پرسش:
مگر خدا در آیه 168 سوره اعراف نگفته یهودیان را در زمین متفرق و پراکنده میکند پس چرا امروز آنان در فلسطین اشغالی جمع شدهاند؟
خداوند در آیه 168 سوره اعراف از پراکنده کردن یهودیان در زمین (1) خبر داده است:
«وَ قَطَّعْنٰاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ اَلصّٰالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذٰلِکَ وَ بَلَوْنٰاهُمْ بِالْحَسَنٰاتِ وَ اَلسَّیِّئٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛
و آنان را در زمین گروهگروه پراکنده کردیم، گروهی از آنان مردمی شایسته و گروهی از آنان غیرشایستهاند و آنان را با خوشیها و سختیها آزمودیم، باشد که [غیر شایستهها به صلاح، درستی، صواب و راستی] بازگردند.»
تفسیر «پراکندگی یهود»
«قطع» در لغت به معنای جدا شدن اجزای یکچیز از یکدیگر بهصورت کامل است؛ بهگونهای که اجزا باهم مرتبط و متصل نباشند. (2) معادل فارسی آن پارهپاره کردن است.
اکثر مفسران معتقدند که منظور از «قَطَّعْنٰاهُمُ» متفرق کردن (3) بنیاسرائیل بر روی زمین است؛ بهگونهایکه آنان در جای خاصی متمرکز نبوده و بهصورت گروههای مختلف جدای از هم (4) در اقصی نقاط جهان پراکنده شدهاند. این پراکندگی بهاندازهای گسترده است که در همه کشورها تعدادی از یهودیان زندگی میکنند. (5) به باور برخی بههمینعلت آنان مکانی که در آن باهم جمع شوند ندارند. (6)
برخی نیز «قَطَّعْنٰاهُمُ» را به معنای اختلاف یهودیان باهم گرفته و آن را به افتراق کلمه تفسیر کردهاند. (7) مطابق این تفسیر، خداوند بین یهودیان اختلاف انداخته و درنتیجه، آنان نمیتوانند باهم همکاری و همیاری کنند. (8)
زمانمند بودن پراکندگی یهود
هرچند یهودیت از فرقههای مختلفی تشکیل شده و این فرقهها اختلافهای کوچک و بزرگ زیادی باهم دارند؛ (9) اما مشابه همین فرقهفرقه بودن در سایر ادیان نیز مشاهده میشود و یهودیان در این زمینه با پیروان سایر ادیان، تفاوتی ندارند. تنها تفاوتی که در گذشته، یهودیان با پیروان سایر ادیان داشتند، این بود که در گذشته جایی که اکثر ساکنان آن یهودی باشند، معمولاً وجود نداشت، اما پس از اشغال فلسطین و تشکیل رژیم اسرائیل این تفاوت نیز برطرف شد؛ اما این اجتماع یهودیان در یک نقطه خاص، منافاتی با قرآن ندارد؛ چراکه شواهد و قرائن مختلفی حاکی از این است که «قَطَّعْنٰاهُمُ» ناظر به زمان خاصی است و استمرار ندارد:
- این بخش از سوره اعراف در مقام بیان مجازات دنیوی مخالفت با آیات الهی، ازجمله مجازات سرکشان از بنیاسرائیل است؛
- آیه ناظر به زمان قبل از حضرت عیسی است؛ چراکه خداوند در ادامه، بنیاسرائیل را به دودسته صالح و غیرصالح تقسیم کرده، اما پسازاینکه حضرت عیسی بهسوی بنیاسرائیل مبعوث شد، هرکه به ایشان ایمان نیاورد، غیرصالح بوده است؛ بنابراین، تقسیم آنان به صالح و غیرصالح باید مرتبط به قبل از این زمان باشد؛ (10)
- آیه بهاحتمالزیاد ناظر به زمان بعد از عصر پادشاهان بنیاسرائیل است؛ وقتی حضرت داود به پادشاهی رسید، بنیاسرائیل متفرق بودند، اما آن حضرت کمکم همه اسباط بنیاسرائیل را باهم متحد کرد و همین وضعیت در زمان پادشاهی حضرت سلیمان نیز ادامه داشت؛ اما پس از مرگ حضرت سلیمان، بنیاسرائیل باهم اختلاف پیدا کردند و حکومت به دو بخش جنوبی و شمالی تقسیم شد. پس از مدتی آشوریان به کشور شمالی یعنی اسرائیل حمله کردند و در اثر این حمله ده سِبط از اَسباط دوازدهگانه بنیاسرائیل نابود شدند. پس از مدتی نیز نبوکدنصر به کشور جنوبی یعنی یهودا حمله کرد و پس از تخریب معبد سلیمان، شمار فراوانی از یهودیان را کشت و مابقی را به «بابِل» به اسارت برد؛ (11)
- با توجه به اینکه آیات قبلی درباره مسخ شدن یهودیان روز شنبه است و بسیاری از مفسران و حتی برخی روایات، این واقعه را مربوط به زمان حضرت داود دانستهاند، (12) بعید نیست که این آیه نیز درباره زمان وفات حضرت سلیمان و پراکنده شدن بنیاسرائیل بعد از ایشان باشد.
- آیه بعدی از جانشینی گروهی جدید بهجای پیشینیان خبر داده که این هم میتواند قرینه زمانمند بودن «قَطَّعْنٰاهُمُ» باشد؛
- مطابق منطق قرآن، خداوند هیچگاه نسلی را بهخاطر گناهان نسلهای گذشته، مجازات نمیکند؛ (13) درنتیجه، نمیتوان گفت: خدا بهسبب گناهان بنیاسرائیل در گذشته، نسل آنان تا قیامت را محکوم به آوارگی کرده است.
تشکیل کشور اسرائیل
آیا تشکیل کشور اسرائیل در فلسطین اشغالی با آیه 168 سوره اعراف منافات دارد؟ در پاسخ به این پرسش باید اذعان داشت که این آیه در مقام بیان مجازات سرکشان از بنیاسرائیل در گذشته است و «قَطَّعْنٰاهُمُ» نیز با تعبیر ماضی بهکار رفته که از وقوع کاری در گذشته خبر میدهد و اصلاً در مقام بیان حکمی کلی و همیشگی برای بنیاسرائیل نیست.
نکته مهمتر هم اینکه حتی اگر «قَطَّعْنٰاهُمُ» حاکی از یک حکم کلی و همیشگی بود، باز تشکیل کشوری یهودی در فلسطین اشغالی با این آیه منافات ندارد؛ چراکه آیه ناظر به قوم حضرت موسی یا بنیاسرائیل است؛ اما یهودیانی که امروز در اسرائیل زندگی میکنند از قوم بنیاسرائیل نیستند، بلکه از نسل کسانی هستند که از غیر بنیاسرائیل یهودی شدهاند. در گذشته گروه زیادی از عربها، یونانیان، مصریان و رومیان یهودی شدهاند. برای نمونه، اکثریت بزرگی از یهودیان روسیه، لهستان و فرانسه از قبیله خزر و قوم تاتار در جنوب روسیه هستند که همگی در زمان امپراتوری شارلمانی (۷71–۸۱۴ میلادی) یهودی شدند و اصلاً ارتباطی با یهودیان اولیه ندارند. تقریباً نُهدهم یهودیان اروپا و آمریکا از تبارهای خزرهای ترک هستند و ازنظر نژادی به اسباط دوازدهگانه بنیاسرائیل و قوم حضرت موسی نمیرسند. همین یهودیان غیربنیاسرائیلی هستند که فلسطین را اشغال و اسرائیل را به وجود آوردهاند. (14)
نتیجه:
آیه 168 سورهاعراف از پراکنده کردن یهودیان در زمین خبر داده است. این آیه در مقام بیان یک حکم کلی و همیشگی نیست و احتمالاً ناظر به پس از حضرت سلیمان است که در اثر اختلاف بنیاسرائیل و تشکیل دو کشور شمالی و جنوبی، اول آشوریان به کشور شمالی یعنی اسرائیل حمله و ده سِبط از اَسباط دوازدهگانه بنیاسرائیل را نابود کردند و سپس، نبوکد نصر به کشور جنوبی یعنی یهودا حمله کرد و شمار فراوانی از آنان را کشت و مابقی را به اسارت برد؛ درنتیجه، یهودیان در جهان پراکنده شدند. حتی اگر آیه حاکی از حکمی کلی و همیشگی بود، تشکیل کشوری یهودی در فلسطین اشغالی با این آیه منافات نداشت؛ چراکه آیه ناظر به قوم حضرت موسی یا همان بنیاسرائیل است؛ اما یهودیانی که امروزه فلسطین را اشغال کردهاند، از قوم بنیاسرائیل نیستند؛ بلکه از نسل کسانی هستند که از غیر بنیاسرائیل یهودی شدهاند.
برای مطالعه بیشتر:
صفاتاج، مجید، «آیا یهودیان در فلسطین حق تقدم ندارند؟ پاسخ به شبهات تاریخی اشغال فلسطین»، پاسدار اسلام، تیر 1391 ش، ش 367، صص 58-62.
پینوشتها:
1. مطابق قرآن، خدا یکبار پیشازاین نیز بنیاسرائیل را گروهگروه کرده و به دوازده سِبط و شاخه تقسیم کرده بود: «وَ قَطَّعْنٰاهُمُ اِثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْبٰاطاً أُمَماً ...؛ و ما بنیاسرائیل را به دوازده قبیله که هر یک امتی بودند، تقسیم کردیم ... . (سوره اعراف، آیه 160.»
2. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1368 ش، ج9، ص 293.
3. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج2، ص 71.
4. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج9، ص 71؛ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج5، ص 19.
5. ابن ابىحاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج5، ص 1605.
6. طبرانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دار الکتاب الثقافی، چاپ اول، 2008 م، ج3، ص 209.
7. ابن جوزى، عبدالرحمن بن على، زاد المسیر فى علم التفسیر، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج2، ص 164.
8. طبرسى، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج4، ص 760.
9. طاهری آکِردی، محمدحسین، یهودیت، قم، نشر المصطفی، 1390 ش، ص 151-166.
10. طبری، جامع البیان، ج9، ص 71؛ ابن عطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، چاپ اول، 1422 ق، ج2، ص 471.
11. طاهری آکِردی، محمدحسین، یهودیت، قم، نشر المصطفی، 1390 ش، ص 57.
12. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج1، ص 113؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ج2، ص 418؛ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج3، ص 609.
13. سوره نجم، آیه 38.
14. صفاتاج، مجید، «آیا یهودیان در فلسطین حق تقدم ندارند؟ پاسخ به شبهات تاریخی اشغال فلسطین»، پاسدار اسلام، تیر 1391 ش، ش 367، صص 58-62، ص 60 و 61.







