۱۴۰۴/۱۰/۲۳ ۰۰:۰۵ شناسه مطلب: 101076
پرسش:
آیا گریه و عزاداری بر غیر معصومان مانند شهدای زمان خودمان و یا اصلاً شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا مورد تأیید روایات است و مانند گریه و عزاداری بر سیدالشهدا علیهالسلام ثواب و آثار مثبت دارد؟
مسئلهی گریه و عزاداری در فرهنگ دینی اسلام، جایگاهی ویژه دارد و در منابع روایی، گزارشهای فراوانی از گریهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام بر مصائب گوناگون نقل شده است. گریهای که گاهی بر شهدا و یاران باوفا و گاهی بر فرزندان و نزدیکان خودشان بوده است. بااینحال، در کنار تأیید این نوع گریهها، روایات بر یک اصل مهم تأکید دارد و آن، عظمت مصائب پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام است. در ادامه، ضمن بررسی نمونههای گریه بر غیر معصوم در سنت اهلبیت علیهمالسلام، به اهمیت و برتری گریه بر ائمه علیهمالسلام پرداخته میشود.
الف: گریه اهلبیت علیهمالسلام بر شهدا و درگذشتگان
بر اساس منابع روایی، گریه و عزاداری اهلبیت علیهمالسلام تنها به امامان معصوم اختصاص نداشته، بلکه نسبت به شهدا، فرزندان و برخی یاران صالح نیز چنین سنتی وجود داشته است. این نشان میدهد که گریه بر غیر معصوم نیز در فرهنگ دینی ریشه دارد و مورد تأیید قرار گرفته است. در ادامه نمونههایی از این گریه و عزاداریها بیان شده است:
1. گریه بر حمزه سید الشهداء
طبق روایتی، هنگامیکه پیامبر صلیاللهعلیهوآله پیکر مثله شده حمزه را دیدند، بر ایشان گریه کردند. (1)
همچنین هنگامیکه پیامبر صلیاللهعلیهوآله از میدان جنگ به مدینه بازگشتند، از خانههایی که یکی از اهل آن در جنگ کشته شده بود، صدای نوحه و گریه شنیده میشد؛ اما از خانه حمزه، صدایی به گوش نمیرسید. پیامبر با دلی شکسته فرمودند:
«لَکِنَّ حَمْزَهَ لَا بَوَاکِیَ لَه؛ حمزه گریهکنندهای ندارد.» (2)
این جمله بیانگر آن است که پیامبر نهتنها گریه بر حمزه را مشروع میدانستند، بلکه حتی علاقه داشتند مردم برای او عزاداری کنند. همین مضمون، بعدها در کلام امام صادق علیهالسلام نیز دیده میشود؛ هنگامیکه بر فرزندان خود گریستند و برای جواز آن به همین حدیث پیامبر صلیاللهعلیهوآله استناد کردند. (3)
2. گریه حضرت فاطمه علیهاالسلام در کنار قبور شهدا
نمونهی دیگر، نالهها و اشکهای حضرت زهرا علیهاالسلام بر فراق پدر بزرگوارشان، پیامبر صلیاللهعلیهوآله است. در کتاب الخصال شیخ صدوق نقل شده است:
«أَمَّا فَاطِمَهُ فَبَکَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ الْمَدِینَهِ؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام چنان بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله گریه کرد که مردم مدینه از شدت صدای گریه او آزرده شدند.»
در ادامه روایت آمده است:
«فَکَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْکِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا.» (4)
سپس حضرت بهسوی قبرستان شهدا میرفت و آنقدر گریه میکرد تا سیر شود و آرام گیرد، سپس بازمیگشت.
3. گریه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر عثمان بن مظعون
عثمان بن مظعون یکی از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله و فردی عابد و مورد توجه پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. در روایتی نقل شده که:
«أَنَّ النَّبِیَّ صلیاللهعلیهوآله لَمَّا مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ کَشَفَ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِهِ ثُمَّ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ بَکَى طَوِیلًا فَلَمَّا رُفِعَ السَّرِیرُ قَالَ طُوبَاکَ یَا عُثْمَانُ لَمْ تَلْبَسْکَ الدُّنْیَا وَ لَمْ تَلْبَسْهَا؛ (5) وقتى عثمان مظعون وفات نمود رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پارچه را از صورت عثمان بن مظعون كنار زد و ما بين ديدگان او را بوسيد سپس گريه بسيار نمود. وقتى كه جنازه او را حركت دادند، حضرت فرمود: خوشا به حالت اى عثمان بن مظعون! كه دنيا تو را زير پوشش خود در نياورد و تو نيز زير پوشش دنيا نيامدى (يعنى دنيا نه توانست با زرق و برقش تو را بفريبد و تو نيز فريب زرق و برق آن را نخوردى.»
پیامبر با گریه و بوسه بر چهره عثمان بن مظعون، یکی از صحابه برجسته، نشان دادند که گریه بر مؤمنان و بندگان صالح خدا، سنتی نیکو است.
4. گریه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر ابراهیم فرزندشان
از مهمترین شواهد مشروعیت گریه بر غیر معصوم، گریههای مکرر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بر فرزند خردسالشان، ابراهیم است. این روایات در منابع مختلف با تعابیر متفاوت نقل شده است. برای نمونه در حدیثی زبیر بن بکار روایت کرده است:
«وقتى ابراهیم را به قبرستان بردند حضرت هم به قبرستان رفت و کنار قبر ابراهیم نشست. سپس قدرى نزدیکتر به قبر شد وقتى دید ابراهیم را در قبر گذاشتهاند اشک از دیدگان مبارکش جارى شد. اصحاب چون حالت گریان پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را دیدند همه با صداى بلند گریستند. در این هنگام ابوبکر رو به پیامبر کرد و گفت: اى رسول خدا! آیا تو گریه مىکنى و حالآنکه تو خودت ما را از گریه کردن در مصیبتها نهى کردى؟ حضرت فرمود: دیده مىگرید و قلب دردناک است، ولى چیزى که باعث غضب پروردگار عز و جل گردد نمىگوییم.» (6)
این حدیث نشان میدهد که گریه بر فرزند و عزیز ازدسترفته نهتنها اشکالی ندارد، بلکه جلوهای از رحمت الهی است. پیامبر صلیاللهعلیهوآله در عمل، هم گریستند و هم به امت آموختند که گریه با صبر و تسلیم در برابر قضا منافاتی ندارد.
5. گریه امام صادق علیهالسلام بر فرزندانشان
در حدیثی بیان شده که امام صادق علیهالسلام، بر فرزندان ازدسترفتهی خود، گریه و عزاداری کردند.
حسن بن زید گفت:
«دخترى از حضرت صادق فوت شد، یک سال بر او نوحه و زارى داشت، باز فرزند دیگر از دنیا رفت یک سال دیگر نوحه و زارى داشت سپس اسماعیل از دنیا رفت بسیار اندوهگین و ناراحت شد دیگر نوحه و زارى را قطع نمود.» (7)
ب: برتری گریه بر اهلبیت علیهمالسلام
باوجود آنکه بر اساس روایات، گریه و عزاداری بر غیر معصومان علیهمالسلام با رعایت حدود شرعی جایز و مورد تأیید است و حتی گریه بر برخی مانند شهدا توصیه شده است، اما در متون روایی، معصومان علیهمالسلام پیروان خویش را به این نکته متوجه ساختهاند که هیچ مصیبتی برای مؤمنان بزرگتر از مصیبت وارد بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت او نیست. ازاینرو، سفارش شده است که در هر سوگواری و اندوهی، یاد مصائب اهلبیت زنده نگه داشته شود تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیب انسان گردد.
در این رابطه امام صادق علیهالسلام فرمودهاند:
«مَنْ أُصِیبَ بِمُصِیبَهٍ فَلْیَذْکُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِیِّ صلیاللهعلیهوآله فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ؛ (8) هر کس گرفتار مصیبتى شد، خوب است مصیبت وفات پیامبر صلیاللهعلیهوآله را به یاد آورد که از بزرگترین مصائب بود.»
در حدیثی دیگر نیز نقل شده که امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«هرگاه به مصیبتى در جان، مال و یا فرزندان گرفتار شدى، مصیبت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را به یاد آور؛ زیرا که هرگز خلایق به مصیبتى مانند مصیبت او گرفتار نشدند.» (9)
همچنین امام رضا علیهالسلام نیز در وصیت به «ابن شبیب» همین معنا را تأکید کرده و فرمودند:
«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهالسلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْش؛ (10) ای پسر شبیب! اگر برای چیزی میخواهی گریه کنی، برای حسین بن علی علیهماالسلام گریه کن؛ چراکه او همچون گوسفند، سر بریده شد.»
این احادیث نشان میدهد که گرچه گریه بر سایر اموات و شهدا جایز و دارای پاداش است، اما عالیترین مصداق گریه و سوگواری، مصائب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت ایشان بهویژه حادثهی کربلاست که نهتنها ثواب بیشتری دارد، بلکه پیوند عاطفی و معرفتی شیعیان با امامانشان را تقویت میکند.
نتیجه:
بر اساس روایات و سیرهی اهلبیت علیهمالسلام، گریه و عزاداری بر غیر معصومان، همچون شهدا، یاران وفادار و حتی فرزندان، جایز و مورد تأیید است. گریه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر حمزه سیدالشهدا، عثمان بن مظعون و فرزندشان ابراهیم و نیز گریهی حضرت فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر و شهدای احد، شواهد روشنی از این حقیقت به شمار میآید. همچنین امامان معصوم علیهمالسلام نیز در عمل، بر فرزندان و نزدیکان خود گریستهاند. این شواهد نشان میدهد که گریه و عزاداری بر غیر معصوم، در چارچوب صبر و تسلیم، امری پذیرفتهشده است. بااینوجود، روایات تأکید دارند که هیچ مصیبتی بزرگتر از مصائب پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت ایشان نیست. ازاینرو، حتی در مصائب شخصی، شایسته است مؤمنان یاد مصائب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امام حسین علیهالسلام را زنده کنند تا ثواب و آثار معنوی بیشتری نصیبشان گردد.
پینوشتها:
1. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب، قم: دار الکتاب، 1404 ق، ج1، ص 123.
2. ابنبابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق، ج1، ص 183، ح 553.
3. ابنبابویه، محمد بن على، کمالالدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج1، ص 73.
4. ابنبابویه، محمد بن على، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى، 1376 ش، ص 141، ح 5.
5. شهید ثانى، زینالدین بن على، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى، بیتا، ص 105.
6- شهید ثانى، زینالدین بن على، مسکن الفؤاد عند فقد الأحبه و الأولاد، محقق / مصحح: ندارد، قم: بصیرتى، بیتا ص 104.
7. ابنبابویه، محمد بن على، کمالالدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، علیاکبر، تهران: اسلامیه، 1395 ق، ج1، ص 73.
8. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج3، ص 220.
9. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج3، ص 220، ح 2.
10. ابنبابویه، محمد بن على، الأمالی، محقق / مصحح: ندارد، تهران: کتابچى، 1376 ش، ص 130، ح 5.






