پرسش:
آیا قول به نزول دفعی قرآن با آیه 32 فرقان ناسازگار نیست؟ «وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتیلاً» (فرقان: 32).
پاسخ :
قرآن در طول رسالت پیامبر خدا علیه وآله السلام بهتدریج یعنی آیهبهآیه و سورهبهسوره بر حضرت نازل شد. از این نزول با عنوان «نزول تدریجی» یا «نزول تفصیلی» قرآن یاد میشود. مسلمانان در این شکل از نزول قرآن با هم اتفاقنظر دارند. در کنار نزول تدریجی، بسیاری از عالمان مسلمان معتقدند قرآن بهیکباره نیز بر پیامبر خدا نازل شد که از آن با عنوان «نزول دفعی» یاد میکنند (1). برخی از عالمان مسلمان اعتقادی به نزول دفعی قرآن ندارند و معتقدند قرآن تنها یک نوع نزول داشت و آن نزول تدریجی در طول زمان است (2).
نزول دفعی قرآن در شب قدر
پیامبر خدا در 27 رجب به نبوت مبعوث شد و آیات آغازین سورۀ «علق» بر حضرت نازل شد؛ اما قرآن از نزول خود در شب قدر خبر میدهد: «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ» ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم» (3).
واژۀ «قرآن» گاه به کلّ آن و گاه به بخشی از آن اطلاق میشود؛ اما خداوند در مقام بیان اهمیت و جایگاه ویژه شب قدر است و نزول چند آیه در شب قدر نمیتواند مطلب مهمی باشد؛ چراکه شبها و روزهای فراوان دیگری نیز بودهاند که در آنها یک یا چند آیه قرآن و حتی یک سوره کامل (4) نازل شده است؛ بنابراین منظور از نزول قرآن در شب قدر، نزول دفعی و یکبارۀ کل قرآن است.
افزون بر این خداوند در آیات ابتدایی سورۀ «دخان» از نزول «کتاب مبین» در شبی مبارک خبر میدهد و «کتاب مبین» در این آیه، ظهور در کل قرآن دارد نه فقط چند آیۀ آن: «حم * وَ اَلْکِتٰابِ اَلْمُبِینِ * إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ ...: حم * سوگند به [این] کتاب روشنگر * بهراستی ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم ...» (5).
در آیات دیگری نیز که شاهد کاربست مشابه این تعبیر هستیم، کل قرآن از آن قصد شده است و نمیتوان گفت تنها بخشی از قرآن به زبان عربی نازل شده است: «حم * وَ اَلْکِتٰابِ اَلْمُبِینِ * إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ: حم * سوگند به [این] کتاب روشنگر * که ما آن را عربی قرار دادیم تا [در آن] تعقّل کنند» (6).
برخی گفتهاند علت اهمیت شب قدر در این نیست که کل قرآن در آن دفعی و بهیکباره نازل شده است، بلکه بدان دلیل است که نزول قرآن از شب قدر آغاز شد و همین برای اهمیت شب قدر کافی است. اما این پاسخ درست نیست؛ چراکه:
اولاً همانطور که گذشت، آیات ظهور دارند که کل قرآن در یک شب نازل شده است، نه فقط چند آیه از آن و دلیل و قرینهای برای دستبرداشتن از این ظاهر وجود ندارد؛
ثانیاً برخی از آیات قرآن ظهور دارند که پیامبر پیش از وحی از قرآن خبر داشت، اما مأمور به صبر بوده است تا آیات در قالب نزول تدریجی بر ایشان نازل شود و بعد آنها را برای مردم قرائت کند (7)؛
ثالثاً احادیث از آغاز نزول قرآن در 27 رجب خبر میدهند (8)؛ چنانکه روایات متعددی نشاندهندۀ نزول دفعی قرآن هستند (9).
نسبتسنجی آیۀ 32 سورۀ فرقان با نزول دفعی قرآن
بر اساس آیۀ 32 سورۀ «فرقان»، کافران در مقام اعتراض گفتهاند: تورات و انجیل بهیکباره بر موسی و عیسی نازل شدند؛ پس چرا قرآن یکباره بر پیامبر نازل نشد؟ (10) خدا در مقام پاسخ به این اعتراض به حکمت نزول تدریجی قرآن اشاره میکند و اینکه این ترتیب از نزول قرآن برای تثبیت قلب پیامبر بهتر است: «وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ اَلْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً: و کافران گفتند چرا قرآن یکباره بر او نازل نشد؟ اینگونه [قرآن را بهتدریج نازل میکنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم».
برخی گمان کردهاند این آیه با نزول دفعی قرآن سازگار نیست و آن را نفی میکند؛ چراکه اگر قرآن دفعی نیز نازل شده بود، خدا در مقام پاسخ به این اعتراض به نزول دفعی قرآن اشاره میکرد؛ نه اینکه در مقام بیان حکمت نزول تدریجی برآید (11). اما این اشکال وارد نیست؛ چراکه آیه در مقام بیان حکمت نزول تدریجی است و دربارۀ نزول دفعی ساکت است؛ نه اینکه نزول دفعی را رد و انکار کند (12). آیۀ 106 سورۀ «اسراء» نیز فقط در مقام اشاره به نزول تدریجی است و به نزول دفعی قرآن نمیپردازد: «وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى اَلنّٰاسِ عَلىٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً: و قرآن را [جداجدا و] بخشبخش قرار دادیم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانی و آن را بهتدریج [بر پایه حوادث، پیشامدها و نیازها] نازل کردیم».
افزون بر این هرچند کافران گفتهاند چرا قرآن بهیکباره بر پیامبر نازل نمیشود، منظورشان این بود که چرا قرآن بهیکباره بر ما نازل نمیشود و در دسترس ما قرار نمیگیرد (13)؛ بنابراین اشاره به نزول دفعی قرآن بر پیامبر نمیتوانست پاسخی به اعتراض آنان باشد؛ چراکه معتقدان به نزول دفعی قرآن آن را اختصاصی پیامبر خدا میدانند؛ نه عمومی و مرتبط با همۀ مردم.
نتیجه:
قرآن در طول رسالت پیامبر خدا بهتدریج بر ایشان نازل شد. بسیاری از عالمان مسلمان افزون بر نزول تدریجی، معتقد به نزول دفعی قرآن نیز هستند؛ مطابق این دیدگاه، همۀ قرآن در شب قدر نازل شده است. آیۀ 32 سورۀ «فرقان» که بیانکنندۀ درخواست کافران برای نزول دفعی قرآن و همچنین بیان حکمت نزول تدریجی قرآن است، منافاتی با نزول دفعی قرآن ندارد؛ چراکه کافران خواستار نزول یکبارۀ قرآن بر آنان بودند؛ اما نزول دفعی قرآن عمومی نبود و به پیامبر خدا اختصاص داشت. به عبارت دیگر، آیۀ 32 در مقام نفی «نزول دفعی همگانی» است و عالمان مسلمان معتقد به «نزول دفعی اختصاصی» هستند.
برای مطالعۀ بیشتر:
علیاصغر ناصحیان؛ «نزول دفعی قرآن، شبهات و پاسخها»؛ الهیات و حقوق، ش 17، پاییز 1384 ش، ص 71 ـ 98.
پینوشتها:
1. «... فقال ابن عباس: إنه أنزل فی رمضان لیلة القدر جملة واحده، ثم أنزل على مواقع النجوم رسلا فی الشهور و الأیام» (عبدالرحمن بن ابیبکر سیوطی؛ الإتقان فی علوم القرآن؛ محقق: فواز احمد زمرلی؛ بیروت: دارالکتاب العربی، 1421 ق، ج 1، ص 158).
2. حمد غانم قدوری؛ محاضرات فی علوم القرآن؛ عمان: دارعمار، 1423 ق، ص 30. برای آگاهی بیشتر دراینباره، ر.ک: مصطفی نیلی و محسن خوشفر؛ «نزول دفعی و تدریجی قرآن از دیدگاه مفسرین فریقین»؛ مطالعات تطبیقی اندیشه دینی، دورۀ 3، ش 5، پاییز و زمستان 1402 ش، ص 107 ـ 126.
3. قدر: 1.
4. به آن سورههای قرآن که یکجا و یکباره بر پیامبر خدا علیه وآله السلام نازل شدهاند، «سُوَر جمعی النزول» گفته میشود. گفته شده است فقط چهارده سوره قرآن بدین ترتیب نازل شده است: 1. فاتحه؛ 2. انعام؛ 3. صف؛ 4. مرسلات؛ 5. ضحی؛ 6. بینه؛ 7. عادیات؛ 8. کوثر؛ 9. کافرون؛ 10. نصر؛ 11. تبت؛ 12. اخلاص؛ 13. فلق؛ 14. ناس ((عبدالرحمن بن ابیبکر سیوطی؛ الإتقان فی علوم القرآن؛ ج 1، ص 145 ـ 146).
5. دخان: 1 ـ 3.
6. زخرف: 1 ـ 3.
7. «... وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ...: ... و پیش از آنکه وحیکردن قرآن بر تو پایان گیرد، در خواندنش شتاب مکن ... » (طه: 114). ر.ک: علیاکبر قرشى بنابى؛ قاموس قرآن؛ چ 6، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 7، ص 50. البته در نقطه مقابل برخی معتقدند پیامبر پیش اینکه نزول آیه تمام شود، از ترس اینکه مبادا آیه را فراموش کند، شروع به قرائت آن میکردند و خداوند از او میخواهد که این کار را نکند (عبدالله بن مسلم ابنقتیبه؛ تفسیر غریب القرآن؛ بیروت: دار و مکتبه الهلال، 1411 ق، ص 240).
8. علیاصغر ناصحیان؛ «نزول دفعی قرآن، شبهات و پاسخها»؛ الهیات و حقوق، ش 17، پاییز 1384 ش، ص 78 ـ 79. «... وَ أَخَذَ بِضَبْعِهِ وَ هَزَّهُ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ قَالَ وَ مَا أَقْرَأُ قَالَ یَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم ...» (محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 17، ص 309).
9. «... شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ إِنَّمَا أُنْزِلَ فِی عِشْرِینَ سَنَةً بَیْنَ أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَزَلَ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَى الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ثُمَّ نَزَلَ فِی طُولِ عِشْرِینَ سَنَه ...» (محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 629). «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: نَزَلَتِ التَّوْرَاةُ فِی سِتٍّ مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْإِنْجِیلُ فِی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ لَیْلَةً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الزَّبُورُ فِی لَیْلَةِ ثَمَانِیَ عَشَرَهَ مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْقُرْآنُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 4، ص 157). «2024: وَ سَأَلَ حُمْرَانُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ قَالَ هِیَ لَیْلَةُ الْقَدْرِ وَ هِیَ فِی کُلِّ سَنَةٍ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فِی الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ وَ لَمْ یُنْزَلِ الْقُرْآنُ إِلَّا فِی لَیْلَةِ الْقَدْر ...» (محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ چ 2، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق، ج 2، ص 158).
10. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 3، ص 233 ـ 234. یحیى بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ چ 2، قاهره: الهیئة المصریه العامه للکتاب، 1980 م، ج 2، ص 267.
11. جعفر نکونام؛ درآمدی بر تاریخگذاری قرآن؛ تهران: هستینما، 1380 ش، ص 225.
12. علیاصغر ناصحیان؛ «نزول دفعی قرآن، شبهات و پاسخها»؛ ص 83.
13. برخی معتقدند کافران به دنبال نزول دفعی قرآن نبودند، بلکه میخواستند قرآن به صورت کتاب بر آنان نازل شود؛ همانند چیزی که در آیۀ 93 سورۀ «اسراء» خواستهاند: «أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقىٰ فِی اَلسَّمٰاءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتّٰى تُنَزِّلَ عَلَیْنٰا کِتٰاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحٰانَ رَبِّی هَلْ کُنْتُ إِلاّٰ بَشَراً رَسُولاً: یا خانهای از طلا برای تو باشد یا در آسمان بالا روی، و بالارفتنت را باور نمیکنیم تا آنکه نوشتهای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم. بگو پروردگارم منزّه است [از اینکه خواستههای سبکمغزان یاوهگو را پاسخ دهد] آیا من جز بشری فرستاده هستم؟» (علیاکبر قرشى بنابى؛ قاموس قرآن؛ ج 7، ص 50).







