۱۴۰۵/۰۱/۲۰ ۱۱:۱۶ شناسه مطلب: 101385
پرسش:
مطابق آیۀ 150 سورۀ «اعراف» حضرت موسی در هنگام عصبانیت از گوسالهپرستی یهودیان، الواح مشتمل بر کلام الهی را پرت کرد و به زمین زد؛ آیا این کار اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟
پاسخ:
حضرت موسی علیه السلام پس از نجات بنیاسرائیل از فرعون، به فرمان خداوند برای دریافت الواح تورات به کوه طور رفت. ایشان هارون را جانشین خود قرار داد و قوم را به پرستش خدای یگانه توصیه کرد. در غیاب موسی علیه السلام، سامری از زیورهای طلایی قوم، گوسالهای ساخت که صدایی شبیه گاو داشت. او ادعا کرد این گوساله خدای موسی و قوم است و بنیاسرائیل را به پرستش آن فراخواند. هرچند حضرت هارون علیه السلام آنان را نهی کرد، بسیاری از قوم فریب خوردند و به بتپرستی روی آوردند.
موسی علیه السلام به هنگام بازگشت از میقات، صحنۀ گوسالهپرستی یهودیان را دید؛ ازاینرو بهشدت غضبناک شد، الواح را به زمین انداخت و موهای برادرش هارون را گرفت و از او پرسید: «چرا قوم را از این کار بازنداشتی؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟» هارون پاسخ داد: «ای برادر، قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیک بود مرا بکشند. من آنان را نهی کردم، اما ترسیدم تفرقه ایجاد شود و تو مرا ملامت کنی». موسی علیه السلام دعا کرد و خداوند توبهکنندگان را بخشید. سپس سامری را مجازات کرد و گوساله را سوزاند. وقتی خشم موسی علیه السلام فرونشست، الواح را برداشت (1). این نوشتار اختصاص به بررسی این موضوع دارد که آیا انداختن الواح اهانت به کلام الهی نیست و با عصمت پیامبران منافات ندارد؟
معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»
برخی از مفسران معتقدند منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ»،گذاشتن آنان است نه پرتکردن: «وَ أَلْقىٰ فِی اَلْأَرْضِ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ ...: و در زمین کوههایی قرار داد تا شما را نلرزاند ...» (2). منظور از فعل «أَلْقَى» در این آیه، گذاشتن است و نمیتوان گفت: خداوند کوهها را بر روی زمین پرت کرد و انداخت. بنابراین معنای «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» چنین میشود: «حضرت موسی الواح را روی زمین گذاشت» (3). قرینه و شاهد بر اینکه منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» گذاشتن است و نه پرتابکردن، این است که در ادامه شاهدیم حضرت موسی آنها را برمیدارد: «وَ لَمّٰا سَکَتَ عَنْ مُوسَى اَلْغَضَبُ أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ وَ فِی نُسْخَتِهٰا هُدىً وَ رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ: و هنگامی که خشم موسی فرونشست، الواح را برگرفت و در نوشتههایش برای کسانی که از پروردگارشان میترسند، هدایت و رحمت بود» (4). درحالیکه اگر «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» به معنای پرتکردن بود و چنانکه برخی از مفسران گفتهاند الواح بر اثر پرتشدن شکسته شده بودند (5)، «أخذ» و برداشتن معنا نداشت.
نکته پایانی نیز اینکه برخلاف کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که از شکستهشدن الواح خبر میدهد (6) و احتمالاً مفسران نیز تحت تأثیر آن موضوع شکستهشدن را مطرح کردهاند، در قرآن نامی از شکستهشدن الواح نیامده است (7)، بلکه ظهور در این دارد که الواح سالم بود که بعد حضرت موسی علیه السلام آنها را برداشت (8).
نتیجه:
هرچند بسیاری از مفسران ـ احتمالاً تحت تأثیر کتاب مقدس و اسرائیلیات ـ «ألقی» را به پرتکردن و درنتیجه شکستهشدن کردهاند، بررسی «القی» در قرآن نشان میدهد که این واژه در قرآن در دو معنای «طرح» و انداختن و «وضع» و گذاشتن به کار رفته است. بنابراین منظور از «وَ أَلْقَى اَلْأَلْوٰاحَ» در آیۀ 150 سورۀ «اعراف»، لزوماً انداختن و پرتکردن الواح نیست تا اهانتی معنا شود و با عصمت پیامبران منافات داشته باشد. از جمله قراین ترجیح معنای گذاشتن بر پرتکردن، میتوان به آیۀ 154 همین سوره اشاره کرد که حضرت موسی علیه السلام الواح را برداشت: «أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ» و این امکانپذیر نبود مگر اینکه الواح سالم باشد.
برای مطالعه بیشتر:
سیدمرتضی؛ تنزیه الانبیاء؛ چ 2، قم: بوستان کتاب، 1387 ش.
پینوشتها:
1. اعراف: 138 ـ 154.
2. نحل: 15.
3. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ چ 1، بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1426 ق، ج 5، ص 45. «در ینابیع آوردهاند که الواح را نیفگند، اما زود از دست بنهاد چنانکه کسى چیزى بیفگند» (حسین بن على کاشفى؛ تفسیر حسینى (مواهب علیه)؛ سراوان: کتابفروشى نور، [بیتا]، ص 356). ناصر مکارم شیرازى؛ پیام قرآن؛ چ 9، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1386 ش، ج 7، ص 129.
4. اعراف: 154.
5. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 2، ص 65. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج 9، ص 46.
6. «و واقع شد که چون نزدیک به اردو رسید، و گوساله و رقصکنندگان را دید، خشم موسی مشتعل شد، و لوحها را از دست خود افکنده، آنها را زیر کوه شکست» (خروج 32: 19).
5. «و لقائل ان یقول: لیس فی القرآن الا انه القى الألواح فاما انه ألقاها بحیث تکسرت فهذا لیس فی القرآن و انه لجراءه عظیمه على کتاب الله و مثله لا یلیق بالأنبیاء علیهم السلام» (محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج 15، ص 372).
6. گفتنی است بیشتر مفسران «ألقی» در این آیه را به معنای انداختن و پرتکردن میدانند و با این وجود، معتقدند این کار حضرت موسی چون نه به نیت اهانت، بلکه در راستای نشاندادن شدت ناراحتی و انزجار خود از گوسالهپرستی بنیاسرائیل بود، با عصمت ایشان منافاتی ندارد (ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 6، ص 378).







