پرسش:
اگر فردی به دلیل دیرخوابیدن، نتواند برای نماز شب یا نماز صبح اول وقت بیدار شود، آیا میتوان این محرومیت را به «عدم توفیق الهی» نسبت داد؟ یا آنکه این مسئله نتیجه طبیعی علل و عواملی است که خود انسان با اختیار خویش ایجاد کرده است؟ به طور کلی، رابطه میان توفیق الهی و اراده و اختیار انسان چگونه تبیین میشود؟ آیا توفیق جایگزین تلاش و تصمیم انسان است یا آنکه در طول اختیار و کوشش او معنا پیدا میکند؟
پاسخ:
پرسش از نسبت توفیق الهی با اراده و اختیار انسان، ذهن بسیاری از مؤمنان را به خود مشغول کرده است. گاه انسان در انجام عبادتی مانند نماز شب یا نماز صبح با سستی و محرومیت روبرو میشود و این پرسش برای او پیش میآید که آیا این محرومیت نتیجۀ عدم توفیق الهی است یا حاصل انتخابها و رفتارهای خود او؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند تبیین دقیق رابطه میان دو عامل تلاش انسان و یاری خداوند است؛ رابطهای که در آیات قرآن بهویژه آیه ۸۸ سورۀ «هود» بهزیبایی ترسیم شده است. در ادامه این موضوع در قالب سه نکته بررسی میشود.
نکتۀ اول: تفکیک عوامل مؤثر در محرومیت از عبادت
برای تحلیل مسئله باید دو دسته از عوامل را که به محرومیت از نماز شب یا صبح دامن میزنند، از یکدیگر جدا کنیم:
الف) عوامل مادی و جسمانی: این عوامل در زمره علل طبیعی قرار دارند که انسان در ایجاد یا دفع آنها نقش مستقیم دارد؛ برای نمونه پرخوری در شب بهویژه خوردن غذاهای سنگین، فاصلهنینداختن بین شام و خواب و بیبرنامگی و نبود نظم در برنامه روزانه، از عواملی هستند که خواب را سنگین و بیداری را دشوار میکنند. «دیرخوابیدن» رفتاری اختیاری و از مهمترین عوامل مادی در محرومیت از نماز شب یا صبح است.
ب) عوامل روحی و معنوی: این دسته به حالات درونی و ارتباط انسان با خداوند بازمیگردد. مهمترین آنها «گناه» است که در روایات عامل بازدارنده از توفیق عبادت معرفی شده است؛ برای مثال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ به شخصی که از محرومیت از نماز شب گلایه داشت، فرمودند: «گناهانت تو را مقید کرده است» (1). ضعف ایمان و اراده (2) و غفلت از معرفت خداوند (3) نیز از دیگر موانع روحی به شمار میآیند.
نکتۀ دوم: نسبت توفیق الهی با اختیار انسان
رابطه توفیق و اختیار از نوع رابطه جایگزینی (یا توفیق یا اختیار) نیست، بلکه از نوع رابطه طولی و مکمل است. به عبارت دیگر، توفیق الهی نه در عرض تلاش انسان، که در طول آن معنا مییابد و آن را به نتیجه میرساند. این معنا در آیه ۸۸ سورۀ «هود» بهروشنی تبیین شده است؛ آنجا که حضرت شعیب علیه السلام میفرماید: «من جز اصلاح – تاآنجاکه توانایی دارم - نمیخواهم؛ و توفیق من، جز به خدا نیست؛ بر او توکل کردم و به سوی او بازمیگردم» (4).
این آیه دو اصل اساسی را در کنار هم قرار میدهد:
الف) تلاش تا سرحد توان (ما استطعت): انسان موظف است تمام توان خود را برای رسیدن به هدف (در اینجا اصلاح، و در بحث ما بیدارشدن برای نماز) به کار گیرد.
ب) توفیق الهی (ما توفیقی إلا بالله): موفقیت نهایی و نتیجهبخشیِ تلاش، تنها از سوی خداوند است. هیچکس حتی یک پیامبر نمیتواند با تکیه بر تلاش خود، نتیجه نهایی را تضمین کند؛ رسیدن به میوۀ تلاش، نیازمند یاری و لطف الهی است که همان توفیق نام دارد (5).
بنابراین توفیق الهی نه جایگزین تلاش که یاریدهنده و نتیجهبخش آن است؛ همانگونه که امام رضا علیه السلام فرمودهاند: «هر کسی از خدا توفیق بخواهد، اما کوشش نکند، خود را مسخره کرده است» (6).
نکتۀ سوم: دلیل محرومیت برخی از توفیق
این پرسش، شبهه جبر و تبعیض را پیش میکشد. پاسخ آن در درجه اول در انتخابهای خود انسان نهفته است. بر اساس آموزههای دینی، توفیق زمانی از انسان سلب میشود که او با اختیار خود، دست به گناه و آلودگی بزند و بر آن اصرار ورزد یا اسباب طبیعی و اختیاریِ رسیدن به هدف را (مانند زود خوابیدن و برنامهریزی) رعایت نکند. این انتخابهای نادرست بهتدریج به هویت و شخصیت فرد تبدیل میشود و او را از مساعدت الهی محروم میکند. به عبارت دیگر، سلب توفیق نیز زاییده انتخابهای اشتباه خود انسان است، نه یک جبر از پیش تعیینشده. آیۀ ۸۸ «هود» نیز با تأکید بر اینکه توفیق در «طول» تلاش و اصلاحگری معنا مییابد، نشان میدهد که اگر کسی از تلاش خودداری کند، به طور طبیعی از توفیق الهی نیز دور میماند؛ زیرا توفیق، پاداشی است بر حرکت و کوشش، نه عطیهای بیقید و شرط.
بنابراین هر کسی با تقویت اراده، برنامهریزی منظم و پرهیز از گناه، زمینه را برای دریافت توفیق الهی فراهم آورد، خداوند نیز راههای موفقیت را به روی او میگشاید؛ چنانکه در قرآن آمده است: «و هر کسی تقوا پیشه کند، خداوند برای او راهی [برای نجات] قرار میدهد» (7).
نتیجه:
«توفیق الهی» را نباید مفهومی در برابر اختیار و تلاش انسان دانست. توفیق الهی به معنای یاری و فراهمشدن اسباب خیر از سوی خداوند است که در امتداد اراده و کوشش انسان تحقق مییابد. بنابراین اگر کسی بهعمد دیر بخوابد و نتواند برای نماز صبح بیدار شود، نمیتواند تمام مسئولیت را به «عدم توفیق» نسبت دهد؛ زیرا خود او یکی از علل این محرومیت را با اختیار خویش ایجاد کرده است. البته حتی پس از فراهمکردن همه مقدمات، انسان نباید خود را مستقل از خداوند بداند؛ زیرا تحقق آثار و نتیجهبخشی تلاشها نیز به اذن و یاری اوست. بنابراین نگرش صحیح آن است که انسان ابتدا وظیفه خود را انجام دهد، موانع را برطرف کند، از گناه و غفلت بپرهیزد، برنامهریزی و مجاهدت کند و سپس با توکل، توفیق الهی را طلب نماید.
پینوشتها:
1. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ المحقق/ المصحح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 3، ص450.
2. «إِنَّمَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ» (توبه: 45).
3. «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (حشر: 19).
4. «... إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ ۚ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ» (هود: 88).
5. محسن قرائتی؛ تفسیر نور؛ تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1388 ش، ج 4، ص 110 ـ 111.
6. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ چ 2، بیروت: مؤسسه الوفا، 1403 ق، ج ۷۸، ص ۳۵۶.
7. «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» (طلاق: ۲).







