الهی بودن قرآن

قرآن به نقل از یهودیان حضرت مریم، را با عنوان «خواهر هارون» خطاب قرار داده‌اند. درباره چرایی کاربرد عنوان «اخت هارون» برای مادر عیسی وجوه متعددی بیان شده است.

پرسش:

#نقد قرآن ویکی‌پدیا

ادعای اشتباه قرآن در رابطه با حضرت مریم چقدر صحیح است؟

 

پاسخ:

مقدمه

خداوند در قرآن از یهودیان نقل کرده که آنان حضرت مریم، مادر حضرت عیسی علیهماالسلام، را با عنوان «خواهر هارون» مورد خطاب قرار داده‌اند. برخی از خاورشناسان مدعی شده‌اند که مادر عیسی برادری با نام هارون نداشته تا از او با عنوان «أخت هارون» یاد شود؛ بنابراین، پیامبر در این آیه بین مریم مادر عیسی با مریم خواهر حضرات هارون و موسی علیهم‌السلام اشتباه کرده است!

 در این نوشتار این ادعا بررسی و نقد خواهد شد.

دو مریم در قرآن

در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان از هشت زن با نام «مریم» یاد شده است. از این میان دو تن از دیگران مشهورتر هستند: 1. مریم خواهر بزرگ‌تر حضرات موسی و هارون؛ 2. مادر حضرت عیسی علیهم‌السلام. از اولی در قرآن نه با نام «مریم»، بلکه با عنوان «اخته: خواهر او» یا «اختک: خواهر تو» یعنی خواهر حضرت موسی علیه‌السلام یاد شده است. براساس قرآن زمانی که مادر حضرت موسی علیه‌السلام او را در سبدی گذاشت و به آب انداخت، خواهرش به فرمان مادر، از کنار رود سبد را دنبال کرد و متوجه برداشتن او توسط همسر فرعون شد. زمانی که حضرت از هیچ زنی در قصر شیر نخورد، خواهرش که در آن‌جا بود مادر خود را به عنوان دایه به آنان معرفی کرد و بدین شکل وعده الهی مبنی بر برگرداندن نوزاد به مادرش محقق شد.

اما قرآن از دومی 31 بار با اسم «مریم» نام برده و به تفصیل زندگی او را بیان کرده است. مطابق قرآن، همسر عمران و مادر مریم، پس از بارداری به گمان پسر بودن فرزندش، نذر کرد که او را خادم معبد کند. با این حال پس از تولد کودک، او را به کاهنان مسجد سپرد و به دلیل وفات پدر مریم، قرار شد از میان کاهنان معبد برای او کفیلی مشخص شود. حضرت زکریا علیه‌السلام به قید قرعه عهده‌دار این مسئولیت شد. هر بار که زکریا به سراغ مریم می‌رفت، نعمت‌هایی از خدا در نزد او می‌یافت. زمانی که مریم به سن بلوغ رسید، روح خدا به شکل انسانی نزد او آمد و بشارت داد که به اذن خدا پسری بدون پدر خواهد داشت. مریم بلافاصله حامله و به مکانی دور منتقل شد. پس از زایمان، هنگام برگشت مریم به میان بنی‌اسرائیل با سرزنش آن‌ها مواجه شد: ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت بدکاره؟! در این هنگام، عیسی در گهواره لب به سخن گشود و از پاکدامنی مادرش دفاع کرد.

خواهر هارون

هرچند «اخت هارون» نه سخن قرآن بلکه نقل قول قرآن از یهودیان است، اما ذکر آن در قرآن و رد نکردن آن، نشانه این است که قرآن با کاربرد این عنوان برای حضرت مریم مخالفتی نداشته است. درباره چرایی این خطاب توجیهات مختلفی مطرح شده است:

1. مریم، مادر حضرت عیسی علیهما‌السلام، برادری به نام ﻫﺎرون داشته است.

2. در ﻣﯿﺎن ﺑﻨﯽاﺳﺮاﺋﯿﻞ ﻣﺮدى ﺻﺎﻟﺢ به نام «هارون» ﺑﻮد و ﻫﺮ فردی از این قوم که اﻫﻞ ﺻﻼح ﺑﻮد، ﺑﻪ او نسبت داده می‌شد.

3. مریم را چون از نسل هارون علیه‌السلام بود، اﺧﺖ ﻫﺎرون ﻧﺎﻣﯿﺪه‌اﻧﺪ؛ چنانکه ﻋﺮب افراد ﻗﺒﯿﻠﻪ تمیم را «اﺧﻮ ﺗﻤﯿﻢ: برادر تمیم» می‌نامد.

4. مریم خواهر موسی علیه‌السلام زن صالحی بود و در کنار موسی و هارون علیهما‌السلام نقش مهمی در تاریخ بنی‌اسرائیل داشت. بنی‌اسرائیل او را با عنوان «اخت هارون» صدا می‌زد؛ چراکه اولاً هارون برادر بزرگ‌تر بود و ثانیاً وی با مریم بزرگ شده بود؛ برخلاف موسی که در کاخ فرعون و سپس در مدین زندگی کرد. این از یک طرف و از طرف دیگر، مطابق حدیث نبوی، بنی‌اسرائیل رسم داشتند که افراد را با نام صالحان آن قوم مورد خطاب قرار بدهند و به‌همین‌دلیل، از مریم مادر عیسی علیه‌السلام با عنوان «اخت هارون» یاد کردند. به‌ویژه‌که به باور برخی مادر حضرت مریم او را به این اسم نامید تا به کاهنان بگوید: وقتی در گذشته زنی از بنی‌اسرائیل به همراه برادرانش این قوم را رهبری می‌کرده، چرا امروز دختری از همین قوم نتواند خادم معبد شود؟

با قطع‌نظر از صحت و سقم این اقوال، مهم برای ما این است که گمان اشتباه قرآن در این زمینه به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست؛ چراکه:

1. قرآن الهی است و ادله متعددی نشانگر این امر هستند: 1. تحدی و عدم معارضه با آن؛ 2. نبودن تناقض در آن به رغم نزول قرآن در بیست‌وسه سال با شرایط مختلف و درس‌ناخواندگی آورنده‌اش؛ 3. اخبار متعدد قرآن از غیب که همگی محقق شده‌اند؛ 4. اعجاز علمی قرآن در زمینه‌هایی که بشر بیش از هزار سال بعد به آن‌ها دست یافته است. این از یک سو و از سوی دیگر، قرآن به یُمْن تواتر آن و به گواهی مصاحف کهن متعلق به قرن اول هجری، از هرگونه تحریف و تغییر مصون مانده است. آسمانی‌بودن قرآن و تحریف‌ناپذیری آن مانع از این می‌شوند که وجود خطا در این کتاب را بپذیریم.

2. حتی اگر باوری به الهی بودن قرآن نداشته باشیم، بررسی قصص قرآن، به‌ویژه دو ماجرای‌ تولد حضرات موسی و عیسی علیهماالسلام، برای این‌که بپذیریم خالق قرآن از داستان زندگی این دو پیامبر با جزئیات کامل اطلاع داشته و ممکن نیست این دو مریم را که بیش از هزاروپانصد سال با هم فاصله زمانی داشته‌اند را با هم اشتباه بگیرد، کفایت می‌کند.

نتیجه‌گیری

قرآن از یهودیان نقل کرده که آنان حضرت مریم، مادر حضرت عیسی علیهما‌السلام را با عنوان «خواهر هارون» خطاب قرار داده‌اند. برخی از خاورشناسان مدعی شده‌اند که قرآن مریم مادر عیسی را با مریم خواهر موسی اشتباه گرفته است! درباره چرایی کاربرد عنوان «اخت هارون» برای مادر عیسی وجوه متعددی بیان شده است؛ اما با قطع‌نظر از صحت و سقم و همچنین قوت و ضعف این وجوه، مهم این است که اولاً الهی‌بودن قرآن و تحریف‌ناپذیری آن مانع از این می‌شود که گمانة وجود خطا در آن پذیرفتنی باشد؛ ثانیاً بررسی قصص قرآن به‌ویژه دو ماجرای ولادت حضرات موسی و عیسی، حاکی از اطلاع کامل خالق قرآن از تاریخ و جزئیات آن است و در نتیجه، حتی با قطع‌نظر از آسمانی بودن قرآن، نمی‌توان مدعی اشتباه آن در این زمینه شد. بنابراین، هرچند ما امروزه به‌طور قطع نمی‌دانیم چرا قرآن از مادر عیسی علیه‌السلام با عنوان خواهر هارون یاد کرده، اما این ندانستن ما دلیل اشتباه قرآن نیست.

برای مطالعه بیشتر

  • شبانی، اعظم سادات و فروغ پارسا، مقاله «تحلیل انتقادی دیدگاه خاورشناسان درباره تعابیر قرآنی «اخت هارون» و «بنت عمران»، مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، دوره7، شماره1، فروردین 1402ش، صص97-73.
  • نقد نقد قرآن ویکی پدیای فارسی:

https://fa.wikipedia.org/wiki/نقد_قرآن

چکیده پاسخ

قرآن به‌نقل از یهودیان، مادر حضرت عیسی را «خواهر هارون» معرفی کرده. برخی خاورشناسان مدعی شده‌اند که پیامبر خدا مریم، مادر عیسی، را با مریم، خواهر موسی، اشتباه گرفته است! این ادعا درست نیست؛ زیرا هرچند به‌طور قطع چرایی این خطاب برای ما آشکار نیست، اما الهی‌بودن و تحریف‌ناپذیری قرآن اجازه نمی‌دهند ادعای وجود خطا در آن را بپذیریم. چنانکه با قطع‌نظر از آسمانی بودن قرآن، بررسی قصص این کتاب نشان‌دهنده آگاهی کامل خالق قرآن از تاریخ و جزئیات آن است و چنین خطای فاحشی را نمی‌توان به او نسبت داد.

پی‌نوشت‌ها

1. سوره مریم، آیه 28.

2. هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، تهران، انتشارات اساطیر، 1377ش، ص794-796.

3. سوره قصص، آیه 11.

4. سوره طه، آیه 40.

5. سوره قصص، آیه‌های 7-13.

6. شکری، محمد و علی نظری، پاسخی به شبهه اطلاق عنوان «اخت هارون» بر مریم در قرآن کریم، پژوهش‌های قرآنی، سال21، تابستان 1395ش، شماره2، ص99، 100 و 104.

7. توسرکانی، روزبه، «مریم مقدس خواهر هارون نیست»، https://jscenter.ir/judaism-and-islam/israiliyyat/15413/مریم-مقدس-خواهر-هارون/.

کتاب های مقدس یهودیان و مسیحیان همانند قرآن آسمانی است. با این تفاوت که قرآن برخلاف کتاب مقدس تحریف نشده است.

پرسش:

#نقد قرآن ویکی‌پدیا

آیا موارد اختلاف قرآن با کتاب‌های پیش از آن، به معنای فهم نادرست پیامبر از آن متون است؟

پاسخ:

مقدمه

برخی از خاورشناسان مدعی شده‌اند هرچند قرآن اقتباسی از مصادر یهودی و مسیحی است، اما به علت سطحی بودن شناخت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از کتاب مقدس، شاهد برداشت‌های ناقص ایشان از آن منابع هستیم!

 در این نوشتار این ادعا مورد بررسی و نقد قرار می‌گیرد.

امکان‌سنجی دسترسی پیامبر خدا به منابع یهودی و مسیحی

بررسی تاریخ زندگی حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله حاکی از این است که برخلاف ادعای برخی از خاورشناسان، دسترسی پیامبر به منابع یهودی و مسیحی یا اصلاً ممکن نبوده یا اگر امکان داشته، واقع نشده است:

1. ملاقات پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با افرادی که از این مصادر مطلع بودند، محدود به موارد اندک، کوتاه، پراکنده و پیش‌بینی‌نشده‌ بوده و به‌هیچ‌وجه امکان انتقال این حجم از مطالب در آن‌ موارد نبوده است.

2. هیچ دلیل یا شاهد تاریخی مبنی بر دسترسی پیامبر خدا به مصادر یهودی و مسیحی وجود ندارد. حتی اگر این دسترسی نیز وجود داشت، با قطع‌نظر از زبان غیر عربی این مصادر و ترجمه‌نشدن آن‌ها به زبان عربی تا آن زمان، حضرت به‌دلیل درس‌ناخواندگی امکان مطالعه آن‌ها را نداشتند.

3. حتی اگر فرض کنیم اُمّی بودن پیامبر خدا، نه به‌معنای درس ناخواندگی، بلکه به‌معنای تعلق به اُمُّ القُری باشد، باز هم پذیرش مطالعة مصادر اهل کتاب توسط ایشان پذیرفتنی نیست؛ زیرا اگر حضرت مطالب قرآن را از مصادر یهودی و مسیحی گرفته بودند، اما به خدا نسبت می‌دادند، اعضای خانواده ایشان همچون حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها، امیرالمؤمنین علیه‌السلام، پسرخوانده ایشان زید و... اولین کسانی بودند که متوجه این فریبکاری می‌شدند و یا به ایشان اعتراض می‌کردند یا دستکم به ایشان ایمان نمی‌آوردند و مال و جان خود را در راه دین او فدا نمی‌کردند. افزون بر این، برخی از نزدیکان پیامبر همچون ابولهب و همسرش با ادعای نبوت ایشان مخالفت کردند و از هیچ اقدامی بر علیه ایشان کوتاهی نکردند. اگر حضرت مصادر یهودی و مسیحی را مطالعه و مطالب قران را از این منابع گرفته بودند، این افراد در این زمینه افشاگری می‌کردند و خبرش نیز به ما می‌رسید.

4. هرچند اهالی شبه جزیره عربستان به دلیل حضور یهودیان و مسیحیان از برخی افراد مطرح در کتاب مقدس به صورت کلی و اجمالی اطلاع داشتند، اما این اطلاع اختصاصی به پیامبر نداشت؛ ازاین‌رو این سؤال پیش می‌آید که پس چرا دیگران هیچ‌گاه نتوانستند با استفاده از آن مطالب، کتابی مانند قرآن بیاورند؛ به‌ویژه که قرآن بارها با مخالفان خودش تحدی کرد و مخالفان پیامبر نه‌تنها انگیزه لازم برای پاسخ به این تحدی را داشتند، بلکه به‌دلیل همکاری با یهودیان، به منابع آنان دسترسی داشتند.

بنابراین، حضرت به مصادر اهل کتاب دسترسی نداشتند تا گفته شود تفاوت‌های قرآن با عهدین ناشی از فهم نادرست ایشان از آن مصادر است؛ اما همچنان این پرسش باقی است که علت تفاوت‌های قرآن با عهدین چیست؟

چرایی تفاوت‌های قرآن با عهدین

بررسی تفاوت‌های قرآن با عهدین، حاکی از این است که اختلافات غیرارادی و ناشی از سوءفهم نیست. برای نمونه به دو مورد از تفاوت‌های این دو کتاب با هم اشاره می‌شود. تصویر خداوند در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان و قرآن اختلافات قابل‌توجهی با هم دارد. عهد عتیق خداوند را انسان‌وار و دارای ویژگی‌های بشری معرفی می‌کند. خداوند از کرده خود از جمله خلقت حضرت آدم یا طوفان نوح پشیمان می‌شود. خداوند مطالبی را فراموش می‌کند و نیاز به یادآوری دارد. مطابق عهد عتیق خداوند رنگین‌کمان را برای یادآوری به خودش خلق کرده است. خداوند رؤیت‌پذیر است و بر حضرات ابراهیم یا یعقوب علیهماالسلام ظاهر می‌شود و با آنان سخن می‌گوید.(1) در مقابل، قرآن کریم هیچ‌یک از این ویژگی‌ها را برای خداوند مطرح نمی‌کند و بر عدم شباهت او با مخلوقات تأکید دارد: ﴿لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ﴾؛ «هیچ چیزی مانند او نیست».(2) چنانکه تصویر پیامبران علیهم‌السلام در عهدین و قرآن تفاوت‌های قابل‌توجهی با هم دارد. عهدین گناهان مختلفی همچون دروغ، سرقت، قتل، بت‌پرستی، ساختن بت و بتکده، زنا حتی زنای با محارم، مستی، خیانت، فحاشی و... را به پیامبران نسبت داده است. اموری که به‌هیچ‌وجه در قرآن وجود ندارند.

همان‌طورکه مشخص است اختلافات قرآن با عهدین کاملاً سنجیده و نظام‌مند و ناشی از یک جهان‌بینی منسجم است. با توجه به اُمّی بودن پیامبر و همچنین وجود نداشتن چنین بینشی در آن روز، تنها راهی که باقی می‌ماند دریافت این مطالب از خداوند و از طریق وحی است.

نتیجه‌گیری

کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در اصل آسمانی بوده، اما تحریف شده است. قرآن نیز هرچند همانند عهدین آسمانی است، اما برخلاف آن‌ها تحریف نشده است. با توجه به منشأ و منبع واحد قرآن و عهدین، شباهت مطالب آن‌ها با هم اصلاً عجیب نیست؛ چنانکه تفاوت‌های قرآن با عهدین نیز جای شگفتی ندارد؛ چراکه قرآن برخلاف آن‌ها تحریف نشده است. بنابراین، تفاوت‌های قرآن با کتاب مقدس، برخلاف ادعای برخی از مستشرقان ناشی از سوءفهم پیامبر خدا از مصادر یهودی و مسیحی نیست؛ بلکه ناشی از تحریف کتاب مقدس و عدم تحریف قرآن است.

مبنع برای مطالعه بیشتر

نقد نقد قرآن ویکی پدیای فارسی:

https://fa.wikipedia.org/wiki/نقد_قرآن

چکیده پاسخ

منبع آسمانی مشترک قرآن و کتاب مقدس شباهت‌های آن‌ها را توجیه می‌کند؛ اما تفاوت‌هایشان، به دلیل تحریف عهدین و سلامت قرآن از تحریف است؛ نه سوءبرداشت پیامبر از منابع یهودی-مسیحی؛ چراکه اولاً به‌دلیل عربی نبودن این منابع در آن زمان و درس‌ناخواندگی پیامبر، دسترسی حضرت به این منابع ممکن نبوده است؛ ثانیاً بررسی تفاوت‌های قرآن و عهدین نشان می‌دهد که این اختلافات، نظام‌مند و مبتنی بر یک جهان‌بینی مسنجم هستند؛ بنابراین، تنزّل آن‌ها به برداشت‌های اشتباه ساده‌انگاری است.

پی‌نوشت‌ها

1. ر.ک: عادلی، سیدمرتضی، تصویر خدا در عهد عتیق، نیستان ادیان و مذاهب، 1390ش، شماره2، ص51 تا 70.

2. سوره شورى‏، آیه11.

از سوي خدا بودن آيات نازل شده بر پيامبر (ص)، به واسطه إثبات معجزه بودن آن کشف مي شود 

إعجاز قرآن وجوه مختلفي دارد که مردم با درک وجوه إعجاز قرآن به خدايي و فرا بشري بودن آن پي مي برند.

يکي از وجوه اعجاز قرآن كه در آيات قرآن نيز برآن تاكيد شده، درس ناخوانده (نه بي سواد ) و به مكتب نرفته بودن پيامبر اكرم (ص) است. اين موضوع در چند آيه مطرح شده است.

يکي از آياتي که اعجاز قرآن را با تكيه بر اين مطلب مورد اشاره قرار مى‏دهد چنين است:

« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لاتَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ»(1) « و تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند».

اين آيه دلالت دارد كه اعجاز قرآن، باتوجه به امّي بودن پيامبر(ص) به گونه‏اى به كرسى ‏مى‏نشيند كه حتى براى ياوه ‏گويان نيز زمينه ترديد باقى نمى‏گذارد و اين بيان اشاره به آن دارد كه قرآن صرفنظر از امّى بودن پيامبر نيز معجزه است و انسان‏هاى با انصاف به اعجاز آن پى برده،تسليم مى‏شوند.

قرآن مجيد، در دو آيه (2) نيز پيامبر (ص) را امّى ناميده است:

امّى به معناى منسوب به مادر (امّ) است و مقصود از آن اين است كه فرد جز معلوماتى كه طبق فطرت و استعدادهاى مادرزادى خود بدست مى‏آورد معلومات ديگرى ندارد و فاقد معلومات اكتسابى بدست آمده در پرتو قدرت بر خواندن و نوشتن است.

موضوع درس ناخوانده و خط نانوشته بودن پيامبر (ص) از نظر تاريخى نيز مسلّم است و حتى شرق شناسان و مورّخان غير مسلمان نيز بر آن صحه گذارده‏اند. از سوى ديگر با نگاهى گذرا به قرآن مجيد در مى‏يابيم كه قرآن مجيد با وجود حجم و كميت نسبتا اندك آن در بردارنده انواعى از معارف و علوم و احكام و قوانين فردى و اجتماعى است كه با ديگر كتاب‏هاى موجود در ميان بشر قابل مقايسه نيست. اين مجموعه ژرف‏ترين و بلندترين معارف‏ و والاترين و ارزشمندترين دستورهاى اخلاقى و عادلانه‏ترين مواعظ و نكات تاريخى و سازنده‏ترين شيوه‏هاى تعليم و تربيت را در خود جاى داده است.

اكنون با توجه به دو نكته ياد شده روشن مى‏شود كه فراهم آوردن اين همه معارف و حقايق در چنين مجموعه‏اى، فراتر از توان انسان‏هاى عادى است؛ ولى آن چه بر شگفتى آن مى‏افزايد و جاى هيچ گونه ترديد را براى هيچ كس باقى نمى‏گذارد، اين است كه اين كتاب بزرگ، به وسيله فردى درس ناخوانده و آموزش نديده كه هرگز قلمى بر كاغذ نياورده و خطى ننوشته و نخوانده و در محيطى دور از تمدن و فرهنگ ارائه شده است و شگفت‏انگيزتر آن‏كه در طول دوران چهل ساله پيش از بعثت، حتى جمله‏اى از اين سخنان بر زبان جارى نساخته و اين معارف ارائه شده به عنوان وحى قرآنى، داراى اسلوبى ويژه و هماهنگى خاصى است كه آن را از ديگر سخنانش كاملا متمايز مى‏سازد.

يکي ديگر از وجوه إعجاز قرآن کريم فصاحت و بلاغت آيات قرآن کريم است. «فصاحت» به معناى شيوايى كلمات و روانى تلفظ آن‏ها و گوش نواز بودن سخن، و «بلاغت» به معناى رسايى و گويايى و دقت تعابير در فهماندن مقصود است‏.

پرداختن دانشمندان علوم قرآن و مفسران سخن‏سنج و اديب به بيان جنبه‏هاى مختلف فصاحت و بلاغت قرآن، ما را از ورود در اين وادى و توضيح اين بُعد از اعجاز قرآن بى‏نياز مى‏سازد؛ چنانكه شهادت اديبان بزرگ عرب از صدر اسلام تاكنون، بر فوق توان بشر بودن فصاحت و بلاغت قرآن، بهترين دليل خدايى بودن قرآن از اين جهت است. (3)

پي نوشت ها:

1. عنکبوت (29) آيه 48.

2. أعراف (7) آيه 157 و 158.

3. براي مطالعه تفصيلي دلايل از سوي خدا بودن قرآن، ر.ك: آيت الله مصباح يزدي، قرآن ‏شناسى، قم، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى‏، 1380 ش، ج‏1، ص 107 تا ص 188.

 

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها