پرسش:
وقتی داستان پیامبران در قرآن را مطالعه میکنیم، میبینیم که مجازات خدا با پیامبران در برابر خطاهایشان یکسان نبوده است؛ برای مثال مجازات آدم و یونس (41 قلم) و موسی و ... یکسان نیست؟ رمز آن چیست؟
پاسخ :
حضرت آدم علیه السلام پس از اینکه از میوۀ درخت ممنوعه خورد، از آن باغ بیرون آمد. حضرت یونس علیه السلام پس از اینکه محل مأموریت خود را ترک کرد، به دریا افتاد و نهنگ ایشان را بلعید. حضرت موسی علیه السلام نیز پس از آنکه آن قبطی را کشت، از مصر فرار کرد و به مدین رفت. پرسش این است که آیا اینکه هر کدام از این پیامبران به گونهای متفاوت از دیگری گرفتار شدند، دلیل خاصی داشته است؟
عصمت پیامبران
عصمت پیامبران به معنای مصونیت ایشان از هرگونه گناه و نافرمانی، با ادله متعددی از عقل و نقل اثبات میشود. هدف از این عصمت، ایجاد اطمینان کامل در مردم پیامبران در جایگاه وحی الهی و راهنمایان بشر است. اگر پیامبران خطا یا گناهی مرتکب میشدند، اعتماد مردم سلب میشد و فلسفه رسالت زیر سؤال میرفت و مصداق نقض غرض بود. در ادامه برای نمونه به چند دلیل قرآنی نیز اشاره میشود:
1. مفهوم «مُخلَص» بودن پیامبران (1) نشاندهنده خلوص ویژه ایشان از هرگونه نقص از جمله گناه است؛ بهویژه که شیطان به بندگان مُخلَص تسلطی ندارد (2)؛
2. پیامبران هدایتشدۀ الهی هستند و ما باید همیشه به آنان اقتدا کنیم (3). وجوب اطاعت مطلق از پیامبران (4) و برابردانستن آن با اطاعت از خدا (5)، عصمت ایشان را الزامی میکند؛ زیرا اگر پیامبران معصوم نباشند و گناهی از یکی از آنان سر بزند، این تساوی نقض میشود؛
3. ظالم و ستمکارنبودن پیامبران (6) نیز نشان میدهد آنان از هرگونه ظلم و ستم، اعم از به خدا دیگران و خود، پاک و منزه هستند؛
4. قرآن پیامبران را به طور مطلق الگو و اسوه معرفی میکند (7)؛ یعنی پیروی آنان از هر جهتی جایز و رواست و این امکانپذیر نیست مگر اینکه آنان از همه جهات فردی و اجتماعی، معصوم باشند و هیچگاه مرتکب گناه نشوند.
بنابراین پیامبران معصوم هستند؛ درنتیجه مرتکب گناه نمیشوند تا خدا بخواهد آنان را مجازات کند.
پیامدهای منفی، به معنای مجازات نیست
پیامبران علیهم السلام با اینکه معصوم بودند، گاه در زندگی تصمیمهایی میگرفتند که برای آنان آثار و پیامدهای منفی به همراه داشت؛ همانند مخالفت با امر و نهی پزشک که هرچند جرم و گناه نیست و مجازات و عقاب ندارد، آثار منفی برای انسان به همراه دارد؛ برای نمونه حضرت آدم علیه السلام با خوردن از میوۀ ممنوعه با نهیای ارشادی سرپیچی کرد که گناه نبود، اما سبب خروج زودتر از موعد ایشان از آن باغ شد. هبوط به زمین و آغاز زندگی زمینی، ارتباطی با خوردن یا نخوردن از آن میوه نداشت و این خروج باید دیر یا زود محقق میشد؛ ازاینرو درنهایت میتوان گفت خوردن از آن میوه سبب خروج زودتر از آن شد (8).
خروج حضرت یونس علیه السلام پس از اتمام حجت با قومش و ظاهرشدن نشانههای عذاب و با این تصور بود که مأموریتش به پایان رسیده است؛ به همین دلیل معصیت نبود (9)؛ ازاینرو افتادن قرعه به نام ایشان در کشتی، انداختهشدن در دریا و بلعیدهشدن توسط نهنگ مجازات ایشان نبود، بلکه وقایع بدی بود که برای ایشان رخ داد. اما به علت اینکه از تسبیحگویان بود، خداوند ایشان را نجات داد و در جایگاه پیامبر به سوی قومی بزرگ فرستاد.
حضرت موسی علیه السلام نیز با کشتن آن قبطی گناهکار نشد؛ زیرا اولاً آن قبطی مستحق قتل بود؛ ثانیاً آن قتل ناخواسته واقع شد. اما این حادثه به دلیل اینکه در زمان نادرستی رخ داد، زیانها و پیامدهایی منفی برای حضرت به همراه داشت (10) و سبب شد ایشان ناچار به ترک مصر و هجرت به مدین شود.
چرایی مختلفبودن پیامدهای منفی
تفاوت پیامدهای منفی تصمیمهای پیامبران به تفاوت شرایط، موقعیتها و نوع اقدام آنان بازمیگردد. هر عملی متناسب با بستر وقوع خود، آثار خاصی به دنبال دارد و نمیتوان انتظار داشت همۀ تصمیمها پیامدی یکسان داشته باشند؛ بهویژه که هر پیامبری در شرایط زمانی و مکانی خاص خود بوده است. حضرت آدم در باغی سکونت داشت؛ بنابراین پیامد و نتیجه کار او خروج از همان باغ بود. طبیعی است که در آن فضا، پیامدی مانند افتادن در دریا و بلعیدهشدن توسط نهنگ یا آوارهشدن معنا نداشت؛ زیرا اساساً دریا و دشمنی که در تعقیب او باشد وجود نداشت. حضرت یونس در محیطی ساحلی زندگی میکرد و هنگامی که قوم خود را ترک گفت، مسیر او به دریا افتاد. در چنین بستری، خطری که میتوانست رخ دهد، طوفان، افتادن به دریا و بلعیدهشدن توسط نهنگ بود. درواقع در آنجا باغی وجود نداشت که مسئله خروج یا اخراج از آن مطرح شود، بلکه طبیعت دریا اقتضای حادثهای از همان جنس را داشت. چنانکه کسی قصد کشتن او را نداشت تا حضرت مجبور شود به شهر دیگری برود و سالها مخفیانه در آنجا زندگی کند. حضرت موسی نیز در مصر و در دل حکومت فرعون زندگی میکرد. پس از کشتهشدن آن مرد قبطی، با توجه به فضای سیاسی و قدرت حاکم، خطر اصلی تهدید جانی از سوی دستگاه فرعون بود؛ بنابراین پیامد طبیعی آن واقعه، ناچارشدن به ترک مصر و هجرت به سرزمینی دوردست بود تا از دسترس فرعون در امان بماند. در آن شرایط نه باغی در کار بود که اخراجی صورت گیرد و نه موقعیتی دریایی که حادثهای همچون ماجرای یونس رخ دهد.
نتیجه:
پیامبران معصوم بودند و مرتکب گناه نمیشدند تا خدا بخواهد آنان را مجازات کند. پیامبران با اینکه معصوماند، گاه در زندگی اقداماتی انجام میدهند که هرچند گناه نبود، برای آنان آثار و پیامدهای منفی به همراه داشت. این اقدام آنان همانند مخالفت با امر و نهی پزشک است که هرچند جرم و گناه نیست و مجازات و عقاب ندارد، آثار منفی برای انسان به همراه دارد.
بنابراین خوردن حضرت آدم از آن میوه ممنوعه گناه نبود، بلکه انجام کاری مضرّ بود؛ درنتیجه حضرت زودتر از موعد مقرر از آن باغ خارج شد. خروج حضرت یونس پس از اتمام حجت با قومش و آمدن عذاب بود؛ ازاینرو حضرت گناهی مرتکب نشد، هرچند اگر صبر میکرد، اصلاً سوار کشتی نمیشد تا بخواهد گرفتار شود؛ بنابراین قرآن هیچگاه از افتادن در دریا و بلعیدهشدن توسط ماهی بهمثابۀ مجازات حضرت یاد نکرده است. حضرت موسی نیز با کشتن آن قبطی در زمان غیرمناسب، خطرهایی را متوجه خودش کرد و از خدا خواست که او را از آن خطرها حفظ کند.
تفاوت پیامدهای منفی تصمیمهای پیامبران به تفاوت شرایط، موقعیتها و نوع اقدام و تصمیم آنان بازمیگردد. هر عملی متناسب با بستر وقوع خود، آثار خاصی به دنبال دارد و نمیتوان انتظار داشت همه تصمیمها پیامدی یکسان داشته باشند.
برای مطالعۀ بیشتر:
سیدمرتضی؛ تنزیه الانبیاء؛ چ 2، قم: بوستان کتاب، 1387 ش.
پینوشتها:
1. ص: 46.
2. ص: 83؛ حجر: 40.
3. انعام: 90.
4. نساء: 64.
5. نساء: 80.
6. بقره: 124.
7. احزاب: 21.
8. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج 1، ص 131 – 133.
9. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 14، ص 314 ـ 315.
10. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 3، ص 339.







