باسلام اينطور نبوده كه پسر حضرت آدم باخواهرش ازدواج كندبلكه خداي تعالي براي پسر حضرت آدم دوباره يك زن خلق ميكند
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
خداوند در قرآن می فرماید : «...... وَ بَثَّ مِنهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً ؛(1) اى مردم! از پروردگارتان بپرهیزید که شما را از یک انسان آفرید و همسرش را نیز از جنس او آفرید و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (روى زمین) منتشر کرد».
از اين که مي گويد: " خداوند از آدم و همسرش، مردان و زنان فراواني بوجود آورد" استفاده مي شود که تكثير نسل فرزندان آدم تنها از طريق آدم و همسرش صورت گرفته است و موجود ثالثي در آن دخالت نداشته است.
لازمه اين سخن آن است که فرزندان آدم (برادر و خواهر) با هم ازدواج كرده باشند زيرا اگر آن ها با نژاد و همسران ديگري ازدواج كرده باشند" منهما" (از آن دو) صادق نخواهد بود.
اين موضوع در احاديث متعددي نيز وارد شده است و زياد هم جاي تعجب نيست چه اينكه طبق استدلالي که در بعضي از احاديث از ائمه اهل بيت نقل شده
اين ازدواجها در آن عصر مباح بوده زيرا هنوز حكم تحريم ازدواج خواهر و برادر نازل نشده بود، بديهي است ممنوعيت يك كار، بسته به اينکه است که از طرف خداوند تحريم شده باشد چه مانعي دارد که ضرورتها و مصالحي ايجاب كند که در پارهاي از زمانها مطلبي جائز باشد و بعدا تحريم گردد.
ولي در احاديث ديگري تصريح شده که فرزندان آدم هرگز با هم ازدواج نكردهاند و شديدا به كساني که معتقد به ازدواج آنها با يكديگرند حمله شده است.
و اگر بنا باشد که در احاديث متعارض آنچه موافق ظاهر قرآن است ترجيح دهيم بايد احاديث دسته اول را انتخاب نمود زيرا موافق آيه فوق است.
در اينجا احتمال ديگري نيز هست که گفته شود: فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاي پيشين ازدواج كردهاند زيرا طبق رواياتي آدم اولين انسان روي زمين نبوده، مطالعات علمي امروز نيز نشان ميدهد که نوع انسان احتمالا از چند مليون سال قبل در كره زمين زندگي ميكرده، در حالي که از تاريخ پيدايش آدم تا كنون زمان زيادي نميگذرد، بنا بر اين بايد قبول كنيم که قبل از آدم انسانهاي ديگري در زمين مي زيستهاند که به هنگام پيدايش آدم در حال انقراض بودهاند، چه مانعي دارد که فرزندان آدم با باقيمانده يكي از نسلهاي پيشين ازدواج كرده باشد ولي همانطور که گفتيم اين احتمال با ظاهر آيه فوق چندان سازگار نيست. (2 )
1. نساء (4) آیه 1.
2. تفسیر نمونه ،ج 3 ، ص 246- 247 .






