با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دروغ در حوزه رذايل اخلاقي و نابهنجاري اجتماعي به معناي سخن ناراست، خلاف حقيقت و يا واقعيت و گفتاري ناحق است.
راغب اصفهاني در كتاب مفردات الفاظ القرآن بر اين باور است كه اصل كذب و دروغ در گفتار است. تفاوتي در دروغ از اين لحاظ نيست كه در گذشته اتفاق افتاده باشد يا در آينده؛ چنانكه تفاوتي از اين جهت وجود ندارد كه دروغ نسبت به وعده اي باشد كه انجام نمي شود و يا امر ديگري باشد. (1)
البته براي دروغ اقسام و انواعي گفته اند و براي هر يك از آنها نام هاي خاصي گذاشته شده است. از جمله مي توان به افك و افترا و زور و خرص اشاره آرد.
وقتي از دروغ سخن به ميان مي آيد بحث از توريه و دروغ مصلحت آميز نيز پيش مي آيد
-معناي دو واژه توريه و دروغ مصلحت آميز :
أ-توريه: توريه بر وزن توصيه به سخني گفته ميشود كه منظور گوينده غير از آن چيزي باشد كه شنونده از آن كلام مي فهمد، مثلا كسي از شما تقاضاي كمك مالي و يا قرض الحسنه كرد و شما به هر دليلي نمي خواهيد پاسخ مثبت بدهيد. از طرفي نمي خواهيد دروغ بگوييد. با آن كه پول در جيب يا حساب بانكي خود داريد، مي گوييد: فعلا دستم خالي است. شنونده فكر مي كند كه منظورتان نداشتن پول است، در حالي كه قصد شما اين است كه پول در كف دست تان نيست؛اين را توريه ميگويند. بنا براين توريه آن است كه انسان طوري سخن بگويد كه در فهم شنونده برداشت اشتباهي ايجاد كند.
ب - دروغ مصلحت آميز: دانشمندان اسلامي اعمّ از شيعه و سني، در باب كذب، به پيروي از روايات، مواردي را از حكم دروغ استثنا و خارج كردهاند كه به آنها دروغ مصلحتي گفته ميشود؛ مانند جايي كه حفظ جان مؤمن، حفظ آبروي مؤمن، دفع فتنه و فساد و دفع ضرر بدني و مالي در برابر ظالم يا اصلاح بين دو نفر و يا غلبه بر دشمن در ميدان جنگ متوقف بر دروغ گفتن باشد. (2)
اما تقيه چيست؟
اهل لغت درباره «تقيّه» گفتهاند: تقيه به معناي پرهيز و خوددارى از زيان است؛(3) برخى گفتهاند: معناى آن اظهار صلح و آشتى است، هر چند در باطن بر خلاف آن باشد. (4)
«تقيّه» در اصطلاح:
برخى از فقهاى شيعه «تقيّه» را در فقه چنين تعريف كردهاند: موافقت كردن با ديگرى در كردار و گفتارى كه مخالف با حق است براى حفظ جان خويش از زيان رساندن او. (5)
برخى ديگر گفتهاند:«تقيّه» اسم مصدر است و «اتّقاء» مصدر است، و «تقيّه» به معناى موافقت كردن با ديگرى است در گفتار و يا كردار، و يا رها نمودن كارى است كه انجام آن واجب است و در باور انسان بر خلاف حق است براى نگهدارى جان خويش و يا از رسيدن زيان به كسى كه او را دوست دارد. (6)
براي اطلاع بيشتر از معاني واژه ها به كتاب هاي اخلاقي مثل اخلاق عملي اثر آيت الله مهدوي كني و معراج السعاده مولي احمد نراقي و كتب لغت مثل لسان العرب و مفردات راغب مراجعه فرماييد.
پينوشتها:
1. راغب اصفهاني، مفردات ص ۴٧٨ ذيل واژه صدق.
2. معراج السعادْ، ملااحمد نراقي، ج 2، ص 575؛ احيأ علوم الدين، غزالي، ج 3، ص 178 و 179؛ صحيح مسلم بشرح النووي، ج 16، ص 157 و 158، دارالكتاب العربي.
3. ابن منظور، لسان العرب، قم، ادب الحوزة، 1405 ق، ج 15، ص 401.
4. شيخ انصارى، رسالة التقيّه، ص 320 ؛ المكاسب المحرّمة، چ تبريز، 1375 ق.
5. بجنوردى، القواعد الفقهيه، قم، چ بصيرتى، ج 5، ص 43.
6. سرخسى، المبسوط، ج 24، ص 45.
موفق باشید.