سلام وخسته نباشيد به همه شما بزرگوارن وتشكر فراوان از پاسخگويي شما
شما درجواب قبلي بهم گفتيداگه مومن روي قله كوهي هم باشه خدا كسيو ميفرسه عذابش بده تا به اون ثواب وپاداش برسونه.آيا خدا بعدازاين يكسال رنج وعذاب به منم پاداشي داده يا بعد ميگه بمن چه خودت بايد عاقل باشي ....وتازه مواخذم ميكنه وميگه توكه نميدونستي دختره بحرحال اينهمه گناه مرتكب شدي وبانامحرم حرف زدي حالام عذابشو بچش.....وحالا ميخوادباگرفتن مادرم مجازاتم كنه...........................
تورو خدا كمكم كنيد دارم له ميشم زير بار اين همه مشكل وغم.من موضوع رو همون موضوع قبل زدم تا عزيزاني كه درجريان دونامه قبل من هستند راحتترمنو راهنمايي كنند.
يادتون گفتم دختري با اعتقادات وايمانم بازي كرد ونابودم كرد......اون همش اداي آدماي سرطاني ومريضو درمياوردولي هيچيش نبود حتي يتيم هم نبود ولي من بدبخت كه يكسال بامريضي اون درگير بودم ومدام براش دعا ميكردم حالا اين بلا داره سر خودم مياد.....مامانم يه مدت خيلي مريض وروزبروز حالش بدتر ميشه هرچي دكتر ميرفت وآزمايش ميداد نميفهميدن چش حالا چندروز پيش گفتن يه غده سرطاني توبدنش بوده كه متلاشي شده وكل بدنو گرفته يه غده ديگم تو كمرش كه داره فلجش ميكنه وحداكثرتاسه ماه ديگه زندست .بخودش ماجرارو نگفتيم وگفتيم طبق معمول ميگن آزمايشا چيزيو نشون نميدهوانشاا... خوب ميشي.ولي خونمون شده عزاخونه همه فقط گريه ميكنن يه جايي كه مامانم نبينه .بابام اين چندروز هيچي نخورده وفقط گريه ميكنه همه دارن از غصه دق ميكنن.آخه چرا؟چرااونيكه اينقدر منو عذاب دادوناشكري كردوخانوادش بايد سالم باشند منيكه مثلا بقول شما اومدم بوظيفه مسلملنيم عمل كنم اين بلا بايد سرم بياد؟آخه مگه من چقدرطاقت دارم؟بعدازاون ماجرا اصلا دست ودلم به دعا نميره ميگم وقتي قراره خدا وائمه محلم نذارند ديگه چه دعايي؟؟؟چه اميدي؟؟؟/همه مشكلات يه طرف غم بي مادريو چطوري تحمل كنم؟چه طوري شاهد زجركشيدنش باشم چطوري شاهد گريه هاي بابام باشم؟حالا چه خاكي بسرم بريزم مامانم داره جلو چشمم پرپرميشه حتي توان ناله كردن ازاين همه درد شديدم نداره................................................
جهان بيني كه گفتيد افرادمومن دارن چيه؟فلسفه اين همه غم ومصيبت چيه بخدا نمي فهمم برام قابل درك نيست
توروخدابرام دعا كنيد دعا كنيد خدا عمر وسلامتي منو به مامانم بده مامانم كه سني نداره .آرزو داشت بره حج آرزو داشت بچه هاش ازدواج كنن ونوه هاشو ببينه.....
من چطوري طاقت بيارم؟؟؟؟؟؟/
ببخشيداگه بازديد كننده ها هم بسوالام جواب ميدند كجا ميتونم جواباشونو ببينم؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
خواهر محترم!داستان غم انگیز و اندوهناک شما و شیطنت و مردم آزاری دیگران باعث ناراحتی ما شد.
انسان هوشمند و عاقل کسی است که در مسائل و مشکلات زندگی عاقلانه و با تدبیر برخورد نماید.
فرض کنید آن خانم واقعاً یتیم و مریض بود، در این صورت آیا از اینکه کمکش نمودید، ناراحت می شدید؟یا خدا را به خاطر توفیقی که برایت پیش آورده، شکر می کردی؟ مگر نشنیده اید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:« إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّات...؛ ارزش اعمال فقط به نیت بستگى دارد»(1)یا فرمودند:« نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِه؛نيت مؤمن از عملش بهتر است».(2)
شما که نیت خیر داشتید، اجر و ثواب آن را بردید. مگر قرآن نفرمود:«وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون؛ جز آنچه مىكرديد جزا نمىيابيد»(3)
هدف شما از کمک کردن چه بود؟ اگر برای رسیدن به ثواب الهی تلاش نمودید،رسیدید!
خداوند عادل است. جزای هرکس را خواهد داد. آنان نیز جزای شان را خواهند دید:«ثُمَّ قيلَ لِلَّذينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُون؛ پس به كسانى كه ستم ورزيدند گفته شود: عذاب جاويد را بچشيد. آيا جز به آنچه به دست مىآورديد، جزا داده مىشويد؟»(4)
اما پاداش و جزا دادن فقط در دنیا نیست. چه بسا عملی آن قدر عظیم باشد که دنیا ظرفیت جزای آن را نداشته باشد. نباید منتظر دیدن نتیجۀ اعمال در دنیا باشیم.
می توانید از دست این خانم و خانواده ای که احساسات شما ر ا به بازی گرفته بودند، شکایت کنید و اعادۀ حیثیت نمائید.
گفته اید خدا صدای تان را نشنید،می گوئیم شنید و کمک تان کرد و باعث شد که بعد از یک سال رهای تان کنند و واقعیت را برای تان بگویند،اگر ادامه می دادند، چه می کردید؟ اگر کار را به جایی می کشاندند که دامن تان آلوده می شد، چه می کردید ؟و هزاران آیا آیا دیگر!
مولوی داستان خوبی نقل کرده که:
آن يكى اللَّه مىگفتى شبى تا كه شيرين مىشد از ذكرش لبى
گفت شيطان آخر اى بسيار گو اين همه اللَّه را لبيك كو
مىنيايد يك جواب از پيش تخت چند اللَّه مىزنى با روى سخت
او شكسته دل شد و بنهاد سر ديد در خواب او خضر را در خضر
گفت هين از ذكر چون واماندهاى چون پشيمانى از آن كش خواندهاى
گفت لبيكم نمىآيد جواب ز آن همىترسم كه باشم رد باب
گفت آن اللَّه تو لبيك ماست و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست
حيلهها و چاره جويي هاى تو جذب ما بود و گشاد اين پاى تو
ترس و عشق تو كمند لطف ماست زير هر يا رب تو لبيك هاست
خواهرم! اگه فکر می کنید با این اتفاق ها خداوند محل تان نمی ذاره، پس تفکر کنید به این قضیه که: بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله،خلافت حق علی علیه السلام بود اما آن را از او گرفتند. خانه نشین نمودند. همسرش را آزردند و باعث شدند تا به شهادت برسد. فرزندان خردسال شان یتیم شدند. این بلاها بود تا قضیه کربلا پیش آمد.بعد از آن همه مصیبت و اسارت اهل بیت رسول حضرت زینب علیها السلام فرمود:«ما رأیت الاّجمیلاً؛جز زیبایی ندیدم».اینان بهترین بندگان خدا بودند و این همه به قول شما بی محلی!
نمی خواهم تاریخ بگویم اما شاید توجه به این موضوع و نکات در آن برای ما در مصیبت ها و گرفتاری ها مفید باشد.مصیبت شما بیش تر است یا زینب سلام الله علیها که مادر را در سه سالگی از دست دادند؟ بعد هم پدرش شهید شد. در کربلا دو پسر، پنج برادر و ... از او گرفته شد. اما چون به خدا و کار او معتقد بود فرمود:کار خدا قشنگ بود و جز زیبایی ندیدم.
نمی خواهم بگویم شما هم چنین بگویید ،منظورم این است که خدا به هرکس بلا و مصیبت می دهد،دلیل بر بی محلی و بی حرمتی نیست. اگر سراغ خدا نرویم، کجا برویم؟ دعا نکنیم ،چه بکنیم؟ چاره ای نیست جز اینکه به دامان رحمت و لطف خدا پناه ببریم.مطمئن باشید خدا نسبت به مادر شما از هرکس دیگر مهربان تر و دلسوز تر است .مریضی مادرتان ربطی به مجازات شما ندارد. ناراحتی و گریۀ شما برای شما کمال آور است. دست از دعا برندارید. ان شاء الله خدا به مادرتان شفا عنایت فرماید.
یأس و ناامیدی بلای بزرگی است. با بودن آن، کاری نمی توان کرد. خود نیز دریافته اید که یأس و ناامیدی، خانمانسوز و بلکه زندگی سوز است، پس چاره، آن است که نگاهی دوباره به زندگی و آینده داشته باشید.آینده ای که بسیار بیش تر و فراخ تر و گسترده تر از گذشته ای است که از دست رفته است. با بازنگری عواملی که شما را به یأس و نا امیدی کشانده، به طور منطقی و عاقلانه برخورد نمائید و این جز با اصلاح اندیشه و ارزیابی دقیق تر از خود میسر نمی شود.
ما نیز از خداوند درخواست شفای مادر شما و همۀ مریضان مؤمن را خواستاریم.
پی نوشت ها:
1.علامه مجلسی،بحار الأنوار،ج67،ص212،موسسه الوفاء ،بیروت،1404ق.
2.همان.
3.صافات(37)آیه39.
4.یونس(10)آیه52.






