چند سوال داشتم که اگه جوابشو رو برام بدين ممنون ميشم . 1 ايا حقيقت دارد شيطان ميتواند به انسان اسيب برساند چه فيزيكي و چه روحي. 2 ايا حقيقت داردانسان ميتواند با شيطان ازدواج كند . 3 نكته اي كه مهمه آيا حقيقت دارد كه شيطان ازغيب ميداند شفا ميدهد ويا انهاي كه دعا ميكنن با شيطان در ارتباط هستن تا مريضها و مشكلات مردم رو حل ميكنن . ××××××××
شيعه همه جا رهبر و مولاش علي است
دنياش علي بوده و عقباش علي است
بيمهر علي زهد ابوذر همه هيچ
سلمان كه محمدي است آقایش علي است
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
كلمه شيطان اسم جنس است و به هر موجود متمرد و طاغي اعم از اين كه جن باشد يا ا نسان اطلاق مي شود. (1)اما ظاهراً مراد شما از شیطان همان اصطلاح رائج و به عبارتی ابلیس است که به تعبیر قرآن شیطان از جن است(2) اما در میزان تلسط ابلیس باید گفت:
به طور کلی امکان صدمه دیدن انسان از جنیان امری ممکن است زیرا وقتی موجودی به نام جن با ویژگی ها و توانمندی های مختلف را پذیرفتیم، نمی توانیم به طور قطع ویقین بگوییم این موجودات نمی توانند به انسان ها ضرری بزنند یا در زندگی ما تاثیری بگذارند ، هرچند تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده باشد، زیرا دنیا محل رخداد حوادث متفاوت و تاثیر و تاثر عوامل گوناگون بر یکدیگر است . پس اصل و امکان این مساله را نمی توان رد کرد ، هرچند هیچگاه واقع نشود .
در خصوص صدمات روحی و جسمی جن یا شیطان در قرآن اشاراتی مطرح شده ، مثلا در مورد احتمال صدمه دیدن روحی انسان از جن اشاره ای در قرآن آمده ، آن هم در باب خطری که متوجه رباخواران است ، خداوند می فرماید : « الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ (3) كسانى كه ربا مىخورند، (در قيامت) برنمىخيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده (و نمىتواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمين مىخورد، گاهى بپا مىخيزد) »
هرچند در این آیه تصریحی وجود ندارد ، اما طرح این تمثیل به نوعی حاکی از احتمال بروز نوعی عدم تعادل روحی و روانی در افرادی است که احیانا به واسطه تماس با شیطان سلامت خود را از دست داده اند .
در مورد صدمات جسمی نیز در قران در خصوص حضرت ایوب اشاره ای مطرح شده که وقتی این پیامبر الهی بواسطه صدمات مختلف جسمی و مالی و ... در نهایت فشار و سختی و رنج قرار گرفت ، خطاب به خداوند عرضه داشت : « وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذاب (4) و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است. »
در این باره هرچند برخی مفسران این عذاب و سختی نشات گرفته ازجانب شیطان را همان وسوسه ها و آزارهای فکری و زبانی شیطان دانسته اند (5) اما برخی روایات نشان می دهد که این صدمات جسمی و مالی و ... همه و همه ناشی از شیطان بود ؛ در روایتی از امام صادق آمده :
« َ إِنَّمَا كَانَتْ بَلِيَّةُ أَيُّوبَ الَّتِي ابْتُلِيَ بِهَا فِي الدُّنْيَا لِنِعْمَةٍ أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلَيْه... شيطان به پيشگاه خدا عرضه داشت كه اگر ايوب را شاكر مىبينى به خاطر نعمت فراوانى است كه به او دادهاى، مسلما اگر اين نعمتها از او گرفته شود او هرگز بنده شكرگزارى نخواهد بود! خداوند براى اينكه اخلاص ايوب را بر همگان روشن سازد، و او را الگويى براى جهانيان قرار دهد كه به هنگام" نعمت" و" رنج" هر دو شاكر و صابر باشند به شيطان اجازه داد كه بر دنياى او مسلط گردد. شيطان از خدا خواست اموال سرشار ايوب، زراعت و گوسفندانش و همچنين فرزندان او از ميان بروند، و آفات و بلاها در مدت كوتاهى آنها را از ميان برد، ولى نه تنها از مقام شكر ايوب كاسته نشد بلكه افزوده گشت!
او از خدا خواست كه اين بار بر بدن ايوب مسلط گردد، و آن چنان بيمار شود كه از شدت درد و رنجورى به خود بپيچد و اسير و زندانى بستر گردد. اين نيز از مقام شكر او چيزى نكاست...» (6)
از این روایت به خوبی روشن می شود که هرچند شیطان به طور عادی و عقلی ممکن است زمینه آسیب زدن به انسان را در اختیار داشته باشد ، اما این امر در مقام عمل مگر در موارد خاص واقع نمی شود مانند داستان حضرت ایوب که با اذن خداوند و برای نشان دادن صبر و اخلاص ایوب علیه السلام و ترفیع درجه او این امر انجام شد .
با این بیان معنای آیات مختلف قران که محدوده عملکرد شیطان را در فریب انسان تشریح می کند نیز کاملا روشن می شود ؛ زیرا دقت در آیات و روایات حاکی از آن است که قلمرو نفوذ و سلطه شیطان محدود به نفوذ در اندیشه و افکار است، در واقع در اندیشه بشر نفوذ کرده و با وسوسه ، امر باطلی را در نظر او حق و زیبا جلوه می دهد .
قرآن کریم، این معانی را با تعبیرهای «تزیین»، «تسویل»، «وسوسه» و... بیان می کند لذا در همین مقام، تا خود انسان دست ارادت به شیطان ندهد، شیطان قدرت تسلط بر او را ندارد آنچنانکه خداوند در سوره نحل می فرماید"إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ"(7)تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند، و آنها كه نسبت به او [خدا] شرك مىورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند)".
همچنین قرآن از زبان شيطان در قيامت نقل مىكند كه در جواب كسانى كه به او اعتراض مىكنند و او را مسؤول گمراهى خويش مىشمارند مى فرماید"...وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي فَلا تَلُومُوني وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ..."(8)...من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد..." .
اما در مورد امکان ازدواج باید گفت :
به طور کلی جنیان قادر به انجام کارهای گوناگون مانند به اشکال مختلف در آمدن و... هستند چرا که آنان پدیدههای بسیار لطیفی هستند که قدرت انبساط و انقباض خویش را دارند و گرچه در حالت عادی در حال انبساط اند و قابل دیدن نیستند، ولی اگر منقبض گردند، میتوان آنان را دید و لمس کرد.(9)
در مواردی هم تمثل و تجسم شیطان در منابع دینی اشاره شده ، آن چنانکه نقل شده است قریش هنگامی که تصمیم برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتند، از حمله طایفة بنی کنانه ترس داشتند، زیرا قبلاً با هم دشمنی داشتند. در این هنگام ابلیس در چهرة «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیله بنی کنانه بود، به سراغ آنها آمد و به آنها اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگ هستم و کسی بر شما غالب نخواهد شد، اما به هنگامی که نزول ملائکه را دید، عقبنشینی نمود و فرار کرد.(10)
اما در عین حال، به دلیل ساختار طبیعی وجود انسان و جن ، امکان عملی ازدواج و زندگی یک انسان به شیطان منطقی به نظر نمی رسد به این معنا که شیطان در مدتی طولانی و سالیان سال خود را در قالب یک انشاتن نشان دهد و با یک انسان به زندگی مشترک بپردازد .
در نهایت در مورد آگاهی شیطان از غیب یا شفا یافتن مریض ها توسط راه کارهای او باید گفت :
به طور کلی ساختار وجودی جنیان به گونه ای است که چه بسا توانایی های خاصی نسبت به انسان برخوردارند مانند انتقال سریع از یک مکان به مکان دیگر یا آگاهی از پاسخ برخی پرسش ها در زمانی بسیار سریع تر از انسان ها و... ، در نتیجه همین امور می توان تصور کرد که جنیان یا خود شیطان از برخی امور که بر ما مخفی است آگاه باشند مانند حوادثی که ما از آن مطلع نیستیم و یا اشیاءی که مورد سرقت قرار گرفته و ... ؛ از جمله این امور می تواند آگاهی از راهکار درمان برخی بیمای ها و امراض باشد .
پی نوشتها:
1. سید احمد خاتمي. فرهنگ علم كلام. انتشارات صبا. تهران 1370 ش ، ص141.
2. کهف (18) آیه 50.
3. بقره (2) آیه 275
4. ص (38) آیه 41
5. مجلسی ، محمد باقر، بحار الانوار ، چ دارالکتب الاسلامیه،تهران بی تا، ج 74 ص 273
6. همان ج 60 ص 200 .
7. نحل(16)آیه 100
8. ابراهیم(14)آیه 22
9. ر.ک محمدتقی مصباح، معارف قرآن، نشر مؤسسه در راه حق، قم 1367ش، ص 316.
10. ر.ك موسوى همدانى، ترجمه المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه، قم 1374 ش، ج 9،ص 34 .






