شما اینجا هستید
نقد نقد قرآن
|
نظریههای مختلف درباره «جامعیت قرآن» (مانند جامعیت مطلق)، بهرغم استناد به ادله، به دلیل فقدان تحلیل منسجم و قانعکننده، با چالش و خطای راهبردی مواجهاند. |
|
تعبیر «راسخون در علم» در هر دو آیه به معنای عالمانِ صاحبقدرت در فهم و ایمان به حقیقت است، اما مصادیق آن متفاوت است. |
|
پیامبر(ص) در ماجرای آیه نبأ، با مدیریت بحران بر اساس «ظاهر» و «فرصتدادن به اصلاح»، میان حفظ نظم جامعه و تربیت صحابه تعادل برقرار کردند. |
|
فهم دقیق متون ادبی همچون قرآن به دلیل انعطاف معنایی، نیازمند تأمل است؛ ازاینرو امام علی(ع) در مقام نزاع با خوارج، استدلال با آن را بر قرآن ترجیح دادند. |
|
بازگشت «تابوت عهد» به میان بنیاسرائیل، نشانی الهی برای تأیید امامت و فرمانروایی طالوت و عامل عزت و پیروزی آنان بود. |
|
قرآن در آیه ۹۳ آلعمران، با دعوت یهودیان به ارائه تورات، ادعای دروغین آنان درباره ممنوعیت برخی غذاها در آیین ابراهیم (ع) را باطل میسازد. |
|
هرچند تمام کتب آسمانی منشأ الهی دارند،اما قرآن به دلیل ویژگیهایی چون مهیمن بودن،تصدیق وحیهای پیشین،تفصیل معارف،معجزهآسا بودن وجهانی بودن،بر آنها برتری دارد. |
|
از آنجا که «ال» در «الشجره الملعونه» از نظر ادبی باید «ال عهد ذهنی» باشد که به هر دو تفسیر (زقوم یا بنیامیه) با توجه به پیشینه ذهنی مخاطب، اعتبار میبخشد. |
|
آیه 61 سوره بقره بیانگر حکم تشریعی است، نه تکوینی؛ یعنی مسلمانان مأمورند اهل کتاب را در چارچوب نظام جزیه تحت حاکمیت خود قرار دهند. |
|
«صبر جمیل» یعنی جمع میان اندوهِ عمیق و اشک، با حفظ رضایت قلبی و اعتماد به تقدیر الهی، بدون اعتراض به خدا. |
|
قرآن با بهرهگیری از روش «جزء به کل»، از طریق بیان مصادیق خاص و وقایع تاریخی، قواعد و پیامهای کلی و جهانی را برای تمامی دورانها و همگان تبیین میکند. |
|
آرایه «اطناب» در آیات سوره نساء، علاوه بر زیبایی بلاغی و جلب توجه مخاطب، به تبیین دقیق و شفاف احکام فقهی کمک میکند. |
|
یهودیان با ادعای ناتوانی قلبی در درک پیامبر سعی در رفع مسئولیت داشتند، اما خداوند علت کفر آنان را نه ناتوانی از فهم، بلکه عناد و دشمنی با حق دانست. |
|
آیه ۵۱ مائده مسلمانان را از پذیرش سلطه و سرپرستیِ غیرمسلمانان بهعنوان صاحباختیار بر خود نهی میکند، نه از همکاری یا دوستیِ مشروع با آنان. |
|
لعنِ کافران بنیاسرائیل توسط داود وعیسی(ع) در آیه۷۸ مائده،نه بر اساس روایات مشهور،بلکه طبق سیاق آیات و شواهد قرآنی، پیامد مستقیمِ ترک نهیازمنکر توسط آنان بود. |
|
یهودیان مدینه پس از اُحد برای جلب حمایت مشرکان مکه علیه اسلام، به بتهای آنان سجده کردند و آیه ۵۱ سوره نساء این نفاق و ایمان به جبت و طاغوت را نکوهش کرد. |
|
قرآن باور یهودیان به انحصار نبوت وفضل الهی در بنیاسرائیل را نفی کرده وتأکید میکند که خداوند رحمت ومقام نبوت را براساس حکمت خویش،به هر قومی که بخواهد عطا میکند |
|
مفسران غالب، «ننقصها من اطرافها» را کنایه از کاهش تدریجی قلمرو مشرکان و تحقق آن با فتوحات اسلامی میدانند، نه اشارهای به شکل یا کاهش جرمِ زمین. |
|
درباره کنعانِ فرزند نوح دو دیدگاه هست: اقلیت او را فرزند واقعی نمیدانند، اما نظر مشهور و مؤیدِ روایت امام رضا(ع) این است که او پسر نوح بود. |
|
قرآن به دلیل تفاوت ماهوی رابطه«خالق و مخلوق»با«پدر و پسر»کاربرد عنوان «پسر خدا»را برای انسانها( یهودیان ومسیحیان)نفی کرده و رابطه بنده و مولی را اصل میداند. |





