۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ۲۲:۰۱ شناسه مطلب: 102012
پرسش:
خاندان یعقوب علیه السلام از کنعان به مصر رفتند و به هنگام داخلشدن در قصر، بر یوسف علیه السلام سجده کردند: «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا» (یوسف: 100). سؤال این است که منظور از این سجده چیست؟ آیا سجده بر غیرخدا جایز است؟ اگر هم سجده احترام و تکریم بوده، چطور یوسف علیه السلام اجازه داده که پدرش یعقوب علیه السلام - که علاوه بر حرمت پدری، پیامبر خدا هم بوده - بر وی سجده کند، آیا بهتر نبود که خودش به استقبال وی میرفت؟
پاسخ:
داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن کریم با عنوان «أَحْسَنَ الْقَصَصِ» یاد شده است. فرازهای پایانی این داستان پرفرازونشیب، لحظه بههمرسیدن خاندان حضرت یعقوب علیه السلام و تکریم حضرت یوسف علیه السلام در مصر را به تصویر میکشد. خداوند در آیۀ ۱۰۰ این سوره میفرماید: «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا: و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگی برای او به سجده افتادند».
این رخداد سبب بهوجودآمدن پرسشها و شبهههایی در ذهن مخاطبان و پژوهشگران قرآن شده است؛ از جمله اینکه آیا سجده بر غیرخدا جایز است؟ اگر این اقدام فقط تعظیم و ادای احترام بوده است، چگونه یک پیامبر الهی با آن مقام والا بر فرزند خویش سجده میکند؟ و کیفیت مواجهه و استقبال حضرت یوسف علیه السلام از پدر چگونه بوده است؟ در این نوشتار به این مسئله پرداخته خواهد شد.
اقسام سجده و بررسی جواز سجده بر غیرخدا
برای فهم درست آیه، باید میان دو نوع سجده تمایز قائل شد:
الف) سجدۀ عبادت که ویژۀ ذات اقدس الهی است و برای غیرخدا به لحاظ عقلی قبیح و از لحاظ نقل نیز ممنوع و حرام است و در هیچ موردی استثنا نشده است. ب) سجدۀ خضوع و تکریم که بهمثابۀ تعظیم و اجلال در برابر شخص یا چیزی انجام میشود. این عمل محذور عقلی یا نقلی ندارد و در صورت تعلق امر الهی جایز است؛ چون چنین سجدهای عبادت نیست، بلکه نوعی تکریم است؛ اما به دلیل معتبری نیاز دارد. نمونه روشن آن سجدۀ فرشتگان برای حضرت آدم علیه السلام است (۱)؛ این سجده درحقیقت، عبادت و اطاعت از خداست و به فرمان او انجام شده است (2).
سجده برای حضرت یوسف علیه السلام، سجدۀ تکریم و تعظیم و نه سجدۀ عبادت
ظاهر آیه و سیاق داستان نشان میدهد که ضمیر «لَهُ» در «وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا» به حضرت یوسف علیه السلام بازمیگردد و مسجودٌله اوست؛ اما این سجده به هیچوجه سجدۀ عبادت و پرستش حضرت یوسف علیه السلام نبوده است، بلکه صرفاً سجدۀ خضوع، تکریم، اجلال و تحیت بوده است؛ زیرا حضرت یعقوب علیه السلام یکی از سجدهکنندگان بود که در توحید جزء «مخلَصین» بود و هرگز چیزى را شریک خدا نمىگرفت. حضرت یوسف علیه السلام نیز خود دعوتکننده به توحید خالص بود؛ چنانکه به همزندانیان خود گفت: «محال است که ما چیزى را به جاى خدا عبادت کنیم» (۳)؛ ازاینرو اگر این عمل پرستش او محسوب میشد، بهیقین آنان را نهی میکرد و نمىگذاشت چنین کارى بکنند. بنابراین این عمل تنها خضوع، اجلال و تحیتی از روی اطاعت الهی برای مقام پیامبری و آیتِ خدابودنِ یوسف علیه السلام بود و آنان از این کار هدفی نداشتند جز اینکه حضرت یوسف علیه السلام را آیتی از نشانههای الهی بدانند و او را قبله در سجده و عبادت خود قرار دادند. همانگونه که ما خدا را عبادت میکنیم؛ اما کعبه را قبله قرار میدهیم. آیت و نشانه الهی ازآنجاکه نشانه است، استقلالی از خود ندارد و سجده به سوی آن، در واقع عبادتِ صاحب آیت (خداوند متعال) است (4).
برخی مفسران نیز احتمال دادهاند که مراد از سجده در این آیه، نهادن پیشانی بر زمین نیست؛ چون چنین چیزی برای غیر خدا جایز نیست، بلکه منظور از آن، انحنا و خمیدن برای تعظیم و تحیت است و نه عبادت(5).
مواجهه و استقبال حضرت یوسف علیه السلام از پدر
بررسی آیات مربوط به این ماجرا نشاندهندۀ کمال ادب و احترام حضرت یوسف علیه السلام در برابر پدرش است. عبارت «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا» نشان میدهد که ابتدا حضرت یوسف علیه السلام پدر و مادر خود را بالای تخت سلطنتی نشاند که البته مقتضای ظاهر سیاق آن است که این کار با امر و دستور یوسف و به دست خدمتکاران انجام شده باشد؛ چون مىفرماید «براى او به سجده افتادند». این تعبیر نشان میدهد که سجده در نخستین زمانی بود که چشمشان به یوسف افتاده است؛ پس گویا به دستور یوسف علیه السلام، در موقعى که یوسف در آن مجلس نبوده است، ایشان را در کاخ اختصاصى و بر تخت سلطنتى نشاندهاند. اما هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام وارد مجلس شد، نور الهى که از جمال بدیع و دلآراى او متبلور مىشد، ایشان را خیره و از خود بىخود کرد؛ تا حدى که عنان را از کف دادند و بىاختیار به خاک افتادند (6).
حضرت یوسف علیه السلام پیش از این مرحله نیز آنان را در آغوش گرفته بود (۷) و نهایت احترام و تعظیم را در برابر مقام پدری و مادری به جا آورده بود. همچنین این سجده، تعبیر و تحقق عینی همان رؤیای صادقانه دوران کودکی حضرت یوسف علیه السلام بود (۸) تا صدق وعده و نبوت الهی بر همگان آشکار شود.
نتیجه:
با تبیین و تحلیل آیات شریفه روشن میشود که سجدۀ خاندان حضرت یعقوب علیه السلام بر حضرت یوسف علیه السلام هیچگونه منافاتی با اصل توحید ندارد. این سجده، سجدۀ عبادت نبود که ذاتاً منحصر در ذات اقدس پروردگار است، بلکه سجدۀ خضوع، تکریم و پاسداشت مقام پیامبری بود که خداوند او را مظهر عظمت و آیت خود قرار داده بود.
همچنین رفتارهای حضرت یوسف علیه السلام از آغوشگشودن و اکرام والدین تا جایدادن آنان بر تخت سلطنتی، نشان از کمال ادب، تواضع و قدرشناسی ایشان در برابر مقام پدر دارد. درنهایت، این رویداد شکوهمند، تحقق عینی و صادقانه رؤیای دوران کودکی حضرت یوسف علیه السلام و نشانهای آشکار از صدق وعدههای الهی به شمار میرود.
برای مطالعۀ بیشتر:
1. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت – لبنان: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۱، ص ۲۴۶.
2. عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ قم: نشر اسراء، 1390 ش، ج ۴۱، ص ۴۰۱.
پینوشتها:
1. «وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبىٰ وَ اِسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ اَلْکٰافِرِینَ» (بقره: ۳۴).
2. عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ قم: نشر اسراء، 1390 ش، ج ۴۱، ص ۴۰۱.
3. «مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ»؛ ترجمۀ ملکی، (یوسف: 38).
4. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت – لبنان: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۱، ص 247.
۵. ابواسحاق احمد الثعلبی؛ تفسیر الثعلبی (الکشف والبیان)؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بیتا]، ج ۵، ص ۲۵۹.
6. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱۱، ص ۲۴۶.
7. «فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلىٰ یُوسُفَ آوىٰ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قٰالَ اُدْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ آمِنِینَ» (یوسف: ۹۹).
8. «إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سٰاجِدِینَ» (یوسف: 4).






