تورات در قرآن

بررسی واکنش حضرت موسی در برخورد با گوساله‌پرستی یهودیان
تفاسیر مبنی بر پرتاب الواح توسط حضرت موسی(ع) متأثر از اسرائیلیات است؛ کاربرد قرآنی واژه «ألقی» شامل «گذاشتن» نیز می‌شود که با عصمت پیامبران سازگارتر است.

پرسش:

مطابق آیۀ 150 سورۀ «اعراف» حضرت موسی در هنگام عصبانیت از گوساله‌پرستی یهودیان، الواح مشتمل بر کلام الهی را پرت کرد و به زمین زد؛ آیا این کار اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟

پاسخ:

حضرت موسی علیه السلام پس از نجات بنی‌اسرائیل از فرعون، به فرمان خداوند برای دریافت الواح تورات به کوه طور رفت. ایشان هارون را جانشین خود قرار داد و قوم را به پرستش خدای یگانه توصیه کرد. در غیاب موسی علیه السلام، سامری از زیورهای طلایی قوم، گوساله‌ای ساخت که صدایی شبیه گاو داشت. او ادعا کرد این گوساله خدای موسی و قوم است و بنی‌اسرائیل را به پرستش آن فراخواند. هرچند حضرت هارون علیه السلام آنان را نهی کرد، بسیاری از قوم فریب خوردند و به بت‌پرستی روی آوردند.

موسی علیه السلام به ‌هنگام بازگشت از میقات، صحنۀ گوساله‌پرستی یهودیان را دید؛ ازاین‌رو به‌شدت غضبناک شد، الواح را به زمین انداخت و موهای برادرش هارون را گرفت و از او پرسید: «چرا قوم را از این کار بازنداشتی؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟» هارون پاسخ داد: «ای برادر، قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیک بود مرا بکشند. من آنان را نهی کردم، اما ترسیدم تفرقه ایجاد شود و تو مرا ملامت کنی». موسی علیه السلام دعا کرد و خداوند توبه‌کنندگان را بخشید. سپس سامری را مجازات کرد و گوساله را سوزاند. وقتی خشم موسی علیه السلام فرو‌نشست، الواح را برداشت (1). این نوشتار اختصاص به بررسی این موضوع دارد که آیا انداختن الواح اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟

معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»

برخی از مفسران معتقدند منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»،گذاشتن آنان است نه پرت‌کردن: «وَ أَلْقىٰ فِی اَلْأَرْضِ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ ...: و در زمین کوه‌هایی قرار داد تا شما را نلرزاند ...» (2). منظور از فعل «أَلْقَى» در این آیه، گذاشتن است و نمی‌توان گفت: خداوند کوه‌ها را بر روی زمین پرت کرد و انداخت. بنابراین معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» چنین می‌شود: «حضرت موسی الواح را روی زمین گذاشت» (3). قرینه و شاهد بر اینکه منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» گذاشتن است و نه پرتاب‌کردن، این است که در ادامه شاهدیم حضرت موسی آنها را برمی‌دارد: «وَ لَمّٰا سَکَتَ عَنْ مُوسَى اَلْغَضَبُ أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ وَ فِی نُسْخَتِهٰا هُدىً وَ رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ: و هنگامی که خشم موسی فرو‌نشست، الواح را برگرفت و در نوشته‌هایش برای کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند، هدایت و رحمت بود» (4). درحالی‌که اگر «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» به ‌معنای پرت‌کردن بود و چنان‌که برخی از مفسران گفته‌اند الواح بر اثر پرت‌شدن شکسته شده بودند (5)، «أخذ» و برداشتن معنا نداشت.

نکته پایانی نیز اینکه برخلاف کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که از شکسته‌شدن الواح خبر می‌دهد (6)‌ و احتمالاً مفسران نیز تحت تأثیر آن موضوع شکسته‌شدن را مطرح کرده‌اند، در قرآن نامی از شکسته‌شدن الواح نیامده است (7)، بلکه ظهور در این دارد که الواح سالم بود که بعد حضرت موسی علیه السلام آنها را برداشت (8).

نتیجه:

هرچند بسیاری از مفسران ـ احتمالاً تحت تأثیر کتاب مقدس و اسرائیلیات ـ «ألقی» را به پرت‌کردن و درنتیجه شکسته‌شدن کرده‌اند، بررسی «القی» در قرآن نشان می‌دهد که این واژه در قرآن در دو معنای «طرح» و انداختن و «وضع» و گذاشتن به ‌کار رفته است. بنابراین منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» در آیۀ 150 سورۀ «اعراف»، لزوماً انداختن و پرت‌کردن الواح نیست تا اهانتی معنا شود و با عصمت پیامبران منافات داشته باشد. از جمله قراین ترجیح معنای گذاشتن بر پرت‌کردن، می‌توان به آیۀ 154 همین سوره اشاره کرد که حضرت موسی علیه السلام الواح را برداشت: «أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ» و این امکان‌پذیر نبود مگر اینکه الواح سالم باشد.

برای مطالعه بیشتر:

سیدمرتضی؛ تنزیه الانبیاء؛ چ 2، قم: بوستان کتاب، 1387 ش.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. اعراف: 138 ـ 154.

2. نحل: 15.

3. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ چ 1، بیروت: دار‌الکتب العلمیه، منشورات محمد‌علی بیضون‏، 1426 ق، ج ‏5، ص 45. «در ینابیع آورده‏اند که الواح را نیفگند، اما زود از دست بنهاد چنان‌که کسى چیزى بیفگند» (حسین بن على کاشفى؛ تفسیر حسینى (مواهب علیه)؛ سراوان: کتاب‌فروشى نور، [بی‌تا]، ص 356). ناصر مکارم شیرازى؛ پیام قرآن؛ چ 9، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1386 ش، ج ‏7، ص 129.

4. اعراف: 154.

5. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏2، ص 65. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌المعرفه، 1412 ق، ج ‏9، ص 46.

6. «و واقع‌ شد که‌ چون‌ نزدیک‌ به‌ اردو رسید، و گوساله‌ و رقص‌کنندگان‌ را دید، خشم‌ موسی‌ مشتعل‌ شد، و لوح‌ها را از دست‌ خود افکنده‌، آنها را زیر کوه‌ شکست‌» (خروج 32: 19).

5. «و لقائل ان یقول: لیس فی القرآن الا انه القى الألواح فاما انه ألقاها بحیث تکسرت فهذا لیس فی القرآن و انه لجراءه عظیمه على کتاب الله و مثله لا یلیق بالأنبیاء علیهم السلام» (محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: دار‌احیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏15، ص 372).

6. گفتنی است بیشتر مفسران «ألقی» در این آیه را به ‌معنای انداختن و پرت‌کردن می‌دانند و با این وجود، معتقدند این کار حضرت موسی چون نه به نیت اهانت، بلکه در راستای نشان‌دادن شدت ناراحتی و انزجار خود از گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل بود، با عصمت ایشان منافاتی ندارد (ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏6، ص 378).

 

درباره خبردادن قرآن از تحریف لفظی تورات، اختلاف است؛ مشهور معتقدند قرآن آشکارا بیان به تحریف اشاره دارد. اما مخالفان معتقدند منظور از تحریف، تحریف معنوی است.

پرسش:

نظر قرآن درباره تحریف لفظی در تورات چیست؟ برخی می‌گویند دلیل قرآنی نداریم که یهود تورات را تحریف لفظی کرده‌اند و آیات قرآن فقط ناظر به تحریف معنوی است نه لفظی، آیا این دیدگاه درست است؟ آیا برای تحریف لفظی تورات، آیه‌ای مورد استناد وجود دارد؟ ما دربارۀ قرآن تحریف معنوی را قبول داریم، ولی تحریف لفظی را قبول نداریم؛ آیا تورات هم از نظر قرآن چنین است؟

پاسخ:

کتاب مقدس یهودیان متشکل از 24 کتاب است که در سه بخش مختلف تورات، نبئیم (انبیاء) و کتوبیم (نوشته‌ها) دسته‌بندی شده‌اند. بخش تورات دارای پنج کتاب یا «سِفر»، بخش نبئیم دربرگیرندۀ نه کتاب و بخش کتوبیم ده کتاب دارد. یهودیان حرف ابتدای این سه بخش را کنار هم گذاشته‌اند و سرواژۀ «تَنَک» را ساخته‌اند؛ البته چون حرف «ک» در زبان عبری در آخر کلمه به شکل «خ» تلفظ می‌شود، از آن با عنوان «تَنَخ» یاد می‌کنند. هرچند «تورات» تنها نام یک بخش از بخش‌های سه‌گانه این کتاب است، گاه از کل این کتاب نیز با عنوان «تورات» یاد می‌شود؛ چنان‌که مسیحیان از همین کتاب با عنوان «عهد قدیم» یاد می‌کنند. به باور یهودیان، کتاب‌های پنج‌گانۀ تورات را خداوند نوشته و به حضرت موسی (علیه ‌السلام) داده است (1).

«سامریان» ـ اقلیتی در میان یهودیان ـ فقط بخش تورات از تنخ را الهی می‌دانند و معتقدند کتاب‌های دو بخش دیگر را «عزرای ملعون» جعل کرده است (2).

تورات از نگاه قرآن

در قرآن ده‌ها مرتبه از تورات با نام‌هایی همچون «توراه»، «صحف»، «الواح»، «ذکر»، «ما بین یدیه» و «ما أوتی موسی» یاد شده است. از نگاه قرآن، تورات به صورت الواح و طی چهل شب بر حضرت موسی (علیه ‌السلام) نازل شد (3). خداوند این کتاب را به حضرت عیسی (علیه ‌السلام) یاد داد و ایشان مصدق این کتاب بود (4). قرآن، تورات را «امام» (5) و دارای هدایت، نور، بصیرت، رحمت، موعظه و تفصیل هر چیزی معرفی می‌کند (6). تورات دربرگیرندۀ برخی احکام الهی (7)، نشانه‌های حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و بشارت‌‌های آمدن ایشان است (8). قرآن خود را تصدیق‌کنندۀ تورات و البته «مُهَیمِن» بر آن می‌داند (9).

تحریف لفظی تورات از نگاه قرآن

درباره «تحریف لفظی» تورات از نگاه قرآن میان دانشمندان مسلمان اختلاف است (10)؛ مشهور متأخران معتقدند قرآن به تحریف لفظی تورات اشاره کرده است؛ از سوی دیگر برخی معتقدند هیچ آیه‌ای از آیات قرآن دال بر تحریف لفظی این کتاب نیست و قرآن طرفدار «تحریف معنوی» تورات از سوی یهودیان است (11). موافقان معتقدند که قرآن آشکارا از تحریف «کلام خدا» از سوی یهودیان خبر داده است: ﴿یَسْمَعُونَ کَلاٰمَ اَللّٰهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ﴾ (12)؛ به‌ویژه اینکه آشکارا گفته است آنان کتاب‌هایی را با دست خود نوشتند و به دروغ به خدا نسبت دادند: ﴿فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ اَلْکِتٰابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمّٰا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمّٰا یَکْسِبُونَ﴾: پس وای بر کسانی که با دست‌هاشان نوشته‌ای را می‌نویسند، سپس می‌گویند این [نوشته] از سوی خداست. تا با این [کار زشت و خائنانه] بهایی ناچیز به ‌دست آورند؛ پس وای بر آنان از آنچه دست‌هاشان نوشت و وای بر آنان از آنچه به ‌دست می‌آورند (13).

اما مخالفان می‌گویند بر اساس قرآن، یهودیان برخی از مطالب کتاب خود را «کتمان» (14) و پنهان کردند (15)؛ اما منظور از «تحریف» در برخی آیات، تحریف معنوی است و در برخی دیگر از آیات، مشخص نیست مراد از «کتاب»، تورات باشد و شاید کتاب دیگری قصد شده است (16).

دلایل تحریف لفظی تورات

با قطع‌نظر از اینکه آیا قرآن از تحریف لفظی تورات خبر داده است یا نه، بررسی تورات کنونی نشان می‌دهد این کتاب نمی‌تواند الهی و آسمانی باشد و درنهایت فقط برخی از مطالب تورات اصلی در آن باقی مانده است. وجود مطالب عقل‌ستیز، تناقض‌ها، خطاها، مطالبی که مشخص است پس از حضرت موسی اضافه شده‌اند (17) و ... در این کتاب، نشان‌دهندۀ تحریف لفظی این کتاب هستند. حتی برخی معتقدند این کتاب تحریف نشده است، بلکه تبدیل شده است. فرق «تحریف» با «تبدیل» در این است که در تحریف، اصل کتاب الهی است و بعد عباراتی از آن تغییر داده یا حذف می‌شود یا به آن افزوده‌اند؛ اما در تبدیل، کتاب الهی از بین می‌رود و کتاب کنونی را از اساس بشر نوشته است، اما به خدا نسبت می‌دهد. بر اساس نظریۀ «تبدیل»، کتاب کنونی تنها دربرگیرندۀ برخی از مطالب کتاب الهی است. خبر گم‌شدن تورات که آشکارا در تنخ آمده است(18)، اخبار تاریخی مبنی بر اینکه عزرا کتاب مقدس را بعد از نابودی آن در حملۀ نبوکدنصر و اسارت بابلی دوباره نوشت (19)، وحدت رویه در نگارش همۀ کتاب‌های تنخ با وجود انتساب آنها به نویسندگان مختلف و زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، تحقیقات اخیر مبنی بر اینکه تورات کنونی از کنارهم‌گذاشتن مطالب دست‌کم چهار منبع یهوه‌ای، الوهیمی، کاهنی و تثنیه‌ای شکل گرفته و ... همگی مؤیّد تبدیل تورات هستند (20).

نتیجه:

درباره اینکه قرآن از «تحریف لفظی» تورات خبر داده یا نه، میان دانشمندان مسلمان اختلاف است. موافقان معتقدند قرآن آشکارا گفته است یهودیان کتاب‌هایی را با دست خود نوشتند و به دروغ آن را به خدا نسبت دادند و منظور از این کتاب‌ها همین تَنَخ کنونی است؛ اما مخالفان معتقدند در آیات نشان‌دهندۀ «تحریف کتاب از سوی یهودیان» یا منظور از تحریف، تحریف معنوی است نه تحریف لفظی، یا مراد از کتاب، تورات نیست. با قطع‌نظر از اینکه قرآن به تحریف لفظی تنخ اشاره می‌کند یا نه، بررسی تنخ نشان می‌دهد این کتاب نمی‌تواند الهی باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «و خداوند به موسی گفت‌: "نزد من به کوه بالا بیا، و آنجا باش تا لوح‌های سنگی و تورات و احکامی را که نوشته‌ام تا ایشان را تعلیم نمایی‌، به تو دهم:» (سِفر، خروج 24: 12).

2. محمدعلی طباطبایی؛ «تاریخ انگارۀ تحریف بایبل در دوران پیشااسلامی»؛ پژوهش‌‌‌های ادیانی، 1395 ش، ش 7، ص 11 ـ 13.

3. بقره: 53؛ اعراف: 145 و 150 و 154.

4. آل‌عمران: 48 و 50.

5. هود: 17.

6. مائده: 44؛ قصص: 43؛ انعام: 154؛ اعراف:145.

7. مائده: 43.

8. اعراف: 157؛ فتح: 29.

9. مائده: 48.

10. محمدعلی طباطبایی و ...؛ «تاریخ‌گذاری صریح‌ترین روایات حاکی از تحریف بایبل»؛ مطالعات فهم حدیث، 1398 ش، دوره 6، ش 11، ص 104.

11. محمدعلی طباطبایی و ...؛ «تاریخ تطبیقی انگاره تحریف بایبل در تفاسیر شیعه و اهل‌سنت»؛ پژوهش‌های تفسیر تطبیقی، دوره 5، ش 10، 1398 ش، ص 300.

12. بقره: 75.

13. بقره: 79.

14. بقره: 174.

15. محمدعلی طباطبایی و محمدعلی مهدوی‌راد؛ «تاریخ انگاره تحریف بایبل در مجادلات مسیحی اسلامی»؛ فصلنامۀ تاریخ اسلام، 1397 ش، ش 74، ص 138.

16. محمدحسین فاریاب؛ «تحریف تورات و انجیل از دیدگاه قرآن»؛ معرفت، آبان 1388 ش، ش 143، ص 137 ـ 153. حسین توفیقی؛ تفسیر پنج موضوع قرآنی؛ قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، 1395 ش، فصل پنجم: «تحریف کَلِم؛ اعتقاد به تحریف تورات و انجیل در قرآن»، ص 127.

17. ر.ک به: باروخ اسپینوزا؛ «مصنف واقعى اسفار پنج‌گانه»؛ ترجمۀ علیرضا آل‌بویه؛ هفت‌آسمان، دوره 1، ش 1، خرداد 1378 ش، ص 89 ـ 103.

18. دوم تواریخ، 34: 8 ـ 20.

19. برای نمونه، در تنخ از عزرا با عنوان «کاتب کامل شریعت خدای آسمان» یاد شده است (عزرا 7: 12).

20. ر.ک به: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی؛ بررسی متنی و سندی متون مقدس یهودی ـ مسیحی؛ تهران: سمت، 1396 ش.