تاريخ تشيع

چرا شیعیان به چند دسته تقسیم می شوند؟
مهم ترین عامل انشعاب مذهبی، اختلافات كلامی و سیاسی و برداشت های متفاوت از متون دینی است كه در طول زمان میان پیروان یك مذهب ایجاد می شود...

چرا شیعیان به چند دسته تقسیم می شوند؟ (مثلا هفت امامی، دوازده امامی)

مهم ترین عامل انشعاب مذهبی، اختلافات كلامی و سیاسی و برداشت های متفاوت از متون دینی است كه در طول زمان میان پیروان یك مذهب ایجاد می شود. مذهب شیعه نیز از این قاعده مستثنی نیست، از این رو انشعاب آن امری ناگزیر می نماید. گروه های شیعی نیزاز متون دینی بر داشت های متفاوت دارند كه عمده این بر داشت بر می گردد به مساله امامت ، كه در این جا به عقاید برخی این گروها درباره امامت اشاره می گردد:

1 . اثنی عشریه "دوازده امامی ها" :

 مهم ترین و بزرگ ترین گروه شیعه است كه قائل به خلافت بلافصل امام علی(ع) بعد از پیامبر از طریق "نصب" و "نص" است.

نیز امامت امام حسن و امام حسین(ع) و نه فرزند از سلاله حضرت سیدالشهدا، كه پیامبر آنان را نام برده و معین كرده ، كه آخرین ایشان امام غایب و منجی عالم بشر حضرت مهدی (عج) است.

2 . فرقه زیدیه:

منظور از زیدیه كسانی هستند كه خود را پیروان زید بن علی بن حسین(ع) می دانند، پس از شهادت زید، بین پیروان او دانشمندانی به وجود آمدند كه به تنظیم عقاید و احكام زیدیه پرداختند، بدین ترتیب، این فرقه را پدید آوردند. گرچه دانشمندان زیدیه به سیره عملی و نوشته های زید توجه داشتند ، اما در عقاید از معتزله و در فقه از مكتب ابوحنیفه تاثیر پذیرفته اند.

علت به وجود آمدن فرقه زیدیه

اینان كسانی كه به امامت حسین بن علی (ع) معتقد بودند، پس از او پسرش علی بن الحسین(ع) را امام دانستند. پس از رحلت او شیعیان حسنی و حسینی درباره جانشینی وی اختلاف نمودند.

زیدیه گفتند كه پس از او "زید" امام است، چون به شمشیر رو آورده و جهاد نموده است.(1) به عقیده آنان یكی از این شرایط امام، جهاد علنی و مبارزه مسلحانه با ستمكاران است . دومین آن فاطمی بودن است، یعنی امام از طریق پدر به یكی از حسن و حسین (ع) برسد.

3. اسماعیلیه:

 اسماعیلیه فرقه ای هستند كه به امامت شش امام اول شیعیان اثنی عشر معتقدند، اما پس از امام صادق(ع) بزرگ ترین فرزند او اسماعیل یا فرزند اسماعیل محمد را به امامت می پذیرند.

شاید بتوان گفت كه علت یا زمینه پیدایش شیعه اسماعیلیه این باشد كه او پسر بزرگ امام صادق(ع) بود. برخی گمان می كردند كه حتماً پسر بزرگ می بایست امام باشد، نیز تلاش برخی از غلات همانند ابی الخطاب و پیروانش كه حاضر نشدند مرگ اسماعیل را در زمان حیات امام صادق (ع) بپذیرند. این ها گفتند اسماعیل نمرده است. او یا پسرش محمد امام است.(2)

پی نوشت ها:

1. محمد جواد مشكور.ترجمه فرق الشیعه نوبختی، ص 89 (مقدمه)، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، تهران، عبدالله مبلغی تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج 3 ، ص 1215،

2. جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامی، ص47، موسسه چاپ و انتشارات استان قدس رضوی، مشهد، چاپ سوم، 1375.

اگه ميخونن چجوري وچه وقت؟
فرقه اهل حق به جاي نماز خواندن مانند ساير مسلمانان، نياز يا كردار دارند، نماز (نياز يا كردار) ايشان به جماعت است، و نماز فرادي درست نيست. عبادت با نواختن ...

آيا اهل حق نماز ميخونن يا نه؟ اگه ميخونن چجوري وچه وقت؟

فرقه اهل حق به جاي نماز خواندن مانند ساير مسلمانان، نياز يا كردار دارند، نماز (نياز يا كردار) ايشان به جماعت است، و نماز فرادي درست نيست. عبادت با نواختن طنبور و آلات موسيقي و خواندن سرود و دعاهاي مذهبي انجام مي‏پذيرد. گاهي هنگام دعا چنان از خود بي خود مي‏شوند كه خويشتن را بر روي آتش افروخته افكنده و در آن حال جذبه، به ايشان صدمه‏اي نمي‏رسد.(1)

پي نوشت:  

 1. محمد جواد مشكور،فرهنگ فرق اسلامي، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ چهارم، مشهد، ۱۳۸۴ش، ص 78

تعداد مسلمانان و شیعیان جهان ؟
بیش از یك میلیارد و 453 میلیون نفر مسلمان در كشورهای یادشده سكونت دارند كه از این میان، بیش از 206 میلیون تن آنان، شیعه و از پیروان مكتب اهل بیت(ع) هستند.

تعداد مسلمانان كل دنيا چقدر هستن و چقدرشون شيعه هستن ؟

 كاش  معلوم می كردید كه ناراحتی شما مر بوط به چیست ؟ اگر  مربوط به گروه های مختلف اسلامی است كه چرا گرو ه های زیاد وجود داشته و عقاید آن ها با هم تفاوت دارند ، باید بگوییم این امر اختصاص به امروز ندارد. از قبل این گروه ها و اختلافات  وجود داشت ، امروزه نیز این فرقه ها وجود دارد . نمی توان جلو تشكیل گروه و یا گسترش آن را گرفت و گفت باید یك گروه تشكیل شود و عقاید واحد داشته باشند.

 البته امروزه رسانه ها مانند ماهواره و اینترنت وجود دارد كه با برنامه و تبلیغات خود ، انسان را دچار مشكل می كنند . در این شرایط بهترین راه این است انسان از عقل ،آیات و روایات معصوم بهره گرفته و گروه های حق را از ناحق  تشخیص دهد و فكر كند كه عقاید و عملكرد كدام  بهتر و مطابق عقل، قرآن و روایات می باشد . كتاب های مفیدی هم در این باره سامان یافته اند كه با مطالعه می توان آن ها بیش تر با حقایق آشنا شد و حق را از ناحق و سره را از ناسره تشخیص داد.

می توانید برخی كتاب های استاد شهید مطهری را مطالعه نمایید . همین طور كتاب آیین ما ، اثر مرحوم كاشف الغطا، تر جمه آیت الله ناصر مكارم شیرازی و كتاب رهبری امام علی (ع) از دیدگاه قرآن و سنت- ترجمه المراجعات علامه شرف الدین- ، ترجمه محمد جعفر امامی را. می توانید برای شناخت بهتر اسلام و فرقه ها ، با عالمان دینی مشورت و یا با مراكزی مانند این مركز مكاتبه نمایید.

 ما هم قبول داریم كه در میان گروه های اسلامی وهابیت فرقه خطرناك و به شدت علیه شیعه و مبانی  آن تبلیغ می كند . ده ها تن از شیعیان را به شهادت رسانده است . از سوی دیگر اسلام را وارونه معرفی ، و برخی را نسبت به اسلام بدبین نموده است. متاسفانه ما در برابر تبلیغات این گروه، تبلیغات نظام یافته و گسترده نداریم ، حال اینكه این امر ضروری است . یكی از بهترین راه شناخت این گروه مطالعه عملكرد و مبانی فرقه وهابیت می باشد . برای شناخت وهابیت برخی از كتاب ها، از جمله كتاب آیین وهابیت ، آیت الله جعفر سبحانی و وهابیان ، اثر علی اصغر فقیهی را مطالعه و با عالمان دینی و مراكز مربوطه مشورت نمایید.

 آمار دقیق  مسلمان و شیعیان در جهان وجود ندارد .داده های آماری در این باره اختلاف دارند :

به تازگی دانشنامه آنلاین «Wikipedia» آمار جالبی از جمعیت شیعیان و مسلمانان در 67 كشور جهان را منتشر كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، منبع اصلی این آمار كه بنا بر آخرین اطلاعات از 92 درصد جمعیت مسلمان جهان در سال 2005 درج شده، اطلاعات كلی سازمان جاسوسی آمریكا (CIA) است. هرچند به نظر میرسد تمام موارد آن دقیق نباشد.

در این آمار، تنها به كشورهایی اشاره شده كه دستكم یك درصد جمعیت آن ها را شیعیان تشكیل میدهند . «Wikipedia» نیز تأكید كرده كه احتمالا جمعیت شیعیان و مسلمانان بیش از این میزان است.

بنا بر این آمار، بیش از یك میلیارد و 453 میلیون نفر مسلمان در كشورهای یادشده سكونت دارند كه از این میان، بیش از 206 میلیون تن آنان، شیعه و از پیروان مكتب اهل بیت(ع) هستند.

پنج كشوری كه بیش ترین تعداد جمعیت شیعه را در خود جای دادهاند، به ترتیب ایران، پاكستان، هند، عراق و تركیه هستند

 درباره وضعیت و جمعیت مسلمانان ، به كتاب شناخت كشور های اسلامی ، اثر غلام رضا گلی زواره مراجعه فرمایید

واقعه گوهرشاد به علت كلاه شاپو بوده یا به دلیل كشف حجاب؟
ريشه هاي اصلي قيام مسجد گوهرشاد را بايد در سياست هاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي عصر رضاشاه جستجو كرد.

تاریخ معاصر

با سلام واقعه گوهرشاد به علت كلاه شاپو بوده یا به دلیل كشف حجاب؟ آیا رضاخان سرهنگ اسدی(فرمانده نظامی در مشهد) را بعد از كشتار گوهرشاد اعدام كرده یا نه؟ با تشكر

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مركز

ريشه هاي اصلي قيام مسجد گوهرشاد را بايد در سياست هاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي عصر رضاشاه جستجو كرد. رضاشاه در سال هاي آغازين ورود به صحنه سياست ايران، سياست مذهبي خود را چنان تنظيم كرد كه به نظر مي رسيد فردي ديندار و مقيد به عمل به شعائر و احكام اسلامي و حفظ آن ها است. زماني كه وي پله هاي ترقي را مي پيمود، خود را مسلماني متعصب معرفي كرد؛ زيرا به ريشه دار بودن مذهب در ميان مردم ايران به خوبي آگاه بود و از پيامدهاي منفي مقاومت و تعارض با روحانيون و نيروهاي مذهبي نيز اطلاع داشت.

اين سياست كه بايد آن را نهايت فريبكاري صبورانه ناميد، تا سال 1305 ش و در برخي موارد تا سال 1306 ش ادامه يافت. از اين تاريخ به بعد كه ديگر احساس مي كرد پايه هاي حكومت و قدرتش تحكيم و تا حدودي تثبيت يافته و مي تواند در مقابل اعتراض ها و مقاومت هاي احتمالي ايستادگي كند، سياست فريب مذهبي را تغيير داد و درصدد اجراي سياست هاي اجتماعي و فرهنگي كه در تقابل و تضاد با مذهب و فرهنگ آميخته به مذهب مردم ايران بود، برآمد.

واقعه مسجد گوهرشاد مربوط به كشف حجاب نيست. موضوع كشف حجاب در 17 دي 1314 اتفاق مي افتد؛ اما برنامه رضاشاه در خصوص كشف حجاب قرار بود در بهار 1315 رسماً اتفاق بيفتد. اتفاقاً پس از آن كه واقعه مسجد گوهرشاد رخ مي دهد، او در جلسه اي از مسئولان امر مي خواهد كه هر چه سريع تر مسئله حجاب را حل كنند و براي همين، به جاي آن كه اين رخداد، يعني كشف حجاب در بهار 1315 اتفاق بيفتد، در دي ماه سال قبل از آن رخ داد. اما واقعه گوهرشاد، در وهله نخست، به اعتراضي بر مي گردد كه مربوط به تحت الحفظ قرار دادن مرحوم آية الله قمي است كه از مشهد به عنوان اعتراض به تهران رفته است و مأموران حكومتي در حرم عبدالعظيم ايشان را نگاه مي دارند و اجازه نمي دهند تا با كسي ارتباط برقرار كنند.

موضوع اعتراض آية الله قمي:

مسئله لباس متحد الشكل و اجباري كردن كلاه شاپو، باعث مشكلاتي براي مردم شده بود و نگراني طيف گسترده اي از جامعه را در برداشت. آية الله شيخ حسين قمي كه در مشهد به سر مي برد، ضمن يك سخنراني اعتراض خود را به اين مسئله، اعلام مي كند و در نهايت، تصميم مي گيرد به تهران رفته و اعتراض خود را به دولت اعلام كند؛ اما عوامل رضاخاني براي ممانعت از تبعات بعدي، ايشان را در حرم حضرت عبدالعظيم نگاه مي دارند. مردم مشهد بعد از اطلاع از اين مسئله اعتراض خود را اعلام كرده و خواستار آزادي ايشان مي شوند؛ اما وقتي پاسخي از سوي دولت به اين درخواست داده نمي شود، با تحصن در مسجد گوهرشاد آزادي آية الله قمي را خواستار مي شوند. در طي دو - سه روزي كه اين عده در مسجد گوهرشاد به سر مي برند، به تدريج سخنراني ها به سوی مخالفت با لباس متحد الشكل سوق پيدا مي كند. از همين روزها، مشهد با بحران مواجه مي شود و اعتراضاتي در گوشه و كنار صورت مي گيرد. در اجتماع مسجد گوهرشاد، شيخ محمد تقي نظام الدين، معروف به بهلول سخنراني هاي تندي كرده و اعلام مي كند كه بايد در مقابل دولت ايستاد و آن را وادار كرد كه ضمن آن كه آية الله قمي را آزاد مي كند، موضوع لباس متحد الشكل را نيز ملغي اعلام كند. در يكي ديگر از سخنراني هايي كه در مسجد گوهرشاد انجام مي شود، نواب احتشام يكي از خادمان حرم كه كلاه شاپويي بر سر دارد، آن را از سر بر مي دارد، زير پايش مي اندازد و مي گويد لعنت بر كسي كه اين كلاه را بر سر ما گذاشت. دولت پس از اين اعتراضات، چندين بار اعلام مي كند كه بايد مسجد تخليه شود؛ اما پاسخي را دريافت نمي كند. بنابراين، لشكر خراسان به دستور استاندار اين استان به صحن مسجد حمله كرده و تعداد زيادي از مردم را به شهادت رسانده و تعداد بسيار زيادي را نيز بازداشت مي كند. بنابراين، مي توان گفت شعارها و اعتراض ها به لباس متحد الشكل است و نه كشف حجاب. (1)

رضا شاه كه از به وقوع پیوستن این واقعه بسیار خشمگین شده بود، دستور رسیدگی بدان را صادر كرد؛ به ویژه آن كه این نگرش مطرح بود كه اسدی در انگیزش و شوراندن مردم برای ایستادگی در برابر دستور دولت و به وجود آمدن این خیزش، مؤثر و مشوق بوده است. سرهنگ بیات، رئیس شهربانی مشهد، بركنار شد و سرهنگ رفیع نوایی، رئیس شهربانی آذربایجان كه پیش تر نزدیك به ده سال رئیس شهربانی خراسان بود، به جای او گمارده شد و برای رسیدگی به این قضیه مأموریت یافت. اما نوایی با اسدی از گذشته خرده حساب داشت و آن این بود كه اسدی به علت نزدیكی به شاه، به مأموران دولتی _ شامل نوایی _ در مشهد چندان اعتنا نمیكرد. نوایی پس از یكی دو ماه، گزارش رسیدگی خود را برای دولت فرستاد؛ وی در آن آشكارا فاجعه گوهرشاد را پیامد انگیزشها و اقدامهای اسدی اعلام كرد. از آنرو، هیئتی از تهران به سرپرستی سرهنگ آقاخان خلعتبری و عضویت سرهنگ عبدالجواد قریب و چند افسر دیگر به مشهد رفت و براساس پرونده تشكیلشده، دستور دستگیری اسدی را صادر كرد. این هیئت به زور و با آزار از اسدی اقرار گرفت. دادگاه صحرایی به ریاست خلعتبری و دادستانی سرهنگ قریب تشكیل یافت. دادگاه اسدی را محاكمه و به اعدام محكوم كرد. (2)

پي نوشت ها :

1. براي آگاهي بيش تر، ر.ك: سايت روزنامه قدس:

http://www.qudsdaily.com/archive/1389/html/4/1389-04-22/page23.html

2.عاقلی، باقر. شرح رجال سیاسی نظامی معاصر ایران. نشر علم، تهران، انتشارات گفتار، ج 1، ص 80

آيا تاريخ پيدايش شيعه به زمان پيامبر اكرم(ص) برمي گردد؟
قبل از بيان پيدايش شيعه، لازم است در نخستين قدم به مفهوم شيعه توجه كنيم.

آيا تاريخ پيدايش شيعه به زمان پيامبر اكرم(ص) برمي گردد؟

قبل از بيان پيدايش شيعه، لازم است در نخستين قدم به مفهوم شيعه توجه كنيم. شيعه به معناي پيرو و در اصطلاح كسي كه از امام علي(ع) پيروي كرده و او را خليفه بلافصل مي‏داند است.

در مورد آغاز پيدايش شيعه مي‏توان از دو زاويه وارد بحث شد؛ يكي از زاويه شيعه به معناي پيرو علي و ديگري شيعه علاوه بر پيرو علي(ع) به معناي جمعيت سياسي - مذهبي.

1. شيعه به معناي پيرو علي(ع) : از زمان پيامبر مطرح بود. پيامبر فرمود: "انّ عليّا و شيعته هم الفائزون يوم القيامة؛ (1) علي و شيعيانش در روز قيامت پيروز و رستگارند".

از آيه 7 سورة بيّنه: "اولئك هم خير البريّه" و روايات مربوط به آن استفاده ميشود كه پيدايش شيعه از عصر رسول خدا(ص) به وسيلة حضرت ميان مسلمين نشر داده شد، زيرا در روايات فراواني از طريق اهل سنت و منابع معروف آنها و همچنين در منابع شيعه نقل شده است كه آيه "اولئك هم خير البريه" به علي(ع) و پيروانش تفسير شده است كه به دو حديث اشاره مي‌‌كنيم.

در تفسير درّ منثور از ابن عباس آمده است كه وقتي آيه "إنّ الذين آمنوا وعملوا الصالحات" نازل شد، پيامبر(ص) به علي فرمود: "هو انت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيّين؛ (2) آن فرد، تو و شيعيانت در قيامت ميباشيد كه هم شما از خدا خشنود هستيد و هم خدا از شما خشنود".

در حديث ديگري از ابن مردويه از علي(ع) نقل ميكند كه پيامبر(ص) به من فرمود: "آيا اين سخن خدا را نشنيدهاي كه ميفرمايد: "كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند بهترين مخلوقاتند؟ اين تو و شيعيانت هستند. وعدهگا من و شما كنار حوض كوثر است. هنگامي كه براي حساب امت ها ميآيم و شما دعوت ميشويد، در حالي كه پيشاني سفيد و شناخته شدهايد".(3)

بسياري ديگر از دانشمندان اهل سنت نيز همين مضمون را در كتابهاي خود نقل كردهاند، از جمله آلوسي در تفسير "روح المعاني" قندوزي در "ينابيع الموده".(4)

مفسران هر دو گروه هم شيعه و بسياري از اهل سنت از آيه فوق و روايات مربوط به آن استفاده كردهاند كه منظور از خير البريه، علي و شيعيانش هستند.

در زمان پيامبر تعدادي به عنوان شيعه و پيرو علي(ع) شناخته مي‏شدند كه چهار نفر به نام‏هاي "مقداد بن اسود"، "سلمان فارسي"، "ابوذر غفاري" و "عمار ياسر" در اين امر از ديگران سرآمد بودند.(5)

2. شيعه به معناي يك جمعيت سياسي - مذهبي كه به خلافت بلافصل علي(ع) عقيده داشته باشند، در جريان سقيفه بني ساعده و بعد از رحلت پيامبر شكل گرفت؛ چون در اين هنگام برخي صحابه، حكومت ابوبكر را به رسميت نشناختند، و به جاي آن خواهان حكومت علي(ع) شدند.

افزون بر تمامي بني هاشم و زبير بن عوام، عده‏اي از مهاجران از جمله خالد بن سعيد، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بن اسود، عمار ياسر، بريده اسلمي، و همچنين عده‏اي از انصار از جمله ابوالهيثم بن تيهان، سهل بن حنيف، عثمان بن حنيف، عبداللَّه بن مسعود، زيد بن وهب، خزيمة بن ثابت ذوالشهادتين، ابي بن كعب و ابي ايوب انصاري با حكومت ابوبكر به مخالفت برخاستند و خواستار اين شدند كه قدرت سياسي جامعه اسلامي به دست امام قرار گيرد.(6)

اين افراد هسته اوليه شيعه به عنوان يك جمعيت سياسي - مذهبي را تشكيل دادند. سپس افراد ديگري به آنان ملحق شدند. مرحوم سيد محسن امين در كتاب اعيان الشيعه، بيش از هفتاد و هفت تن از صحابه را نام مي‏برد كه اين عده به عنوان شيعه علي(شيعه به همين معناي مذكور) شناخته مي‏شدند.(7)

سپس در بين تابعين و نسل‏هاي بعدي شيعه گسترش چشمگيري يافت.(8)

شيعه به معناي پيرو علي(ع) از زمان حضرت رسول خدا به وجود آمد. حضرت نيز به پيروان علي(ع) واژه شيعه را اطلاق نمود. اما شيعه به معناي سياسي كه معتقد به خلافت بلا فصل امام علي بعد از رسول خدا بود، بعد از جريان سقيفه به وجود آمد.

نكته پاياني شيعه به معناي پيرو علي در باره پيامبر كار برد ندارد زيرا معنا ندارد پيامبر پيرور علي باشد بلكه به عكس علي است كه پيرو پيامبر مي باشد اما از نظر اصطلاحي كه شيعه به كساني اطلاق شود كه معتقد به خلافت بلا فصل علي مي باشند. بايد گفت پيامبر خود پايه گذار اين تشيع بوده چگونه خود شيعه نباشد؟ بنا بر اين وجه پيامبر را شيعه مي دانيم و علي نيز شيعه بود.

براي اطلاع بيشتر ميتوانيد به ترجمه تفسير الميزان، ج 2، ص 578، بحث روايي، و تفسير نمونه، ج 27، ص 214 و تاريخ تشيع در ايران، اثر رسول جعفريان مراجعه كنيد.

پي نوشت ها:

1. علامة المجلسي، بحار الأنوار، بيروت - لبنان: دار إحياء التراث العربي، 1403 - 1983 م، ج 27، ص 143.

2. سيوطي، درّ المنثور، ج 6، ص 379، بي جا.

3. همان.

4. علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم: جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، ج 20، ص 578؛ تفسير نمونه‏، مكارم شيرازي ناصر، دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1374 ش، ج 27، ص 215.

5. محسن امين، اعيان الشيعه، بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، ج 2، ص 27.

6. همان، ص 27.

7. همان، ص 27.

8. همان، ص 30

همه مسلمانان در عین حال که با هم اختلاف دارند می توانند با تکیه بر مشترکات بسیاری که دارند در برابر دشمنان اسلام صف واحدی را تشکیل دهند .
شیعه,سنی

وحدت اسلامی به معنای یکی شدن مذاهب نیست. این وحدت نه شدنی است و نه منظور داعیان این وحدت است. وحدت به معنای نادیده گرفتن اختلافات و شیعه شدن سنی، یا سنی شدن شیعه نیست.

مقصود از وحدت اسلامی همبستگی مسلمانان و اتحاد پیروان مذاهب گوناگون با وجود اختلافات مذهبی، در برابر دشمنان اسلام و بی گانگان است.

معنای صحیح وحدت شیعه و اهل سنت این است که با توجه به این که بین دو مذهب مشترکات بسیاری است، دو گروه باید بر محور این مشترکات به هم نزدیک شوند؛ برای حفظ و تعالی اسلام با همدیگر همکاری و همیاری داشته باشند؛ چرا که هر دو دشمن واحدی دارند. دشمنان اسلام، دشمنان هر دو مذهب هستند. در برابر این دشمنان و برای جلوگیری از سوء استفاده آنان از اختلافات باید در مقابل آنها بر وجوه اشتراک خود تکیه کنند، تا بتوانند بر دشمنان اسلام که دشمن مشترک شیعه و سنی هستند، از خود دفاع کنند.

شیعه و سنی، قرن‌های طولانی است که در مسائل گوناگون تفاوت نظر دارند و این امر، گاه از سوی فتنه انگیزان مایه گسست‌ها، بلکه نزاع‌های فراوان در تاریخ شده است، و بی‌گمان، یکی از عللِ ضعف مسلمانان در حال حاضر در برابر هجمه استعمار غرب، همین امر بوده است.

شیعه و سنی هر دو مسلمان و در اعتقادات، احکام، اخلاق و. . . دارای مشترکات زیادی هستند، البته اختلاف هایی هم دارند که انکارشدنی نیست، اما این اختلاف ها نباید منجر به خصومت و دشمنی شود و به اساس اتحاد و برادری اسلامی ضربه وارد سازد.

علامه شرف الدین می گوید: "سیاست سبب جدایی شیعه و سنی شد، همو نیز باید سبب اتحاد شیعه و سنی شود".(1) منظور این است که سیاست استعماری و دسیسه های بی گانگان فرق اسلامی و از جمله شیعه و سنی را از هم جدا کرده است، باید سیاست اسلامی به منظور مقابله با دشمن مشترک نیز آنها را به هم پیوند دهد.

 

وحدت و مناظرات علمی

وحدت به معنای ترک و تعطیل کردن مباحثات و مناظرات علمی بین این دو مذهب نیست. با حفظ وحدت و یک پارچگی نیز می توان در محیط های علمی مناظرات علمی برقرار کرد؛ به گونه ای که دشمنان نیز نتوانند سوء استفاده نمایند. روشن است که برای رسیدن به اتحاد، نخست باید عوامل تفرقه و موانع اتحاد را از سر راه برداشت، و به طرفین شناختی صحیح از عقاید و افکارِ یکدیگر بخشید، و این، جز با بحث و مذاکره علمی بین دانشمندان ممکن نیست. "اتحاد" به معنای نفی آزادی اندیشه و تحقیق، حقیقتجویی و عدالت خواهی نیست. اتحادی مطلوب است که در کنار این ارزش ها مطرح گردد.

اگر این مباحثات و مناظرات علمی با روش های علمی و رعایت آداب مناظره صورت گیرد، نه تنها سبب تفرقه و جدایی بین دو مذهب نخواهد شد، بلکه منجر به شناخت صحیح یکدیگر و تقریب و در نتیجه وحدت نیز می شود. از این رو مناظرات علمی نه تنها تفرقه انگیز نیست که وحدت آفرین است.

وحدت در گذر زمان

با مطالعه در تاریخ اسلام می توان شواهد فراوانی از وحدت و هم گرایی و ثمرات آن در بین مذاهب اسلامی یافت و آنها را به عنوان اسوه و نمونه به جوامع اسلامی معرفی نمود.

سیره حضرت علی (ع) بهترین الگو و اسوه برای برقراری اخوت و وحدت اسلامی است. ایشان برای حفظ وحدت مسلمانان نه تنها از حقوق خویش می گذشت، بلکه از همکاری با مخالفان خود نیز دریغ نمی کرد.

بزرگانی از هر دو مذهب شیعه و سنی در جهت پا گرفتن این وحدت کوشیده اند. افرادی؛ چون آیت الله بروجردی، حضرت امام خمینی، علامه شرف الدین، سید جمال الدین اسدآبادی، امام موسی صدر از میان شیعه و شیخ شلتوت و محمد عبده و دیگران از بین اهل سنت را باید نام برد که در عرصه شکل گیری وحدت بین مسلمانان گام های مؤثری برداشتهاند.

با مراجعه به تاریخ نیز می توانیم شواهد فراوانی از همکاری و وحدت شیعه و سنی بیابیم. برای نمونه صاحب بن عباد شیعه، که در دوران عباسیان وزیر بود، قاضی عبد الجبار را که از بزرگان اهل سنت بود، به سمت قاضی القضاتی منصوب کرد.

در بین مسلمانان زمینه های وحدت بسیاری وجود دارد که با محور قرار دادن آنها می توان وحدت بین مسلمانان و قدرت یافتن آنها را شاهد بود؛ قرآن، رسول اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، مسئله مهدویت، محبت اهل بیت (ع)، دفاع از مردم فلسطین، مقابله با دشمنی های اسرائیل و آمریکا، از زمینه های وحدت امت اسلامی هستند.

 

پی نوشت:

1. شرف الدین، عبد الحسین، اجتهاد در مقابل نص، ترجمه، دوانی، علی، ص 8، چاپ دوم، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1396ق.

با سلام آیا نظریه ولایت فقیه از مسائل قدیم (از زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام) در مذهب شیعه می باشد؟ یعنی آیا این کلمه "ولایت فقیه" یا "ولایت مطلقه فقیه" در روایات قدیم وجود دارد؟

پاسخ:
نظريه ولايت فقيه سابقه ديرينه اي در منابع شيعه دارد. افرادي مانند سيد بحرالعلوم، ملا احمد نراقي، فاضل دربندي، ميرفتاح حسيني و بسياري از فقها آن را به طور مستقل بحث كرده­ اند؛ با اين حال، انزواي مذهب تشيع و حاكميت حاكمان جور باعث شد اين نظريه از افكار عمومي مسلمانان فاصله بگيرد، تا جايي كه بعضي آن را تئوري نوظهور بدانند.
اصل و اساس ولايت فقيه، مطلبي است كه در صدر اسلام ريشه دارد. چون ولايت فقيه، امتداد و ادامه اصل ولايت است كه در صدر اسلام در شخصيت پيامبر (صلی الله علی و آله) وجود داشته است:
«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ؛(1) سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده ‏اند همانها كه نماز را برپا مى ‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند.»
1. غيبت پيامبر(ص) و حضور نداشتن ايشان در برخي از شهرها؛ مانند ابولبابه، روز دومة الجندل ابن عرفطه، در ايام جنگ هاى بنى قريظه، بنى لحيان و ذى قرد، ابن ام مكتوم را به جاى خود تعيين كرد. روز بنى المصطلق ابى ذر، روز خيبر، نميلة، مدت عمره قضا ابن عضبط، روز فتح مكه ابو رهم، در جنگ تبوك على بن ابى طالب و در حجة الوداع ابو دجانه انصارى را جانشين خود قرار داد.(2)
2. نياز مبرم مسلمانان به احكام و دستورهاى سياسى و فردى به شكل فوري؛
بنابراين پيامبر گرامى (ص) به افرادى نياز داشت تا در غيبت ايشان، احكام را براى مردم تبيين و جامعه اسلامى را اداره كنند.
اين مسأله در دوران امامان معصوم (ع) نيز وجود داشت. لذا علاوه بر اينكه در سيره نظرى آن بزرگواران مشاهده مى ‏كنيم كه با الهام از قرآن، به حلّ اين مسأله پرداخته ‏اند در سيره عملى خود نيز- در مواردى كه نياز بوده با تكيه بر شرايط مهم رهبرى (قدرت و توانمندى، امانت‏دارى، علم و آگاهى به احكام و دستورات الهى و) اقدام به تعيين افراد واجد شرايط مى ‏كردند مانند: حذيفه بن يمان به عنوان حاكم اول مدائن، سلمان فارسى به عنوان حاكم دوم مدائن، عمار بن ياسر به عنوان حاكم كوفه، مالك اشتر به عنوان حاكم و سرپرست مصر.(3)
البته مسأله ولايت فقيه نيز از آغاز غيبت كبري مطرح مي شود. چون امام زمان(عجل الله فرجه) جانشين خود را با شرط فقاهت تعيين كرده اند. يعني ولي كسي است كه فقيه باشد (به عنوان اصلي ترين شرط) پس اصل ولايت از صدر اسلام بوده و ولايت در دستان فقيه، به بعد از غيبت امام عصر (عج) باز مي گردد.
بنابر همين مطلب فقهاى بزرگوار اسلام، همواره در صدد تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام و تعاليم آن در جامعه و تحقق آرمان‏ هاى آن بوده‏ اند. البته زمانى كه زمينه ‏ها و شرايط دست‏يابى بدين مهم به طور كامل فراهم نبود، آنان به مرتبه‏ اى مناسب با اقتضاى شرايط محيطى بسنده كرده و در پى تحقق زمينه لازم براى تشكيل حكومت اسلامى بوده‏ اند. اينك به طور مختصر به تجلّى اعمال ولايت فقيه در حد مقدور از سوى برخى از مشهورترين فقها مى ‏پردازيم:
1. شيخ مفيد كه زعامت و رهبري شيعيان را به دست گرفتند.
2. خواجه نصير الدين طوسى كه به دربار هلاكوخان وارد شدند و از اين طريق اقداماتي انجام دادند.
3. محقق كركى با نزديك شدن به دربار پادشاهان صفوى، نقطه عطفى در عملى ساختن نظريه «ولايت فقيه» به وجود آورد تا جايى كه شاه طهماسب ضمن اذعان به ولايت محقق كركى به عنوان نايب امام زمان، رياست عالى مملكتى را به او تقديم كرد و محقق از اين راه گام‏هاى ارزنده ‏اى در بسط و اجراى احكام عالى اسلام، در سطح كشور برداشت.(4)
4. شيخ بهائى با تكيه بر ولايت فقيه، سمت شيخ الاسلامى شاه عباس را پذيرفت تا مردم را طبق نگرش ائمه معصومين(ع) تربيت و فقه جعفرى را اجرا كند.
5. شيخ جعفر كاشف الغطاء ولايت بر جامعه را حق خود مى‏ دانست و بر اين اساس، مقام فرماندهى جنگ (ايران و روس) را در اختيار فتحعلى شاه قرار داد.(5)
نتيجه:
از بررسى پيشينه تاريخى «ولايت فقيه» چند انگاره مشخص مى ‏شود:
يكم. اصل ولايت به زمان نزول وحى و صدر اسلام و عصر حضور ائمه اطهار (ع) باز مى ‏گردد. بنابراين مسأله ياد شده، از لحاظ نظرى و عملى، بسيار متقدم بر زمان اخير است و در زمان ما در عرصه عمل، عينيت و تجلّى و جايگاه مناسب خويش را به دست آورده است.
دوّم. هر يك از صاحب نظران، بر اثر مهيا نبودن زمينه كامل، به عملى شدن ناقص ولايت فقيه بسنده مى‏ كردند. راز نزديك شدن علماى تراز اول شيعه به دربار برخى از سلاطين را مى‏ توان در راستاى اميد به تجلى عملى ولايت فقيه- هر چند در عرصه‏ اى محدود ارزيابى كرد.
سوّم. آنچه امروزه به صورت يك نظريه، از سوى حضرت امام (ره) و بسيارى از فقهاى بزرگوار ارائه شده و مبناى نظام جمهورى اسلامى قرار گرفته است تطورات و ادوار مختلفى داشته است. اين انديشه در خط سير تاريخى- تدريجى خود، مراحل تكوين و تكامل را پيموده است تا اينكه در قرون اخير- به ويژه از قرن سيزدهم به بعد صورت توسعه‏ يافته آن، به عنوان يك نظريه سياسى كامل آشكار شده است.
درباره ولايت فقيه به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
-پرسش و پاسخ هاي درباره ولايت فقيه، مصباح يزدي
-ولايت فقيه، محمد هادي معرفت
-ولايت فقيه، آيت الله جوادي آملي

پي نوشت ها:
1. مائده، آيه55.
2. براي آگاهي بيشتر به سيره ابن هشام رجوع شود "آن جا كه در هر غزوه اى نام كسى را كه پيامبر خدا "ص" در مدت غيبتش در مدينه بجاى خود تعيين مى كرد، نقل كرده است."
3. براي آگاهي بيش تر،ر.ك: سيماي كارگزاران امام علي (ع)، تاليف علي اكبر ذاكري بخش دوم ضمن چند فصل.
4. موسوى بهبهانى، حكيم استرآباد ميرداماد، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1377ش، ص 11- 01.
5. شيخ محمد حسين كاشف الغطا،كشف الغطاء، ناشر دفتر تبليغات اسلامي، ج 2، ص 394.
موفق باشید.

آيا حجاب در زمان امامان هم به همين شكل رعايت ميشد كه هم اكنون در ايران رعايت ميشود؟

در آن زمان حجاب كامل عبارت بوده است از يك پيراهن گشاد و طويل كه از
با توجه به آيات حجاب و تفاسير آيات مربوطه و روايات اين باب مي توان چنين استفاده نمود كه حجاب عصر معصومان نيز شبيه به حجاب كنوني بوده است.
قرآن مجيد خطاب به پيامبرش فرمود: "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه: خويشتن را با "جلباب" بپوشند كه اين كار براي اين كه به عفت شناخته مي شوند و از تعرض محفوظ مي مانند، براي آنان بهتر است".(1) بعضي از مفسّران جلباب را پوششي فراگير معنا كرده‏ اند كه از بالاي سر تا پايين پا را مي پوشاند و چيزي در حدود اندازه چادر است.(2) بر اساس اين ديدگاه مي توان گفت: قرآن از چادر يا چيزي مانند آن كه تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب نام برده است. علاوه بر اين: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براي دفاع از فدك، همين پوشش نقل شده است.
حضرت فاطمه(ع) مقنعه خويش را بر سر و جلباب بر تن كردند؛(3) يعني پوششي كه تمام تن را از سر تا قدم فرا مي گرفته است.
پي نوشت‏ها:
1. احزاب (33) آيه 59.
2. علامه طباطبايي، الميزان، ناشر انتشارات اسلامي، ج 16، ص 361. ذيل آيۀ 59 سورۀ احزاب.
3.طبرسى، الاحتجاج، نشر مرتضي، مشهد،1403ق، ج 1، ص 98.
موفق باشید.

چرا حضرت علی (علیه السلام) در طول 25 سال و سایر امامان به ویژه امام رضا (علیهم السلام) (از لحاظ شرایط جامعه در زمان ایشان) علیه حکومت وقت انقلاب نکردند؟ آیا لازم نبود برای تشکیل حکومت اسلامی و اجرای نقش ولایت فقیه بر مردم (با توجه به مهم و ضروری بودن این مساله) بپاخیزند؟

پاسخ:
ائمه (علیهم السلام) حكومت را حق خود دانسته و در صدد برگرداندن آن به مركز اصلي آن ـيعني خاندان پيامبر(صلی الله علیه و آله)ـ بودند. آنان سعي مي كردند حكومت از دست غاصبان حكومت خارج شود. حكومت ها نيز جهت حفظ حكومت، ائمه را زندان و به شهادت مي رساندند. اگر امامان در پي تشكيل حكومت نبودند، حكومت ها با آنان كاري نداشتند.
البته امامان -با توجه به شرايط زمان و مكان- رويكرد متفاوت درباره حكومت داشتند، مثلاً برخي امامان قيام و برخي فعاليت هاي فرهنگي مي نمودند، ولي همه براين اصل مشترك بودند كه حكومت به خاندان پيامبر(ص) برگردد. مثلا امام سجاد (ع) -بعد از شهادت امام حسين(ع)-، در قالب عزاداري، خطبه، و دعا خواندن، مشروعيت حكومت هاي عصر خود را زير سؤال برد(1)، اما به دليل فراهم نبودن شرايط مبارزه مسلحانه -مانند عدم حمايت مردم- حضرت به اين امر اقدام نكرد. امام سجاد (ع) فرمود: «در تمام مكه و مدينه، بيست نفر نيستند كه ما را دوست بدارند».(2) اين جملات امام وضع جامعه عصر ايشان و عدم حمايت مردم از خاندان پيامبر را نشان مي دهد. به عبارت ديگر براي تشكيل حكومت دو مؤلفه: «امام و مردم» از اهميت برخوردار است. اگر يكي از اين دو عنصر نباشد، تشكيل حكومت امكان پذير نيست. امامان لايقترين افراد براي رهبري بودند، اما براي تشكيل حكومت فقط رهبري لايق كافي نيست، بلكه پذيرش مردم نيز ضروري است. متأسفانه مسلمانان بعد از رحلت پيامبر، وصاياي حضرت را ناديده گرفته، و شايسته ترين فرد، يعني علي(ع) را از سياست كنار گذاشتند، همچنين مردم درجنگ امام حسن(ع) با معاويه، حضرت را "مذل المؤمنين" خوار كنندة مؤمنان خوانده (3) و به حمايت از معاويه پرداختند. در زمان امام حسين(ع) نيز مردم بودند كه از وي دعوت، اما از فاسدترين انسانها، يعني يزيد حمايت كردند. در زمان امامان ديگر نيز مردم از ائمه حمايت نكردند، لذا آنان موفق به تشكيل حكومت نشدند. همچنان كه امام صادق (ع) به اين امر اشاره نمود: مأمون رقي مي گويد: خدمت آقايم، امام صادق(ع) بودم كه سهل بن حسن خراساني وارد شد و به آن حضرت گفت: شما مهر و رحمت داريد. شما اهل بيت(ع) امامت هستيد. چگونه از حق خويش باز ايستاده ايد، با اين كه صد هزار شمشيرزن آماده به ركاب در خدمت شما هستند. آن حضرت فرمود: خراساني! بنشين! سپس به كنيز خود فرمود:«حنيفه!» تنور را آتش كن. كنيز تنور را گرم كرد. آن گاه امام فرمود: خراساني! برخيز و در تنور بنشين! خراساني گفت: آقاي من! مرا با آتش مسوزان و از من بگذر! آن حضرت فرمود: گذشتم. در اين حال «هارون مكي» كه كفش هاي خويش را به دست گرفته بود، واردشد و سلام كرد. امام فرمود: كفش هاي خود را زمين بگذار و داخل تنور بنشين! هارون بدون معطلي وارد تنور شد. امام صادق(ع) با سهل بن حسن خراساني مشغول صحبت شد. مدتي بعد، امام به اوفرمود: برخيز و به داخل تنور نگاه كن! خراساني مي گويد: برخاستم و به داخل تنور نظر افكندم. هارون در داخل تنور چهار زانو نشسته بود. مدتي بعد او از تنور بيرون آمد و به ما سلام كرد. امام فرمود: در خراسان چند نفر مثل اين مرد داريد؟ خراساني گفت: به خدا قسم! يك نفر هم نيست. امام فرمود: ماهنگامي كه پنج نفر ياور و پشتيبان نداشته باشيم قيام نمي كنيم. ما نسبت به زمان قيام داناتريم. (4) همچنين سدير مي گويد: به امام صادق(ع) گفتم: چه چيز شما را از قيام بازداشته است؟ امام فرمود: مگر چه شده است؟ سدير گفت: دوستداران، شيعيان و ياوران شما زياد است. به خدا سوگند! اگر اميرالمؤمنين اين مقدار ياور داشت كسي طمع در خلافت نمي كرد. امام فرمود: ياوران من چند نفرند؟ سدير گفت: صدهزار نفر. امام فرمود: صدهزار! او گفت: بله. بلكه دويست هزار. امام فرمود: دويست هزار! سدير گفت: آري. بلكه نصف دنيا. امام سكوت كرد. سديرگويد: راهي سرزمين «ينبع» شديم. امام در ميان راه چشمش به جواني افتاد كه چند رأس بزغاله را مي چراند. فرمود: اگر تعداد شيعيان من به عدد اين بزغاله ها بود از قيام و نهضت باز نمي ايستادم. سدير مي گويد: بزغاله ها را شمارش كردم. بزغاله ها هفده راس بودند. (5) بدين سان عدم تشكيل حكومت از سوي امامان، ريشه در عدم حمايت مردم دارد.
در اين باره به منابع زير اشاره مراجعه شود:
-مطهري، سيري در سيره ائمه اطهر (ع)
رسول جعفريان، حيات فكري وسياسي امامان شيعه

پي نوشت ها:
1. مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، قم، موسسه امام صادق (ع)، 1379، چاپ يازدهم، ص 274.
2. همان، 239.
3. علامه مجلسي، بحارلانوار، ناشر اسلاميه، ج 44، ص 24.
4. محمدباقر مجلسي، همان، ج47، ص 123.
5. شيخ كلينى، الكافي، ناشر اسلاميه، ج2، ص 242.
موفق باشید.

آیا اصطلاح "ولایت فقیه" عینا در روایات آمده است؟ اگر امری واجب و ضروری است، پس چرا از زمان شروع غیبت کبری تا به حال فقط از زمان انقلاب است که ولایت فقیه و تبعیت از اون مطرحه، تا قبل اون مردم چه می کردند؟

پاسخ:
اين نوع حكومت اگرچه از آرزوهاي ديرينه مكتب تشیع بوده، اما تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در تاريخ شيعه اماميه نظير ندارد؛ اما در تاريخ مي توان به مواردي مشابه دست يافت، مانند: حكومت فاطميون (اسماعیلي مذهب) در مصر كه بيش از دو قرن به طول انجاميد و يا به حكومت علويون (زيدي مذهب) در طبرستان و يمن و ... در قرن سوم به وجود آمد.(1)
همچنین در حكومت صفويه برخي از حاكمان صفويه امور مملكتي را با صلاحديد فقها و عالمان شيعه پي گير بودند.
اما اين كه فقيه، امور حكومت را خود به دست گرفته و با مباني ولايت فقيه مملكت را اداره نمايد، حكومتي بي نظير است.
اما اين تفكر و عقيده به مشروعيت حكومت و ولايت مطلقه فقيه در مجامع علمي پيش از انقلاب نيز مطرح بوده و بسياري به اين نوع حكومت باور داشتند.
پس بحث ولایت مطلقه فقیه، بحث جدیدى نیست که تنها از سوى امام خمینى مطرح شده باشد. نخستین گام را در دوره غیبت در جهت اثبات نیابت فقیه از امام زمان (عجل الله فرجه) شیخ مفید برداشته است.(2) و پس از وى، فقهاى بزرگوار شیعه، قلمرو گسترده اى را براى ولی فقیه قائل شده اند.(3)
مرحوم محقق کرکى (م: 940) مى نویسد: «فقهاى شیعه، اتفاق دارند که فقیه عادل امامى داراى همه شرایط فتوا، که از آن به مجتهد در احکام شرعى تعبیر مى شود، نایب از امامان معصوم (علیهم السلام) است، در همه امورى که نیابت در آن دخالت دارد …».(4)
مرحوم علاّمه نراقى (م: 1245هـ)، از ولایت و نیابت عامّه فقیه و دلیل هاى آن سخن گفته و بر این باور است که: در هر موردى که پیامبر (ص) و یا امامان معصوم (ع) ولایت داشته اند، ولی فقیه و حاکم اسلامى نیز در روزگار غیبت، ولایت دارد. هر کارى که مربوط به امور دینى و یا دنیوى مردم است و باید انجام گیرد، فقیه داراى شرایط، عهده دار آن ها خواهد بود. (5)
کوتاه سخن این که:
نظریه ولایت فقیه سابقه دیرینه­ ای در منابع شیعه دارد و افرادی مانند: شهید ثانى، زین الدین بن على العاملى (م:996)، صاحب مفتاح الکرامة جواد بنِ محمّد حسینى عاملى (م: 1226هـ.)، سید بحرالعلوم، ملا احمد نراقی، فاضل در بندی، میرفتاح حسینی و بسیاری از فقها آن را به طور مستقل بحث کرده­ اند؛ با این حال، انزوای مذهب تشیع و حاکمیت حاکمان جور باعث شد این نظریه از افکار عمومی مسلمانان فاصله بگیرد، تا جایی که بعضی آن را تئوری نوظهور بدانند.
امام خمینی این نظریه را در فرهنگ دینی احیا کرد و آن را به صورت درس رسمی، در حوزه علمیه نجف مطرح ساخت و با تشکیل حکومت اسلامی در ایران، این تئوری به واقعیت مبدل شد.
دلائل روايي ولايت فقيه بسيار است از جمله شیخ صدوق، توقیع شریفى(6) را از امام زمان نقل مى کند؛ در آن توقیع، حضرت نگاشته اند:
و اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِم؛(7) امّا حوادث جدیدى که اتفاق مى افتد، درباره آن ها به راویان حدیث ما رجوع کنید; زیرا آن ها حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آن ها هستیم.
براي آگاهي بيشتر به ولايت فقيه آيه الله جوادي آملي رجوع كنيد.

پي نوشت ها:
1. تاريخ تشیع در ايران، رسول جعفريان ، ج1، ص298، ناشر انتشارات انصاريان ، قم، چاپ چهارم ،1384.
2. شیخ مفید، در آثار خود، به ویژه کتاب (المقنعه) سخنانى دارد که بر نیابت عامّه فقیه، از امام معصوم(ع) در دوره غیبت دلالت دارد. ر.ک. المقنعه، ج 8، ص 811، 812، 721 و … در این باره در مجلّه (حوزه)، شماره 302/54 به هنگام معرفى (المقنعه) توضیحات لازم آمده است.
3. مجلّه حوزه، شماره 57 ـ 56 ، مقاله: جایگاه و قلمرو حکم و فتوا.
4. رسائل الكركي، المحقق الكركي، ج1، ص 142، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1409، ناشر : مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي، قم .
5. عوائد الأيام،المحقق النراقي، ص187 ـ 188، چاپ : اول، سال چاپ : 1417 - 1375 م، چاپخانه : مطبعة مكتب الإعلام الإسلامي، ناشر مركز النشر التابع لمكتب الإعلام الإسلامي .
6. اصطلاح توقیع، مخصوص نامه ها و پاسخ هایى است که امام زمان (عج) در اوایل غیبت براى نوّاب و یاران نزدیک خود مى فرستاد.
7. کمال الدین و تمام النعمة ، شیخ صدوق، ص 485، محرم الحرام 1405 - 1363 ش، مؤسسة نشر إسلامی وابسته به جماعة مدرسین قم.

صفحه‌ها