پرسش:
تفریح و سرگرمی، ازجمله نیازهای اساسی انسان است که قطعاً اسلام نیز با آن مخالف نیست و این تفریح و شادی میتواند مصادیق مختلفی هم داشته باشد که یکی از آنها هم مسئله رقص است. بااینحال آیا بر اساس روایات رقص، آسیبهای معنوی و جسمی به دنبال دارد که در روایات آن را حرام میدانند؟
تفریح و سرگرمی، از نیازهای اساسی انسان است که قطعاً اسلام نیز با آن مخالف نیست؛ بلکه در روایات متعدد به لذت حلال و تفریح سالم سفارش شده است؛ اما سرگرمیها و تفریحاتی هم هستند که در اسلام مورد نهی واقع شدهاند، این نوع سرگرمیها به علتهایی ازجمله اینکه یا بهخودیخود مذموم هستند و یا ملازم، مقدمه و نتیجه امر مذمومی است. رقص، هرچند بهعنوان یک تفریح و سرگرمی در بین برخی از مردم بهحساب میآید اما به دلایل آسیبها و مضرات جسمی و معنوی که به همراه دارد میتواند ازجمله تفریحات ناسالم و نهیشده در اسلام قرار بگیرید. در نگاشته پیش رو به آسیبها و ضررهای رقص از دیدگاه روایات اشاره خواهد شد.
شادی و رقص در روایات
۱. اهمیت شادی در اسلام
انسان همانگونه که به غذا، نوشیدنی، خواب، استراحت و نظافت نیاز دارد، به تفریح و سرگرمی سالم نیز نیازمند است. هیچ عاقلی نمیتواند این نیاز فطری و طبیعی انسان را انکار کند. تجربه و گذشت زمان نیز نشان داده است که اگر انسان به کارهای یکنواخت بدون وقفه ادامه دهد و از سرگرمی و تفریح محروم باشد، بازده کار براثر کمبود نشاط بهصورت تدریجی پایین میآید؛ امّا برعکس پس از ساعاتی تفریح و سرگرمی آنچنان نشاط کار و تلاش در او ایجاد میشود که کمّیت و کیفیت کار هر دو فزونی پیدا میکند، به این جهت ساعاتی که صرف تفریح و سرگرمی سالم میشود نهتنها هدر نمیرود؛ بلکه با رفع خستگی از روح و روان، عامل تقویت و پیشرفت ساعات کاری انسان میشود.
در روایات نیز سفارش شده که ساعتی از زندگی را به لذّتهای حلال اختصاص داده شود، از امام صادق علیهالسلام نقل شده:
«إِنَّ فِی حِکْمَهِ آلِ دَاوُدَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا یُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ وَ یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ لَهُ سَاعَهٌ یُفْضِی بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَهٌ یُلَاقِی إِخْوَانَهُ الَّذِینَ یُفَاوِضُهُمْ وَ یُفَاوِضُونَهُ فِی أَمْرِ آخِرَتِهِ وَ سَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ؛(۱) در حکمت آل داوود علیهالسلام آمده است: براى مسلمان عاقل سزاوار است که جز براى این سه کار در مسافرت دیده نشود: الف. براى اصلاح وضع مادى، ب. براى تهیّه اندوخته روز معاد ج. براى لذّت غیر حرام. براى مسلمان عاقل سزاوار است که ساعتى را براى خود مشخص کند که بین خود و خداوند عزّ و جلّ به اعمال خود بنگرد و آنها را بررسى کند و ساعتى را قرار دهد که برادرانش را ملاقات کند و در مورد کارهاى آخرت با یکدیگر گفتوگو کنند و ساعتى نیز قرار دهد که لذّتهای غیر حرام براى خودش فراهم کند که این باعث میشود از آن ساعتهای دیگر نیز بهرهوری بهتر کند.»
بنابراین اصل شادی و تفریح نهتنها در اسلام پذیرفتهشده است، بلکه مورد تأکید و سفارش نیز قرار گرفته است.
۲. رقص در روایات
در متون روایی شیعه، روایتی مبنی بر تأیید رقص توسط هیچیک از پیشوایان دین به چشم نمیخورد و مورد نهی قرار گرفته است. امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل فرمودند:
«أَنْهَاکُمْ عَنِ الزَّفْنِ وَ الْمِزْمَارِ وَ عَنِ الْکُوبَاتِ وَ الْکَبَرَاتِ؛(۲) شما را از رقص، نى، تنبکها و طبلها نهی میکنم».
همین روایت با تغییراتی جزئی، در کتاب «دعائم الإسلام» نیز نقل شده است.(3)
از مجموعه احکام و آموزههای اسلام به دست میآید برخی از محرّمات، بهعنوان مقدمه و زمینهساز سایر گناهان هستند و انسان را در ورطه فساد و تباهی میکشانند؛ مثلاً غناء و آوازهخوانی مطرب، علاوه بر اینکه فینفسه و بهخودیخود، حرام است، چون مقدمه گناهانی نظیر ارتکاب لهو و لعب، تحریک شهوت، اختلاط مردان با زنان، غافل شدن انسان از یاد خدا و ... میشود، اهمیّت بیشتری دارد. همچنین رقص و رقاصی زمینهساز سایر گناهان مثل تهییج شهوت، ارتکاب ملاهی، شرابخواری، ترویج لودگی و ولنگاری و ... میشود.
از دیدگاه اسلام، انسان موجودی با کرامت و دارای ارزش فوقالعاده است، بایستی تمام همت خود را مصروف کمال خواهی کند و ازآنچه او را از این هدف بازمیدارد، پرهیز کند. ازجمله موانع جدی انسان در این راه، اشتغال به لهو و لعب و غفلتی است که از این طریق عاید انسان میگردد. به همین منظور در شریعت الهی تمهیداتی برای جلوگیری از فرورفتن فرد و جامعه، در منجلاب هوسها و غفلتها پیشبینیشده است که ازجمله آنها تحریم مسکرات، قمار و رقص است (رقص برای غیر همسر).
رقص از مصادیق «لهو» محسوب میشود.(4) در روایات فراوانی «لهو» مورد مذمت قرار گرفته است. حضرت علی علیهالسلام فرمودند:
«لَمْ یَعْقِلْ مَنْ وَلَهَ بِاللَّعِبِ وَ اِسْتَهْتَرَ بِاللَّهْوِ وَ اَلطَّرَبِ؛(5) عاقل نیست کسی که در پی لعب باشد و دائم با لهو و طرب خود را مشغول سازد.»
عبدالواحد بن مختار میگوید: از امام باقر علیهالسلام درباره بازى با شطرنج پرسیدم سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ اللَّعْبِ بِالشِّطْرَنْجِ فَقَالَ:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَمَشْغُولٌ عَنِ اللَّعِبِ؛(6) فرمودند: مؤمن از بازى برکنار و رویگردان است.»
امام علی علیهالسلام میفرماید:
«اهْجُرِ اللَّهْوَ فَإِنَّکَ لَمْ تُخْلَقْ عَبَثاً فَتَلْهُوَ وَ لَمْ [لن] تُتْرَکْ سُدًى فَتَلْغُوَ؛(7) از سرگرمى (کارهاى غفلت زا) دورى کن؛ زیرا که تو بیهوده آفریده نشدهای تا به سرگرمى بپردازى و مهمل رها نشدهای تا بیهودگى کنى.»
یا در روایت دیگر میفرماید:
«اللَّهْوُ مِنْ ثِمَارِ الْجَهْلِ؛(8) سرگرمى (غفلت)، از میوههای نادانى است.»
از پیامدهاى لهو و سرگرمى، فساد ایمان است حضرت علی علیهالسلام فرمودند:
«مَجَالِسُ اللَّهْوِ تُفْسِدُ الْإِیمَان؛(9) مجالس سرگرمى [و خوشگذرانی]، ایمان را تباه میکند.»
امام صادق علیهالسلام ـ درباره کسى که براى سرگرمى دنبال شکار میرود ـ فرمود:
«فِیمَنْ طَلَبَ الصَّیْدَ لَاهِیاً وَ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَفِی شُغْلٍ عَنْ ذَلِکَ شَغَلَهُ طَلَبُ الْآخِرَهِ عَنِ الْمَلَاهِی إِلَى أَنْ قَالَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِیعِ ذَلِکَ لَفِی شُغْلٍ مَا لَهُ وَ لِلْمَلَاهِی فَإِنَّ الْمَلَاهِیَ تُورِثُ قَسَاوَهَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاق؛(10) مؤمن، فرصت چنین کارهایى را ندارد آخرت جویى او را از سرگرمى باز داشته است. مؤمن به هیچیک از این کارها نمیرسد، او را چه به سرگرمیها؟! کارهاى لهو و سرگرمکننده، سختدلی میآورد و نفاق بر جاى میگذارد.»
البته در برخی از روایات سرگرمی و لهو مؤمن را نام بردهاند: پیامبر خدا صلیالله علیه و آله فرمودند:
«کُلُّ لَهوِ المؤمنِ باطِلٌ إلاّ فی ثلاثٍ: فی تأدیبِهِ الفَرَسَ و رَمیِهِ عَن قَوسِهِ و مُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ، فإنّهُنَّ حَقٌّ؛(11) هرگونه سرگرمى براى مؤمن نادرست است، مگر در سه کار: در تربیت اسب، تیراندازى با کمانش و بازى و شوخى با همسرش؛ زیرا این سه کار، حقّ است.»
در روایت دیگر امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَهِ أَشْیَاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکَهَهِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاهِ بِاللَّیْلِ؛(12) سرگرمى مؤمن در سه چیز است: لذّت بردن از زنان، بذلهگویی با برادران و نماز شب.»
بنابراین، برخی از محرمات فینفسه آسیبها و ضررهایی را به دنبال دارند؛ برخی دیگر نیز مقدمه، ملازم و یا نتیجهاش آسیب و ضرر است و رقص میتواند شامل هر دو شود. رقص غالباً همراه با ساز و موسیقیهای حرام است و از سوی دیگر بهشدت روی برانگیخته شدن غریزه جنسی انسانها اثرگذار است. اسلام اجازه نمیدهد که غریزه جنسی جز بین زن و شوهر برانگیخته شود. شادیهای برگرفته از انواع ارتباطات جنسی نابودکننده بنیاد خانواده و اجتماع است. لازم است تأکید شود که بسیاری از ضررها و آسیبها را نیز ما متوجه نمیشویم همانگونه که در امور عبادی علل بسیاری از شرایع را نمیدانیم.
نتیجه:
تفریح یک نیاز اساسی، لازم و مفید برای انسان است. در روایات، تفریح مورد سفارش است؛ البته شرطش این است که انسان را به گناه، آلودگی و تباهی نکشاند. رقص، منشأ و مقدمه گناهان دیگر همچون لهو و لعب، آوازهخوانی، شنیدن آهنگهای مطرب و مبتذل، فراموشی یاد خدا، نگاه شهوتآلود، برانگیختن غریزه و شهوت جنسی، برخورد و تماس جسمی با نامحرم و درنهایت از بین رفتن حیا و ارتباط نامشروع و حرام میشود.
پینوشتها:
1. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج5، ص 87، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
2. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج6، ص 432، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
3. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ج2، ص 207، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، قم، چاپ دوم، 1385 ق.
4. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۲، ص ۴۷، تراث الشیخ الأعظم.
5. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم ج ۱، ص ۵۶۵، دار الکتاب الاسلامی، قم، ۱۳۸۶ ش.
6. ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، 2 ج1، ص 26، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362 ش.
7. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 460، دفتر تبلیغات، ایران، قم، چاپ اول، 1366 ش.
8. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 460، دفتر تبلیغات، ایران، قم، چاپ اول، 1366 ش.
9. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 461، دفتر تبلیغات، ایران، قم، چاپ اول، 1366 ش.
10. عدهای از علماء، الأصول السته عشر (ط - دار الشبستری)، ص 51، دار الشبستری للمطبوعات، قم، چاپ اول، 1363 ش.
11. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج5، ص 50، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
12. ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، ج1، ص 161، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362 ش.