به صلیب کشیدن حضرت عیسی ع

معنای پاک کردن حضرت عیسی از یهودیان
تطهیر حضرت عیسی (ع) در آیه ۵۵ سوره آل‌عمران به معنای مجازی و به معنای نجات جان ایشان از توطئه یهودیان برای قتل است.

پرسش:

خدا در آیه 55 سوره آل‌عمران به حضرت عیسی می‌گوید: تو را از کسانی‌که کافر شدند (یهودیان،) پاک می‌کنم! منظور از این جمله چیست؟ یعنی حضرت قبل از این زمان ناپاک بودند؟ یهودیان چگونه حضرت را ناپاک کرده بودند؟

پاسخ:

مطابق آیه 55 سوره آل‌عمران خداوند به حضرت عیسی فرموده که من تو را از کسانی‌که کفر ورزیدند، پاک می‌کنم:

«إِذْ قٰالَ اَللّٰهُ یٰا عِیسىٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا ...؛

[یاد کنید] هنگامی‌که خدا فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و از میان مردم] برمی‌گیرم و به‌سوی خود بالا می‌برم و از کافران پاک می‌کنم ... .»

به باور مفسران منظور از «اَلَّذِینَ کَفَرُوا» یهودیان هستند؛ (1) اما منظور از پاک کردن حضرت عیسی از یهودیان چیست؟

پاک کردن حضرت عیسی از یهودیان

«تطهیر» در لغت از ریشه «ط ه ر» و در مقابل نجس، قذر، چرک و پلیدی است و اختصاصی به امور مادی ندارد و شامل امور معنوی نیز می‌شود. (2) تطهیر در عربی به معنای پاک کردن از «دنس» است و «دنس» در عربی همان‌طور که شامل امور مادی همچون خون و... می‌شود، نیت فاسد، حرف نادرست، صفت ناپسند، عقیده نادرست و حتی اطرافیان بد را نیز دربرمی‌گیرد. (3) تطهیر مطلق، تنزه و پاک شدن از هر عیب و رجس مادی و معنوی، آن‌هم در هر مرتبه‌ای از مراتب افکار و اعمال، است. (4)

برخی معتقدند از آن‌جاکه «رفع» (بالا بردن) در این آیه به معنای ترفیع درجه و تقرب معنوی به خداست (نه جابه‌جایی فیزیکی صِرف)، پس تطهیری که فرع بر آن است نیز باید تطهیر معنوی باشد. (5)

اکثر مفسران «مُطَهِّرُکَ» را به معنای پاک کردن از رجس و پلیدی نزدیکی به یهودیان و ابتلاء به هم‌جواری و هم‌نشینی با آنان دانسته‌اند. (6) مطابق این قول، منظور از تطهیر حضرت، خارج کردن ایشان از میان یهودیان است؛ چراکه آنان رجس و پلید بودند و بودن حضرت در میان آنان به‌منزله بودن در میان نجاسات و نجس شدن بود، اما خدا با بالا بردن حضرت، آنان را از حضرت جدا و ایشان را پاک کرد. (7)

برخی نیز معتقدند که منظور از «مُطَهِّرُکَ» نجات دادن (8) و آزاد کردن (9) حضرت بوده است.

 درباره این‌که خدا حضرت عیسی را از چه‌چیزی نجات داد، دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است:

1. یهودیان با فحش‌ها و حرف‌های ناروایی که درباره ایشان و مادرشان می‌زدند، زمینه بدنامی ایشان را فراهم کرده بودند. (10) این تهمت‌ها نوعی آلودگی اجتماعی و حیثیتی بود. برخی این تطهیر حضرت عیسی را مشابه غفران پیامبر خدا در «لِیَغْفِرَ لَکَ اَللّٰهُ مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مٰا تَأَخَّرَ» (11) دانسته‌ و معتقدند: خدا حضرت عیسی را از تهمت‌هاى ناروا و توطئه‏هاى دشمنان نجات داد؛ (12)

2. به صلیب کشیده شدن و کشته شدن؛

 قائلان به این قول درباره این‌که چرا خدا نجات دادن حضرت عیسی از صلیب و قتل را با تعبیر «مُطَهِّرُکَ» بیان کرده، تحلیل‌های مختلفی ارائه داده‌اند:

الف. اگر دشمنان بر حضرت عیسی تسلط پیدا می‌کردند این اهانتی به ایشان بود و خدا حضرت را از این اهانت حفظ کرد؛ (13)

ب. یهودیان معتقد بودند هرکه به دار آویخته شود و اعدام شود، «ملعون» است. مطابق کتاب مقدس آنان «... آنکه‌ بر دار آویخته‌ شود ملعون‌ خدا است‌ تا زمینی‌ را که‌ یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ ملکیت‌ می‌دهد، نجس‌ نسازی.» (14) به‌همین‌سبب، یهودیان اصرار داشتند که حتماً حضرت عیسی به صلیب کشیده شود تا به همه بگویند عیسی «ملعون» بود!‏ (15)

نقد و بررسی آرای مفسران

ارتباط رفع و بالابردن حضرت عیسی با برطرف‌شدن تهمت‌ها از ایشان و مادرشان مشخص نیست؛ چراکه رفع و بالابردن حضرت آشکارا و درملأعام و به‌ویژه در مقابل چشمان یهودیان نبوده است. مطابق نص قرآن، آنان گمان می‌کردند حضرت عیسی را به صلیب کشیده و کشته‌اند. (16)

چنانکه نجس شدن پیامبر معصوم صرفاً به خاطر حضور در میان یهودیان کافر، هرچند به‌صورت معنوی، قابل‌قبول نیست. مهم‌تر «تطهیر» نامیدنِ "خارج کردن" ایشان از میان یهودیان، هم دور از ذهن و هم نیازمند قرینه است و در آیه چنین قرینه‌ای وجود ندارد.

هرچند مطابق کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، صلیب و اعدام، سبب نجس و ملعون شدن شخص اعدامی می‌شود و خدا با نجات دادن حضرت از صلیب، جلوی ملعون و نجس شدن حضرت را گرفته است، اما مطابق باور صحیح، اعدام شخص بی‌گناه سبب ملعون شدن نمی‌شود. افزون بر این، اطلاق «تطهیر» بر نجات دادن نیز هم دور از ذهن است و هم نیازمند قرینه و در آیه چنین قرینه‌ای وجود ندارد.

مگر این‌که گفته شود: اولاً عصمت حضرت عیسی برای این‌که قرینه شود «تطهیر» به معنای واقعی خود نیست، کفایت می‌کند؛ ثانیاً اگر تطهیر را به معنای «خارج کردن» و «تبرئه کردن» بگیریم، باید چیزی همچون اجتماع یا تهمت‌ها را در تقدیر بگیریم؛ اما اگر به معنای «نجات دادن» باشد، نیازی به تقدیر گرفتن ندارد:

- خدا حضرت عیسی را از یهودیان نجات داد.

- خدا حضرت عیسی را از تهمت‌های یهودیان تبرئه کرد.

- خدا حضرت عیسی را از جامعه یهودیان خارج کرد.

نتیجه:

مطابق آیه 55 سوره آل‌عمران خداوند حضرت عیسی را از کافران پاک کرد. منظور از «از کسانی‌که کافر شدند» یهودیان هستند. با توجه به عصمت حضرت عیسی متوجه می‌شویم «تطهیر» در معنای حقیقی خود به‌کار نرفته و معنای مجازی آن اراده شده است.

 درباره این‌که آن معنای مجازی چیست، مفسران آرای مختلفی را مطرح کرده‌اند:

 ۱. خارج کردن حضرت از محیط و جامعه‌ای که غرق در کفر، دشمنی و آزار پیامبران بود؛

 2. تبرئه و پاک کردن دامن حضرت و مادرشان از تهمت‌های ناروای یهودیان؛

 3. نجات جان حضرت از توطئه یهودیان مبنی بر قتل حضرت.

 دو قول اول نیازمند آن هست که در آیه چیزی را در تقدیر بگیریم، برخلاف قول سوم و به‌همین‌دلیل این قول ترجیح دارد؛ بنابراین، «مُطَهِّرُکَ مِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا» یعنی خدا حضرت عیسی را از یهودیان نجات داد.

پی‌نوشت‌ها:

1. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏1، ص 279. البته برخی افزون بر آنان، از نصاری و مجوس و سایر کفار نیز نام‌ برده‌اند (طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏3، ص 205) که با سیاق آیات و سایر قرائن و شواهد سازگار نیست.

2. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ اول، 1368 ش، ج‏7، ص 127.

3. ابن ‏عطیه، عبدالحق بن غالب، ‏المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏1، ص 444.

4. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏7، ص 127؛ ابوزهره، محمد، زهره التفاسیر، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا، ج‏3، ص 1245.

5. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏3، ص 208.

6. بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، وجدانی، چاپ دوم، بی‌تا، ج‏1، ص 288.

7. برانى، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دار الکتاب الثقافی‏، چاپ اول، 2008 م، ج‏2، ص 61؛ طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج‏2، ص 478؛ طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏2، ص 759.

8. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج‏1، ص 218؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص 478؛ ماوردى، على بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردى، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، چاپ اول، بی‌تا، ج‏1، ص 397.

9. فیضى، ابوالفیض بن مبارک، سواطع الالهام فى تفسیر کلام الملک العلام، قم، دار المنار، چاپ اول، 1417 ق، ج‏1، ص 296.

10. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏2، ص 384؛ ابو حیان، محمد بن یوسف،‏ البحر المحیط فى التفسیر، بیروت، چاپ اول، 1420 ق، ج‏3، ص 178.

11. سوره فتح، آیه 2.

12. مکارم شیرازى، ناصر و جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ 10، 1371 ش، ج‏2، ص 570.

13. ابن‏ عاشور، محمد طاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی‏، چاپ اول، 1420 ق، ج‏3، ص 109؛ ابوزهره، زهره التفاسیر، ج‏3، ص 1245.

14. تثنیه 21: 23. حتی مسیحیان نیز چون معتقد به صلیب حضرت عیسی هستند، حضرت را ملعون می‌دانند. در کتاب مقدس آنان چنین آمده است: «مسیح، ما را از لعنت شریعت فدا کرد چون‌که درراه ما لعنت شد، چنانکه مکتوب است ملعون است هرکه بر دار آویخته شود.» (غلا 3: 13)

15. صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1406 ق، ج‏5، ص 157؛ خطیب، عبدالکریم‏، التفسیر القرآنى للقرآن، بیروت، دار الفکر العربی‏، چاپ اول، 1424 ق، ج‏2، ص 473.

16. سوره نساء، آیه 57.

باور شيعيان درباره شفاعت شدن به خاطر شهادت امام حسين (ع) ... ؟
شفاعت، آموزه ای قرآنی است که خداوند در قرآن چندین بار از آن یاد می کند. در برخی از آیات قرآن، خداوند شفاعت را از گروهی نفی می کنند و در آیات دیگر برای گروهی ...

باور شيعيان درباره شفاعت شدن به خاطر شهادت امام حسين (ع) از باور مسيحيان درباره بخشيده شدن به خاطر به صليب کشيده شدن عيسي (ع) گرفته شده است؟

برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

  1. شفاعت، آموزه ای قرآنی است که خداوند در قرآن چندین بار از آن یاد می کند. در برخی از آیات قرآن، خداوند شفاعت را از گروهی نفی می کنند و در آیات دیگر برای گروهی اثبات می کنند. مثلا در آیه 18 سوره مبارکه یونس آمده است که بت ها نمی توانند شفیع کافران باشند چرا که آنها از نزد خود واجد چنین قدرتی نیستند و خداوند نیز چنین قدرتی را به آنها واگذار نکرده است؛ اما در آیات دیگر، به این نکته اشاره شده است که برخی از اولیای الهی واجد قدرت شفاعت هستند چرا که خداوند به آنها چنین قدرتی را اعطا نموده است(1) بنابراین، اصل شفاعت اصل قرآنی است و تردیدی در آن نیست.
  2. همچنین، اینطور نیست که شیعیان فقط به آموزه شفاعت معتقد باشند. فخر رازی از مفسران اهل سنت صراحتا بیان می کند که اصل شفاعت، اصل إجماعی نزد مسلمانان است: «امت اسلامی اتفاق نظر دارند که محمد ص در آخرت از مقام شفاعت برخوردار است چرا که در آیه 79 سوره اسراء برای محمد مقام محمود در نظر گرفته شده است که همان شفاعت در آخرت است.»(2)
  3. بنابراین، شفاعت اصل قرآنی است که مسلمانان نیز درباره آن اتفاق نظر دارند. البته شیعیان مستند به روایات منقول از پیامبر ص، معتقدند که افزون بر پیامبر ص، اهل البیت ع –از جمله امام حسین ع- نیز واجد مقام شفاعت هستند(3). به همین جهت، در سجده اى که در پایان زیارت عاشوراى حسینى انجام مى شود، بعد از حمد و ستایش خداوند، از خداوند می خواهیم که ما را مشمول شفاعت امام حسین ع گرداند: «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ»؛ یعنی: «خدایا شفاعت حسین را روز ورود در صحنه محشر به من روزى کن».
  4. اینک به این نکته می پردازیم که آیا شفاعت مورد نظر مسلمانان یا شیعیان، همان دیدگاه فدیه در مسیحیت است؟ آیا اصلا قرابتی میان این دو دیدگاه وجود دارد که برخی از نویسندگان یکی را از دیگری منشعب دانسته اند و مدّعی شده اند که شفاعت شیعیان از جانب حسین ع به خاطر شهادتش، همچون فدیه عیسی برای نجات پیروانش است؟
  5. اجمالا درباره فدیه در مسیحیت گفتنی است که آموزه فدیه از اصول اساسی الهیّات مسیحی در مورد نجات است. مسیحیّان بر این باورند که به خاطر گناه آدم ع، نسل بشر نیز گناهکار شد و خدا براي رهانیدن بشر از گناه، عیسی ع را فرستاد تا بر صلیب رود و کفّاره گناه آدم شود. هر کسی که به مرگ و رستاخیز عیسی ع ایمان آورد، نجات به او اعطا خواهد شد. توضیح بیشتر این که در الهیات مسیحی براي سرشت انسان سه دوره اصلی بر شمرده می شود: الف. سرشت انسان قبل از گناه نخستین که سرشتی پاک و مقدس بود و انسان به مثابه دوست و فرزند خداوند شناخته می شد و خداوند از روی صورت خودش او را آفریده بود. ب. سرشت انسان بعد از گناه نخستین آدم و حوا به صورت شریرانه در آمد و رابطه انسان و خداوند مخدوش شد و انسان از بهشت رانده شد و مورد قهر الهی قرار گرفت و گناه آدم در نسل او سرایت کرد و نژاد انسانی وارث گناه آدم شد و انسان ها نه به خاطر بدي اعمال خودشان، بلکه تنها به این جهت که از تبار آدم اند، ذاتا گناهکار به دنیا می آیند. ج. سرشت انسان بعد از جریان به صلیب رفتن حضرت عیسی مجددا پاک شد. در واقع، از آنجا که خداوند انسان را دوست داشت و او را ناتوان از کفّاره دادن گناه می دید، پسر یگانه اش را به صلیب فرستاد تا زجر بکشد و گناه آدم را کفّاره دهد. پس از صلیب، انسان دیگر دشمن خدا نیست و با خدا آشتی داده می شود و بار دیگر به همان مقامی که از ابتدا داشت؛ یعنی فرزندي خدا، دست می یابد. در واقع، انسان ها گناهی نکرده اند جز این که از نسل کسی هستند که او گناهکار بوده است. برای بخشش گناه نیز انسان ها کاری نمی توانستند انجام دهند جز این که خود خداوند وارد میدان شود و خود را به صورت انسان متجسد سازد و به صلیب بکشد تا انسان ها از این پلیدی نجات یابند. به همین جهت، به عمل عیسی ع، قصاص نیابتی نیز گفته می شود. هر کسی که به مسیح ایمان آورد، در این مرحله به بخشی از آن چیزهایی که قبلا از دست داده است، دست می یابد و در مرحله بعد که دنیاي دیگر است، به همه آنها به طور کامل نایل می شود(4).
  6. تاکنون اعتقاد مسیحیت به فدیه بودن عیسی ع را اجمالا توضیح دادیم. اینک، اندکی درباره دیدگاه شیعیان نسبت به شفاعت می نویسیم تا در پایان، به مقایسه میان این دو بپردازیم و تفاوت های میان آنها را نمایان سازیم. از نظر شیعیان (بلکه مسلمانان)، سرشت انسان پاک است و انسان با ایمان و عمل صالح می تواند خودش نجات را به دست آورد. البتّه رحمت خدا و شفاعت ائمه اطهار ع نیز براي رسیدن به رستگاري به انسان کمک خواهد کرد. توضیح بیشتر این که از منظر اسلامی، انسان ها ذاتا پاک و طاهر هستند و اینطور نیست که بواسطه گناه دیگران، ذاتا پلید باشند. آری، ممکن است هر کسی بواسطه بدرفتاری و گناهان خودش مستحق عقاب و قهر الهی باشد(5) اما اینطور نیست که برای بخشش گناهانش نیز نیازی به دیگران داشته باشد؛ یعنی اینطور نیست که لزوما باید شفیعی داشته باشد تا بخشیده شود بلکه همین که خودش توبه نماید نیز کافی است تا بخشیده شود(6). آری، اگر کسی گناهی انجام دهد و توبه نکند، به شفاعت شفیعان محتاج می شود. اما شفاعت شفیعان نیز از طریق فدا کردن آنها تحقق نمی یابد؛ یعنی اینطور نیست که آنها برای این که شیعیان را نجات دهند و گناهانشان را پاک کنند، خودشان را فدا نمایند و به قتل برسند. اگر اینطور می بود، شفاعت منحصر به امام حسین ع می شد در حالی که می دانیم که شفاعت شامل محمد ص و سایر معصومان و اولیای الهی نیز می باشد. بنابراین، شفیع شدن حسین ع ناشی از مقام الوهی او است نه ناشی از فدا شدن و شهید شدن او. حسین ع اگر هم شهید نمی شد، باز هم واجد مقام شفاعت بود.
  7. با این توضیحات روشن می شود که اساسا شفاعت حسین ع برای شیعیان، غیر از فدیه عیسی ع برای مسیحیان است. گرچه ممکن است که در آموزه فدیه مسیحیان و شفاعت مورد نظر شیعیان وجوه اشتراکی وجود داشته باشد، امّا باید دانست که جایگاه اعتقادي و نیز کارکرد آنها با هم تفاوت ماهوي دارند. آموزه کفّاره از ارکان اساسی الهیّات مسیحی -به ویژه مسأله نجات- محسوب می شود و در صورتی که این آموزه دچار خدشه شود، تمام ساختار الاهیّات مسیحی فرومی ریزد؛ در حالی که مسأله شفاعت در آموزه هاي شیعی نقش مکمّل را ایفا میکند و نقش انسان در گناه و توبه نادیده گرفته نمی شود.

 

پی نوشت ها:

  1. مریم: 87 و طه: 109.
  2. رازی، فخرالدین، تفسیر مفاتیح الغیب، ج3، ص495.
  3. علامه مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفاء، ج8، ص43.
  4. احمدرضا مفتاح و محسن ربانی؛ مقايسه مفهوم فديه از نظر مسيحيّت و شفاعت از نظر شيعه، مجله الهیات تطبیقی 1393، صص143-148.
  5. «بَلى‏ مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»(بقره: 81)؛ یعنی: « آرى، كسانى كه كسب گناه كنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند؛ و جاودانه در آن خواهند بود».

«فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»(مائده: 39)؛ یعنی: «اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‏پذيرد؛ (و از اين مجازات؛ معاف مى‏شود، زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است».