از امامت تا شهادت

سوال خودم را با دو مقدمه عرض مي‌کنمک 1- نظر شارع در احکام فقهي اين است که اگر مقدار کمي آب داريم که اگر براي وضو يا غسل مصرف شود چيز ديگري براي آشاميدن نمي‌ماند مکلف بايد به جاي وضو و غسل، تيمم بدل از وضو و غسل کند و آب را براي آشاميدن نگه دارد. 2- در مقاتل آمده است که اصحاب بزرگوار امام حسين عليه السلام در شب عاشورا، غسل شهادت مي‌کرده‌اند. (البته من خودم به مراجع رجوع نکرده‌ام از منابر نقل مي‌کنم). بنابراين تا شب عاشورا هم آب (آن هم به مقداري که افراد زيادي بتوانند با آن غسل کنند) در خيام امام حسين عليه السلام وجود داشته است. 3- با توجه به اينکه امام حسين عليه السلام، سردار فهيم و عاقبت‌انديشي بوده‌اند و نيز مي‌دانسته‌اند که فردا روز جنگ است و هوا هم گرم است چرا به قاعده فقهي 1 (که در بالا آمده است) عمل نکردند و اجازه دادند تا اصحابشان غسل کنند و نتيجه اين شود که فرداروز (عاشورا) از تشنگي اذيت شوند؟

پاسخ:
بین غسل امام حسین (علیه السلام) و یاران حضرت و بین اینکه در کربلا آب نبود، منافات نیست، زیرا آن چه که در منابع از نبود آب سخن به میان آمده، ناظر به وضع آب در روز عاشورا است، بدین معنا که در آن روز آب تمام شده بود. تشنگی سخت اهل بیت امام و اصحاب حضرت را رنج می داد، حال اینکه قبل از روز عاشورا اصحاب امام آب تهیه می کردند. البته تهیه آب سخت بود و اصحاب امام از نظر تامین آب مشکل داشتند، زیرا دشمن بعد از ششم یا هفتم محرم (1) آب را به روی امام بسته بود. دشمن با این کار در صدد ضربه زدن به امام بود. در لهوف آمده است:
عمر بن سعد با چهار هزار سوار براى جنگ با امام از كوفه بيرون شد. ابن زياد پياپى برايش نيرو مى‏ فرستاد تا آن كه در كربلا تا شب ششم محرّم بيست هزار لشكر وارد شدند. ابن سعد عرصه را بر حسين (علیه السلام) تنگ كرد و آب را روى او و اصحابش بست. (2) بستن آب روی امام معنایش این نیست که امام قبل از روز عاشورا نمی توانست آب تهیه نمایند، حال اینکه یاران امام قبل از روز عاشورا آب تهیه کردند. توجه دارید که با آب مختصری کم تر از یک لیتر می توان غسل کرد.
افزون بر آن امام وظيفه داشت امور را به روال عادي وطبيعي مديريت نمايد نه آنكه از علم غيب بهره بگيرد طبق روال معمول عمل ‌نمودند. در آن شب هم غسل نمودند. نظیر آن که امام حسین (ع) می‌دانست اگر اهل بیت را همراه خود بیاورد، آن ها به اذیت بسیار خواهند افتاد یا چنانچه سفیر خود مسلم بن عقیل را به سمت کوفیان روانه نماید، به شهادت خواهد رسید. با این وجود از این موارد خودداری نکردند.

پی نوشت ها:
1. جواد محدثی ، فر هنگ عاشورا ،ص 19، نشر معروف ، قم، 1378 ، چاپ چهارم.
2. ابن طاووس، لهوف، ترجمه مير ابو طالبى ، ص139، دليل ما.

سه سوال از واقعه عاشورا:

1- بعضی ها می گویند در روز عاشورا لشکری از جنّیان آماده کمک به امام حسین(علیه السلام) بودند ولی امام حسین(ع) قبول نکرده. چه لزومی داشته امام حسین(ع) قبول نکنه؟ اگر آنها کمک می کردند و لشکر امام حسین(ع) پیروز می شد، شاید شرایط خیلی بهتر می شد ولی بعضی ها هم می گویند اصلا همچین چیزی درمورد لشگر جنیان وجود نداشته؟

2- در بعضی از فیلم ها وجاها می بینیم و می شنویم که امام حسین(ع) حضرت علی اصغر(ع) را بالای دست گرفت و تیر به علی اصغر(ع) اصابت کرد ولی بعضی جاها می شنویم که علی اصغر(ع) اصلا در گهواره تیر به او اصابت کرده است نه بر روی دست امام حسین(ع)؟

3- ماه های قمری کمی عجیب و غریب است، مثلا در ظهر عاشورای امسال که هواهم سرد بود میگن امام حسین(ع) الان شهید شد، روی چه حسابی؟ شاید روز عاشورا در تابستون بعد از اذان ظهر که تو یه ساعت دیگری بوده امام حسین(ع) شهید شده؟ اگه رو حساب شمسی بود درست تر نبود مثلا روز واقعه عاشورا 15مرداد هرسال بود نه اینکه یه سال توعید یه سال تو زمستون، تابستون، پاییز و ... باشه. آخه وقتی میگن تو همچین روزی فلان شد واقعا همچین روزی نبوده شاید تو تقویم شمسی یه روز ثابت دیگری باشه نه صرفا تو همچین روزی مثلا 15 آذر؟ باتشکر

پاسخ1:
بي ترديد ائمه(علیهم السلام) جايگاه بس بلندي دارند،‌ تا آنجا كه واسطه فيض الهي بوده و واسطه آفرينش موجودات هستند.
ائمه داراي معجزه و كرامات و علم غيب بودند، ولي از آن ها در معاشرت ها و امور سياسي و اجتماعي بهره نمي گرفتند، زيرا مأمور به ظاهر بودند؛ ‌از اين رو در زندگي و مسايل سياسي از علم غيب بهره نمي گرفتند. عدم بهره گيري آنان از علم غيب و كرامات ارزش بوده و الگودهي آنان را ثابت مي كند. يكي از مصاديق مهم مسايل سياسي و اجتماعي قيام است،‌ و امام حسين(علیه السلام) وظيفه نداشت در قيام خويش ازغيب و معجزه بهره بگيرند. فرشتگان و جنيان به كمك حضرت آمده و از او خواستند در برابر يزيد او را ياري كنند، ولي حضرت كمك آن هارا قبول نكرد.(1)
عدم قبول حضرت حكايت از آن دارد كه حضرت از معجزه و كرامت استفاده نمي كرد.
ارزش و جايگاه امام حسين(ع) كه هم ميان مسلمانان جايگاه بلندي دارد و هم در عدالت و آزادي خواهان بدان جهت است كه بر اساس امور عادي و ظاهري عمل نمود.
آيا امام حسين(ع) نمي توانست بدون قيام و با استفاده ازكرامت يزيد را سرنگون كند؟ آيا امام علي(ع) در جنگ هايي كه با دشمنان داشت، ازمعجزه و كرامت استفاده كرد؟! امام حسين(ع) مي توانست از امدادهاي غيبي و معجزه بهره گرفته،‌ نگذارد دشمنان به اهل بيت(ع) اهانت كنند، ‌ولي حضرت در قيام خود ازمعجزه بهره نگرفت، تا الگوي همگان باشد.

پي نوشت:
1.بحار الانوار ، ج45 ، ص330.
---------------------------

پاسخ2:
دو نظر درباره چگونگي شهادت حضرت علي اصغر(ع ) وجود دارد كه اختلاف اندكي با يكديگر دارند.
اما گزارش شهادت در گهواره پايه و اساسي ندارد.
ابومخنف چگونگي شهادت طفل شيرخواره را چنين آورده است:
هنگامي كه امام حسين (ع) بر روي زمين نشست كودك شيرخواره اي را آوردند و امام آن را روي دامن خويش نشاند. ابومخنف او را چنين معرفي مي كند: "زعموا انه عبدالله بن الحسين " يعني گمان كردند او عبدالله بن حسين است. در ادامه روايتي از عقبه بن بشير اسدي به نقل از امام باقر(ع) آورد كه امام به عقبه فرمود: شما بني اسد گناه كاريد وخوني از ما ريختيد. پرسيدم آن چيست و چه گناهي است ؟ حضرت فرمود: فرزند خردسال امام را نزد امام حسين آوردند و امام آن را در دامن داشت كه تيري از بني اسد (حرمله بن كاهل اسدي) آمد و گلويش را بريد. اين روايت با اين سند معتبر چگونگي شهادت آن طفل صغير را بيان مي كند.(1)
ابن طاووس گزارشي دارد كه مي توان آن را مكمل گزارش قبلي دانست، و آن اين است كه:
امام حسين (ع) وقتي كه براي وداع با زنان و كودكان به خيمه ها آمد، به حضرت زينب (س) فرمود: «ناوليني ولدي الصغير حتي اودعه»؛ طفل كوچكم را بياوريد تا با او وداع كنم. حضرت او را در آغوش گرفت كه ناگهان حرمله وي را با تيري مورد هدف قرار داد و كشت. (2)
ابن اعثم كوفي نيز همين گزارش را آورده است.(3) در ترجمه الفتوح (ترجمه اي در قرن ششم انجام گرفته است) گزارشي اضافه تر وجود دارد، كه از اين قرار است:
امام طفل شيرخوار خود را... در پيش زين گرفته، ميان هر دو صف آورد و آواز برآورد: اي قوم، اگر من به زعم شما گناهكارم، اين طفل گناهي نكرده او را جرعه اي آب دهيد. چون آواز حسين (ع) شنيدند، يكي از آن گروه تيري به سوي آن حضرت روان كرد. آن تير بر گلوي آن طفل شيرخوار آمد و از آن سوي بر بازوي حسين (ع) رسيد آن حضرت تير را بيرون آورد و در آن ساعت، آن طفل جان داد. (4)
سيد بن طاووس نيز پس از نقل گزارشي كه از ايشان ياد شد خبري شبيه به خبر الفتوح نقل مي كند و آن را صحيح تر مي انگارد، و آن خبر اين است:
حضرت زينب (س) طفل را نزد امام آورد و عرض كرد اين بچه تشنه لب است، براي او درخواست آب كن. امام كودك را بر روي دست گرفت و فرياد برآورد: يا قوم قد قتلتم شيعتي و اهل بيتي، و قد بقي هذا الطفل يتلظي عطشا فاسقوه شرب من الماء؛ اي مردم پيروان و اهل بيتم را كشتيد و تنها اين كودك باقي مانده است كه از تشنگي لبانش را بر هم مي زند، او را با جرعه آبي سيراب كنيد.
در اين بين كه كلام امام تمام نشده بود تيري گلوي او را پاره كرد.(5)
قديمي ترين منبعي كه نام علي اصغر را در آن يافتيم كتاب فتوح ابن اعثم است كه گويد، حضرت فرزند شيرخواري به نام علي داشت و گزارش شهادت او نظير ابومخنف است.(6)

پي‌نوشت‌ها:
1. نصوص من تاريخ ابي مخنف، تحقيق کامل سليمان الجبوري، چاپ اول (بيروت، دارالمحجه السيفاء 1419ق / 1999م) ج 1، ص 487. ارشاد، شيخ مفيد، ترجمه رسولي محلاتي، ج 2، ص 112،نشر انتشارات علميه اسلاميه تهران ،بي تا.
2. سيد ابن طاوس‏ ، اللهوف على قتلى الطفوف‏ ،انتشارات جهان ، ص 68.
3. ابن اعثم كوفى، الفتوح، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1411/1991 ، ج 5، ص 209 - 210.
4. ترجمه الفتوح ، ص 908.
5. اللهوف علي قتلي الطفوف ، ص 169.
6. الفتوح ، ج 5، ص 209 - 210.
---------------------------------

پاسخ3:
آنچه در نهضت عاشورا رخ داده در تاريخ اسلام با روز شمار و تقويم قمري است كه مورد پذيرش تمامي مسلمانان جهان مي باشد با هر مليتي و هر سال شماري و تقويمي (ميلادي شمسي قمري و غيره) كه كشورشان دارند. اما تقويم قمري را به عنوان تقويم اصيل اسلامي پذيرفته اند. و اين موجب وحدت در زمان عزاداري مي گردد. افزون براين احكام اسلامي بسياري بر اين نوع تقويم بار است. مانند ماه هاي حرام و ماه رمضان و ماه مناسك حج و... اين پيشنهاد كه واقعه عاشورا مطابق تقوقم شمسي در فصل خاصي واقع شود موجب به هم ريختگي بسياري از مناسبت هاي اسلامي مي شود مثلا محرم در ماه رمضان و .. قرار مي گيرد.
بنابراين همان گونه كه تمامي رخدادهاي اسلامي با تاريخ قمري ثبت شده است مناسب است پيروان ساير تقاويم خود را با آن مطابق سازند.

آیا شیری در واقعه کربلا وجود داشت و اگر بود نقش آن چه بود؟

پاسخ:
به نقل مردی از قبیله بنی اسد، پس از آنکه حسین بن علی علیهما السلام و اصحابش شهید شدند و سپاه کوفه از کربلا کوچ کرد، هر شب شیری از سمت قبله می آمد و به قتلگاه کشتگان می رفت و بامدادان بر می گشت. یک شب ماند تا ببیند قصه چیست. دید آن شیر، بر جسد امام حسین (علیه السلام) نزدیک می شد و حالت گریه و ناله داشت و چهره خود را بر آن جسد می مالید. (1)
تذكر: مطلب ياد شده از ناسخ التواريخ نقل شده است و لازم است بدانيد کتاب مذكور از منابع بسیار متأخر است که روایات ضعیف و غیر معتبر در آن فراوان دیده می‌شود. اين نقل نيز نياز به بررسي دارد.

پي نوشت:
1.جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ناشر: نشر معروف، صفحه 264 به نقل از ناسخ التواریخ، ( جلد امام حسین )، ج 4 ، ص 23.

با سلام. چرا در واقعه کربلا سپاهیان دشمن از به شهادت رساندن امام سجاد (علیه السلام) امتناع کردند؟ آیا بیمار بودن ایشان دلیل منطقی است؟

پاسخ:
از سنت هاى جنگ در عرب، آن بود كه ابتدا دو هماورد و حریف، از دو جبهه به میدان‏ مى ‏آمدند، خود را معرفى كرده، رجز مى‏ خواندند و به نبرد مى‏ پرداختند.
گاهى هم نبردهاى‏ تن به تن، تكلیف جنگ را روشن مى‏ ساخت.
پس از چند نفر كه به میدان هم مى‏ آمدند، حمله عمومى آغاز مى‏ شد. (1)
مبارزه، همان به صحنه آمدن افراد در نبرد تن به تن بود. چنین‏ هماوردى در عاشورا، تا ظهر ادامه یافت. گاهى كه سپاه كوفه ضعف هماورد جبهه خویش‏ را احساس مى‏ كردند، به شكل گروهى به رزمنده جبهه حسینى مى‏ تاختند و او را شهید مى‏ كردند.
شهداى كربلا، برخى در جنگ تن به تن شهید شدند. جمعى در حمله‏ عمومى سپاه كوفه كه در اوایل درگیرى به اردوگاه امام تاختند، به شهادت رسیدند.
با توجه به آرايش نظامي اصحاب در روز عاشورا كه از یکدیگر و از امام جدا نمی شدند و تا اصحاب توانایی داشتند نمی گذاشتند دشمنان به امام(ع) برسند، شجاعت و آشنا بودن اصحاب به فنون جنگ روشن مي شود، از طرف دیگر، جنگ امام(ع) همراه تعداد بسیار کم اصحابش با آن انبوه دشمن از صبح تا نزدیک عصر، به طول انجامید، با این که دشمنان مصر بودند که هر چه زودتر کار را تمام کنند. این خود بیانگر داشتن نهایت تدبیر جنگی و شجاعت امام(ع) و یاوران آن سرور است. دشمنان از هر راهی وارد جنگ شدند؛ هم از راه مبارزه تن به تن، هم از راه تیر اندازی، هم از راه حمله عمومی. در هر نوبت، اصحاب جلو آنان را گرفتند و به گونه احسن دفاع نمودند.(2)
بین عرب رسم بوده است که اگر در جنگ ها، کسی هل من مبارز می طلبید، و خواستار جنگ تن به تن می شد، به خواسته اش احترام می گذاشتند و گروهی با وی نمی جنگیدند. امام(ع) در روز عاشورا، از این تاکتیک استفاده نمود تا با توجه به قلت و کم بودن سپاهش، مدت و زمان جنگیدن طولانی تر شود . تک تک یاران امام(ع) حماسه داشته باشند. پیام این نهضت بر قلب تاریخ با رنگ خون بهتر ثبت گردد و این با جنگ دست جمعی، دست یافتنی نبود، علاوه این قانون از طرف دشمن رعایت نشد و آن ها در مواردی گروهی به جنگ یک فرد می رفتند. خود این می توانست در بیداری عده ای موثر باشد که لشکر دشمن پایبند حداقل حقوقی انسانی هم نبوده است و این در ظهور بیش تر جنایت لشکر دشمن، نقش بیش تری را می تواند ایفا کند.

پي نوشت ها:
1. الفن العسكرى الاسلامى،یاسین سوید، شركة المطبوعات، بيروت ،1409ق،ص 22.
2.تاریخ سید الشهداء، عباس صفائی حائری، قم انتشارات مسجد مقدس جمكران، 1379، ص 445.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

اگر شما نزدیک یک رود خانه یا نهر آبی باشید (تاشعاع 1کیلومتر) که مدت زیادی جریان داشته باشد، کمی زمین را حفر کنید به آب برخورد می کنی، حالا با توجه به توقف امام حسین و یارانش (علیهم السلام) چرا با حفر زمین یا... تلاشی برای دست یافتن به آب نکردند؟ یا اصلا آن آب قابل شرب نبوده؟ یا موقعیت جغرافیایی کربلا با امروز فرق می کرده است؟ همان طوری که در جریان هستید شهر کربلا شهری پر آب است، همین الآن اطراف حرم با یک متر کندن به آب می خورد؟ گروهی مطرح می کنند کربلا از قبل سرزمینی پرآب و سرسبزی بوده است؟ آیا این مورد صحیح است؟ خواهشمند است در صورت امکان به تک تک سؤالات جواب بدهید تا این شبهه برطرف شود؟

پاسخ:
در آغاز بیان این مطلب بایسته است: شما سوالات متعدد را مطرح نمودید که جواب به همه آن فرصت دیگر می طلبد، افزون بر آن این گونه سوالات چندان اهمیت ندارد، که به همه ابعاد آن اشاره شود، در مجموع می توان گفت کربلا به رغم اینکه در کنار رود فرات بود، با این رود فاصله داشت، از این رو بیابان بود. بعضی جغرافی دانان نیز همین عقیده را دارند. یاقوت حموی در ذیل واژه کربلا می‌نویسد: اما مبدأ اشتقاق این کلمه (کربلا) یا کربله به معنای سستی پا است. یا از «کربلت الحنطه» یعنی گندم از کاه و کثافات پاک کردم، می باشد؛ بدین مناسبت که آن زمین از ریگ‌های درشت و درخت پاک بوده است. (1)
در فرهنگ معین می‌خوانیم: کربلا یکی از شهرهایی است که در کنار رودخانه فرات قرار داشت و در سال 61 هجری بیابان بود. (2) لغت شناسان دیگر نیز تصریح می‌کنند که کربلا در سال 61 بیابان بوده است. این که گفته می‌شود کربلا سرزمین بدون علف و بیابانی بوده، معنایش این است که در سال 61 در آن جا کسی زندگی نمی‌کرد و این سرزمین خالی از سکنه بود، نه این که در آن سرزمین آب وجود نداشته است. معنای عدم وجود آب در کربلا آن است که آب را به روی اهل بیت و یاران امام بستند و تهیه آب برای امام مشکل بودو از روز هفتم ماه محرم تا بعد از ظهر عاشورا، امام حسین(ع) و یارانش با مشکل آب مواجه شدند! منابع و مآخذ تاریخی و روایی به روشنی اثبات می کند که نیروهای عمر بن سعد مأموریت یافتند که حسین بن علی و یارانش را در مضیقه قرار بدهند و مانع آوردن آب به خیمه ها شوند و نیروهایی را در اطراف فرات مستقر کردند تا اصحاب امام حسین(ع) نتوانند از فرات آب بیاورند. در غیر روز عاشورا امام و یارانش به سختی آب تهیه می کردند. ولی روز عاشورا مشکل آب بسیار جدی شد و حتی امام حسین(ع) وقتی که خود را به آب رسانید و خواست آب بخورد، در همان لحظه حصین بن نمیر به سوی آن حضرت تیر پرتاب کرد و در نتیجه نتوانست آب بخورد و امام حسین و یارانش روز عاشورا همه با لب تشنه به شهادت رسیدند. (3)
البته در این امر تردیدی نیست که امام و یاران اودر آن روزها آب تهیه می کردند. چنین نبود که در آن سه روز کسی آب نخورده باشد. اگر در آن سه روز و در آن هوایی گرم کسی سه روز اصلا آب نخورده بود، نمی توانست زنده بماند. روز عاشورا امام حسین و ابوالفضل با هم برای آوردن آب سوی فرات رفتند. ولی نیروهای عمر بن سعد مانع شدند و آنان نتوانستد آب بیاورند. (4)
امام و یاران حضرت تلاش می کردند که در روز عاشورا نیز آب تهیه کنند، ولی در آن روز که آتش جنگ شعله ور بود، فرصت چاه کندن را نداشتند. افزون برآن این امر نیاز به ابزار و امکانات داشت که آن هم فراهم نبود و دشمن نیز اجازه حفر چاه را نمی داد؛ آنان که با بهره گیری از همه اهرم ها آب را بروی امام بسته بودند، به یقین اجازه چاه کندن را نیز نمی دادند. در برخی گزارش ها آمده است: امام حسین (ع) در روز عاشورا در محدوده اردوگاه خود اقدام به حفر چاه نمود؛ اما وقتی گزارش آن به ابن زیاد رسید، او دستور شدت عمل بیش تر و ممانعت از آن را به عمر سعد ابلاغ نمود و مانع حفر چاه شدند. (5)

پی نوشت ها:
1. ابو عبد الله ياقوت بن عبد الله الحموى ،معجم البلدان، ، بيروت، دار صادر، ط الثانية، 1995، ج4، ص445
2. فرهنگ معین، واژه کربلا.
3. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، بيروت ، دار إحياء التراث العربي، 1403 ،ج 46، ص 50 ،
4.همان.
5. أبو محمد أحمد بن اعثم الكوفى، كتاب الفتوح، ، تحقيق على شيرى، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1411/1991، ج5،ص91.

با عرض سلام، اگر ممکن است می خواستم یک کتاب موثق در مورد حادثه کربلا معرفی نماید. باتشکر

پاسخ:
در این باره به کتاب های زیر مراجعه نمایید:
- لهوف ابن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایشی؛
- بررسی تاریخ عاشورا، مرحوم دکتر ابراهیم آیتی؛
- حماسه حسینی، مرتضی مطهری؛
- تاریخ واقعه کربلا از مدینه تا مدینه، عبد الرحمن انصاری و مصطفی اخوندی؛
- تأملی در نهضت عاشورا، رسول جعفریان.

باسلام، چرا امام حسین (علیه السلام) به سمت کوفه حرکت کرد؟ آیا مردمانی که آن همه به پدر بزرگوارشان ستم کردند و ایشان را به شهادت رساندند می توان برای درخواستشان ارزش قائل شد؟ مگر چه اتفاقی افتاده که بعد از چند سال از شهادت امام علی (ع) مردم را دگرگون کرده؟؟؟ همان زمان امام حسین (ع) می توانست به سمت یمن حرکت کند و ازسوی آنان نیز درخواست های زیادی بود، چرانرفتند؟؟ آیا واقعا با آگاهی به شهادت، به آن سرزمین رفتند؟؟؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
از متون تاریخی و دینی استفاده می شود بعد از آن که امام حسین در مکه اقامت کرد، نامه نگاری مردم کوفه- در ايام اقامت امام در مكّه - آغاز شد.(1) از جهت فراوانى به مقدارى رسيد كه به حق مى‏توان از آن به نهضت نامه‏نگارى ياد كرد. ظرف اين چند روز، اين حركت به مرحله‏اى رسيد كه در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) مى‏رسيد؛ به گونه‏اى كه تعداد نامه‏ها به دوازده هزار نامه رسيد.(2)
طبیعی بود که امام هم جهت پاسخگوی به دعوت مردم و هم جهت بررسی وضع افکار عمومی مردم کوفه و میزان وفاداری آنان، نیاز به گزارش دقیق داشت. حضرت طی نامه ای حضرت مسلم را به کوفه فرستاد تا از وضع کوفه گزارش داده و امام را آگاه نماید. در نامه ای که امام به مردم کوفه نوشت و همراه مسلم فرستاد، تصریح نمود:
«عموزاده‏ام مسلم بن عقيل را به سوي تان گسيل داشتم تا رأى و نظر شما را به من گزارش دهد». مسلم با نامه امام رفت تا به كوفه رسيد، چون مردم از برنامه امام آگاه شدند، همگان از آمدن مسلم شادمان گرديدند، مسلم را در خانه مختار بن ابى عبيده ثقفى فرود آوردند، و شيعه نزدش رفت و آمد مى‏كردند. پس از اجتماع مردم نزد مسلم، مسلم نامه حسين عليه السّلام را قرائت كرد، مردم مى‏گريستند تا آن كه 18000 نفر با او بيعت كردند. پس مسلم به امام حسين عليه السّلام نامه نوشت و او را به بيعت كردن هيجده هزار نفر آگاه ساخت و خواست كه حضرت به كوفه بيايد.(3) حضرت با نامه نوشتن حضرت مسلم مبنی بر صداقت مردم کوفه وظیفه داشت که حرکت کند، گرچه گروه زیادی از مردم کوفه با امام علی(ع) بی وفائی کردند.
همان مردم کوفه هم به آن حضرت کمک کردند و نزدیک ترین مردم به امام، آنان بودند. مردم یمن از امام دعوت نکردند و پیکی نزد حضرت نفرستادند و قدرتی به حساب نمی آمدند.
براساس آیات قرآن، علم غیب مخصوص خدا است.(4) نیز از آیات برداشت می‌شود که بندگان خاص و برگزیده خود را از برخی امور غیبی آگاه می سازد. (5 ) بنابراین اگر پیامبران و معصومان(ع) از آینده آگاهی دارند و از آن خبر می‌دهند، از ناحیه خدا و به اذن و ارادة اوست.
از آیات و روایات به دست می‌آید که اراده و مشیت الهی بر آن است که پیامبر و امام همانند مردم عادی باشند. مانند آنان زندگی کنند و مورد آزمون الهی قرار گیرند .در رفتار خویش با مردم براساس علم غیب عمل نکنند.
پیامبر و امام بر اساس اراده و مشیت الهی عمل می‌کردند. رفتارشان مانند افرادی بود که هیچ اطلاعی از آینده ندارند. این گونه عمل کردن بسیار دشوار است. توان،‌تحمّل و ظرفیت فوق‌العاده می‌طلبد، و خود از کرامات است.
پیامبران در معامله و داد و ستد با مردم و عزل و نصب کارگزاران و قضاوت و برخوردها به علم عادی رفتار می‌کردند. پیامبر و امام، با منافقان بر اساس ظاهر اسلامی آنان رفتار می کردند. در معاشرت و داد و ستد و ازدواج و... با آنان مانند دیگران عمل می‌کردند. پیشوایان معصوم(ع) الگوی دیگران بودند؛ بنابراین باید بر اساس علم عادی رفتار می‌کردند.
در کتاب شریف کافی، بابی با عنوان «الائمة اذا شاؤوا أن یعلموا علموا» وجود دارد. در این باب روایاتی جمع‌آوری شده که بیانگر آن است که امامان هر گاه اراده دانش کنند، آگاه می‌شوند. اما چون اراده الهی در امور مربوط به آن ها بر اساس عمل به علم عادی بود، آنان نیز همان را اراده می‌کردند. اراده استفاده از غیب در این امور نمی کردند.
مردم کوفه به حضرت نامه نوشتند و اعلام آمادگی کردند. هنگامی که حضرت از مکّه حرکت کردند، وجود نشانه قطعی بر شهادت حضرت نبود، بلکه با حضور او در مکه، بیش تر احتمال خطر و کشته شدن وجود داشت؛ بنابراین بهترین راه به طور طبیعی و عادی حرکت به سمت کوفه بود. امام حرکت به سوی کوفه را انتخاب کرد که جلو او را گرفتند و اجازه ندادند به کوفه برود تا این که در کربلا به شهادت رسید. بنا بر این گرچه امام نسبت به شهادت خود آگاه است، ولی وظیفه داشت بر اساس متعارف و معمول بین مردم عمل نماید.
پی نوشت ها:
1. مقتل ابی مخنف، ترجمه جواد سلیمانی ،ص32، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،1377، قم.
2. بحارالانوار، ج 44، ص 344.
3. لهوف، ترجمه ‏ابوالحسن مير ابوطالبى( حسينى) ص 95-96 ،دليل ما ؛ ارشاد شیخ مفید ،ترجمه رسولى محلاتى ، تهران ، انتشارات علميه اسلاميه ، ج‏2، ص 37 -38 .
4. انعام(6) آیه 59؛ نمل(26) آیه 65.
5. آل عمران(3) آیه 44؛ هود(11) آیه 49.

خطیبی در بالای منبر می گفت: «حضرت موسی و یارانش در مورد حادثه کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) مراسم عزاداری برپا می کردند صحت دارد یا خیر؟ اگر صحت دارد در کجا وتوسط چه منبعی؟

پاسخ:
خداوند به پیامبرانش بعض اسرار غیب و آینده را اطلاع داده تا آنان به اصحاب و پیروان خود خبر دهند تا نشانه بر پیامبران و هادیان آینده باشد و با دیدن آن اسرار و نشانه به حقانیت آنها علم یابند و ایمان آورند. به بسیاری از پیامبران اسراری از رسول خاتم و جانشینانش اطلاع داده شده و آنها هم به اطلاع پیروان خود رسانده اند. یکی از این اسرار که برای خیلی از پیامبران بازگو شده و به اراده خدا بر آن آگاهی یافته اند، واقعه جانسوز کربلا بود که خداوند به آنان خبر می داد که فرزند پیامبر خاتم را مظلومانه خواهند کشت و آن شهید گرانقدر در سرزمین کربلا دفن خواهد شد و چه بسا آن پیامبران از خدا می خواستند زمینی که در آنجا مدفون می شوند، بدانان بنمایاند و به اجازه خدا آن زمین را زیارت می کردند و در مصیبت فرزند پیامبر خاتم عزاداری می کردند و این مطالب در عالم نبوت مساله ای عادی است. زیرا آنان برگزیدگان خدا بودند که به امر خدا بر اسرار غیب آگاهی می یافتند و خزائن اسرار غیب بودند.
در بحارالانوار از امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام) روایت شده که وقتی حضرت موسی با خضر همراه شد، حضرت خضر او را از مصیبت هایی که بر پیامبر و فرزندان و اهل بیت او نازل می شود، خبر داد و با هم بر عزا و مصیبت اهل بیت و مصیبت کربلا گریه کردند و حضرت موسی آرزو کرد که کاش از امت پیامبر خاتم و از یاران ایشان بود. (1)
بنا به روایت دیگر خداوند خبر مصیبت های اهل بیت و خبر واقعه عاشورا را به حضرت موسی داد و ایشان از خدا بر زیارت قبر امام حسین (ع) اجازه طلبید و خداوند اجازه داد و او با مشایعت هفتاد هزار فرشته، زمین کربلا و محل قبر امام را زیارت کرد. (2)
در روایت دیگر حضرت موسی در مناجات با خدا عرض کرد:
چرا امت پیامبر خاتم را بر بقیه امت ها برتری داده ای؟
خداوند فرمود:
برای ده ویژگی این امت: نماز ، زکات، .... و عاشورا.
حضرت پرسید: منظور از عاشورا چیست؟
خداوند فرمود: گریه و عزاداری بر فرزند پیامبر. ای موسی هیچ بنده ای نیست که برای فرزند پیامبر بگرید و محزون شود و عزادار گردد مگر این که بهشت را به او می دهم و هر کس در راه محبت حسین فردی را طعام دهد یا درهمی هزینه کند، در دنیا به مال او هفتاد برابر برکت دهم و گناهانش را بیامرزم و در بهشت آزاد خواهد بود. به عزت و جلالم سوگند هر کس از چشمانش در روز عاشورا اشک جاری شود و لو به اندازه یک قطره، اجر صد شهید برای او می نویسم.

پی نوشت ها:
1.موسی خسروی، ترجمه جلد 7 از بحار الانوار قدیم (امامت)، تهران ، اسلامیه ،1363 ش، ج 4 ، ص 213.
2. شرف الدین خویدکی ، کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، اسلامیه، تهران، 1388 ق، ص 37.
3. بروجردی، جامع احادیث شیعه، قم، مطبعه العلمیه، ج 12، ص 557. (فضلتهم لعشر خصال قال موسى وما تلك قال الله الصلاة والزكاة والصوم والحج والجهاد والجمعة والجماعة والقرآن والعلم والعاشوراء قال موسى يا رب وما العاشوراء قال البكاء والتباكي على سبط محمد صلى الله عليه وآله والمرثية والعزاء على مصيبة ولد المصطفى يا موسى ما من عبد من عبيدي في ذلك الزمان بكى أو تباكى وتعزى على ولد المصطفى صلى الله عليه وآله الا وكانت له الجنة ثابتا فيها وما من عبد أنفق من ماله في محبة ابن بنت نبيه طعاما وغير ذلك درهما الا وباركت له في دار الدنيا الدرهم بسبعين درهما وكان معافا في الجنة وغفرت له ذنوبه وعزتي وجلالي ما من رجل أو امرأة سال دمع عينيه في يوم عاشوراء وغيره قطرة واحدة الا وكتب له اجر مئة شهيد .)

علت حرکت امام حسین (علیه السلام) به کربلا در ماه محرم چه بوده؟ با علم بر اینکه اعراب در محرم جنگ نمی کردند، چرا امام حسین (ع) در ماه غیر حرام، راهی کربلا نشده اند! با تشکر

 

پاسخ:
بدون ترديد فلسفه وجودى ماه‏ هاى حرام از سوى خدا و به خاطر دست کشیدن از قتل و خون ریزى وجدال است، تا دامنه آرامش و امنیّت فراگیر شود و آدمیان در این مدّت با آسایش خاطر بتوانند در سایه عبادت و بندگى خدا سعادت خویش را تأمین نمایند.
در زمانی که سپاه «حر» در مسیر راه به امام برخورد کرد، بعد از آن که امام نماز را به جا آورد، همراهان «حر» را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «... اگر شما ما را نمی‌پذیرید و حق ما را پاس نمی‌دارید و دیدگاه‌تان، غیر از آن است که در نامه‌های‌تان بر آن تأکید کرده‌اید، بر می‌گردم».(4)
همچنین در روز عاشورا که مردم را مورد خطاب قرار می‌دهد، به نامه‌هایی که مردم از کوفه فرستاده و او را دعوت نموده‌اند، اشاره می‌کند.(5)
چون عبدالله بن مطیع از امام می‌پرسد: چه باعث شد که حرم خدا و حرم جدّت را رها کردی؟ فرمود: «چون مردم کوفه مرا دعوت کردند که به سوی آنان بروم.»­(6)
نیز در پاسخ فرستادة «عمر سعد» که از امام سؤال کرد: چرا به این جا آمده‌اید، فرمود: «اهالی این شهر (کوفه) مرا دعوت کردند و از من خواستند که به سوی ما بیا که پیشوا و رهبری نداریم. اگر وجود مرا ناخوشایند می‌دانید، بر می‌گردم».(7)
وقتی در نزدیکی کربلا، زهیر بن قین به امام پیشنهاد کرد جنگ با اینان (سپاه حر) برای ما آسان تر است، چون در آینده گروه بیشتری خواهند آمد که توانایی مقابله با آنان را نداریم، امام فرمود: «آغازگر جنگ نخواهم بود».(8)
این گزارش‌ها و مانند آن، نشانگر آن است که امام بنا نداشت روحیه تهاجمی داشته باشد. و در ماه حرام اغاز به جنگ حرام است نه دفاع.

صفحه‌ها