پيامبران مشهور

کار هنری پیامبران و امامان
پیامبران وامامان همواره به هنر و کاربردهای آن توجه داشته‌اند و خود نیز در هنرهایی مانند خیاطی،خطاطی،موسیقی،فلزکاری،بافندگی وزیبانویسی مهارت اهتمام نشان می‌دادند

پرسش:

کدام امامان و پیامبران کار هنری انجام می‌دادند؟

 

پاسخ:

در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

 «إنّ الله جمیل و یُحبّ الجمال ...؛

 خدای متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد

 در فرهنگ دینی و اسلامی به هنر ارج نهاده شده است؛ البته هنری که موافق با ارزش‌های اخلاقی و انسانی بوده و به‌نوعی تجلّی و نمایانگر فضیلت، اخلاق و حقیقت باشد. درواقع، انتقال مفاهیم و نیز تأثیرگذاری در ذهن و روح انسان‌ها در قالب هنر، بسیار راحت‌تر و بهتر انجام می‌گیرد.

با جستجو در لابلای تاریخ، می‌توان مواردی را پیدا کرد که برخی پیامبران و امامان یا به کارهای هنری می‌پرداختند و یا نوع فعالیت آنان جزء صنایع‌دستی محسوب می‌شد. برای نمونه، به مواردی اشاره می‌کنیم:

 

1. هنر خطاطی

در تاریخ آمده است که حضرت ادریس علیه‌السلام نخستین کسی بود که از قلم برای نوشتن بهره برد. (1) از دستورالعمل امام علی علیه‌السلام برای خوشنویسی می‌توان اهتمام ایشان به هنر زیبانویسی را دریافت. حضرت در دستوری که به کاتب خود عبیدالله بن ابى رافع می‌دهد، چهار راهکار را برای زیبانویسی می‌فرماید: «مرکّب دوات خود را با گذاشتن لیقه در آن، تنظیم کن و نوک قلمت را طولانى نما و میان سطرها فاصله بینداز و فاصله بین حروف را کم کن که این به جلوه و زیبایى خط می‌افزاید.» (2)

 از فرمایش امام همچنین می‌توان فهمید که حضرت شخصاً بسیار زیبا می‌نوشتند و مراعات این امور را داشتند.

 

2. هنر صدای خوش

پیامبری که می‌توان این هنر را به وی نسبت داد، حضرت داوود علیه‌السلام است. وی بسیار خوش‌صدا بود به‌گونه‌ای که امام صادق علیه‌السلام در وصف آن فرمودند: «داوود به‌سوی دشت و بیابان خارج گردید، درحالی‌که زبور را می‌خواند؛ هنگامی‌که زبور را تلاوت می‌کرد، هیچ کوه و سنگ و پرنده‌اى نبود، مگر این‌که با او هم‌صدا می‌شد.» (3)

 امام سجاد علیه‌السلام نیز صدای بسیار زیبایی داشتند، در روایتی چنین آمده است: «على بن حسین (علیهماالسلام،) قرآن را از همه مردم خوش‌تر می‌خواند، به‌طوری‌که وقتى سقّاها از در خانه حضرت می‌گذشتند، می‌ایستادند و به صداى قرآن خواندن ایشان گوش می‌کردند.» (4)

 

3. هنر فصاحت و بلاغت در نوشتار و گفتار

اگر فصاحت و بلاغت را نیز نوعی هنر بدانیم که درواقع نیز این‌چنین است، حضرت امیر علیه‌السلام در این زمینه حقیقتاً امیر سخن و یک هنرمند تمام‌عیار در استخدام کلمات و عبارات در عالی‌ترین سطح از ادبیات عرب هستند. نهج‌البلاغه ایشان به‌عنوان یک سند ماندگار در این زمینه در اختیار ماست. همچنین خطبه بی‌نقطه (5) و نیز خطبه بدون الف (6) ایشان به‌عنوان یک شاهکار ادبی محسوب می‌شود. همچنین می‌توان در این زمینه به صحیفه سجادیه امام زین‌العابدین علیه‌السلام اشاره کرد که علاوه بر دارا بودن عالی‌ترین سطوح ادبیات عرب، از مفاهیم بسیار بلند و پرمغز برخوردار است.

همچنین از امام هادی علیه‌السلام اَشعاری به یادگار مانده است. هنگامی‌که متوکل حضرت را به بزم شراب وارد کرد و قصد داشت تا با این کار از قداست و جایگاه حضرت بکاهد و ایشان را بدنام سازد، حضرت هادی علیه‌السلام فرمودند:

 «به خدا سوگند! هرگز گوشت و خون من با شراب آمیخته نشده، مرا از این عمل معاف بدار

 سپس متوکل از امام درخواست کرد شعری بسرایند تا رونق‌بخش آن مجلس باشد. حضرت نیز ابیاتی را سرودند که سبب گریستن جمع حاضر و شخص متوکل شد. این شعر در منابع حدیثی شیعه موجود است. (7)

 

4. هنر بافندگی

به برخی از انبیاء هنر بافندگی که صنعت دستی است، نسبت داده شده است. برای مثال حضرت داوود علیه‌السلام علاوه بر اینکه صدای دل‌نشینی داشت، از جانب خدای متعال به روش نرم کردن آهن برای زره بافی، دست یافته بود. (8) درواقع، ایشان از طریق زره بافی امرارمعاش می‌کرد. (9) فرزند ایشان حضرت سلیمان علیه‌السلام نیز در حصیربافی و ساختن زنبیل مهارت داشت و علیرغم اینکه حکومت جهانی داشت، از این طریق امورات زندگی خود را می‌گذراند. (10)

نتیجه‌گیری:

هنر و هنرمند از نگاه اسلام اگر منعکس‌کننده ارزش‌ها و حقایق و فضایل اخلاقی باشند، نه‌تنها پسندیده و مُجاز بوده، بلکه برای تأثیرگذاری در ذهن و رفتار مخاطب بسیار سفارش شده است. در میان پیامبران و امامان برخی به امور هنری می‌پرداختند. برای نمونه حضرت ادریس نخستین کسی بود که خیاطی و خطاطی می‌کرد و یا حضرت داوود زنبیل می‌بافت و زره می‌ساخت و بسیار خوش‌صدا بود. حضرت سلیمان نیز با دستان خویش حصیر و زنبیل می‌بافت و امرارمعاش می‌کرد. درنهایت، امام علی علیه‌السلام نیز در نگارش خط، بسیار به زیبانویسی و رعایت اصول نگارش تأکید داشتند. خود ایشان نیز دو خطبه بدون الف و بدون نقطه با مفاهیم بسیار بلند و ناب دارند که نشانگر هنر ایشان در فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.

پی‌نوشت‌ها:

1. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چ پنجم، 1375 ش، ج 1، ص 113.

2. سید رضی، محمد بن حسن، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 530، حکمت 315.

3. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، نشر اسلامیه، چاپ دوم، 1395 ش، ج 2، ص 524.

4. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج 4، ص 633.

5. محمودی، محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج‌البلاغه، تصحیح عزیز آل‌طالب، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ج ۱، ص ۱۰۹–۱۱۱.

6. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، شرح نهج‌البلاغه، قم، مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ق.ج ۱۹، ص ۱۴۰-۱۴۳.

7. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق جمعی از محققان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 50، ص 211-213.

8. انبیاء، 80.

9. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج ۹، ص ۵۳۹.

10. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، قم، نشر شریف رضی، چاپ اول، 1412 ق، ج 1، ص 157.

ستاره داوود
دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی یهودیان، ستاره داوود یا همان ستاره شش گوش یا شش­پَری را به عنوان نماد قوم یا اندیشه خویش برگزیدند.

پرسش:

ستاره داوود چیست و چرا ازنظر یهودیان اهمیت دارد؟

پاسخ:

نقشی که امروزه به عنوان «ستاره داوود» معروف شده، از دو مثلث تشکیل شده؛ قاعده یکی رو به پایین (به شکل هِرَم) و قاعده دیگری رو به بالا (هِرَم معکوس) است و به این ترتیب، ستاره ای شش گوش (شش پَر) درست می شود. امروزه صهیونیست ‏ها چنین تبلیغ می کنند که این ستاره، منسوب به حضرت داوود (علیه السلام) و نماد قوم یهود بوده است؛ و ازآنجا در دستگاه تبلیغاتی صهیونیسم، این نماد اهمیت بسیاری دارد، با استناد به وجود چنین نقشی در بناهای تاریخی و آثار باستانی، پیشینه ای طولانی برای خود ادعا می کنند؛ اما درستی این باور، از نگاه پژوهش گران محل تردید است.  

ارتباط ستاره شش گوش با قوم یهود ارتباط نقش ستاره شش گوش با حضرت داوود، نه تنها مسلّم نیست؛ بلکه محل اختلاف محققان است و برفرض هم که بپذیریم آن پیامبر خدا از چنین نقشی در وسایل شخصی خود استفاده می کرده، بازهم به این معنا نیست که پیش از آن حضرت و نیز در زمان آن حضرت، دیگران از چنین نقشی استفاده نمی کرده اند و درنتیجه، اختصاص دادن این نقش به یهود، ادعایی بی دلیل است. درباره این‏که این نقش چگونه به نماد یهودیت تبدیل شد، اختلاف است. بر اساس آنچه در پایگاه اینترنتی «انجمن کلیمیان ایران» آمده، «مثلثی که رأس آن رو به بالا است و شکل هرم دارد، سمبل قدرت مصریان و دیگری که هرم واژگون است، نشانه این است که با قدرت الهی، ظالمان سرنگون می گردند؛ ولی در مورد زمان پیدایش ستاره داوود، اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را سپر حضرت داوود می دانند ولی برخی دیگر شکل گیری این ستاره را از قرن ششم و هفتم میلادی می دانند که بر اساس عرفان یهود، دارای ارزش های متفاوتی است».(1)  

ستاره شش­پر در آثار اسلامی مرحوم سید هادی خسروشاهی (م 1398 ه‍. ش) که مطالعات بسیاری درباره پیدایش صهیونیسم و تاریخچه یهود داشت، به استناد سخن مورّخان و هنرمندان و باستان شناسان، بر این امر تأکید داشت که «ستاره داوود (نسبت دادن این ستاره به حضرت داوود)، یک افسانه دروغ صهیونیستی است و در اصل یک شکل مورد استفاده عربی بوده است که توسط یهودیان به سرقت رفته است». به اعتقاد ایشان، دولت صهیونیستی اسرائیل که یک دولت بی اصل و بی ریشه است، «تمدن و فرهنگ دیگر امت ها را به خودش نسبت می دهد، حتی مدعی شده است که تمدن قدیم مصری دارای اصل یهودی است و آنان که اهرام را بنا نهادند، عبرانیون بوده اند»! جالب تر این است که وی از قول دکتر صلاح بهنسی استاد باستان شناسی اسلامی در دانشگاه های قاهره و یمن نقل می کند که «ستاره ـ چه پنج ضلعی، چه شش ضلعی و چه هشت ضلعی ـ یکی از شکل هایی است که هنرمند به منظور دوری از به تصویر کشیدن موجودات زنده، از آن بهره می برد و از ­این جهت ما استفاده فراوانی از این نوع اشکال هندسی و نباتی را در معماری به ویژه در مساجد و ساختمان های اسلامی شاهد هستیم و دولت صهیونیستی یک دولت تازه تأسیس است و تاریخ یا تمدنی ندارد که هنر یا معارفی از آن ناشی شود».(2)

مؤید این سخن، انبوهی از بناها و سکه های اسلامی است که این ستاره شش­پَر بر آن‏ها نقش بسته است. حتی در معماری ایلخانان و خلفای فاطمی و ممالیک مصر و ایّوبیان هم سکه هایی با نقش ستاره شش­پر وجود دارد. ازاین رو، محققان بر این باروند که این نقش قدیمی، در جاهای گوناگونی به کار رفته که ربطی به یهودیت ندارد.(3) پس نباید هر جا آن را دیدیم، نشانه حضور یهودیان بدانیم. البته برخی، به­ کار رفتن این ستاره در مواردی مانند سکه های دوره ایوبیان را «نشانه دوستی و مروّت بین ملت های تحت حکمرانی ایوبیان» و به تعبیری نشانه حسن هم جواری میان عرب ها و یهودیان می دانند.(4)

اما این، ادعایی است بی دلیل و مبتنی است بر این پیش فرض اثبات نشده که: در دوره ایوبیان (قرن ششم و هفتم هجری) ستاره شش­پر، به عنوان نماد یهود شناخته می شده است.   انتساب رسمی ستاره شش­پر به یهود بر اساس پژوهش گرشوم شولِم (Gershom Scholem) فیلسوف و تاریخ پژوه آلمانی ـ اسرائیلی، ذهنیتی که امروزه از این نقش شکل گرفته (که ستاره شش­پر، همواره نماد یهودیت بوده)، منطبق با تاریخ آن نیست. وی به صراحت معتقد است که «ستاره شش­پر، یک نماد یهودی نیست و پیش ازاین نمی توانست نماد یهودیت باشد… درواقع تا اواسط قرن نوزدهم به ذهن هیچ محقق و کابالیستی(5) نمی رسید که در راز معنای یهودی این نقش تحقیق کند. این نقش، در کتب دینی یهود و در هیچ یک از ادبیات حسیدی(6) ذکر نشده است». به گفته او، این نقش از سده هفدهم میلادی به عنوان نماد یهودیان پراگ (در کشور چک) از سوی حکومت هابسبورگ بر آن ها تحمیل می شود و در سده نوزدهم به عنوان نماد یهودیان در غرب شهرت می یابد. سپس در اولین کنگره جهانی صهیونیست ها (بال سویس، ۱۸۹۷ م) ستاره شش­پر آبی رنگ به عنوان نقش پرچم صهیونیسم انتخاب می شود.(7)  

نتیجه­:

خلاصه این‏که آنچه ستاره داوود خوانده می شود، همان ستاره شش گوش یا شش­پَری است که به عنوان یک شکل هندسی، در طول تاریخ در میان اقوام متخلف به کار می رفته و در دوره های مختلف در تمدن اسلامی نیز کاربرد داشته است. دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی یهودیان آن را به عنوان نماد قوم یا اندیشه خویش برگزیدند؛ ولی قدر متیقن این است که این نقش در اولین کنگره جهانی صهیونیست ها در سال ۱۸۹۷ م. به عنوان نقش پرچم صهیونیسم انتخاب شد و ازآن پس، به نماد صهیونیسم تبدیل شد. صهیونیسم که پدیده ای بی ریشه و فاقد هویت تاریخی است، با مصادره همه آنچه در تاریخ یهود آمده، درصدد ایجاد هویت تاریخی برای خویش است. ازاین رو، ستاره شش گوش را به یهود منسوب کرده و هر جا اثری از نقش ستاره شش گوش می یابد، آن را به یهود ـ و درواقع، به خود ـ نسبت می دهد تا برای خود، هویتی تاریخی و پیشینه ای تمدنی دست وپا کند. 

پی نوشت ها :

1. https://www.iranjewish.com/faq/faq1.htm.

2. https://www.rahe-hadi.ir/fa/article/14/.

3.https://jscenter.ir/jewish-and-science/jewish-and- architecture/     2388/.

4. https://www.kurdia.net/archives/2129.

5. کابالا در اصطلاح، سنت، روش، مکتب و طرز فکری عرفانی است که از یهودیت ریشه گرفته است.

(6). فرقه ای زهد­گرا در میان یهودیان.

(7).https://www.commentary.org/articles/gershom-scholem/the-curious-history-...

پیامبر صلی الله علیه و آله و سدسازی
پیامبر(ص) اهمیت فوق‌العاده‌ای نسبت به کشاورزی قائل بودند. به موازات همین مسئله، قانونی مدون در زمنیه آب و آبیاری قرارداده و مشکل آب کشاورزان را حل کردند.

پرسش:

در جایی شنیدم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، 9 سد ساخته است. آیا این صحت دارد؟

پاسخ:

مقدمه

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پایه‌گذار تمدنی بزرگ هستند که از جنبه‎های مختلف، جامعة بشریت را ارتقاء داد. دین اسلام همان‌گونه به مسائل اخروی توصیه دارد، از مسائل دنیوی نیز غافل نیست و بنابر آموزه‎های این دین، دنیا نردبانی برای رسیدن به آخرت است. آموزه‎های تمدن‌ساز اسلام، مانند علم‌آموزی و امثال آن، گویای آن است که برای ساخت آخرتی بهتر، باید دنیا را بهتر سازیم.

اما از آنجا که نبی مکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از نقطه صفر، آن هم در بین قومی که غرق در جاهلیت بودند، آغاز کرد، نباید انتظار پیشرفت‌های کلان در عرصه‌های مختلف را داشت؛ بلکه آنچه حائز اهمیت است، فرهنگ‌سازى و انگیزه‌آفرینى، یا به عبارتی ریل‌گذاری آموزه‌های اسلام برای ساخت دنیایی آباد است که آخرت نیز در پرتو آن آباد شود.

کشاورزی در سیره نبوی

با توجه به امکانات حجاز و شرایط آب و هوایی آن ناحیه، کشاورزی یکی از کارهایی بود که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خود بدان اقدام می‌کردند. آن حضرت در میدان عمل به کشاورزى اهمیت خاصى مى‏دادند و یارانش را به آن تشویق مى‏کردند و این شیوه در توجه دادن مسلمانان به کشاورزى اهمیت بسیار داشت. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

 «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با آب دهان، دانه‏ها و هسته‏ها را مرطوب مى‏ساخت و در زمین مى‏کاشت.»(1)

 حضرت در تشویق مردم به کشاورزی آن را از عبادات معرفی می‌کردند و می‌فرمودند:

 «هیچ حرفه و کاری نزد خداوند نیکوتر از زرع و زراعت نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نگردانید؛ مگر آنکه کشاورز بودند.»(2)

 نیز فرمودند:

«هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی انجام دهد و پرنده یا انسان یا حیوانات از آن بخورند، تا روز قیامت برای او صدقه نوشته می‌شود.»(3)

در سیره نبوی برنامه منسجم و دقیق برای قنات‏ها، چاه‏ها و چشمه‏ها وجود داشت و حتی نسبت به فاصله قنات‌ها با یکدیگر، دستورالعمل خاص صادر کردند تا قناتی به قنات دیگر آسیب نرساند و آب را کم نکند.(4) ایشان اجازه نمی‌دادند با حفر بی‌رویة چاه و قنات در حریم منابع آبى دیگران، به آنان ضرری برسد.(5) در گزارشی امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «شخصى قناتى در کوهستان حفر کرده بود که یک سال تمام آب آن یکسان برقرار بود. شخص دیگرى در همان کوهستان و در کنار او قنات دیگرى حفر کرد. میان این دو تن نزاع در گرفت که این قنات به قنات دیگرى خسارت زده است. جدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: باید هر شب به یک قنات بروند و اندازه بگیرند تا معلوم شود آب کدام یک از دو قنات کم مى‌شود. اگر قنات دومى آب قنات اول را بکشد، باید آن را پر کند و اگر قنات اولى آب قنات دوم را بکشد، صاحب دومین قنات حقى بر صاحب قنات اول نخواهد داشت.»(6)

سدسازی

از روایات و گزارش‌های تاریخی چنین به دست می‌آید که در عصر نبوی سد زدن نیز رایج بود. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله منع کردند که مازاد آب سد و رودخانه‌ها را بفروشند و فرمودند:

 «کسی که در برابر سیلاب یا رودخانه سدی ایجاد کند تا بهتر بتواند کشت کرده و درختان خود را آبیاری کند، پس از آبیاری نمی‌تواند مازاد آن را بفروشد؛ تنها می‌تواند به همسایه خود عاریه دهد تا در نوبت‌های بعدی پس بگیرد.»(7)

 همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

 «جدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و سلم مقرر داشت از سیلاب وادی «مهزور» به این صورت بهره‌برداری شود: کشاورزی که در بالای دره است، جلوی آب را سد کند، آب را به پای نخل‌های خود هدایت کرده و تأمل کند تا ارتفاع آب در کرت‌ها به استخوان غوزک پا برسد. یا اگر زمین زراعتی دارد، آب را در زمین جاری کند و صبر کند تا ارتفاع آب به روی پا برسد پس از آن آب‌بند و سد را باز کند تا آب سیلاب، وارد باغ‌ها و مزارع میان‌دست و پایین‌دست شود.»(8)

بنابراین سدسازی در آن زمان رایج بود؛ اما گزارشی در منابع تاریخی یافت نشد که شخص رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، خودشان 9 سد احداث کرده باشند.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالب فوق پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اهمیت فوق‌العاده‌ای نسبت به کشاورزی قائل بودند و خود کشاورزی می‌کردند و به مردم نیز توصیه می‌کردند و آن را به یک فرهنگ تبدیل کرده بودند.

پیامبر خدا صلى‏اللَّه‏علیه‏وآله بین دین و دنیا پیوند برقرار کردند. یکی از ظرفیت‌های ایجاد چنین پیوندی عرصة کشاوری بود. به موازات همین مسئله، قانونی مدون در زمنیه آب و آبیاری قرارداده، مشکل آب را نیز حل کرده، زمینه استفاده از آب‏هاى عمومى را براى کشاورزان فراهم ساختند و چگونگى تقسیم و توزیع آب‌ها را تعیین کردند.

از منابع بر می‌آید که سدسازی نیز در آن زمان رایج بوده؛ اما اینکه حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، شخصاً 9 سد ساخته باشند، در گزارش‌های تاریخی یافت نشد.

پی‌نوشت‌ها

1. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص 74.

2. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹، ج۱۷، ص۴۱-۴۲.

3. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن بساز، بیروت، دارالفکر، ج۳، ص۹۲.

4. فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج‌10، ص‌105-163.

5. فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج‌10، ص1067-1072.

6. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص296؛ فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام ‌امیرالمؤمنین، 1411ق، ج10، ص1057.

7. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص277.

8. کلینی، یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج5، ص278.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.