي ديگران بازگو نمي‌کنند . در حالي كه براي ما به عنوان روانشناسان باليني كاملاً آشكار است.
وقتي اين مشکلات ريشه‌يابي مي‌شوند ، غالب آن ها از نگاه‌هاي کوچک و سخن‌هاي کوتاه و عشوه‌هايي آغاز مي‌شوند که در ظاهر نبايست روي آن ها حساسيت نشان داد،‌اما چه مي‌توان کرد که همين موارد کوچک اگر مورد بي توجهي واقع شوند و ادامه يابند، سر از مشکلاتي بسياري در مي‌آورند .
احکام دين مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگي انسان‌هاست . خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطري انسان را مي‌شناسد، از روي محبت و به خاطر خود ما اين احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخيل است و نه نيازمند به اين احکام . ما نيز در نگاه خود به زندگي بايستي عاقبت کارها را بنگريم و از زندگي ديگران عبرت بگيريم و به اين نکته برسيم : چه بسا لذت‌هاي کوتاه که رنج‌هاي طولاني به ارمغان مي‌آورد .

صفحه‌ها