گریه وعزاداری درمصیبت ها

گریه و عزاداری بر غیر معصومان در روایات
بر اساس روایات و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام، گریه و عزاداری بر غیر معصومان، همچون شهدا و فرزندان، جایز و مورد تأیید است.

پرسش:

آیا گریه و عزاداری بر غیر معصومان مانند شهدای زمان خودمان و یا اصلاً شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا مورد تأیید روایات است و مانند گریه و عزاداری بر سیدالشهدا علیه‌السلام ثواب و آثار مثبت دارد؟

پاسخ:

 
مسئله‌ی گریه و عزاداری در فرهنگ دینی اسلام، جایگاهی ویژه دارد و در منابع روایی، گزارش‌های فراوانی از گریه‌ی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام بر مصائب گوناگون نقل شده است. گریه‌ای که گاهی بر شهدا و یاران باوفا و گاهی بر فرزندان و نزدیکان خودشان بوده است. بااین‌حال، در کنار تأیید این نوع گریه‌ها، روایات بر یک اصل مهم تأکید دارد و آن، عظمت مصائب پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام است. در ادامه، ضمن بررسی نمونه‌های گریه بر غیر معصوم در سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام، به اهمیت و برتری گریه بر ائمه علیهم‌السلام پرداخته می‌شود.

الف: گریه اهل‌بیت علیهم‌السلام بر شهدا و درگذشتگان

بر اساس منابع روایی، گریه و عزاداری اهل‌بیت علیهم‌السلام تنها به امامان معصوم اختصاص نداشته، بلکه نسبت به شهدا، فرزندان و برخی یاران صالح نیز چنین سنتی وجود داشته است. این نشان می‌دهد که گریه بر غیر معصوم نیز در فرهنگ دینی ریشه دارد و مورد تأیید قرار گرفته است. در ادامه نمونه‌هایی از این گریه و عزاداری‌ها بیان شده است:

1. گریه بر حمزه سید الشهداء

طبق روایتی، هنگامی‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیکر مثله شده حمزه را دیدند، بر ایشان گریه کردند. (1)

همچنین هنگامی‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از میدان جنگ به مدینه بازگشتند، از خانه‌هایی که یکی از اهل آن در جنگ کشته شده بود، صدای نوحه و گریه شنیده می‌شد؛ اما از خانه حمزه، صدایی به گوش نمی‌رسید. پیامبر با دلی شکسته فرمودند:

«لَکِنَّ حَمْزَهَ لَا بَوَاکِیَ لَه‏؛ حمزه گریه‌کننده‌ای ندارد.» (2)

این جمله بیانگر آن است که پیامبر نه‌تنها گریه بر حمزه را مشروع می‌دانستند، بلکه حتی علاقه داشتند مردم برای او عزاداری کنند. همین مضمون، بعدها در کلام امام صادق علیه‌السلام نیز دیده می‌شود؛ هنگامی‌که بر فرزندان خود گریستند و برای جواز آن به همین حدیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله استناد کردند. (3)

2. گریه حضرت فاطمه علیها‌السلام در کنار قبور شهدا

نمونه‌ی دیگر، ناله‌ها و اشک‌های حضرت زهرا علیهاالسلام بر فراق پدر بزرگوارشان، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. در کتاب الخصال شیخ صدوق نقل شده است:

«أَمَّا فَاطِمَهُ فَبَکَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَهِ؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام چنان بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گریه کرد که مردم مدینه از شدت صدای گریه او آزرده شدند

در ادامه روایت آمده است:

«فَکَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا.» (4)

سپس حضرت به‌سوی قبرستان شهدا می‌رفت و آن‌قدر گریه می‌کرد تا سیر شود و آرام گیرد، سپس بازمی‌گشت.

3. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر عثمان بن مظعون

عثمان بن مظعون یکی از اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و فردی عابد و مورد توجه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. در روایتی نقل شده که:

«أَنَّ النَّبِیَّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله لَمَّا مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ کَشَفَ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِهِ ثُمَّ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ بَکَى طَوِیلًا فَلَمَّا رُفِعَ السَّرِیرُ قَالَ طُوبَاکَ یَا عُثْمَانُ لَمْ تَلْبَسْکَ الدُّنْیَا وَ لَمْ تَلْبَسْهَا؛ (5) وقتى عثمان مظعون وفات نمود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پارچه را از صورت عثمان بن مظعون كنار زد و ما بين ديدگان او را بوسيد سپس گريه بسيار نمود. وقتى كه جنازه او را حركت دادند، حضرت فرمود: خوشا به حالت اى عثمان بن مظعون! كه دنيا تو را زير پوشش خود در نياورد و تو نيز زير پوشش دنيا نيامدى (يعنى دنيا نه توانست با زرق و برقش تو را بفريبد و تو نيز فريب زرق و برق آن را نخوردى‏.»

پیامبر با گریه و بوسه بر چهره عثمان بن مظعون، یکی از صحابه برجسته، نشان دادند که گریه بر مؤمنان و بندگان صالح خدا، سنتی نیکو است.

4. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر ابراهیم فرزندشان

از مهم‌ترین شواهد مشروعیت گریه بر غیر معصوم، گریه‌های مکرر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر فرزند خردسالشان، ابراهیم است. این روایات در منابع مختلف با تعابیر متفاوت نقل شده است. برای نمونه در حدیثی زبیر بن بکار روایت کرده است:

 «وقتى ابراهیم را به قبرستان بردند حضرت هم به قبرستان رفت و کنار قبر ابراهیم نشست. سپس قدرى نزدیک‏تر به قبر شد وقتى دید ابراهیم را در قبر گذاشته‏اند اشک از دیدگان مبارکش جارى شد. اصحاب چون حالت گریان پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را دیدند همه با صداى بلند گریستند. در این هنگام ابوبکر رو به پیامبر کرد و گفت: اى رسول خدا! آیا تو گریه مى‏کنى و حال‌آنکه تو خودت ما را از گریه کردن در مصیبت‏ها نهى کردى؟ حضرت فرمود: دیده مى‏گرید و قلب دردناک است، ولى چیزى که باعث غضب پروردگار عز و جل گردد نمى‏گوییم.» (6)

این حدیث نشان می‌دهد که گریه بر فرزند و عزیز ازدست‌رفته نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه جلوه‌ای از رحمت الهی است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در عمل، هم گریستند و هم به امت آموختند که گریه با صبر و تسلیم در برابر قضا منافاتی ندارد.

5. گریه امام صادق علیه‌السلام بر فرزندانشان

در حدیثی بیان شده که امام صادق علیه‌السلام، بر فرزندان ازدست‌رفته‌ی خود، گریه و عزاداری کردند.

حسن بن زید گفت:

 «دخترى از حضرت صادق فوت شد، یک سال بر او نوحه و زارى داشت، باز فرزند دیگر از دنیا رفت یک سال دیگر نوحه و زارى داشت سپس اسماعیل از دنیا رفت بسیار اندوهگین و ناراحت شد دیگر نوحه و زارى را قطع نمود.» (7)

ب: برتری گریه بر اهل‌بیت علیهم‌السلام

باوجود آن‌که بر اساس روایات، گریه و عزاداری بر غیر معصومان علیهم‌السلام با رعایت حدود شرعی جایز و مورد تأیید است و حتی گریه بر برخی مانند شهدا توصیه شده است، اما در متون روایی، معصومان علیهم‌السلام پیروان خویش را به این نکته متوجه ساخته‌اند که هیچ مصیبتی برای مؤمنان بزرگ‌تر از مصیبت وارد بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت او نیست. ازاین‌رو، سفارش شده است که در هر سوگواری و اندوهی، یاد مصائب اهل‌بیت زنده نگه داشته شود تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیب انسان گردد.

در این رابطه امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:

«مَنْ أُصِیبَ بِمُصِیبَهٍ فَلْیَذْکُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ؛ (8) هر کس گرفتار مصیبتى شد، خوب است مصیبت وفات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به یاد آورد که از بزرگ‌ترین مصائب بود

در حدیثی دیگر نیز نقل شده که امام باقر علیه‌السلام فرمودند:

«هرگاه به مصیبتى در جان، مال و یا فرزندان گرفتار شدى، مصیبت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به یاد آور؛ زیرا که هرگز خلایق به مصیبتى مانند مصیبت او گرفتار نشدند.» (9)

همچنین امام رضا علیه‌السلام نیز در وصیت به «ابن شبیب» همین معنا را تأکید کرده و فرمودند:

«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه‌السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْش‏؛ (10) ای پسر شبیب! اگر برای چیزی می‌خواهی گریه کنی، برای حسین بن علی علیهماالسلام گریه کن؛ چراکه او همچون گوسفند، سر بریده شد

این احادیث نشان می‌دهد که گرچه گریه بر سایر اموات و شهدا جایز و دارای پاداش است، اما عالی‌ترین مصداق گریه و سوگواری، مصائب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت ایشان به‌ویژه حادثه‌ی کربلاست که نه‌تنها ثواب بیشتری دارد، بلکه پیوند عاطفی و معرفتی شیعیان با امامانشان را تقویت می‌کند.

نتیجه:

بر اساس روایات و سیره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام، گریه و عزاداری بر غیر معصومان، همچون شهدا، یاران وفادار و حتی فرزندان، جایز و مورد تأیید است. گریه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر حمزه سیدالشهدا، عثمان بن مظعون و فرزندشان ابراهیم و نیز گریه‌ی حضرت فاطمه ‌علیها‌السلام بر پیامبر و شهدای احد، شواهد روشنی از این حقیقت به شمار می‌آید. همچنین امامان معصوم علیهم‌السلام نیز در عمل، بر فرزندان و نزدیکان خود گریسته‌اند. این شواهد نشان می‌دهد که گریه و عزاداری بر غیر معصوم، در چارچوب صبر و تسلیم، امری پذیرفته‌شده است. بااین‌وجود، روایات تأکید دارند که هیچ مصیبتی بزرگ‌تر از مصائب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اهل‌بیت ایشان نیست. ازاین‌رو، حتی در مصائب شخصی، شایسته است مؤمنان یاد مصائب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امام حسین علیه‌السلام را زنده کنند تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیبشان گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، قم: دار الکتاب‏، 1404 ق‏، ج‏1، ص 123.

2. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 183، ح 553.

3. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، کمال‌الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج‏1، ص 73.

4. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 141، ح 5.

5. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى‏، بی‌تا، ص 105.

6- شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى‏، بی‌تا ص 104.

7. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، کمال‌الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج‏1، ص 73.

8. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 220.

9. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏3، ص 220، ح 2.

10. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى‏، 1376 ش، ص 130، ح 5.

سوال:

دوروایتی که درذیل می آید گریه وعزاداری را در مصیبت ها نهی می کند ،چه جوابی برای آنها دارید؟

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا الْجَزَعُ قَالَ أَشَدُّ الْجَزَعِ الصُّرَاخُ بِالْوَيْلِ وَ الْعَوِيلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَزُّ الشَّعْرِ مِنَ‏ النَّوَاصِي وَ مَنْ أَقَامَ النُّوَاحَةَ فَقَدْ تَرَكَ الصَّبْرَ وَ أَخَذَ فِي غَيْرِ طَرِيقِهِ وَ مَنْ صَبَرَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ رَضِيَ بِمَا صَنَعَ اللَّهُ وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَي اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ جَرَي عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ هُوَ ذَمِيمٌ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ تَعَالَي أَجْرَهُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِيِّ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الصَّبْرَ وَ الْبَلَاءَ يَسْتَبِقَانِ‏ إِلَي الْمُؤْمِنِ فَيَأْتِيهِ الْبَلَاءُ وَ هُوَ صَبُورٌ وَ إِنَّ الْجَزَعَ وَ الْبَلَاءَ يَسْتَبِقَانِ إِلَي الْكَافِرِ فَيَأْتِيهِ الْبَلَاءُ وَ هُوَ جَزُوعٌ. 

پاسخ:

روايات فوق دعوت به ترك جزع و فزع و بي تابي و اعتراض به قضاي خدا و ... كارهاي ديگري است كه در جاهليت رواج داشته و با صبر جميل و راضي بودن به قضاي خدا منافات دارد. در عين حال با اظهار غم و اندوه و گريه بر مصيبت فقدان و از دست دادن عزيزان كه خالي از بي تابي و اعتراض به تقديرهاي خدا و نوحه پردازي هاي باطل باشد ، منافات ندارد و از آن نهي نمي كند و درقران و روايات فراواني اين نوع عزاداري كه همراستا با صبر جميل است ، مجاز شمرده شده و نشانه انسانيت مي باشد.

مگر درسوره يوسف (آيه 84) بيان نشده كه حضرت يعقوب بر اثر گريه براي فراق يوسف نابينا شد

همان گونه كه نوشته ايد شيعه روايات فراواني از پيامبر ارائه مي دهد كه غالب آنها در كتب روايي خود اهل سنت ثبت است كه عزاداري و گريه و اظهار غم در مصيبت خويشاوندان جايز است و در مصيبت اهل بيت رسول خدا از اعمال پسنديده است. بعضي از اين احاديث به شرح زير است:

شمس الدين ذهبي كه از استوانه‌هاي علمي اهل سنت به حساب مي‌آيد ، در كتاب تاريخ الإسلام(1) مي‌نويسد:

احمد بن حنبل در مسندش گفته است كه  رواي همراه علي مي رفت و ظرف آب حضرت را همراه داشت . پس وقتي به نينوا رسيد (در حالي كه به صفين مي رفت ) پس صدا زد : اي ابا عبد الله (نام رواي ) در شط فرات صبر كن . گفتم اين چه معني دارد ؟ فرمود:  نزد رسول خدا رفتم و حال آن كه دو چشم ايشان (مانند چشمه) مي جوشيد. پس به من فرمود كه جبرئيل در كنار من ايستاد و گفت كه حسين در كنار شط فرات كشته مي شود . گفت: آيا مي خواهي كه بوي تربت وي را احساس كني ؟ گفتم: آري ، پس كفي از خاك وي را گرفته، به من داد ، پس نتوانستم كه جلوي اشك چشم خود را بگيرم ...

همچنين حاكم نيشابوري از علماي اهل سنت در كتاب المستدرك علي الصحيحين (2)مي نويسد :

ام الفضل دختر حارث روزي حضور رسول خدا شرفياب شده ، عرضه داشت: ديشب خواب وحشتناكي ديدم .  در خواب ديدم مانند آن كه قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسيار خوبي ديدي . به زودي فاطمه فرزندي خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسين متولد شد، حضرت در دامن من قرار گرفت .

روزي همچنان كه حسين در دامن من بود ، خدمت ر رسول خدا  وارد شدم . حضرت نگاهي به حسين نمود و ديدگانش اشك آلود شد . عرضه داشتم: چرا گريستيد ؟ فرمود :  اكنون جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد: امت من به زودي همين فرزند مرا شهيد مي‏كنند و خاكي از خاك سرخ رنگ او براي من آورد .

 طبراني در معجم كبير و هيثمي در مجمع الزوائد و متقي هندي در كنز العمال (3)مي نويسند:

«از ام سلمه نقل شده است: در يكي از روزها كه پيغمبر در منزل من نشسته بود ، به من فرمود: مواظب باش احدي بر من وارد نشود. مراقب بودم كه ناگهان حسين وارد شد و صداي گريه رسول خدا به گوشم رسيد. ديدم حسين در دامان پيغمبر ـ يا در كنار حضرت ـ قرار گرفته بود و حضرت رسول گريه‏كنان دست بر سر او مي‏كشيد. پوزش خواستم و گفتم : به خدا سوگند ! متوجه ورود او به اتاق نشدم . رسول خدا فرمود: از اين كه گفتم مواظب باش تا كسي بر من وارد نشود ،به اين دليل بود كه جبرئيل در اين جا حضور داشت. همين كه حسين  را مشاهده كرد پرسيد : آيا او را دوست مي‏داري؟ گفتم : آري !  جبرئيل گفت : امّتت او را در سرزميني به نام‏ كربلا شهيد مي‏كنند .

ام سلمه مي‏گويد: آن گاه از خاك كربلا مشتي برداشت و به حضرت رسول نشان داد . هنگامي كه لشكر دشمن ، حسين را محاصره كردند و خواستند او را به شهادت برسانند، پرسيد: اين زمين چه نام دارد ؟ گفتند :كربلا . حسين فرمود: رسول اكرم راست فرمود كه اين زمين ، «كرب» و «بلا» است.

روايات متعدد ديگري هم نقل شده است . براي مطالعه و دريافت متن عربي و اسناد و روايات ديگر مي توانيد به سايت «موسسه تحقيقاتي ولي عصر (عج)»(4) مراجعه نماييد.

درباره عزاداري عايشه و زنان مدينه در سوگ نبي مكرم،  احمد بن حنبل ( امام حنبلي ها) در مسند خود ( كه از كتاب‌هاي معتبر اهل سنت است و معتقدند كه هر چه در اين كتاب است، صحيح است ) از قول عايشه نقل مي‌كند:

 «و قمت ألتدم مع النساء و اضرب وجهي؛(5) وقتي پيامبر از دنيا رفت،با زنان عزاداري كرديم و به سينه و صورتمان مي زديم.»

 البته اظهار جزع و بيتابي و نوحه سرايي به ناحق و  لطمه زدن بر خود در عزاداري كه با صبر جميل منافات دارد ، نهي شده است.

براي اطلاع بيشتر به كتب زير مراجعه كنيد:

راه و روش ما ، راه و روش پيامبر ما ،

تاريخ النياحة الامام الشهيد الحسين بن علي

.سياهپوشي در سوگ ائمه نور

و ...

پي نوشت ها:

1. ذهبي ، تاريخ الإسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، 1407 ق، ج 5 ، ص102.

2. حالكم نيشابوري،  المستدرك، ج 3 ، ص 176 - 177 ؛ ابن عساكر ، تاريخ مدينة دمشق ، بيروت ، دار الفكر ، 1415 ق ، ج 14، ص 196 - 197؛ ابن كثير ، البدايه والنهايه ، بيروت ، دار احياء التراث العربي ، 1408 ق ، ج 6 ، ص 258 و ...

3.  الطبراني ،المعجم الكبير، بيروت ، دار احياء التراث العربي، ج 23 ، ص 289 - 290 ؛ الهيثمي ، مجمع الزوائد ، بيروت ، دار الكتب العلميه ف 1408 ق ، ج 9 ، ص 188 - 189؛ المتقي الهندي ، كنز العمال ،لبنان ، الرساله ، 1409 ق ، ج 13 ، ص 656 - 657 و ... .

4.

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=86

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=4087

5. احمد بن حنبل، مسند، بيروت، دار صادر، ج6، ص274؛ أبو يعلي، مسند، دار مأمون، ج8، ص63 ؛ و ...

 

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.