سوالات و شبهات حديثي

معنی این سخن چیست؟
مراد دين اسلام است ، عصاره دين اسلام تسليم فرمان الهي بودن است ..... قرينه اين مطلب آخر كلام حضرت است كه فرمود: لا اسلام له ؛يعني ديني ندارد.

روایتی از امام صادق علیه السّلام است كه «الإسلامُ هو التّسلیم، و التّسیلمُ هو الإسلام، فمن سَلَّم فقد أسلَمَ، و من لَم یُسَلِّم فلا إسلامَ له» (كافی، ج 8، ص 11). معنی این سخن چیست، و آیا نوعی دور نیست؟ چه فرقی بین «مَن أسْلَم» و «من سَلَّم» است؟

مراد دين اسلام  است ، عصاره دين اسلام   تسليم فرمان الهي بودن است  ..... قرينه اين مطلب آخر كلام حضرت است كه فرمود: لا اسلام له ؛يعني ديني ندارد .

البته اسلام به معنای تسلیم و تسلیم به معنای اسلام است . معنای  دوری ندارد . به نوعی تاكید هم است .

اسلام یعنی تسلیم  و تسلیم یعنی اسلام . این دو جمله  بار معنایی واحدی دارند  .پس به دور نمی انجامد.

در نتیجه "من اسلم" یعنی كسی كه با قبولی و پذیرش اسلام، تسلیم اوامر خدا می شود.                      

علاوه بر این، بیان صریح حضرت هر گونه تفسیر دیگری را در این باره رد می كند . حضرت فرمود:

 بدانيد كه اسلام تسليم است و تسليم اسلام است.(1)             

در تفاسیر آمده است:

 كلمه اسلام نيز از نظر لغت يعني تسليم بودن در برابر أمر مولي.  از لحاظ اصطلاح يعني شريعت پيامبر اسلام.(2)

 اسلام تسليم شدن به دين است با عمل به همه تكاليف اما ايمان عقد قلبي است كه عمل بر آن مترتب است. (3)   

پس حضرت مي فرمايد: عصاره دين اسلام ،  تسليم فرمان الهي بودن است، نه صرف شهادتين دادن و ..... پس هر مسلماني كه  ادعاي مسلمان بودن دارد اما  در عمل  تسليم فرمان الهي نيست،  مسلمان نيست، گرچه با صرف شهادتين حكم فقهي طهارت بر او بار مي شود.              

پی نوشت ها:

1. كمره ای ، ترجمه روضه كافي-تهران، انتشارات اسلامیه ، ج‏1، ص 16 .

2.نجفی خمینی  ،تفسير آسان،تهران انتشارات اسلامیه ، ج‏2، ص 227.

3.قرشی  ،تفسير أحسن الحديث،تهران، انتشارات بنیاد بعثت، 1377 ش،  ج‏8، ص 357.

آیا كمك به اهل سنت و كفار شامل این احادیث نمی شود؟
امامان تابع خدا و پیامبرند و خدا و پیامبر به كمك و دستگیری از عموم انسان ها دعوت كرده اند و فقط از كمك به دشمنان حق و حقیقت كه علم دشمنی و ستیز برافراشته اند...

حدیثی شنیده ام كه اهل بیت كسی را كه به دشمنانشان كمك كند لعن كرده اند آیا كمك به اهل سنت و كفار شامل این احادیث نمی شود و اگر اهل بیت نیز این كار را می كرده اند برایم بیان كنید ؟

امامان تابع خدا و پیامبرند و خدا و پیامبر به كمك و دستگیری از عموم انسان ها دعوت كرده اند و فقط از كمك به دشمنان حق و حقیقت كه علم دشمنی و ستیز برافراشته اند، نهی كرده اند.

به آیات زیر توجه كنید:

«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلي‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ (1) خدا شما را از نيكي كردن و عدالت‏ ورزيدن با آنان كه با شما در دين نجنگيده‏اند و از سرزمينتان بيرون نرانده‏اند، باز نمي‏دارد. خدا كساني را كه به عدالت رفتار مي‏كنند دوست دارد. جز اين نيست كه خدا از دوستي ‏ورزيدن با كساني كه با شما در دين جنگيده‏اند و از سرزمين خود بيرونتان رانده‏اند يا در بيرون ‏راندنتان همدستي كرده‏اند شما را باز دارد. و هر كه با آن ها دوستي ورزد از ستمكاران خواهد بود».

پیامبر برای تتمیم مكارم اخلاق مبعوث شده و خدمت و كمك به بندگان خدا هر چند از لحاظ اعتقادی منحرف باشند تا زمانی كه علم ظلم و ستیز آگاهانه با حق را بلند نكرده باشند، علاوه بر این كه از مكارم  اخلاق است، سبب جذب آنان به دین هم می شود.

خداوند از كمك به گناه و ستمگری و تجاوز نهی كرده و كمك به بندگان محتاج خدا، كمك به ظلم و تجاوز نیست تا مورد نهی خدا باشد و اهل بیت كه مبین دین خدا هستند، از آن نهی كنند:

«وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ؛ (2) و (هرگز) در راه گناه و تعدّي همكاري ننماييد! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است!»

اهل بیت مظاهر حق هستند و ظلم آگاهانه به اهل بیت، ظلم به حق است و خداوند از كمك و یاری به ظلم نهی كرده و اهل بیت هم از كمك به ظلم نهی می كنند.

البته ظلم به اهل بیت غیر از جهل در حق اهل بیت است. بسیاری هستند كه مقام اهل بیت را نمی شناسند ولی ظالم به اهل بیت نیستند. ظالم به اهل بیت كسانی هستند كه با علم به جایگاه رفیع اهل بیت، سعی در پایین كشیدن آنان از آن مقام دارند و بر اهل بیت دروغ می بندند و مردم را از اهل بیت دور می سازند و به دشمنی با اهل بیت سوق می دهند و ...

امام صادق فرمود:

«فعلي من ظلمنا لعنة الله؛ (3) بر ستم گران به ما لعنت باد».

با توجه به آنچه گذشت ، غالب اهل سنت نسبت به حق اهل بیت جاهل هستند و بسیاری از آنان  گر چه حق اهل بیت را نشناخته و امامت و جایگاه واقعی آنان را نپذیرفته اند، ولی محب و دوستدار اهل بیت می باشند. از این رو نمی توان آنان را ظالم به اهل بیت شمرد و از محبت و خدمت و كمك به آن ها نهی كرد.

این روایتی كه شما اشاره كرده اید كاملا واضح نیست و اگر متن یا سند روایت را می فرستادید، بهتر بود.

پی نوشت ها:

1. ممتحنه (60) آیه 8-9.

2. مائده (5) آیه 2. 

3. قاضی نعمان مغربی ، شرح الاخبار ، قم ، انتشارات اسلامی ، ج 2 ، ص 496.

اگر كسی اینكار را انجام دهد به انواع بیماریها مبتلا خواهد شد؟
نمك از مواد معدنی است كه از معادن طبیعی استخراج می شود و مصرف آن برای بدن ضروری است و اگر در مصرف آن رعایت اعتدال شود، از نافع ترین مواد برای بدن است.

چگونه پیامبر و یا امامان در بعضی وقتها كه غذایی نداشته اند نان و نمك خورده اند؟الان از نظر پزشكی به آن سم سفید می گویند و اگر كسی اینكار را انجام دهد به انواع بیماریها مبتلا خواهد شد؟

نمك از مواد معدنی است كه از معادن طبیعی استخراج می شود و مصرف آن برای بدن ضروری است و اگر در مصرف آن رعایت اعتدال شود، از نافع ترین مواد برای بدن است.

نمك های طبیعی كه از معادن نمك استخراج می شود مخلوطی از "كلرید سدیم" و "كلرید پتاسیم" و املاح معدنی دیگر است كه از مواد لازم و ضروری برای بدن می باشد و در قدیم این نمك را از معادن موجود در نقاط با هزینه زیاد و با مشكل به دیگر نقاط حمل می كردند و عرضه می نمودند.

امروز هم همه دانشمندان بر ضرورت این ماده برای بدن اتفاق دارند و هیچ پزشكی بدن را بی نیاز از نمك طبیعی كه علاوه بر دو ماده نامبرده، املاح فراوان دیگر هم با آن همراه است، نمی شمارد. روایات هم با توجه به این ضرورت و نفع فراوان صادر شده است و علم پزشكی مؤید آن است. آنچه علم پزشكی آن را نفی می كند، استفاده بیش از حد از این ماده است كه چون از حد تعادل می گذرد، آثار بد و وخیمی در بدن به جا می گذارد و با توجه به این مصرف زیاد از آن به عنوان "سم سفید" یاد می كنند.  (1)

به قول شاعر:

آب ار چه همه زلال خیزد     از خوردن پر، ملال خیزد.

نكته مهمی كه در روایات بدان تاكید شده ، اثر دارویی این ماده سمی است. تریاك از سمومی است كه در عین كشنده و خطرناك بودن در مقدار های بسیار كم ، اثر دارویی فوق العاده دارد و در گذشته در پزشكی از آن بسیار استفاده می شده است. در روایات استفاده متعادل از نمك طعام  را بی نیاز كننده از ماده دارویی مهمی مانند تریاك معرفی كرده است:

«لو يعلم الناس ما في الملح، ما احتاجوا معه إلي الترياق " . (2)

اگر مردم آثار نمك را می دانستند، با وجود آن محتاج تریاك نبودند.

با توجه به این روایت همان گونه كه تریاك در مقدار بسیار كم اثر دارویی فوق العاده دارد، نمك هم در مقدار  كم اثر دارویی فراوان دارد.

روایات هم به استفاده زیاد از نمك توصیه نكرده؛ بلكه به استفاده كم و پیوسته كه رفع نیاز و ضرورت كند، توصیه كرده است.

علاوه بر این ها ، نمك باعث طعم و عطر طعام می شود و نبود آن سبب بی مزه بودن بسیاری از طعام ها است.

اما نمك در گذشته كمیاب بود و به سختی عرضه و تهیه می شد و به همین جهت هم بسیاری اوقات به اندازه نیاز مصرف نمی شد ( و روایات با توجه به این شرایط و برای دعوت به مصرف لازم است) و چون این ماده  كم و به سختی تهیه می شد، به عنوان "ادام" و ناخورش مد نظر بود و با اضافه كردن آن به نان ، هنگام خوردن نان آن را خوش مزه و مطلوب می ساختند.

نكته دیگر این كه بنا به نظر لغویون و ظاهر بعض روایات به چربی و پیه و دنبه حیوان هم "ملح" گفته می شد.

صاحب لسان العرب می نویسد:

«المِلْحُ: السِّمَنُ القليل.  أَمْلَحَ البعيرُ إِذا حمل الشحم و فهو مَمْلوحٌ إِذا سمن و يقال: كان ربيعنا مَمْلوحاً، و كذلك إِذا أَلْبَنَ القومُ و أَسْمَنُوا و مُلِّحَت الناقة، فهي مُمَلَّحٌ: سمنَت قليلًا؛ و مَلَّحَ القِدْرَ: جعل فيها شيئاً من شحم؛ (3) ملح به معنای چربی (پیه و دنبه) است و "املح البعیر" یعنی شتر پیه آورده و از آن جهت به آن "مملوح" می گویند و گفته می شود " بهارمان مملوح بود یعنی در این بهار قوم دنبه درآوردند و چاق شدند . و "ملّح القدر" یعنی در دیك چربی و پیه و دنبه بریز».

در بعض روایات هم به نظر می رسد منظور از "ملح" همان پیه و دنبه باشد. به بعض روایات توجه كنید:

امام صادق فرمود: «و الأدم : أدونه الملح ، وأوسطه الزيت والخل ، وأرفعه اللحم؛ (4) بهترین نان خورش گوشت است و "ملح" پایین ترین نان خورش  و زیتون و ترشی نان خورش متوسط است».

از امام باقر در مورد "ملح" سؤال شد كه در آن زعفران باشد كه آیا برای محرم و كسی كه در احرام حج است ، خوردن آن جایز می باشد ؟ فرمود: «لا ينبغي للمحرم أن يأكل شيئا فيه زعفران ولا شيئا من الطيب؛ (5) محرم نباید چیزی كه در آن زعفران و دیگر مواد معطر باشد، بخورد!».

از این روایات هم بر می آید كه منظور از "ملح" همان پیه و دنبه است كه آن را به نوعی پخته و مصرف می كردند.

بنا بر این امكان دارد در روایاتی كه به خوردن "ملح" با نان تاكید شده ، منظور از ملح چربی ، و پیه و دنبه ای است كه به صورت آب پز یا به صورت دیگر مصرف می شده است. 

در هر حال چه ملح به معنای "آب چربی" باشد یا همین نمك معدنی كه با اضافه كردن و پاشیدن كمی از آن به نان آن را خوشمزه می ساختند و می خوردند ، علم پزشكی به ضرورت استفاده از نمك طعام در حد لازم حكم می كند و آن را از مواد ضروری برای بدن می شمارد و وقتی از آن به عنوان سم سفید منع می كند، منظور منع استفاده زیاد است.

مساله بعد آن كه:

همانطور كه خود شما آورده ايد، اين طور نبوده كه هميشه اهل بيت از نان نمك استفاده كنند!!

پی نوشت ها:

1. برای مشاهده ضرورت و فواید نمك و آثار مصرف زیادبه لینك های زیر در اینترنت مراجعه كنید:

http://www.kmagiclife.com/fa/details.aspx?id=d947afc4-af43-4f85-8f45-ffa...

http://pana.ir/NSite/FullStory/News/?Id=95392

http://www.forum.vivadl.com/showthread.php?t=7292page=1

2. محدث نوری، مستدرك الوسایل، بیروت، موسسه آل البیت، 1408 ق، ج 16، ص 360.

3. ابن منظور، لسان‏العرب، قم، ادب الحوزه، 1405 ق، ج 2، ص 599.

4. احمد بن عیسی اشعری، نوادر، قم، مدرسه الامام المهدی، 1408 ق، ص 61.

5. كلینی، كافی، تهران، اسلامیه، 1367 ش، ج 4، ص 355. 

آيا حديثي داريم كه هركس قرآن را حفظ كند قرآن نيز حافظ اوست؟
الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البرره: (1) كساني كه قرآن را حافظ هستند( و به آن عمل مي‌كنند)، با فرستادگان و سفيران با عظمت الهي خواهند بود.

آيا حديثي داريم كه هركس قرآن را حفظ كند قرآن نيز حافظ اوست؟

اين حديث در منابع ما وجود ندارد، ولي حديثي به اين مضمون وجود دارد:

الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البرره: (1) كساني كه قرآن را حافظ هستند( و به آن عمل ميكنند)، با فرستادگان و سفيران با عظمت الهي خواهند بود.

عين اين مطلب حديثي نيافتيم. اما جمله شما مورد تاييد دين است كسي كه از را حفظ قرآن با خداوند مانوس شود خداوند حافظ او خواهد بود.

پي نوشت:

1. ميرزا احمد آشتياني‏، طرائف الحكم يا اندرزهاي ممتاز، ناشر كتابخانه صدوق‏، تهران‏، 1362 ش‏، چاپ سوم‏ ، ج‏2، ص 97

مي خواستم بدانم اين روايت صحيح است؟
درباره اينكه كسي كه در ماه رجب و شعبان آمرزيده نشود شقي و بدبخت است حديثي نداريم. اما در مورد ماه مبارك رمضان چنين آمده است: ...

مي خواستم بدانم اين روايت صحيح است؟لطفا در صورت درست بودن منبع آن را ذكر كنيدو مشكلي هم داشت اصلاح كنيد.

1)امام صادق (ع) فرمود:بدبخت وشقي است كسي كه ماه رجب وشعبان براو بگذرد وبخشده نشود

گفتند اگه گذشت وخدا نگذشت چي؟ فرمودن در ماه رمضان استغفار كند.

گفتند اگه در ماه رمضان هم بخشيده نشد چطور؟فرمودند: روز عرفه خودش را به صحراي عرفات برساند وطلب مغفرت كند ودر ادامه پرسيدند اگه در روز عرفه هم بخشيده نشد چطور؟

كه ايشان فرمودد:تنها را هش اين است كه  خود را به كربلا برساند

آيا اين روايت درست است يا نه؟

درباره اينكه كسي كه در ماه رجب و شعبان آمرزيده نشود شقي و بدبخت است حديثي نداريم. اما در مورد ماه مبارك رمضان چنين آمده است:

« َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ شَهْرٌ عَظِيم‏... ثُمَّ قَالَ(ص) إِنَّ الشَّقِيَّ حَقَّ الشَّقِيِّ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ هَذَا الشَّهْرُ وَ لَمْ يُغْفَرْ ذُنُوبُهُ فَحِينَئِذٍ يَخْسَرُ حِينَ يَفُوزُ الْمُحْسِنُونَ بِجَوَائِزِ الرَّبِّ الْكَرِيمِ.»(1)؛ رسول گرامي اسلام فرمودند همانا ماه رمضان ماه بزرگي است... سپس فرمودند همانا شقي و بدبخت حقيقي كسي است كه ماه رمضان بر او بگذرد و گناهانش آمرزيده نشود. پس در اين هنگام خسارت ديده هنگامي كه نيكوكاران با جوائز پروردگار كريم بهره مند مي شوند.

اما در مورد آمرزيده شدن در عرفه  امام صادق(ع) مي فرمايند:« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ إِلَي قَابِلٍ إِلَّا أَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ.»(2)؛ امام صادق(ع) فرمودند: كسي كه در ماه رمضان آمرزيده نشود آمرزيده نگردد تا سال آينده مگر آنكه در عرفه حاضر شود.

و در مورد آمرزيده شدن زائران امام حسين (ع) در كربلا نيز در حديثي چنين آمده است: عن الامام الصادق(ع) انه قال إِنَّ اللَّهَ تَعَالَي يَوْمَ‏ عَرَفَةَ يَنْظُرُ إِلَي زُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (ع) فَيَغْفِرُ لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ وَ يَقْضِي لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَي أَهْلِ الْمَوْقِفِ بِعَرَفَة»(3)؛ از امام صادق نقل شده است كه فرمود: بدرستيكه خداي تعالي در روز عرفه نخست به زائران حرم امام حسين (ع) نظر مي كند، سپس به حاجياني مي نگرد كه در صحراي عرفه براي رضاي خدا وقوف نموده اند.

بنابراين مجموع اين سه حديثي كه بيان كرديم مضمون آن چيزي است كه شما سوال كرديد. ولي به صورت يك روايت به اين شكلي كه شما بيان كرديد، در كتب روايي وجود نداشت.

پي نوشت ها:

1. شيخ صدوق، امالي للصدوق، انتشارات كتابچي، ص55.

2. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، انتشارات اسلاميه، ج4، ص66.

3. ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، انتشارات دار سيد الشهدا، ج‏4، ص 83.

آيا اين جمله حديث است؟
اين جمله جمله مشهوري است كه بعضي علماء آن را نسبت به امام سجاد(ع) داده اند و از قول ايشان در سخنراني ها يا نوشته هايشان، بدون ذكر منبع، آورده اند كه ...

آيا اين جمله حديث است؟

الحمد لله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء

اين جمله جمله مشهوري است كه بعضي علماء آن را نسبت به امام سجاد(ع) داده اند و از قول ايشان در سخنراني ها يا نوشته هايشان، بدون ذكر منبع، آورده اند كه امام سجاد(ع) در يكي از خطبه ها يا سخنراني هايشان اين جمله را بيان كرده اند. اما با جستجويي كه در نرم افزارهاي مختلف روايي و تاريخي و... به عمل آمد ما منبع آن را نيافتم.

سند حدیث پیامبر(ص)؟
حدیث فوق حدیث مشهوری است كه در بیشتر كتابها نقل شده است، از جمله مرحوم میرزاحسین نوری كه خود از محدثان بزرگ است آن را در كتاب خود نقل كرده است گرچه به طور ...

سند حدیث پیامبر(ص) كه نگهداشتن دین در آخرالزمان مانندنگهداشتن آتش دركف دست است- لطفا از منابع شیعه باشد؟

حدیث فوق حدیث مشهوری است كه در بیشتر كتابها نقل شده است، از جمله مرحوم میرزاحسین نوری كه خود از محدثان بزرگ است آن را در كتاب خود نقل كرده است گرچه به طور مرسل آورده و اسناد بعداز انس را نیاورده، ولی می توان گفت به لحاظ شهرت داشتنش حدیث خوبی است. 

عن أنس عن النبي (ص) أنه قال: «يأتي علي الناس زمان الصابر منهم علي دينه كالقابض علي الجمرة ؛(1) رسول خدا فرمود: زمانی بر مردم می آید كه ماندن بر دین حق مانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است» .

در روایت دیگر ایشان در وصف برادران آخر الزمانی خود می فرماید:

«لأحدهم أشد بقية علي دينه من خرط القتاد في الليلة الظلماء أو كالقابض علي جمر الغضا ؛ (2) هر یك از آنان بر دین خود باقی است با این كه باقی ماندن بر دین سخت تر از زدن تیغ درخت با دست و صاف كردن آن و  از نگه داشتن آتش درخت های سخت (كه آتششان دوام زیاد  دارد) ، در دست است.  

روایات دیگری هم هست كه همین معنا از آن ها به دست می آید.

پی نوشت ها:

1. میرزاحسین نوری،مستدك الوسائل ،بیروت، مؤسسه آلبیت، سال 1388، ج 12 ص 33. 

2. محمد بن الحسن الصفار ، بصائر الدرجات ، تهران ، اعلمی ، 1404 ق ، ص 104

منبع حديث كجاست؟
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏) : كَانَ‏ أَبِي‏ إِبْرَاهِيمُ‏ (ع) غَيُوراً وَ أَنَا أَغْيَرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا يَغَارُ مِنَ الْمُؤْمنین ...

منبع حديث كجاست؟ پیامبر اکرم (ص): «خدابيني ادم بي غيرت رابه خاك ميمالد‏_غيرت مردان را ميتوان در حجاب زنانشان جستجوكرد.»

حدیث اول: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏) : كَانَ‏ أَبِي‏ إِبْرَاهِيمُ‏ (ع) غَيُوراً وَ أَنَا أَغْيَرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا يَغَارُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏ ؛ (1) رسول خدا (ص)فرمود: پدرم ابراهيم خليل سخت‏ غيرتمند بود و من در اين صفت از وي پيشم، و خداوند بيني آن كه از مؤمنان در مورد ناموسش غيرت نورزد و انحصارطلبي ننمايد بخاك مذلّت سايد.

حدیث دوم : روایت در این مورد خاصی كه اشاره كرید وارد نشده است. ولی از مجموع روایات فهمیده می شود كه علت اصلی بی حجابی زنان ، نبودِ غیرت در میان مردان است كه اگر برخی از مردان جامعه ما توجه خاص به زنان خود داشتند و برای آنها ارزش قائل بودند این گونه بی حجابی در جامعه رواج پیدا نمی كرد و در این مورد به دو روایتی كه شاید مرتبط باشد از امام علی (ع) نقل می كنیم كه مردم عراق را مذمت مي كند و مي فرمايد:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ أَ مَا تَسْتَحْيُونَ(2)

 اي مردم عراق! به من خبر رسيده است كه زنان شما در بين راه با مردان برخورد كرده و آنان را كنار مي‏زنند، آيا شرم نمي‏كنيد؟!

َ وَ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَا يَغَارُ (3)

و فرمود: خدا لعنت كند كسي را كه غيرت ندارد.

پی نوشت:

1. شيخ صدوق ،‏من لا يحضره الفقيه،ناشرجامعه مدرسين‏ قم‏سال  1404 ق‏، نوبت دوم، ‏ج‏3، ص 445 ؛ شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ترجمه غفاري‏ علي اكبر،نشر صدوق‏ ،چاپ تهران‏،سال  1367 ش‏، نوبت اول، ج‏5، ص 94‏.

2. الكافي، ج 5، ص 536، باب الغيرة

3. المحاسن، ج1، ص115، عقاب من لا یغار

آيا اين حديث درسته؟ تفسيرش ميكنين برام؟
بله ، اين حديث در كتاب معتبر كافي آمده (1) و با مباني قرآني و روايي مطابقت دارد...

آيا اين حديث درسته؟ تفسيرش ميكنين برام؟

اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: لمّا وجّهني رسول الله الي اليمن قال يا علي: لاتقاتل احداً حتي تدعوه إلي الإسلام. و ايم الله لئن يهدي الله علي يديك رجلاً خير لك ممّا طلعت عليه الشمس و غربت ولك ولاؤه؛ آن گاه كه رسول خدا مرا به يمن فرستاد، فرمود: اي علي تا كسي را دعوت به اسلام نكرده اي با او نجنگ و به خدا سوگند اگر يك نفر به دست تو هدايت شود از همه ي آنچه خورشيد بر او مي تابد براي تو ارزشمندتر است. علاوه بر اين كه ياري و هم پيماني او را براي خود تضمين نموده اي

بله ، اين حديث در كتاب معتبر كافي آمده (1) و با مباني قرآني و روايي مطابقت دارد.

در اين حديث رسول خدا به امام مي فرمايد كه هدف دين قلع و قمع كافران و مشركان نيست. بلكه هدف هدايت آنان است. مگر اين كه فرد عناد داشته و هدايت پذير نباشد و تو اي علي جان حالا كه به سوي جهاد رهسپار هستي، با هر فرد و گروهي مواجه شدي، ابتدا او را به توحيد و اسلام دعوت كن و با برهان و دليل، حق را برايش ثابت كن و شبه اي اگر دارد، برطرف كن تا با نور ايمان مواجه شود و هدايت گردد و بدان كه اگر به هدايت يك نفر توفيق يابي، ارزشمند تر است براي تو از اين كه مالك آنچه باشي كه خورشيد بر آن طلوع و از آن غروب مي كند( يعني همه جهان مادي) و اگر بنده اي را هدايت كني بر او ولايت عتق و آزاد كردن داري. زيرا او قبل از ايمان برده هوا و هوس و شيطان و نفس بوده و به دست تو ايمان آورده و آزاد شده است.

در عرب جاهلي كه بنده وجود داشت، هر كس بنده اي را مي خريد و آزاد مي كرد، بر او ولايت عتق و آزاد كردن داشت. (2)

پي نوشت ها:

1. كليني، كافي، تهران، اسلاميه، 1363 ش، ج 5، ص 36.

2. ابن سلام، غريب الحديث، بيروت، دار اكتاب العربي، 1384 ق، ج 3،ص 321.

از معصوم(ع) سوال شد: چرا برخي هنگام مرگ چشمانشان بسته و بعضي باز است؟
مرگ براي همه حتمي و ناگهاني است. اما روايت فوق در منابع ما موجود نيست و ما نيافتيم و شايد بتوان گفت اين كلام مي تواند شرح و الموت‏ يأتي‏ بغتة باشد.

منبع اين حديث كجاست؟

از معصوم(ع) سوال شد: چرا برخي هنگام مرگ چشمانشان بسته و بعضي باز است؟ حضرت فرمود:

آنكه چشمش باز مانده فرصت نيافته كه چشمش را ببندد و آنكه بسته است مهلت باز كردن چشم نداشته

در كلامي از حضرت پيامبر اكرم (ص) است كه در وصاياي خود به ابو ذر غفاري چنين فرموده است: يا أبا ذرّ! إنّك في ممرّ اللّيل و النّهار، في آجال منقوصة، و أعمال محفوظة؛ و الموت‏ يأتي‏ بغتة؛ و من يزرع خيرا يوشك أن يحصد خيرا، و من يزرع شرّا يوشك أن يحصد ندامة؛ و لكلّ زارع ما زرع ...(1) اي ابو ذر! تو در گذرگاه شب و روز به سر مي‏بري، با عمري رو به كاستي، و كارهايي ثبت گشته، و مرگي كه ناگهان فرا مي‏رسد. آن كس كه نيكي كشت كند، اميد آن هست كه نيكي بدرود، و آن كس كه بدي بكارد، محصول آن پشيماني خواهد بود. و به هر كشاورزي همان عايد شود كه خود كشته است...»

مرگ براي همه حتمي و ناگهاني است. هيچ كس در مقابل ناگهاني بودن مرگ چاره و علاجي ندارد، هنگامي كه نام انساني، چه مسلمان و چه غيرمسلمان در فهرست ملاقات با حضرت عزرائيل ثبت شد، آن شخص، هيچ راه و چاره اي براي مقابله با اين وضع نخواهد داشت. در اين هنگام پرده هاي جهل و بي خبري از مقابل قوّه درك و فهم و چشمان او كنار رفته و افسوس خوردن آغاز مي گردد، اين جاست كه مي فهمد چه چيزهايي را در طول عمر خويش از دست داده است و چه بارهاي سنگين و پر ضرري را بيهوده بر دوش خود گذارده است. چه حسناتي را كه در دنيا به آساني مي توانسته كسب كند، به آساني از دست داده و اكنون كه به آنها نياز دارد، به ارزش و فايده آنها پي مي برد. گناهي كه به سادگي مي توانسته ترك كند، چه بيهوده و بدون دليل مرتكب شده است.لذا وقتي مرگ به سراغ انسان مي آيد اجازه بستن چشمهاي باز و باز كردن چشمان بسته را نمي دهد.

اما روايت فوق در منابع ما موجود نيست و ما نيافتيم و شايد بتوان گفت اين كلام مي تواند شرح و الموت‏ يأتي‏ بغتة باشد.

پي نوشت:

1. حكيمي، محمدرضا و حكيمي، الحياة، ترجمه احمد آرام،  دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، چاپ اول، 1380ش. ج‏3، ص 500.

صفحه‌ها