من با فردی آشناشدم که بعد از مدتی متوجه شدم سنی است.ماخیلی همدیگرو دوست داریم روزای اول گفت شیعه میشم.ولی حالا میگه من کتابایی خوندم که دین شما رو باطل وآبکی میدونه میگه چرا شما صیغه دارید.؟صیغه عامل هوس رانیه؟
من بهش پیشنهاد صیغه دادم واسه دوری از گناه.خواستم بدونم آیا میشه مابهم محرم شیم بی اجازه پدر؟حالا قبول کرده خودش محرم شیم.
میشه خودم آیه صیغه رو بخونم بهم محرم شیم؟
بهم گفته اگه بتونی قانعم کنی شیعه میشم میخوام کمکم کنید چطور شروع کنم ک تاثیرگذارترباشه؟آدم تحصیل کردست میگه فقط باآیه های قران برام دلیل بیار و قانعم کن دیگه باهیچ کتابی از علما رو قبول ندارم توروخدا ماعاشق همیم نمیخوام از دستش بدم....باتشکر وخسته نباشید....
با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در رابطه با فلسفه و حکمت تجویز ازدواج موقت در اسلام و اینکه آیا این حکم اصلاح گر، مجوزی برای هوسرانی و اشاعه بی بندو باری است و یا برعکس عاملی است برای نجات فرد و جامعه از فساد و تباهی؟ مطالبی را می توان بیان کرد لکن برای جلوگیری از اطاله کلام شما را به مطالعه پاسخی که لینک ذیل آمده است توصیه می نمائیم.
<http://www.pasokhgoo.ir/node/20260>
همچنین برای مشاهده مستندات این حکم از آیات و روایات از طریق شیعه و سنی می توانید به این متن مراجعه کنید.
<http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=186020>
در رابطه با سوال فقهی شما که آیا دختر می تواند بدون اجازه پدر اقدام به ازدواج موقت کند ؟ باید عرض کنیم که به فتوای اکثر فقهای بزرگوار این امر بدون اجازه پدر جایز نمی باشد و باعث بطلان عقد می شود. برخی از فقها اجازه این کار را داده اند . بنابراین لازم است شما با شماره 09640 تماس گرفته و با ذکر نام مرجع تقلیدتان ، در این مورد از گروه فقه و احکام کمک بگیرید. در رابطه با سوال بعدیتان هم که آیا می شود خودتان به این کار اقدام کنید یا خیر ؟ نیز با همین گروه صحبت فرمائید.
در رابطه با ازدواج خود با چنین فردی و اقدام به ازدواج موقت با ایشان و ادامه رابطه خود با وی توصیه می کنیم حتما با گروه مشاوره مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی به وسیله همان شماره که عرض شد مشورت کنید تا خدای نکرده با اقدامی نسنجیده باعث بروز مشکلاتی در زندگی آینده خود نشوید.
اما در رابطه با ادله حقانیت شیعه :
« شیعه دوازده امامی، یگانه مذهبی است كه بر سنت اصیل اسلام واقعی استوار مانده و عقیده دارد كه اسلام، مكتب جامع و جاوید است و برای تمام اعمال و اخلاق و عقاید انسان از ساده ترین مسایل مثل خوردن و خوابیدن گرفته تا عالی ترین مسایل مثل مبدء و معاد دستور و برنامه دارد. به عقیده شیعه چنین مكتبی امكان ندارد در مسأله بسیار مهم رهبری و امامت و تعیین جانشین برای پیامبر اسلام(ص) سكوت اختیار كند و یا انتخاب چنین منصبی را به عهده انسانهای معمولی بگذارد.
این عقیده صحیح را قرآن و سنت و عقل تایید می كند. در این قسمت به شواهد قرآنی بسنده و به نمونه هایی از آیات قرآنی اشاره می كنیم و تفصیل آنرا به منابع مربوطه ارجاع می دهیم .
اول: آیه «ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً » " امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم"[1] در كنار آیه شریفه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ...» " اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مىدارد" [2] با توجه به شأن نزول این آیات كه در حجه الوداع نازل شده و پیامبر(ص) صریحاً علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان مولا و سرپرست مسلمین معرفی كردند، جای هیچ شك و تردیدی را باقی نمی گذارد كه: حق با مذهبی است كه امام منصوص را اطاعت و تبعیّت می كند.
در منابع مهم تفسیری ذیل این دو آیه، قراین و شواهد متعددی بر نصب حضرت علی(ع) وارد شده است كه در این مقال نمی گنجد، و در این قسمت به ذكر نمونه ای بسنده می شود: جوینی در كتاب «فرائد السمطین» به اسنادی كه دارد نقل می كند كه در زمان خلافت عثمان در مسجد رسول اللّه(ص)مجلسی با شركت بیش از دویست تن از جمله سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، ابوذر، حسن(ع) و حسین(ع) و ابن عباس و ... تشكیل شده بود كه قریش و انصار، هر یك فضایل خود را یادآور می شدند.
علی(ع) كناری نشسته و ساكت بودند، جمعیت از او خواستند فضایل خود را یادآور شود. علی (ع) شماری از فضایل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و فضیلتهای خویش را بر شمرد و از آنان تصدیق و گواهی خواست و آنان گواهی دادند از جمله فرمودند: شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید هنگامی كه آیه: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون» " سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردهاند همانها كه نماز را برپا مىدارند، و در حال ركوع، زكات مىدهند" و آیه «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَة» " آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مىشويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشدهاند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد)"نازل شد مردم گفتند یا رسول الله این آیه ها مخصوص برخی از مومنان است یا شامل همه؟ اینجا بود كه خداوند پیامبرش را امر فرمود، تا سرپرستان آنان را در امور، برای آنان معرفی كند همانگونه كه نماز و زكات و حج را معرفی كرده است و امر فرمود تا مرا در غدیر خم نصب كند لذا فرمود: «من كنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال ...» در این هنگام سلمان برخاست و گفت یا رسول اللّه این چه ولایتی است؟
فرمود: همان ولایتی كه من دارم ... آنگاه این آیه نازل شد: «الیوم اكملت لكم ...» آنگاه ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله این آیه مخصوص علی است؟ فرمود: آری و علی و دیگر اوصیاء من تا روز قیامت. گفتند یارسول اللّه آنها را معرفی بفرما، فرمود: علی سپس فرزندم حسن و سپس حسین و ...[3]
چنانكه در منابع متعدد اهل سنت از پیامبر اكرم (ص) روایت شده كه فرمودند: وصی و جانشین بعد از من علی بن ابیطالب(ع) است و بعد از او، دو فرزندم حسن سپس حسین كه نه امام دیگر از صلب حسین پی هم می آیند ... یعنی وقتی حسین از دنیا رفت پسرش علی، بعد پسرش محمد، بعد پسرش جعفر، بعد پسرش موسی، بعد پسرش علی، بعد پسرش محمد، بعد پسرش علی، بعد حسن، سپس حجت ابن الحسن، اینها امامان دوازده گانه اند به تعداد نقبای بنی اسرائیل[4]
دوم: «یا ایّها الَّذین آمنُوا أطیعُوا اللَّه وَ اَطیعُوا الرَسولَ وَ اُولی الأمرِ مِنْكُمُ، فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ فی شیء فَرُدُّوهُ الی اللّه»[5]آیه شریفه دستور به اطاعت مطلق و بی چون و چرا از خدا را می دهد سپس با همان لحن و سیاق دستور اطاعت از پیامبر را صادر می كند، شكی نیست كه خداوند، معصوم مطلق و بری از خطاء و گناه و سهو است، پس دستوراتش همواره صحیح و همیشه مطاع است، از اینكه قرآن عین همین اطاعت را برای پیامبر از مردم خواسته است معلوم می شود پیامبر هم كاملا معصوم است. چنانكه در آیه دیگر هم دستور داده و فرموده است: «وَ اَطیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكم تُرحَمون»[6] كه در آن بدون تكرار لفظ «اطیعوا» اطاعت پیامبر عین اطاعت خداوند است. در قدم سوم مؤمنین را به اطاعت مطلق و بی چون و چرا، از اولوالامر می خواند كه معلوم می شود اولوالامر هم معصومند هیچگاه دستور به گناه و ناصواب نمی دهند وگرنه اطاعت مطلق از آنها صحیح نبود چنانكه قرآن در سایر موارد كه پای خطا و اشتباه در ناحیه مطاع متصور است، اطاعت را مقید می كند مثلا در مورد احترام و اطاعت پدر و مادر می فرماید: «وَ وَصینا الأنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً وَ اِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بی ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعْهُما»" ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، و اگر آن دو (مشرك باشند و) تلاش كنند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنها پيروى مكن" [7]
تا اینجای استدلال فخر رازی از علمای مشهور اهل سنت ما را همراهی می كند. اما اینكه اولوالامر معصوم چه كسانی هستند، حق این است كه آنها اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و امامان دوازده گانه از فرزندان پیامبر خاتم هستند.
دلایل ما ـ اول: حدیث منزلت ـ در حدیثی كه حاكم حسكانی در شواهد التنزیل[8] در تفسیر آیه اولی الامر آورده به اسناد خویش از مجاهد روایت كرد: آیه كریمه در مورد امیرالمؤمنین علی(ع) نازل گردید، آنجا كه رسول اللّه(ص) در مدینه وی را جانشین خویش قرار داد آنگاه علی(ع) فرمود: مرا بر زنان و كودكان جانشین قرار می دهی؟ پیامبر(ص) فرمود: آیا نمی پسندی كه نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی باشی. آنجا كه به او گفت: «اخلفنی فی قومی» در میان قوم من جانشینم باش و اصلاح كن، اینجا بود كه و «اولی الامر منكم» نازل شد در حق علی(ع)، این گفته مورد تأیید مجاهد مفسر بزرگ می باشد; حاكم حسكانی می گوید: این همان حدیث منزلت است كه شیخ ما ابو حازم حافظ می گفت من آنرا به پنج هزار سند تخریج كرده ام پس در اعتبار حدیث تردیدی نیست و محدّثان بزرگ مانند ابن عساكر از صحابه بسیار روایت كرده اند.[9]
دوم: «حدیث اطاعت» ، حاكم نیشابوری در مستدرك نقل می كند كه پیامبر(ص) فرمود: «كسی كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و كسی كه مرا معصیت كند خدا را معصیت كرده و كسی كه علی(ع) را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و كسی كه علی(ع) را معصیت كند مرا معصیت كرده»[10] این حدیث به طور واضح دلالت بر واجب الاطاعه بودن علی (ع) مانند خود پیامبر اسلام (ص)و عصمت علی(ع)دلالت دارد و در واقع حدیث مفسر آیه شریفه « اولی الامر» است.
سوم: همانگونه كه فخر رازی با استدلال به این نتیجه رسید كه اولوالامر باید معصوم باشد[11] شیعه نیز همین عقیده را دارند. از طرفی اهل سنت، پیامبر را معصوم می دانند و اهل تشیع پیامبر و ائمه دوازده گانه را معصوم می دانند. بنابراین اجماع قائم است ك غیر از پیامبر و ائمه اهل بیت، معصومی كه مصداق اولوالامر باشد نداریم.[12]
توضیح اینكه امام باید معصوم باشد; در میان امت اسلامی دو قول بیشتر نیست عده ای می گویند عصمت شرط امامت نیست، عده ای می گویند عصمت شرط امامت است. اما قول اول با آیه شریفه اولوالامر و به اقتضای سخن وتفسیر فخر رازی باطل شد. پس حق منحصر در قول دوم می شود یعنی امام باید معصوم باشد و تمام كسانی كه عصمت را شرط امامت می دانند اجماعاً و اتفاقاً علی بن ابیطالب را امام می دانند.[13]
در اینجا به چند نمونه دیگر از آیات قرآنی كه مسأله نصب و معرفی امامت و حقانیت مذهب اهل بیت را می رساند یادآور می شویم و در ذیل هر كدام منابع مهم اهل سنت را كه دلالت آیات را پذیرفته اند ذكر می كنیم.
1- «... ِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ »"... به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم" [14] زمخشری می گوید: این آیه كریمه، قوی ترین دلیل بر فضیلت اصحاب كساء است.[15]
آلوسی می گوید: دلالت آیه كریمه بر فضیلت آل پیامبر كه آل الله اند برای هیچ مؤمنی قابل تردید نیست...[16]
در صحیح مسلم[17] و سنن ترمذی[18] و مسند احمد بن حنبل[19] وارد شده كه پیامبر(ص)حضرت علی(ع) و فاطمه ـ علیها السلام ـ و حسن(ع) و حسین(ع) را با خود به صحرای مباهله آوردند، در این آیه از علی(ع) تعبیر به نفس پیامبر شده و ابتهال و دعا خواندن كار مشترك پیامبر و اهل بیتش بوده كه در نزول لعنت بر كاذبین مؤثر بوده است.
2- «... ُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً » " ... خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد"[20] این آیه عصمت اهل بیت را بیان می كند و تا معصوم باشد نوبت به غیر معصوم در ولایت و امامت و ریاست مذهب نمی رسد.
لذا وقتی كه با توجه آیات قرآن و روایات صحیح فریقین، امامت و ولایت متعلق به جانشین به حق بعد از پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله- می باشد و آن جانشینان كسانی نیستند مگر امیرالمومنین حضرت علی و فرزندانش - علیهم السلام-. پس واضح و مسلّم است كه تبعیت واقعی از امامت ائمه اطهار - علیهم السلام- مهمترین دلیل روشن است بر حقانیت مذهب تشیّع.»(21)
درپایان برخی ازكتابهایی كه برای پی بردن به حقانیت شیعه قابل مطالعه هستند را ذكرمی شودکه در آن تنها استدلالات روشن عقلی و نقلی مطرح است و نظر یک عالم دینی نیست :
- آنگاه هدایت شدم، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری
- اهل سنت واقعی كیست؟، تیجانی سماوی، ترجمه: سید محمد جواد مهری
- حق جو و حق شناس (ترجمه المراجعات)، علامه سید شرفالدین، ترجمه محمد رضا امامی
- شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی
پی نوشت ها:
1. مائده(5)، آیه 3.
2. مائده(5)، آیه 67.
3. ابراهیم بن محمد جوینی، فرائد السمطین، بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه والنشر، بیتا ، ج1، ص312.
4. فرائد السمطین، تحقیق شیخ محمد باقر محمودی، بیروت، موسسه المحمودی، چاپ اول، 1400 هـ ، ج 2، ص 134.
ایضاً سبط ابن جوزی، تذكره الخواص، بیروت، مؤسسه اهل البیت، 1401 هـ، ص 327.
ایضاً سلیمان قندوزی، ینابیع الموده، اسلامبول، مطبعه اختر، 1301 هـ، ص 444، باب 77.
5. نساء(4) ، آیه 59.
6. آل عمران(3)، آیه 32.
7. عنكبوت(29)، آیه 8.
8. حاكم حسكانی، شواهد التنزیل، مؤسسه الطبع و النشر، بیتا، ج 2، ص 190.
9. همان، ص 195.
10. حاكم نیشابوری، المستدرك علی الصحیحین، مؤسسه طبع و نشر، بیتا ، ج 3، ص 195.
11. فخر رازی، تفسیر، تهران، دارالكتب العلمیه، چاپ دوم، سطر 2، ج 10، ص 144.
12. حلی، كشف المراد، تحقیق آیت الله سبحانی، انتشارات مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ اول، ص 188.
13. كشف المراد، تحقیق استاد حسن زاده، جامعه مدرسین قم، چاپ چهارم، ص 367.
14. آل عمران(3) آیه 61.
15. جار الله زمخشری، تفسیر الكشاف، بیروت، دار الكتاب العربی،بیتا ،ج 1، ص 370.
16. آلوسی، روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی،بیتا، ج 3، ص 189.
17. صحیح مسلم، كتاب فضایل الصحابه باب فضایل علی بن ابیطالب، مؤسسه عز الدین للعباده والنشر، بیتا ، ج 5، ص 23، حدیث 32.
18. سنن ترمذی، دارالفكر، بیتا ،ج 5، ص 565.
19. مسند احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بیتا ،ج 1، ص 185.
20. احزاب(33) آیه 33.
21. منبع : برگرفته از سايت مركز مطالعات و پژوهش هاي حوزه علميه قم.( انديشه قم).






