چشم‌زخم

بررسی چشم‌زخم از نظر فلسفی و خرافه و پنداربودن آن
چشم‌زخم در نگاه دینی و فلسفی، صرفاً پدیده‌ای خرافی و بی‌اساس نیست، بلکه تأثیر روحی و نفسانی ناشی از حسد یا تعجب است که با یاد خدا مهار می‌شود.

پرسش:

 آیا از نظر فلسفی، چشم‌زخم واقعیتی فراتر از خرافه و پندار است؟ اگر چنین است، چگونه ممکن است نفس انسان تنها با نگاه و حالات درونی خود بر دیگران اثر بگذارد؟

پاسخ:

«چشم‌زخم» در فرهنگ عمومی، اغلب با خرافه‌گرایی گره خورده است؛ اما آیا این پدیده در ترازوی عقل و فلسفه نیز رنگی از حقیقت دارد؟ این پرسش ما را به کاوشی عمیق‌تر فرامی‌خواند تا با عبور از نگاه‌های ظاهری و مادی، به لایه‌های پنهان وجود انسان بنگریم. آیا ممکن است نفس آدمی فارغ از ابزارهای فیزیکی، قدرت اثرگذاری بر جهان پیرامون و دیگران را داشته باشد؟ در این نوشتار با تکیه بر اصول فلسفۀ اسلامی، سازوکار غیرمادیِ این اثرگذاری را بررسی می‌کنیم و می‌کوشیم دریابیم که چگونه نگاه و تمرکز روحی انسان، می‌تواند دروازه‌ای برای تعاملات متافیزیکی باشد.

نکتۀ اول: واقعیت چشم‌زخم و عبور از خرافه‌پنداری

بر اساس نگاه دقیق فلسفی، پدیدۀ چشم‌زخم به ‌هیچ‌وجه خرافه یا افسانۀ خیالی نیست، بلکه واقعیتی است که ریشه در توانمندی‌های شگفت‌انگیز روح و روان انسان دارد. در بسیاری از جوامع و فرهنگ‌های بشری، این پدیده به‌مثابۀ باور فراگیر و عمومی پذیرفته شده است (1) و در منابع دینی ما نیز به‌صراحت واقعیت‌داشتن چشم‌زخم بیان شده است (2). مفسران بزرگ نیز در تفسیر برخی آیات قرآن، به آثار واقعی این پدیده اشاره کرده‌اند (3). دلیل اینکه عده‌ای آن را خرافه می‌پندارند، این است که به دنبال دلیل مادی و فیزیکی برای آن می‌گردند؛ برای مثال فکر می‌کنند باید اشعه‌ای مادی از چشم خارج شود تا به کسی آسیب برساند؛ درحالی‌که فلسفۀ اسلامی با عبور از این نگاه مادیِ محدود، نشان می‌دهد چشم‌زخم نیازی به تماس فیزیکی یا پرتوهای مادی ندارد، بلکه تأثیر روانی و روحی است که در چارچوب نظام علت و معلولی جهان اتفاق می‌افتد.

نکتۀ دوم: قدرت شگفت‌انگیز و غیرمادی روح انسان

برای درک چگونگی اثرگذاری چشم‌زخم، ابتدا باید بدانیم روح یا نفس انسان تنها یک ویژگی جسمانی نیست، بلکه حقیقتی غیرمادی و مستقل است (4). این روح قدرتی دارد که به آن «قوه خیال» می‌گویند. روح انسان می‌تواند تنها با تصورکردن و خیال‌پردازی، تغییرات واقعی و فیزیکی در بدن خود ایجاد کند؛ برای مثال وقتی انسان از چیزی به‌شدت می‌ترسد، بدنش شروع به لرزیدن می‌کند؛ یا وقتی به یک بیماری فکر می‌کند و آن را به خود تلقین می‌کند، واقعاً بیمار می‌شود؛ همان‌طور که در داستان معروف مثنوی، استاد مکتب‌خانه با تلقین شاگردانش بیمار شد (5). در مقابل، گاهی انسان تنها با فکر‌کردن به سلامتی و امیدواری، بهبود می‌یابد (6). این مثال‌ها به‌روشنی نشان می‌دهند تأثیرات در جهان فیزیکی همیشه ناشی از عوامل مادی نیستند، بلکه گاهی تصورات نفسانی و روحی می‌توانند سبب ایجاد تغییرات جسمانی شوند (7).

نکتۀ سوم: اثرگذاری روح بر دنیای بیرون از بدن

حال که متوجه شدیم روح انسان می‌تواند با قدرت تصور و خیال بر بدن خودش تأثیر بگذارد، فهم این نکته آسان‌تر می‌شود که این تأثیر می‌تواند از مرزهای بدن فراتر برود و بر دنیای بیرون هم اثر بگذارد. انسان به‌مثابۀ جهانی کوچک، نمونه‌ای از جهان بزرگ بیرون است (8)؛ همان‌طور که بدن انسان فرمان‌بردار روح اوست، ماده و اجسام در دنیای بیرون نیز در برابر قدرت روح‌های مجرد و قوی، اثرپذیر هستند (9)؛ البته این قدرت در همۀ انسان‌ها یکسان نیست. روح‌های بسیار پاک و قدرتمند می‌توانند با اراده خود کارهای خارق‌العاده‌ای در جهان انجام دهند (10). اما حتی روح‌های معمولی و انسان‌های عادی نیز به دلیل همان ذات غیرمادی‌شان، درجاتی از این قدرت را دارند. اراده و تمرکز روحی انسان می‌تواند مانند موجی نامرئی بر وقایع و اشیای اطرافش تأثیر بگذارد و این امر کاملاً با اصول عقلی و فلسفی سازگار است (11).

نکتۀ چهارم: چگونگی و سازوکار اثرگذاری چشم‌زخم بر دیگران

مکانیزم چشم‌زخم دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. وقتی فردی با یک زیبایی، موفقیت یا ویژگی بسیار چشمگیر در فرد دیگری روبرو می‌شود، با تعجب و شگفتی درونی بسیار شدیدی روبرو می‌شود. این هیجان شدید روحی مانند یک انفجار انرژی در درون روان او عمل می‌کند. گاهی این شگفتی با صفات منفی مانند حسادت ترکیب می‌شود؛ یعنی فرد با دیدن آن کمال، ناخشنود می‌شود و ناخودآگاه آرزوی نابودی آن را می‌کند (۱۲)؛ اما گاه هیچ نیت بدی در کار نیست و فقط شدت آن تعجب و تمرکز روحی، اثر ویران‌کنندۀ را به سمت شخص مقابل پرتاب می‌کند (13). به همین دلیل انسان گاهی حتی به خودش، فرزندش یا اموالش که آنها را بسیار دوست دارد نیز چشم‌زخم می‌زند (14). درواقع، این ارتعاشات شدید و مهارنشدنیِ روح است که از بدن فرد خارج می‌شود و بر شخص یا شیء مورد‌نظر تأثیر منفی و آسیب‌زا می‌گذارد.

نکتۀ پنجم: نقش چشم به‌مثابۀ دروازۀ ارتباطی، نه عامل اصلی

با توجه ‌به اینکه عامل اصلی در چشم‌زخم، قدرت روح و روان انسان است، این پرسش پیش می‌آید که چرا به آن «چشم‌زخم» می‌گویند؟ در کتاب‌های لغت نیز آن را به آسیبی تعریف کرده‌اند که از طریق نگاه‌کردن می‌رسد (15). پاسخ این است که چشم تنها یک ابزار و دروازه برای روح است. انسان معمولاً از طریق چشم با زیبایی‌ها و کمالات دنیای بیرون ارتباط برقرار می‌کند و همان نگاه اول سبب بیداری آن هیجان شدید در روح می‌شود (16). چشم، نماد توجه و تمرکز روان انسان است. درواقع، این نگاه فیزیکی نیست که آسیب می‌زند، بلکه انرژی روانی متمرکزشده در پشت آن نگاه است که عمل می‌کند؛ به همین دلیل در آموزش‌های دینی برای خنثی‌کردن این اثر روانی، به جای ابزارهای مادی، از ابزارهای معنوی مانند یاد خدا، دعا و گفتن ذکرهایی مثل «ماشاءالله» استفاده می‌شود (17)؛ زیرا وقتی فرد تعجب‌کننده به یاد خدا می‌افتد، تمرکز روانی او از شخص مقابل برداشته و متوجه خالق زیبایی‌ها می‌شود؛ بدین‌ترتیب آن اثر ویران‌کنندۀ روانی آرام گرفته و مهار می‌شود (18).

نتیجه:

چشم‌زخم نه خرافه‌ای موهوم، بلکه واقعیتی متافیزیکی در نظام علت و معلول است. نفس انسان به‌مثابۀ حقیقتی مجرد، همان‌گونه که با قوۀ خیال بر بدن خود اثر می‌گذارد، توانایی تأثیرگذاری بر ماده و جهان پیرامون را نیز دارد. حقیقت چشم‌زخم، پرتاب نیروی متراکم ناشی از شگفتی شدید درونی ـ چه آمیخته با حسد و چه صرفِ اعجاب ـ است که چشم در این میان، تنها ابزار و دریچه تمرکز آن به شمار می‌رود. آموزه‌های دینی با تکیه ‌بر یاد خدا و ذکر، کانون توجه نفس را به مبدأ هستی متصل کرده‌اند و این اثر ویران‌کنندۀ روانی را مهار می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها:

1. Dundes, A. The Evil eye: a folklore casebook, New York, Garland Pub, 1981.

2. «الْعَیْنُ حَقٌّ ...» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ بیروت: داراحیاءالتراث العربی، ۱۴۰۳ ق، ج ۶0، ص ۲۶).

3. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹0 ق، ج ۱۹، ص  ۳۸۸، ذیل آیۀ 51 سورۀ قلم: «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون».

4. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه؛ قم: مکتبه المصطفوی، ۱۳۶۸ ش، ج ۸، ص ۲۶۰ – 302. ملاصدرا در این کتاب، یازده دلیل برای اثبات این مطلب اقامه کرده است.

5. جلال‌الدین محمد مولوی بلخی؛ مثنوی معنوی؛ تصحیح: رینولد نیکلسون؛ تهران، هرمس، ۱۳۹۰ ش، ص 404 – 408.

6. فخرالدین محمد بن عمر فخر رازی؛ المباحث المشرقیه فی علم الالهیات و الطبیعیات؛ قم: بیدار، ۱۴۱۱ ق، ج ۱، ص ۵۰۸.

7. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ شرح اصول الکافی؛ تصحیح: محمد خواجوی؛ قم: انتشارات بیدار، ۱۳۸۳ ش، ج ۴، ص ۱۳۷.

8. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ تفسیر القرآن الکریم؛ قم: انتشارات بیدار، ۱۳۶۶ ش، ج ۱، ص ۷۹.

9. حسن حسن‌زاده آملی؛ نصوص الحکم بر فصوص‌الحکم؛ تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۷۵ ش، ص ۱۹۳.

10. حسین بن عبدالله ابن‌سینا؛ الاشارات و التنبیهات؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۱ ش، ص ۳۸۸.

11. حسن حسن‌زاده آملی؛ نصوص الحکم بر فصوص‌الحکم؛ ص ۱۹۳.

12. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۰ ش، ص ۳۴۵. حسن حسن‌زاده آملی؛ هزار و یک کلمه؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۱ ش، ج ۶، ص ۳۱۲.

13. حسین بن عبدالله ابن‌سینا؛ الاشارات و التنبیهات؛ ص ۳۹۰.

14. «الْعَیْنُ حَقٌّ وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا مِنْکَ عَلَى غَیْرِک ...» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج ۶0، ص ۲۶).

15. علی‌اکبر دهخدا؛ لغت‌نامه؛ تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، ص ۸۱۴۶.

16. فخرالدین محمد بن عمر فخر رازی؛ التفسیر الکبیر/ مفاتیح ‌الغیب؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ ق، ج ۱۸، ص ۴۸۳.

17. «... فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَقُلْ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ثَلَاثا» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج ۶0، ص ۲۶. ابراهیم بن علی عاملی کفعمی؛ المصباح؛ قم: دارالرضی، ۱۴۰۵ ق، ص ۲۲۰).

18. اقتباسی از: محمدجواد جعفری‌زاده‌و دیگران؛ «پدیدۀ چشم‌زخم از منظر فلسفۀ اسلامی»؛ فصلنامه اندیشه دینی، دوره 25، ش 4، زمستان 1404 ش، ص 37 – 51.

در بین برخی از مردم رفتارهایی به عنوان دفع بلا وچشم نظر مرسوم شده است که هیچ مستند دینی و روایی نداشته و برگرفته از خرافاتی است که از قدیم الایام رایج بوده است.
اعتبار اسپند دود کردن، تخم مرغ شکستن و خون ریختن

پرسش:
بین مردم خیلی مرسوم است که در مناسبت‌های مختلف خون می‌ریزنند و توصیه به شکستن تخم مرغ و دود کردن اسفند دارند، آیا در روایات برای هر کدام از این‌ها توصیه‌ای وجود دارد که چه اثری دارند و در کجاها باید استفاده شوند؟
 

پاسخ:
همه‌ی افراد از بلایا و مشکلات واهمه دارند و سعی دارند با راه‌حل‌هایی در دفع و رفع آن‌ها بکوشند. در این‌بین، در بین مردم آدابی برای دفع مشکلات، بلا و چشم‌زخم و... رایج شده است. با توجه به خرافی بودن پاره‌ای از آداب رایج در بین عموم مردم، این موارد نیازمند بررسی و ارزیابی هستند.
 در ادامه درباره تأثیر شکستن تخم‌مرغ و دود کردن اسپند و قربانی کردن مطالبی بیان شده است.

الف. شکستن تخم‌مرغ
در بین برخی از مردم رسم است که برای چشم نظر یا دفع بلا، تخم‌مرغ می‌شکنند یا آن را جلوی لاستیک ماشین می‌اندازند و... . با جست‌وجوی به‌عمل‌آمده در منابع معتبر دینی، نکته‌ای در مورد شکستن تخم‌مرغ و همچنین خاصیت دفع بلا یا دفع چشم‌زخم برای آن یافت نشد. بنابراین، این کار مستندی ندارد و به نظر می‌رسد مطلبی خرافی باشد. 
همچنین علاوه بر خرافه بودن آن، اشکال شرعی نیز دارد؛ زیرا اسراف است و بی‌جهت هدر می‌رود. 
همچنین این کار می‌تواند ناشی از تهمت و بدگمانی به دیگران باشد که این موضوع نیز در دستورات دینی نهی شده است. توصیه می‌شود به‌جای این کار، از حرزها و دعاهای معتبری که از اهل‌بیت علیهم‌السلام برای رفع بلا و چشم زخم نقل شده بهره برده شود.

ب. دودکردن اسپند
در منابع روایی، آثار و خواصی برای اسپند (اسفند) بیان شده است. به‌عنوان‌مثال در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ریشه و ساقه اسپند، شفا و داروی 72 بیماری دانسته شده است.(1) در روایتی دیگر، این گیاه داروی ترس عنوان شده است.(2) در حدیثی دیگر اشاره شده که 40 روز خوردن این گیاه، موجب روشن شدن نور حکمت در دل افراد می‌شود.(3) اما در خصوص دود کردن آن، و یا ارتباط آن با چشم‌زخم و دفع بلا، هیچ روایتی در منابع روایی یافت نشد. ازاین‌رو چنین کاری، فاقد منبع روایی و سند معتبر است. توصیه می‌شود افراد به‌جای انجام این کار و شکستن تخم‌مرغ از دستورالعمل‌های مأثور و معتبری که از اهل‌بیت علیهم‌السلام برای دفع بلا و مشکلات رسیده استفاده ببرند.

ج. قربانی کردن (ریختن خون)
یکی از رسومات متداول در میان مردم، قربانی کردن است. افراد در مناسبت‌هایی حیواناتی نظیر گاو و گوسفند را ذبح کرده و به آن «ریختن خون» نیز می‌گویند. باید توضیح داد که این عمل، کاری است که در اسلام پذیرفته شده و جزو آداب دینی برشمرده می‌شود. مطابق دستورات دینی، قربانی دو نوع واجب و مستحب است. در مواردی مثل قربانی که در مراسم حج انجام می‌گیرد و همچنین برای کفاره برخی اعمال مانند شکستن نذر و قسم، این کار واجب است. اما به‌جز موارد واجب، در مواردی دیگر نیز توصیه به قربانی کردن شده که از آن به قربانی مستحب یاد می‌شود.

 برخی از این قربانی‌ها در ادامه بیان می‌شوند:

1. عقیقه
عقیقه، قربانی کردن گوسفند در روز هفتم تولد فرزند است. در روایتی بیان شده که سلامتی فرزند در گرو عقیقه‌اش است.(4) بنابراین، عقیقه می‌تواند در دفع بلا مؤثر باشد و مطابق روایات چنانچه افراد در عقیقه شدن خود شک داشته باشند، می‌توانند حتی در بزرگ‌سالی خود را عقیقه نمایند و از آثار آن بهره ببرند.(5) با توجه به تأکید اهل‌بیت علیهم‌السلام بر ریختن خون و قربانی کردن برای عقیقه، و جایگزین نکردن آن با کارهای خوب دیگر مانند صدقه، می‌توان نتیجه گرفت که خودِ قربانی کردن خود دارای اثر است.(6)

2. ولیمه
در اسلام به کسی که اتفاق خوبی برایش اتفاق افتاده، توصیه شده که افرادی را دعوت کند و آن‌ها را در قالب ولیمه اطعام نماید. در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بیان شده که: «ولیمه نیست مگر در پنج مورد: در عرس و یا در خرس و یا در عذار و یا در وکار و یا در رکاز، و معناى عرس ازدواج است، و خرس یعنى زایمان و فرزنددار شدن، و عذار بمعنى ختنه سوران، و وکار آنست که شخص خانه‏اى بخرد (یا بنا کند) و رکاز بازگشت از سفر مکّه است.»(7)
در برخی احادیث، توصیه شده که افراد برای این کار (ولیمه) قربانی کرده و به اطعام بپردازند. به‌عنوان‌مثال در ولیمه تولد حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قوچی بزرگ را قربانی و همه‌ی مردم را به این مهمانی دعوت کردند.(8) البته این ولیمه می‌تواند از همان گوسفند قربانی شده در عقیقه باشد. 
یا در مورد ولیمه خانه، از پیامبر عظیم الشأن روایت داریم که: «مَنْ بَنَى مَسْکَناً فَذَبَحَ کَبْشاً سَمِیناً وَ أَطْعَمَ لَحْمَهُ الْمَسَاکِینَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ ادْحَرْ عَنِّی مَرَدَهَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ بَارِکْ لِی فِی بِنَائِی أُعْطِیَ مَا سَأَلَ.»(9) «هر کس خانه‏اى بسازد و گوسفندى فربه قربانى کند و گوشت آن را به بینوایان دهد و این دعا را بخواند: خدایا، جنبیان و آدمیان و شیاطین سرکش را از من دور کن، و این ساختمان را بر من مبارک گردان، آنچه خواسته است به او داده خواهد شد.» نکته این‌که در روایت بیان شده، دعا می‌شود که شر بدخواهان و دشمنان از سر افراد دور شده و به آن خانه برکت داده شود. بنابراین، می‌توان نتیجه‌ی این قربانی را دوری شر این افراد و راه‌یابی برکت به خانه دانست.

در مورد ولیمه عروسی نیز نقل شده که وقت عروسی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها، با دستور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای تدارک ولیمه، برخی از اصحاب قوچی را برای قربانی محیا کردند.(10) 
بنابراین، ازاین‌روایات برمی‌آید که مطابق سیره و سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام، قربانی کردن و اطعام مردم از کارهای مناسب در ولیمه‌ها می‌باشد. البته باید در این موارد نیز از کارهای خرافی یا بدون مستند خودداری کرد؛ مثلاً کشتن حیوان جلوی عروس یا حاجی، مالیدن خون به وسایل و... از کارهایی است که هیچ مستندی ندارد و انجام آن صحیح نیست.

3. قربانی در هر حال
در برخی روایات به مناسبت خاصی اشاره نشده و به‌صورت کلی به قربانی کردن توصیه شده است. مثلاً در حدیثی بیان شده که: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحِبُّ إِهْرَاقَ الدِّمَاءِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ؛(11) خداوند ریختن خون (قربانی کردن) و طعام دادن را دوست دارد.»
در حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز چنین نقل شده است: «الْإِیمَانُ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ وَ إِرَاقَهُ الدِّمَاء؛(12) از ایمان حسن خلق و اطعام طعام و ریختن خون (قربانی کردن در راه خدا) است.»
نکته‌ای که در این روایات وجود دارد، کنار هم بودن توصیه به اطعام و قربانی کردن (خون ریختن) است. چنانچه افراد قربانی انجام دهند و همان قربانی را به‌صورت غذا به برادران دینی و افراد محتاج ببخشند و میهمان کنند، از هر دو ثواب (قربانی و اطعام) بهره می‌برند. 
نکته‌ی قابل‌توجه این‌که در احادیثی اطعام دیگران، باعث افزایش رزق،(13) جاری شدن خیروبرکت (14) و نجات از بلایا و مشکلات (15) می‌شود. بنابراین، افراد می‌توانند با قربانی کردن و اطعام دیگران، از این آثار بهره ببرند.
همچنین در روایات بیان شده که صدقه از چیزهایی است که موجب رفع بلا می‌باشد. وقتی افراد قربانی انجام می‌دهند و گوشت آن را به‌عنوان صدقه به فقرا و مستمندان می‌دهند، از بلاء و مشکلات دور می‌شوند. به‌عنوان نمونه در روایتی از امام باقر علیه‌السلام چنین آمده است: «إِنَّ الصَّدَقَهَ لَتَدْفَعُ سَبْعِینَ بَلِیَّهً مِنْ بَلَایَا الدُّنْیَا مَعَ مِیتَهِ السَّوْء؛(16) صدقه، هفتاد بلا از بلایاى دنیوى و مردن بد و دل‌خراش را دفع می‌کند.»

نتیجه گیری
در بین مردم آدابی برای دفع بلا و چشم نظر مرسوم شده است. شکستن تخم‌مرغ و دود کردن اسپند از این موارد است. با جست‌وجوی انجام شده، هیچ مستندی درباره انجام این کار و ارتباط آن با دفع بلا و چشم‌زخم یافت نشد. قربانی کردن (خون ریختن) عمل دیگری است که برای دفع بلا انجام می‌شود. در منابع دینی توصیه شده که در برخی مراسم‌ مانند عقیقه و ولیمه، قربانی صورت بگیرد. در پاره‌ای ازاین‌روایات، آثاری همچون رفع بلا و جذب برکت و رزق برای این کار بیان شده است. 
در کنار این، احادیثی وجود دارند که به‌صورت عمومی امر بر قربانی و ریختن خون می‌کنند. درست است که در این احادیث، به‌صورت مستقیم اشاره‌ای به دفع بلا برای قربانی کردن نشده، ولی اطعام و صدقه دادنی که پس از قربانی متداول است، می‌تواند موجب دفع بلا و مشکلات از افراد شود.

پی‌نوشتها
1. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412ق‏، ص186.
2. طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412ق‏، ص186.
3. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحارالأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق، ج‏59، ص235، ح5.
4. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏6، ص25، ح4.
5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏6، ص25، ح3.
6. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏6، ص25، ح 6.
7. ابن بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413ق، ج‏4، ص356، ح5762.
8. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414ق، ص42، ح45.
9. ابن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406ق‏، ص186.
10. اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط - القدیمه)، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سید هاشم‏، تبریز: بنى هاشمى‏، 1381ق، ج‏1، ص365.
11. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏4، ص51، ح6.
12. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دارالکتب الإسلامیه، 1371ق، ج‏2، ص389، ح16.
13. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏4، ص51، ح10.
14. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال‌الدین، قم: دارالکتب الإسلامیه، 1371ق، ج‏2، ص390، ح24.
15- کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏4، ص51، ح5.
16- کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407ق، ج‏4، ص6، ح6.