پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
بررسی ادعای تئوفانس دربارۀ نکوهش مسیحیان بر اثر نفوذ یهودیان
ادعای تأثیرپذیری قرآن از یهودیان با تکریم چهره‌های مسیحی و انتقاد از باورهای تثلیثیِ خودِ مسیحیان سازگار نیست و صرفاً ترفندی استعماری برای مهار اسلام است.

پرسش:

 تئوفانس، تاریخ‌نگارِ بیزانسیِ سدهٔ نهم میلادی مدعی شده که نکوهش مسیحیان در قرآن بر اثر نفوذ یهودیان در ردیف مسمانان صدر اسلام و محصول دشمنی یهود با مسیحیان است؛ آیا این ادعا صحیح است؟

پاسخ :

تئوفانس (750 ـ 817 م)، راهب و تاریخ‌نگارِ بیزانسیِ سدهٔ نهم میلادی، در کتاب تاریخ خود که سال‌های میان ۲۸۴ تا ۸۱۳ میلادی را پوشش می‌دهد، ادعا می‌کند در ابتدای ظهور پیامبر خدا، ده نفر از یهودیان گمان کردند که او همان مسیحایی است که در انتظارش بودند و مسلمان شدند؛ اما وقتی دیدند که او گوشتِ شتر می‌خورد، متوجه شدند که او مسیح نیست؛ ولی از سر ترس به ظاهر مسلمان باقی ماندند و مسائل ناروایی بر ضدِّ ما مسیحیان به پیامبر آموختند (1). در این نوشتار به بررسی و نقد ادعای تئوفانس پرداخته شده است.

انگیزه تئوفانس از طرح ادعای القائات یهودی

هیچ شاهد تاریخی‌ که نشان دهد یهودیانِ مدینه در تدوین محتوایِ قرآن علیه مسیحیت نقش داشته‌اند، وجود ندارد، بلکه شواهد و قراین مختلف نشان می‌دهد این ادعا خالی از حقیقت است. تئوفانس کشیشی مسیحی بود و کتاب خود را در دورانی نوشت که اسلام به‌شدت در جهان از جمله ممالک مسیحی در حال رشد بود. هدفِ او از این داستان‌پردازی، بی‌اعتبار‌کردن رقیب قدرتمند مسیحیت یعنی اسلام در نزد مسیحیان بود (2). نسبت‌دادنِ «نفوذِ یهودیان» به هر پدیدۀ نوظهورِ مذهبی، از کلیشه‌‌های رایج در میان نویسندگان مسیحی قرون میانه بود (3) تا بتوانند با سوءاستفاده از نفرت مسیحیان از یهودیان، جلوی گسترشِ سریع اسلام را در میان مسیحیان بگیرند.

نقد افسانۀ نفوذ ده یهودی و ساخت قرآن

اشکال‌های درون‌متنی و برون‌متنی مختلفی متوجه ادعای ساخت قرآن از سوی یهودیان است که برخی از آنها عبارت‌اند از: 1. دوسوم قرآن پیش از هجرت پیامبر به مدینه و مسلمان‌شدن یهودیان وجود داشته است؛ 2. اگر قرآن ساخته یهودیان نفوذی بود، باید آنان را تأیید و از آنان مدح و ستایش می‌کرد، درحالی‌که قرآن در آیات متعددی کارهای بد آنان را گزارش می‌دهد و از آنان انتقاد و بارها آنان را لعن می‌کند؛ 3. یهودیان، حضرت عیسی علیه ‌السلام را مدعی دروغین مسیحیایی و مادرش را زنی بدکاره می‌دانند؛ ازاین‌رو اگر قرآن ساخته یهودیان بود، باید چهره‌ای منفی از آنان ارائه می‌داد؛ اما نه‌تنها چنین نیست، بلکه شاهد مدح و ستایش‌های بی‌نظیری از آن حضرت و مادرش در قرآن هستیم (4)؛ 4. اسرائیلیات ساختۀ یهودیان است و مقایسه آنها با قرآن نشان می‌دهد که نمی‌توان هر دو را از یک منشأ دانست (5).

قرآن و تأیید مسیحابودن حضرت عیسی در مکه

تئوفانس در حالی مدعی است که یهودیان گمان کردند پیامبر خدا مسیح است و به او ایمان آوردند که قرآن در سوره‌های مریم، شوری و زخرف که همگی در شهر مکه و پیش از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده‌‌اند (6)، آشکارا ضمن یادکردن از عیسی بن مریم، ایشان را ستایش می‌کند: «ذٰلِکَ عِیسَى اِبْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ اَلْحَقِّ اَلَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ: این است عیسی بن مریم، همان قول حق که درباره او در تردیدند» (7).

با توجه به اینکه حضرت عیسی خودش را مسیحای بنی‌اسرائیل می‌دانست، تأیید حضرت عیسی در قرآن به معنای تأیید ادعای مسیح‌بودن ایشان است؛ بنابراین چگونه ممکن است پیامبر هم خودشان را «مسیحا» معرفی کنند؟! یا یهودیان به عنوان «مسیح» به ایشان ایمان بیاورند؟!

حقیقتی که تئوفانس نمی‌خواهد به آن اعتراف کند، این است که یهودیان فقط منتظر «مسیح» نبودند، بلکه بر اساس بشارت‌های کتاب مقدس، افزون بر مسیح، منتظر یک پیامبر هم بودند و به حضرت محمد علیه وآله السلام در جایگاه پیامبر ایمان آوردند. در کتاب مقدس مسیحیان چنین آمده است:

«19 و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی؛ 20 او اقرار کرد که من مسیح نیستم. 21 آن‌گاه از او سؤال کردند پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد که نی» (8).

آیا نکوهش مسیحیان در قرآن تحت القائات یهودیان بوده است؟

قرآن در آیات مختلفی ضمن مذمت مسیحیان، از آنان انتقاد هم می‌کند. مهم‌ترین اموری که سبب نکوهش مسیحیان در قرآن شده، بر این اساس است:

الف) اعتقاد به تثلیث (سه‌گانه‌پرستی) و الوهیت حضرت عیسی (نساء: 171؛ مائده: 17، 72 و 75)؛

ب) عیسی را پسر خدا دانستن (توبه: 30)؛

ج) خود را فرزند خداوند و دوستان او دانستن (مائده: 18)؛

د) اتخاذ راهبان و کشیش‌ها به‌مثابۀ اربابان در برابر خدا (توبه: 31)؛

هـ) خوردن اموال مردم به ناحق توسط بسیاری از راهبان و کشیشان (توبه: 34)؛

و) کتمان بخشی از حقایق وحی (مائده: 15)؛

ز) انکار صلیب حضرت عیسی (نساء: 157).

 

آیا واقعاً مسیحیان به چنین اموری اعتقاد داشته و چنین کارهایی را کرده‌اند یا قرآن به گفته تئوفانس، تحت القائات یهودیان این مطالب نادرست را به مسیحیان نسبت داده است؟

ـ بیشتر مسیحیان معتقد به تثلیث و الوهیت حضرت عیسی هستند و ایشان را پسر خدا می‌دانند (9).

ـ مسیحیان از خودشان با عنوان پسران خدا یاد می‌کنند؛ چون معتقدند برخلاف گذشتگان که رابطه‌شان با خدا رابطه مولی و عبد بود و باید شریعت موسوی را کاملاً انجام می‌دادند، آنان به یُمن ایمان‌آوردن به عمل فدای مسیح بر روی صلیب، پسران خدا شده‌اند؛ درنتیجه دیگر ملزم به انجام شریعت نیستند (10).

ـ سوءاستفاده مالی کشیش‌ها از مسیحیان نیز دست‌کم در گذشته تاریخ کتمان‌ناپذیر است. یکی از دلایل جدایی کلیسای پروتستان از کلیسای کاتولیک بر سر همین قضیه و برای نمونه فروش آمرزش‌نامه‌ها یا به عبارت ساده‌تر «بهشت‌فروشی» کلیسا بود (12).

ـ تا مدت‌ها عموم مردم به کتاب مقدس دسترسی نداشتند و اطلاع آنان از کتاب مقدس فقط در حد و اندازه‌ای بود که کلیسا اجازه آن را می‌داد؛ ازاین‌رو بعد از اینکه بر اثر نهضت پروتستانتیزم، ترجمه کتاب مقدس مسیحیان به زبان‌های مختلف رایج شد و عموم مردم به آن دسترسی پیدا کردند، مسیحیان متوجه شدند آموزه‌هایی همچون تثلیث در کتاب مقدس نیامده است و عالمان مسیحی حقایق بسیاری را از آنان مخفی کرده‌اند؛ برای نمونه آراسموس بعد از مقایسه ترجمه لاتینی که کلیسا از انجیل ارائه داده بود با نسخه اصلی که به زبان یونانی بود، گفت: «یا این انجیل نیست یا ما مسیحی نیستیم» (13).

به‌روشنی مشخص است که همۀ این امور واقعیت دارد؛ ازاین‌رو نمی‌توان ادعا کرد علت اینکه در قرآن اتهام‌های نادرستی به مسیحیان نسبت داده می‌شود، نفوذ یهودیان و القای این تهمت‌ها به پیامبر خداست.

درباره انکار صلیب از سوی قرآن نیز باید گفت یهودیان نیز همانند مسیحیان معتقد به صلیب حضرت عیسی هستند و یکی از ادله آنان مبنی بر مسیحانبودن ایشان همین صلیب است و می‌گویند: چگونه فردی که قرار بود بنی‌اسرائیل را نجات بدهد، حتی نتوانست خودش را نجات بدهد؟ (14)

امر دیگری که نباید نادیده گرفته شود اینکه برخی از نقدهای قرآن همچون نفی فرزندی و دوستیِ اختصاصیِ با خداوند، ویژۀ مسیحیان نیست و شامل هر دوی یهودیان و مسیحیان می‌شود (15)؛ بنابراین چگونه ممکن است این نقدها تحت القائات یهودیان باشد؟!

نکتۀ پایانی نیز اینکه تئوفانس در حالی مدعی تأثیرپذیری قرآن از القائات یهودی در نقد مسیحیان است که مسیحیان در قرآن در مقایسه با یهودیان، چهره مثبت‌تری دارند؛ برای نمونه قرآن به‌صراحت برخی مسیحیان را نزدیک‌ترین مردم به مؤمنان معرفی می‌کند و علت آن را وجود کشیشان و راهبان فروتن و دوری آنان از تکبر می‌داند: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ اَلنّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰارىٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ: به‌یقین سرسخت‌ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک‌ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می‌یابی که گفتند ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا‌ترس‌اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمی‌کنند» (16).

نتیجه:

1. کشیش‌های مسیحی در قرن‌های هشتم و نهم میلادی از جمله تئوفانس، از نفرت مسیحیان علیه یهودیان سوءاستفاده کردند و به دروغ مدعی شدند که دین اسلام تحت نفوذ یهودیان شکل گرفته است تا جلوی مسلمان‌شدن مسیحیان را بگیرند.

2. اگر قرآن تحت القائات یهودیان شکل گرفته بود، باید در آن شاهد تخریب شخصیت حضرت عیسی و مادرش می‌بودیم، نه اینکه به بهترین شکل از آنان ستایش کند؛ چنان‌که قرآن از مسیحیان در مقایسه با یهودیان، چهره مثبت‌تری ارائه می‌دهد و با این وضعیت چگونه می‌توان مدعی تأثیرپذیری قرآن از یهودیان شد؟

3. اموری همچون تثلیث، پسر خدا بودن عیسی و همچنین خود را پسران خدا دانستن، از مواردی است که خود مسیحیان نیز اعتقاد به آنها را قبول دارند؛ ازاین‌رو این مطالب نادرست نیست تا ادعا شود محصول القائات یهودیان و دشمنی آنان با مسیحیان است.

4. انکار صلیب از سوی قرآن نیز القای یهودیان نیست؛ چراکه خود یهودیان نیز معتقدند حضرت عیسی به صلیب کشیده شده است؛ درحقیقت قرآن در این موضوع هم با یهودیان و هم با مسیحیان مخالف است.

برای مطالعه بیشتر:

سیدکامل عسکری؛ «بررسی اندیشه‌های آبراهام گایگر در مورد مصادر قرآن»؛ اصفهان: همایش بین‌المللی مطالعات قرآنی و سیره نبوی از منظر اروپاییان، 1402 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, Studia Ceranea, Vol. 2 (2012). P257. (https://doi.org/10.18778/2084-140X.02.09).

2. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, P260.

3. Błażej Cecota, “Islam, the Arabs and Umayyad Rulers According to Theophanes the Confessor’s Chronography”, P258 - 260.

4. برای نمونه، سوره آل‌عمران، آیات 42، 45 و 46؛ سوره نساء، آیات 157 و 171؛ سوره صف، آیه 6؛ سوره مریم، آیات 21، 30 و 31؛ سوره زخرف، آیات 59 و 63، سوره مائده، آیات 46، 75 و 110؛ سوره مؤمنون، آیه 50؛ سوره تحریم، آیه 12.

5. علی‌اصغر اصغری ولوجایی؛ «مؤلفه‌های داستان‌‌های قرآن و مقایسه‌ آن با اسرائیلیات»؛ مطالعات قرآنی، ش 48، زمستان 1400 ش، ص53 ـ 72.

6. محمدهادی معرفت؛ علوم قرآنی؛ چ 6، قم: مؤسسه تمهید، 1384 ش، ص 78 ـ 79.

7. مریم: 34.

8. انجیل یوحنا 1: 19 ـ 21.

9. ر.ک: محمد کاشانی؛ تثلیث در قرآن و عهدین؛ قم: دلیل ما، 1392 ش.

10. ر.ک: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی؛ پسر خدا در قرآن و عهدین؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1389 ش.

11. عباس رسول‌زاده و جواد باغبانی؛ شناخت مسیحیت؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1391 ش، ص 199 ـ 201.

12. عباس رسول‌زاده و جواد باغبانی؛ شناخت مسیحیت؛ ص 213.

13. محمد کاشانی؛ مسیحیت‌شناسی تحلیلی؛ قم: انتشارات ذکری، 1395 ش، ص173. برای نمونه میکائیل سروتوس، کشیش و پزشک حاذق بلژیکی قرن شانزدهم که به عنوان کاشف «جریان خون در رگ‌ها» شناخته می‌شود، پس از مطالعه کتاب مقدس مسیحیان متوجه شد که مسئله تثلیث️ و اعتقاد به سه خدای پدر، پسر و روح القدس، در کتاب مقدس وجود ندارد و این عقیده از ساخته‌های کلیساست؛ ازاین‌رو کتابی به نام اشتباه تثلیث را منتشر و تثلیث را رد کرد. کلیسا، سروتوس را بازداشت، محاکمه و به سوزاندن در آتش محکوم کرد (ر.ک: مجید دانشگر؛ «شرح‌حال مختصری از مایکل سروتوس و اندیشه الاهیاتی وی»؛ آینه پژوهش، دوره 26، ش 152، تیر 1394 ش، ص 15 ـ 16.

14. «دیگران را نجات داد، امّا نمی‌تواند خود را برهاند. اگر پادشاه اسرائیل است، اکنون از صلیب فرود آید تا بدو ایمان آوریم» (انجیل متی 27: 42).

15. توبه: 30؛ مائده: 18.

16. مائده: 82.