با عرض سلام و تشکر از شما
مشکل من بزرگ است و نامه ام هم طولانی از شما خواهش می کنم کمکم کنید.
من دختر 23 ساله ای هستم که پدری مغرور و عصبی دارم و این مرا از کودکی انسانی مضطرب بار آورد و قضیه از آنجا وخیم تر شد که در سن 15 سالگی فهمیدم پدرم با یکی از زنان دوستانش رابطه ی نامشروع(زنا) داشته است و از شانس بد، من قبل از دیگر اعضائ خوانواده ام از تمام جزئیات این امر کثیف با خبرشدم . باید بدانید که در آن وضعیت و آن سن بحرانی بر سر روحیه ی من چه آمد و چه رنج هایی را تحمل کردم .از آن هنگام به بعد دچار استرس در جمع، تپش قلب و لرزش دست و... شدم و در شرایط بحرانی مثل وقتی که با پدرم بحث می کنم دچار تشنج می شوم.
این ناراحتی ها را میراث پدرم می دانم و همینها مرا از بسیاری از امور زندگی ام باز داشته است و تا مدتها نمی توانستم با هیچ کس رابطه ی سالمی داشته باشم.
من بسیار سعی کرده ام این ناراحتی ها را از خودم دور کنم و زندگی عادی ای داشته باشم.
اما انگار پدرم دست بردار نیست و با اخلاق تند و عصبانیت ها و زبان تلخ و دشنام زندگی را بر من و مادرم و خواهر و برادر کوچکترم جهنم کرده است.
جالب این است که او همان روش تربیتی نمونه ای! را که برای من و خواهرم داشته در مورد برادر هشت ساله ام دارد تکرار می کند و او هم به بچه ای مضطرب و گوشه گیر تبدیل شده است
حال نمی خواهم آنچه من و خواهرم تحمل کرده ایم و می کنیم بر سر برادرم بیاید
شاید بتوانم پدرم را به خاطر ظلمی که به من کرده ببخشم اما در مورد برادرم نمی توانم کوتاه بیایم.
از شما خواهش می کنم مرا با حقوق قانونی یم در این موارد آشنا کنید چگونه می توانم به برادرم کمک کنم.
باتشکر از توجه دقیقتان

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با اين مركز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. با این توصیفی که شما از حالات و عملکرد پدرتان داشته اید، معلوم می گردد که ایشان از چندین اختلال عمده و آشفتگی روانی بی بهره نیست و می بایست خیلی قبل تر از این ها، مورد درمان توسط روانشناس بالینی قرار می گرفت. اما امروز با گذشت زمان اوضاع وخیم تر شده است و شاید تغییر رفتار پدرتان به این سادگی ها انجام نپذیرد. تعجب ما از عملکرد مادرتان است که چرا در این سالها در پی اصلاح و درمان پدرتان بر نیامده است و اقدام جدی در این خصوص انجام نداده است و گذاشته این خصلت های ناپسند پدرتان ریشه دار گردد و بیماری روحی و روانی پدرتان همچنان لاینحل باقی بماند.
2. شاید در جواب بگویید که حفظ آبرو و یا وجود فرزندان باعث این اهمال کاری و تعلل شده است، ولی باید بدانید که این جور مسائل خیلی نمی تواند دوام بیاورد و بالاخره روزی آشکار می گردد و همانند آتش زیر خاکستر با اندک نسیمی هویدا می شود و شعله ور و سوزاننده تر می گردد، ارتباط نامشروع پدرتان کاملاً گویای این مطلب می باشد.
3. برای این که از این مخمصه و بحرانی که در خانواده شما ایجاد شده است خارج گردید، پیشنهاد می شود برای برون رفت از این جریان، مهارت حل مسئله را به درستی بیاموزید و نسبت به مشکل زندگی و خانوادگی خود راه حل منطقی پیدا کنید. ابتدا باید تمامي راه حل هايي ممكن را براي حل مشكل خانوادگی خود را فهرست كنيد. معمولاً براي حل يك مشكل راه‌حل‌هاي مختلفي وجود دارد. بهترین روش براي پيدا كردن راه‌حل‌هاي مختلف براي حل يك مشكل استفاده از تكنیك «بارش فكری یا بارش اندیشه‌ها» است. بدین صورت كه بدون ایجاد محدودیت هر راه‌حلی‌که به ذهنمان می‌رسد، بدون در نظر گرفتن سخت و آسان، درست یا نادرست و مثبت یا منفی بودن، حتی راه‌حل‌های غیرمفید یا بی‌اهمیت را یادداشت ‌کنید.
بهترین افراد در مشکل‌گشایی کسانی هستند که خلاق‌و ریسک‌پذیرند و از زوایای مختلف به مسئله نگاه می‌کنند. بنابراین در ایجاد راه‌حل‌ها از دو شاخص خلاقیت و انعطاف‌پذیری بهره ببرید. ذهن خود را آزاد بگذارید. هر طرح احتمالی که مناسب‌تر است را روی کاغذ یادداشت کنید. سعی کنید خلاقانه عمل نمایید و واقعیت را بپذیرید و اگر نظرتان اشتباه است، انعطاف‌پذیری خود را تقویت کنید. تا آنجا که می‌توانید از مشاوره و ایده‌های افراد حمایت‌کننده در سیال‌سازی ذهنی استفاده کنید. به دنبال تهیه فهرست راه حل ها، نوبت به ارزشیابی و ارزيابي راه حل هاي مطرح شده و انتخاب بهترين راه حل می رسد.
به هر حال اگر راه‌حلي را انتخاب كرديد ولي به نتيجه نرسيديد، مأيوس نشده، به دنبال راه‌حل‌هاي ديگري براي پيدا كردن حل مشكل باشيد؛ چرا كه شكست يك راه‌حل، پايان تمام راه‌حل‌ها نيست. تردیدی نداشته باشید که خداوند با امداد‌های خود شما را در مراحل حل مسئله یاری خواهد نمود.
4. به نظر می رسد که شما چند راه حل پیش روی خود دارید؛ ابتدا باید به علت رفتارهای بد پدرتان پی ببرید و سپس در صدد درمان آن بر بیایید، برای این منظور می توانید موضوع را با یک روانشناس و خانواده درمانگر با تجربه در میان بگذارید و از او بخواهید با دعوت از پدرتان برای حضور در جلسات خانواده درمانگری، زمینه صحبت درباره مشکل را فراهم آورد تا به راه حل هایی برای حل مشکل برسید. اگر چنانچه پدرتان همکاری نکرد و در جلسات درمانی شرکت نکرد در این صورت شما باید با مهارت افزایی و بالا بردن آستانه تحمل و نیز فراگیری راه های مقابله با مشکلات زندگی، مشکلات و آسیب های زندگی خود را برطرف کنید. بهتر است با مراجعه حضوری به یک روانشناس با تجربه و گفتگو با او، راه‌های مقابله با مشکلات زندگی و رهایی از استرس و اضطراب را فرا بگیرید و در درمان آشفتگی روحی و روانی و جسمی خود بکوشید. روانشناس همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا با استفاده از فنون روان درمانی، دارو درمانی، تنفس عمیق و نیز آموزش مراحل تن‌آرمیدگی (ریلکسیشن) با دور ساختن تنش بدنی و رها شدن از انقباضات عضلانی از اضطراب و استرس بی مورد فاصله بگیرید.
5. شاید اصلاح شیوه تربیتی پدرتان همانند دیگر رفتارهای غلط پدرتان سخت به نظر آید و شما نتوانید در این خصوص برادرتان را یاری کنید، اما می توانید با بالابردن آستانه تحمل او و نیز آشنا کردن و یاد دادن راه‌های مقابله با مشکلات زندگی، از آسیب روحی و روانی بیشتر برادرتان پیشگیری به عمل آورید و یا در صورت آسیب، فوراً او را پیش روانشناس ببرید تا در درمان او اقدامات لازم را انجام دهد و از وخیم تر شدن اوضاع جلوگیری کند. این حداقل کاری است که شما می توانید در حق برادرتان انجام دهید. البته اِعمال حقوق قانونی خارج از توانایی شماست و نیاز به مشورت با صاحبان اندیشه و اهل فن می باشد.
6. اگر چه رفتارهای ناپسند پدرتان و ظلم هایی که در حق شما روا داشته است باعث رنجش و آزار شما و مشکلات و آسیب های روحی و روانی شما گردیده است، اما این به معنای آن نیست که شما باید تسلیم این رخداد گردید بلکه این توانایی در شما وجود دارد که علی رغم مشکلات زیاد زندگی، بتوانید مشکلات زندگی خود را مدیریت کنید و آنها را یکی پس از دیگری برطرف کنید. بنابراین هرگز ناامید نباشید و در رفع مشکلات خود بکوشید.
7. این را بدانید که سختی‏ها و گرفتاری‏ها زندگی، مقدمه کمال و پیشرفت انسان است. این امور برای تکامل بشر ضرورت دارد. اصولاً جوهر زندگي انسان، رويارويي با مشكلات و تلاش براي غلبه بر آنهاست. آنچه كه انسان و زندگي را مي‏سازد، همين درگير شدن با مشكلات و تلاش براي رفع آنهاست. بايد بدانيد كه استعدادهاي آدمي در عرصه همين مشكلات است كه بروز مي‏كند. پس بايستي از مشكل استقبال كرد و با شادابي و طراوت به رفع آن اقدام نمود.