وابستگی عاطفی

وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری غریزی و خدادادی است که در وجود مادران قراردارد اما استرس بیش از حد در آن، باید بررسی شود.
وابستگی شدید مادر به فرزند

پرسش:
سلام واحترام 
منزل مادر شوهرم در نزدیکی منزل ما است و یک کوچه با ما فاصله دارد. من نوزاد 4 ماهه ای دارم. مادر شوهرم اصرار داشتند و دارند که بچه را نزد ایشان ببریم تا او را برای هواخوری به بیرون منزل ببرند. 
از حدود 2 ماهگی فرزندم، چندین بار همسرم درخواست داشت که بچه را آماده کنم تا او را به منزل مادرشان ببرند. یک بار بچه را آماده کردم و ایشان هم او را به منزل مادرشان بردند. چند بار هم هنگام درخواست ایشان، خودم هم همراه بچه به آنجا رفتم ولی وقتی بچه را در اختیار مادر شوهرم قرار می دهم حالم بد می شود. بدنم شروع به لرزیدن می کند و استرس شدید می گیرم. اصلا دلم نمی خواهد که این کار را انجام دهم. از طرفی این احساس را هم دارم که بعد از مدتی بچه به آن ها وابسته می شود. 
حتی یک مرتبه دعوای شدیدی با همسرم سر این موضوع داشتم. الان طوری شده ام که حتی برای کارهای کوچک هم نمی توانم بچه را نزد همسرم بگذارم چرا که احساس می کنم او را بدون هماهنگی با من به منزل مادرشان خواهند برد. لطفا بفرمایید چه کاری باید انجام دهم. 
تشکر
 

پاسخ:

باسلام و احترام، از حسن اعتماد شما به این مرکز سپاسگزاریم. 
احساس شما به عنوان یک مادر کاملا طبیعی و قابل درک است. وابستگی عاطفی مادر به فرزند، به ویژه در ماه های اولیه تولد، امری فطری است. خداوند در وجود مادران غریزه ای قوی قرارداده که به طور طبیعی نگران سلامتی و آسایش فرزند هستند. این حس طبیعی است.
در مقابل، توجه داشته باشید که ممکن است این استرس ناشی از ترسی باشد که در وجود شما نهادینه شده است. به این معنی که در گذشته اتفاقی مشابه برای شما افتاده است و شما از این جدایی می ترسید. 
همچنان ممکن است این ترس شما به روابط شما با همسر و مادر ایشان برگردد. 
با توجه به محدودیت مشاوره مکتوب و عدم اطلاع از جوانب مسئله و برای مدیریت این شرایط، توجه به نکات زیر می تواند مفید باشد: 
۱. گفتگوی صمیمانه با همسر: با آرامش و بدون تنش، نگرانی های خود را با همسرتان در میان بگذارید. توضیح دهید که جدایی موقت از نوزاد برای شما استرس شدیدی ایجاد می کند و از او بخواهید این احساس را درک کند. پیشنهاد دهید که در ابتدا، ملاقات ها در حضور خودتان انجام شود تا کم کم به شرایط عادت کنید.

۲. تعیین محدودیت های منطقی: مثلاً توافق کنید که نوزاد تنها برای ساعات محدود و در حضور شما به خانه مادرشوهر برود. این کار به تدریج به کاهش اضطراب شما کمک می کند. 

۳. تقویت اعتماد به نفس: ترس از وابستگی نوزاد به دیگران ممکن است ناشی از عدم اعتماد به نفس باشد. به خود یادآوری کنید که شما مادر اصلی او هستید و این ارتباط عمیق با حضور دیگران کمرنگ نخواهد شد. 

۴. درخواست کمک تخصصی: اگر اضطراب شما به حدی است که باعث لرزیدن یا اختلال در زندگی روزمره می شود، مشورت با یک مشاور خانواده یا روانشناس می تواند بسیار مؤثر باشد. 

۵. توجه به سلامت روان خود: استرس بیش از حد می تواند بر سلامت شما و نوزاد تأثیر بگذارد. تمرین های تنفسی یا ذهن آگاهی را برای آرامش بیشتر امتحان کنید. 

همراه گرامی، سعی کنید در این فرآیند، رابطه احترام آمیز با مادرشوهرتان را حفظ کنید. می توانید از او بخواهید برای ملاقات نوزاد به خانه شما بیاید تا کم کم به حضور دیگران با فرزندتان عادت کنید. اگر پس از این اقدامات، همچنان احساس ناراحتی شدید دارید، توصیه می کنیم با شماره ۰۹۶۴۰۰ (مرکز مشاوره) تماس بگیرید تا با راهنمایی دقیق تر، شما را همراهی کنند. 

موفق و سعادتمند باشید.
 

خانم من از خا نواده روحانی می باشد متاسفانه خیلی به خانوادش وابسطه هست. بر خلاف من. من زیاد از این مسله راضی نیستم بدون رضایت من سعی داره یه سری کارهای انجام بده که من نفهمم مثل تماس تلفنی با خواهراش و دوستاش.و... بدون اجازه من به حوزه علمیه میرود احترام منو از بین برده من به ایشان بار ها گفتم راضی نیستم ازت وحتا یادم میاد یکبار قسم خوردم که ازت راضی نیستم شاید با توجه مذهبی بودنش متوجه کارهاش باشه بازم فایده نکرد. لطفامنو راهنمای بکنیداگر لازم هست جواب شما رو به ایشان نشون بدم تا شاید کمکی باشد به استحکام خانواده ما من از شما کمال تشکررو دارم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
شيوه مواجهه شما با همسرتان آسيب زا و غير کارشناسي به نظر مي رسد .
وابستگي عاطفي چيزي نيست كه با توصيه و نصيحت يا اعلام عدم رضايت و قسم و... برطرف گردد. وابستگي عاطفي از جمله پايدارترين وابستگي هاست . رفع وابستگي عاطفي به ماه ها و سال ها تلاش نيازمند است . در برخي موارد بدون كمك تخصصي (روانپزشكي +روان درماني ) اميدي به بهبودي آن نيست . بهتر است ما انسان ها در مواجهه با افرادي كه به نوعي از كمبودي رنج مي برند، به جاي سرزنش و توبيخ و ملامت به اعطاي كمبود هاي آن ها بپردازيم . مثلاً به جاي اين كه بگوييم «چرا به خواهرت زنگ مي زني، مگر من نگفتم ديگه حق نداري بهش زنگ بزني» سعي نماييد كمبود عاطفه ايشان را (در كنار اعتدال بخشي تدريجي به تماس هاي تلفني ) با اعطاي عاطفه بيش تر جبران نماييم.
هيچ گاه هيچ کس را منع کلي نکنيد بلکه تا حد امکان موارد مشروع و معقول را تجويز جزيي نماييد. به اين ترتيب بهتر است به جاي تحت فشار قرار دادن ايشان(که به لجبازي و زيرزميني شدن و جسارت ايشان مي انجامد) به نحو جزيي و محدود با تماس هاي ايشان موافقت نماييد. از ايشان بخواهيد به مرور به زنگ زدن خود سامان ببخشد و به تعديل منطقي آن بپردازد.
در موارد ديگر نيز تا حد امکان منع کلي ننماييد. سعي نماييد در اختلافات زناشويي از دين و مفاهيم ديني و ارزشي مايه نگذاريد و در حد امکان به صورت عرفي به حل آن بپردازيد.
در صورت تشديد اين مسأله به يک روانشناس باليني مراجعه نماييد.