پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
قرآن از همسران پیامبر با لقب «ام المؤمنین» یاد کرده است (1). اعطای لقب «ام المؤمنین» به زنان پیامبر(ص) افزون بر جنبه احترام، بیانگر حرمت ازدواج با آنان است تا مؤمنان بدانند ازدواج با آنان همانند ازدواج با مادر خویش حرام است. نیز در آیه دیگری با صراحت تمام این حکم را بیان داشته : « وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيماً و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است! »(2).
در مورد سبب نزول این حکم آمده است: برخی از منافقان و مخالفان پیامبر(ص) منتظر بودند با هدف خرد کردن شخصیت رسول خدا و مبارزه با او، پس از مرگش همسرانش را به عقد خود درآورند، و آن را آشکارا و با جسارت تمام بیان می‌کردند و رنجش پیامبر را فراهم می‌نمودند(3). حتی در تاریخ آمده است که برخی در زمره موافقان و اصحاب حضرت قرار داشتند چنین زمزمه‌ای داشتند؛ مثلاً بعد از آن که پیامبر با حفصه و ام سلمه ازدواج نمود، طلحه و عثمان گفتند: به خدا سوگند بعد از مرگش ما زنانش را به همسری خواهیم گرفت. طلحه در نظر داشت با عایشه ازدواج کند و عثمان هم میگفت با ام سلمه ازدواج می‌نمایم. این سخن رنجش پیامبر را در پیداشت که آیه فوق نازل شد.(4)
بنابراین زمزمه ازدواج با همسران پیامبر نوعی مبارزه و توطئه برضد حضرت بود. اما خداوند با وضع حکم ویژه برای همسران و با دادن مقام ام المؤمنین به آنان و بیان حرمت ازدواج آنان پس از پیامبر، توطئه را خنثی کرد.
این حکم نوعی چاره اندیشی برای رویارویی با خطرات و تحریفات احتمالی در آینده است. اگر این حکم وجود نمی‌داشت، ممکن بود در آینده مشکلاتی متوجه اسلام گردد، چون که برخی با هدف انتقام گیری و توهین به ساحت مقدس پیامبر تصمیم داشتند پس از رحلتش، با همسران حضرت ازدواج نمایند و آن را با جسارت تمام ابراز میکردند، تا بدین طریق به جایگاه و حیثیت ایشان ضربه وارد نمایند، نیز اگر این حکم اختصاصی وجود نداشت و پس از رحلت پیامبر، جمعی با همسران حضرت ازدواج میکردند، ممکن بود این کار را وسیله سوء استفاده قرار دهند و به این بهانه برای خود پایگاه اجتماعی کسب کنند، یا به عنوان این که از درون خانه پیامبر آگاهی خاصی دارند و رهنمودها و تعلیمات ایشان بیش از دیگران است، به تحریف دین اسلام دست بزنند . منافقان از این روزنه مطالبی را میان مردم منتشر کنند که با مقام و شأن پیامبر ناهمخوان باشد.و میتوان گفت علت اذیت شدن حضرت رسول ص هم از همین ناحیه بوده است .
نمونه دیگر آن حکم قرآن مبنی بر حرمت خروج زنان پیامبر از خانه است که چون عایشه با آن مخالفت کرد، بلوای عظیم و فتنه جمل به پا کرد .دستورات قرآن برای پیشگیری از انحرافات و فتنه ها است و حرمت ازدواج با زنان پیامبر نوعی چارهاندیشی و پاسداشت حریم رسول خدا و حفظ دین، نیز جلوگیری از تحریف و انحراف مکتب پیامبر به شمار میآید.
در هر حال هرچند این مساله یک محدودیت آشکار برای زنان پیامبر بود اما نباید از یاد برد که ارتباط نزدیک و برخورداری از شرافت همسری با پیامبر ص منزلت والایی بود که نصیب این بانوان شد و در قیامت هم برا ی کسانی که آن را ضایع نکرده باشند موقعیت خاصی را ایجاد میکند ؛ اما به طور طبیعی این منزلت و افتخار محدودیت هایی را نیز به دنبال دارد که ممنوعیت ازدواج بعد از پیامبر یکی از آن موارد بود ؛ خداوند به صراحت این نکات را در قرآن مورد اشاره قرار می دهد :
« يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَينْ‏َ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا * وَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الاَْخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا (5) اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! * و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است. »
پس این محدودیت نتیجه طبیعی بسیاری از فضیلت ها و جایگاه های بلند دنیایی و اخروی برای این بانوان بود و به علاوه این امر انتخاب خود ایشان بود چون به صراحت اختیار جدایی از آن بزرگوار به آنان داده شد و در این امر ظلم و اجباری به آنان نشد ، و این محدودیت هم اگر درد و رنجی برای ایشان داشته باشد مانند تمام محدودیتهای احکام الهی و حتی سختیهای طبیعی دنیا در آخرت عوض آن را خواهند گرفت .

پینوشت ها:
1. احزاب(33) آیه 6.
2. همان، آیه 53.
3. طبرسی، مجمع البیان ،تهران ، وزارت فرهنگ، 1380، ج 8، ص 366.
4. السيد ابن طاووس، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، چاپ اول، 1399 ، خيام - قم، ص 492.
5. احزاب (33) آیه 28