پرسش:
در روایات اهلبیت علیهم السلام، چه مبانی و مؤلفههایی برای حفظ وحدت میان مسلمانان بیان شده است؟
پاسخ:
وحدت و انسجام امت اسلامی از برجستهترین آموزههای قرآن کریم و سیرۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهلبیت علیهم السلام است. در روایات اهلبیت علیهم السلام، وحدت امت اسلامی از جایگاه بسیار والایی برخوردار است. وحدت امت اسلامی هم بهمثابۀ بنیان اعتقادی و هم تکلیف عملی برشمرده شده است. ائمه علیهم السلام با محور قراردادن قرآن و سنت نبوی، همواره از بروز تفرقه در پیکره امت جلوگیری میکردند و مبانی و مؤلفههای متعددی برای حفظ آن بیان کردهاند. در این نوشتار به مهمترین مبانی و مؤلفهها پرداخته میشود.
الف) معنای وحدت مسلمانان
وحدت مسلمانان به معنای همبستگی مسلمانان بر اساس مشترکات اعتقادی و عملی است. این مفهوم اصلیترین نمونه در اندیشه تقریب مذاهب اسلامی است. گفتنی است وحدت به معنای لغو تفاوتهای مذهبی نیست، بلکه به معنای همکاری در امور مشترک، احترام متقابل و ایجاد حس برادری با وجود حفظ تفاوتهاست. از دیدگاه شیعیان، اهمیت وحدت مسلمانان در اصول اخلاق اسلامی و دستورات ائمه علیهم السلام بر روابط صمیمی مسلمانان ریشه دارد (1). رهبر شهید امام خامنهای نیز وحدت را در دو محور میدانند: «همکاری مذاهب اسلامی در برابر دشمنان اسلام و تلاش برای نزدیکشدن دیدگاهها و ایجاد تفاهم میان مذاهب» (2).
ب) مبانی وحدت
مبانی وحدت میان مسلمانان بر اساس منابع دینی را میتوان در محورهای زیر دستهبندی کرد:
1. خدای واحد
«توحید» مهمترین مبنای وحدت در اسلام و مرکز نظام اعتقادی امت اسلامی است. قرآن کریم نخستین نقطۀ مشترک برای گفتگو و وحدت را پرستش خدای یگانه معرفی میکند و اهل کتاب را به «کلمهای مشترک» یعنی عبادت خدای واحد و دوری از شرک دعوت مینماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ: بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد. هرگاه [از این دعوت] سر باز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» (3). این مسئله درباره مسلمانان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا از نظر فقه اسلامی، شیعه و اهلسنت در اصل توحید و شهادتین یعنی «لا إله إلا الله، محمد رسولالله» مشترکاند و همین اشتراک، اساس همکیشی و تعلق به امت اسلامی است (4).
امام علی علیه السلام نیز دین الهی را محور برادری مسلمانان میدانند: «وَ إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِینِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِر: شما بر مبناى دین خدا برادر هستید، چیزى جز آلودگى درونها و بدى نیّتها شما را از هم جدا نکرده است» (5). بنابراین ایمان به خدای واحد و اشتراک در دین الهی میتواند پایهای برای برادری و وحدت مسلمانان باشد و اختلافهای مذهبی نباید این اصل مشترک را از میان ببرد.
2. نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله در جایگاه آخرین پیامبر الهی، یکی از مهمترین و محکمترین نقاط مشترک میان شیعه و سنی و محور وحدت امت اسلامی است. همۀ مسلمانان بر حجیت قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و ضرورت پیروی از تعالیم ایشان اتفاقنظر دارند. قرآن کریم اطاعت از خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله را موجب اتحاد، قدرت و جلوگیری از اختلاف میداند: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب: آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]؛ و از آنچه نهی کرده، خودداری نمایید؛ و از [مخالفت] خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است» (6). همچنین قرآن، مسلمانان را در هنگام بروز اختلاف به رجوع به خداوند و پیامبر صلی الله علیه وآله دعوت میکند: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً: هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله بازگردانید [و از آنها داوری بطلبید]؛ اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار] برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است» (7). بنابراین پیروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و پایبندی به سنت و تعالیم ایشان، نقش اساسی در ایجاد وحدت، همبستگی و جلوگیری از تفرقه میان مسلمانان دارد.
امام علی علیه السلام در خطبۀ یکم نهجالبلاغه، وضعیت پیش از اسلام را پراکندگی، کینههای قبیلهای، آتش اختلاف و ازهمگسیختگی تصویر میکند؛ سپس بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله را عامل یکدستی امت بیان میکنند (8).
3. کتاب واحد
شیعه و اهلسنت در پذیرش قرآن بهمثابۀ کلام خدا، معجزۀ جاوید پیامبر صلی الله علیه وآله و مهمترین منبع تشریع اتفاقنظر دارند؛ ازاینرو قرآن زبان مشترک گفتگوی میان مسلمانان و محور وحدت آنان است. قرآن کریم مسلمانان را به وحدت و پرهیز از تفرقه دعوت میکند و اتحاد را نعمتی الهی میداند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ: و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت [بزرگِ] خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید؛ و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد؛ و به برکتِ نعمتِ او برادر شدید؛ و شما بر لبِ حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد. اینچنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد تا شاید پذیرای هدایت شوید» (9). این آیۀ شریفه بر چنگزدن همگانی به ریسمان الهی تأکید دارد و «حبلالله» در برخی روایات به قرآن تفسیر شده است (10).
4. قبلۀ واحد
کعبه برای مسلمانان جهان نمادی مشترک از وحدت و همبستگی است؛ آنان در نماز رو به سوی آن میایستند و در حج گرد آن طواف میکنند. کعبه به تعبیر حضرت علی علیه السلام، پرچم اسلام است: «جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلَامِ عَلَماً: خداوند کعبه را پرچم اسلام قرار داده است» (11). نماز جماعت، نماز جمعه و نماز عید نیز با قراردادن مسلمانان در صفوف مشترک، موجب تقویت روحیۀ همدلی و برادری میشود. حج نیز گردهمایی بزرگ مسلمانان جهان است که موجب آشنایی، نزدیکی و استحکام پیوند میان آنان و تقویت قدرت امت اسلامی میشود. حضرت علی علیه السلام میفرماید: «فَرَضَ اللَّهُ …وَ الْحَجَّ [تَقْوِیَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّینِ: فلسفۀ حج، تقویت دین است» (12). بنابراین قبلۀ واحد، نماز و حج از مهمترین عوامل عملیِ ایجاد وحدت، همبستگی و برادری میان مسلمانان به شمار میروند (13).
ج) مؤلفههای حفظ وحدت اسلامی
مؤلفههای حفظ وحدت اسلامی و تعامل شیعه و اهلسنت یا تعامل با عموم مسلمانان و پرهیز از تفرقه بر اساس منابع دینی به شرح زیر تبیین میشود:
1. «تقیه» عامل وحدت و حفظ خون مسلمانان
«تقیه» یکی از کلیدیترین مؤلفههای ذکرشده در روایات برای حفظ کیان اسلام و جلوگیری از تفرقه و ریختهشدن خون مسلمانان است. اهلبیت علیهم السلام تقیه را سپری برای خود و شیعیان معرفی کردهاند تا در محیطهای پرتنش، وحدت ظاهری امت حفظ شود. در فهرست کتب روایی، بابی مستقل تحت عنوان «التقیه» (19) و «وُجُوبِ التَّقِیَّةِ مَعَ الْخَوْفِ إِلَى خُرُوجِ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع» (20) وجود دارد که نشاندهنده اهمیت این اصل در تعاملات اجتماعی و سیاسی آن زمان است.
2. مدارا و نرمخویی با مخالفان (مداراة النواصب)
روایات اهلبیت علیهم السلام بر لزوم مدارا با دشمنان و مخالفان فکری تأکید میکنند تا از تنشهای فرقهای کاسته شود. این رویکرد سبب قطعنشدن پلهای ارتباطی با سایر گروههای اسلامی میشود. در تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام، بخشی با عنوان «مداراة النواصب: مدارا با دشمنان اهلبیت علیهم السلام» ذکر شده است (21). این موضوع نشان میدهد استراتژی اهلبیت علیهم السلام حتی در برابر کسانی که دشمنی آشکار دارند، مدارا و پرهیز از درگیری مستقیم و تفرقهافکن بوده است. مدارا در برابر اختلافهای فکری و فقهی به جای برخورد قهری و توهین، زمینه همزیستی مسالمتآمیز میان شیعه و سنی را فراهم میآورد؛ همانگونه که امام علی علیه السلام با وجود داشتن دلایل محکم برای مطالبه حق خود، سکوت و مدارا را به منظور جلوگیری از بازگشت مردم به کفر و برهمخوردن نظم دینی ترجیح دادند (22).
3. همبستگی شیعه با سایر مسلمانان
احادیث فراوانی از ائمه علیهم السّلام در توجیه چگونگی معاشرت شیعه با اهلسنّت در کتب روایی شیعه نقل شده است. شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه بابی را به این موضوع اختصاص داده است: «بَابُ وُجُوبِ عِشْرَةِ النَّاسِ حَتَّى الْعَامَّةِ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ إِقَامَةِ الشَّهَادَةِ وَ الصِّدْقِ وَ اسْتِحْبَابِ عِیَادَةِ الْمَرْضَى وَ شُهُودِ الْجَنَائِزِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ الصَّلَاةِ فِی الْمَسَاجِد: واجببودن معاشرت با مردم، حتّی اهلسنت؛ بدین ترتیب که امانت آنان را ادا کنید و به سود آنان شهادت دهید و به راستگویی با آنان پایبند باشید. مستحب است که مریضهای آنان را عیادت، جنازههای آنان را تشییع و با همسایگان رفتار نیکو و در مساجد حضور داشته باشید» (23). در این باب ده روایت دراینباره نقل شده است. معاویه بن وهب گوید از ایشان (امام علیه اسلام) پرسیدم: سزاوار است رفتار ما میان خود و آنان که معاشرت داریم، چگونه باشد؟ درحالیکه «لَیْسُوا عَلَی اَمْرِنَا: بر اعتقاد ما شیعیان نیستند». فرمود: «تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ: نگاه کنید به امامان خود، آنان که از آنها پیروى میکنید و هر طور آنها رفتار کنند، شما نیز همانطور رفتار کنید. به خدا سوگند، آنها عیادت بیمارانشان را میکنند و بر سر جنازههایشان حاضر میگردند و به سود و زیان آنها گواهى میدهند و امانتهاى آنها را به آنها رد میکنند» (24).
4. اصلاح ذاتالبین و پرهیز از بغی و عدوان
قرآن کریم برای حل اختلاف میان مسلمانان، بر اصلاح ذاتالبین، بازگشت به فرمان خدا و برقراری عدالت تأکید میکند: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتَّى تَفیءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد]، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالتپیشگان را دوست میدارد» (25).
در آموزههای اهلبیت علیهم السلام نیز اصلاح روابط و نزدیککردن مردم به یکدیگر از ارزشهای مهم برشمرده شده است؛ از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا: صدقهاى که خدا آن را دوست دارد، عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطهشان تیره شد و نزدیککردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند» (26). در برخی روایات، پاداش اصلاحگری میان مؤمنان از نماز و روزه مستحبی نیز برتر شمرده شده است. امام علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز نقل فرمودهاند: «صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ: اصلاح اختلافها از تمامى نمازها و روزهها برتر است» (27).
اصلاح ذاتالبین به اختلافهای شخصی اختصاص ندارد، بلکه در اختلافهای مذهبی و فرقهای نیز هر اقدامی که کدورتها را بزداید و صفوف را به هم نزدیک کند، در همین چارچوب قرار میگیرد.
5. پرهیز از نزاع، جدال و تفرقهافکنی
در روایات افزون بر نکوهش از جدال و مراء (ستیزهگری کلامی)، آن را آفت ایمان و دین خواندهاند؛ همچنین از عواملی مانند غیبت، بدگویی، تحقیر و برچسبزدن که صفوف مسلمانان را میشکافد، نهی شده است. پرهیز از مجادلههای بیحاصل و اهانت به باورهای یکدیگر از مهمترین موانع تفرقه است؛ همان دستوری که قرآن کریم اینگونه بدان اشاره میکند: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ: [به معبود] کسانی که غیر خدا را میخوانند، دشنام ندهید؛ مبادا آنها [نیز] از روی [ظلم و] جهل، خدا را دشنام دهند» (28).
افزون بر این، در روایات نکوهش مراء نیز نقل شده است؛ از جمله امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل فرمود: «إِیَّاکُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا یُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ یَنْبُتُ عَلَیْهِمَا النِّفَاقُ: از مجادله و ستیزه بپرهیزید که دلهاى دوستان و برادران را بیمار کنند و نفاق رویانند» (29). همچنین فرمودند: «إِیَّاکُمْ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تَشْغَلُ الْقَلْبَ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ وَ تَکْسِبُ الضَّغَائِن: از ستیزه و دشمنى بپرهیزید؛ زیرا دل را به خود مشغول و نفاق پدید مىآورد و سبب کینهتوزى مىشود» (30).
نتیجه:
مبانی وحدت اسلامی بر چهار محورِ مشترک میان همۀ مسلمانان (شیعه و سنی) عبارت است از:
1. توحید (خدای واحد): قرآن نخستین نقطۀ اشتراک را «پرستش خدای یگانه» معرفی میکند و امت را «امت واحده» میخواند. اخوت اسلامی بر ایمان به خدای واحد استوار است، نه بر پیوند قومی یا نژادی.
2. نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: اعتقاد به نبوت خاتم صلی الله علیه وآله و حجیت سنت او در منابع شیعه و سنی مسلّم است؛ ازاینرو آن حضرت برجستهترین نقطۀ اشتراک فریقین است.
3. قرآن کریم: قرآن تنها منبعی است که شیعه و سنی با چنین گستردگی بر آن اتفاق دارند؛ ازاینرو هر دو مذهب در استدلالهای خود به آن تمسک میجویند.
4. قبلۀ واحد: نماز رو به یک قبله و حج، جلوههای عملی همدلی و اقتدار مسلمانان است؛ کعبه «پرچم اسلام» و نماد یگانگی امت است و حج وسیلۀ تقویت دین و پیوند مسلمانان.
مؤلفههای حفظ وحدت اسلامی عبارتاند از:
1. رعایت تقیه: برای حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از فتنههای داخلی؛
2. مدارا با مخالفان: پرهیز از درگیری لفظی و عملی با دشمنان و نواصب؛
3. همبستگی شیعه با سایر مسلمانان: واجببودن معاشرت با مردم، حتّی اهلسنت؛ بدینترتیب که امانت آنان را ادا کنید و به سود آنان شهادت دهید؛
4. اصلاح ذاتالبین: تلاش فعالانه برای آشتیدادن گروههای متخاصم مسلمان و بازگشت به عدالت پس از درگیری؛
5. پرهیز از نزاع، جدال و تفرقهافکنی: روایات از جدال و مراء (ستیزهگری کلامی) بهشدت نکوهش کردهاند و آن را آفت ایمان و دین خواندهاند.
این اصول نشان می دهد که مکتب اهلبیت علیهم السلام، ضمن حفظ هویت اعتقادی خاص خود، راهکارهای عملی برای همزیستی مسالمتآمیز و حفظ کیان کلی امت اسلام ارائه داده است.
پینوشتها:
1. https://fa.wikishia.net/view.
2. بیانات معظمله (رضوان الله علیه) در دیدار شرکتکنندگان کنفرانس وحدت اسلامی؛ 24/7/1368.
3. آلعمران: ۶۴.
4. سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی؛ العروة الوثقی؛ چ 3، قم: دفتر نشر اسلامی، 1426 ق، ج 1، ص 273.
5. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ تحقیق: صبحی صالح؛ قم: هجرت، 1414 ق، خطبه 113، ص 168.
6. حشر: 7.
7. نساء: 59.
8. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ خطبۀ 1، ص 44.
9. انعام: ۱۰۸.
10. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ معانی الأخبار؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1403 ق، ص 132.
11. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ خطبۀ 1، ص 45.
12. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ حکمت 252، ص 512.
13. محمدهادی فلاحزاده و راضیه علیاکبری؛ «بررسی مبانی معرفتی وحدت امت اسلامی در آیات و روایات»؛ اندیشه تقریب، تاریخ انتشار۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ش. این چهار محور برگرفته از این مقاله است.
14. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 217.
15. محمد بن حسن شیخ حر عاملى؛ تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه؛ قم: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، 1409 ق، ج 16، ص 203.
16. حسن بن على علیه السلام امام یازدهم؛ التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1409 ق، ص 354.
17. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ خطبۀ سوم، ص 48.
18. محمد بن حسن شیخ حر عاملى؛ تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه؛ ج 12، ص 5.
19. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 636.
20. حجرات: 9.
21. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 209.
22. محمد بن حسین شریفالرضى؛ نهجالبلاغه؛ نامۀ 47، ص 421.
23. انعام: ۱۰۸.
24. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 300.
25. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 2، ص 301.







