بنده پسری 23 دانشجو و اهل تهران هستم
قضیه از این قراره که پدر و مادر ما چند سال سر یه خونه دعوا میکردند چو سند نداشت و وکالتی خریده شده بود و ایضا سر مهریه.سر همین دعواها ما شدیم بچه طلاق. 5ساله طلاق گرفتن. میدونید و میدونم که زندگی گرم خانوادگی تنها پناه گاه یه آدم میتونه باشه. ما از اون محروم شدیم. آیا در این محروم شدن حقی از ما ضایع شده است؟
خیلی تو این دادگاه ها و کلانتری ها و زندادنها رفته اند و آماده اند پدر و مادر ما. ما به عنوان یه بچه که به اختیار پدر و مادرمون چندسالیست طعم خانواده گرم را نچشیدیم و پدر و مادر را در کنارهم ندیدیم مگر در بحث و مشاجره، آیا از لحاظ شرعی میتوانیم به پدر و مادر اعتراض کنیم که چرا کانون گرم را برای ما فراهم نمیکنید؟ اصلا حق چنین کاری را داریم؟
چگونه اعتراض کنیم و به چه بهانه ای؟
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فهم و درایتی که در مطلب شما مشهود است را به شما تبریک گفته و نکات ذیل را تقدیم حضورتان می نماییم:
1.این تصور که خداوند طرفدار مطلق پدر و مادر است و هر کاری آنان بکنند مجاز است و حق با آنان است، تصوری نادرست است و در اسلام، برای دو طرف یعنی والدین و فرزندان حقوقی قرار داده شده و هر کس که رعایت نکند مورد عقاب و عذاب قرار خواهد گرفت ولی البته حقوق والدین بیشتر است و بی احترامی به آنان تاثیرات بدی در سرنوشت انسان دارد و لذا به ما فرموده اند که با آنان بد رفتاری نکنیم خود می دانید و نیاز به توضیح ندارد.
2.با وضعیتی که شما گفته اید ، از طرف آنها به شما ظلم شده (یا از هر دوتای آنها یا از یکی از آنها) و شما هم حق گله کردن و ابراز نگرانی را دارید ولی نه به صورتی که بی احترامی باشد یا اوضاع را بدتر کند.شما باید با دانایی و نیز استفاده از عاطفه، به گونه ای اقدام کنید که تاثیر مثبت ایجاد کنید و وضعیت را برای اعضاء خانواده بهتر از قبل کنید و الا اگر صرفا بخواهید اعتراض کنید، ممکن است مشکلات بیشتری پیش بیاید و وضعیت را بدتر کند.
3. این وضعیت را لزوما به ضرر خود ندانید؛ زیرا اگرچه کانون گرم خانواده ارزشمند و مفید است. اما نبودن آن همیشه به معنای بدی نیست و گاهی همین نبودن نعمت و سبب رشد و قوی شدن فرزندان خانواده می شود و سبب می گردد آنها در زندگی آیندهء خود موفق باشند؛ چرا که این وضعیت نامطلوب را به خوبی مشاهده کرده اند. چند ماه پیش دختر خانمی برای ما ایمیل فرستاد و در آن از خواب های معنوی بسیار خوب خود نوشت و ما هم به او توصیه کردیم که از نظر معنوی روی خود سرمایه گذاری کند تا به مراتب بالا برسد و به او گفتیم که اگر مایل بود که در زمینهء معنوی سرمایه گذاری کند و از ما راهنمایی بگیرد در تماس بعدی از خصوصیات خود و خانواده اش برایمان بنویسد. ایشان چند روز بعد ایمیل جدیدی فرستادند و مسالهء جالب و برای بعضی باورنکردنی این بود که ایشان با این جنبه های مثبت معنوی و نیز موفقیت تحصیلی در دانشگاه، دختر طلاق بود؛ اما نکته و سر این موفقیت های ایشان در این بود که توجه زیادی به طلاق و جدایی پدر و مادرش از یکدیگر نداشت و فردی شکر گذار بود و "نیمهء پر لیوان" را می دید. او نوشته بود که من خدا را شکر می کنم که پدر و مادرم زنده اند و می توانم هر دوی آنها را ببینم!
البته چنین حالت معمولا دشوار است. ولی امکان پذیر است و همهء ما اگر این روحیه را در خود تقویت کنیم ، نه تنها به موفقیت های بزرگ می رسیم ، بلکه معلم و راهنمای دیگران می شویم.
موفق باشید ( اگر فرمایش دیگری داشتید در خدمت شما هستیم).






