۱۴۰۵/۰۴/۱۹ ۱۸:۱۰ شناسه مطلب: 101759
پرسش:
نسبت گروههای محور مقاومت از قبیل حشد الشعبی عراق، حزبالله لبنان و انصارالله یمن با جمهوری اسلامی ایران چیست؟ آیا این گروهها چنانکه دشمن ادعا میکند، گروههای نیابتی ایران هستند؟
پاسخ :
«گروههای نیابتی» در معنای متعارف یعنی گروههایی که به نمایندگی از بازیگران اصلی عرصۀ بینالملل وارد منازعهای میشوند که آن بازیگران تعریف کردهاند؛ ولی خود به منظور کاهش هزینهها، حفظ اعتبار، جلوگیری از تلفات نظامی و ... حاضر به ورود مستقیم به آن نیستند. تعریف متعارف یا کلاسیک از گروههای نیابتی، تطبیقپذیر با برخی گروهها مثل داعش یا برخی کشورها مثل اوکراین در جنگ با روسیه است؛ اما بهکارگیری این اصطلاح از سوی جهان غرب برای گروههای مقاومت صحیح نیست؛ زیرا این اصطلاح «بیش از آنکه واقعیت میدانی را توصیف کند، سازوکاری زبانی برای مشروعسازی مداخله قدرتهای فرامنطقهای و تداوم روایت شرقشناسانه از خاورمیانه است». با دقت در واژهسازی پژوهشکدههای غربی و بازنمایی رسانهای غرب از گروههای مقاومت مشخص میشود که بهکارگیری واژۀ نیابتی برای این گروهها صرفاً یک چارچوب تحلیلی خنثی نیست، بلکه ابزاری گفتمانی برای بازتولید مفاهیم در راستای تقویت سلطۀ غرب بر سایر کشورهاست (1).
1. دلایل نقد نگاه نیابتی به گروههای مقاومت
با چشمپوشی از فریبکاری غرب در نامگذاری و توصیف حزبالله و انصارالله و ... به نیابتی، دلایل دیگری نیز میتوان برای ردّ نیابتیبودن این گروهها بیان کرد. قائد شهید انقلاب امام خامنهای رحمة الله علیه در جایگاه رهبر اصلی جریان مقاومت، در نقد ادعای نیابتیبودن این گروهها که بارها سیاستمداران و رسانههای غربی بیان کرده بودند، دستکم سه دلیل بیان کردهاند:
الف) نیازنداشتن ایران به نیروی نیابتی: ایران اسلامی از چنان استحکام و قدرت درونی برخوردار است که اصلاً نیازی به استفاده از نیروهای نیابتی در منطقه ندارد؛ برای نمونه رهبر شهید در پاسخ به هجمه تبلیغاتی دشمن، در 2 دی 1403 میفرمایند: «اینها نیابت از ما ندارند؛ ما اگر یک روزی بخواهیم اقدام بکنیم، احتیاج به نیروی نیابتی هم نداریم» (2). همچنین در 1 فروردین 1404 مجدد تأکید فرمودند: «یک اشتباه بزرگی را سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و امثال اینها میکنند و آن اینکه اسم مراکز مقاومت در منطقه را میگذارند نیروهای نیابتی ایران؛ به آنها اهانت میکنند! ... جمهوری اسلامی ایران نایب لازم ندارد» (3).
این کلام رهبری فقط یک ادعا نیست، بلکه در سه جنگ تحمیلی علیه ایران اثبات شده است. ابتدا در جنگ هشتساله که این گروهها هنوز شکل نگرفته یا قوت نیافته بودند، جمهوری اسلامی توانست با دست خالی مقابل رژیم تا بن دندان مسلح بعث عراق بایستد. در آن دوره، رژیم عراق از حمایت دو ابرقدرت آن روز برخوردار بود و حدود هشتاد کشور مستقیم یا غیرمستقیم از او حمایت اطلاعاتی، تسلیحاتی، سیاسی و اقتصادی میکردند (4)؛ با این وجود، ایران اسلامی که در آن زمان هم تحریم تسلیحاتی بود و هم با تروریست های داخلی در جنگ و هم با صدها مشکل کوچک و بزرگ ناشی از انقلاب نوپای خود مواجه بود، به لطف الهی توانست جهان غرب را شکست دهد و نگذارد یک وجب از خاک کشورش تصرف شود.
همین پیروزی در جنگ تحمیلی دوم یعنی جنگ دوازدهروزه هم اتفاق افتاد. جمهوری اسلامی بدون کمک و مشارکت گروههای محور مقاومت در این جنگ، باز هم توانست بهتنهایی مقابل رژیم اسرائیل که متکی به حمایتهای لجستیکی و اطلاعاتی و نظامی آمریکا و کشورهای اروپایی بود، مقاومت کند و دشمن را در اهداف خود یعنی سقوط حکومت ایران، تضعیف توان موشکی و نابودی توان هستهای ناکام بگذارد.
این پیروزیها در جنگ تحمیلی سوم یعنی جنگ چهلروزه یا رمضان نیز تکرار شد. جمهوری اسلامی ایران توانست این بار هم با امداد الهی و تکیه بر توان بومی خود آمریکای به اصطلاح ابرقدرت و اسرائیل را در دستیابی به اهداف خود شکست دهد. البته در این جنگ گروههای مقاومت به حمایت از ایران و برای خونخواهی از رهبر شهید انقلاب وارد جنگ شدند و کمکهایی کردند؛ اما این کمکها چندان زیاد و بزرگ نبود که ورق جنگ را برگرداند، بلکه قدرت موشکی و پهپادی ایران بود که دشمن را به آتشبس و میز مذاکره کشاند.
ب) مبارزه با ظلم، ویژگی ذاتی ملّتهای مسلمان: دلیل دومی که از کلام قائد شهید امّت برای استقلال این گروهها و ردّ نگاه نیابتی به آنها برداشت میشود، اینکه مبارزه با ظلم صهیونیستی و استعمار آمریکایی نیاز به دلیلی بیرون از جوامع ندارد. ریشه اصلی این مبارزه همان روحیه ظلمستیزی، استقلالطلبی و ایمانی مردم این سرزمینهاست. این مبارزه مبتنی بر روحیه اسلامی و ملّی مردم منطقه است؛ ازاینرو احتیاج به محرِّک خارجی ندارد. «جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد؛ یمن میجنگد، چون باایمان است؛ حزبالله میجنگد، [چون] قدرت ایمانی، او را به میدان می کشاند؛ حماس و جهاد میجنگند، چون عقیدهشان آنها را به این کار وادار میکند ... . مردان شرافتمند باایمانی در یمن، در عراق، در لبنان، در فلسطین و إنشاءالله در آینده نزدیک در سوریه حضور دارند و حضور خواهند داشت، اینها دارند برای خودشان با ظلم، با جنایت مبارزه میکنند، با رژیم منحوسِ تحمیلیِ صهیونیستی مبارزه میکنند» (5).
ج) پیشینه مبارزاتی مردم منطقه: مبارزه مردم فلسطین، لبنان، عراق و یمن با رژیم صهیونیستی محدود به دوره انقلاب اسلامی نیست، بلکه مبارزات مردم در این کشورها سابقهای طولانی دارد. نقطه شروع مبارزات آنها همزمان و حتی پیش از اعلام رسمی شکلگیری رژیم نامشروع صهیونیستی در سالهای قبل از انقلاب است. البته پیروزی انقلاب اسلامی روح تازهای در کالبد این مردم آزادیخواه دمید؛ اما این نباید باعث نادیدهگرفتن پیشینه مبارزاتی و مستقل این گروهها در مواجهه با دشمنان شود و گروه نیابتی قلمداد شوند.
از جمله این موارد میتوان به مبارزۀ مسلمانان فلسطین با یهودیان مهاجر به آن سرزمین قبل از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل اشاره کرد؛ قیامهایی همچون قیام بُراق، قیام عبدالقادر حسینی و قیام شیخ عزّالدّین قسّام نمونههایی از مقاومت جدّی در آن دوران است (6). حرکتهای دیگری از جمله تشکیل سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در سال 1964 میلادی، خیزش قدس (هبّه القدس) در سال 1967 میلادی و روز زمین (یوم الارض) در 1976 میلادی، نمونههای دیگری از مبارزات مختلف فلسطینیان علیه اسرائیل قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است (7).
در مورد مبارزه یمن با اسرائیل نیز شایان ذکر است «در آغاز غصب فلسطین، یکی از کشورهایی که در خطّ مقدّم مقابله با این کار قرار گرفت، کشور یمن بود. حاکم آن روزش بلند شد رفت در یک اجتماع بینالمللی شرکت کرد و اینجوری مخالفت کردند؛ اینها با این دشمنیها، با این خباثتها، با این ظلمهایی که رژیم صهیونیِ غاصبِ خبیث، امروز و دیروز نسبت به مردم انجام میدهد، مخالفاند، اعتراض دارند، ایستادگی میکنند، مقاومت میکنند؛ اینجا بحث نیابت نیست. اشتباه بزرگشان این است که خیال میکنند اینها به نیابت از ایران دارند این کار را میکنند؛ نهخیر، به نیابت نیست» (8).
2. رابطۀ این گروهها با انقلاب اسلامی
با توضیحهای پیشگفته این پرسش پیش میآید که اگر گروههای محور مقاومت، نیروی نیابتی ایران نیستند، چه نسبتی با ایران دارند؟ و حمایتهای مختلف اطلاعاتی، سیاسی، نظامی و مستشاری ایران از آنها چگونه فهمشدنی است؟
رابطه ایران و گروههای مقاومت، رابطهای دوسویه است؛ ایران با اینکه از این گروهها حمایت میکند، هیچگاه به دنبال نفی استقلال یا سلب عاملیت از آنها نبوده و نیست و آنها در تصمیمگیری مستقل هستند. رابطه آنها با ایران، ائتلافی راهبردی و رابطۀ متقابل در راستای منافع مشترک است. بنابراین بازیگران مختلف اعم از ایران، حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی، حماس و... رابطهای همافزا دارند، نه رابطهای سلسلهمراتبی و از بالا به پایین. این همکاری برد ـ برد است؛ زیرا سبب دفع دشمن مشترک میشود.
فارن افرز ـ ارگان رسانهای شورای روابط خارجی آمریکا ـ در تحلیلی اذعان میکند: «گرچه جنبشهای مقاومت در منطقه به طور کلی خودمحور و مستقل هستند، اما در مواقع نیاز به یاری یکدیگر آمده و فشارهایی مانند ترور رهبران و تنگناهای اقتصادی را خنثی میکنند ... . آنچه به طور اساسی جنبشهای مقاومت را حفظ کرده، تکیه آنها به حکومتهای محلی و پایگاههای اجتماعی خود بوده است. این جنبشها به قدری در بافت کشورهای خود جای گرفتهاند که سران رسمی دولتها در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه همگی یا عضو گروههای متعلق به محور هستند یا با حمایت این گروهها انتخاب شدهاند. علاوه بر این، روابط فراملی این جنبشها با یکدیگر در بزنگاههای حساس به عنوان یک سازوکار حمایتی قدرتمند عمل کرده است» (9).
با توجه به آنچه گفته شد و در مقایسه نگاه غربی به گروههای مقاومت با نگاه اسلامی و بومی به این گروهها، میتوان تفاوتهای زیر را برشمرد (10):
1. ماهیت رابطه با جمهوری اسلامی: رابطه سلسلهمراتبی و وابسته/ رابطه همافزا، تاکتیکی و مبتنی بر اشتراک گفتمانی؛
2. هدف و جهتگیری: پیشبرد منافع ایران در منطقه/ دفاع از استقلال ملّی و مقابله با سلطه خارجی؛
3. چارچوب نظری تحلیل: گفتمان جنگ نیابتی/ گفتمان مقاومت ضد استعماری؛
4. تصویر رسانهای: گروه تروریستی وابسته به ایران/ جنبش مردمی ضد سلطه و مدافع حاکمیت ملّی؛
5. جایگاه عاملیت: سلب عاملیت از بازیگر بومی/ تأکید بر عاملیت مستقل و کنشگری محلّی؛
6. سطح تحلیل: نظامی - امنیتی/ اجتماعی - فرهنگی و تاریخی؛
7. پیامد تحلیلی: مشروعسازی حداکثری مداخله غربی/ مشروعیتبخشی به مقاومت بومی و حفظ استقلال ملّی؛
8. منشأ پیدایش: نفوذ و مداخله ایران/ برآمده از مشکلات ساختاری، اقتصادی و فرهنگی برآمده از سلطه غرب و ... .
در پایان باید بیان داشت «در این منطقه فقط یک نیروی نیابتی وجود دارد و آن رژیم صهیونی غاصب فاسد است. رژیم صهیونیستی به نیابت از استعمارگران آتشافروزی میکند، نسلکشی میکند، جنایت میکند ... ؛ این گروه تبهکار باید از فلسطین ریشهکن بشود و به حول و قوّۀ الهی ریشهکن هم خواهد شد» (11).
نتیجه:
گروههای محور مقاومت، رابطهای همافزا و ائتلافی راهبردی با ایران دارند. این گروهها با اینکه در تصمیمگیری مستقل هستند، در مواقع نیاز به یاری یکدیگر میآیند. نیازنداشتن ایران به نیروی نیابتی، روحیه ملّتهای مسلمان در مبارزه با ظلم و پیشینه مبارزاتی مردم منطقه دلایلی هستند که نظریۀ نیابتیبودن این گروهها را ردّ میکند.
پینوشتها:
1. علی داوری و جبار شجاعی؛ «نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروههای مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن»؛ مجله رهیافت سیاسی و بینالمللی، دوره 18، ش 1، بهار 1405 ش، ص 89.
2. سیدعلی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)؛ «بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهم السلام»؛ 2 دی 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ در:
3. سیدعلی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)؛ «سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم»؛ 1 فروردین 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ در:
3. محمد جعفربگلو؛ «80 کشور تجهیزکننده صدام در جنگ با ایران»؛ پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۳۱ شهریور ۱۳۹۴؛ در:
4. سیدعلی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)؛ «بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهم السلام»؛ 2 دی 1403، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ در:
5. امید صادقی؛ «بررسی مقاومت مردم فلسطین در طول تاریخ»؛ خبرگزاری رسمی حوزه، کد خبر: 1113758 ۲۶ مهر ۱۴۰۲؛ در:
6. «مروری بر تاریخ مبارزات مردمی فلسطین از ۱۹۶۷ تا ۲۰۲۲»؛ پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: 83117، ۰۹ بهمن ۱۴۰۱؛ در:
7. سیدعلی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)؛ «سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم »؛ 1 فروردین 1404، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ در:
8. علیرضا حجّتی؛ «چرا مقاومت نیروی نیابتی ایران نیست؟»؛ خبرگزاری ایرنا، کد خبر: 85697991، ۳ دی ۱۴۰۳؛ در:
9. علی داوری و جبار شجاعی؛ «نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروههای مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن»؛ ص 88.
10. سیدعلی خامنهای (رهبر شهید انقلاب)؛ «خطبههای نماز عید فطر»؛ 11 فروردین 1404، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ در:









