سلام:
بابا جون من ای قدر هم دیگه نا مرد نیستم. می دونم که کار درستی نیست. ارتباط بین ما جنسی نیست. هم دیگه رو به اسم یا داداشی ، آبجی صدا می کنیم.
فقط اگه بعضی وقتا با هم رو بوسی کنیم یا دست بدیم مشگلی داره؟
(البته هنوز این جوری نیست ) ما خیلی با هم راحتیم ولی نه اون اهل خیانت به شوهرش هست نه من. به هیچ عنوان مسله جنسی در کار نیست. در موردش صحبت می شه اما هیچ قصدی در کار نیست.
شوهرش هم آن قدر می دونه کا ما با هم صحبت و رفت و آمد می کنیم.
..............
اگر دختری احتیاج به ارتباط جنسی داشته باشه ، خودش راض باشه ، مشگلی هم براش به وجو نیاد.
به بلوغ عقلی هم رسیده باشه ،
اما با پدرش مشگل داشته باشه ، (همه با پدرش مشگل دارن )
می شه بدون اجازه پدر با او ارتباط جنسی بر قرار کرد؟
خیلی ها میگن اگه دختر راضی باشه مشگلی نیست و اجازه پدر فقط جهت احترام حساب می شه ( این رو خیلی از بزرگان دین میگن
اون چی؟
من شرایط ازدواج رو ندارم
پول واسه ازدواج موقت ندارم.
اونم منو دوست داره اما نه واسه ازدواج چه کار کنم؟
جون من جوابشو سریع بدین
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
ما اصلاً دربارۀ مردی و نامردی شما یا فردی دیگر گفتگو نمی کنیم. شما از ما راه حل خواسته اید و ما موظف هستیم آنچه بر اساس دین و آخرین یافته های علمی روانشناسی است را در اختیار شما قرار دهیم.
در ابتدا به پاسخی که بخش احکام مرکز ارایه داده است توجه نمایید: «ارتباطات اینگونه ای که در سئوال آمده با زن شوهر دار و نامحرم، حرام است» . «در ازدواج با دختر باکره ، اذن پدر لازم است و فقط به جهت احترام نیست، بلکه بدون آن عقد باطل است». (1)
مگر در جایی شرط شده است که رابطه باید جنسی باشد تا حرمت داشته باشد؟!!!
دو احتمال وجود دارد:
یا آنکه آنقدر این کار را انجام داده اید که نمیتوانید باور داشته باشید که این کار حرام است و تکلیف آن را هم روانشناسی و قرآن روشن کرده اند که: افراد در یک رفتار نابهنجار چنان مستغرق میشوند که آن را همچون یک عمل عادی مینگرند. البته فراموش نکنید که ممکن است فردی کاملاً نماز خوان و روزه گیر و ... هم باشید؛ اما به خوبی میدانیم که هیچ چیز مانع از آن نمی شود که این رفتار گناه آلود محسوب نشود و به یک رفتار بهنجار تغییر وضعیت دهد.
شما با هر نیتی که این رفتار را انجام دهید، فایده ندارد. مگر میتوانید از دیوار خانه فردی بالا بروید و واقعاً قصد دزدی هم نداشته باشید. هیچ تفاوتی در کار نیست و نمی توان آن را ستود.
خیانت از نظر من یا شما مهم نیست. این دین است که تکلیف ما را در این مسأله روشن می کند. وقتی شما پا را از یک مسیر شرعی و قانونی فراتر می گذارید، پس از آن این عواطف و موقعیت ها است که شما را هدایت می کند و نه خرد و بینش کافی!!
حال اگر فرض کنیم که شما نیز بتوانید همین گونه بمانید، آیا می توان به این امر نیز اطمینان داشت که او هم به همین حد بسنده کند؟! به خوبی می دانید که وقتی فردی به یک گناه مبتلا شد یا عادتی نابهنجار در او شکل گرفت، به آن حدَ بسنده نخواهد کرد و این عادت پیشرفت خواهد کرد.
این خانم شوهر دار به جای آنکه به روانشناس و خانواده درمانگر مراجعه نماید و مشکلاتش را برطرف نماید، تلاش می کند تا به گونه ای این مسایل و مشکلات را نادیده انگارد، اما مشکلات او در دراز مدت دو چندان خواهد شد. بنا بر این او با این مسیر خلاف رفتن آشنا شده است و می توان با اطمینان بسیار پیش بینی نمود که در آینده نیز همین کار را خواهد کرد. بنا بر این شما زمینه ای را برای خلاف ایشان فراهم کرده اید و او به این روند منحرف ادامه خواهد داد.
در پایان نکاتی را خدمت شما ارایه می کنم:
سعی کنید لحظه ای خودتان را به جای همسر این خانم بگذارید، آیا به همسرتان حق این گونه روابط را حتی در بدترین شرایط خانوادگی می دهید؟
آیا خود را برای زمانی که خورشید ناگهان از پشت ابر آشکار شود، آماده کرده اید؟
آیا آینده روشن و هدفمند و منطقی در این گونه روابط می بینید؟
آیا شما باعث اختلافات بیشتر این خانم در کنار همسرش نمی شوید؟ چون اگر در کنار شما تخلیه هیجانی شود، مشکلاتش بیشتر خواهد شد و دیگر حال و حوصله همسر خود را ندارد.
به هر حال کلید اسرار های زندگی خودمان را دریابیم و از گناه دوری کنیم!!
موفق باشید.






