با سلام
من در پرونده خودم ظلم ها و گناههاي بسيار بزرگي دارم و در ترك آنها بسيار تلاش كردم اما چندين سال است كه موفق نشده ام.
با توجه به آيه قرآن "ولا يزدالظالمين الا خسارا" آيا قرآن بخوانم يا خير؟؟ چون احساس مي كنم با تلاوت قرآن به خسران خودم اضافه مي كنم. لطفا راهنمايي كنيد.
متشكرم

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز:
پرسشگرمحترم: آیه فوق شامل دو بخش می باشد؛ ابتدا لازم است هر دو بخش آن توضیح داده شود تا پاسخ حضرت عالی بخوبی روشن گردد.
اما بخش اول:
شفا بودن قرآن است که این موضوع در آيات متعددي مطرح شده. از جمله این آیه است:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً ؛ (1) قرآن را نازل مى‏كنيم كه شفا و رحمت براى مؤمنان است و ستمگران را جز خسران و زيان نمى‏افزايد».
قرآن نسخه شفا بخش:
از آنجا كه در آيات پیشین، بحث از توحيد و حق و مبارزه با شرك و باطل بود، در نخستين آيه مورد بحث به تاثير فوق العاده قرآن و نقش سازنده آن در اين رابطه پرداخته مى‏گويد:"ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ .ما قرآن را نازل مى‏كنيم كه مايه شفا و رحمت مؤمنان است.
فرق ميان شفاء و رحمت:
کلمه" شفا" معمولا در مقابل بيماريها و عيب ها و نقصها است، بنا بر اين نخستين كارى كه اثر قرائت قرآن در وجود انسانها ایجاد مى‏كند همان پاكسازى از انواع بيماريهاى فكرى و اخلاقى فرد و جامعه است.
پس از آن مرحله" رحمت" فرا مى‏رسد كه مرحله تخلق به اخلاق الهى، و جوانه زدن شكوفه‏هاى فضائل انسانى در وجود افرادى است كه تحت تربيت قرآن قرار گرفته‏اند.
به تعبير ديگر" شفا" اشاره به " پاكسازى"، و" رحمت" اشاره به" نو سازى" است، و يا به تعبير فلاسفه و عرفاء شفاء به مقام" تخليه" اشاره مى‏كند و رحمت، به مقام" تحليه".
اما بخش دوم :
آیه که چرا ظالمان نتيجه معكوس مى‏گيرند و از قرائت قرآن خسارت می بینند ؟ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً، ولى ستمگران مانند هميشه به جاى اينكه از اين وسيله هدايت بهره گيرند جز خسران و زيان بيشتر چيزى بر آنها نمى‏افزايد..
نه تنها در اين آيه كه در بسيارى ديگر از آيات قرآن دیده می شود که منظور دشمنان حقند نه مومنان گناهکار که این دشمنان کینه توز بجاى اينكه از نور آيات الهى دل و جان خود را روشن سازند و تيره‏گيها را بزدايند، بر جهل و شقاوتشان افزوده مى‏شود.
وبه همین دليل است كه خميرمايه وجودشان بر اثر كفر و ظلم و نفاق به شكل ديگرى در آمده، لذا هر جا نور حق را مى‏بينند به ستيز با آن بر مى‏خيزند، و اين مقابله و ستيز با حق، بر پليدى آنها مى‏افزايد، و روح طغيان و سركشى را در آنها تقويت مى‏كند.
بعنوان مثال يك غذاى نيرو بخش را اگر به عالم مجاهد و دانشمند مبارزى بدهيم از آن نيروى كافى براى تعليم و تربيت و يا جهاد در راه حق مى‏گيرد، ولى همين غذاى نيروبخش را اگر به ظالم بيدادگرى بدهيم از نيروى آن براى ظلم بيشتر استفاده مى‏كند، پس تفاوت در غذا نيست، بلکه تفاوت در مزاجها و طرز تفكرها است.
آيات قرآن طبق مثل معروف همچون قطره‏هاى حياتبخش باران است كه در باغها، لاله مى‏رويد، و در شوره‏زارها خس! و درست به همين دليل است که، براى استفاده از قرآن بايد قبلا آمادگى پذيرش را پيدا كرد، و به اصطلاح علاوه بر فاعليت فاعل، قابليت محل نيز شرط است.
و از اينجا پاسخ اين سؤال كه چگونه قرآن كه مايه هدايت است، افراد لجوج و کینه توز نسبت به خدا و پیامبرش را هدايت نمى‏كند، روشن مى‏گردد، زيرا قرآن بدون شك مايه هدايت گمراهان است. اما به يك شرط، گمراهانى كه در جستجوى حق هستند، انسان هایی که راه را اشتباه رفتند به همين انگيزه به سراغ دعوت قرآن مى‏آيند، و انديشه خود را براى درك حق به كار مى‏گيرند. اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق كه با حالت صد در صد منفى به سراغ قرآن مى‏آيند، مسلما بهره‏اى از آن نخواهند داشت، بلكه بر عناد و كفرشان افزوده مى‏شود چرا كه تكرار عمل خلاف به آن عمق بيشتر در جان آدمى مى‏دهد.
اما اینکه: قرآن يك داروى مؤثر براى همه دردهاى اجتماعى و اخلاقى است. بدون شك بيماري هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زيادى با بيماري هاى جسمى او دارد، هر دو كشنده است، هر دو نياز به طبيب و درمان و پرهيز دارد، هر دو گاهى سبب سرايت به ديگران مى‏شود، هر دو بايد ريشه يابى شوند و پس از شناخت ريشه اصلى بايد به درمان هر دو پرداخت.
هر دو گاهى به مرحله‏اى مي رسند كه غير قابل علاجند، ولى در بيشتر موارد مى‏توان آن ها را درمان كرد.
چه تشبيه جالب و پر معنایى؟ آرى قرآن نسخه حياتبخشى است براى آن ها كه مى‏خواهند با جهل و كبر و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخيزند.
قرآن نسخه شفابخشى است براى بر طرف ساختن ضعف ها و زبونى‏ها و ترس هاى بى دليل. اختلاف ها و پراكندگي ها.
قرآن داروى شفا بخشى است. براى آنها كه از بيمارى عشق به دنيا، وابستگى به ماديات. تسليم بى قيد و شرط در برابر شهوتها رنج مى‏برند.
قرآن نسخه شفابخشى است براى دنيايى كه آتش جنگها در هر سوى آن افروخته است، و در زير بار مسابقه تسليحاتى كمرش خم شده، و مهم ترين سرمايه‏هاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسليحات مى‏ريزد.
و سرانجام قرآن نسخه شفا بخشى است براى آنها كه پرده‏هاى ظلمانى شهوات آن ها را از رسيدن به قرب پروردگار مانع شده است. (2)
در سوره يونس آمده است: «قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ ؛ (3) از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دل ها نازل شد».
در سوره فصلت همین معنا آمداست: «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ ؛ (4) به اين لجوجان تيره‏دل بگو اين قرآن براى مؤمنان مايه هدايت و شفاء است» .
به هر حال با این توضیح روشن شد که شفا بخشی قرآن برای انسان های مومن گناهکاری است که از روی اشتباه گناهی مرتکب شده اند و حال می خواهند برگردند که این نه تنها شامل حال حضرت عالی بلکه شامل بیشتر انسان های مومن می شود، پس توصیه می شود با این توضیحات هر چه در توان دارید قرآن تلاوت نمایید! بخصوص در ماه رجب ، و در این ماه نیز انفاق صدقات از بهترین و زیباترین اعمال و موجب مغفرت و آمرزش گناهان به شمار آمده است، و نیز ماه شعبان و رمضان در پیش است؛ پس از ختم قرآن در این ماه ها و خواندن دعاهای آن و انجام اعمال آن که مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح آورده است، معلوم خواهد شد که چقدر نورانی و امید وار شده ای. و به فكرهایی - كه برخاسته از وسوسه هاي شيطاني است - گوش ندهيد!!
پی نوشت ها:
1. اسراء (17) آيه 82.
2. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، تهران ، دارلکتب الاسلامیه سال 1362. ج‏12، ص 238 به بعد با تلخیص.
3. یونس (10) آیه 57.
4. فصلت (41) آيه 44.